۹۶۴
۲۰:۰۳
۸۶۶
۱۱:۴۶
۷۴۶
۱۹:۵۶
مسئلهای که در این هنگامه اذهان بسیاری از متفکرین و ایراندوستان را به خود مشغول کرده است، موضوع «ایران پسابعثت» است؛ کشوری مقتدر با امتی برانگیخته و نظام حکمرانی کارآمد که قادر است ضمن بهرهگیری از ظرفیتها و شایستگیهای آحاد ملت، «ایرانی نو» دراندازد و «نو ایرانی» بسازد. نیل به این آرمان متعالی نیازمند بایستههایی است که مایلم اهم آنها را به طور خلاصه تشریح کنم.
۶۹۰
۱۷:۴۵
۹۴۴
۱۳:۲۳
میر سامان پیشوایی
بایستـههای ایـــران پسـابعثت
قسمت اول: بازآفرینی به جای بازسـازی مسئلهای که در این هنگامه اذهان بسیاری از متفکرین و ایراندوستان را به خود مشغول کرده است، موضوع «ایران پسابعثت» است؛ کشوری مقتدر با امتی برانگیخته و نظام حکمرانی کارآمد که قادر است ضمن بهرهگیری از ظرفیتها و شایستگیهای آحاد ملت، «ایرانی نو» دراندازد و «نو ایرانی» بسازد. نیل به این آرمان متعالی نیازمند بایستههایی است که مایلم اهم آنها را به طور خلاصه تشریح کنم.
تغییر نگرش از «بازسازی» به «بازآفرینی»: به نظر میرسد فرصت و ظرفیت کنونی برای تحول در ایران چنان گسترده و عمیق است که تقلیل آن به بازسازی فیزیکی صنایع و ابنیه آسیبدیده کفران نعمت و فرصتسوزی است. شکر نعمت امت مبعوث شده و پاسداشت خون رهبر شهید (رض) جز با «بازآفرینی» مطلوب سازههای سخت و نرم ایران و نظام حکمرانی آن میسر نخواهد شد. هر چند که ایران کارنامه مبارزاتی درخشانی در جنگ رمضان و اتفاقات ماقبل آن در مقابل دشمن جنایتکار از خود به جای گذاشت، لکن در بسیاری از عرصهها آسیبهای وارده نشان از برخی غفلتها و ناکارآمدیها داشت. در باور «واقعگرایانه» نگارنده این سطور «تضعیف فعل اهل خیانت»، «توجیه فعل اهل حماقت» و «تکمیل رسالت اصحاب حق» است. لذا در سیر تکامل انقلاب اسلامی به تمدن نوین اسلامی، توقف در هر منزلگاه، غفلت و حرکت به منزلگاه بعدی، رسالت محسوب میشود. سالها است که نظام حکمرانی ایران از امراض مزمنی رنج میبرد که پیامد آن ناکارآمدی در برخی ابعاد است. شایستهستیزی، بحراندوستی و حاشیهپروری در لباس شبـح ناکارآمدی بر برخی نظامات کلیدی سایه گسترانده است و درمان آن مستلزم بازآفرینی -و نه بازسازی- نظامات و سازوکارها در برخی عرصههای کلیدی حکمرانی است. تبدیل تهدید بحران و شکست به فرصت بازآفرینی برای نیل به سطح کارآمدی بالاتر از زمان قبل از حادث شدن بحران، امری شناخته شده در ادبیات علمی توسعه است که از آن تعبیر به ويژگی «پادشکننـدگی» میکنند. به نظر میرسد نهادینه کردن این امر در ایران، بزرگترین ضربه به دشمن جنایتکار و بهترین پاسداشت خون شهدای جنگ رمضان خواهد بود.
میر سامان پیشوایی
@Pishvaee_ir
جناب روحانی در زمانی که رئیس جمهور بود در مصاحبهای گفته بود: «یک وقتی چند اقتصاددان بودند که سر قیمت ارز همیشه با ما چانه میزدند؛ مثلا ارز ۳۸۰۰ تومان بود میگفتند اگر این بشود ۴۲۰۰ تومان تمام ایران، گلستان میشود. میگفتند اگر ارز بشود، ۴۲۰۰ تومان صادرات ما ۲ برابر میشود. ... آنچه ایشان میگفتند که با ارز ۴۲۰۰ تومانی محقق میشود و ارز بازار دوم، اگر محقق میشد الان دنیا گلستان میشد. اما نباید فقط یک بعد داستان را ببینیم. اقتصاد دانش بسیار پیچیدهای است. اقتصاد کتاب نیست. بعضیها فکر میکنند، اقتصاد کتاب است. فرمولهایی که در کتاب خواندند، رفتند امتحان دادند و نمره گرفتند، میشوند اقتصاددان؛ نه اقتصاد خیلی فراز و نشیب دارد». آری، اساساً کسب موفقیت در عرصه حکمرانی با یک اقدام شکلی به جای اصلاح نهادی، بیش از آنکه با واقعیت نسبت داشته باشد ریشه در رویاهای خام دارد. معتقدان به چنین راهکارهایی (بخوانید راهکارهای روبنایی) یا درک صحیحی از نظام حکمرانی نداشته و یا برای کسب محبوبیت رویافروشی میکنند. لذا نه با تغییر دفعی نرخ ارز و نه با امضای برجام و نه با هیچ راهکار روبنایی دیگری ایران گلستان نشد و نمیشود!
۵۲۶
۲۰:۲۶
میر سامان پیشوایی
بایستـههای ایـــران پسـابعثت
قسمت دوم: مبـارزه با شبـح ناکارآمـدی نهـادی جناب روحانی در زمانی که رئیس جمهور بود در مصاحبهای گفته بود: «یک وقتی چند اقتصاددان بودند که سر قیمت ارز همیشه با ما چانه میزدند؛ مثلا ارز ۳۸۰۰ تومان بود میگفتند اگر این بشود ۴۲۰۰ تومان تمام ایران، گلستان میشود. میگفتند اگر ارز بشود، ۴۲۰۰ تومان صادرات ما ۲ برابر میشود. ... آنچه ایشان میگفتند که با ارز ۴۲۰۰ تومانی محقق میشود و ارز بازار دوم، اگر محقق میشد الان دنیا گلستان میشد. اما نباید فقط یک بعد داستان را ببینیم. اقتصاد دانش بسیار پیچیدهای است. اقتصاد کتاب نیست. بعضیها فکر میکنند، اقتصاد کتاب است. فرمولهایی که در کتاب خواندند، رفتند امتحان دادند و نمره گرفتند، میشوند اقتصاددان؛ نه اقتصاد خیلی فراز و نشیب دارد». آری، اساساً کسب موفقیت در عرصه حکمرانی با یک اقدام شکلی به جای اصلاح نهادی، بیش از آنکه با واقعیت نسبت داشته باشد ریشه در رویاهای خام دارد. معتقدان به چنین راهکارهایی (بخوانید راهکارهای روبنایی) یا درک صحیحی از نظام حکمرانی نداشته و یا برای کسب محبوبیت رویافروشی میکنند. لذا نه با تغییر دفعی نرخ ارز و نه با امضای برجام و نه با هیچ راهکار روبنایی دیگری ایران گلستان نشد و نمیشود!
تغییر رویکرد از «راهکارهای روبنایی» به «راهکارهای نهادی»: راهکارهای روبنایی ممکن برای مدتی کوتاه اوضاع را بهبود دهند اما در بلندمدت نه تنها قادر به تثبیت بهبود نیستند بلکه فرصتی برای رشد ریشههای ناکارآمدی هستند. دستیابی به کارآمدی نظام حکمرانی در گرو اصلاحات نهادی ریشهای است. همانطور که پیشتر گفته شد نظام حکمرانی ایران از سه عامل نهادی (1) شایستهستیزی، (2) بحراندوستی و (3) حاشیهپروری (شبـح ناکارآمدی) رنج میبرد. این سه، خواسته یا ناخواسته، به صورت سیستماتیک قفل بزرگی بر تغییرات منجر به کارآمدی زدهاند. اما نباید تصوری روبنایی از این موانع نهادی داشت. برای مثال وقتی صحبت از شایستهستیزی میشود، منظور تنها فرآیند جذب و انتصاب نامناسب نیست، بلکه منظور نظام اداری نهادینه شدهای است که در آن عملکرد به فراموشی سپرده شده و شایستگی انگیزهای برای بروز پیدا نمیکند. یا وقتی از بحراندوستی صحبت میشود، منظور آن چرخه نهادینه شدهای است که مسائل را به تدریج به بحران و موضوع امنیت ملی تبدیل کرده و عمده حکمرانان را به مدیریت بحران ناشی از عدم حل مسائل گذشته مشغول میکند. و در نهایت مراد از حاشیهپروری، نظامات و فرآیندهایی است که بسیاری از تصمیمات مهم را به حواشی و نامسئلهها گره میزند به طوری که متن مهجور و حاشیه پررونق میشود. این سه در کنار هم چرخه سوزندهای را سرعت میدهند که حاصل آن «تعادل شوم تثبیت ناکارآمدی» است. در چنین تعادلی قریب به اتفاق تحولات تعالیخواهانه محکوم به شکست هستند. لذا بهرهمندی از فرصتهای محیطی و اجرای طرحهای تحول مستلزم برهمزدن این تعادل شوم است. تعادل جدید باید مبتنی بر یک رویکرد اصلاح نهادی و ایجاد یک چرخه سازنده بر اساس شایستهپروری، پیشگیریمحوری و متنپردازی شکل گیرد.
میر سامان پیشوایی
@Pishvaee_ir
تجربههای قبلی طرحهای تحول حاکی از آن است که بسیاری از این طرحها در هفتخوان دیوانسالاری نظام حکمرانی کشور گرفتار شده و در عمل به نتیجه نمیرسند. تحقق 30 درصدی احکام برنامههای توسعه پنجساله کشور علیرغم اینکه قوانینی لازمالاجرا بودهاند، مصداق کاملی برای این مشکل است. چنین ساختار ناکارآمدی نه تنها بر طرحهای تحول قفل میزند، بلکه از آن مهمتر، به تدریج جامعه نخبگی کشور و آحاد مردم را نسبت به ایجاد تحول ناامید میکند. بسیاری از حکمرانان و مدیران شایسته تحولخواه در چنین شرائطی یا به تدریج از چرخه حکمرانی کشور با انتخاب خود خارج میشوند و یا به جرم خرق نظام دیوانی ناکارآمد، درگیر پروندههای نظارتی در مراجع مختلف میشوند.
۳۹۹
۱۹:۰۰
گاه میگوید پدر (ص)، گاهی حسن (ع)، گاهی رضا (ع)
آن گاه که مردم با انجام انواع نیکیها میکوشند به خدا نزدیک شوند، تو با عقل به خدا نزدیک شو تا از آنها سبقت بگیری!
۱۳۶
۱۸:۵۴