تماسهای انسانی خطرناک هستند [زیرا] آنها بسیار اهمیت دارند و هیچ کس نمیداند چقدر اهمیت دارند. حتی بیاهمیتترین ملاقات، تفاوتی جزئی یا ماندگار، در یکی یا هر دو [طرف] ایجاد میکند. تماسهای صمیمیانه، بهشت و جهنم را میسازند، میتوانند شفا دهند و پاره کنند، بکشند و از مردگان برخیزانند. جفری ویکرز/1924
An intellectual journey In Open Systems Group Peter G. Blunden
بریدههایی از کتابهای خوب
@Qandopand
An intellectual journey In Open Systems Group Peter G. Blunden
@Qandopand
۴۲
۱۰:۲۷
امروزه ما کوچنشینانی هستیم که با خیالپردازی، به طور فزایندهای با فرهنگهای دیگر آشنا میشویم. ما به تعداد زیاد، برای تفریح و همچنین برای بقا به سراسر جهان سفر میکنیم. ما به معنای دیگری کوچنشین هستیم، دائماً در زندگی خود در حال حرکت هستیم و حتی در مکانی که خانه نامیده میشود، با شرایط جدید سازگار میشویم و ثباتهای آشنا را رها میکنیم.
برگرفته از کتاب «مشتاق به یادگیری: گذرگاههای کشف شخصی» مری کاترین بیتسون
بریدههایی از کتابهای خوب
@Qandopand
برگرفته از کتاب «مشتاق به یادگیری: گذرگاههای کشف شخصی» مری کاترین بیتسون
@Qandopand
۳۵
۶:۴۵
اثبات گرایان معتقدند که واقعیت و ارزشها به طور مشخص، متمایز و عینی وجود دارند. دانش مجموعهای از حقایق است که به صورت عینی و مستقل از مشاهدهگر وجود دارد و به وسیله حواس پنجگانه قابل درک است. تفکرات و عقایدی که از حواس پنجگانه به دست نمیآیند واقعیت محسوب نمیشوند. اثبات گرایان به دنبال آزمون تئوری هستند اما برخلاف نظر اثبات گرایان، تفسیرگرایان بر این باورند که واقعیتها چنان در هم پیچیده و بافته شدهاند که جدا کردن آنها از یکدیگر به سختی امکان پذیر است. همچنین واقعیت عینی نیست بلکه ذهنی است و به صورت اجتماعی ساخته میشود. دسترسی به واقعیت تنها از بازیگری اجتماعی و مفهومی که افراد به پدیدهها میدهند درک میشود.
تحقیق در عملیات نرم
عادل آذر
بریدههایی از کتابهای خوب
@Qandopand
@Qandopand
۲۷
۶:۳۶
قبل از شاه حسین هیچ کشوری در جهان از لحاظ امنیت جادهها با ایران برابری نمیکرد. ایران در این مورد مدیون شاه عباس بود. اغلب ناچارم در مورد این پادشاه نقل قول کنم، زیرا تمام دستاوردهای ایران در زمینه امور دولتی مدیون قوانین عادلانه او است. اگر ایران از آن قوانین منحرف نشده بود دچار این تباهی و ویرانی نمیشد. چون آن پادشاه بزرگ میدانست که تجارت ثروت کشور است و برای کشاندن بازرگانان خارجی به ایران هیچ عاملی مؤثرتر از تأمین امنیتشان نیست، چنان نظم و قانونی در کشور برقرار کرد که مردم مانند ساکنان متمدنترین شهرهای اروپا سفر میکردند. شاه نگهبانانی در جادههای بزرگ مستقر کرد البته این کار برای دولت هیچ هزینهای به دنبال نداشت، زیرا متناسب با محمولههای تجاری، مبلغ ناچیزی از صاحب محموله دریافت میشد. به این حقوق گمرکی، راهداری و به نگهبانها، راهدار میگفتند. راهزنان هرگز با تمام قوا يا خشونت، مرتکب راهزنی نمیشدند ولی هرگاه علیرغم هشیاری راهدارها، مخفیانه یا غیره منتظره راهزنی میکردند حاکم شهری که راهزنی در قلمروش رخ میداد، ناچار بود ضرر و زیان بازرگان را برحسب نرخی که در دفاتر حساب مشخص شده بود، جبران کند. این غرامت پولی را که بازرگان برای خرید کالاها و عوارض پرداخت کرده بود شامل می شد. با در نظر گرفتن چگونگی استقرار راهدارها و نگهبانان سیار، راهزنان نمیتوانستند فرار کنند، زیرا آن راهداران در گذرگاههایی که عبور از آنها ضروری بود مستقر میشدند. اگر راهزنان دستگیر میشدند، انتظار هیچ رحم و شفقتی نداشتند و با شکنجههای بسیار بیرحمانه به قتل میرسیدند. تاورنیه به چند مورد از این شکنجهها که حتی ملایمترینشان باعث ترس و وحشت میشود اشاره میکند.این سیاست عاقلانه که توسط شاه عباس برقرار شد در دوران جانشینانش نیز ادامه یافت. تاورنیه که در دورۀ شاه سلیمان در ایران سفر میکرد، میگوید جادهها چنان امن است که نیازی به سفر با کاروان و درشکه نیست و حکام موظفاند پولی را که از بازرگانان ربوده میشود جبران کنند. برای اینکه ثابت شود، آن قانون با نهایت سخت گیری اجرا می شد هیچ سندی بهتر از داستانی نیست که تاورنیه در مورد خودش، به ما میگوید: دو عدل از کالاهایم دزدیده شد. حاکم آن منطقه، مطابق دفتر حساب و اسنادم مبلغ ۱۴۰۰ پیاستر (بیش از چهار هزار لیور) که درخواست کرده بودم و مقداری شراب و آذوقه به من داد.در دوره شاه حسین شرایط تغییر کرد. شاید راهزنی در جادهها بیش از هر عامل دیگری نشان میدهد که دولت تا چه اندازه دچار ضعف و انحطاط شده بود. راهزنی نه تنها تحمل، بلکه تشویق میشد و تا حدی مجوز میگرفت کاروانها که جرئت نمیکردند در روستاها توقف کنند، ترجیح میدادند در خیمهها بمانند، زیرا به سختی میتوانستند با کمینهای روستائیان مقابله کنند. هر چند دائماً نگهبانی میدادند و به نوبت، از کاروان مراقبت میکردند اما گریختن از چنگ مردمی که هر روز در حرفهای که راه اصلی امرار معاش آنها بود، مهارت کسب میکردند، غیر ممکن بود. مادرها کودکانشان را با وعده یک غذای خوشمزه، به این کار تشویق میکردند...
سفرنامه کروسینسکی
یوداس تادئوس کروسینسکی
بریدههایی از کتابهای خوب
@Qandopand
@Qandopand
۲۵
۸:۵۲
«یک نکته درباره شکل گیری هستههای نخبگانی در داخل دانشگاهها است. این را من قبلاً هم سفارش کردهام که در داخل دانشگاهها گاهی یک استاد، دو استاد، یک مجموعه جوان را دور خودشان جمع میکنند و یک هسته نخبگانی به وجود میآید؛ این میتواند تکثیر بشود، گسترش پیدا کند، خیلی چیز بابرکتی است؛ هیچ گزارشی به من نرسیده که چنین چیزی اتفاق افتاده. قبلاً بنده این را پارسال و در جلسات مختلفی یکی دو بار تکرار کردم؛ این باید تحقق پیدا کند. این دیگر کار دستگاه دولتی و مانند اینها نیست؛ این کار خود مجموعههای دانشگاهی است».مقام معظم رهبری
هستههای علمی در دانشگاهها
محمد عبدالحسینزاده
بریدههایی از کتابهای خوب
@Qandopand
@Qandopand
۱۱۳
۶:۵۰