۱۱۲
۷:۲۰
۱۳۱
۷:۲۰
من سالها خرما را میشناختم، اما نه آنطور که امروز میشناسم.
وقتی کارم را در نخلستان و مجموعه راکسل شروع کردم، تازه فهمیدم پشت این میوهی آشنا، چقدر تنوع و تفاوت وجود دارد؛ از طعم و بافت گرفته تا شیوهی نگهداری و انتخاب.
حالا یکی از هدفهای من در راکسل این است که دانستهها و تجربههایم را با شما به اشتراک بگذارم تا خرما را بهتر بشناسیم و آگاهانهتر انتخاب کنیم.
راکسل؛ از دل نخلستان، برای شناخت بهتر خرما.
اگر شما هم به دنیای خرما علاقه دارید، همراه راکسل باشید.
#راکسل #خرمای_بوشهر #خرمای_جنوب #دنیای_خرما #نخلستان
۱۷۷
۱۹:۰۹
خرماهایی شیرهدار، بافتی نرم و طعمی دلنشین؛ برای کسانی که خرمای کبکاب را با شیرینی طبیعی و شیرهاش میشناسند. 🤎
در این ویدئو، از کنار ساحل بوشهر، خرمای کبکاب کریستال را به شما معرفی میکنم؛ محصولی از دنیای خرمای جنوب که حالا میتوانید برای سفره خانهتان تهیه کنید.
راکسل؛ اصالت در طعم، نوآوری در بستهبندی.
#خرمای_کبکاب #خرمای_بوشهر #خرمای_کریستال #خرمای_جنوب #راکسل
۱۸۰
۳:۴۹
اگر مصرف خرما در خانوادهتان بالاست، این مدل عرضه را ببینید!
خرمای کبکاب راکسل پس از شستوشو، در سطلهای ۲ و ۳ کیلویی عرضه میشود؛ انتخابی مناسب برای خانوادههایی که خرما را بهصورت چندکیلویی تهیه میکنند.
ما در راکسل تلاش میکنیم خرمای جنوب را با معرفی شفاف محصول، بستهبندی مناسب و احترام به انتخاب مشتری به دست شما برسانیم.
برای ثبت سفارش، لطفاً نام خرما، وزن یا تعداد بستههای موردنظر و نشانی محل دریافت را در پیام برای ما ارسال کنید.
#خرمای_کبکاب #خرمای_بوشهر #خرمای_جنوب #خرمای_راکسل #راکسل
۱۲۳
۸:۳۸
۱۸۲
۸:۴۰
بعضی چیزها در زندگی ارزشمندند؛ مثل خرما، مثل یک نخلستان سرسبز و پربار. 
اما گاهی فراموش میکنیم که هیچ نخلستانی یکشبه به وجود نیامده است.
نخل، اول ریشه دوانده؛ بعد جوانه زده، قد کشیده، سالها ایستادگی کرده و در برابر گرما و سختی دوام آورده است تا روزی ثمر بدهد.
شاید زندگی هم همین باشد؛قبل از رشد، باید ریشه داشت.قبل از رسیدن، باید صبر کرد.و قبل از برداشت، باید زحمت کشید.
ما در راکسل، ارزش خرما را فقط در طعم شیرینش نمیبینیم؛ داستانی از زمین، ریشه و صبر هم پشت هر دانه خرماست.
راکسل؛ اصالت در طعم، نوآوری در بستهبندی.
شما فکر میکنید در زندگی، برای رسیدن به چیزهای ارزشمند، بیشتر به صبر نیاز داریم یا پشتکار؟
اما گاهی فراموش میکنیم که هیچ نخلستانی یکشبه به وجود نیامده است.
نخل، اول ریشه دوانده؛ بعد جوانه زده، قد کشیده، سالها ایستادگی کرده و در برابر گرما و سختی دوام آورده است تا روزی ثمر بدهد.
شاید زندگی هم همین باشد؛قبل از رشد، باید ریشه داشت.قبل از رسیدن، باید صبر کرد.و قبل از برداشت، باید زحمت کشید.
ما در راکسل، ارزش خرما را فقط در طعم شیرینش نمیبینیم؛ داستانی از زمین، ریشه و صبر هم پشت هر دانه خرماست.
راکسل؛ اصالت در طعم، نوآوری در بستهبندی.
شما فکر میکنید در زندگی، برای رسیدن به چیزهای ارزشمند، بیشتر به صبر نیاز داریم یا پشتکار؟
۱۲۰
۴:۰۵
ما در راکسل، ریشه در باغداری و نخلستانهای جنوب داریم.
خرمای کبکاب را از باغ خودمان عرضه میکنیم و سایر محصولات را از تأمینکنندگان مطمئن تهیه میکنیم تا بتوانیم مجموعهای متنوع از خرماهای جنوب و فرآوردههای آن را در اختیار خانوادههای ایرانی قرار دهیم.
باور ما این است که خرید خرما باید همراه با شناخت، انتخاب آگاهانه و اعتماد باشد.
━━━━━━━━━━━━━━
━━━━━━━━━━━━━━
━━━━━━━━━━━━━━
ما در راکسل تلاش میکنیم مسیر خرید خرما از نخلستان تا سفره شما، شفاف و مطمئن باشد.
━━━━━━━━━━━━━━
برای ثبت سفارش، دریافت راهنمایی و انتخاب محصول مناسب، با ما در ارتباط باشید.
۱۰۱
۱۶:۳۹
راکسل؛ نامی که از دل تاریخ برگشت 
بعضی نامها را انتخاب نمیکنیم؛ آنها را در دل تاریخ پیدا میکنیم و دوباره به زندگی برمیگردانیم.
من در ریشهر زندگی میکنم؛ جایی در بوشهر که هر گوشهاش میتواند قصهای از گذشته در دل خود داشته باشد. شاید همین هم باعث شده همیشه به تاریخ این سرزمین علاقه داشته باشم؛ به نامهای قدیمی، به آدمهایی که روزگاری در این خاک زندگی میکردند و به ردپایی که از خودشان به جا گذاشتند.
وقتی تصمیم گرفتم برای خرمایی که از دل نخلستانهای جنوب میآید نامی انتخاب کنم، دلم نمیخواست فقط یک اسم تجاری داشته باشم. دنبال نامی بودم که ریشه داشته باشد؛ نامی که وقتی آن را بر زبان میآورم، احساس کنم بخشی از هویت این سرزمین را با خود حمل میکند.
در میان نامهای تاریخی بوشهر، به نامی برخوردم که برایم متفاوت و تأملبرانگیز بود: راکسل؛ RAXEL
نامی که در منابعی که مطالعه کردهام، در کنار نامهایی مانند ریشهر، زیصهر، بندر نادریه و ابوشهر، بهعنوان یکی از نامهای مرتبط با بوشهر آمده است.
در کتاب «نخستین فرستادگان پرتغال به دربار شاه اسماعیل صفوی» نوشته رونالد بیشاپ، ترجمه حسین زنگنه، و همچنین در پژوهشی درباره روند قدرتگیری آلمذکور در بوشهر، رد این نام را دنبال کردهام.
نمیدانم چند نفر پیش از من، هنگام خواندن این نام، لحظهای مکث کردهاند؛ اما برای من، راکسل فقط چند حرف کنار هم نبود. انگار پنجرهای بود به گذشته؛ به سرزمینی که پیش از ما بوده و قرار است بعد از ما هم بماند.
با خودم فکر کردم چرا این نام دوباره زنده نشود؟ چرا نامی که یادآور گذشته این دیار است، امروز روی محصولی ننشیند که از خاک همین سرزمین به دست میآید؟
اینگونه بود که نام راکسل برای من از دل تاریخ بیرون آمد و به آینده پیوند خورد.
امروز وقتی نام راکسل را روی بسته خرما مینویسم، فقط به فروش یک محصول فکر نمیکنم. به نخلهایی فکر میکنم که سالها ریشه در خاک دارند؛ به باغدارانی که با گرمای جنوب میسازند؛ به خانوادههایی که خاطره و زندگیشان با نخلستان گره خورده است و به میراثی که نباید در گذر زمان فراموش شود.
من باور دارم خرمای ایران، با تکیه بر همین ریشههای اصیل و با کمک شیوههای نوین کشت، برداشت، بستهبندی و معرفی محصول، میتواند جایگاه شایستهتری در جهان پیدا کند.
شاید رسالت راکسل هم همین باشد؛ پیوند دادن گذشتهای پرافتخار با آیندهای که میتوانیم بهتر بسازیم.
راکسل برای من فقط نام یک برند نیست؛ یادآوری این حقیقت است که برای ساختن آینده، گاهی باید به عقب برگردیم، ریشههایمان را پیدا کنیم و از همانجا دوباره آغاز کنیم.
راکسل؛ اصالت در طعم، نوآوری در بستهبندی.
بعضی نامها را انتخاب نمیکنیم؛ آنها را در دل تاریخ پیدا میکنیم و دوباره به زندگی برمیگردانیم.
من در ریشهر زندگی میکنم؛ جایی در بوشهر که هر گوشهاش میتواند قصهای از گذشته در دل خود داشته باشد. شاید همین هم باعث شده همیشه به تاریخ این سرزمین علاقه داشته باشم؛ به نامهای قدیمی، به آدمهایی که روزگاری در این خاک زندگی میکردند و به ردپایی که از خودشان به جا گذاشتند.
وقتی تصمیم گرفتم برای خرمایی که از دل نخلستانهای جنوب میآید نامی انتخاب کنم، دلم نمیخواست فقط یک اسم تجاری داشته باشم. دنبال نامی بودم که ریشه داشته باشد؛ نامی که وقتی آن را بر زبان میآورم، احساس کنم بخشی از هویت این سرزمین را با خود حمل میکند.
در میان نامهای تاریخی بوشهر، به نامی برخوردم که برایم متفاوت و تأملبرانگیز بود: راکسل؛ RAXEL
نامی که در منابعی که مطالعه کردهام، در کنار نامهایی مانند ریشهر، زیصهر، بندر نادریه و ابوشهر، بهعنوان یکی از نامهای مرتبط با بوشهر آمده است.
در کتاب «نخستین فرستادگان پرتغال به دربار شاه اسماعیل صفوی» نوشته رونالد بیشاپ، ترجمه حسین زنگنه، و همچنین در پژوهشی درباره روند قدرتگیری آلمذکور در بوشهر، رد این نام را دنبال کردهام.
نمیدانم چند نفر پیش از من، هنگام خواندن این نام، لحظهای مکث کردهاند؛ اما برای من، راکسل فقط چند حرف کنار هم نبود. انگار پنجرهای بود به گذشته؛ به سرزمینی که پیش از ما بوده و قرار است بعد از ما هم بماند.
با خودم فکر کردم چرا این نام دوباره زنده نشود؟ چرا نامی که یادآور گذشته این دیار است، امروز روی محصولی ننشیند که از خاک همین سرزمین به دست میآید؟
اینگونه بود که نام راکسل برای من از دل تاریخ بیرون آمد و به آینده پیوند خورد.
امروز وقتی نام راکسل را روی بسته خرما مینویسم، فقط به فروش یک محصول فکر نمیکنم. به نخلهایی فکر میکنم که سالها ریشه در خاک دارند؛ به باغدارانی که با گرمای جنوب میسازند؛ به خانوادههایی که خاطره و زندگیشان با نخلستان گره خورده است و به میراثی که نباید در گذر زمان فراموش شود.
من باور دارم خرمای ایران، با تکیه بر همین ریشههای اصیل و با کمک شیوههای نوین کشت، برداشت، بستهبندی و معرفی محصول، میتواند جایگاه شایستهتری در جهان پیدا کند.
شاید رسالت راکسل هم همین باشد؛ پیوند دادن گذشتهای پرافتخار با آیندهای که میتوانیم بهتر بسازیم.
راکسل برای من فقط نام یک برند نیست؛ یادآوری این حقیقت است که برای ساختن آینده، گاهی باید به عقب برگردیم، ریشههایمان را پیدا کنیم و از همانجا دوباره آغاز کنیم.
راکسل؛ اصالت در طعم، نوآوری در بستهبندی.
۱۰۵
۱۶:۴۷
گاهی آدم در زندگی به نقطهای میرسد که همهچیز ظاهراً سر جای خودش است، اما احساس میکند چیزی کم است.
من حدود ۲۲ سال کارمند بودم. زندگی جریان داشت، حقوق ماهانه بود و امنیت شغلی؛ اما بهتدریج احساس میکردم در روزمرگی گرفتار شدهام. دلم میخواست کاری انجام دهم که معنای بیشتری برایم داشته باشد؛ کاری که به ریشههایم نزدیکتر باشد.
ریشههای من کجا بود؟
در نخلستانهای خانوادگی.
هنوز جمعههای باغ پدربزرگم را به یاد دارم؛ روزهایی که اقوام دور هم جمع میشدند و باغ فقط محل کار نبود، محل زندگی و دیدار خانواده بود.
زمان چیدن خرما، همه در کنار هم بودیم. پدربزرگم اصرار داشت برای اقوام خرما ببریم؛ حتی برای کسانی که شاید من فقط سالی یک بار میدیدمشان.
آن روزها شاید نمیدانستم این خاطرات چه جایگاهی در زندگیام پیدا خواهند کرد. امروز که به نخلستان برگشتهام، بهتر میفهمم که نخل برای خانواده ما فقط یک درخت نبود؛ بخشی از زندگی و هویت ما بود.
بازگشت به باغداری به معنای فاصله گرفتن از امنیت حقوق ماهانه و ورود به دنیایی متفاوت بود.
همسرم و پسرهایم از من حمایت کردند؛ اما نگرانی اطرافیان هم قابل درک بود. کشاورزی دشواریهای خودش را دارد؛ از واسطههای متعدد گرفته تا مشکلات فروش و کمبود حمایت از تولیدکننده.
بااینحال، تصمیم گرفتم این مسیر را تجربه کنم.
اما واقعیت باغداری همیشه به زیبایی تصویر نخلستان در غروب نیست.
بارها خسته شدم. بارها به ساحل رفتم و گریه کردم. روزهایی بود که واقعاً مستأصل میشدم و از خودم میپرسیدم چرا این تصمیم را گرفتم.
سال ۱۴۰۴، درست در آستانه ماه مبارک رمضان، زمانی که انتظار میرفت تقاضای خرما افزایش پیدا کند، جنگ آغاز شد و فروش ما عملاً متوقف شد.
آن روزها فهمیدم که علاقه به یک کار، بهتنهایی برای موفقیت کافی نیست. باید یاد گرفت، تجربه کرد، اشتباه کرد و دوباره ادامه داد.
در سال اول، خرما داشتیم، سردخانه و امکانات نگهداری داشتیم و برای بستهبندی هم تلاش میکردیم؛ اما یک مسئله اساسی وجود داشت: مردم ما را نمیشناختند.
به این نتیجه رسیدم که داشتن محصول خوب کافی نیست. تا زمانی که مشتری محصول را نشناسد، به فروشنده اعتماد نکند و تفاوت انواع خرما را نداند، فروش پایدار شکل نمیگیرد.
اینجا بود که فهمیدم باید فراتر از عرضه خرما فکر کنم.
باید برندی بسازم که هم محصول را معرفی کند، هم به مشتری شناخت بدهد و هم ارتباط میان تولیدکننده و مصرفکننده را تقویت کند.
این شد یکی از انگیزههای شکلگیری برند خرمای راکسل بوشهر.
باور دارم نخل و نخلستان در ایران آینده روشنی دارند. حرکت به سمت مکانیزه شدن کشت و برداشت، بهبود بستهبندی و بازاریابی حرفهای میتواند جایگاه خرمای ایران را ارتقا دهد.
اما به نظرم یک موضوع به همان اندازه اهمیت دارد: شناخت خرما.
من دوست دارم مشتریان ما فقط خرما نخرند؛ بلکه انواع خرما را بهتر بشناسند، تفاوتها را درک کنند و با آگاهی بیشتری انتخاب کنند.
اگر این شناخت باعث شود مردم خرمای بیشتری مصرف کنند، چه خرمای راکسل باشد و چه محصول باغدار دیگری، من بخشی از هدفم را محققشده میدانم.
چون باور دارم رشد فرهنگ مصرف خرما، در نهایت به نفع باغدار، تولیدکننده و مصرفکننده است.
در مسیر زندگی و کار، همیشه شجاعت به معنای شروع کردن نیست. گاهی شجاعت در ادامه دادن است و گاهی در این است که بفهمیم چه زمانی باید تصمیم دیگری بگیریم.
من هنوز در ابتدای مسیری هستم که برای ساختن راکسل انتخاب کردهام. همهچیز آسان نبوده و قطعاً در ادامه هم چالشهایی خواهم داشت؛ اما میخواهم از تجربههای این مسیر یاد بگیرم و قدمبهقدم پیش بروم.
و شاید همین جمله، بهتر از هر چیز دیگری، حالوهوای این مسیر را بیان کند:
«چگونه به پاهای تاولزدهام بگویم راه را اشتباه آمدهایم؟»
برای من، راکسل فقط نام یک برند نیست؛ تلاشی است برای پیوند دوباره با ریشهها، شناخت بهتر خرمای جنوب و ساختن آیندهای بهتر برای محصولی که بخشی از هویت سرزمین ماست.
اگر دوست دارید با محصولات ما آشنا شوید، در پست معرفی محصولات و قیمتهای راکسل همراه ما باشید.
۱۲۲
۱۷:۵۵