بله | کانال نشر سیمرغ | پرواز با کلمات🕊️
عکس پروفایل نشر سیمرغ | پرواز با کلمات🕊️ن

نشر سیمرغ | پرواز با کلمات🕊️

۱۲۴ عضو
thumbnail
﷽| چرا باید به ایرانی بودن خودمان افتخار کنیم؟ (بخش اول)
علیرضا محمدی ایرانمهر (نویسنده کتاب بی‌چهرگان) جواب می‌دهد
#نشر_سیمرغ #کتابرسان#پرواز_با_کلمات @nashrsimorgh_ir @ketabresan

۷:۲۹

نشر سیمرغ | پرواز با کلمات🕊️
undefined ﷽| چرا باید به ایرانی بودن خودمان افتخار کنیم؟ (بخش اول) علیرضا محمدی ایرانمهر (نویسنده کتاب بی‌چهرگان) جواب می‌دهد #نشر_سیمرغ #کتابرسان #پرواز_با_کلمات @nashrsimorgh_ir @ketabresan
thumbnail
﷽| چرا باید به ایرانی بودن خودمان افتخار کنیم؟ (بخش دوم)
علیرضا محمدی ایرانمهر (نویسنده کتاب بی‌چهرگان) جواب می‌دهد
#نشر_سیمرغ #کتابرسان#پرواز_با_کلمات @nashrsimorgh_ir @ketabresan

۷:۳۰

thumbnail
﷽| تأثیر عمیق ایران بر تاریخ جهان
undefinedعلیرضا محمدی ایرانمهر (نویسنده کتاب بی‌چهرگان)
#نشر_سیمرغ #کتابرسان#پرواز_با_کلمات @nashrsimorgh_ir @ketabresan

۱۲:۲۹

﷽| در ایران آدم‌ها یاد گرفته‌اند که با عشق‌شان معادله‌ها را حل که نه، بلکه به هم بزنند! جنگ شاید همه‌چیز را از این اهالی گرفته باشد، اما همین امید و عشق است که باعث شده تا الان مغلوبِ این دیو بی‌شاخ‌ودم نشوند.
undefinedبرشی از کتاب «مرگ نوبه» / مهشید اسماعیلیقصه‌ای پرامید و حماسه از بمباران تهران در دهه۶۰
@nashrsimorgh_ir

۱۷:۰۱

بازارسال شده از ایران‌فکری | علیرضا خزاعی
thumbnail
undefined «بی چهرگان» یک رمان حماسی است که شما را به دل تاریخ و قرن اول پیش ار میلاد برده و با لشگر ایران تا میدان نبرد حران همراه می‌کند.
undefinedنبردی تاریخی که در آن ایرانیان برای اولین بار در برابر رومیان قرار می‌گیرند و سربلند از این نبرد تمدنی بیرون می‌آیند. این رمان روایت قهرمانی‌ها و حماسه‌هایی است که در این مقطع خلق می‌شود.
undefinedرمان از روایت خوب و روانی برخوردار است. شخصیت‌ها، وقایع و مکان‌ها آنقدر خوب خلق شده که برای مخاطب قابل لمس‌اند و خواننده خودش را در میان داستان می‌بیند.
undefinedدر این رمان با شخصیت‌ها و وقایع خیالی طرف نیستید، بلکه با اثری مبتنی بر واقعیت تاریخی مواجهید که نویسنده برای نگارشش بیش از ۲۳۰ اثر مهم و مرجع درباره‌ی ایران باستان را مطالعه کرده است.
undefinedبرخورداری از زبان روایی مناسب، شخصیت‌پردازی و قصه‌گویی قوی و پشتوانه پژوهشی غنی، این رمان را به یک اثر خواندنی تبدیل کرده است.
undefined خواندن این رمان را به ایران‌دوستان و علاقه‌مندان به مطالعه رمان توصیه می‌کنم.
undefined @iranfekri

۱۸:۴۵

thumbnail
﷽| جنگ روایت‌ها اما واقعی در کتاب «بی‌چهرگان»
undefinedجمع‌خوانی کتاب بی‌چهرگان با کلی کتابخونِ حرفه‌ای زیرنظر استاد جوان آراسته از همین امروز
یک فرصت استثنایی| تا دیر نشده ثبت‌نام کن undefinedhttps://mabnaschool.ir/product/bichehregan/
#نشر_سیمرغ #پرواز_با_کلمات @nashrsimorgh_ir

۱۳:۴۳

بازارسال شده از گیل‌نوشت
thumbnail
undefined حال که در برهه حساسی از تاریخ ایران هستیم (که کم نبوده است بدین خطر دچار نباشیم در طول تاریخ) که حفظ هویّت ما و موجودیت ما به جد در میان است، باید در دل‌ها امید و روشنی دمید و به ایستادگان و قرص‌قامتان شریف ایران درود فرستاد که همین مردمانند که به تأسی از نیاکان اصیل و با شرف خویش هرگز سر تسلیم پیش دشمن دُژخیم فرود نیاوردند.
متن زیر از #رمان تازه منتشره #نشر_سیمرغ است به نام #درخت_سنگستان به قلم دوست ارجمندم آقای #حسینعلی_جعفری (کتاب سترگ #یثرب و نمایشنامه #ارماییل_و_گرماییل در #نشر_صاد از ایشان منتشر شده است) که به موضوع #سربداران و خیزش و بیداری خطه #خراسان به تهییج و هدایت‌گری #شیخ_خلیفه، به ویژه شاگرد و نماینده او؛ #شیخ_حسن_جوری می‌پردازد در مقابل قوم ددمنش #مغول که داستان جنایات آنان در تواریخ مندرج است که در ایران بدین خونریزی و توحش کس یاد ندارد.
و اما بخش کوتاهی از متن رمان یاد شده:

undefined«خواجه چِشُمی از مغولی گفت که مادری را کشت و نیزه در دهان طفل شیرخوار گذاشت تا خلاصش کند. طفل به گمان پستان مادر، نوک نیزه را می‌مکید. مغول کمی درنگ کرد و سپس نیزه را در دهان طفل فرو کرد. #چنگیز که قصه را از زبان همان سرباز شنید، امر کرد او را مقتول سازند. چنگیز گفت:- مغول دل‌رحم به کار سپاه من نمی‌آید!شیخ فریاد زد:- بس کن خواجه! خواجه آشکارا لرزید. به گمانم در عمر هفتاد هشتاد ساله‌اش احدی جرأت نکرده بود چنین بر سر او فریاد بزند؛ آن هم در ده او. خواجه خانه‌خواه بود و شیخ مهمان. شیخ بدون آن که چشم از خواجه بردارد گفت:- مردمان را نترسانید. از شقاوت مغول می‌گویید و مردمان را می‌ترسانید. شیخ آه کشید.- من هم بسیار شنیدم از ظلم مغول. بسیار دیده‌ام و می‌بینم؛ از چنگیز خونخوار لعنت‌الله علیه تا همین امروز. چقدر سرهای بی‌گناه بریده شد! چقدر زن بیوه شدند! چقدر کودک که یتیم شدند! نشنیدی که چقدر دختر که خویش را به #جیحون افکندند؟!شیخ درنگی کرد و گفت:- از این چقدرها بسیار است. بایستی مردمان بشنوند و بدانند، اما من پرسشی دیگر دارم. چرا از پایمردی نمی‌گویید؟ چرا از شهادت نمی‌گویید؟ چرا پیشینیان خویش را تحقیر می‌کنید؟ اگر برابر مغول نمی‌ایستادند، کشته نمی‌شدند. از آن همه مردمان بگویید که برای حفظ همین آب و خاک جان فدا کردند. از عطار بگویید که در اسارت هم، مغول را به سخره گرفت. از #کمال‌الدین_اسماعیل بگویید که جان داد اما امانت اصفهانیان را به مغول نسپرد. از #نجم‌الدین_کبری بگویید که از تیغ تیز مغول نهراسید. شیخ نجم‌الدین کبری در جرجانیه بود. #جوجی فرزند ارشد چنگیز شهر را محاصره کرد. پیغام داد به شیخ که خود و خانواده‌اش در امان‌اند و می‌توانند از شهر خارج شوند. شیخ نپذیرفت. لباده پشمینه را کنار گذاشت و جامه رزم پوشید. به همراه مردم جنگید تا کشته شد...»undefinedصص ۵۰ و ۵۱undefined پویندگان حقیقت که تمنای دانش بیشتری از تاریخ مغول دارند می‌توانند به کتاب ارزشمند جناب #عطا_ملک_جوینی تحت عنوان #تاریخ_جهانگشای_جوینی مراجعه کنند. هر چند عطا‌ ملک خود وزارت داشت در عهد مغولان و کمی محتاطانه روایت می‌کند از میزان خشونت و خونریزی این قوم بیابان‌گرد وحوش‌صفت، اما بسیار اطلاعات گران‌سنگی به ما ارائه می‌دهد.
undefined @gilnevesht

۵:۴۸

نشر سیمرغ | پرواز با کلمات🕊️
undefined undefined حال که در برهه حساسی از تاریخ ایران هستیم (که کم نبوده است بدین خطر دچار نباشیم در طول تاریخ) که حفظ هویّت ما و موجودیت ما به جد در میان است، باید در دل‌ها امید و روشنی دمید و به ایستادگان و قرص‌قامتان شریف ایران درود فرستاد که همین مردمانند که به تأسی از نیاکان اصیل و با شرف خویش هرگز سر تسلیم پیش دشمن دُژخیم فرود نیاوردند. متن زیر از #رمان تازه منتشره #نشر_سیمرغ است به نام #درخت_سنگستان به قلم دوست ارجمندم آقای #حسینعلی_جعفری (کتاب سترگ #یثرب و نمایشنامه #ارماییل_و_گرماییل در #نشر_صاد از ایشان منتشر شده است) که به موضوع #سربداران و خیزش و بیداری خطه #خراسان به تهییج و هدایت‌گری #شیخ_خلیفه، به ویژه شاگرد و نماینده او؛ #شیخ_حسن_جوری می‌پردازد در مقابل قوم ددمنش #مغول که داستان جنایات آنان در تواریخ مندرج است که در ایران بدین خونریزی و توحش کس یاد ندارد. و اما بخش کوتاهی از متن رمان یاد شده: undefined«خواجه چِشُمی از مغولی گفت که مادری را کشت و نیزه در دهان طفل شیرخوار گذاشت تا خلاصش کند. طفل به گمان پستان مادر، نوک نیزه را می‌مکید. مغول کمی درنگ کرد و سپس نیزه را در دهان طفل فرو کرد. #چنگیز که قصه را از زبان همان سرباز شنید، امر کرد او را مقتول سازند. چنگیز گفت: - مغول دل‌رحم به کار سپاه من نمی‌آید! شیخ فریاد زد: - بس کن خواجه! خواجه آشکارا لرزید. به گمانم در عمر هفتاد هشتاد ساله‌اش احدی جرأت نکرده بود چنین بر سر او فریاد بزند؛ آن هم در ده او. خواجه خانه‌خواه بود و شیخ مهمان. شیخ بدون آن که چشم از خواجه بردارد گفت: - مردمان را نترسانید. از شقاوت مغول می‌گویید و مردمان را می‌ترسانید. شیخ آه کشید. - من هم بسیار شنیدم از ظلم مغول. بسیار دیده‌ام و می‌بینم؛ از چنگیز خونخوار لعنت‌الله علیه تا همین امروز. چقدر سرهای بی‌گناه بریده شد! چقدر زن بیوه شدند! چقدر کودک که یتیم شدند! نشنیدی که چقدر دختر که خویش را به #جیحون افکندند؟! شیخ درنگی کرد و گفت: - از این چقدرها بسیار است. بایستی مردمان بشنوند و بدانند، اما من پرسشی دیگر دارم. چرا از پایمردی نمی‌گویید؟ چرا از شهادت نمی‌گویید؟ چرا پیشینیان خویش را تحقیر می‌کنید؟ اگر برابر مغول نمی‌ایستادند، کشته نمی‌شدند. از آن همه مردمان بگویید که برای حفظ همین آب و خاک جان فدا کردند. از عطار بگویید که در اسارت هم، مغول را به سخره گرفت. از #کمال‌الدین_اسماعیل بگویید که جان داد اما امانت اصفهانیان را به مغول نسپرد. از #نجم‌الدین_کبری بگویید که از تیغ تیز مغول نهراسید. شیخ نجم‌الدین کبری در جرجانیه بود. #جوجی فرزند ارشد چنگیز شهر را محاصره کرد. پیغام داد به شیخ که خود و خانواده‌اش در امان‌اند و می‌توانند از شهر خارج شوند. شیخ نپذیرفت. لباده پشمینه را کنار گذاشت و جامه رزم پوشید. به همراه مردم جنگید تا کشته شد...» undefinedصص ۵۰ و ۵۱ undefined پویندگان حقیقت که تمنای دانش بیشتری از تاریخ مغول دارند می‌توانند به کتاب ارزشمند جناب #عطا_ملک_جوینی تحت عنوان #تاریخ_جهانگشای_جوینی مراجعه کنند. هر چند عطا‌ ملک خود وزارت داشت در عهد مغولان و کمی محتاطانه روایت می‌کند از میزان خشونت و خونریزی این قوم بیابان‌گرد وحوش‌صفت، اما بسیار اطلاعات گران‌سنگی به ما ارائه می‌دهد. undefined @gilnevesht
یادداشت آقای فلاح هاشمی (مدیر مسئول انتشارات صاد)برای کتاب درخت سنگستان undefinedundefined

۵:۴۹

thumbnail
﷽| «مرگ نوبه» ادیبانه و حکمت‌آمیز است
undefined سیدمصطفی خاتمی
داستان «مرگ نوبه» که در ماه‌های آخر دفاع مقدس هشت‌ساله می‌گذرد در عین تفاوت‌ها بی‌شباهت به این روزهای ما نیست. ماجرای خانم دکتر جراحی که به خیال خودش کاری به جنگ ندارد و آرام مشغول زندگی است، اما ناگهان یک موشک وسط زندگی‌اش می‌خورد و او را به فروپاشی می‌کشاند. این کتاب داستان جنگ ناخواسته این زن ویران‌شده با شرایط پس از حادثه‌ای هولناک و تنگناها و تحولات اوست. سیر حوادث داستان و تصویرپردازی آن قابلیت زیادی برای تبدیل به سریال یا فیلم سینمایی دارد. داستان در جای خودش غافلگیری دارد و در عین اینکه سیر داستان منطقی و مأنوس است، پرافت‌وخیز و البته پیش‌بینی‌ناپذیر پیش می‌رود که بیش از همه در پایان‌بندی داستان مشهود است. داستان در عین تلخی‌ها از زندگی و امید می‌گوید، ذهن را درگیر می‌کند و حس همذات‌پنداری را بر می‌انگیزد.متن در عین خوش‌خوان و روان بودن ادیبانه و البته حکمت‌آمیز است.خداقوت به نویسنده و دوستان نشر سیمرغ برای این اثر ارزشمند و دوست‌داشتنی.
تهیه کتب نشر سیمرغ با تخفیف و ارسال رایگانundefined@simorghnashr_admin
#نشر_سیمرغ #پرواز_با_کلمات @nashrsimorgh_ir

۹:۱۰

thumbnail
﷽| نویسنده شدم تا از ایران بنویسم!
علیرضا محمودی ایرانمهر (نویسنده کتاب بی‌چهرگان) در گفتگو با کتابرسان:
من از همان زمان نوجوانی برای این سراغ آموختن هنر نویسندگی رفتم که بتوانم روزی تاریخ ایران باستان را بازآفرینی کنم. نوشتن چنین رمان‌هایی آرزوی دیرین و قدیمی من بود. برای همین حتی اگر یک جمله آن درست از کار درنمی‌آمد احساس می‌کردم شرافتم را لگدمال کرده‌ام.
متن کامل گفتگو که بسیار خواندنی و آموختنی است:undefinedhttps://ketabresan.net/p/kXzuq
#نشر_سیمرغ #پرواز_با_کلمات@nashrsimorgh_ir

۱۲:۱۴

thumbnail
﷽| معرفی کتاب «بی‌چهرگان» توسط نویسنده اثر
علیرضا محمودی ایرانمهر می‌گوید:آرزوی من این بود که اثری خلق کنم شبیه رمان‌های بزرگ تاریخی جهان؛ کتابی که خواننده را درگیر کند و اثری عمیق بر انسان بگذارد.
تهیه کتب نشر سیمرغ با تخفیف و ارسال رایگانundefined@simorghnashr_admin
#نشر_سیمرغ #پرواز_با_کلمات @nashrsimorgh_ir

۲۰:۵۹

thumbnail
﷽| «بی‌چهرگان» داود امیریان را هم جذب خودش کرد!
یه کار ملی و واقعاً جذابهundefined
تهیه کتاب با تخفیف و ارسال رایگانundefined@simorghnashr_admin
#نشر_سیمرغ #پرواز_با_کلمات @nashrsimorgh_ir

۹:۴۷

از ماهان آموخته بودم قصه‌ها زمانی در خاطر می‌مانند که آدم‌ها آن را همچون بخشی از زندگی خود تصور کنند.
#بی_چهرگان@nashrsimorgh_ir

۲۱:۳۳

بازارسال شده از روایت قم
thumbnail
undefinedundefined عصر ناداستانundefined نشسـت چهاردهمundefinedگفت‌وگوی امیرعباس شاهسواریundefinedبا امیر سعادتی و مریم قربان‌زادهundefinedدربارهٔ کتاب پـــاپیـــون؛ نسخهٔ غزه
undefined شنبه، ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۴undefined از ســـاعـــــــــت ۱۶ تــــــــــــــا ۱۸undefined حـوزه هنـری استــان قــــــــمundefined طبقـه ۴، سالـــن آسمــــــــان
undefined موقعیـــــت حــــــوزه هنـــــری:undefined مسیر اول: خیابان انقلاب،undefined انتهای کوچه ۱۷، پلاک ۱۵۹undefined مسیر دوم: میدان معلـــم،undefined انتهای کوچه معلم غربـی ۱undefined مسیــــــریابـــــــی در نشــــــــان
@revayat_qomـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــundefined حوزه هنری استان قمundefined تارنما | ایتــا | بلــهundefined مرکــــــز روایـــــــت قــــــــمundefined ایتــا | بلــه

۲۰:۰۸

thumbnail
﷽| «کبوترباز برج ایفل»تقابل بین عرفان و عقل، نقد روان‌شناسی غربی در قلب داستان و قصه. کتابی که شما را وارد دنیایی جدید می‌کند. سفری از تاریکی به سوی نور. رمانی که در یک زندان روایت می‌شود و تا حدودی ژانری معمایی جنایی دارد.
undefinedبه قلم «سید میثم موسویان» نویسنده‌ای که نثری طنزگونه با لحنی صمیمی دارد و سعی دارد با هنرمندی و رندی تمام در لایه‌های پنهان آثارش معرفت دینی را جای بدهد.
undefinedبرشی از کتاب:یک راست هم رفتم سروقت رویا و بهش گفتم که هیچ لازم نیست برای من نقشه‌ای طراحی کند و من دیگر به هیچ عنوان در مورد سوداگر از کسی سؤال نخواهم پرسید و به زودی هم گورم را از زندان و هر جایی که بویی از حقیقت به مشام برسد گم خواهم کرد. رویا هم تشویقم کرد و از من تشکر کرد که کارش را راحت کرده‌ام و با رفتن من از زندان او هم می‌تواند از زندان خلاص شود. به من گفت شانس آورده‌ام که روش کاری‌اش با آقای طاهری معروف به جوجه فرق می‌کند و او خیلی به نرمش و ظرافت اعتقاد دارد. همین طور من شانس آورده‌ام که جوجه در این پرونده جدید به خاطر خشونتش بسیار محدود شده و در واقع نیروی رؤیا محسوب می‌شود؛ وگرنه تا حالا یک بلایی سرم آمده بود.
قیمت: ۴۱۷ تومانبا ۱۰%تخفیف: ۳۷۵ و خرده‌ای تومان!ارسال مهمان نشر سیمرغ هستیدundefined
ثبت سفارش:@simorghnashr_admin
#نشر_سیمرغ #پرواز_با_کلمات@nashrsimorgh_ir

۷:۴۷

بازارسال شده از روایت قم
thumbnail
undefined پخش زنده چهاردهمین عصر ناداستان:undefined skyroom.online/ch/msruygar/non-fiction
@revayat_qom

۱۱:۲۰

نشر سیمرغ | پرواز با کلمات🕊️
undefined ﷽| نویسنده شدم تا از ایران بنویسم! علیرضا محمودی ایرانمهر (نویسنده کتاب بی‌چهرگان) در گفتگو با کتابرسان: من از همان زمان نوجوانی برای این سراغ آموختن هنر نویسندگی رفتم که بتوانم روزی تاریخ ایران باستان را بازآفرینی کنم. نوشتن چنین رمان‌هایی آرزوی دیرین و قدیمی من بود. برای همین حتی اگر یک جمله آن درست از کار درنمی‌آمد احساس می‌کردم شرافتم را لگدمال کرده‌ام. متن کامل گفتگو که بسیار خواندنی و آموختنی است:undefined https://ketabresan.net/p/kXzuq #نشر_سیمرغ #پرواز_با_کلمات @nashrsimorgh_ir
﷽| جناب ایرانمهر عزیز برای شروع، مختصری دربارۀ داستان رمان «بی‌چهرگان» توضیح بدهید؟
بی‌چهرگان داستان دو گوسان یا همان قصه‌گویان دوره‌گرد است که خود را در برابر هراسناک‌ترین موقعیت‌های تاریخی می‌بینند. یعنی زمانی‌که مارکوس کراسوس در اوج قدرت امپراتوری روم به ایران اشکانی حمله کرده و می‌خواهد یک‌بار دیگر کاری را که اسکندر در روزگار هخامنشیان با ویرانی ایران انجام داد، تکرار کند. این دو گوسان که پدر و پسر هستند ناخواسته درگیر زندگی قهرمان دیگری به‌نام سورنا می‌شوند که امروز برای ما تا حدودی آشناست. سرداری بزرگ و بسیار هوشمند که ایران را در یکی از حساس‌ترین لحظات تاریخی‌اش نجات داد. او همان کسی است که به گفته بسیاری از پژوهشگران نقش کلیدی در تولد شخصیت اسطوره‌ای رستم داشت که بعدها در شاهنامه تجلی پیدا کرد. در این رمان خواننده می‌تواند بستر شکل‌گیری بسیاری از قهرمانان تاریخی و اسطوره‌ای ایران چون گودرز و طوس و دیگران را نیز ببیند.
تهیه کتب نشر سیمرغ با تخفیف و ارسال رایگانundefined@simorghnashr_admin
#نشر_سیمرغ #پرواز_با_کلمات @nashrsimorgh_ir

۷:۰۸

thumbnail
﷽| کتاب «۱۹۸۷ روز» منتشر شد
داستان معلمی که فیلم هنگام اسارتش بارها از تلویزیون بغداد پخش شد. معلمی که یکی از شاگردانِ نویسنده‌اش مبهوت شخصیت او می‌شود و زندگی‌اش را می‌نویسد. در حین مصاحبه با خودش می‌گوید این دیگر نقطه اوج کتاب خواهد بود، اما در جلسه بعد با ماجرایی دیگر غافلگیر می‌شود. معلمی که حتی در دوران اسارت هم دست از آموزش برنداشت و یکی از خدماتش این است که چندین نفر را در همان موقع حافظ قرآن کرده است. روایت زندگی غلامحسین کمیلی، روایت حیات است، روایت حرکت.
undefinedبه قلم «عباس مهدوی‌خواه» طلبه‌ای پرمشغله که با وجود اینکه توان قبول مسئولیت‌های مختلفی را دارد اما از دنیای نوشتن و کتاب نمی‌تواند دست بردارد! سوژه‌های اطرافش برایش اولویت دارد. علاوه بر «۱۹۸۷روز»، کتاب رفیق شهیدش، شهید محمد جاودانی را با عنوان «چهارمین نفر» نیز در کارنامه هنری خود دارد.
تهیه کتب نشر سیمرغ با تخفیف و ارسال رایگانundefined@simorghnashr_admin
#نشر_سیمرغ #پرواز_با_کلمات @nashrsimorgh_ir

۹:۴۶

درخواست پول

مبلغ:

۰ ریال

﷽| نذر کاغذ، صدقه جاریه
نذر کاغذ یعنی شما در فرایند چاپ کتاب مشارکت می‌کنید. طوری که هزینه تمام شده کتاب برای همه مخاطبین کم می‌شود. با این کار، هر کدام‌مان سهمی در چاپ کتاب داریم. اگر کسی خنده‌ای بر لبش آمد، اگر چیزی آموخت، اگر زندگی‌اش تغییر کرد، من و شما هم در آن سهیم هستیم. خلاصه صدقه جاریه است. در ضمن با این کار کمکی کردیم تا قدرت خرید مردم افزایش پیدا کند و کتاب به سبد خرید خانواده‌ها اضافه شود. همان چیزی که رهبر شهیدمان دغدغه‌اش را داشتند.
فعلا این کار را با کتاب «من همین رضا سنجرانی را دوست دارم» (خاطرات خودگفته شهید سنجرانی به همراه روایت‌هایی از همسر، خانواده و دوستان شهید) شروع کردیم. تا به الانundefined
undefinedقیمت تمام شده کتاب: ۸۷۵تundefinedبا نذر کاغذ تا الان: ۸۱۵ت
تا شروع نمایشگاه کتاب یعنی ۲۶ اردیبهشت فرصت دارید در این کار سهیم بشوید:undefined@simorghnashr_admin
#نشر_سیمرغ #پرواز_با_کلمات @nashrsimorgh_ir
thumbnail

۷:۱۵

نشر سیمرغ | پرواز با کلمات🕊️
درخواست پول
به قول یکی از رفقا: با شهید سنجرانی معامله کنید...

۸:۴۳