عکس پروفایل تمام‌رخ | TamamRokhت

تمام‌رخ | TamamRokh

۴.۵ هزار عضو

samadzade1.mp3

۵۳:۱۲-۱۸.۹۸ مگابایت
«خاورمیانه در آتش» - بخش اولگفتگو با علی صمدزاده
undefinedتماشای فیلم کامل گفتگو در آپارات:aparat.com/v/mbq3v32
@TamamRokhMedia
undefined۳
undefined۳
undefined۲۰

۶.۶K

۱۴:۵۲

samadzade2.mp3

۵۲:۳۳-۱۸.۶۳ مگابایت
«خاورمیانه در آتش» - بخش دومگفتگو با علی صمدزاده
undefinedتماشای فیلم کامل گفتگو در آپارات:aparat.com/v/mbq3v32
@TamamRokhMedia
undefined۲
undefined۳
undefined۱۶

۷K

۱۴:۵۳

samadzade3.mp3

۵۴:۳۵-۱۹.۴۵ مگابایت
«خاورمیانه در آتش» - بخش سومگفتگو با علی صمدزاده
undefinedتماشای فیلم کامل گفتگو در آپارات:aparat.com/v/mbq3v32
@TamamRokhMedia
undefined۳
undefined۴
undefined۱۸

۷.۲K

۱۴:۵۳

samadzade4.mp3

۵۴:۳۸-۱۹.۴۳ مگابایت
«خاورمیانه در آتش» - بخش چهارمگفتگو با علی صمدزاده
undefinedتماشای فیلم کامل گفتگو در آپارات:aparat.com/v/mbq3v32
@TamamRokhMedia
undefined۳
undefined۳
undefined۱۹

۸.۵K

۱۴:۵۳

thumbnail
undefinedهدفگذاری تخیلی و خارج از توان عملیاتی فعلی ایران، کمک به دشمن است
undefined علی صمدزاده در گفتگو با عنوان «خاورمیانه در آتش» در تمام‌رخ:
undefinedادعای درآمدهای صدمیلیارد دلاری از تنگه هرمز و دریافت عوارض سنگین ساده‌اندیشی است. کسانی که حرف دشمنان را با ذوق تکرار میکنند متوجه معنا و هدف آن نیستند. این کار برفرض که شدنی باشد عمر استفاده از این کارت را به کمتر از یک سال تقلیل می‌دهد و جایگزین ساختن برای نفت در بازار انرژی یا راه‌های دور زدن تنگه هرمز را تشویق میکند.
undefinedبرخی هدفگذاری‌های تخیلی و غلط که میشنویم کار دشمن است. شکست اصلی دشمن در این جنگ در هدفگذاری بزرگ غیرقابل‌تحقق بوده و حالا با کمپین‌های شناختی تلاش می‌کند ما را هم به همین اشتباه بیاندازد.
undefinedبله مثلا خیلی خوب است آمریکا را کامل از منطقه خارج کنیم ولی این خارج از توان عملیات فعلی ما و همچنین معادلات حاکم بر روابط کشورهای منطقه است. من به اخراج آمریکایی‌ها از منطقه متعهد هستم، ولی این گام آخر است و اگر الان مطرح شود لوث میشود. آن وقت یک عکس از یک آمریکایی در کویت میشود شکست ما. چرا این کار را بکنیم؟
undefinedهدفگذاری منطقی و فنی، کاهش سطح و حضور دارایی‌های راهبردی آمریکا در منطقه است. مثلا به کویت اجازه ندهیم رادار با برد بیش از 300 کیلومتر مستقر کند. اما اگر به قطر و کویت و بحرین بگوییم آمریکا در خاک شما پایگاه نداشته باشد عین این است که بگوییم وجود نداشته باش. این فقط به خاطر ما نیست و به تضادهای این کشورها با هم و بازدارندگی‌شان در مقابل هم برمیگردد. نه ما نه چین نه روسیه علاقه‌ای به ایفا کردن چنین نقشی را بین این کشورها نداریم.
undefinedبا همین ابزارهایی که داریم فقط کافیست کنترل تنگه حفظ و ممنوعیت تردد شناورهای نظامی متخاصم اعمال شود، تبعا امکان بازسازی پایگاه سرفرماندهی آمریکا در بحرین به شکل قبل وجود نخواهد داشت.
تماشا فیلم کامل گفتگو در آپارات
شنیدن صوت گفتگو در بله

@TamamRokhMedia
undefined۱
undefined۲۶
undefined۳۶
undefined۴۵۸

۱۶۷.۴K

۱۶:۳۲

thumbnail
undefinedامارات از سیاست تهاجمی رادیکال به دنبال چیست؟/ رویای مدیریت جزایر و تبدیل شدن به اسرائیل دوم خاورمیانه
undefinedعلی صمدزاده در گفتگو با عنوان «خاورمیانه در آتش» در تمام‌رخ:
undefinedمحاسبه امارات این است که میتواند با کمک به آمریکا و اسرائیل در بازگشایی تنگه هرمز و آسیب به زیرساخت ایران به مدیریت جزایر دست پیدا کند. امارات فکر میکند که تا به حال هزینه‌ها را پرداخته پس مرگ یک بار و شیون یک بار، حالا که آینده و چشم‌انداز نابود شده پس تا انتها برویم.
undefinedاماراتی‌ها اعتقادشان این است که آینده را می‌توانند از طریق صندوق ذخایر خودشان و با شراکت با آمریکا و اسرائیل بسازند و به شرط موفقیت، سطحشان از تمام کشورهای عربی بالاتر خواهد رفت و به اسرائیل دوم در منطقه تبدیل می‌شوند.
undefinedاماراتی‌ها خیلی به این مفتخرند که اولین کشور عربی هستند که از حمایت پدافندی رژیم در حین جنگ برخوردار شده‌اند و این را نشانه موفقیت در عملکردشان می‌دانند. اما سوال اینجاست که وقتی این پدافند برای رژیم هم امنیت پایدار نیاورده، در فاصله بسیار کوتاه‌تر چگونه میخواهد برای آنها امنیت بسازد؟
تماشا فیلم کامل گفتگو در آپارات
شنیدن صوت گفتگو در بله

@TamamRokhMedia
undefined۳
undefined۹
undefined۱۷
undefined۲۸
undefined۱K

۳۸۲.۷K

۱۵:۵۳

undefinedسه سناریوی آینده‌ی جنگ؛ لزوم تغییر جدی الگوی رفتاری ایران در صورت شروع مجدد فاز نظامی (بخش اول)
undefinedآتش‌بس شکننده بین ایران و آمریکا در وضعیت مبهمی قرار دارد. نمی‌توان با قطعیت پیش‌بینی کرد که چه سرنوشتی رقم خواهد خورد ولی به نظر می‌رسد این جنگ پایانی متفاوت از جنگ ۱۲ روزه خواهد داشت و بعید است ترامپ پرونده ایران را به راحتی رها کند. در این چارچوب می‌توان سه سناریوی اصلی را برای آینده بحران متصور شد:
undefinedسناریوی نخست، دستیابی به توافقی برای بازگشایی تنگه هرمز و تعلیق بلندمدت برنامه هسته‌ای ایران است. در این حالت، طرفین به این جمع‌بندی می‌رسند که ادامه تنش می‌تواند هزینه‌های غیرقابل پیش‌بینی برای همه بازیگران ایجاد کند و به همین دلیل مسیر دیپلماسی را برای پایان دادن به بحران انتخاب می‌کنند. هدف آمریکا در این سناریو تضمین امنیت عبور و مرور انرژی و مهار بلندمدت برنامه هسته‌ای ایران خواهد بود و در مقابل، ایران نیز تلاش می‌کند بخشی از فشارهای اقتصادی و امنیتی را کاهش دهد.
undefinedبا این حال، تحقق این سناریو با موانع جدی مواجه است. خواسته‌های دولت ترامپ عملاً در تعارض مستقیم با اهداف راهبردی ایران قرار دارد. ایران به دنبال تثبیت نوعی نظم جدید در تنگه هرمز و حفظ حقوق هسته‌ای خود است، در حالی که آمریکا خواهان مختومه‌سازی برنامه هسته‌ای ایران و بازگرداندن تنگه هرمز به وضعیت قبل از جنگ است. مذاکرات یک ماه اخیر نیز نشان داده که هنوز امکان دستیابی به یک توافق «برد ـ برد» فراهم نشده و شکاف میان دو طرف همچنان عمیق است. از این رو، احتمال تحقق این سناریو در مقطع فعلی پایین ارزیابی می‌شود.
undefinedسناریوی دوم، حفظ وضعیت موجود و تداوم تقابل کنترل‌شده است. در این وضعیت، آمریکا تلاش می‌کند با بازگرداندن عملیات موسوم به «آزادی دریانوردی» محاصره دریایی را تشدید کرده و امنیت تردد کشتی‌ها را برای عبور از تنگه هرمز تضمین کند. در مرحله قبلی این عملیات، آمریکا توانست ناوهای جنگی خود را وارد تنگه هرمز کرده و دو کشتی تجاری را از منطقه خارج کند. اما پیگیری این روند، احتمال درگیری مستقیم دریایی میان دو طرف را افزایش می‌دهد؛ زیرا از یک سو استمرار انسداد تنگه هرمز برای آمریکا غیرقابل پذیرش است و از طرفی برای ایران نیز ادامه محاصره به معنای مرگ تدریجی است. ایران بدون آمادگی قبلی برای ذخیره‌سازی نفت و فرآورده‌ها وارد محاصره شد و به همین دلیل اکنون مجبور به کاهش قابل توجه در تولید نفت شده است. هزینه‌ها و عدم‌النفع صادرات و واردات ایران در این دوره محاصره کمتر از هزینه حمله مستقیم به زیرساخت‌ها نبوده است. چه بسا همانگونه که انتظار نمی‌رفت ایران تنگه هرمز را مسدود کند، کمتر کسی نیز باور داشت که ایران تا این حد رویکرد منفعلانه‌ای در برابر محاصره اتخاذ کند.
undefinedاگر ایران به این جمع‌بندی برسد که باید اراده خود را برای رفع محاصره یا جلوگیری از تضعیف سیاست کنترل بر تنگه هرمز را به صورت عملی نشان دهد، امکان هدف قرار دادن ناوهای نظامی یا حتی کشتی‌های تجاری وجود خواهد داشت. نکته مهم آن است که چنین حملاتی الزاماً نباید در داخل خلیج فارس یا تنگه هرمز انجام شود؛ بلکه حتی پس از پایان اسکورت دریایی و در محدوده خارج از تنگه نیز می‌توان کشتی‌ها را هدف قرار داد تا اصل منطق عملیات آمریکا زیر سؤال برود. به همین دلیل، حفظ وضعیت موجود اگرچه از جنگ گسترده جلوگیری می‌کند، اما این وضعیت برای ایران آینده خوبی ندارد و در عین حال آمریکا را هم به نتیجه مورد انتظار نمی‌رساند.
undefinedسناریوی سوم، بازگشت به درگیری گسترده است؛ سناریویی که به نظر می‌رسد با توجه به مواضع اخیر ترامپ و نتانیاهو، احتمال بیشتری نسبت به دو گزینه دیگر داشته باشد. در این وضعیت، آمریکا و رژیم صهیونیستی به این نتیجه می‌رسند که بن‌بست دیپلماتیک و ناکامی در تغییر رفتار ایران تنها از طریق فشار نظامی قابل جبران است. با این حال، جنگ احتمالی جدید برخلاف جنگ‌های فرسایشی گذشته، احتمالاً کوتاه‌مدت اما بسیار شدید خواهد بود و تمرکز اصلی آن بر وارد کردن ضربات راهبردی در زمان محدود قرار می‌گیرد.
undefinedعملیات نظامی در این مرحله سه هدف عمده را دنبال می‌کند: نخست، افزایش فشار نظامی و اقتصادی برای وادار کردن ایران به پذیرش شرایط تحمیلی؛ به‌ویژه از طریق ضربه به زیرساخت‌های نفتی و شبکه فروش نفت. دوم، هدف قرار دادن همزمان قابلیت‌های نظامی، هسته‌ای و اقتصادی به شکلی که ایران در عمل به یک دولت فرومانده و مستعد فروپاشی از درون تبدیل شود. سوم، تحقق اهداف راهبردی مانند بازگشایی کامل تنگه هرمز و از میان بردن ظرفیت هسته‌ای ایران از طریق عملیات مستقیم نظامی چه به صورت ربایش مواد هسته‌ای چه انهدام تاسیسات هسته‌ای اصفهان.
undefinedادامه متن در بخش دوم..
#یادداشت_اختصاصی
@TamamRokhMedia
undefined۲
undefined۴
undefined۱۳
undefined۲۳

۱۲.۲K

۱۰:۴۸

undefinedسه سناریوی آینده‌ی جنگ؛ لزوم تغییر جدی الگوی رفتاری ایران در صورت شروع مجدد فاز نظامی (بخش دوم)
undefinedبا وجود این، همچنان یک پرسش اساسی باقی می‌ماند: اگر ایران نه در اثر فشار نظامی تسلیم می‌شود و نه دستیابی کامل به اهداف راهبردی از طریق حمله نظامی ممکن است، چرا احتمال آغاز مجدد جنگ همچنان بالاست؟ بسیاری تصور می کنند به دلیل آنکه این حملات منطق قابل دفاعی ندارند یا پر ریسک هستند این سناریو محقق نخواهد شد.
undefinedبخشی از پاسخ را باید در نگاه غیرعقلانی و حیثیتی ترامپ و نتانیاهو به مسئله ایران جست‌وجو کرد. برای هر دو، تقابل با ایران صرفاً یک موضوع امنیتی نیست، بلکه به مسئله‌ای مرتبط با اعتبار سیاسی و شخصی تبدیل شده است. به همین دلیل، عقب‌نشینی بدون دستیابی به پیروزی راهبردی برای آنها دشوار خواهد بود. به همین دلیل ترامپ به صراحت اعلام می کند هیچ چیز حتی هزینه های اقتصادی آمریکا در این جنگ یا ملاحظات مربوط به انتخابات کنگره برای او مهم نیست. نتانیاهو نیز بر این باور است که در این شرایط باخت او در انتخابات کنست قطعی است مگر آنکه یک دستاورد راهبردی ملموس ارائه کند. این دو تصور می‌کنند هزینه‌های سیاسی و اقتصادی جنگ را داده‌اند و اکنون متحمل شدن هزینه بیشتر نتیجه متفاوتی خلق نمی‌کند، اما اگر این ریسک جواب بدهد به لحاظ راهبردی باعث نجات آنها خواهد شد.
undefinedمهم‌ترین نکته درباره احتمال جنگ آینده آن است که این مدل از نبرد با رویکرد واکنشی ایران به سود طرف مقابل تمام خواهد شد. بدترین حالت برای ایران، وقوع یک جنگ کوتاه اما بسیار شدید است. تجربه درگیری‌های قبلی نشان داده که ایران معمولاً در میدان نبرد رفتار واکنشی دارد و توانایی مدیریت زمان و ابتکار عمل را ندارد. هر چند در تهدیدها گفته می شود که زمان پایان نبرد را ایران تعیین می کند ولی به محض اعلام آتش‌بس، ایران با توقف درگیری ها موافقت می کند.
undefinedدر این مدل جنگ دشمن می تواند در ۴۸ ساعت نخست ضربات سنگینی به ویژه به زیرساخت‌های نفتی وارد کند، در حالی که پاسخ ایران در همان سطح و شدت شکل نخواهد گرفت. در جنگ رمضان فقط در یک مورد آن هم در عسلویه پاسخ ایران قابل توجه بود که البته در مجموع این پاسخ به دلیل آنکه محاسبات راهبردی ایران نتوانست از زندان فکری پاسخ‌های متناظر خارج شود، به نفع آمریکا تمام شد و نقش آمریکا در بازار گاز را بیشتر کرد. در حالی که ایران به لحاظ منطقی نیاز داشت تا به زیرساخت های نفتی حمله کند نه گازی.
undefinedافزون بر اشتباه بودن شیوه جنگ متناظر (انتخاب اهدافی متناسب با ماهیت آنچه در ایران مورد هدف قرار گرفته است)، اشکال مهم دیگر ایران در این نوع نبردها آن است که تصور می‌شود به دلیل آنکه ممکن است جنگ فرسایشی شود از شلیک‌های پرحجم و شدید خودداری می‌شود. در حالی که ویژگی اصلی نبرد احتمالی آینده نه طول زمان جنگ، بلکه میزان شدت و سرعت ضربات اولیه خواهد بود.
undefinedاشکال سوم آن است که ایران در دو جنگ قبلی نشان داده که معمولاً تنها یک بار به اهداف مشخص حمله می‌کند و حتی اگر نتیجه مطلوب حاصل نشود، از تکرار حملات تا حصول نتیجه خودداری می‌کند؛ در حالی که رژیم صهیونیستی در مواردی مانند ماجرای فولاد مبارکه نشان داده که برای دستیابی به نتیجه مورد نظر، حملات را به صورت متوالی و متمرکز تکرار می‌کند. این مدل از درگیری‌، صرف حمله به اهداف تعیین‌شده اهمیت ندارد، بلکه نتیجه نهایی عملیات تعیین‌کننده است. به عنوان نمونه اگر قرار است امارات موفق نشود نفت صادر کند، باید حملات تا زمانی ادامه یابد که امکان صادرات نفت برای این کشور وجود نداشته باشد نه اینکه در یک حمله به بخشی از زیرساخت‌های آن آسیب جزیی وارد شود و با یک بیانیه ظفرمندانه قضیه از طرف ایران فیصله یابد.
undefinedاگر این الگوهایی رفتاری ایران در جنگ محتمل آینده نیز ادامه یابد، احتمال از دست رفتن دستاوردهای راهبردی ایران افزایش خواهد یافت و بازسازی تصویر پیروزی برای ایران دشوار خواهد بود.
undefinedدر مواجهه با چنین سناریویی ایران باید با تهدید معتبر از جمله خروج از ان پی تی یا ضربه اساسی به زیرساخت‌های نفتی منطقه مانع از وقوع جنگ شود ولی در صورت تحقق جنگ نیز ایران باید شیوه عمل خود را تغییر دهد. واقعیت آن است که مدل جنگ ایران در نبرد ۴۰ روزه محاسبات آمریکا و رژیم را چندان تغییر نداده است و تأسف بارتر آنکه در دوره آتش‌بس به گونه‌ای عمل شد که دشمن به دستیابی به اهداف راهبردی از طریق فشار نظامی امیدوار شده است. ایران در دوره آتش‌بس رفتاری مشابه قبل از جنگ داشت. در حالی که انتظار می‌رفت جنگ مدل رفتار خویشتن‌دارانه و محافظه‌کارانه ایران را تغییر داده باشد ولی انفعال در برابر نقض مستمر آتش‌بس در لبنان و اعمال محاصره دریای علیه ایران، سیگنال‌های غلطی به دشمن داده است.
undefined م.ر
#یادداشت_اختصاصی
@TamamRokhMedia
undefined۱۲
undefined۴۲
undefined۵۷

۱۵.۱K

۱۰:۵۰

بازارسال شده از پژوهانه | مرکز پژوهش‌های مجلس
thumbnail
#گزارش_کارشناسی | تحلیل الگوی مصرف گاز طبیعی در بخش خانگی براساس دهک های اقتصادی
undefined بخش خانگی به عنوان یکی از مصرف کنندگان اصلی گاز طبیعی در کشور دارای سهم ۲۸ درصدی از مصرف بوده که در سردترین ماه سال به حدود ۴۶ درصد می رسد. یکی از خلأهای اساسی در سیاستگذاری در این حوزه، نبود تصویر دقیق از رابطه میان مصرف گاز و وضعیت رفاهی خانوارها بوده و این فرض همواره وجود داشته که مصرف گاز در بخش خانگی عمدتاً در دهک های پردرآمد بیشتر است. ازاین رو سؤال اصلی این گزارش این است که مصرف گاز در بخش خانگی چگونه در میان دهک های رفاهی توزیع شده و آیا پرمصرفی گاز الزاماً نشانه رفاه بالاتر است یا خیر؟ در این گزارش داده های واقعی مصرف گاز مشترکین خانگی در سطح ملی با اطلاعات رفاهی خانوارها تقاطع داده شده و الگوی مصرف در اقلیم های مختلف بررسی شده است. یافته های گزارش نشان می دهد که همبستگی معناداری میان سطح رفاه و میزان مصرف گاز وجود ندارد و مصرف بالای دهک های پایین، بیش از آنکه ناشی از رفتار مصرفی باشد، حاصل استفاده از تجهیزات گرمایشی فرسوده و ضعف عایق کاری در واحدهای مسکونی این گروه هاست. ازسوی دیگر بررسی همزمان داده های مصرف گاز با متراژ ساختمان نشان می دهد میزان مصرف گاز به ازای هر متر مربع فضای ساختمان در دهک های پایین جامعه بیشتر از دهک های بالاست. ازاین رو باید توجه کرد تمرکز سیاستگذاری به جای ابزارهای مبتنی بر شوک درمانی در دهک های بالا یا سیاست های بازتوزیع سهمیه گاز و برق، باید بر اصلاح ریشه های مصرف بالا مانند بهینه سازی مصرف، ارتقای تجهیزات و کاهش هدررفت انرژی در دهک های پایین جامعه باشد.
undefined شماره مسلسل: ۲۱۵۳۹
undefined متن خبرundefined متن کامل گزارش
undefined پژوهانه | @rcmajles_ir
undefined۱۴

۳۲

۵:۱۸

undefined۲۲ سراب در نگاه سیاست‌مدار ایرانی
undefinedمهدی خراتیان در صفحه توییتر خود نوشت:
۱. اینکه ایالات متحده میتواند به نیابت از اسراییل تضمین امنیتی پایدار به ایران دهد، سراب است.
۲. اینکه بدون وجود مکانیزمهای بازدارنده تنبیهی بسیار قدرتمند، اسرائیل از ترور مقامات ارشد کشور و تجزیه ایران دست خواهد کشید، سراب است.
۳. اینکه ایالات متحده به توافقی با ایران برسد که نفع بزرگ اقتصادی برای ایران داشته باشد، سراب است.
۴. اینکه دول عربی سرمایه گذاری صدها میلیارددلاری در ایران کنند و خواهان ایران قدرتمند باشند، سراب است.
۵. اینکه بدون وساطت پکن و مسکو و با وساطت آمریکا یا متحدان منطقه ای وی میتوان یک نظم امنیتی جدید را با کشورهای عربی در خلیج فارس برقرار ساخت، سراب است.
۶. اینکه صرفا با اتکا به تنگه هرمز و بدون تغییر در دکترین هسته ای میتوان امنیت بلند مدت کشور را تضمین کرد، سراب است.
۷. اینکه بدون تغییر و تحول در اطلاعات و امنیت کشور میتوان بازدارندگی هسته ای کشور را تثبیت و تضمین کرد، سراب است.
۸.‌ اینکه ترامپ پس از انتخابات میاندوره ای صرفا با یک توافق آتش بس و بدون مکانیزمهای بازدارنده، قطعا برای جنگ با ایران رجعت نخواهد کرد، سراب است.
۹. اینکه استقرار سیاسی و امنیتی امریکا و اسراییل اقدامات خود برای نابودی زیرساختهای هسته ای، موشکی و بازدارندگی شبکه ای ایران و در نهایت اسقاط نظام را رها خواهد کرد، سراب است.
۱۰. اینکه با میانجیگری کشورهای کوچک یا متوسط تابع آمریکا، میتوان از واشنگتن امتیاز مهمی گرفت سراب است.
۱۱. اینکه چین و روسیه بدون پشتوانه گفتگوهای راهبردی، جور بدعهدی امریکا را میکشند و در نقش واسط و ضامن ظاهر میشوند، سراب است.
۱۲. اینکه میتوان با اسراییل، به عنوان غیرنرمالترین و جنایتکارترین موجودیت سیاسی تاریخ بشر، به یک پیمان عدم تخاصم پایدار دوفاکتو یا دوژور رسید، سراب است.
۱۳. اینکه بدون گفتگوهای راهبردی و تعیین تکلیف مسایل حل نشده گذشته، میتوان از پکن و مسکو امتیاز راهبردی گرفت، سراب است.
۱۴. اینکه پکن و مسکو را به چشم پله ارتقای روابط با آمریکا ببینیم و انتظار پیشرفت از رابطه با ایندو را داشته باشیم، سراب است.
۱۵. اینکه فکر کنیم با "حسن نیت" و دادن امتیازات حداکثری، ایالات متحده به ما رحم خواهد کرد، سراب است.
۱۶. اینکه برای جلوگیری از حمله پیشدستانه آمریکا و رژیم اسراییل، ذخایر اورانیوم غنای بالا را معدوم کنیم و در امان باشیم، سراب است.
۱۷. اینکه پس از قتل عام شهروندان و ترور رهبران در دو جنگ اخیر، به همان روش سابق تعهد قطعی عدم ساخت سلاح اتمی بدهیم و حرمتمان در جهان حفظ شود، سراب است.
۱۸. اینکه بدون داشتن نقشه جامع برای توسعه روابط ایران و چین، توسعه کشور ممکن است، سراب است.
۱۹. اینکه بدون ایجاد لابی پکن و مسکو و رایزنیهای گسترده TRACK II میتوان با چین و روسیه به جایی رسید، سراب است.
۲۰. اینکه وضعیت روابط راهبردی با مسکو را در وضعیت LIMBO و پادرهوا نگهداریم و فکر کنیم تلاشهای لابی عربی برای کشاندن مسکو به سمت دیگر همواره شکست خواهد خورد، سراب است.
۲۱. اینکه مشکلات اساسی ژئوپولتیک ایالات متحده و اسراییل (و در مقیاس کلانتر طبقه حاکم اتلانتیک) با ایران را از لنز ایدئولوژی ببینیم و تصور کنیم مشکل آنها صرفا رژیم سیاسی جمهوری اسلامی یا جناحی تندرو در نظام سیاسی فعلی است، سراب است.
۲۲. اینکه با جناح ترقیخواه در حزب دموکرات یا جناحهای انزواگرا و اولویت‌‌گرا در حزب جمهوریخواه بتوان در کوتاه مدت به چیزی فراتر از "کنترل تنش" با واشنگتن رسید، سراب است.
اینها همه سراب است، و عاقبت دویدن دائم به سمت سراب و راه حلهای شکست خورده، اتلاف وقت، مرگی دردناک و فرجام خراب است.
پ.ن.: متن حاضر به معنای رد مطلق راههای طی شده نظیر مذاکره نیست؛ بلکه هشداری به سیاستگذاران است که چارچوبها و حصارهای فرسوده ذهنی را بشکنند و به دنبال راه حلهایی نو باشند.
#پوشش_تحلیل
@TamamRokhMedia
undefined۲
undefined۴
undefined۱۳
undefined۲۴
undefined۱۵۲

۵.۸K

۱۲:۲۵