بله | کانال روایت قم
عکس پروفایل روایت قمر

روایت قم

۱۶۲عضو
بازارسال شده از ریحانه
undefined مثل بوی یاس
undefined روایت‌هایی زنانه درباره‌ مادرانگی

undefined چند صندلی پلاستیکی قرمز را چیده بودند روی هم تا بتوانم با خانومی که چادر عربی سرش کرده بود صحبت کنم. مادرم من را نشانده بود روی صندلی و من بی‌آنکه ذره‌ای سرخ و سفید شوم، سوال‌هایم را قطار کرده بودم. لبخند آن خانم که استاد مادرم بود، هنوز یادم هست. به سوال‌هایم با صبوری گوش داد و با لحنی شیرین، برایم صحبت کرد. از آن روز همین اندازه را یادم هست. صندلی‌ها، قد کوتاه من، لبخند آن خانوم و چراهایی که بیشتر شبیه لجبازی کودکانه بود تا سؤال واقعی. آن خانوم اولین نفر نبود. آنقدر سؤال داشتم که مادرم دستم را گرفته بود و با خودش برده بود هر جایی که فکر می‌کرد از پس فکر و زبانم بر بیایند. 
undefined ده سالم بود. درست هم‌سن الانِ حسنا، دخترم. وقتی از سه‌سالگی تمرین‌های خردورزی را برایش شروع کردم تردیدی در انتخاب روش تربیتی‌اش نداشتم. تا همین چند‌وقت پیش هم فکر می‌کردم قرار است مدال بهتر‌ین مادر دنیا نصیبم شود و توی اتاقم آویزانش کنم. تا همین چند‌وقت پیش که در جواب سؤال «نمازت را خواندی؟» گفت: «دلم می‌خواد اول خدا رو بشناسم و بعد برای عبادتش نماز بخونم.» قفل کردم. انگار آب یخ ریخته باشند روی سرم. همه‌ی اصول تربیتی دور سرم چرخیدند. می‌دانستم این جمله فقط یک حرف الکی و زودگذر نیست و به حرفش فکر کرده است.
undefined جهانم به‌هم ریخت. سؤال‌ها و واگویه‌های درونی شد همراه روز و شبم. فکر می‌کردم نکند راه را اشتباه رفته‌ام. چند روزی توی همان جهان به‌هم ریخته ماندم. نگران بودم. فکر می‌کردم آیا من هم می‌توانم مثل مادر و پدرم صبور باشم و بدخلقی نکنم و با گفتگو، این سن و سؤال‌هایش را پشت سر بگذارم. مانده بودم درک خودم را چطور برایش توضیح دهم. بعد از چند روز با حسنا صحبت کردم. بعد از نماز صدایش کردم. نشاندمش کنار سجاده‌ام. عطر گل یاس را از توی سجاده برداشتم و غلتک عطر را کشیدم پشت دستش. زل زدم توی چشم‌های تیله‌ای مشکی‌اش و گفتم: «یه چیزایی رو نمی‌شه با عقل شناخت. باید حسش کنی، درکش کنی. مثل بوی همین عطر». همین جمله را گفتم و از او فرصت خواستم تا جواب سؤال‌هایش را پیدا کنم و در موردشان با هم حرف بزنیم. حس می‌کردم خالی هستم. دوباره شدم همان دختری که باید دوره بیفتد و پایه‌های اعتقادی‌اش را بسازد. اما این بار نه فقط برای خودم. برای دختری که من مسئول تربیت و دینداری‌اش هستم.
undefined کوثر یونسی، رسانه «ریحانه»؛
undefined مجموعه‌ روایت «بهشت‌آفرین»

رسانه «ریحانه» را دنبال کنیدundefined @khamenei_reyhaneh

۴:۱۸

thumbnail
undefined<img style=" />undefined #تقریظ (۹ از ۵۰)
به‌خاطر شیرینی زبان روایتش و طنزی که در خیلی جاها نمک نوشته کرده است، از بعضی دیگر از خاطره‌های مکتوب، خواندنی‌تر است...(بهمن ۱۳۷۰)
undefined زنده باد کمیلخاطرات محسن مطلق از روزهای جنگundefined محسن مطلقundefined سوره مهر#روایتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــروایت قم@revayat_qom

۱۴:۴۸

بازارسال شده از راوینا | روایت مردم ایران 🇮🇷
thumbnail
undefined #راوینا_نوشتundefined #بعد_از_حاجی
پویش روایت‌نویسی بعد از حاجی
اکثر ما در سال‌های اخیر، به‌ویژه در روزهای جنگ ۱۲ روزه، لحظاتی را تجربه کردیم که حضور حاج قاسم خیلی حس می‌شد؛ لحظاتی که پیش خودمان گفتیم: «کاش حاجی بود» یا «اگر حاجی بود...»اگر همچین لحظه‌ای را بعد از شهادت سردار سلیمانی تجربه کردید؛ برای ما روایت کنید.

نحوه ارسال روایت:ارسال در پیام‌سان‌های بله، ایتا و تلگرام به نشانی@ravina_ad
مهلت ارسال آثار: تا ۲۰ دی

ــــــــــــــــــــــــــــــundefined#راوینا | روایت مردم ایران

@ravina_irمجلـه | بلـــه | ایتـــا | تلگرام | دیگررسانه‌ها

۱۶:۵۸

thumbnail
undefined<img style=" />undefined #تقریظ (۱۰ از ۵۰)
زبان، تصویر، پردازش و به‌خصوص استفاده خوب از آیات قرآن، خیلی خوب است...(اسفند ۱۳۷۰)
undefined جنگ پابرهنهداستان‌هایی از زندگی سخت رزمندگان پابرهنهundefined رحیم مخدومیundefined سوره مهر#داستانـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــروایت قم@revayat_qom

۱۴:۱۴

thumbnail
undefined<img style=" />undefined #تقریظ (۱۱ از ۵۰)
این کتاب، شیرین، موجز، با روح و هوشمندانه نوشته شده است. زیارت قبول؛ عزیز نویسنده!(اسفند ۱۳۷۰)
undefined سفر به قبلهیادداشت‌های سفر حج ۱۳۷۰undefined هدایت‌الله بهبودیundefined سوره مهر#روایت #سفرنامهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــروایت قم@revayat_qom

۱۷:۲۵

thumbnail
undefined برنامه‌های حوزه هنری انقلاب اسلامی استان قم در هفته پیش‌رو
undefined برنامه‌های *مرکز روایت*:
undefined اصول مصاحبه و تحقیقیک‌شنبه | ساعت ۱۵ | اتاق مطالعات پایداری | تخصصی
undefined عصر نگارشدوشنبه | ساعت ۱۵ | سالن آسمان | تخصصی
undefined اصول مصاحبه و تحقیقسه‌شنبه | ساعت ۱۵ | اتاق مطالعات پایداری | تخصصی
undefined معماری روایتپنج‌شنبه | ساعت ۱۵ | مجازی | تخصصی
@revayat_qomـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــundefined حوزه هنری استان قمundefined تارنما | ایتــا | بلــهundefined مرکــــــز روایـــــــت قــــــــمundefined ایتــا | بلــه

۱۱:۴۹

thumbnail

۱۱:۴۹

thumbnail

۱۱:۴۹

thumbnail

۱۱:۴۹

thumbnail
undefined<img style=" />undefined #تقریظ‌ (۱۲ از ۵۰)
بعضی از جزئیات به‌ظاهر کم اهمیت، آن امر مهم را تصویر و ترسیم کرده است...گاه در نقل حوادث، تسلسل طبیعی و منطقی رعایت نشده است...(اسفند ۱۳۷۰)
undefined خداحافظ کرخهداستانی بر اساس زندگی بسیجیانundefined داوود امیریانundefined سوره مهر#داستانـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــروایت قم@revayat_qom

۱۷:۵۸

thumbnail
undefined<img style=" />undefined #تقریظ (۱۳ از ۵۰)
گزارش بعدی که به زبان روزنامه‌ای و در سبک گزارش‌های مطبوعات غربی و به تقلید از آنها نوشته شده حاوی مطلبی چندان مهم نیست، بعلاوه که گسیختگی در ذهن و نارسایی در زبان هم گاه در آن هست...(اسفند ۱۳۷۰)
undefined سفر به قله‌هاپنج گزارش جنگیundefined هدایت‌الله بهبودی و مرتضی سرهنگیundefined سوره مهر#روایتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــروایت قم@revayat_qom

۱۶:۱۸

thumbnail
undefined<img style=" />undefined عصر نگارشundefined باشگاه تقویت نویسندگی
undefined گفت‌وگو درباره موانع نوشتنundefined الهام گرفتن از آثار دیگرانundefined تمرین‌های خلاقانه برای باز کردن ذهنundefined نوشتن گروهی و بازخورد گرفتن
undefined دوشنبه‌ها، ساعت ۱۵، حوزه هنری استان قم
undefined هشتمین جلسه: ۱۵ دی، سالن آسمان (طبقه ۴)undefined با همراهی: سید طاهر جوادیان
پرسشنامهٔ ثبت‌نام:https://digiform.ir/w0bc0ac95
حتماً پرسشنامه پرکنیدقلم و کاغذ هم فراموش نشود
@revayat_qomـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــundefined حوزه هنری استان قمundefined تارنما | ایتــا | بلــهundefined مرکــــــز روایـــــــت قــــــــمundefined ایتــا | بلــه

۱۶:۵۰

مرغ همسایه غاز نیست! ارزش را در تجربه‌های خودتان جستجو کنید
undefined تله رایج:"چرا باید تجربه‌ی کوچک من از پدافند در قم را بنویسم، در حالی که فلان نویسنده از خط مقدم نبرد می‌نویسد؟"
undefined پاسخ:چون تو فقط می‌توانی از "خط مقدم وجود خودت" بنویسی.اتفاقی که در درون تو، در خانواده‌ات، در محله‌ات می‌افتد، همان "جنگ واقعی" از نگاه توست.
نکته طلایی:رسانه روی سوژه‌های بزرگ نور می‌اندازد،اما تو می‌توانی روی "تغییرهای کوچک و بی‌صدای" در زندگی خودت و اطرافیانت نور بتابانی.
به جای نوشتن از طعم غذایی که دیگران خورده‌اند،از طعم اشکی که خودت چشیده‌ای بنویس.راستیِ احساس تو، از بزرگ‌نماییِ دیگران اثرگذارتر است.
#نکته_نویسندگی #نویسندگی_در_جنگـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــundefined برداشتی از کارگاه «نویسندگی در جنگ»undefined محمدرضا جوان‌آراستهundefined ۴ تیر ۱۴۰۴ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــروایت قم@revayat_qom

۱۶:۰۹

thumbnail
undefined<img style=" />undefined #تقریظ (۱۴ از ۵۰)
درود بر بهبودی‌ها و سرهنگی‌ها...(اسفند ۱۳۷۰)
undefined پابه‌پای باراندو گزارش از خرمشهرundefined هدایت‌الله بهبودی و مرتضی سرهنگیundefined سوره مهر#روایتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــروایت قم@revayat_qom

۱۵:۰۰

روایت قم
undefined undefined<img style=" />undefined #تقریظ (۱۴ از ۵۰) درود بر بهبودی‌ها و سرهنگی‌ها... (اسفند ۱۳۷۰) undefined پابه‌پای باران دو گزارش از خرمشهر undefined هدایت‌الله بهبودی و مرتضی سرهنگی undefined سوره مهر #روایت ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ روایت قم @revayat_qom
پ.ن:
حضرت آقا:«همین آقای سرهنگی و آقای بهبودی کتابی [پا به پای باران] نوشته‌اند که من دو سه خطی پشت جلد آن نوشته‌ام -من معمولا بر هر کتابی تقریظی می‌نویسم - اینها از روی احساس من است یعنی آن وقتی که اینها را نوشتم با احساس صادقی نوشتم. پایین صفحه نوشتم: درود بر سرهنگی‌ها و بهبودی‌ها! اعتقاد من این است. چرا من چنین چیزی را بنویسم؟ این چه علتی دارم؟ مگر من با آقای سرهنگی و بهبودی خویشاوندی نزدیکی دارم؟ مگر با هم رفاقت قدیمی داریم؟ نه من فقط دو سه مرتبه آقایان را دیده‌ام. این کتاب، کتاب خوبی است. نوشته موثر و کار بسیار مفیدی است.
بیانات در دیدار با اعضای مجمع نویسندگان مسلمان 1371/06/14

۱۶:۲۴

thumbnail
undefined #هفده_دی
هفده دی روز خداست
هفده دی‌هایی که بر ما گذشت را مرور می‌کردم.هفده دی سال چهارده؛ قبل‌ترش رضاخان از همه زهر چشم گرفته؛ ملایی که در قم به سرِ برهنه‌ی اهل و عیال گیر داده بود را در حرم لگدمال کرده؛ نَسَخ هر معترضی را کشیده؛ عشایر را با ضرب و زور و کشت و کشتار سرجایشان نشانده؛ به فاصله یک شب تا صبح چند هزار نفر را به خاک و خون کشیده؛ در امن‌ترین نقطه ایران یعنی حرم رضوی و در خانه خدا یعنی گوهرشاد؛ حالا وقت برداشتن مهمترین گامش است. دور ریختن تعصبی که رعیت غیرت می‌نامندش. پایین کشیدن لچکی که مثلا نشان عفت نسوان است. باید این جماعت عقب‌مانده را به زور متمدن کند. هفده دی اوج بدمستی رضاخان است.به هفده دی پنجاه‌وشش بیاییم. پسر رضاخان همه مخالفان را سرکوب و تبعید کرده؛ رُس چپ‌های شوروی‌چی را کشیده؛ ساواک نَسَخ آخوندها را کشیده؛ سر شریعتی و پسر بزرگ خمینی را زیر آب کرده؛ راستی از شر تختی هم هفده دی خلاص شد؛ خمینی را از نجف هم بیرون کرده؛ ده روز پیش‌ترش ارباب آمریکاییِ شاه، او را محبوب مردم و ایران را جزیره ثبات خطاب کرده؛ پول بادآوردهٔ نفت هم سرازیر شده؛ حالا در اوج قدرت و غرور وقت تیر خلاص است. تیر خلاص به آبروی پیرمرد فرانسه‌نشین. محمدرضا هیچ‌وقت فکرش را نمی‌کرد درست یک‌سال بعد از مقاله‌اش با اسم رشیدی‌مطلق، اربابانش در گوادلوپ جمع شوند. همان‌ها که گوش پدرش را گرفتند و از مملکت بیرون انداختندش برای بقایش همه زورشان را بزنند و ناامید برگردند.هفده دی، اوج بدمستی و توهم طاغوت است. حضرت امیر، اول خداشناس عالم می‌گوید خدا را با بر هم زدن تصمیم‌های قطعی و محکم شناختم. هفده دی از همان روزهاست؛ روز غلبهٔ ارادهٔ خدا بر ارادهٔ دشمن خدا.هفده دی نودوهشت اما کمی متفاوت‌تر است. روزی که امیدمان را در خاک کرمان دفن می‌کردیم. لابد قاتلانش فکر می‌کردند بالاخره تمام شد. نمی‌دانستند هنوز هم باید از نامش بترسند. رسانه‌هایشان هنوز کشش نام و عکس حاجی را ندارند. ویکی‌پدیایشان همه زورش را می‌زند تا تشییعش را خفیف جلوه دهد. اما مگر می‌توان عظمت بدرقه حاجی را کتمان کرد؟هفده دی روز خداست. روز خدای برهم‌زنندهٔ اراده‌ها، خدای پنجاه‌وچند نَفَس‌فدایِ تشییعِ پسرِ قنات‌ملکیو خدای گردن‌های از مو باریک‌تر...!
محمدصادق رویگرچهارشنبه | ۱۷ دی ۱۴۰۴ | #قم
روایت قم@revayat_qom

۱۸:۰۵

بازارسال شده از KHAMENEI.IR
thumbnail
undefined رهبر انقلاب: ان‌شاء‌اللّه به زودیِ زود، خداوند احساس پیروزی را در دلهای همه‌ی مردم ایران رواج بدهد. ۱۴۰۴/۱۰/۱۹
undefined سایز پست | استوری
undefined Farsi.Khamenei.ir

۹:۱۸

بازارسال شده از خبرگزاری مهر
thumbnail
جنایت هولناک آشوبگران با پیکرهای شهدای اغتشاشات
mehrnews.com/x3b8kT
@Mehrnews

۹:۴۵

بازارسال شده از زمانه
«زمانه»، راوی حقیقت
مخاطبان عزیزی که خاطرات، مشاهدات و روایت‌های عینی از جنایات تروریست‌های وابسته به موساد دارند می‌توانند در تماس با سامانه «۱۶۲» صدا و سیما این روایت‌ها را جهت مستندسازی این جنایات اعلام کنند.
لطفا در این قالب روایات خود را جهت تماس همکاران و مستندنگاری اعلام فرمایید:- نام بردن از برنامه زمانه- ذکر کوتاه خاطره یا روایت عینی- اعلام شماره تماس


روایت‌ها و نظرات خود در مورد برنامه زمانه را با هشتگ‌ #زمانه به این آی دی در پیام‌رسان سروش‌پلاس به ما بفرستید undefined
@sima


زمانه در سروش‌پلاس:https://splus.ir/zamaneh_tv
#زمانه #شبکه_دو undefinedundefined

۱۹:۰۳

بازارسال شده از روشنگری
thumbnail
همسر شهید قمی از آخرین تماس و آخرین حرف شهیدش گفت
شهید محمد قاسمی هماپور از نیروهای یگان ویژه پلیس، در شامگاه ۱۸ دی ما، در اطراف میدان نبوت به دست تروریست‌های مسلح و با ضربات متعدد چاقو به شهادت رسید.
undefined @Roshangari_ir

۱۹:۲۶