#محمدرضا_مهدوی_روانشناس_بالینی
میزان خواب مناسب بسته به سن و مرحلهای از زندگی که در آن هستید، متفاوت است. اما به طور کلی، برای یک بزرگسال سالم، استاندارد علمی معمولاً بین ۷ تا ۹ ساعت در شب است.
در اینجا جزئیات دقیقتر بر اساس گروههای سنی آورده شده است:
نوزادان (۰ تا ۳ ماه): ۱۴ تا ۱۷ ساعتنوزادان (۴ تا ۱۱ ماه): ۱۲ تا ۱۵ ساعتکودکان نوپا (۱ تا ۲ سال): ۱۱ تا ۱۴ ساعتکودکان پیشدبستانی (۳ تا ۵ سال): ۱۰ تا ۱۳ ساعتکودکان سن مدرسه (۶ تا ۱۳ سال): ۹ تا ۱۱ ساعتنوجوانان (۱۴ تا ۱۷ سال): ۸ تا ۱۰ ساعتبزرگسالان (۱۸ تا ۶۴ سال): ۷ تا ۹ ساعتسالمندان (۶۵ سال به بالا): ۷ تا ۸ ساعت
نکته مهم: میزان خواب به متغیرهای متفاوتي بستگی دارد و همچنین کیفیت و کمیت خواب تأثیر مستقیمی بر روی عملکرد مغز مثل یادگیری و خلق و خو دارد.
نکات روانپزشکی و روانشناسی
کانال محمدرضا مهدوی روانشناس بالینی طرحواره درمانگر تحلیلی
برای همکاری، ویزیت روانپزشک و روانشناس
همچنین شرکت در جلسات آموزشی ( فردی و گروهی )با ما در تماس باشید
09019095990
۳۳۸
۲۰:۵۹
بازارسال شده از روانپژوهشگران
#محمدرضا_مهدوی_روانشناس_بالینی #طرحواره_درمانگر_تحلیلی
مفاهیم سادیسم (Sadism) و مازوخیسم (Masochism) از منظر روانشناسی ریشههای عمیقی دارند و در طول تاریخ، از تحلیلهای کلاسیک فرویدی تا دیدگاههای مدرن و علمی، به اشکال مختلف مورد بررسی قرار گرفتهاند.
۱. تعریف سادیسم و مازوخیسم
سادیسم (Sadism): به تمایلی گفته میشود که در آن فرد از ایجاد درد، رنج، ترس یا تحقیر در دیگران لذت میبرد. در حالت افراطی که این رفتار به آسیب رساندن عمدی و غیرقانونی دیگران منجر شود، از آن به عنوان «اختلال شخصیت سادیستی» یا در بافتهای خاص، «سادیسم جنسی» یاد میشود.مازوخیسم (Masochism): به تمایلی گفته میشود که در آن فرد از تجربه درد (جسمی یا روانی)، تحقیر شدن یا تحت کنترل بودن دیگران لذت میبرد یا از طریق این تجربهها به آرامش و رضایت میرسد. در حالت آسیبزا، این رفتار میتواند به شکل «خودآزاری» یا «مازوخیسم خودشیفته» ظاهر شود.
۲. علت بروز این تمایلات از نگاه روانشناسی
علت دقیق این پدیدهها یک عامل واحد نیست و معمولاً ترکیبی از عوامل مختلف است:
الف) دیدگاه روانکاوی (کلاسیک)
زیگموند فروید و پیروانش معتقد بودند که این تمایلات ریشه در دوران کودکی و مراحل رشد روانی دارند:
تکانههای غریزی: فروید معتقد بود که میل به لذت و میل به تخریب (تکانههای مرگ یا تاناتوس) در انسان وجود دارد.تجربیات کودکی: برخی تحلیلگران بر این باورند که روابط پیچیده با والدین (مانند یک والد بسیار سختگیر یا کنترلگر و والد دیگر آسیبرسان) میتواند باعث شود کودک در بزرگسالی، برای مدیریت آن تروماها، این الگوهای درد/لذت را بازسازی کند. در واقع، فرد با پذیرش نقش «قربانی» (مازوخیسم) یا «آزارگر» (سادیسم)، سعی میکند بر آن احساس بیقدرتی قدیمی غلبه کند.
ب) دیدگاه زیستشناسی و تکاملی
برخی پژوهشگران به تغییرات در سیستم پاداش مغز و انتقالدهندههای عصبی توجه دارند:
دوپامین و اندورفین: در هنگام تجربه درد، بدن برای مقابله، هورمونهایی مثل اندورفین (مسکن طبیعی بدن) آزاد میکند. در برخی افراد، ترکیب این هورمونها با هیجانِ ناشی از موقعیت، باعث ایجاد نوعی «لذت شیمیایی» در مغز میشود.
ساختار مغز: مطالعات نشان میدهند که در برخی افراد، نواحی مغز که مسئول پردازش درد و احساس لذت هستند، با هم در ارتباط نزدیکتر یا با واکنشهای متفاوت عمل میکنند.
ج) دیدگاه یادگیری و رفتارگرایی
این دیدگاه معتقد است که این رفتارها از طریق شرطیسازی شکل میگیرند:
اگر فردی در گذشته در شرایطی پر از فشار یا درد، به طور تصادفی به نوعی آرامش یا توجه (حتی توجه منفی) دست یافته باشد، مغز او یاد میگیرد که درد را با نوعی پاداش یا تخلیه هیجانی مرتبط کند.
د) دیدگاه روانشناسی اجتماعی و روانی (خودشناسی)
کنترل و قدرت: سادیسم اغلب به دنبال کسب قدرت و کنترل مطلق بر دیگری است (جبران احساس بیقدرتی در دنیای واقعی).مقصر دانستن خود: مازوخیسم گاهی به عنوان راهی برای تنبیه خود به دلیل احساس گناه یا شرم عمیق عمل میکند. فرد با پذیرش رنج، سعی میکند از فشار روانیِ احساس گناه رها شود.
به طور کلی، سادیسم و مازوخیسم را میتوان ترکیبی از سازوکارهای دفاعی روانی (برای مقابله با تروما یا گناه)، تغییرات بیوشیمیایی در مغز و الگوهای یادگیری شده از دوران کودکی دانست. تشخیص اینکه این رفتارها یک "ویژگی شخصیتی" هستند یا یک "اختلال روانی"، کاملاً به میزان آسیبپذیری فرد، کنترل او بر رفتار و میزان تأثیر منفی آن بر زندگی روزمرهاش بستگی دارد.
«کانال روانپژوهشگران »
مطالب روانشناسی و نکات رواندرمانی
۱
۲۰:۰۴
بازارسال شده از درخت سیب
محمدرضا مهدوی
۱
۱۸:۳۰
نهم اردیبهشت خدمت روانشناسان گرامی مبارک باد
محمدرضا مهدوی
۵۰۹
۱۹:۲۱
۲۴۷
۲۰:۴۸
۲۱۵
۶:۴۵
@psycho_Coaching
#محمدرضا_مهدوی_روانشناس_بالینی #طرحواره_درمانگر_تحلیلی
تا زمانی که فردی در رابطه، از رنج و نارضایتی خود سخن میگوید، در واقع در سطحی از درگیری سازنده قرار دارد و تلاش میکند تا از طریق مذاکره عاطفی، مسیر ارتباطی را باز نگه دارد.
اما زمانی که الگوی درخواست-کنارهگیری (Demand-Withdrawal) به طور کامل جای خود را به سکوت مطلق بدهد، نباید این سکوت را به اشتباه نشانه آرامش یا پذیرش تعبیر کرد. پژوهشها نشان میدهند که کنارهگیری هیجانی و رفتار سکوتآمیز (Silent Treatment) پیشبینکننده قوی برای کاهش کیفیت رابطه و نارضایتی است .
این خاموشی، در واقع فعال شدن مکانیسمهای دفاعی برای مدیریت اضطراب و قطع ارتباط عاطفی (Emotional Cutoff) است؛ مفهومی که در نظریه سیستمهای خانواده بوئن (Bowen Family Systems Theory) به عنوان راهبردی برای کاهش تنشهای حلنشده تعریف شده است . فرد برای فرار از درد ناشی از ناامیدی مکرر و برای کاهش مواجهه با تعارضات لاینحل، به سمت انزوای عاطفی عقبنشینی میکند.
در واقع، سکوت در این مرحله به معنای پایان مبارزه نیست، بلکه به تعبیر پژوهشهای بالینی، پایان امید به تغییر است. تحقیقات نشان داده است که این الگو منجر به پریشانی هیجانی، کاهش عزت نفس و حتی افسردگی در فرد مقابل میشود . زمانی که رابطه دیگر محیطی ایمن برای خودابرازی (Self-Expression) نباشد، فرد برای محافظت از سلامت روان خود، ناگزیر درهای ارتباطی را میبندد؛ چرا که قطع ارتباط (Disengagement) به عنوان یک راهبرد محافظتی، تنها راه باقیمانده برای کاهش درد روانی است .
@psycho_Coaching
منابع علمی:
· Stringer, J., Levitt, H., Berman, J., & Mathews, S. (2010). A study of silent disengagement and distressing emotion in psychotherapy. Psychotherapy Research, 20(5), 495-510. · Rosen, N. O., Dubé, J. P., Bosisio, M., & Bergeron, S. (2024). Demand-withdrawal communication patterns during sexual conflict. Journal of Sex Research. · Keller, M. N., & Noone, R. J. (Eds.). (2020). Handbook of Bowen family systems theory and research methods. Routledge. · Frontiers in Psychology. (2026). Systematic review of silent treatment in close relationships. Frontiers in Psychology, 16, 1659694. · Psychology Today. (2022). Why the silent treatment is such a destructive form of passive-aggression.
مترجم و نشر#محمدرضا_مهدوی
«کانال روانشناس من»
نکات روانپزشکی و روانشناسی
کانال محمدرضا مهدوی روانشناس بالینی طرحواره درمانگر تحلیلی
۲۲۵
۶:۱۸
#محمدرضا_مهدوی_روانشناس_بالینی #طرحواره_درمانگر_تحلیلی
وقتی در رابطه از پذیرش صحبت میکنیم، منظور تحمل کردن نیست. پذیرش یک انتخاب فعال و آگاهانه است، نه یک واکنش انفعالی. پذیرش یعنی بتوانم تو را همانطور که هستی ببینم، نه آنطور که امیدوارم روزی تغییر کنی.
خیلی وقتها آدمها وارد رابطه میشوند با این تصور که بعدا طرف مقابل عوض میشود؛ کمحرفتر میشود، مسئولیتپذیرتر میشود، کمتر خشمگین میشود یا بیشتر توجه میکند. اما واقعیت این است که ما نمیتوانیم دیگری را وادار به تغییر کنیم. داشتن چنین انتظاری، در واقع انکار واقعیت وجودی طرف مقابل است.
تحقیقات نشان میدهد که تفاوت اساسی بین تحمل و پذیرش وجود دارد:
· تحمل (Tolerance) یعنی تحمل کردنِ اجباری یک رفتار یا ویژگی که معمولاً با قضاوت درونی همراه است. کسی که تحمل میکند، در واقع در مرز قرار دارد، نه اینجا و نه آنجا، و ممکن است در درون خود در حال مقاومت، اجتناب یا طرد خاموش دیگری باشد.· پذیرش (Acceptance) اما از جایگاه تعلق و احترام عمیق میآید. پذیرش به این معناست که ما قضاوت را کنار میگذاریم و به جای تلاش برای فرار یا تغییر، به سمت دیگری حرکت میکنیم، با او ارتباط برقرار میکنیم و او را به عنوان یک انسان ارزشمند میبینیم.
برای همین، رابطه سالم جایی بین دو انتخاب شکل میگیرد: یا طرف مقابل را با واقعیت وجودش میپذیری، یا تصمیم میگیری این رابطه برای تو مناسب نیست.
این دوگانگی در روانشناسی تحت عنوان "عشق واقعبینانه" شناخته میشود. از دیدگاه کارل راجرز، روانشناس مشهور، اساس یک رابطه سالم "توجه مثبت بیقید و شرط" (Unconditional Positive Regard) است؛ به این معنی که شما فرد را در تمامیت وجودیاش - نه فقط بخشهایی که دوست دارید - بپذیرید. اگر متوجه شدید که مدام در حال "تحمل کردن" ویژگیهای بنیادین شخصیتی طرف مقابل هستید، در واقع خودتان را فریب میدهید و اجازه نمیدهید که او واقعاً خودش باشد که این امر در نهایت منجر به رنجش، خشم و فاصله عاطفی میشود.
پذیرش یعنی:«میتوانم تو را همانطور که هستی ببینم و تصمیم بگیرم چقدر و چگونه در کنار تو باشم.»
1. Wienand, P. (2020). Power Tool: Acceptance vs. Tolerance. International Coach Academy. [لینک] · این منبع تفاوت بنیادین بین "تحمل" (که با قضاوت و اجتناب همراه است) و "پذیرش" (که همراه با ارتباط، اعتماد و عدم قضاوت است) را توضیح میدهد.2. Harville, H., & Helen, H. (2021). Your Partner Is Not You! [لینک] · این منبع بر این نکته تأکید دارد که تلاش برای تغییر دادن یا "بهبود" بخشیدن به همسر، نفی کردن واقعیت وجودی اوست و باعث ایجاد دفاع و فاصله میشود.3. Harvey, J. H., & Omarzu, J. (1999). Minding the Close Relationship. Cambridge University Press. [لینک] · در نظریه "Minding" (ذهنآگاهی در رابطه)، پذیرش به عنوان یکی از ارکان اصلی یک رابطه پایدار و رضایتبخش معرفی شده است.4. Rogers, C. R. (1957). The necessary and sufficient conditions of therapeutic personality change. Journal of Consulting Psychology. · (ارجاع داده شده در منابع PositivePsychology.com) منبع اصلی مفهوم "توجه مثبت بیقید و شرط" که میگوید برای رشد یک رابطه (یا فرد)، باید فرد را بدون قید و شرط بپذیریم.
مطالب علمی و کاربردی در حوزه روانشناسی
#روانشناس_بالینی#طرحواره_درمانی#رفتاردرمانی_دیالکتیک #DBT #روانکاوی#پژوهشگر#روانپژوهشگر #بامن_حرف_بزن
#محمدرضا_مهدوی_روانشناس_بالینی
تلگرام:
https://t.me/psycho_Coaching
آدرس بله :
https://t.me/psycho_Coaching
۲۴۷
۸:۳۳