| تلگرام | اینستاگرام | آپارات | بله | یوتیوب | ایکس |
۱.۲K
۲۰:۵۵
| تلگرام | اینستاگرام | آپارات | بله | یوتیوب | ایکس |
۳۵۸
۶:۱۰
اندیشکده تین شیا
جنگ هستهای میان چین و آمریکا؛ افسانه یا واقعیت؟
تحلیل راهبردی | پوریا کوششیان، کارشناس ارشد علوم سیاسی و پژوهشگر امور دفاعی، در تحلیلی برای اندیشکده تین شیا مینویسد | بخش اول:
در سالهای اخیر، موضوع احتمال وقوع جنگ هستهای میان جمهوری خلق چین و ایالات متحده آمریکا به یکی از محورهای اصلی مباحث امنیت بینالمللی تبدیل شده است. بر این اساس، برخی اندیشکدههای آمریکایی با طرح این ادعا که چین در حال آمادهسازی برای جنگ هستهای است، تلاش میکنند تصویری تهدیدآمیز از سیاستهای راهبردی پکن ارائه دهند. بااینحال، از منظر چین، چنین روایتهایی بخشی از جنگ روانی و تبلیغاتی غرب برای مشروعیتبخشی به افزایش بودجه نظامی آمریکا و تقویت حضور نظامی این کشور در شرق آسیا محسوب میشود.
جمهوری خلق چین از زمان دستیابی به توان هستهای در دهه ۱۹۶۰، همواره بر اصل «عدم استفاده نخست» از سلاح هستهای تأکید کرده است. این اصل بهعنوان یکی از ارکان اصلی دکترین هستهای چین شناخته میشود و مقامات چینی بارها اعلام کردهاند که زرادخانه هستهای این کشور صرفاً برای بازدارندگی و پاسخ متقابل به حملات احتمالی طراحی شده است. از نگاه پکن، برخلاف برخی قدرتهای هستهای، چین هیچگاه تهدید به استفاده پیشدستانه از تسلیحات هستهای نکرده و سیاست رسمی خود را تغییر نداده است.
به نظر میرسد، ادعای این مراکز مطالعاتی چینپژوه بر پایه اتهام انجام آزمایشهای مخفیانه هستهای از طرف چین است. این مراکز مطالعاتی با استناد به برخی ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا مدعی میشوند که پکن آزمایشهای کمقدرتی را در منطقه لوپنور انجام داده است. بااینحال، دولت چین این اتهامات را رد کرده و آن را فاقد شواهد معتبر دانسته است. از دیدگاه پکن، اینگونه ادعاها بخشی از تلاش واشنگتن برای ایجاد اجماع جهانی علیه چین و تشدید رقابت راهبردی میان دو قدرت محسوب میشود.
واقعیت آن است که چین در سالهای اخیر برنامه گستردهای برای نوسازی نیروهای راهبردی خود آغاز کرده است. توسعه موشکهای بالستیک قارهپیما، زیردریاییهای هستهای و سامانههای هشدار زودهنگام بخشی از این روند محسوب میشود. اما از منظر چین، این اقدامات واکنشی به افزایش فشارهای نظامی آمریکا در منطقه ایندو-پاسیفیک و استقرار سامانههای موشکی پیشرفته پیرامون مرزهای چین است. بنابراین، پکن این توسعهها را اقدامی دفاعی و نه تهاجمی معرفی میکند.
یکی از عوامل مهم در تشدید نگرانیهای امنیتی چین، مسئله تایوان است. رهبران چین، تایوان را بخشی جداییناپذیر از قلمرو ملی خود میدانند و هرگونه مداخله خارجی در این موضوع را تهدیدی مستقیم علیه حاکمیت ملی تلقی میکنند. در مقابل، افزایش حمایتهای نظامی آمریکا از تایوان موجب شده است که احتمال رویارویی نظامی میان دو کشور بیش از گذشته مورد توجه تحلیلگران قرار گیرد. بااینحال، حتی در سناریوی بروز درگیری بر سر تایوان، عبور از آستانه هستهای همچنان بسیار پرهزینه و خطرناک ارزیابی میشود.
از نگاه راهبردی چین، جنگ هستهای نه ابزاری برای پیروزی، بلکه تهدیدی برای بقای تمدن انسانی است. سیاستگذاران چینی معتقدند که هرگونه تبادل آتش هستهای میان دو قدرت بزرگ میتواند خساراتی جبرانناپذیر برای همه طرفها به همراه داشته باشد. به همین دلیل، بازدارندگی متقابل همچنان مهمترین عامل جلوگیری از وقوع چنین جنگی محسوب میشود. این برداشت با اصول سنتی سیاست خارجی چین که بر ثبات، توسعه اقتصادی و اجتناب از جنگهای فراگیر تأکید دارد، همخوانی دارد.
اندیشکده تین شیا | تلگرام | اینستاگرام | آپارات | بله | یوتیوب | ایکس |
| تلگرام | اینستاگرام | آپارات | بله | یوتیوب | ایکس |
۳۱۵
۶:۱۱
| تلگرام | اینستاگرام | آپارات | بله | یوتیوب | ایکس |
۵۴۱
۸:۰۰
| تلگرام | اینستاگرام | آپارات | بله | یوتیوب | ایکس |
۶۵۷
۱۶:۱۹
| تلگرام | اینستاگرام | آپارات | بله | یوتیوب | ایکس |
۸۶۹
۱۸:۱۲
بازارسال شده از مرکز دیپلماسی اقتصادی
| تلگرام | بله | آپارات | اینستاگرام |
۴۸
۱۶:۰۸
| تلگرام | اینستاگرام | آپارات | بله | یوتیوب | ایکس |
۲۷۹
۱۸:۴۳
| تلگرام | اینستاگرام | آپارات | بله | یوتیوب | ایکس |
۱۹۰
۵:۰۲
اندیشکده تین شیا
سفر شی جینپینگ به کره شمالی و بازآرایی ژئوپلیتیکی شرق آسیا در عصر گذار نظم بینالملل
تحلیل راهبردی | دکتر حسین قاهری، عضو شورای علمی اندیشکده تین شیا و رئیس اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین | بخش اول:
سفر شی جینپینگ به کره شمالی را نمیتوان صرفاً در قالب یک دیدار دوجانبه میان دو کشور همسایه یا دو نظام سیاسی نزدیک به یکدیگر تحلیل کرد. اهمیت این سفر بیش از آنکه در سطح روابط پکن و پیونگیانگ قابل درک باشد، در پیوند آن با تحولات ساختاری نظام بینالملل، رقابت قدرتهای بزرگ و فرآیند بازتعریف موازنه قدرت در شرق آسیا نهفته است. در شرایطی که نظام بینالملل با سرعتی فزاینده در حال عبور از الگوی تکقطبی پس از جنگ سرد به سوی ساختاری پیچیدهتر و چندلایهتر است، رفتار قدرتهای بزرگ بیش از هر زمان دیگری تابع ملاحظات ژئوپلیتیکی و امنیتی بلندمدت شده است. از این منظر، سفر رئیسجمهور چین به پیونگیانگ را باید در چارچوب راهبرد کلان پکن برای تثبیت حوزه نفوذ پیرامونی، مدیریت محیط امنیتی شرق آسیا و افزایش ظرفیت مانور خود در برابر فشارهای فزاینده ایالات متحده و متحدان آن مورد ارزیابی قرار داد.
زمانبندی این سفر از اهمیت ویژهای برخوردار است. انجام این دیدار پس از رایزنیهای سطح بالا میان رهبران چین، روسیه و ایالات متحده نشان میدهد که پکن در حال طراحی و اجرای نوعی دیپلماسی چندلایه است که هدف آن حفظ ابتکار عمل در محیط راهبردی پیرامون چین است. در ادبیات ژئوپلیتیک، قدرتهای بزرگ در دورههای گذار نظام بینالملل تلاش میکنند از طریق تحکیم روابط با بازیگران پیرامونی، هزینه نفوذ رقبای خود را افزایش دهند و از شکلگیری تهدیدات بالقوه در مجاورت مرزهایشان جلوگیری کنند. در چنین چارچوبی، کره شمالی نه یک متحد معمولی، بلکه بخشی از معماری امنیتی چین به شمار میآید؛ معماریای که از زمان پایان جنگ کره تاکنون یکی از پایههای اصلی راهبرد دفاعی پکن در شمال شرق آسیا بوده است.
برای فهم جایگاه کره شمالی در تفکر راهبردی چین باید به منطق جغرافیای سیاسی منطقه بازگشت. از دیدگاه نظریهپردازان ژئوپلیتیک، مناطق حائل همواره نقشی تعیینکننده در امنیت قدرتهای بزرگ ایفا کردهاند. کره شمالی طی بیش از هفت دهه گذشته عملاً به عنوان یک سپر ژئوپلیتیکی میان چین و شبکه اتحادهای نظامی تحت رهبری ایالات متحده عمل کرده است. حضور دهها هزار نیروی آمریکایی در کره جنوبی و ژاپن باعث شده است که پکن بقای نظام سیاسی کره شمالی را نه صرفاً یک موضوع ایدئولوژیک، بلکه یک ضرورت امنیتی تلقی کند. از این منظر، هرگونه تغییر بنیادین در ساختار قدرت کره شمالی میتواند پیامدهایی مستقیم برای امنیت ملی چین داشته باشد. اتحاد احتمالی دو کره تحت رهبری سئول و گسترش نفوذ نظامی آمریکا تا نزدیکی مرزهای چین، سناریویی است که همواره در محاسبات راهبردی رهبران پکن جایگاه ویژهای داشته است.
در بررسی تاریخی روابط دو کشور نیز مشاهده میشود که سفر رهبران چین به پیونگیانگ معمولاً در مقاطع حساس تغییر موازنه قدرت منطقهای صورت گرفته است. سفر هو جینتائو در سال ۲۰۰۵ در شرایطی انجام شد که بحران هستهای کره شمالی به یکی از مهمترین چالشهای امنیتی جهان تبدیل شده بود و چین تلاش میکرد از طریق سازوکار مذاکرات ششجانبه، نقش خود را به عنوان بازیگر محوری امنیت شرق آسیا تثبیت کند. در آن مقطع، هدف اصلی پکن جلوگیری از تشدید تنش و جلوگیری از مداخله مستقیم آمریکا در معادلات منطقه بود. سفر شی جینپینگ در سال ۲۰۱۹ نیز در فضای ناشی از مذاکرات میان دونالد ترامپ و کیم جونگ اون انجام شد؛ مذاکراتی که در صورت موفقیت میتوانست جایگاه سنتی چین در شبهجزیره کره را تحت تأثیر قرار دهد. در واقع، آن سفر حامل این پیام بود که هیچ ترتیبات امنیتی پایدار در شرق آسیا بدون مشارکت فعال چین امکان تحقق نخواهد داشت.
سفر کنونی شی جینپینگ در عین برخورداری از برخی شباهتهای تاریخی، در بستری کاملاً متفاوت صورت گرفته است. جهان امروز شاهد ظهور تدریجی شکلی جدید از رقابت میان قدرتهای بزرگ است که بسیاری از پژوهشگران آن را مرحلهای از گذار به نظم چندقطبی میدانند. جنگ اوکراین، افزایش تنش میان چین و آمریکا بر سر تایوان، گسترش همکاریهای امنیتی میان واشنگتن، توکیو و سئول و همچنین نزدیکی روزافزون روسیه و کره شمالی، محیط راهبردی جدیدی را شکل داده است که با شرایط دهههای گذشته تفاوت بنیادین دارد.
اندیشکده تین شیا | تلگرام | اینستاگرام | آپارات | بله | یوتیوب | ایکس |
| تلگرام | اینستاگرام | آپارات | بله | یوتیوب | ایکس |
۱۹۰
۵:۰۳