۹۱
۹:۴۷
۵۶
۱۹:۵۶
اینا رو ابراهیم فخرایی در کتاب سردار جنگل میگه کی؟ سال ۴۴ شمسی
یا امام خمینی دقیقا «چه» کرد؟
یا امام خمینی دقیقا «چه» کرد؟
۵۱
۴:۱۷
بازارسال شده از ضربه نهایی
کتاب حقیقت سمیر ؛ از زندانیانی که توجه مرا به خود جلب کرد، یک ژاپنی به نام كوزو اکو موتو بود که در جریان عملیات «لد» در فرودگاه تل آویو دستگیر و زندانی شد.۱. عضو ارتش سرخ ژاپن بود که با همکاری جبهه خلق به عملیات در فرودگاه بین المللی بن گوریون پرداخت و به حبس ابد محکوم شد. این عملیات در پاسخ به کشتار دیر یاسین انجام شد.
پ.ن۱؛ آزادگانی از سراسر عالم هستند، که تاب تحمل جنایات جرثومهای بنام اسرائیل را ندارند.پ.ن۲؛ ایشون دیروز در لبنان درگذشت
پ.ن۱؛ آزادگانی از سراسر عالم هستند، که تاب تحمل جنایات جرثومهای بنام اسرائیل را ندارند.پ.ن۲؛ ایشون دیروز در لبنان درگذشت
۱
۱:۵۵
بازارسال شده از روزنامه فرهیختگان
۲
۱۳:۱۴
بازارسال شده از خبرگزاری دانشجو
۲
۱۸:۲۸
همکاران خستگیناپذیر توسعه سامانه رصدوپایش اقتصادی
البته همه همکاران در تصویر نیستندساعت ۱۶:۰۰ پایان شهریور ۴۰۵
البته همه همکاران در تصویر نیستندساعت ۱۶:۰۰ پایان شهریور ۴۰۵
۳۳
۱۲:۲۶
چرا ملتها شکست میخورند؟دارون عجم اوغلو/ جیمز ای ابینسوناین کتاب چند ترجمه داره، این ترجمهای که من مطالعه کردم از نشر روزنه هست که میتونم بگم واقعاً ترجمه قوی نبود و خوندن کتاب را سخت کرد. چاپ نوزدهم این کتاب رو خوندم که نشون میده کتاب با استقبال مواجه شده یه نکته جالبی هم هست اینه که مقدمه کتاب رو جناب آقای احمد میدری نوشتند که الان وزیر کار هستند.کتاب یک ایده اصلی داره: اینکه فقر و غنا در جوامع مختلف رو فراگیر بودن «نهادهای اقتصادی» و «نهادهای سیاسی» اون جامعه مشخص میکنه، و میزان «تخریب خلاقی» که در بزنگاهها به وجود میاد و همینطور عکسالعمل نهادهای سیاسی اون جامعه در قبال این تخریب خلاق.نویسندهها برای اثبات این ایده، روایاتی رو از سرگذشت ملتهای مختلف (از امپراطوری روم و دولت-شهرهای مایا و قرون وسطی گرفته تا اتحادیه جماهیر شوروی و آفریقا) را بیان میکنه. و نتیجه میگیره به اینکه «رشد اقتصادی فعلی چین قابل تداوم نیست» (کتاب سال ۲۰۱۲ منتشر شده و امروز ۲۰۲۶).
روایات تاریخی کتاب سرشار جزئیات تکلف آمیز، حوصلهسربر و بی فایده است. شنیدم یک تکنیک هست؛ وقتی داری چیزی روایت میکنی هی با جزئیات بهش آب و تاب بده. باور پذیر تر میشه. مخصوصا وقتی داری دروغ میگی!
در فصل آخر که به نوعی جمعبندی همه کتاب هست متنی درباره چین نوشته، که انشالله در قالب یک پست منتشرش میکنم، مطالعه کنید، که خود گویاست.
من در مورد صحت ایده و اینکه این ایده کار میکنه یا نه نظری نمیدم، اما در مورد شواهد تاریخی که برای اثبات ایده مطرح میکنه میتونم بگم همهی نمونه گزاره های جریان اصلی رو شما اینجا میبیند. از کره شمالی گرفته تا شوروی و چین!سرشار از گزاره های استعماری با نگاه مشمئزکنندهی بالا به پایین به ما جنوب جهانی ها. مثلا در بخشی که به ممنوعیت چاپ اشاره داشت، درجایی که یکی از جنایات فاتحان در اینجا سوزاندن کتابخانهها بوده و ما «نهضت ترجمهٔ عربی به لاتین» در اروپای قرون وسطی داشتیم، عبارت «کتابها اندیشهها را منتشر میکنند و استیلا بر مردم را بسیار مشکل میسازند» جز تحقیر چیز دیگهای نیست. خوبه پیشگام کاغذ و کتاب اینا نبودند.کتاب پر از این چیزهای دم دستی است که در لسان عوام هم افتاده.
(پایان بخش ۱)
@ryahyapour
روایات تاریخی کتاب سرشار جزئیات تکلف آمیز، حوصلهسربر و بی فایده است. شنیدم یک تکنیک هست؛ وقتی داری چیزی روایت میکنی هی با جزئیات بهش آب و تاب بده. باور پذیر تر میشه. مخصوصا وقتی داری دروغ میگی!
در فصل آخر که به نوعی جمعبندی همه کتاب هست متنی درباره چین نوشته، که انشالله در قالب یک پست منتشرش میکنم، مطالعه کنید، که خود گویاست.
من در مورد صحت ایده و اینکه این ایده کار میکنه یا نه نظری نمیدم، اما در مورد شواهد تاریخی که برای اثبات ایده مطرح میکنه میتونم بگم همهی نمونه گزاره های جریان اصلی رو شما اینجا میبیند. از کره شمالی گرفته تا شوروی و چین!سرشار از گزاره های استعماری با نگاه مشمئزکنندهی بالا به پایین به ما جنوب جهانی ها. مثلا در بخشی که به ممنوعیت چاپ اشاره داشت، درجایی که یکی از جنایات فاتحان در اینجا سوزاندن کتابخانهها بوده و ما «نهضت ترجمهٔ عربی به لاتین» در اروپای قرون وسطی داشتیم، عبارت «کتابها اندیشهها را منتشر میکنند و استیلا بر مردم را بسیار مشکل میسازند» جز تحقیر چیز دیگهای نیست. خوبه پیشگام کاغذ و کتاب اینا نبودند.کتاب پر از این چیزهای دم دستی است که در لسان عوام هم افتاده.
(پایان بخش ۱)
@ryahyapour
۷
۱۵:۴۰
همونطور که گفتم فصل اخر کتاب جمع بندیست من بخشهاییش رو ذکر میکنم،موخرهای مینویسم وعرضم تمام.
نویسنده اشاره ای میکنه به حمله آمریکا به افغانستان در سال ۲۰۰۱، در ادامه تشکیل لوئی جرگه و انتخاب کرزای به عنوان رئیس دولت انتقالی. و در ادامه اشاره میکنه که به کمکهای خارجی که بعد از استقرار دولت موقت به افغانستان صورت گرفت. و از ناکامی این کمکها انتقاد میکنه. ادامهش رو از کتاب مطالعه کنید:
« این تفکر که کشورهای غنی غربی باید به منظور حل مسأله فقر در جنوب صحرای آفریقا، منطقه کارائیب، آمریکای آسیا، حجم عظیمی از کمکها فراهم آورند مبتنی بر فهمی نادرست از مرکزی و جنوب علل فقر است کشورهایی مانند افغانستان به دلیل نهادهای استثماری شان فقیر هستند نهادهایی که خود برآیند سلطه خفقان آور فرادستان ملی و اغلب محلی بر زندگی سیاسی و اقتصادی و فقدان حقوق مالکیت نظم و قانون یا نظامهای حقوقی با عملکرد خوب به شمار می آیند. همین مشکلات نهادی موجب میشوند کمکهای خارجی تاثیرگذار نباشند، زیرا چپاول خواهند شد و وصولشان به جایی که قرار است بروند محتمل نیست….
اخیراً مشروط ساختن کمکها راه حلی پرطرفدار شده است. براساس این دیدگاه تداوم کمکهای خارجی میبایست منوط به نیل دولتهای دریافت کننده به شرایطی معین مثلاً آزادسازی بازارها یا حرکت به سمت دموکراسی باشد. دولت جورج دبلیو بوش از طریق آغاز طرح اعطای اعتبارات مبارزه با چالشهای هزاره که پرداخت کمک های آتی را مشروط به اصلاحات قابل اندازه گیری در جنبه های متعدد توسعه اقتصادی و سیاسی میکرد بزرگترین گام را به سوی این نوع از کمکهای مشروط برداشت. ولی ظاهراً اثرگذاری کمکهای مشروط بهتر از نوع غیر مشروط آنها نیست…
در اینجا دو درس مهم هست نخست آنکه امروزه کمکهای خارجی ابزار چندان مؤثری برای حل و فصل ناکامیهای ملل فقیر نیست بلکه از حصول چنین نتیجه ای فاصله بسیار دارد. کشورها برای شکستن چرخه فقر محتاج نهادهای سیاسی و اقتصادی فراگیرند. کمک های خارجی نوعاً کار اندکی در این زمینه انجام میدهند و با شیوه سازماندهی فعلی آنها چنین کاری مطمئناً امکان پذیر نیست تشخیص ریشه های فقر و نابرابری در جهان دقیقاً به این خاطر اهمیت دارد که به وعده های گمراه کننده امید نبندیم. از آنجا که این ریشه در نهادها نهفته است کمکهای خارجی در چارچوب نهادهای مفروض در کشورهای دریافت کننده کار اندکی در جهت برانگیختن رشد پایدار از پیش خواهد برد.
ثانیاً با توجه به حیاتی بودن توسعه نهادهای اقتصادی و سیاسی ،فراگیر استفاده از جریانهای موجود کمک خارجی لااقل میتواند تا حدودی در جهت تسهیل چنین توسعه ای مفید باشد. همان طور که دیدیم در اینجا مشروط کردن راه حل مناسبی به شمار نمی آید زیرا مستلزم همکاری با حاکمان فعلی است. شاید سازماندهی کمکهای خارجی به گونه ای که گروه ها و رهبران حذف شده از قدرت را به فرآیند تصمیم گیری وارد سازد و به بخش گسترده ای از مردم قدرت ببخشد چشم انداز بهتری داشته باشد»
من یه سوال بپرسم از آقای عجم اغلو..؟! پلشتها! کی به شما گفته «به ما کمک کنید؟!»یکی از اصولی که نویسنده در کتاب بیان میکنه ضرورت فراهم کردن امنیت «مالکیت» توسط نهاد سیاسی ست. و میگه یکی از ایرادات نهادهای استثماری اینه که حق مالکیت، توش به رسمیت شناخته نمیشه. من سوالم از عجم اغلو اینه؛ توقیف و مصادره اموال، تحریم، چجوری تو حق مالکیت میگنجه؟اینکه کشوری مثل عراق بعد از اشغال توسط آمریکا، طی یک انتخابات، نخست وزیر انتخابی اون پارلمان توسط رئیس جمهور ایالات متحده وتو بشه. و پارلمان هم مجبور باشه به دلیل ترس از توقیف درآمدها، تسلیم این فشار بشه. کجای گلواژههای شماست؟!اینکه کشوری مثل ایران نتونه از درآمد هاش استفاده کنه (بصورت کاملا غیرقانونی) کجای ایدهی شما جا گرفته. نه آقای عجماغلو، شما خود استثمار هستید. هیچکس شما از شما کمک نخواسته…!
در جنگ شما از سیانان و فاکسنیوز چه انتظاری دارید؟ این کتاب همان است در زرورق علم. مابقی جزییات، حاشیهند.
کتاب سال ۲۰۱۲ چاپ شده، کلی هم توصیه داره.
نویسنده اشاره ای میکنه به حمله آمریکا به افغانستان در سال ۲۰۰۱، در ادامه تشکیل لوئی جرگه و انتخاب کرزای به عنوان رئیس دولت انتقالی. و در ادامه اشاره میکنه که به کمکهای خارجی که بعد از استقرار دولت موقت به افغانستان صورت گرفت. و از ناکامی این کمکها انتقاد میکنه. ادامهش رو از کتاب مطالعه کنید:
« این تفکر که کشورهای غنی غربی باید به منظور حل مسأله فقر در جنوب صحرای آفریقا، منطقه کارائیب، آمریکای آسیا، حجم عظیمی از کمکها فراهم آورند مبتنی بر فهمی نادرست از مرکزی و جنوب علل فقر است کشورهایی مانند افغانستان به دلیل نهادهای استثماری شان فقیر هستند نهادهایی که خود برآیند سلطه خفقان آور فرادستان ملی و اغلب محلی بر زندگی سیاسی و اقتصادی و فقدان حقوق مالکیت نظم و قانون یا نظامهای حقوقی با عملکرد خوب به شمار می آیند. همین مشکلات نهادی موجب میشوند کمکهای خارجی تاثیرگذار نباشند، زیرا چپاول خواهند شد و وصولشان به جایی که قرار است بروند محتمل نیست….
اخیراً مشروط ساختن کمکها راه حلی پرطرفدار شده است. براساس این دیدگاه تداوم کمکهای خارجی میبایست منوط به نیل دولتهای دریافت کننده به شرایطی معین مثلاً آزادسازی بازارها یا حرکت به سمت دموکراسی باشد. دولت جورج دبلیو بوش از طریق آغاز طرح اعطای اعتبارات مبارزه با چالشهای هزاره که پرداخت کمک های آتی را مشروط به اصلاحات قابل اندازه گیری در جنبه های متعدد توسعه اقتصادی و سیاسی میکرد بزرگترین گام را به سوی این نوع از کمکهای مشروط برداشت. ولی ظاهراً اثرگذاری کمکهای مشروط بهتر از نوع غیر مشروط آنها نیست…
در اینجا دو درس مهم هست نخست آنکه امروزه کمکهای خارجی ابزار چندان مؤثری برای حل و فصل ناکامیهای ملل فقیر نیست بلکه از حصول چنین نتیجه ای فاصله بسیار دارد. کشورها برای شکستن چرخه فقر محتاج نهادهای سیاسی و اقتصادی فراگیرند. کمک های خارجی نوعاً کار اندکی در این زمینه انجام میدهند و با شیوه سازماندهی فعلی آنها چنین کاری مطمئناً امکان پذیر نیست تشخیص ریشه های فقر و نابرابری در جهان دقیقاً به این خاطر اهمیت دارد که به وعده های گمراه کننده امید نبندیم. از آنجا که این ریشه در نهادها نهفته است کمکهای خارجی در چارچوب نهادهای مفروض در کشورهای دریافت کننده کار اندکی در جهت برانگیختن رشد پایدار از پیش خواهد برد.
ثانیاً با توجه به حیاتی بودن توسعه نهادهای اقتصادی و سیاسی ،فراگیر استفاده از جریانهای موجود کمک خارجی لااقل میتواند تا حدودی در جهت تسهیل چنین توسعه ای مفید باشد. همان طور که دیدیم در اینجا مشروط کردن راه حل مناسبی به شمار نمی آید زیرا مستلزم همکاری با حاکمان فعلی است. شاید سازماندهی کمکهای خارجی به گونه ای که گروه ها و رهبران حذف شده از قدرت را به فرآیند تصمیم گیری وارد سازد و به بخش گسترده ای از مردم قدرت ببخشد چشم انداز بهتری داشته باشد»
من یه سوال بپرسم از آقای عجم اغلو..؟! پلشتها! کی به شما گفته «به ما کمک کنید؟!»یکی از اصولی که نویسنده در کتاب بیان میکنه ضرورت فراهم کردن امنیت «مالکیت» توسط نهاد سیاسی ست. و میگه یکی از ایرادات نهادهای استثماری اینه که حق مالکیت، توش به رسمیت شناخته نمیشه. من سوالم از عجم اغلو اینه؛ توقیف و مصادره اموال، تحریم، چجوری تو حق مالکیت میگنجه؟اینکه کشوری مثل عراق بعد از اشغال توسط آمریکا، طی یک انتخابات، نخست وزیر انتخابی اون پارلمان توسط رئیس جمهور ایالات متحده وتو بشه. و پارلمان هم مجبور باشه به دلیل ترس از توقیف درآمدها، تسلیم این فشار بشه. کجای گلواژههای شماست؟!اینکه کشوری مثل ایران نتونه از درآمد هاش استفاده کنه (بصورت کاملا غیرقانونی) کجای ایدهی شما جا گرفته. نه آقای عجماغلو، شما خود استثمار هستید. هیچکس شما از شما کمک نخواسته…!
در جنگ شما از سیانان و فاکسنیوز چه انتظاری دارید؟ این کتاب همان است در زرورق علم. مابقی جزییات، حاشیهند.
کتاب سال ۲۰۱۲ چاپ شده، کلی هم توصیه داره.
۸
۱۵:۴۳