بازارسال شده از نزهتالملوک
شعر امروز از گلستان سعدی:
هندویی نفطاندازی همی آموخت. حکیمی گفت تو را که خانه نیین (از جنس نی) است، بازی نه این است.
تا ندانی که سخن عین صواب است مگوی
وآنچه دانی که نه نیکوش جواب است مگوی
پ.ن: نفطاندازی همان مدل شعبدهبازی است که از دهانشان عین اژدها آتش بیرون میدهند. اما قضیه انتخاب این شعر و عکس چیست؟
توییت بالا مربوط به یک هندی طرفدار اسرائیل است که خواستار پاکسازی غزه از تمام مسلمانان تروریست بود برای رسیدن به صلح.
بعدی هم خبر دادن آن هندی است که کشتی تجاری پسر ملوانش در دریای عمان توسط ارتش آمریکا منفجر شده و پسرش کشته شده. حکایت سعدی هم که معنیاش این است:یک هندو که خانهاش از نی بود، بازی آتش بیرون دادن از دهان را یاد میگرفت که نصیحتش کردند تو با این خانه نیین یا نئین، نباید این بازی را بکنی.
در شعر هم سعدی کلام را در ادامه تکمیل معنای همان آتشی که از دهان خارج میشود آورده و گفته تا ندانی سخنت عین صواب است نگوی.حالا این یارو هندی هم به دست انتقام الهی یا کارما دچار شده چون دردناکترین دردها در این دنیا، داغ فرزند است. همان که او برای مردم غزه خواست. حالا فرزندش نه تنها کشته شده که جنازهاش هم به قعر آبها رفته است. پینوشت به همه آنها که در پی دست انتقام الهی در این جنگ هستند: ما از همه انتقامها خبردار نمیشویم. کمااینکه من هم این توییت را در نوتیف صفحه کشمیر به فارسی دیدم و از دوستی خواستم از تلگرام برایم دانلود کند و بفرستد.
#سعدی_جات#ادبیات_کهن#نزهت_الملوک


@Nozhatolmolouk
هندویی نفطاندازی همی آموخت. حکیمی گفت تو را که خانه نیین (از جنس نی) است، بازی نه این است.
تا ندانی که سخن عین صواب است مگوی
وآنچه دانی که نه نیکوش جواب است مگوی
پ.ن: نفطاندازی همان مدل شعبدهبازی است که از دهانشان عین اژدها آتش بیرون میدهند. اما قضیه انتخاب این شعر و عکس چیست؟
توییت بالا مربوط به یک هندی طرفدار اسرائیل است که خواستار پاکسازی غزه از تمام مسلمانان تروریست بود برای رسیدن به صلح.
بعدی هم خبر دادن آن هندی است که کشتی تجاری پسر ملوانش در دریای عمان توسط ارتش آمریکا منفجر شده و پسرش کشته شده. حکایت سعدی هم که معنیاش این است:یک هندو که خانهاش از نی بود، بازی آتش بیرون دادن از دهان را یاد میگرفت که نصیحتش کردند تو با این خانه نیین یا نئین، نباید این بازی را بکنی.
در شعر هم سعدی کلام را در ادامه تکمیل معنای همان آتشی که از دهان خارج میشود آورده و گفته تا ندانی سخنت عین صواب است نگوی.حالا این یارو هندی هم به دست انتقام الهی یا کارما دچار شده چون دردناکترین دردها در این دنیا، داغ فرزند است. همان که او برای مردم غزه خواست. حالا فرزندش نه تنها کشته شده که جنازهاش هم به قعر آبها رفته است. پینوشت به همه آنها که در پی دست انتقام الهی در این جنگ هستند: ما از همه انتقامها خبردار نمیشویم. کمااینکه من هم این توییت را در نوتیف صفحه کشمیر به فارسی دیدم و از دوستی خواستم از تلگرام برایم دانلود کند و بفرستد.
#سعدی_جات#ادبیات_کهن#نزهت_الملوک
۳
۳:۳۳
بازارسال شده از قائد شهید امت
@emam_shahid
۱
۱۰:۴۱
بازارسال شده از حاشیه بر متن | حسامالدین مطهری
دو نکتۀ قابل تأمل:
۱. مصداق و علت دقیق اعتراض واضح و شفاف نیست.۲. کانالهای رسمی رهبر دقیقاً از دیروز دوباره پیامِ دعوت به کنار گذاشتن اختلاف را بازنشر میکنند.
خب:کمترین توقع عقلانی از افرادی که به توافق پایان جنگ انتقاد دارند و معترضش هستند این است که وقتی میگویند «اطلاع دقیق دارم»، پس دلیل نقدشان را هم به مردم بگویند.
میگویند از برجام هم بدتر است ولی نمیگویند چرا و بر اساس کدام بخش از متن.میگویند ایران مستعمره امریکا میشود و نمیگویند چرا.اگر میدانند و نمیگویند کوتاهی میکنند و اگر نمیدانند و فقط میگویند، به نیتشان تردید وارد میشود.
من هر چه دیدم فقط نفی کلی و بدون ذکر مصداق دقیق بود. دعوت به اعتراض میکنند ولی بر کلیات متنی تکیه میکنند که مذاکرهکنندگان در عمل تکذیبش کردهاند و ما حتی نمیدانیم چقدر واقعیت دارد.
از طرف دیگر، کسانی که مدام به سخنان رهبر ارجاع میدهند، چرا فقط به برخی و بخشی از سخنان ایشان ارجاع میدهند؟
من نه میدانم متن توافق چه و کیفیتش چگونه است، نه به فرد یا گروهی از سیاستمردان علقه و ارادت دلی دارم. تنها چیزی که میفهمم این است که منتقدان متن نامشخص توافق، ۱. فقط از یک گروه سیاسیاند۲. کلیگویی میکنند ۳. دعوت به نزاع میکنندو اینها قابل توجه و تأمل است.
@hmotahari_com
۱. مصداق و علت دقیق اعتراض واضح و شفاف نیست.۲. کانالهای رسمی رهبر دقیقاً از دیروز دوباره پیامِ دعوت به کنار گذاشتن اختلاف را بازنشر میکنند.
خب:کمترین توقع عقلانی از افرادی که به توافق پایان جنگ انتقاد دارند و معترضش هستند این است که وقتی میگویند «اطلاع دقیق دارم»، پس دلیل نقدشان را هم به مردم بگویند.
میگویند از برجام هم بدتر است ولی نمیگویند چرا و بر اساس کدام بخش از متن.میگویند ایران مستعمره امریکا میشود و نمیگویند چرا.اگر میدانند و نمیگویند کوتاهی میکنند و اگر نمیدانند و فقط میگویند، به نیتشان تردید وارد میشود.
من هر چه دیدم فقط نفی کلی و بدون ذکر مصداق دقیق بود. دعوت به اعتراض میکنند ولی بر کلیات متنی تکیه میکنند که مذاکرهکنندگان در عمل تکذیبش کردهاند و ما حتی نمیدانیم چقدر واقعیت دارد.
از طرف دیگر، کسانی که مدام به سخنان رهبر ارجاع میدهند، چرا فقط به برخی و بخشی از سخنان ایشان ارجاع میدهند؟
من نه میدانم متن توافق چه و کیفیتش چگونه است، نه به فرد یا گروهی از سیاستمردان علقه و ارادت دلی دارم. تنها چیزی که میفهمم این است که منتقدان متن نامشخص توافق، ۱. فقط از یک گروه سیاسیاند۲. کلیگویی میکنند ۳. دعوت به نزاع میکنندو اینها قابل توجه و تأمل است.
@hmotahari_com
۱
۵:۲۸
بازارسال شده از بیسیمچی مدیا 🎬
من از اینکه به رؤسای کشور، به رئیسجمهور و دیگران در چنین شرایط مهم بینالمللی و داخلی اهانت شود، به شدت پرهیز میدهم و افرادی را که ممکن است در مجلس یا بیرون از آن باشند از این کار نهی و منع میکنم.
۱
۶:۵۶
بازارسال شده از زینب بهرامی در ژاپن
ملت یه جوری غمبرک گرفتن انگار خدای نکرده خدای نکرده، پشت هفت کوه سیاه و سفید، هفت قرآن به میان، رضا پهلوی و اراذل و اوباشش تو راه ایرانن:)))))بابا شما این آدمخوارهای پهلوی رو که الان از دعوا و اختلاف بین شماها در بعضی نقاط بدنشون جشنه از نزدیک ندیدین! نمی دونین خون شهدای ما ایران رو از چه مصیبتی دور کرده! یعنی آدمخوارهای سطلی یه جوری بودن که چنگیز مغول باید بهشون چند واحد اخلاق و نزاکت و شعور درس میداد! رهبرو فرماندهانمون شهید شدند و خونشون به زمین ریخت که ایران از هجوم و تاراج اینها در امان بمونه! جمهوری اسلامی بمونه! پس چرا ناراحتید؟! چرا قیافه مصیبت زده میگیرید و مملکت رو دشمن شاد می کنید؟! هفته پیش اسراییل لبنان رو زد، ایران بلافاصله داغونشون کرد، امروز صبح که بیدار شدم دیدم خاتم النبیا پیام داده مذاکره بی مذاکره! یجوری میزنیم که دیگه چیزخوری زیادی نکنید! فوری تو آمریکا ولوله افتاد پیام دادن که آقا این اسقاطیلیا نفهمیدن {فضولات انسانی وحیوانی} زیادی خوردن! شما ببخشید! میدونید این یعنی چی؟!یعنی میدونن ایران بخواد میزنه! بد هم میزنه! تمام این جنگ و مبارزه برای اثبات همین بود! ما بخواهیم میزنیم بد هم میزنیم! فکر می کنید گفتن این حرف راحته؟!اگر هرکدوم از کشورهای منطقه به آمریکا می گفتن بیاید سمت خاک ما، میزنیم منافع و متحدینتونو تار و مار می کنیم، واکنش آمریکا چی بود؟!می ترسید؟!ببنید در مقیاس جهانی به این می گن پیروزی! اینکه میدونن می تونی! تازه الان که چیزی نشده، شده؟! چیزی از بین رفته؟! موشکی رفته؟! جزایرمون رفته؟! خودشونو پاره کردن تا تنگه هرمز رو باز کنن:) از این به بعد هم قصه همینه! دست از پا خطا کنن تنگه هرمز بسته، موشکها به سمت اسقاطیل روانه! این فیلم دموکراسی و گفتگو و مذکره اینا، برای سیاست های دیگه نظامه! اینو بفهمید! ما متحدان قدرتمندی مثل چین و روسیه داریم که لازمه کمی جلوشون فیلم بازی کنیم...! بگیرید این چیزا رو:) اونیکه سیستم ایرانو تا اینجا طراحی کرده، برای از این به بعدش هم نقشه و برنامه داره! حتی اون برجام لعنتی رو هم اگر خوب بهش فکر کنید برای ایران یه پیروزی بود! کشور متمدنی که برای نجات مردمش مذاکره کرد ،اما دزدان استعمارگر و نامتمدنی که به قراردادشون پایبند نموندن! این تصویری که به جهان مخابره شده و تفکر مردم جهان رو با ایران همسو کرده! صبور باشید! شکیبا باشید! بزرگوارانه و بزرگ منشانه رفتار کنید!
۳
۳:۱۸
بازارسال شده از حسین قدیانی
ایران
حسین قدیانی: بچههای میناب و لامرد حرمت دارند. روضهشان را باید درست خواند، نه درشت. من نه از جنگ که از پایان جنگ خوشحالم. جنگ به قول زندهیاد رسول ملاقلیپور نکبتی است. دم هر که کمک کرد به پایان جنگ گرم. این پیروزی دیگری است. ادامهی پیروزیهای میدان این بار نه در میدان نظامی که در میدان دیپلماسی. اساساً هر آنچه که اسرائیل را عصبانی کند، برای من زیباست؛ میخواهد موشک باشد، میخواهد حتی توافق یا تفاهم با امریکا باشد. این پیروزی را به رهبر شهید و رهبر جدید تبریک میگویم. اگر آفتابگردانها از جنگ زخم برمیدارند، من هم ترجیح میدهم چمران را بیش از اسلحهاش دوست داشته باشم. من با افتخار مینویسم که جنگپرست نیستم و کاسب جنگ هم نیستم. اگر جنگ باعث فقدان دکتر علی لاریجانی میشود، من صریح مینویسم مرگ بر جنگ و درود بر زندگی. اگر جنگ همانی است که باعث پرپر شدن بچههای شجرهی طیبه شد، من دست آقایان قالیباف و عراقچی و نیز دکتر پزشکیان را میبوسم. قسم به همین نماز صبحی که خواندم، خوشحالم. عصبانیت نتانیاهو برای من باعث بهترین خوشحالیهاست. من به آقای قالیباف عزیز اعتماد محض دارم، چه اینکه ایشان مورد وثوق رهبر شهید و مورد اطمینان رهبر جدید است. معالاسف جنگ با خود فرهنگی میآورد که از خود جنگ کشندهتر و خطرناکتر است. جنگ نکبتی صلح را بدنام میکند و تفاهم و توافق را ذلت نام مینهد. من از فرهنگ نکبتبار جنگ بری هستم. آنچه مرا خوشحال میکند، نه دیدن دوبارهی سخنگوی قرارگاه خاتم که پیشرفت کشور در حوزهی اقتصاد است. مرا راحتی معیشت ملت خوشحال میکند. خامنهای شهید بدش میآمد کشور در حالت نه صلح نه جنگ باشد. بدش میآمد که حزباللهیها شعار گلدرشت بدهند. بدش میآمد از فضای هتاکی بین انقلابیها و گاه در تبیین نرمش قهرمانانه سخن میگفت. این همه یعنی امروز روح رهبر شهیدمان شاد و در آرامش است. من هرگز توهم نمیزنم دیپلماسی را بهتر از دیپلماتهای وطندوست کشورم میفهمم و هرگز توهم نمیزنم به چم و خم امور جنگی مسلطتر از فرماندهان میدانم. امروز نه وقت غم که موسم شادی است و من عاشق آفتابگردانهای چمرانم. من اسلحهی چمران را با اخلاق دکتر مصطفی میخواهم، با عرفان آن مرد خدایی و چمران جنگپرست نبود. چرا این پیروزی بزرگ را با لعاب غم خرابش کنیم؟ غم در جنگی است که لالهها را پرپر میکند. پس پایان جنگ خبر مبارکی است. از قضا من خوشحالیم را بر سر نتانیاهو خراب میکنم. کاش به اسم انقلابیگری بازیگر زمین اسرائیل نشویم. امروز برای ایران و به نام ایران خوشحالم، خیلی هم...
۲۵ خرداد ۱۴۰۵ble.ir/haghnameh
حسین قدیانی: بچههای میناب و لامرد حرمت دارند. روضهشان را باید درست خواند، نه درشت. من نه از جنگ که از پایان جنگ خوشحالم. جنگ به قول زندهیاد رسول ملاقلیپور نکبتی است. دم هر که کمک کرد به پایان جنگ گرم. این پیروزی دیگری است. ادامهی پیروزیهای میدان این بار نه در میدان نظامی که در میدان دیپلماسی. اساساً هر آنچه که اسرائیل را عصبانی کند، برای من زیباست؛ میخواهد موشک باشد، میخواهد حتی توافق یا تفاهم با امریکا باشد. این پیروزی را به رهبر شهید و رهبر جدید تبریک میگویم. اگر آفتابگردانها از جنگ زخم برمیدارند، من هم ترجیح میدهم چمران را بیش از اسلحهاش دوست داشته باشم. من با افتخار مینویسم که جنگپرست نیستم و کاسب جنگ هم نیستم. اگر جنگ باعث فقدان دکتر علی لاریجانی میشود، من صریح مینویسم مرگ بر جنگ و درود بر زندگی. اگر جنگ همانی است که باعث پرپر شدن بچههای شجرهی طیبه شد، من دست آقایان قالیباف و عراقچی و نیز دکتر پزشکیان را میبوسم. قسم به همین نماز صبحی که خواندم، خوشحالم. عصبانیت نتانیاهو برای من باعث بهترین خوشحالیهاست. من به آقای قالیباف عزیز اعتماد محض دارم، چه اینکه ایشان مورد وثوق رهبر شهید و مورد اطمینان رهبر جدید است. معالاسف جنگ با خود فرهنگی میآورد که از خود جنگ کشندهتر و خطرناکتر است. جنگ نکبتی صلح را بدنام میکند و تفاهم و توافق را ذلت نام مینهد. من از فرهنگ نکبتبار جنگ بری هستم. آنچه مرا خوشحال میکند، نه دیدن دوبارهی سخنگوی قرارگاه خاتم که پیشرفت کشور در حوزهی اقتصاد است. مرا راحتی معیشت ملت خوشحال میکند. خامنهای شهید بدش میآمد کشور در حالت نه صلح نه جنگ باشد. بدش میآمد که حزباللهیها شعار گلدرشت بدهند. بدش میآمد از فضای هتاکی بین انقلابیها و گاه در تبیین نرمش قهرمانانه سخن میگفت. این همه یعنی امروز روح رهبر شهیدمان شاد و در آرامش است. من هرگز توهم نمیزنم دیپلماسی را بهتر از دیپلماتهای وطندوست کشورم میفهمم و هرگز توهم نمیزنم به چم و خم امور جنگی مسلطتر از فرماندهان میدانم. امروز نه وقت غم که موسم شادی است و من عاشق آفتابگردانهای چمرانم. من اسلحهی چمران را با اخلاق دکتر مصطفی میخواهم، با عرفان آن مرد خدایی و چمران جنگپرست نبود. چرا این پیروزی بزرگ را با لعاب غم خرابش کنیم؟ غم در جنگی است که لالهها را پرپر میکند. پس پایان جنگ خبر مبارکی است. از قضا من خوشحالیم را بر سر نتانیاهو خراب میکنم. کاش به اسم انقلابیگری بازیگر زمین اسرائیل نشویم. امروز برای ایران و به نام ایران خوشحالم، خیلی هم...
۲۵ خرداد ۱۴۰۵ble.ir/haghnameh
۱
۳:۴۱
بازارسال شده از مریم نصر / Critic
میگویند جنگ تمام شده، نه نای شادی هست و نه توان سوگواری...بعضی از ما از دیماه منتظر بودیم محرم برسد تا یک دل سیر گریه کنیم، پای رفتن به عزاداری هم نیست. جان و نای ما رفته مدرسه زیرآوار مانده و برنمیگردد.
بورس سبز شده، قیمت سکه و دلار و نفت ریخته، شاید حتی تورم هم سبک شود... دعواهای سیاسی شروع شده: «مرگ بر این و مرگ بر آن»، کاریکاتوری برای تحقیر ظریف دیدم در مترو و هنوز روی بعضی دیوارها مینویسند «کمک» و روی غبار قطور شیشه ماشینی با حروف درشت نوشته بود «هلپ»
زندگی ادامه دارد...
شهرهای ما با جمعیت میلیونی بمباران شد. کودکانی در شهرهای جنوبی و در اصفهان و در تبریز و در تهران هرگز از خواب بیدار نشدند. کودکی در یزد از ترس سکته کرد.
دخترانمان در ورزشگاه لامرد و پسرانمان بر عرشه ناو دنا کشته شدند چون«باحالتر» بود و دنیا ککاش نگزید...بیحس شده دنیا هم. دنیا همین است.
روا نیست هیچ پدرومادری فرزندش را بهخاک بسپارد. دیروز خبرآمد مادری که دو طفل خردسالش را در بمباران از دست داده بود از اندوه جان داد.
یادداشتهایی که در جنگ نوشتهام مرور میکنم. از کجا انرژی داشتم وقتی صدای بمباران قطع نمیشد؟
از صبح ۹ اسفند که والدین در شهرهای بمباران شده هرولهکنان دنبال بچههایشان دویدند و بچههای میناب تکهپاره سوختند...از آن روز کم پیش آمده کودکی در خیابان ببینم. کز کردهاند پای تبلتها.
رمضان بود، نزدیک عید نوروز بود، هنوز تن و بدنمان میلرزید از دیماه. سالی داشت به آخر میرسید که تقسیمات آن نه هفتهبههفته؛ نه ماهبهماه که جنگبهجنگ، رنجبهرنج، داغبهداغ و خونبهخون گذشته بود. خواستند سرطانمان را درمان کنند.
گفتند دموکراسی و زندگی معمولی لقمهای بزرگتراز دهان شماست. برایتان رهبری میفرستیم تا بالغ شوید. شب صبح نشد و باران سیاه برسرمان بارید ... زمین و دیوارها، گربهها و کبوترهای تهران سیاه شدند.
برخی خوشحال بودند. نفرین کاساندرا خودش را نشان داد. «مای» ما پاره پاره شده بود. رسید کار به آنجا که «هرکاری کردیم که کار به اینجا نرسد». اینترنت نداشتیم، صدایمان نمیرسید و آنها که صدا داشتند سکوت کردند. به تجربه دریافته بودند اعتراض هزینهای است که فایده نداشت.
بمباران شهرهایمان را خراب کرد. آب و خاک و بهارمان پر از آلودگی شده بود و صدای ما را بسته بودند. چرا صدایمان را بسته بودید؟
سوگهایمان تکه تکه شد. تقسیم شد.
رمضان تمام شد، سال نو شد، آدمهای بیشتری مردند. صدای ما بسته بود. آنها که صدا داشتند باهیجان تماشا میکردند: « نگران نباشید بهترش را میسازیم».
با تحقیر شخم میزدند. نفرت میکاشتند، تفرقه درو میکردند. فرقه میساختند.
زدن زیرساختها و دانشگاهها شروع شد و نهادها و آدمها و کلمات گریه کردند.
و بالاخره آن شب تا صبحِ اولین روز «عصر حجر» که نفسها را در سینه حبس کرد. «بهترش را میسازیم» چراغها را خاموش کردند. کرکره را پایین کشیدند. به رونیاوردند، انگار که از اول نبودند.
ما ماندیم خشمگین و داغ بر دل، ما ماندیم و ضرورت مصالحه، ما ماندیم و تورم، ما ماندیم برای مراقبت از زندگی وقتی همه کُشته دوست دارند، ما ماندیم و «میهندوستی انتقادی» وقتی افراطیگرایی طرفدار دارد و دنیا بیحس شده است.
@neocritichttps://t.me/neocritic/1014
۱
۸:۱۹
بازارسال شده از توقفگاه بین دو دنیا (زندگی در زمانه جنگ)
این درد اسم میخواهدچند شب پیش همین طوری بیهدف دنبال فیلمی برای وقت گذراندن بودم و متاسفانه یکی از صدها و شاید هزاران آثاری که برای سفیدشویی جنایات صهیونیست ها خلق شده را دیدم. خدا را شکر که زندگی در این زمان و این جغرافیا کمکم کرد آن آشغال زرورق شده را جدی نگیرم، امادر واقع دیدن چنین چیزهایی را نمیتوانیم فراموش کنیم چون درد ما را بیشتر میکند.اگر هلوکاست نسل کشی، و جنایت، و سقوط ارزشهای اخلاقی تمدن غربی، و رنج بشریت بود, پس اینکه ما کشیدیم و همچنان داریم میکشیم اسمش چیست؟ دهها سال است هلوکاست قویترین برهان شهودی و اخلاقی برای وجود رژیم اسراییل بوده است، و دهها سال رنج و عذاب مردم منطقه ما بابت وجود این بشکه عفونت نه تنها نادیده گرفته شده، که قلب ماهیت هم داده شده است. دستگاه پروپاگاندایی که فیلم و سریال و کتاب و موسیقی درباره هلوکاست میسازد صلاحیت اخلاقی پرداختن به درد ما را ندارد. نه، مسئله حتی صلاحیت اخلاقی نیست. مسئله این نیست که چشمش را روی توابع صد سال بزرگنمایی هلوکاست کنار دهها نسلکشی دیگر در جهان بسته، بلکه مسئله این است که آن آثار را میسازد تا امکان دیده شدن و درک شدن درد ما را از بین ببرد. ما هیچگاه نباید در مرکز توجه باشیم، درد ما نباید اسم داشته باشد. اسم این درد چیست که در روز اول جنگی که به بهانه جلوگیری از ساخت سلاح کشتار جمعی شروع کردهاند، سلاح کشتار جمعی جدیدشان را روی سر ما آزمایش میکنند؟ چه مفهوم مشترکی اینجا وجود دارد؟ نه جانهایمان برابر است، نه سلاحی که نداریم با سلاح در حال استفاده آنها برابر است، نه حتی جنایتی که میکنند اسم دارد. اسم بچه های ما قربانیان تبعی جنگ، یا قربانیان خطای انسانی، یا هر برچسب خنثی دیگری است. برچسبی که به قدر کافی خنثی باشد که یک وقت هیمنه و منحصر به فرد بودن هلوکاست و اتاق گاز و کوره آدم سوزی خط و خشی رویش نیفتد. تازه همین عناوین خنثی برای مدرسه میناب بود، لامرد که حتی اینها را هم نداشت.پسر بچهای توی فیلم ماجرای لامرد میگفت دوستم ترکش خورده بود و صدایم میزد و من گوش دادم میگفت کمکم کن! آن طفلک بینوا که کفش قرمز آویزان در فیلم فهرست شیندلر نمیشود، ولی بیایید آن صدای کمکم کن را جایی غیر از بغض توی گلویمان نگه داریم. بچه کوچک روی زمین افتاده در حال دست و پا زدن در خونش از دوست زخمیاش کمک خواسته،و کسی نبوده که کمکش کند تا جان داده. این درد اسم لازم دارد. اسم میخواهد...
@tavaghofgah
@tavaghofgah
۱
۹:۴۴
بازارسال شده از جذوات | فاطمه داداشی
پرحرفی، آفت سلوک فکری و سیاسی انقلابیهاست.برای انقلابیها، هیچ چیز سازندهتر از صبوری در اعلام مواضع و تحلیلگری نیست. کنشگریهای سریع، هیجانی و سرشار از دیگریسازی، نه به سود سلوک سیاسی افراد است نه به سود حرکت عمومی جامعه.
@fatemedadashi_jazavat
@fatemedadashi_jazavat
۱
۲۰:۱۰
بازارسال شده از پایِ کارِ ایران | فاطمه بهروزفخر
گزارشگر میگه دوندگی هدفمند سفیدپوشان ایرانی.راست میگه! راست میگه! ایرانیجماعت سالهاست که دوندگی هدفمند داره و خواهد داشت. حتی اگر امید نداشته باشه به نتیجه اما میخواد عزتمندانه به پایان ببره.
۱
۱۹:۵۵