تصویر من از کاندیداهای انتخابات ریاستجمهوری چهاردهم
میرحسین پزشکیانهر چه بیشتر میگذرد، شباهت بیشتری بین پزشکیان با میرحسین موسوی احساس میکنم. سابقه خوشنامی نسبی در افکار عمومی و شهرت به سادهزیستی و حمایت از اقشار مستضعف، نداشتن تسلط کافی بر مسائل کشور، استدلالهای ضعیف و سطحی در مباحث، ربط دادن مسائل مختلف بیربط به هم، مواضع متعارض و دوگانه در یک موضوع خاص، اطرافیانی متناقض با سابقه ذهنی و ادعاها و از همه مهمتر تأثیرپذیری شدید از هیجانات و احساسات مولفههای مشترک این دو همشهری است.
بنفش یواشپورمحمدی یکی به نعل میزند یکی به میخ. هم صریح از آرمان فلسطین و عملکرد نظام در دهه ۶۰ در مقابل منافقان دفاع میکند و هم با ادعاهایی سعی در جذب آرای خاکستری دارد. کمی بهداشتیتر و معتدلتر روش شیخ بنفش در ۹۲. اما مشکل اینجاست که از یک سو از دید مخاطب کار در نیامده و از سوی دیگر این حرفها چندان برای مخاطب جذابیت ندارد؛ پورمحمدی یازده سالی دیر از راه رسیده است. البته که عملکرد پورمحمدی بیشباهت به عملکرد ولایتی در ۹۲ هم نبود. گرچه سعی داشت خود را مستقل از پزشکیان و حامیانش نشان دهد.
گنگ خوابدیدهصداقت جلیلی مورد تصدیق دوست و دشمن است. تلاش او برای شناخت شبکه مسائل کشور و راهحلیابی برای آنها هم ثابت شده است. اما جلیلی مشکلی بزرگ دارند. هم خودش زیادی نخبگانی است و هم اطرافش را جمع زیادی از نخبگان گرفتهاند. خیلی از سخنان او را نه تنها مردم عادی که حتی سیاسیون رده بالا هم فهم نمیکنند؛ البته که بعضی نفعشان در نفهمیدن اوست. جلیلی گاهی فراتر از زمان مطالبی را مطرح میکند که گذر زمان درستی آنها را کاملاً اثبات میکند. مشکل جلیلی این است که نمیتواند بسیاری از یافتههای خود را با زبان ساده به عامه مردم منتقل کند.
تانکانیزاکانی که رزمنده و جانباز دفاع مقدس است کارنامه قابل توجهی در مبارزه با فساد دارد. یکی از مشهورترینهایش ماجرای تحقیق و تفحص از دانشگاه آزاد است. روندی که در بلندمدت منتهی به شکستن هیمنه هاشمی رفسنجانی و گماشتهاش جاسبی در دانشگاه آزاد شد. البته که مبارزه زاکانی با فسادهای بزرگ محدود به این یک مورد نیست. این سابقه در کنار صراحت لهجهاش، هم در انتخابات قبل و هم در این انتخابات او را تبدیل به یکی از چهرههای مؤثر در مناظرات کرد.با این همه گاهی برخی اقدامات او یا مشی سیاسیش چهره فسادستیز او را مکدر میکند؛ از جمله ماجرای انتصاب دامادش در شهرداری تهران.
نامفهومرشد قاضیزاده در سپهر سیاست چندان منطقی نبوده است. با رانت فهرست ساندویچی هوالمطلوب به مجلس رفت و بعد از چند دوره توانست به نایبرئیسی مجلس برسد. ما مشهدیها هیچ وقت معلوممان نشد که تأثیر این بزرگوار در مجلس چقدر و چیست. حرکات زیگزاگی را هم اضافه کنید به آنچه آمد. گرچه این دوره کمی بهتر ظاهر شد و در دفاع از شهید رئیسی و نقد جریان غربگرا نکات خوبی گفت. ولی در کل فهمیدنش آسان نیست.
باگ نسخه غیراوریجینالقالیباف تا حالا چند بار در انتخابات ریاستجمهوری شرکت کرده است. سابقه ذهنی من این را میگوید که او در هر انتخابات ابتدا اوج میگیرد و به ناگاه به شکلی غریب دچار ریزش آرا و رویگردانی اقبال میشود. واقعاً چرا؟به گمانم دلیل آن وسطبازی گفتمانی است. قالیباف از یک سو خاستگاه خود را جریان انقلاب و جهاد میداند و از سوی دیگر با حرفها و مواضع دوپهلو سعی در جذب آرا از گفتمانهای بعضاً متعارض دارد. مثلاً طبیعی است که وقتی قالیباف سعی دارد خود را طرفدار حل مسائل با غرب نشان دهد، مخاطب حتی در صورت باور این ادعا، نسخه اصلی چنین گفتمانی یعنی روحانی را به او ترجیح میدهد. این باعث میشود که او نه تنها در جذب آرای جریان مقابل ناموفق باشد بلکه بخشی از آرای گفتمانی خاستگاه اصلی او نیز ریزش کند.
سیدمصطفی خاتمی
@qiam_khatami
اگر پسندتان بود، به دیگران معرفی و منتشر کنید.
۲۰:۲۶
از هفت جهت
یکـ همین ابتدا باید بگویم که شخصاً تا اطلاع ثانوی اعتمادی به نظرسنجیها نخواهم داشت. انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۳ اعتبار و آبرویی برای نظرسنجیها باقی نگذاشت. شائبه جدی نظرسازی در مرحله اول به نفع بعضی کاندیداها یا دستکم دقت بسیار پایین تخمینها به ویژه درخصوص میزان مشارکت باعث میشود کنشگران نتوانند برای برنامهریزی به این نظرسنجیها اعتنا کنند.دوـ شاید برای بسیاری عجیب باشد که چگونه بخشی از جامعه به پزشکیان رأی میدهد؛ پیرمردی که همچون بازنشستگان پارکنشین، زمین و زمان را بیربط به هم میبافد، ناله و زنجموره میکند، امیدی در کلامش نیست و معلوم نیست راهکار واقعیاش برای مسائل چیست. برای فهم یکی از دلایل رأی به پزشکیان، کافی است در جمع خانوادگی یا بقالی و آرایشگاه محل یا هر جمع دیگری سر صحبت را باز کنید و در میانه گفتگو از آینده و امید به حل مشکلات بگویید؛ اغلب، مخاطبان با نگاهی عاقلاندرسفیه سخن شما را انکار میکنند. حالا اگر به جای آن، شروع کنید به آهوناله و سیاهگویی و بدگویی به زمین و زمان، مورد استقبال و تأیید خواهید بود و مخاطب کاملاً با شما همراهی خواهد کرد. خب حالا چنین شخصیتی کاندیدا شده و همان جامعه خوشش آمده و رأی داده است. حال اینکه چرا چنین تمایلی به سیاهگویی و نالهسرایی وجود دارد خودش بحث مفصلی است. اجمالاً یک سرش میرسد به جنگ ترکیبی روانی رسانهای که طرح صحیحی برای مواجهه با آن نداریم.سهـ شورای نگهبان همواره از سوی جریان موسوم به اصلاحات متهم به مهندسی انتخابات شده است. واقعیتش اگر به فرض، مهندسی هم باشد، به نظر میرسد اغلب به نفع جریان اصلاحات است. گذشته از این موضوع، شخصاً این سؤال را دارم که آقایان شورای نگهبان با چه متر و معیاری یکی از شروط قانون اساسی یعنی مدیریت و تدبیر آقای پزشکیان را تشخیص دادهاند؟ ایشان چه برتری بر بسیاری گزینههای رد شده دیگر داشته است؟ کسی که در ایام انتخابات از اداره اطرافیان و ستاد خود عاجز است چگونه مدیر و مدبر تلقی شده است؟ به نظر میرسد برای کاهش اعمال سلیقه و اجتهاد شخصی باید قوانین عادی برای این خلاءها چارهجویی کند.چهارـ و اما عقلکلها؛ آنان که برای همه چیز تحلیل قطعی دارند و همیشه زبان به شماتت باز میکنند که ما فلانوقت پیشبینی کرده بودیم و اگر سناریو پیشنهادی ما اجرا میشد نتیجه جز این بود؛ اگر فلانی بهمان کار را کرده بود یک طور دیگری میشد و عجیب اینکه هیچگاه تحلیلهای غلط خود را به یاد نمیآورند. ابداً نمیخواهم اهمیت تحلیل و پیشبینی شرایط را نفی کنم؛ اما به تجربه آموختهام که تحلیل قطعی در عالم سیاست کمتر ممکن است. بسیاری مؤلفهها خارج از اختیار و گاهی اطلاع ماست. حتی اگر بخشی از تحلیل من درست از کار درآمده باشد ضرورتاً به معنی صحت تحلیل و پیشبینیام درباره مسیرهای نرفته نیست. چه بسا آن مسیرها در صورت تحقق خطاهای بیشتری میداشت.پنجـ به یاد داشته باشیم انتخابات طبعش با تنوع سلایق و شور انتخاباتی همراه است. این آفت ذهنی که جمع زیادی متوقع اجماع و کنارهگیری یکی به نفع دیگری هستند اساساً نقض غرض است و مانعی مهم در مسیر تحقق مطالبه همیشگی رهبر انقلاب برای مشارکت بالاست.ششـ بپذیریم که جامعه ما مقهور رسانههایی است که به تجربه عدم صداقت و بعضاً بدخواهیشان اثبات شده است. وگرنه چگونه میشود جامعهای که منطقاً باید آبان ۹۸ را همچنان به یاد داشته باشد به جریانی رأی دهد که مسببان آن وقایع بودند و در همین انتخابات نیز اقدامات مشابه را زمزمه کردند؟ ضعف حافظه تاریخی و تغییر اولویتها در اثر جنگ روانی و رسانهای باعث انتخابهایی عجیب و متناقض با واقعیات میشود. که البته کاش انتخابکنندگان نتایج انتخاب خود را پذیرا باشند و بعداً در میانه بحرانهای ناشی از آن از رهبری طلبکار نباشند.هفتـ برای جلب نظر مردم به یک فرد خاص از همه ظرفیتهای اعتقادی و سیاسی و اجتماعی استفاده کردیم، نظامیها را جلوی دوربین آوردیم؛ رهبری و حاجقاسم و سیدحسن را هزینه کردیم و نهایتاً موفق نشدیم. با این کار اشتباه هم آن بزرگوار لطمه جدی دید و هم اینکه سرمایه اعتقادی و سیاسی و اجتماعی خود را مخدوش کردیم. اشتباه ۷۶ تکرار شد. کاش عقلی بود که این سرمایهها و ذخایر بیجایگزین را اینگونه مصرف نکنیم.
سیدمصطفی خاتمی
@qiam_khatami
اگر پسندتان بود، به دیگران معرفی و منتشر کنید.
یکـ همین ابتدا باید بگویم که شخصاً تا اطلاع ثانوی اعتمادی به نظرسنجیها نخواهم داشت. انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۳ اعتبار و آبرویی برای نظرسنجیها باقی نگذاشت. شائبه جدی نظرسازی در مرحله اول به نفع بعضی کاندیداها یا دستکم دقت بسیار پایین تخمینها به ویژه درخصوص میزان مشارکت باعث میشود کنشگران نتوانند برای برنامهریزی به این نظرسنجیها اعتنا کنند.دوـ شاید برای بسیاری عجیب باشد که چگونه بخشی از جامعه به پزشکیان رأی میدهد؛ پیرمردی که همچون بازنشستگان پارکنشین، زمین و زمان را بیربط به هم میبافد، ناله و زنجموره میکند، امیدی در کلامش نیست و معلوم نیست راهکار واقعیاش برای مسائل چیست. برای فهم یکی از دلایل رأی به پزشکیان، کافی است در جمع خانوادگی یا بقالی و آرایشگاه محل یا هر جمع دیگری سر صحبت را باز کنید و در میانه گفتگو از آینده و امید به حل مشکلات بگویید؛ اغلب، مخاطبان با نگاهی عاقلاندرسفیه سخن شما را انکار میکنند. حالا اگر به جای آن، شروع کنید به آهوناله و سیاهگویی و بدگویی به زمین و زمان، مورد استقبال و تأیید خواهید بود و مخاطب کاملاً با شما همراهی خواهد کرد. خب حالا چنین شخصیتی کاندیدا شده و همان جامعه خوشش آمده و رأی داده است. حال اینکه چرا چنین تمایلی به سیاهگویی و نالهسرایی وجود دارد خودش بحث مفصلی است. اجمالاً یک سرش میرسد به جنگ ترکیبی روانی رسانهای که طرح صحیحی برای مواجهه با آن نداریم.سهـ شورای نگهبان همواره از سوی جریان موسوم به اصلاحات متهم به مهندسی انتخابات شده است. واقعیتش اگر به فرض، مهندسی هم باشد، به نظر میرسد اغلب به نفع جریان اصلاحات است. گذشته از این موضوع، شخصاً این سؤال را دارم که آقایان شورای نگهبان با چه متر و معیاری یکی از شروط قانون اساسی یعنی مدیریت و تدبیر آقای پزشکیان را تشخیص دادهاند؟ ایشان چه برتری بر بسیاری گزینههای رد شده دیگر داشته است؟ کسی که در ایام انتخابات از اداره اطرافیان و ستاد خود عاجز است چگونه مدیر و مدبر تلقی شده است؟ به نظر میرسد برای کاهش اعمال سلیقه و اجتهاد شخصی باید قوانین عادی برای این خلاءها چارهجویی کند.چهارـ و اما عقلکلها؛ آنان که برای همه چیز تحلیل قطعی دارند و همیشه زبان به شماتت باز میکنند که ما فلانوقت پیشبینی کرده بودیم و اگر سناریو پیشنهادی ما اجرا میشد نتیجه جز این بود؛ اگر فلانی بهمان کار را کرده بود یک طور دیگری میشد و عجیب اینکه هیچگاه تحلیلهای غلط خود را به یاد نمیآورند. ابداً نمیخواهم اهمیت تحلیل و پیشبینی شرایط را نفی کنم؛ اما به تجربه آموختهام که تحلیل قطعی در عالم سیاست کمتر ممکن است. بسیاری مؤلفهها خارج از اختیار و گاهی اطلاع ماست. حتی اگر بخشی از تحلیل من درست از کار درآمده باشد ضرورتاً به معنی صحت تحلیل و پیشبینیام درباره مسیرهای نرفته نیست. چه بسا آن مسیرها در صورت تحقق خطاهای بیشتری میداشت.پنجـ به یاد داشته باشیم انتخابات طبعش با تنوع سلایق و شور انتخاباتی همراه است. این آفت ذهنی که جمع زیادی متوقع اجماع و کنارهگیری یکی به نفع دیگری هستند اساساً نقض غرض است و مانعی مهم در مسیر تحقق مطالبه همیشگی رهبر انقلاب برای مشارکت بالاست.ششـ بپذیریم که جامعه ما مقهور رسانههایی است که به تجربه عدم صداقت و بعضاً بدخواهیشان اثبات شده است. وگرنه چگونه میشود جامعهای که منطقاً باید آبان ۹۸ را همچنان به یاد داشته باشد به جریانی رأی دهد که مسببان آن وقایع بودند و در همین انتخابات نیز اقدامات مشابه را زمزمه کردند؟ ضعف حافظه تاریخی و تغییر اولویتها در اثر جنگ روانی و رسانهای باعث انتخابهایی عجیب و متناقض با واقعیات میشود. که البته کاش انتخابکنندگان نتایج انتخاب خود را پذیرا باشند و بعداً در میانه بحرانهای ناشی از آن از رهبری طلبکار نباشند.هفتـ برای جلب نظر مردم به یک فرد خاص از همه ظرفیتهای اعتقادی و سیاسی و اجتماعی استفاده کردیم، نظامیها را جلوی دوربین آوردیم؛ رهبری و حاجقاسم و سیدحسن را هزینه کردیم و نهایتاً موفق نشدیم. با این کار اشتباه هم آن بزرگوار لطمه جدی دید و هم اینکه سرمایه اعتقادی و سیاسی و اجتماعی خود را مخدوش کردیم. اشتباه ۷۶ تکرار شد. کاش عقلی بود که این سرمایهها و ذخایر بیجایگزین را اینگونه مصرف نکنیم.
۱۸:۳۲
رئیسجمهور پوششی!
بیشک پوششیترین کاندیدای ادوار انتخابات ریاستجمهوری ایران، دکتر مسعود پزشکیان است. اگر پیش از این کاندیداهایی متهم به پوشش کاندیدایی دیگر بودند، این بار پزشکیان پوششی شخصی شده که اساساً کاندیدا نبوده است؛ محمدجواد ظریف!بدتر اینکه حالا پزشکیان دیگر کاندیدای پوششی نیست، او رئیسجمهور پوششی است.
و حالا یک سؤال مهمتر؛ با همه نقدهایی که به علی لاریجانی و خاندان او وارد است آقایان شورای نگهبان باید با خود بیندیشند و پاسخ دهند که «آیا خطر لاریجانی برای انقلاب اسلامی و کشور بیش از پزشکیان بوده است؟»آیا صلاحیت پزشکیان از مثل لاریجانی بالاتر است؟کاش آقایان به جای اعمال سلیقههای شخصی بر اساس وظیفه تصمیم میگرفتند. لاریجانی دستکم استقلال رأی داشت و حتی اگر انتخاب میشد احتمالاً بیشتر حرمت این جایگاه را حفظ میکرد.
@qiam_khatami
اگر پسندتان بود، به دیگران معرفی و منتشر کنید.
۲۲:۰۵
هم چوب را خوردهایم و هم پیاز را
جماعت اصلاحاتی بارها از نظارت استصوابی و شورای نگهبان شکایت و نظام را به مهندسی انتخابات متهم کردهاند. و عجیب اینکه از دل همین فرایند سیدمحمد خاتمی، حسن روحانی و مسعود پزشکیان و مجالسی با همراهی حداکثری با این دولتها بیرون آمده است. به گمانم یکی از اشتباهات جریان انقلاب این است که با وجود داشتن انتقادات جدی به عملکرد شورای نگهبان، کمتر به خود جرأت داده تا این نهاد را صریح و علنی نقد کند.
وقتی در فرایند انتخابات یک دلقک بینمک و عروسک خیمهشببازی تأیید صلاحیت میشود، بیش و پیش از آنکه مردم را به دلیل رأی به او شماتت کنیم باید از شورای نگهبان بابت این خروجی پاسخ بخواهیم و انتقاد کنیم؛ اینکه شورا چگونه کسی را که خودش مکرراً اعتراف میکند که نه دیپلماسی و سیاست بلد است و نه حرف زدن و... و اساساً هیچ طرح و برنامهای برای ریاستجمهوری نداشته است، واجد شرایط مندرج در قانون اساسی برای رئیسجمهور تشخیص داده است؟
سخنان و رفتار نسنجیده رئیسجمهور کارنابلد و مواضع بعضاً مشکوک منتسبان به او هزینههای هنگفت و جبرانناپذیری همچون انفعال در برابر تعرضات و تهدیدات، تخریب چهره بینالمللی و نقض مکرر اقتدار کشور و بالاتر از آن، جری شدن دشمنان در تجاوز به منافع جمهوری اسلامی ایران و ترور شخصیتهای ایرانی و شرکای استراتژیک ایران در محور مقاومت داشته است. در چنین شرایطی آیا نباید شورای نگهبان را به دلیل تأیید چنین اعجوبهای بازخواست کرد!؟ آقایان اعضای شورا باید در درگاه خداوند پاسخگوی نتایج خسارتبار به قدرت رسیدن افراد بیاعتقاد به مبانی انقلاب، غربگرا، ترسو و نابلد در دولت فعلی باشند.
متأسفانه نظام و جریان انقلابی در ماجرای نظارت استصوابی هم چوب را میخورد و هم پیاز را.
@qiam_khatami
اگر پسندتان بود، به دیگران معرفی و منتشر کنید.
۲۰:۵۹
هماکنون، نه دیرتر!
حمله برقآسای دهم مهر ایران به سرزمینهای اشغالی سطح بازدارندگی ایران را تا حد قابل قبولی ارتقا داد. اما با توجه به جنون روزافزون رژیم وحشی صهیونیستی این بازدارندگی شکننده و تثبیت آن در بلندمدت مستلزم گامهای تکمیلی است.سگ هار آمریکا در شرایط دستوپا زدن بین مرگ و زندگی ممکن است دست به اقدامات جنونآمیزی بزند که تبعات بسیار سهمگینی داشته باشد. از جمله حمله به تأسیسات اتمی ایران و....
به گمان من اکنون بهترین زمان برای برداشتن گام حیاتی بعدی است. ایران باید بدون فوت وقت و تا اذهان عمومی داخلی آمادگی دارد اولین بمب اتم را آزمایش کند. در برابر دشمنی که هیچ خط قرمزی برای جنایت ندارد و زرادخانه هستهایش دور از دسترس هر ناظر بیرونی است، تنها چیزی که میتواند حد قابل قبولی از بازدارندگی ایجاد کند، در اختیار داشتن بمب اتم است. شاید آیندگان ما را برای نساختن بمب اتم سرزنش کنند.
@qiam_khatami
اگر پسندتان بود، به دیگران معرفی و منتشر کنید.
۱۵:۳۸
چند نکته پراکندهیا بلند فکر کردن درباره جنگ
۱. هر چقدر مخالفت افکار عمومی و جامعه جهانی مانع حمله بوش به عراق شد، همان قدر هم مانع مشارکت آمریکا در جنگ با ایران خواهد شد. اگر اعتراضات حدود دو سال اخیر در سراسر دنیا و خشم افکار عمومی حتی مانع شلیک یک گلوله به سمت کودکان فلسطینی شده است اکنون هم مانع جنایات صهیونیستها علیه کودک و زن ایرانی خواهد شد. هیچ راهی جز قدرتنمایی در برابر دشمن و کوبیدن مشت پولادین بر سرش نیست.
۲. از همان ابتدای عملیات طوفانالاقصی تحلیلهای زیادی ارائه شد مبنی بر تاب نیاوردن رژیم و دولت سفاک نتانیاهو در برابر ابعاد اقتصادی و اجتماعی و سیاسی جنگ با حماس. اما اکنون یک سال و نه ماه از آغاز جنایت روزانه این شیطان میگذرد و ماشین کشتار او همچنان مشغول است در حالی که هنوز تکلیف تعدادی از اسرای صهیونیستی نامشخص است؛ علاوه بر آنکه در همین مدت با حزبالله نیز وارد جنگ شد و در آن جبهه نیز از هیچ جنایتی فروگذار نکرد. محتمل است جنگ اسرائیل علیه ایران نیز شرایط مشابهی پیدا کند و طولانی شود. بنابراین از یک طرف در افکار عمومی ایجاد توقع پایان زودهنگام جنگ خطاست و باید آمادگی کافی برای همه احتمالات ایجاد کرد. و از طرف دیگر و مهمتر اینکه سیاسیون و تصمیمگیران نیز نباید دچار خوشبینی بیجا و خطای محاسباتی شوند.
۳. رژیم خبیث و قلادهبریده همواره از ابزار مظلومنمایی خود و بزرگنمایی اقدامات حریف، بیشترین استفاده را میکند. اعلام پایان قریبالوقوع ذخایر پدافندی یا از همپاشیدگی سامانههای دفاعی گرچه ممکن است واقعی باشد اما این احتمال هم وجود دارد که از یکسو بهانهای برای جنایات جنگی بزرگتر از قبیل حمله به تأسیسات هستهای باشد و از سوی دیگر تلاشی برای کشاندن هر چه بیشتر آمریکا به این جنگ.
۴. صدور مواضع ضدونقیض از طرف سگ زرد آمریکایی و اطرافیانش بیش از آنکه ناشی از بلاتکلیفی یا بیتصمیمی باشد مؤید جنگ شناختی و تلاش برای به هم زدن محاسبات ما و ایجاد تردید در تصمیم قاطع و پیگیری آن است.
گمان این است که علاج همه آنچه آمد یک چیز بیش نیست. تسریع در پشیمانسازی و مرعوب کردن این سگ هار با ضرباتی سهمگین و پیاپی به نحوی که اساساً قدرت بازیابی و تصمیمگیری از او سلب شود. از طرف دیگر طرفهای ثالث از قبیل آمریکا نیز که احتمال حضور صریحتر در جنگ را دارند نیز باید پیام قطعی درباره پاسخ کوبنده ایران دریافت کنند.زمان به سرعت میگذرد و هرگونه تردید ممکن است عواقب جبرانناپذیری داشته باشد.
بامداد یک تیر ۱۴۰۴
@qiam_khatami
اگر پسندتان بود، به دیگران معرفی و منتشر کنید.
بامداد یک تیر ۱۴۰۴
۲۲:۴۵
بسماللهدرخواست کمک
بنا به لطف و اعتماد و پیشنهاد یکی از نمایندگان محترم مشهد در مجلس و تأیید هیئت نظارت بر انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستای خراسان رضوی و هیئت مرکزی نظارت، عضو هیئت نظارت شهرستان مشهد شدهام.چنانچه درباره نامزدهای انتخابات «شورای شهر مشهد» اطلاعاتی دارید که گمان میکنید در بررسی صلاحیت آنها مؤثر است از شما تقاضا میکنم این اطلاعات را بهصورت مستدل و مستند برای بنده ارسال کنید. اطلاعات ارسالی شما با حفظ محرمانگی و بدون ذکر نام مورد بررسی قرار خواهد گرفت. مجدداً تأکید میکنم که اطلاعات ارسالی باید مستند و قابل اثبات باشد و ارسال بعضی شایعات و مشهورات و گمانهها بدون مستند متقن، مفید نخواهد بود.لطفاً اطلاعات خود را فقط و فقط در پیامرسان ایتا یا بله به نام کاربری زیر ارسال فرمایید: @sedkhatamiاز شما خواهش میکنم در انتشار این درخواست و رسیدن آن به همشهریان مشهدی مشارکت کنید.با تقدیم احترام و آرزوی توفیق
نیازمند دعای خیرسیدمصطفی خاتمی
بنا به لطف و اعتماد و پیشنهاد یکی از نمایندگان محترم مشهد در مجلس و تأیید هیئت نظارت بر انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستای خراسان رضوی و هیئت مرکزی نظارت، عضو هیئت نظارت شهرستان مشهد شدهام.چنانچه درباره نامزدهای انتخابات «شورای شهر مشهد» اطلاعاتی دارید که گمان میکنید در بررسی صلاحیت آنها مؤثر است از شما تقاضا میکنم این اطلاعات را بهصورت مستدل و مستند برای بنده ارسال کنید. اطلاعات ارسالی شما با حفظ محرمانگی و بدون ذکر نام مورد بررسی قرار خواهد گرفت. مجدداً تأکید میکنم که اطلاعات ارسالی باید مستند و قابل اثبات باشد و ارسال بعضی شایعات و مشهورات و گمانهها بدون مستند متقن، مفید نخواهد بود.لطفاً اطلاعات خود را فقط و فقط در پیامرسان ایتا یا بله به نام کاربری زیر ارسال فرمایید: @sedkhatamiاز شما خواهش میکنم در انتشار این درخواست و رسیدن آن به همشهریان مشهدی مشارکت کنید.با تقدیم احترام و آرزوی توفیق
نیازمند دعای خیرسیدمصطفی خاتمی
۱۹:۵۰
خامنهای، کاندیدای شهادت
سال ۶۰ پس از عزل بنیصدر و آغاز جنگ خیابانی سازمان موسوم به مجاهدین، موجی از خشونت و ترور آغاز شد. سیدعلی خامنهای ترور شد اما به شکلی معجزهآسا از مرگ رهید. سیدمحمد حسینی بهشتی و دهها تن از وزرا و نمایندگان مجلس و کارگزاران نظام تنها در یک عملیات تروریستی به شهادت رسیدند. به فاصله دو ماه رئیسجمهور و نخستوزیر نیز ترور شدند. دهها تن دیگر از علما و مسئولان نظام و نخبگان و هزاران تن از مردم عادی نیز ترور شدند. «خامنهای شهید» در شرایطی شانه زیر بار مسئولیت ریاستجمهوری داد که تنش زخمی صدمات ناشی از ترور و روحش آزرده فراق همرزمان بود و از همه مهمتر با توجه به شرایط وخیم امنیتی و موج سهمگین ترورها کاندیداتوری او برای این جایگاه در واقع به معنای کاندیداتوری برای شهادت محسوب میشد.
اکنون نیز سیدمجتبی خامنهای در وضعیتی شانه زیر بار مسئولیت سترگ رهبری انقلاب داده است که از یک سو گویا از لحاظ جسمی زخمی حوادث اخیر و قطعاً از لحاظ روحی سوگوار چند تن از نزدیکترین اعضای خانواده و از همه مهمتر شهادت پدر و مرادش «خامنهای بزرگ» است و از سوی دیگر پذیرش این مسئولیت خطیر در شرایط بحرانی فعلی عملاً به معنای پذیرش خطر سوءقصد از جانب دشمن کثیف و غدار است.در این موضع و موقعیت، پذیرش این مقام نه از باب منافسه در قدرت بلکه از باب برداشتن باری عظیم و داوطلب شدن برای شهادت و به نوعی گرفتن جان بر کف است.البته این برداشت نافی وظیفه نیروهای امنیتی برای حفظ جان رهبر جدید نیست؛ کشور و مردم تاب و طاقت زخمی دیگر ندارند.خداوندا در این «شب قدر انقلاب» شکوه و عظمت کلمه حق را برای امت غیور و مجاهد ایران مقدر فرما.
بامداد هجدهم اسفند ۱۴۰۴
شب قدر اول رمضان ۱۴۴۷
سیدمصطفی خاتمی
@qiam_khatami
اگر پسندتان بود، به دیگران معرفی و منتشر کنید.
بامداد هجدهم اسفند ۱۴۰۴
شب قدر اول رمضان ۱۴۴۷
سیدمصطفی خاتمی
۰:۰۷
اول جنگ رمضان دنبال این بخش از سخنان سیدحسن نصرالله بودم ولی به دلیل قطع اینترنت موفق نشدم.اینها دیگر حرف امثال من نیست که بگویند اطلاعات نداری و ساکت باش. سخنان فلان نماینده مجلس نیست که متهمش کنند به تندروی و سوپرانقلابی و با ترور شخصیت دهانش را ببندند.اینها سخنان سید مقاومت است. شخصیت بیبدیلی که حق بزرگی بر همه محور مقاومت دارد.آن زمان به این هشدار توجه نشد و سیاستهای غربگرایانه «دولت خسارت محض» مانع از پاسخ شایسته ایران شد.حالا همه چیز پیش چشمان ما شفاف است. همه هشدارهای سید مقاومت محقق شده؛ خطری که او پیشبینی میکرد واقع شده است. نتیجه ساده گرفتن شهادت حاجقاسم حالا فقدان خود سید و شخصیتهای بزرگ دیگری از جبهه مقاومت و از همه مهمتر سیدالشهداء انقلاب اسلامی، امام شهید، خامنهای بزرگ است. این هشدار صریح را بگذارید کنار هشدار رهبر شهید درباره عقوبت الهی در قبال عقبنشینی غیرتاکتیکی و یا سخنان ایشان پس از جنگ دوازده روزه مبنی بر اینکه مذاکره با آمریکا ضررهای جبرانناپذیری برای کشور دارد.ما همه این سخنان صریح را شنیدیم و باز بعضی ازمابهتران و عقلکلها شروع کردند به کد آوردن و قرینهتراشی که اقدامات خلاف این هشدارهای صریح را نه تنها هماهنگ با رهبری که عین اقدام انقلابی قلمداد کنند.اما گمانم خون امام شهید باعث شده مردم دیگر فریب این ترفند نخنما را نخورند و همین عاملی شد که به فرموده رهبر معظم انقلاب فریادهای آنان در میدان، مؤثر در مذاکرات باشد. برای پیروزی نهایی باید این هشدارها را جدی گرفت.
@qiam_khatami
اگر پسندتان بود، به دیگران معرفی و منتشر کنید.
۲۱:۲۱
بازارسال شده از نشر سیمرغ | پرواز با کلمات🕊️
﷽| «مرگ نوبه» ادیبانه و حکمتآمیز است
سیدمصطفی خاتمی
داستان «مرگ نوبه» که در ماههای آخر دفاع مقدس هشتساله میگذرد در عین تفاوتها بیشباهت به این روزهای ما نیست. ماجرای خانم دکتر جراحی که به خیال خودش کاری به جنگ ندارد و آرام مشغول زندگی است، اما ناگهان یک موشک وسط زندگیاش میخورد و او را به فروپاشی میکشاند. این کتاب داستان جنگ ناخواسته این زن ویرانشده با شرایط پس از حادثهای هولناک و تنگناها و تحولات اوست. سیر حوادث داستان و تصویرپردازی آن قابلیت زیادی برای تبدیل به سریال یا فیلم سینمایی دارد. داستان در جای خودش غافلگیری دارد و در عین اینکه سیر داستان منطقی و مأنوس است، پرافتوخیز و البته پیشبینیناپذیر پیش میرود که بیش از همه در پایانبندی داستان مشهود است. داستان در عین تلخیها از زندگی و امید میگوید، ذهن را درگیر میکند و حس همذاتپنداری را بر میانگیزد.متن در عین خوشخوان و روان بودن ادیبانه و البته حکمتآمیز است.خداقوت به نویسنده و دوستان نشر سیمرغ برای این اثر ارزشمند و دوستداشتنی.
تهیه کتب نشر سیمرغ با تخفیف و ارسال رایگان
@simorghnashr_admin
#نشر_سیمرغ #پرواز_با_کلمات @nashrsimorgh_ir
داستان «مرگ نوبه» که در ماههای آخر دفاع مقدس هشتساله میگذرد در عین تفاوتها بیشباهت به این روزهای ما نیست. ماجرای خانم دکتر جراحی که به خیال خودش کاری به جنگ ندارد و آرام مشغول زندگی است، اما ناگهان یک موشک وسط زندگیاش میخورد و او را به فروپاشی میکشاند. این کتاب داستان جنگ ناخواسته این زن ویرانشده با شرایط پس از حادثهای هولناک و تنگناها و تحولات اوست. سیر حوادث داستان و تصویرپردازی آن قابلیت زیادی برای تبدیل به سریال یا فیلم سینمایی دارد. داستان در جای خودش غافلگیری دارد و در عین اینکه سیر داستان منطقی و مأنوس است، پرافتوخیز و البته پیشبینیناپذیر پیش میرود که بیش از همه در پایانبندی داستان مشهود است. داستان در عین تلخیها از زندگی و امید میگوید، ذهن را درگیر میکند و حس همذاتپنداری را بر میانگیزد.متن در عین خوشخوان و روان بودن ادیبانه و البته حکمتآمیز است.خداقوت به نویسنده و دوستان نشر سیمرغ برای این اثر ارزشمند و دوستداشتنی.
تهیه کتب نشر سیمرغ با تخفیف و ارسال رایگان
#نشر_سیمرغ #پرواز_با_کلمات @nashrsimorgh_ir
۱۹:۰۱