عکس پروفایل مرکز سکان| توانمندسازی حاکمیت و جامعهم

مرکز سکان| توانمندسازی حاکمیت و جامعه

۲.۲ هزار عضو
🟠 ارزیابی پایداری آتش‌بس میان ایران و آمریکا و ارایه توصیه های راهبردی
undefined دکتر محمد یوسفی
عضو هیات علمی دانشگاه
آتش‌بس حاضر فاقد بنیان‌های اعتمادساز پایدار و دارای ماهیتی تاکتیکی، اقتصادی‌محور و قابل بازگشت است و ‌بیشتر یک وقفه عملیاتی با ریسک ساختاری بالا محسوب می شود. پایداری آن محدود و وابسته به عوامل ‌بیرونی و در معرض شوک‌های ناگهانی است. بنابراین تصمیم‌گیران باید آن را نه به‌عنوان پایان بحران، بلکه به‌عنوان یک ‌‌«پنجره زمانی کوتاه برای بازتنظیم راهبردی» در نظر بگیرند.
undefined در این راستا توجه به توصیه های راهبردی زیر حائزاهمیت است:
undefinedبا توجه به احتمال بالای شکست و فروپاشی آتش بس لازم است با هدف اجتناب از غافلگیرشدن در صورت ‌بازگشت جنگ به تدوین سناریوهای بازگشت سریع به درگیری؛ آماده‌سازی زیرساخت‌های حیاتی در برابر حمله ‌و افزایش تاب‌آوری اقتصادی و لجستیکی اهتمام جدی داشت. ‌
undefined راهبرد بهینه برای ایران در این شرایط «حفظ آتش‌بس به‌عنوان ابزار تنفس اقتصادی و بازتنظیم قدرت، در عین ‌نگه داشتن اهرم‌های بازدارندگی و آمادگی کامل برای فروپاشی سریع توافق» می باشد.‌
undefinedیکی از مهم‌ترین نقاط ضعف، ریسک ناپایداری انسجام داخلی است. بنابراین باید با هدف جلوگیری از تبدیل ‌بحران خارجی به بی‌ثباتی داخلی به تقویت هماهنگی بین نهادهای نظامی، امنیتی و سیاسی؛ مدیریت شکاف‌های ‌داخلی و جلوگیری از چندصدایی در تصمیم‌گیری و حفظ انسجام در زنجیره فرماندهی اهتمام جدی داشت.‌
undefinedبا هدف حفظ اهرم تنگه هرمز بدون تشدید مستقیم لازم است قابلیت انسداد/اختلال به‌عنوان اهرم ‌بازدارنده و استفاده از بازدارندگی نامتقارن کم‌هزینه (مین، پهپاد، جنگ سایبری در سطح کنترل‌شده) با هدف ‌نگه داشتن فشار بدون عبور از آستانه جنگ صورت گیرد.‌
undefinedپنجره زمانی آتش‌بس از طریق افزایش صادرات غیررسمی و استفاده از کانال‌های خاکستری انرژی؛ تقویت ‌همکاری با چین و سایر خریداران آسیایی برای تثبیت جریان درآمد و مدیریت بازار ارز و جلوگیری از شوک ‌داخلی، به فرصت «تنفس اقتصادی» قبل از شکل گیری دور بعدی فشارها تبدیل شود.‌
undefinedپایداری آتش‌بس و دینامیک قدرت به شدت وابسته به بازیگران ثالث و ائتلاف‌های خارجی است. نقش بازیگران ‌ثالث در شرایط فعلی بسیار حیاتی است. بنابراین توصیه می شود با هدف تبدیل آتش‌بس به «فرصت مانور ‌دیپلماتیک» از طریق فعال‌سازی هم‌زمان مسیرهای رسمی و غیررسمی مذاکره و استفاده از کشورهای واسط برای ‌خرید زمان از اجماع بین‌المللی علیه ایران جلوگیری گردد.‌
undefinedبا توجه به ماهیت شکننده آتش‌بس، اولویت اصلی باید جلوگیری از فروپاشی زودهنگام باشد. بنابراین با ‌هدف کاهش ریسک شوک ناشی از رویداد غیرمنتظره باید کانال‌های ارتباطی اضطراری با میانجی‌ها (پاکستان، ‌عمان، سوئیس) برای مدیریت حوادث ناگهانی حفظ شود. اعمال کنترل سخت بر نیروهای نیابتی و بازیگران ‌غیردولتی صورت گیرد و «خطوط قرمز عملیاتی» شفاف برای جلوگیری از تشدید ناخواسته تعریف شود.‌
undefinedریسک سوءبرداشت بسیار بالاست بنابراین مدیریت فضای اطلاعاتی و ابهام ضروری است و باید روایت ‌رسانه‌ای داخلی و بین‌المللی کنترل شود، از پیام‌های متناقض در سطح سیاسی-نظامی اجتناب شود و بطور ‌هدفمند از «ابهام راهبردی» بدون ایجاد خطای محاسباتی با هدف کاهش احتمال تشدید ناشی از برداشت غلط ‌استفاده شود.‌
کارگروه حکمرانی جنگ مرکز سکان
undefined مرکز سکان؛ توانمندسازی حاکمیت و جامعهundefined www.sokancenter.irundefined@sokancenter

۱۴:۲۴

روایت ما از امروز جنگ
دکتر محمدمهدی مهتدی
عضو هیئت علمی دانشگاه

عمده موضوعات مندرج در اینجا در ساعتهای گذشته از سوی چهره های مختلفی مطرح شده و آنچه در این نوشته انجام شده تجمیع آنها در کنار یکدیگر در تلاش برای پیدا کردن یک تصویر کلان از وضعیت پیش روی ماست.1. هر جنگی پایانی دارد. ما به جنگ بی پایان معتقد نبودیم. ما مخالف پایان جنگ بدون تحقق اهداف مورد انتظار از آن بودیم. آنچه اکنون به عنوان طرح ده بندی ایران اعلام شده است با آنچه که به طور معقول می توانستیم از پایان این جنگ انتظار داشته باشیم به شکل نسبی مطابق است.
2. وقتی شرایط الان را با سال 67 مقایسه می کنیم وضع امروز ما در پایان این نبرد به مراتب بهتر از آتش بسی است که امام خمینی در آن زمان پذیرش قطعنامه را به نوشیدن جام زهر تعبیر کردند. امروز اما با همه زخمهایی که برداشته ایم علی الحساب طرف پیروز نبرد تا این لحظه ما هستیم.
3. مسئولان ایرانی به دلایل مختلف، رفتاری عالی در مدیریت سیاسی پایان نبرد از خود بروز نمی دهند. این هم تا حدودی قابل فهم است و هم حتما محل اشکال. این بار به صورت نسبی رفتار مقامات سیاسی ایران در این مرحله، از جنگ تحمیلی اول و دوم رضایت بخشتر است. اما طبیعت پایان نبرد در جامعه فروخورده شدن خشم مقدسی است که هر لحظه آماده انفجار بر علیه دشمن بود. اجر صبر در پیروزی(!) کمتر از اجر صبر در جنگ نیست. مراقب باشیم این خشم فروخورده ما را به عرصه بی انصافی در ساخت تصویر وارونه از روایت پیروزی نکشاند.
4. پایان جنگ به معنای بسته شدن موضوع پرونده های جنایت دشمن نخواهد بود. ما این جنایتها را نه می بخشیم نه فراموش می کنیم و نه هیچ انتفامی داغ دل ما را خاموش خواهد کرد. نوک پیکان این خشم مقدس را تا همیشه به سمت شیطان و آنها که دل به شیطان سپرده بودند نشانه خواهیم گرفت.
5. به شیطان هیچ اعتمادی نیست ممکن است آتش بس در میانه مسیر توسط دشمن از اساس نقض شود یا ضمن حفظ چارچوب کلی توافق، نشانه هایی از عدم پای بندی نشان داده شود (که در همین ساعتها نیز چنین بوده است). ممکن است مذاکرات به توافق منجر نگردد. ممکن است در توافق نهایی بعضی از شروط ایران مورد پذیرش طرف مقابل قرار نگیرد. برای همه احتمالات آماده ایم.
6. ما به مسئولان کشورمان اعتماد داریم و در عین حال حق خود می دانیم بر کنشهای آنها در طول مذاکرات، نظارت داشته و تحقق حداکثری شرایط پیش بینی شده را مطالبه نماییم. اعتماد به مسئولان به معنای حاکمیت سکوت نیست. نخبگان، متفکران و عموم مردم باید دیدگاههای متنوع خود را نسبت به شرایط پیش رو با رعایت مصالح عمومی کشور با صدای بلند فریاد بزنند. این به معنای تضعیف نمایندگان سیاسی ایران در مذاکرات نیست. بلکه همانگونه که در این مدت مردم پشتیانی از میدان را بر عهده گرفته بودند اکنون نوبت به پشتیبانی و در عین حال مطالبه گری از دیپلماسی رسیده است.
7. برقراری آتش بس کنونی و پایان احتمالی نبرد پس از انجام مذاکرات، نه به معنای پایان دشمنیها با ایران خواهد بود و نه طبعا به معنای پایان جهاد و مقاومت. ما برای ساخت ایران قوی به یک زندگی جهادی و مقاومتی نیاز خواهیم داشت و در این راه علاوه بر ضرورت مشارکت تمام آنهایی که در این مدت پای کار کشور بوده اند از دیگرانی که تاکنون به هر دلیل با خیزش مردم همراهی نکردند نیز دعوت به همراهی می کنیم.
8. پایان نبرد، حتما وقت حساب کشی با وطن فروشها و مزدوران دشمن هست. اما آنها که به هر دلیل سکوت کرده بودند مشمول خشم مقدس مردم نخواهند بود. هر چند بی تفاوتی به سرنوشت سرزمینمان داغ ننگی ابدی بر پیشانی آنهاست.
9. دشمن تلاش می کند تا شکست سیاسی خود را با یک پیروزی رسانه ای جایگزین کند. باید مراقب باشیم تا در این فریب گرفتار نشویم. ضمن آن که زیبنده ایران عزیز ما با جایگاه جدید آن در جهان، برخورداری از یک نظام رسانه ای قوی است و باید مسئولان مرتبط یک بازنگری اساسی در این خصوص به عمل آورند.
10. بستن تنگه یک اراده نظامی-سیاسی بود نه ترتیات فنی. اگر لازم باشد دوباره با انتشار یک پیام رادیویی بسته خواهد شد. اعمال حاکمیت ایران بر تنگه هرمز نیز باید در راستای تبدیل ایران به یک عنصر ضروری در اقتصاد جهان باشد. این امر از طریق اعمال یک نظام حکمرانی قاطعانه، شفاف و منسجم تحقق خواهد یافت.
11. یک چیز دیگر هم قطعی است بدون تردید درست در همان ساعتی که شیطان وعده نابودی یک تمدن را داده بود صدای شکاف برداشتن تمدنی دیگر از آن سوی زمین بلند شد.
پ.ن. زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد.
#ایران_قوی#ایران_جدید#مردم_میدان_دیپلماسی
کارگروه حکمرانی جنگ مرکز سکان
undefined مرکز سکان؛ توانمندسازی حاکمیت و جامعهundefined www.sokancenter.irundefined@sokancenter

۱۷:۳۵

undefined«مذاکرات در میانه ی آتش»
undefinedحسین عمادالدین
undefined بیانیه شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی به عنوان یک سند رسمی در چارچوب قوانین و تدابیر لازم منتشر شد.
اگر چه بسیاری از مردم و نخبگان شاید از زمان و یکبارگی این تصمیم سوالات و ابهاماتی داشته باشند؛ لیکن باید نکاتی را در چارچوب ذهنی و منطقی مورد بررسی قرار دهیم.
undefined نکته اول این است که این بیانیه در آستانه چهلمین روز جنگ تحمیلی سوم صادر شده و این اجبار وجود داشت تا در روز دهم یا بیشتر هم پذیرفته شود!! اما فشار آتش میدان؛ تحقق میانی اهداف از پیش تعریف شده و پذیرش چارچوب منطقی جمهوری اسلامی در ۱۰ بند؛ این توقف موقت را به روز چهلم انداخت.
undefined نکته دوم اینکه تا دیشب برتری آتش نظامی و آفند تاکتیکی ایران بیش از حد تصور کشورهای منطقه؛ رژیم صهیونی و حتی ایالت متحده بوده است. و این برتری تاکتیکی در حجم و گستردگی آتش تعریف به سزایی دارد. به عبارتی گستردگی کشورهای درگیر جنگ و تحقق وعده صادق امام شهید مبنی بر «جنگ منطقه ای» در لایه نظامی موید این موضوع است. همچنین حضور «بعثت وار» مردم در صحنه و تکلیف شناسی آگاهانه به عنوان بال دیگر «بازدارندگی پایدار » بسیار اثربخش بوده است.
undefined نکته سوم: تحقق چارچوب ایران به طرف مقابل و تبدیل آن به مفاد رسمی؛ قانونی و بین المللی و در نهایت عینیت یافتگی موثر و کوتاه مدت به نفع ملت و کشور نه تنها به عنوان دستاورد سیاسی یا نظامی در عرصه بین المللی؛ بلکه به معنای عظمت بخشی یک روحیه جمعی و ارایه عزت ملی به فرهنگ های سایر جوامع خواهد بود.
undefined نکته چهارم: این چارچوب به هر دلیلی ممکن است مورد توافق قرار نگیرد. این عدم توافق دور از ذهن نیست. در این حالت کشور به حالت جنگ بر میگردد و در این مدت ۱۵ روزه نیز تمام پروتکل های نظامی و امنیتی کاملا و با شدت باید برقرار باشد. همانگونه که حضور معنابخش مردم در میادین نیز نباید از تازگی روزهای نخست جنگ فاصله بگیرد. لیکن در این مدت معلوم؛ هزینه های تحمیلی دشمن نباید بیش از وضع موجود ادامه یافته و می بایست از طریق الزامات قانونی در تنگه هرمز قابلیت کنترل داشته باشد.
undefined نکته پنجم: اعلان جنگ یا صلح بین جمهوری اسلامی و دشمنان طبق قانون اساسی بر عهده ولی فقیه بوده و پذیرش و عدم پذیرش مفاد ۱۰ گانه توسط دشمن؛ دستورات معظم له را در تقویت و تنظیم آرایش جنگی جدید یا اثبات قدرت جهانی جمهوری اسلامی به همراه خواهد داشت.
undefined نکته پایانی: این ۱۵ روز بخش مهمی از پازل جنگ با مستکبرین عالم می باشد. بنابراین سطح مذاکرات در بالاترین شرایط و حساس ترین وضعیت کنترل و اجرا خواهد شد. بی شک ایالت متحده تمام بینش خبیثانه خود را در مذاکرات به کار گرفته و در تلاش است تا فرصت را به «استهلاک سیاسی ایران» بدل کند. بنابراین عبارت «دست روی ماشه» و «دیپلماسی عزت مندانه» چارچوب جدیدی در ادبیات جبهه مقاومت خلق کرده و دوگانه میدان و دیپلماسی را برای همیشه از جنگ و صلح تحمیلی به استعاره ای تک بعدی در «مقاومت پایدار» بدل خواهد ساخت.
undefined باید در میدان بود همانطور که لانچرها جهت گیری درستی در این ۱۵ روز خواهند داشت....
کارگروه حکمرانی جنگ مرکز سکان
undefined مرکز سکان؛ توانمندسازی حاکمیت و جامعهundefined www.sokancenter.irundefined@sokancenter

۱۸:۱۷

مدیریت آتش‌بس؛ مسئولان چگونه از دستاوردهای جنگ صیانت کنند؟

undefined دکتر علی ترابی
عضو هییت علمی دانشگاه

دوره آتش‌بس یکی از حساس‌ترین مراحل مدیریت یک منازعه است. در بسیاری از موارد، سرنوشت نهایی یک درگیری نه در میدان جنگ بلکه در نحوه مدیریت شرایط پس از آن تعیین می‌شود. بنابراین نقش و عملکرد مسئولان در این مرحله می‌تواند تأثیر مستقیمی بر تثبیت یا فرسایش دستاوردهای ملی داشته باشد.جنگ اخیر با وجود فشارهای گسترده سیاسی و نظامی، نه‌تنها اهداف اعلامی طرف مقابل را محقق نکرد، بلکه در نهایت با پذیرش شروط ده‌گانه ایران برای آتش‌بس پایان یافت.این جنگ موجب تقویت سرمایه اجتماعی و شکل‌گیری اعتماد متقابل میان مردم و ساختار حکمرانی شد.تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد که بسیاری از تهدیدهای امنیتی در دوره آتش‌بس از مسیر نفوذ اطلاعاتی، عملیات روانی و فشارهای سیاسی شکل می‌گیرند.در چنین شرایطی، مسئولان با مسئولیتی دوگانه مواجه هستند: از یک سو باید دستاوردهای جنگ را حفظ و تثبیت کنند و از سوی دیگر مانع بازتولید تهدیدها شوند. این امر مستلزم چند اقدام کلیدی است؛ از جمله قدردانی عملی از همراهی مردم و صیانت از سرمایه اجتماعی شکل‌گرفته، پیگیری قاطع شروط ده‌گانه در مذاکرات، حفظ اصل بی‌اعتمادی راهبردی نسبت به طرف مقابل و تقویت آمادگی‌های دفاعی و امنیتی کشور. تعامل دیپلماتیک نیز تنها زمانی می‌تواند موفق باشد که از موضع قدرت و با اتکا به ظرفیت‌های داخلی انجام شود.مدیریت موفق دوران آتش‌بس مستلزم ترکیبی از هوشیاری امنیتی، انسجام داخلی و دیپلماسی فعال است. مسئولان باید با شفافیت در ارتباط با مردم، تقویت آمادگی‌های دفاعی و پیگیری جدی دستاوردهای جنگ، شرایطی ایجاد کنند که آتش‌بس به فرصتی برای تقویت قدرت ملی تبدیل شود. در نهایت، هرچه پیوند میان جامعه و حکمرانی عمیق‌تر شود، توان کشور برای عبور از چالش‌های آینده نیز افزایش خواهد یافت.اهم وظایف مسئولان در دوران آتش بس را می توان در موارد زیر بر شمرد: undefined️ قدر دانستن همراهی مردم و سرمایه اجتماعی شکل‌گرفتهundefined️ نهادینه‌سازی مطالبه عمومی برای تحقق شروط ده‌گانهundefined️ پیگیری قاطع شروط ده‌گانه و پرهیز از هرگونه عقب‌نشینیundefined️ بی‌اعتمادی کامل به طرف مقابلundefined️ تعمیق شفافیت و تقویت اعتماد میان مردم و مسئولانundefined️ تقویت روحیه امید و مقابله فعال با جنگ روانیundefined️ بازخوانی تجربه جنگ و تقویت ظرفیت‌های ملیundefined️ حفظ آمادگی همه‌جانبه ملی، نظامی و امنیتی
#حکمرانی_انقلاب_اسلامی #تحلیل_سیاسی #حکمرانی #مدیریت_آتش_بس #آتش_بس #جامعه_شناسی #نقش_مسئولین#تحلیل_سیاسی #انسجام_ملی
کارگروه حکمرانی جنگ مرکز سکان
undefined مرکز سکان؛ توانمندسازی حاکمیت و جامعهundefined www.sokancenter.irundefined@sokancenter

۷:۵۹

جنگ ترکیبی؛دیپلماسی ترکیبی

undefined دکتر محمد ایوبی پور
عضو هییت علمی دانشگاه

در مذاکرات اخیر در پاکستان، شاهد یک چرخش راهبردی در الگوی دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران هستیم. برخلاف مذاکرات گذشته (مانند برجام) که ترکیب تیم‌ها عمدتاً تک‌بعدی و محدود به کارشناسان وزارت امور خارجه و متخصصان حقوق بین‌الملل بود، تیم فعلی ایران با یک ترکیب «چندوجهی و چندسطحی» وارد میدان شده است. حضور مقامات ارشد در حوزه‌های دفاعی، اقتصادی (نظیر بانک مرکزی) و چهره‌های برجسته رسانه‌ای در کنار متخصصان حقوقی، نشان‌دهنده درک عمیق نظام از ماهیت «ترکیبی» مسائل بین‌المللی است. این رویکرد ثابت می‌کند که ما دیگر به مذاکره تنها از دریچه سیاست نگاه نمی‌کنیم، بلکه ابعاد اجتماعی، فرهنگی و امنیتی را در هم تنیده می‌بینیم.
این ترکیب چندگانه، نقطه قوت ایران در این دور از گفتگوهاست. در حالی که طرف مقابل پیش از این از چهره‌های غیرتخصصی نظیر بنگاه داران املاکی ها کاسبان استفاده می‌کرد، حضور معاون اول پیامی روشن از جدیت آنهاست که آنهم ناشی از قدرت نظامی و مردمی جمهوری اسلامی در جنگ می باشد.
با این حال، برای ارتقای این توانمندی، یک گام تکمیلی ضرورت دارد: «نهادینه‌سازی حضور اندیشکده‌های تخصصی». اندیشکده‌ها به واسطه تمرکز مستمر و پژوهش‌های عمیق بر روی موضوعات خاص، دارای اشراف اطلاعاتی و قدرت سناریونویسی هستند که می‌تواند ضریب خطای تیم مذاکره‌کننده را به حداقل برساند.
البته در داخل کشور با چالشی به نام «اندیشکده‌های تشریفاتی» مواجه هستیم. فقدان سازوکار دقیق برای تایید صلاحیت علمی اندیشکده ها باعث شده تا هر گروهی عنوان اندیشکده را بر خود بگذارد و این امر اعتماد مسئولان را به این نوع از نهادهای علمی خدشه‌دار کرده است. اما با وجود این چالش، پتانسیل اندیشکده‌های واقعی و تخصصی کشور نباید نادیده گرفته شود. ما باید از مرحله «استفاده از کارشناسان و مدیران دولتی» (که همچنان فردمحور است) به سمت «شبکه‌ای از نهادهای اندیشه‌ای» حرکت کنیم.
هرچند به دلیل مقطعی بودن مذاکرات فعلی ممکن است فرصت بازطراحی کامل ساختار فراهم نباشد، اما این تحول باید به عنوان یک «ایده راهبردی» برای آینده دیپلماسی ایران تثبیت شود. اضافه کردن اعضای علمی و نمایندگان اندیشکده‌های متخصص به سیستم مذاکراتی، قدرت چانه‌زنی ما را از سطح سیاسی صرف به سطح «خبرگی فنی» ارتقا می‌دهد. این حرکت، گامی ضروری برای تقویت هرگونه مذاکره در سطح بین‌الملل و تضمین منافع ملی در نبردهای پیچیده دیپلماتیک پیش‌رو است.
کارگروه حکمرانی جنگ مرکز سکان
undefined مرکز سکان؛ توانمندسازی حاکمیت و جامعهundefined www.sokancenter.irundefined@sokancenter

۷:۴۲

معماری پایان نبرد در امتداد اقتدار؛ چگونه فاتحان تاریخ را می‌نویسند؟
دکتر‌ محمدمهدی مهتدی
عضو هیئت علمی دانشگاه

سال‌ها پیش، یکی از فرماندهان ارشد دوران دفاع مقدس در جمعی دانشگاهی با این پرسش مواجه شد: «اگر زمان به عقب بازمی‌گشت، چه تغییری در راهبرد خود ایجاد می‌کردید؟» پاسخ آن روز حاوی یک درس استراتژیک عمیق بود: «پس از فتح خرمشهر، بهتر بود ما رسما در سطح بین‌المللی اعلام می‌کردیم که تمایلی به ادامه جنگ نداریم.»
این سخن هرگز به معنای امکان‌پذیری توقف جنگ در آن مقطع نبود؛ چرا که ماشین جنگی دشمن همچنان بخش‌هایی از خاک ما را در اشغال داشت و اراده‌اش بر استمرار تجاوز استوار بود. با این حال، فقدان آن «اعلامیه دیپلماتیک»، باعث شد تا دهه‌ها بعد، عده‌ای بدون درک شرایط بغرنج آن روز، انگشت اتهام را نشانه روند. در واقع، فرماندهان ما در آن مقطع فاتحان میدان بودند، این مانور سیاسی هوشمندانه می‌توانست سلاح روایت‌سازی را نیز از دست مدعیان آینده خارج کند.
دقیقا درک همین پیوند ارگانیک میان میدان و دیپلماسی است که تفاوت میان تجربه دیروز و دستاورد امروز ما را در مواجهه با مسئله آتش‌بس اخیر رقم زده است.
ما این بار نه تنها در تله‌ «سکوت دیپلماتیک» نیفتادیم، بلکه با درایتی برآمده از همان تجارب تاریخی، معماری شرایط صلح را از موضع یک فاتح مطلق به دست گرفتیم. شروط اعلامی کشورمان چنان یک‌جانبه و مقتدرانه تدوین شده بود که حتی طرف‌های میانجی در ابتدا از پذیرش آن ا با داشتند؛ با این وجود، از زمان ابلاغ این شروط تا تسلیم شدن طرف مقابل، تنها چند ساعت فاصله بود.
نقطه اوج این بلوغ راهبردی و تسلط بر روایت‌ها آنجا بود که ما اعلام پذیرش این شرایط را به خود دشمن سپردیم. الزام عالی‌ترین مقام کشور مقابل به انتشار خبر موافقت با شرایط ما، نه یک اتفاق ساده رسانه‌ای یا پیش‌دستی دشمن، بلکه یک پیش‌شرط دیکته‌شده از سوی ما برای برقراری آتش‌بس بود.
شگفت آنکه برخی در داخل، به دلیل عدم آشنایی با پیچیدگی‌های جنگ شناختی، این «تحمیل تحقیرآمیز به دشمن» را واژگونه تفسیر کرده و پرسیدند چرا اول دشمن خبر را اعلام کرد! در قواعد سیاست بین‌الملل، آنکه مجبور می‌شود برخلاف میل باطنی‌اش شرایط طرف پیروز را در رسانه‌های خود اعلام کند در واقع سند شکست راهبردی خویش را امضا کرده است حتی اگر بعدا به آن پشت پا بزند. ما این بار نشان دادیم که نه‌تنها معادلات سخت میدان را می‌شناسیم، بلکه آموخته‌ایم چگونه در این نبرد نامتقان نظامی-رسانه ای، با تسلط نسبی بر ابزارهای دیپلماتیک، روایت تاریخ را پیشاپیش به نام خود تثبیت کنیم.
پ.ن. به نظر بهتر است فعلا آتش بس کنونی (سکوت صحنه نبرد) را چیزی شبیه همان آتش بس شکننده بعد از فتح خرمشهر به حساب آوریم که در آن زمان تحقق نیافت.
#جنگ_روایت_ها #دیپلماسی_میدان #جنگ_شناختی
کارگروه حکمرانی جنگ مرکز سکان
undefined مرکز سکان؛ توانمندسازی حاکمیت و جامعهundefined www.sokancenter.irundefined@sokancenter

۸:۰۷

undefined پارادوکس پیروزی؛ چرا طعم فتح را کمتر احساس می‌کنیم؟
دکتر محمد مهدی مهتدی
عضو هیئت علمی دانشگاه

با رصد و تحلیل دقیق خروجی رسانه‌ها، فضای مجازی و گفتمان عمومی در این ایام، به یک نتیجه شگفت‌انگیز و تا حدودی پارادوکسیکال می‌رسیم: «ادراک شکست» در جبهه مقابل، بسیار پررنگ‌تر از «احساس پیروزی» در سمت ماست. علیرغم سوگیری‌های غیرقابل‌انکار و عملیات روانی ماشین رسانه‌ای رقیب، ردپای این استیصال در لابه‌لای اخبار، گزارش‌ها و تحلیل‌هایشان کاملا مشهود است.
اما پرسش اساسی اینجاست: با وجود دستاوردهای میدانی، چرا ما این پیروزی را آن‌گونه که باید، در درون خود حس نمی‌کنیم؟
برای پاسخ به این پرسش، باید به چند لایه روان‌شناختی و استراتژیک توجه کرد:
۱. تقابل آرمان‌گرایی و واقع‌بینی: در یک نبرد تاریخی میان حق و باطل، ما اهدافی غایی و بلند داریم. «قلب گرم» ما در پی تحقق تمام‌کمال و فوری این آرمان‌هاست، اما نقطه پایان جنگ‌ها لاجرم با محاسبات «عقل سرد» رقم می‌خورد. این شکاف شناختی میان آرمان‌های حداکثری و واقعیت‌های میدانی، ناخودآگاه غباری از اندوه بر دل می‌نشاند.
۲. جراحت گریزناپذیر نبرد: در الفبای استراتژی، حتی طرف پیروز نیز با تنی مجروح از میدان بازمی‌گردد. تا آنجا که برخی استراتژیست‌های نامدار معتقدند در هیچ جنگی برنده‌ی مطلق وجود ندارد؛ بلکه همواره یک‌طرف «کمتر باخته است». درک این جراحات و هزینه‌ها، گاهی شیرینی فتح را در کام ما کمرنگ می‌کند.
۳. خطای شناختی و حصار سانسور: ما ضربات و دردهای جبهه خودی را با تمام وجود «لمس» می‌کنیم، اما ضربات مهلک وارده بر پیکره دشمن را تنها در قالب اخبار «می‌شنویم». به این واقعیت شناختی باید تلاش سازمان‌یافته دشمن برای پنهان‌سازی و سانسور بی‌سابقه تلفاتش را نیز افزود.
۴. ذات نبرد نامتقارن: ما گاهی فراموش می‌کنیم که در یک نبرد نامتقارن با بزرگ‌ترین قدرت‌های مادی تاریخ ایستاده‌ایم. فرمول پیروزی در این کارزار متفاوت است: در برابر هیمنه پوشالی آن‌ها، همین که ما مقاومت کنیم و شکست نخوریم، یعنی «پیروزیم»؛ و برای قدرت سلطه‌گر، همین که نتواند ما را از پای درآورد، یعنی «شکست خورده است».
۵. دستاورد نامرئی بازدارندگی: بخش عظیمی از پیروزی ما در ضرباتی نهفته است که دشمن قصد فرود آوردنشان را داشت، اما پایداری ساختار کشور و محاسبات هزینه-فایده، او را از نیت شومش منصرف کرد. عقب‌نشینی دشمن از تهدیدات بزرگی چون «نابودی تمدن ایران»، یک پیروزی سترگ است؛ اما چون این فاجعه رخ نداده است، ما حسی نسبت به این پیروزی خاموش نداریم.
۶. غیبت حماسه‌سرایان: یاد رهبر شهیدمان بخیر؛ در پایان نبرد دوازده با صلابت اعلام کرد که «رژیم صهیونیستی زیر ضربات ما له شد». امروز، شدت ضرباتی که بر دشمن وارد کرده‌ایم به مراتب کاری‌تر است؛ اما در غیاب آن امام شهید، محدودیت‌های ارتباطی فعلی با رهبر جدیدمان و کم کاری رسانه ها، ما از نعمت شنیدن روایت فتح از زبان یک حماسه‌سرای کاریزماتیک محرومیم. البته مقام معظم رهبری نیز در پیام مکتوبشان بر پیروزی ملت ایران تاکید کرده و طلیعه‌ برآمدن جمهوری اسلامی به‌عنوان یک قدرت بزرگ و قرار گرفتن استکبار در سراشیبی ضعف، را مقابل چشم همگان آشکار دانستند.
پ.ن. در میانه این مه غلیظ رسانه‌ای، چاره‌ای نیست جز آنکه «خودمان» راویان صادق این حماسه باشیم. باید عینک واقع‌بینی بر چشم بزنیم و برای یکدیگر از حماسه پیروزی بگوییم.بمباران رسانه ای دشمن، دشواری صبر بر آتش بس و فضای مبهم پیرامون آن نباید ما را از دیدن واقعیتهای صحنه نبرد دور کند.

#نبرد_نامتقارن #روایت_فتح #حماسه_مقاومت
کارگروه حکمرانی جنگ مرکز سکان
undefined مرکز سکان؛ توانمندسازی حاکمیت و جامعهundefined www.sokancenter.irundefined@sokancenter

۷:۵۶

نبرد تمدنی
undefined محمد ایوبی پور
عضو هیئت علمی دانشگاه

از کنار موضع‌گیری اخیر پاپ لئو چهاردهم و مستبد خواندن صریح آمریکا، نباید به سادگی گذشت؛ این یعنی عمق فاجعه به قدری زیاد شده که حتی واتیکان هم که همیشه به محافظه‌کاری و موضع‌گیری‌های خنثی معروف بود، دیگر نتوانسته سکوت کند. پاپ با انگشت گذاشتن روی میلیاردها دلاری که آمریکا صرف جنگ و ویرانی در دنیا می‌کند، در واقع نوک پیکان انتقادش را به سمت ریشه اصلی آشوب‌های جهانی گرفته است. آمریکا
این یک تناقض مشهود است که در دنیای امروز، بودجه‌ای برای درمان، مدرسه و بازسازی زندگی مردم پیدا نمی‌شود، اما نوبت به کشتار و اسلحه که می‌رسد، میلیاردها دلار هزینه می‌شود تا پایه‌های قدرت یک نظام مستبد محکم بماند.
این قبیل مواضع که کم و بیش در میان رهبران اجتماعی دیده شده و در حال افزایش است نشان می‌دهد که ما صرفا دیگر با یک کنش سیاسی اجتماعی مواجه نیستیم، بلکه جهان درگیر یک تقابل بزرگ تمدنی شده است. از یک طرف جبهه الهیون و کسانی که به حق و انسانیت علقه دارند و از طرف دیگر، «فراعنه مدرن» که نماد تمدن شیطانی و ویرانگر هستند.
آمریکا در این قاب، به عنوان کانون استبدادی قرار دارد که حیاتش در گرو نابودی دیگران است. وقتی پاپ می‌گوید این پول‌ها باید صرف آبادانی می‌شد نه ویرانی، یعنی تمدن مادی به بن‌بست اخلاقی رسیده و نقاب شعارهای فریبنده‌اش افتاده است.
این نبرد، دیگر جنگِ جغرافیا نیست؛ جنگِ میان دو تمدن است است. هانتینگتون سالها پیش از نبرد تمدن ها صحبت کرد نبرد بین تمدن اسلام، تمدن مسیحیت، تمدن کنفسیوس و... اما حالا این نبرد با شکلی دیگر اتفاق افتاده است نبرد تمدن الهی و تمدن شیطانی. جایی که دیگر همه ادیان در جبههِ واحدِ تمدنِ الهی در مقابل امپراتوری شیطان قرار میگیرند.واقعیت این است که شیطان نیز کار خود را به پایان نزدیک می‌بیند و با تمام قوا با بسیج هامه امکانات مادی، تلاش میکند جلوی بیداری ملت‌ها را بگیرد. اما این صف‌بندی جدید میان نیروهای رحمانی و تمدن شیطانی، راه را برای انتخاب همگان روشن کرده است. کسی که اندک وجدانی داشته باشد، نمی‌تواند در مقابل این حجم از ظلم و استبداد بی‌تفاوت بماند. امروز ایستادن در جبهه الهیون، تنها یک وظیفه دینی نیست، بلکه تنها راه برای نجات انسانیت از دست فراعنه ایست که می‌خواهند جهان را برای نیل به امیال شیطانی خود تصاحب کنند.
کارگروه حکمرانی جنگ مرکز سکان
undefined مرکز سکان؛ توانمندسازی حاکمیت و جامعهundefined www.sokancenter.irundefined@sokancenter

۳:۳۸

دختری که تاریخ را تغییر داد؛ نگاهی به عاملیت اجتماعی حضرت معصومه (س)
undefined دکتر محمدمهدی مهتدی
عضو هیئت علمی دانشگاه

تاریخ را غالبا مردان نوشته‌اند و در این تاریخ‌نگاری، نقش زنان و دختران، در تحولات اجتماعی، بسیار کمرنگ‌تر از واقعیت امر، ثبت شده است؛ این در حالی است که بسیاری از زنان خود موضوع تحولات بزرگ تاریخ بوده‌اند.
این روزها به یمن میلاد حضرت فاطمه معصومه (س) دل‌هایمان را آذین بسته‌ایم، امام کاظم (ع) دختران ارجمند دیگری هم داشتند، اما چرا در میان آنان، نام حضرت معصومه (س) تا این حد در تاریخ برجسته شد؟
ماندگاری و محبوبیت تاریخی تصادفی نیست و ریشه در کاریزمای اجتماعی و معنوی افراد دارد. حرکت کاروان ایشان از مدینه به سمت خراسان، صرفا یک سفر معمولی نبود، بلکه یک «کنشگری شبکه‌ای» عظیم در جغرافیای جهان اسلام آن روز به شمار می‌رفت. این سفر در واقع امتداد مسیر ایشان در بازتعریف نقش زن در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی بود.
اینکه حرکت یک زن در آن مقطع زمانی تا این حد مورد توجه همراهان و مایه نگرانی و حساسیت دشمنان (حکومت وقت) قرار می‌گیرد، نشان‌دهنده‌ی «جایگاه والای اجتماعی» و «عاملیت قدرتمند سیاسی-اجتماعی» اوست. این حساسیت‌ها گواه آن است که ایشان پیش از این سفر نیز کارنامه‌ای پربار از کنشگری‌های اجتماعی و فرهنگی در مدینه داشته و آوازه‌اش در میان مردم پیچیده بوده است؛ حتی اگر قلم تاریخ‌نویسان آن زمان، جزئیات این اقدامات را برای ما ثبت نکرده باشد. قطعا اگر آن پیشینه‌ی اثرگذار در مدینه نبود، کاروان ایشان در مسیر خراسان این‌گونه جریان‌ساز نمی‌شد.
بقای ۱۲۵۰ ساله‌ی یک نهاد اجتماعی و معنوی (حرم) پیرامون مدفن ایشان، پدیده‌ای کم‌نظیر در تاریخ تمدن‌هاست. تبدیل شدن مقبره‌ی یک بانو به زیارتگاهی عظیم، به معنای به رسمیت شناختن مرجعیت اجتماعی و مذهبی او توسط توده‌های مردم در طول قرون متمادی است.
تبدیل شدن شهر قم به یک کلان‌شهر علمی و فرهنگی، میراث مستقیم حضور یک دختر است. اینکه پس از گذشت قرن‌ها از آن مهاجرت تمدن‌ساز، حرم ایشان با وجود تمام دگرگونی‌های جامعه، همچنان کانون توجه اقشار مختلف است، نشان می‌دهد نور عظمت و حقیقت یک زن می‌تواند چنان در بافت جامعه ریشه بدواند که هیچ سانسور تاریخی‌ای قادر به خاموش کردن آن نباشد.
دختران و زنان امروز ما نیز موتور محرک بسیاری از تحولات خاموش اما بنیادین جامعه‌اند؛ جامعه‌ای که امروز بیش از پیش به «اقتدار زنانه» در آمیخته با «لطافت دخترانه» نیازمند است. کنشگری اجتماعی و آگاهانه‌ آن‌ها، بی‌شک تاریخ را برای آیندگان تغییر خواهد داد. امروز بیش از هر زمان دیگری به چنین تحولی نیاز داریم و بستر آن نیز فراهم است.
میلاد پربرکت حضرت معصومه (س) و روز دختر گرامی باد
#حضرت_معصومه #کنشگری_اجتماعی#اقتدار_زنانه
کارگروه حکمرانی جنگ مرکز سکان
undefined مرکز سکان؛ توانمندسازی حاکمیت و جامعهundefined www.sokancenter.irundefined@sokancenter

۱۶:۱۱

تشکیلات سازی مسیر استمرار بعثت مردمی

undefined دکتر محمد ایوبی پور
عضو هیئت علمی دانشگاه
@ayoubipour حضور متنوع و پرشور مردم در خیابان‌ها، از هر قشر و با هر سطح از باور، نشان‌دهنده یک «بعثت مردمی» حول محور عشق به ایران اسلامی است. اما واقعیتِ میدان به ما می‌گوید که شورِ حضور، اگر به مسیر کنشگری گره نخورد، در فراز و نشیب‌های زمان فروکش خواهد کرد. برای آنکه این اقیانوسِ انسانی پای کار بماند و مسیر تربیت الهی و انقلابی را تا رسیدن به نتیجه طی کند، تنها یک راهبردِ حیاتی وجود دارد که شهید عزیز ما بر آن تأکید داشت: «بهترین راهی که می تواند هدایت الهی و انقلابی را در ذهن ها و جان ها بنشاند و به میوه بیاورد و مثمر بکند یک تشکیلات است.» تشکیلات تنها ظرفی است که می‌تواند این حرکت ها و پیوند های میدانی را به یک مسیر مستمر کنشگری انقلابی تبدیل کند.ضرورت تشکیلات در این مقطع، پیش از هر چیز در «عرصه‌ی مأموریت» نهفته است؛ چرا که مأموریت، جوهره‌ی اصلی تربیت است. تشکیلات با سپردن مسئولیت به فرد، او را به یک کنشگرِ فعال تبدیل کرده و با درگیر کردنِ او در میدانِ عمل، عرصه‌ی رشد و شکوفایی استعدادهایش را فراهم می‌کند. در حقیقت، انسان در خلأ تربیت نمی‌شود، بلکه در میانه‌ی انجام مأموریت است که ساخته می‌شود و صیقل می‌خورد. از طرف دیگر، تشکیلات می تواند دارد «جامعه‌ی دوستی جدیدی» خلق کند که مصداق حقیقی «تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر» باشند. بخش قابل توجهی از افرادی که به این بعثت مردمی پیوسته‌اند، ممکن است در محیط‌های قبلی خود مورد طرد و یا غضب قرار گرفته یا احساس تنهایی کنند؛ لذا تشکیلات می تواند محیطی فراهم آورد که در آن، دوستی‌ها بر پایه حق‌طلبی و استقامتِ جمعی شکل بگیرد. این جمعِ دوستیِ جدید، با یادآوریِ مداومِ حق و تشویق به پایداری، مانع از ریزشِ افراد در برابر فشارهای اجتماعی شده و هویتِ انقلابی آن‌ها را در یک اتمسفرِ حمایتی تثبیت می‌کند.امروز ماموریتِ اصلی میدان‌داران این تجمعات مردمی، «تشکیلات‌سازی» برای ایجاد هسته‌های مقاومت مردمی است. باید با تمام همت به سراغِ افرادی رفت که به میدان آمده‌اند؛ یا آن‌ها را عضو تشکیلات کرد و یا با کمکِ خودشان، تشکیلات جدیدی بنا کرد. این هسته‌ها، سنگرهایِ مقاومت هستند که پیوندهایِ عاطفی را به قدرتِ راهبردی تبدیل می‌کنند. برای ماندگاریِ این بعثت و به ثمر نشستنِ این بیداری، هیچ راهی جز هجرت از حضورِ توده‌ای به سمتِ انتظامِ تشکیلاتی وجود ندارد. تشکیلات، محیطِ زیستِ مومنانه ایست که تضمین می‌کند این حرکت مردمی تا رسیدن به قله‌های پیروزی، پرقدرت و منسجم باقی بماند.
کارگروه حکمرانی جنگ مرکز سکان
undefined مرکز سکان؛ توانمندسازی حاکمیت و جامعهundefined www.sokancenter.irundefined@sokancenter

۶:۱۰

بازارسال شده از هاد | محمد ایوبی پور
thumbnail
undefinedانقلاب هرچه دشمن دارد و دشمنی دارند، به طور طبیعی در مقابل سپــــاه پاســــــداران صف بسته‌اند و حضور دارند‌؛ چون پاســـدار انقلاب است.#سپاه_پاسداران#امام_خامنه‌ای
@ayoubipour

۱۴:۵۵

فرصت جنگچگونه تهدید جنگ را می توان به فرصت تبدیل کرد؟
undefined دکتر عبدالرسول علم الهدی
عضو هیئت علمی دانشگاه

گزارش های متعددی وجود دارد که جنگ با ایران، خسارت های جهانی در حوزه های انرژی و حتی غذا بدنبال داشته و شاید ماه ها نتوان آنرا جبران کرد. حقیقت هم اینست که ایران خسارت جنگ خودش را با نگه داشتن تنگه هرمز به یک خسارت جهانی تبدیل کرده و نشان داده که دیگر ایران به تنهایی تحریم پذیر نیست و جنگ پذیر هم نیست. بنابراین راهکارها برای برون رفتن ایران از خسارت را هم باید جهانی دید.بجای اعلام رسانه ای خسارت ها که امکان ناامیدی و ترس عمومی یا افزایش فشار افکارعمومی داخلی برای بسته بندی پایان جنگ را افزایش می دهد، می توان راهبرد مردمی سازی را در کنار رویکرد بین المللی سازی اقتصاد مقاومتی و بازسازی ایران پیش گرفت.
در حقیقت سرمایه اجتماعی ملت مبعوث شده، آماده حرکت جهادی برای پیشرفت و ظهور قدرت ایران است که در کنار جهان بیدارشده چه در سطح ملت های آزاده و چه در سطح دولت هایی که تصمیم گرفتند جدای از سیاست های آمریکا وارد تعامل با ایران صاحب تنگه هرمز شوند، می تواند ماجرای خسارت های جنگ را به یک فرصت برای ظهور اقتصاد مقاومتی با مشارکت مردم و کشورهای دیگر تبدیل کند.
به این جهت در مرحله اول مردم با مشاغل گوناگون، از شاغل تا بازنشسته و بیکار، از زن و مرد، می توانند در قالب گروه های جهادی امکان بازسازی سریع و شروع خط تولید کارگاه ها و کارخانه های کوچک و بزرگ را فراهم کنند. به این شرط که بجای برآورد خسارت، نقطه اولویت دار بازسازی این واحدهای تولیدی توسط کارشناسان دولتی یا اصناف مشخص شده و تمهید مشارکت مردم با سامانه های برخط فراهم شود.
در مرحله دوم از دولت ها و ملت های آزاده که می خواهند برای بازسازی ابرقدرتی به نام ایران مشارکت داشته باشند، نیازهای کشور به مواد اولیه و حتی فرصت های سرمایه گذاری در ایران فهرست شود. به این جهت ایران می تواند یک سرمایه گذاری بلندمدت پیشنهاد دهد و جریان رشد اقتصادی خود را در همین دوران جنگ کلید بزند.
برخی از تجربیات ارتباطات بین المللی حاکی از علاقه و اشتیاق فراوان سرمایه گذاران آسیایی و حتی تولیدکنندگان کشورهای اروپایی برای نقش آفرینی در ایران دارد. حتی اگر جمع بندی در مورد مواد اولیه پتروشیمی اینست که خسارت ها تا یکسال قابل جبران نیست و چاره ای جز واردات نیست می توان این را هم در قالب سرمایه گذاری جدید دید. به هرصورت امکان بین المللی سازی در کنار مردمی سازی، فرصت بازسازی کشور را از سطح ملی به فضای جهانی سوق می دهد. چه اینکه اگر به خسارت ها در اندازه ملی و جغرافیای کشور مشغول شویم جز افسردگی و سردرگمی و در نهایت تسلیم چیز دیگری نصیب ما نمی شود.* اما ایران با ورود به این جنگ بهترین فرصت برای بازیگری قدرت در اندازه ای جهانی بدست آورده و بازسازی را هم باید در اندازه جهانی ببیند.*
کارگروه حکمرانی جنگ مرکز سکان
undefined مرکز سکان؛ توانمندسازی حاکمیت و جامعهundefined www.sokancenter.irundefined@sokancenter

۱۵:۲۵

بعثتِ وسعت ها؛ ابتلاء ملت ها بر اساس میزان ظرفیت درونی

undefined دکتر محمد ایوبی پور
عضو هیئت علمی دانشگاه

هندسه الهی در مدیریت عالم بر این قاعده استوار است که ابتلاها، نصرت‌ها و تکالیف، پیش از آنکه متوجه «افراد» باشد، متوجه «جوامع» است. قرآن کریم با روایت سرگذشت قوم عاد، ثمود، اصحاب مَدین و پیروان ابراهیم و یونس (ع)، به ما می‌آموزد که هر جامعه، دارای یک شخصیت واحد و یک ظرف تمدنی است که بر اساس آن مورد امتحان قرار می‌گیرد. این قاعده الهی در طول تاریخ جریان داشته و دارد.در این میان سنت لایتغیر الهی «لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا» (خداوند هیچ‌کس را جز به اندازه توانش تکلیف نمی‌کند)، یک خط‌کش برای سنجش وزن ملت‌هاست. طبق این منطق، خداوند تا «وسع» و توان یک ملت را بالا نبیند، تکالیف سنگین و تاریخی را بر دوش آن‌ها نمی‌گذارد.
امروز اگر مشاهده میکنیم قرعه‌ی دشوارترین مأموریت قرن، یعنی درافتادن با هیمنه‌ی استکبار و ایستادن در برابر «شیطان بزرگ»، به نام ملت ایران افتاده است، این نه یک تصادف، بلکه امضای پروردگار بر پایِ «ظرفیت بی‌بدیل» این ملت است. وجودِ مأموریتِ بزرگی مبارزه با آمریکا، نشان‌دهنده‌ی نسبت مستقیمی است که میان چالش‌های پیشِ روی ملت ایران و ظرفیت وجودی آن‌ برقرار شده است.شاید پیش از این «بعثت مردمی» و توان نظامی خیره کننده، ادعای داشتن چنین ظرفیتی تنها یک تحلیل انتزاعی به نظر می‌رسید، (گرچه امام شهید باراها این را متذکر شده بودند) اما اکنون در واقع میدان، این حقیقت با وضوح تمام نمایان شده است. خداوند در این ملت جوهره‌ای یافته که مأموریتِ پنجه‌درپنجه شدن با فرعون زمانه را به او سپرده است. وقتی ملتی این‌گونه مبعوث می‌شود و مأموریت الهی خود را در میدان فریاد می‌زند، سنت های الهی هم برای او جریان می یابد ، وعده‌ های الهی همچون «يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا» (بارانِ برکات آسمانی را پی‌درپی بر شما می‌فرستد) «وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِكُمْ» (و نیرویی بر نیروی شما می‌افزاید) «سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ» (به‌زودی در دلهای کافران رعب و ترس می‌افکنیم). «إِن تَنصُرُواْ ٱللَّهَ يَنصُركُم وَيُثَبِّت أَقدَامَكُم» (اگر خدا را یاری کنید، او نیز شما را یاری می‌کند و گام‌هایتان را استوار می‌سازد). «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا» (و آنان که در راه ما مجاهدت کنند، ما حتماً راه‌های خود را به آنان می‌نماییم) و... تحقق می یابد و ان شالله طلیعه‌ی «نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِيبٌ» و «فَتْحًا مُبِينًا» نیز اتفاق خواهد افتاد. ملت مبعوث ایران ثابت کرد که وسعت وجودی‌اش، به اندازه‌ی تمام آرمان‌های انبیاست.
#بعث_مردمی#ظرفیت_تمدنی
undefined مرکز سکان؛ توانمندسازی حاکمیت و جامعهundefined www.sokancenter.irundefined@sokancenter

۳:۰۵

جنگ هنوز تمام نشده
دکتر محمد مهدی مهتدی
عضو هییت علمی دانشگاه

این یک جمله احساسی نیست، یک برآورد واقع‌بینانه از منطق درگیری‌هاست.
جنگ به حساب کلاسیک خود باید اکنون لااقل برای مدت نه چندان کوتاهی متوقف بماند. اما خباثت دشمن اجازه نمی‌دهد به راحتی نبرد را پایان یافته تلفی کنیم. حتی در تحلیل‌های نظامی هم، سناریوهای تداوم نبرد روی میز است. اما مهم‌تر از ادامه جنگ، چیزی است که بعد از آن با آن روبه‌رو می‌شویم: یک وطن زخمی.
وطن زخمی یعنی انباشت آسیب‌ها؛ هم از ضربه دشمن، هم از خطای خودی.
این نوشته، مرثیه نیست. بی تردید ما در همین وضعیت، برنده‌ایم. نکته اینجاست که با زخم‌ها چه می‌کنیم.
زخم، اگر «دیده» و «درمان» شود، به مسیر ترمیم می‌رسد. حتی بیشتر از آن؛ می‌تواند به منبع بازسازی و رشد تبدیل شود. همان جایی که نور وارد می‌شود.
اما اگر فقط بر آن ناله کنیم، همان زخم به عفونت تبدیل می‌شود و هزینه آینده را چند برابر می‌کند.
الان دقیقا نقطه تصمیم است: نگاه درمان‌محور یا نگاه فرسایشی؟
ما توان ترمیم عمیق‌ترین زخم‌ها را داریم، به یک شرط ساده اما سخت!! رها کردن خودخواهی‌های کوچک و دیدن تصویر بزرگ‌تر. این همان جایی است که سرمایه اجتماعی، ایمان، و عقلانیت عملی به هم می‌رسند.
پ.ن.مهمترین قسمت مرتبط موضوع با تک تک ما این است که هر جا هستیم، یک سؤال ساده از خودمان بپرسیم: اگر قرار است مضاعف کار کنم، برنامه‌مان چیست؟ (مضاعف یعنی دو برابر، نه فقط کمی بیشتر) باید از همین امروز طراحی و اقدام کنیم، فردا را نمی توان معطل گذارد. فکر کردن به این سوال مسئولیت تاریخی همه ماست و هیچ استثنایی ندارد.
#پیروز_زخمی#اقدام#امید_واقعی
کارگروه حکمرانی جنگ مرکز سکان
undefined مرکز سکان؛ توانمندسازی حاکمیت و جامعهundefined www.sokancenter.irundefined@sokancenter

۱۹:۳۴

قدرت ایران در دیپلماسی جهادی
دکتر عبدالرسول علم الهدی
عضو هیئت علمی دانشگاه

به نظر می رسد جهادی بودن، مهمترین خصوصیت ملت مبعوث شده ایران است که صحنه عملی ایمان ایشان را نشان می دهد. دو ماه حفظ حالت جنگی در مقابل همه استکبار متجاوز، از مسئولان و فرماندهان و نیروهای مسلح تا مردم و اقشار و گروه های مختلف؛ از نیروهای هوا -فضا و دریایی تا اورژانس و هلال احمر و آتش نشانی و توانیز و حالا هم مردان دیپلماسی. هیچ کس قبول ندارد که در زمان سکوت آتش میدان نظامی، جنگ رمضان تمام شده و الان دیپلماسی در امتداد میدان جنگ را ادامه می دهد.
به عبارت دیگر خطای محاسباتی گذشته که میدان را در مقابل دیپلماسی قرار می داد، اکنون در عمل بشکل امتدادی با صفت جهادی بودن ظهور کرده؛ دیپلماسی جهادی همان جنگی است که ضمن استیفای حقوق ایران در غنی سازی هسته ای، طبق پیام سوم امام حاضر، «متجاوز را رها نمی کند» و دنبال «پرداخت کامل غرامت ها» و «تعیین رژیم حقوقی جدید تنگه هرمز در دست ایران» است. بنابراین دیپلماسی می تواند «خطای محاسباتی دشمن را اصلاح کند» و «غلبه قاطع بر دشمن» را محقق کند. دو راهبرد اساسی برای این نوع از دیپلماسی که می تواند متصف به جنگی بودن هم باشد، پیشنهاد می شود:
اول. از آنجایی که عملیات تلافی جویانه ایران یک استراتژی قطعی در ضربه به زیرساخت های کشور است، کشورهای عربی منطقه ضمن اظهار رسمی عدم همکاری با متجاوز، نه تنها باید بخشی از غرامت ها را همین حالا جبران کنند، بلکه قراردادهای حقوقی سهام مشترک پتروشیمی ها و منابع نفتی و گازی خود را با ایران پیش کش کنند. دستگاه دیپلماسی با این پیشنهاد در حقیقت امنیت ایشان را به امنیت ایران گره می زند و اولین قدم موثر برای خروج آمریکا نیز رقم می خورد.
دوم. پایان جنگ درنقطه های عملیاتی می تواند مرحله بندی شود و تضمین های حقوقی بعلاوه آن قرار گیرد. برای همین اولین کار عملی باید رفتن ناوهای جنگی و خالی شدن نیمی از پایگاه های نظامی آمریکا بعنوان شرط عملی پایان جنگ قلمداد شود.- در این صورت اساسا با وجود محاصره دریایی، هیچ مذاکره ای با طرف مقابل وجود ندارد- در مرحله بعد باید سامانه های دفاعی آمریکایی همچون تاد و پاتریوت در همه کشورهای منطقه از جمله اردن و سرزمین های اشغالی جمع شود که این می تواند یکی از تضمین های عملی آمریکا برای پایان جنگ باشد.
پیش فرض اساسی این دو پیشنهاد: «دیپلماسی جنگی از سوی طرف پیروز منازعه تا این لحظه»درنتیجه پیشنهادی عملی برای جدا کردن حساب آمریکا در پایان جنگ از رژیم صهیونیستی ارائه داده که ادامه منازعه میدان را هم در نسبت با رژیم صهیونیستی ممکن می سازد.
کارگروه حکمرامی جنگ مرکز سکان
undefined مرکز سکان؛ توانمندسازی حاکمیت و جامعهundefined www.sokancenter.irundefined@sokancenter

۹:۴۷

اقتصاد جنگی در سال اقتصاد مقاومتی
راهکار معیشت جنگی برای غلبه قاطع بر دشمن

دکتر عبدالرسول علم الهدی
عضو هیئت علمی دانشگاه

الان، ایران در وضعیت «نه جنگ نه صلح» نیست، بلکه دقیقا در میانه جنگی بزرگ قرار دارد که با «سکوت میدان نظامی» و فعالیت دیپلماسی جنگی در پی «غلبه قاطع بر دشمن» تلاش می کند. ولی فقیه با نامگذاری سال، چراغی جلوتر برای ملت روشن کرد و آن توجه به راهکار مقاومت برای دستیابی به قدرتی پایدار در اقتصاد کشور و معیشت مردم است. درحقیقت امتداد مقاومت امروز در جنگ، باید زندگی مردم را برای آینده هم تأمین کند، برای همین مقاومت برآمده از عقلانیت ساختاری است. خنثی سازی تحریم ها به جهت بی اثر کردن آنها در اقتصاد همیشه مورد تأکید رهبر شهیدمان بود تا مذاکره بعنوان راهکار مشکل خوانده نشود.
شرایط ایران امروز اساسا باید در مقیاس یک ابرقدرت جهانی دیده شود تا یک برنامه ریزی و سیاست ورزی موفق شکل بگیرد. در عرصه اقتصاد بدیهی است که جهان متوجه ایران می شود، چه از این جهت که قطعا رژیم حقوقی جدیدی برای تنگه هرمز وجود خواهد داشت و چه اینکه تولید و صادرات ایران با توجه به قدرت او در برابر آمریکا مورد توجه قرار خواهد گرفت. بنابراین سندهای سیاستی و سازوکارهای تجارت و تولید برای یک ابرقدرت باید بازنویسی شود و به مولفه های واحد پول ملی و نظام حقوق مالی بومی در تولید و تجارت توجه شود.
اما سه مشکل کوتاه مدت برای وضعیت کنونی بوجود آمده، اولی احتکار چه در مواد اولیه و چه در کالاهای مصرفی مردم، دومی قیمت گذاری های بی ضابطه از اقلام خوراکی تا خدمات و تعمیرات، سومی بیکاریهای بوجود آمده از خسارت های جنگی. برای حل این مشکلات به دو راهکار موقت می توان پرداخت:اول. با توجه به ظرفیت بسیج، مساجد و محلات، ردیابی و گزارش انبارهای احتکار اقلام و مواد اولیه و اجناس مصرفی و حتی دارو صورت گیرد. جامعه اینکار را در اوایل کرونا انجام داد و گزارش ها و برخوردهای موفقی صورت گرفت.دوم. با توجه به ظرفیت پویش جان فدا که ظاهرا به سی میلیون نفر رسیده است، درکنار گروه های جهادی و بسیج، سامانه ای برای اقتصاد جنگی تأسیس شود که 1. فرصت های شغلی موقت، 2. خدمات دهی جهادی به کارگاه ها و تولیدی های آسیب دیده، 3. صندوق قرض الحسنه جان فدا برای وام بی بهره به بیکاری های بوجود آمده از جنگ، 4. عرضه محصولات و خدمات زیرقیمت بازار از سوی بخش خصوصی برای مصرف عمومی.
این راهکارها به هیچ وجه نمی تواند جایگزین راهبرد اصلی دولت برای سیاست های معیشتی دوران گذار باشد، بلکه مکمل آن است. مهمترین سیاست اقتصادی دولت برای وضعیت جنگی کنونی، اعطای ماهانه کالابرگ، اعطای وام های 100میلیون تومانی کم بهره بصورت گسترده در کشور و افزایش نقدینگی واحدهای تولیدی است. تمام این کارها بصورت موقت، دقیقا معیشت مردم را برای مقاومت در جنگ ارتقا خواهد داد تا ان شاءالله «غلبه قاطع بر دشمن» حاصل شود.
کارگروه حکمرانی جنگ مرکز سکان
undefined مرکز سکان؛ توانمندسازی حاکمیت و جامعهundefined www.sokancenter.irundefined@sokancenter

۹:۴۱

بازارسال شده از مهدی
معمّای اینترنت؛ از مرزبانی تا حکمرانیدکتر مهدی احمدیان، دکتر سید نصیب الله دوستی مطلق
بخش اول

اینترنت صرفاً یک راه ارتباط و یک پروتکل شبکه نیست، بلکه یک شبکه عظیم از رایانه‌های متصل به هم در سطح بین‌المللی است که هویت حاکمیتی خاص خود را دارد. این شبکه در وزارت دفاع آمریکا متولد شد و نخستین خاصیت خود را در عرصه نظامی نشان داد. سپس با توسعه اتصال به دانشگاه‌ها و مراکز طرف قرارداد دفاعی، قابلیتی نوین از شبکه‌سازی را نمایان ساخت و با پیشرفت رایانه‌ها، کاربرد نظارتی و امنیتی منحصر به فردی پیدا کرد. آگاهی و مقاومت مردم و دانشگاهیان آمریکا در برابر امکان سوء استفاده امنیتی و تبدیل‌شدن شبکه رایانه‌ای به یک سامانه ضد شورش، نگرانی‌هایی درباره مسیر توسعه شبکه رایانه‌ها ایجاد کرد. اما دولت آمریکا با توسل به سرگرمی‌سازی و تجاری‌سازی کاربردهای رایانه و مخابرات دیجیتال، توانست هویت اطلاعاتی و نظامی شبکه را پشت شرکت‌های خصوصی و کاربردهای دومنظوره پنهان سازد. حتی دارک‌وِب و بلاک‌چین نیز ذیل تدابیر حاکمیتی و امنیتی توسعه یافته‌‌اند. اکنون در کنار سیطره دولت آمریکا بر زنجیره ارزش سایبر و دامنه‌های وب، شرکت‌های بزرگ فناوری آمریکایی (اپل، مایکروسافت، آلفابت، متا، آمازون، انویدیا و تسلا) پیشران توسعه اینترنت در سطح جهانی هستند. این نوشتار به بیان چارچوبی کلی برای بهبود حکمرانی اینترنت به ویژه در شرایط بحران می‌پردازد.

حکمرانی چندبعدی بر فضای سایبر
حکمرانی اینترنت از جنس حکمرانی بر فضای سایبر است. سرزمین سایبری طبق مدلی الهام‌گرفته از ملاحظات نبرد در محیط نظامی (رایلی، 2014) شامل ابعاد زیر است: جغرافیا، شبکه فیزیکی، شبکه منطقی، زبان ماشین، سیستم عامل، نرم‌افزار کاربردی، هویت (پِرسونا)، مردم، سازمان و حکومت. حکمرانی جامع بر اینترنت مستلزم حکمرانی بر همه این ابعاد و لایه‌‌ها است.
برای مثال در حوزه جغرافیا، اگر تدابیر امنیتی مؤثری برای صیانت از مراکز داده نباشد، سرمایه‌گذاری‌ها و همکاری‌ها تهدید خواهند شد. این اتفاق در مورد کشورهای متجاوز در جنگ اخیر همچون امارات متحده عربی مشاهده شد. در مورد دارایی‌های شبکه فیزیکی، اقدام تحولی کشور چین در طراحی و ساخت انواع تجهیزات رایانه و شبکه و حتی ریزتراشه‌های پیشرفته بومی را می‌توان نمونه بارز تلاش برای استقلال حکمرانی سایبری و در نتیجه حکمرانی اینترنت دانست. هر چند چین در منطق و زبان رایانه کلاسیک از الگوی آمریکایی پیروی کرده، در حوزه رایانه‌های کوانتومی در حال توسعه بومی است. این کشور در توسعه سیستم‌های عامل بومی برای دسکتاپ و موبایل عملکرد درخشانی داشته و نرم‌افزارهای کاربردی پرمخاطب و حیاتی را در سطح گسترده‌ای جایگزین نمونه‌های آمریکایی کرده است؛ به طوری که سال 2012 خدمات اصلی گوگل در چین فیلتر شد، بدون آن که احساس کمبودی برای عموم مردم ایجاد شود.
چین در لایه هویت، دسترسی به داده و تشخیص هویت را مابه‌ازای تأمین امنیت دانسته و فعالیت‌های سایبری و فیزیکی را از طریق یک «نظام اعتبار اجتماعی»، یکپارچه کرده است. در بُعد اجتماعی هم نقش مردم، سازمان‌ها و ارگان‌های حاکمیتی در فضای سایبر در قانون امنیت سایبری چین پوشش داده شده است. این سطح از ابتکار حکمرانی، عامل اقتدار حکمرانی چینی بر فضای سایبر و اینترنت شده است.
کارگروه حکمرانی جنگ مرکز سکان
undefined مرکز سکان؛ توانمندسازی حاکمیت و جامعهundefined www.sokancenter.irundefined@sokancenter

۴:۱۷

بازارسال شده از مهدی
معمّای اینترنت؛ از مرزبانی تا حکمرانیدکتر مهدی احمدیان، دکتر سید نصیب الله دوستی مطلق
بخش دوم

چالش‌های کلیدی اینترنت در وضعیت بحران
بروز بحران ایجاب می‌کند تدابیر ویژه‌ای برای حکمرانی اینترنت اندیشیده شود. حکمرانی پیشرفته اینترنت در تمام شئون اجتماعی و به طور خاص در زمان بحران مؤثر است. برخی چالش‌های کلیدی عبارتند از:١/ شکاف داده‌های بومی: داده‌های ملی به مثابه خاک سرزمین هستند. ملتی که داده‌های کافی برای اداره امور خود نداشته باشد و آن‌ها را به بیگانه تقدیم کند، استقلال و حاکمیت خود را به خطر انداخته است. عدم کفایت داده‌های ایرانی هم شامل خود داده‌ها و هم «کاتالوگ ملی داده» می‌شود. این کاتالوگ تعریف می‌کند که چه داده‌ای می‌توانیم و باید داشته باشیم و اکنون چه داده‌هایی داریم. این بحران در سال‌های اخیر سبب شده است که داده‌های مهمی از شهرداری، دوربین‌های شهری، ثبت احوال، پلاک‌های خودرو، حساب‌های بانکی، قوه قضائیه و موارد مهم دیگر از دست برود که زمینه‌ساز تغییر موازنه امنیتی به سود دشمن شده است.٢/ تغذیه ماشین جنگ‌افروزی و بحران‌آفرینی دشمن: حریفان و دشمنان با دسترسی گسترده و روزآمد به داده‌های کاربران ایرانی، اشراف برخط و چند بعدی بر جامعه ایرانی پیدا می‌کنند. این جریان داده به مثابه ایجاد داشبورد جامع اطلاعاتی برای دولت‌های معارض است.٣/ مهندسی اجتماعی پلتفرمی: نفوذ رسانه‌ای و اجتماعی در ذهن ایرانی به واسطه پلتفرم‌های همسو با حریف و دشمن، از طریق وایرال‌شدن محتوای آسیب‌زا و نیز ارائه محتوای شخصی‌شده به مخاطبان اتفاق می‌افتد. کاهش یا کنترل خدمات پلتفرم‌های اجتماعی معارض مانند اینستاگرام، جنگ شناختی و احساسی را مهار می‌کند. این رویکرد را حاکمیت آمریکا در مورد فعالیت پلتفرم چینی تیک‌تاک در کشور خود اِعمال کرد.۴/ سوء استفاده از ارتباطات بر ضد امنیت ملی: اینترنت می‌تواند بستر ارتباطات تروریستی یا تهدیدزا باشد. حتی دیگر امکانات ارتباطی همچون تماس و پیامک هم قابلیت سوء استفاده در اقدامات تروریستی را دارند. از سوی دیگر ممکن است شهروندان در اثر تبلیغات و عضویابی تروریستی مورد سوء استفاده واقع شوند.
کارگروه حکمرانی جنگ مرکز سکان
undefined مرکز سکان؛ توانمندسازی حاکمیت و جامعهundefined www.sokancenter.irundefined@sokancenter

۴:۱۷

بازارسال شده از مهدی
معمّای اینترنت؛ از مرزبانی تا حکمرانیدکتر مهدی احمدیان، دکتر سید نصیب الله دوستی مطلق
بخش سوم

عوامل مؤثر در تنظیم دسترسی به اینترنت
پیشبرد حکمرانی اینترنت نیازمند ابتکار و ابزارسازی است. در این مورد مثال‌های مهمی از کشور چین بیان شد. با در نظر داشتن امکانات فعلی هم باید انواع و سطوحی از دسترسی به اینترنت را فراهم کرد که انعطاف کافی برای مدیریت امور جاری کشور را داشته باشد. در ادامه چندین عامل مؤثر در تنظیم ارتباطات و دسترسی به اینترنت بیان می‌شود؛ که به نوعی شاخص‌های اصلی تصمیم‌گیری هستند. درباره مصادیق آن‌ها هم مثال‌هایی آورده شده است.
الف) شاخص‌های کاربر١/ نیاز کاربر (با احراز هویت دقیق): عادی، علمی، بازرگانی، پزشکی، دیپلماتیک، رسانه‌ای، امنیتی و ... ٢/ نوع کاربر (خدمات‌گیرنده): دولتی، خصوصی، مردم‌نهاد
ب) شاخص‌های محیط١/ نوع بحران: بلایای طبیعی، حمله تروریستی، ناآرامی اجتماعی، تهدیدات ترکیبی (زیر آستانه)، جنگ تمام‌عیار.٢/ شدت بحران: طیف وضعیت از پر‌شدت‌ترین تا کم‌شدت‌ترین سطح (قرمز، نارنجی، زرد، هشدار و عادی).٣/ جغرافیا: درگیر بحران، پر خطر، کم‌خطر.
پ) شاخص‌های ارتباط١/ زمان ارتباط: زمان بحران، پر خطر، کم‌خطر.٢/ انواع سخت‌افزار ارتباطی: صنعتی، اداری، شخصی (رایانه، موبایل، خودرو، ابزارهای پوشیدنی، اشیاء و ...)٣/ انواع نرم‌افزار و سیستم عامل: سیستم عامل دسکتاپ/موبایل با انواع مختلف (ویندوز، لینوکس، اندروید، مک و ...)، ارتباط عادی یا از طریق وی‌پی‌ان و ...۴/ انواع داده: متن، عکس، صوت، فیلم، نرم‌افزار، داده سلامت، حمل و نقل، مالی، هویتی، تخصصی و ...۵/ انواع خدمات: جستجو، ایمیل، پیام‌رسانی، سلامت، آموزش، پژوهش، هوش مصنوعی، تجارت الکترونیک، خدمات رسانه، بازی آنلاین و ...۶/ مؤسسه خدمات‌دهنده: مؤسسات داخلی، مؤسسات خارجی، شرکت‌های اصلی فناوری اطلاعات آمریکایی و ...
این شاخص‌ها قابل توسعه هستند. اما با همین‌ها هم می‌توان چارچوب‌هایی درست کرد که تعیین کند برای هر عضو شبکه و در هر وضعیت محیطی، کدام وضعیت‌های ارتباطی مناسب است و کدام نامناسب.

الزامات ارتقاء حکمرانی اینترنت در ایران
با تداوم روندهای فعلی انتظار می‌رود که در آینده نزدیک، قطع کامل اینترنت کشنده‌تر باشد، چون وابستگی امور حیاتی - همچون خدمات سلامت - به اینترنت در حال افزایش است. گذار از مرزبانی به حکمرانی اینترنت یک ضرورت حتمی است. در سطح کلان و راهبردی، موارد زیر توصیه می‌شود:١/ طراحی الگوهای متنوع دسترسی: به ازای هر وضعیت محیطی مانند جنگ یا بحران تروریستی، الگوهای متنوع دسترسی کاربران لازم است. همچنین باید به امکان تبدیل سریع و مناسب الگو‌ها اندیشیده شود. ٢/ تقویت آگاهی عمومی درباره حکمرانی اینترنت: اِعمال حکمرانی، صرفاً بر اساس صلاحدید حاکمیتی کافی نیست. تبیین و ملموس‌سازی این الگوها با ارائه مثال و تطبیق فضای مجازی با فضای فیزیکی ضرورت دارد.٣/ توسعه ابزارها و امکانات تحول‌ساز فناوری ارتباطات: هر چه گزینه‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری مدیریت شبکه بیشتر باشند، قدرت حکمرانی عادلانه بیشتر می‌شود. نمونه‌های مؤثری از مزیت‌های فنی و اجتماعی چین برای حفظ منافع و امنیت ملی در برابر مخاطرات سایبری و اینترنتی بیان شد.۴/ توسعه دیپلماسی سایبری: برای تحقق بهترین الگوهای حکمرانی، باید با نهادهای بین‌المللی، دوستان و حتی دشمنان خارجی به طور پیوسته تعامل داشت؛ و برای سناریوهای مختلف آماده بود. ارتباط محدود با دیگران آن هم صرفاً در شرایط بحران، قدرت مانور را کم می‌کند.
کارگروه حکمرانی جنگ مرکز سکان
undefined مرکز سکان؛ توانمندسازی حاکمیت و جامعهundefined www.sokancenter.irundefined@sokancenter

۴:۱۷

بازارسال شده از مهدی
معمّای اینترنت؛ از مرزبانی تا حکمرانیدکتر مهدی احمدیان، دکتر سید نصیب الله دوستی مطلق
بخش چهارم

یک نمونه برای تنظیم الگوی دسترسی: جامعه دانشگاهی
اتصال جامعه دانشگاهی به اینترنت در جنگ اخیر یا کلاً قطع بوده یا دسترسی باز پیشنهاد شده است. غیر از مدیریت دسترسی بر اساس سیم کارت، برقراری دسترسی محدود به پایگاه‌های علمی از طریق وی‌پی‌ان وزارتخانه‌ای یا دانشگاهی، یک راهکار شناخته‌شده است. همچنین می‌توان ضمن قطع دسترسی به شرکت‌های بزرگ متخاصم مانند مِتا (اینستاگرام و واتس‌اپ)، دسترسی گزینشی به موتورهای جستجو و گوگل اسکالر و پایگاه‌های علمی استنادی (به تناسب حوزه تخصصی) و سایت‌های منتخب در خدمات آموزشی-پژوهشی خارجی ایجاد کرد. با اِعمال محدودیت خدمات ایمیل به ایمیل‌های دانشگاهی داخلی و ارائه امکانات اشتراک‌گذاری فایل در پلتفرم‌های داخلیِ حافظه ابری، مخاطرات دیگری هم مدیریت می‌شود. امکان نظارت و کنترل محتوا در این پلتفرم‌ها بسیار بالا است. در صورت نیاز می‌توان امکان استفاده آزادتر از اینترنت را در «پنجره زمانی محدود» مثلاً برای به روزرسانی نرم‌افزار فراهم آورد. برای مثال اگر شب‌ها خطر سوء استفاده بیشتر است، دسترسی صبح‌گاهی بازتر باشد. یک گزینه تنبیهی یا اضطراری می‌تواند محدودشدن دسترسی موبایلی به اینترنت باشد، در حالی که همچنان بتوان با رایانه شخصی به امور آموزشی و پژوهشی پرداخت.
برای دانشگاهیان، در بلایای طبیعی محدودیت خاصی مد نظر نیست؛ در سناریوی حمله تروریستیِ محدود، کنترل مختصری نیاز است؛ اما در مورد ناآرامی اجتماعی، تهدیدات ترکیبی و جنگ، سطح محدودیت نسبتاً بالاتر است. با این حال حتی در شرایط قرمز هم لازم است دسترسی به اینترنت از محیط درون دانشگاه، از طریق وی‌پی‌ان دانشگاهی، ارائه آفلاین به‌روزرسانی‌های نرم‌افزاری، اشتراک‌گذاری فایل در بستر بومی و دسترسی به هوش مصنوعی با API کنترل‌شده داخلی حفظ شود؛ بدون این که سیم‌کارت سفید همگانی شده باشد.
همه راه‌های دسترسی باید در دو شکل فردی و سازمانی (دانشگاه) تحت نظارت و کنترل باشند. لازم است که مسئولیت دانشگاه در مورد امور امنیت سایبری، همچون امور و رویدادهای امنیتی در فضای فیزیکی، واضح و جدی باشد. در مورد محیط کسب‌وکار استارت‌آپی، مسیر دسترسی علمی به واسطه دانشگاه باز می‌شود؛ و دسترسی‌های تجاری باید توسط دیگر ارگان‌ها همچون وزارت صمت تدبیر شود. کسانی که سابقه امنیتی دارند، نظارت و کنترل و محدودیت بیشتری خواهند داشت؛ و موارد استثنا با هماهنگی حراست وزارت علوم مدیریت می‌شود. می‌بایست برای ثبت سوابق فردی و سازمانی، امتیازدهی و تشویق و تنبیه کاربران هم تدابیری اندیشیده شود.
کارگروه حکمرانی جنگ مرکز سکان
undefined مرکز سکان؛ توانمندسازی حاکمیت و جامعهundefined www.sokancenter.irundefined@sokancenter

۴:۱۷