لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل روانشناسی اجتماعی ایرانر
۷۶۲ عضو

روانشناسی اجتماعی ایران

«روان‌شناسی اجتماعی ایران» از ابتدای جنگ علیه ایران و با نام «روانشناسی به وقت جنگ» ایجاد شده است.هدف ما نشر اخبار علمی و تحلیل‌های روانشناختی (اجتماعی، کاربردی، سیاسی و انگیزشی) با تمرکز بر «جامعه ایران» است.
ID ادمین (برای ارسال مطلب-نظر): @majidalef
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۱ تیر
thumbnail
undefined گزارش عجیب مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری: «استمرار کنترل‌نشده تجمعات شبانه و تبدیل آن به مناسک هیجانی، مانع جدی علیه تصمیمات استراتژیک است»
بخشی از گزارش مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست‌جمهوری، در خرداد ۱۴۰۵ به نقد تجمعات شبانه پرداخته است:
"یکی از مخاطراتِ امنیتی و راهبردیِ استمرارِ کنترل‌نشدهٔ تجمعات شبانه، انحرافِ پویایی‌های میدانی به سمتِ ایجاد انسداد در مسیر دیپلماسی و محدودسازیِ شعاعِ ابتکار عمل و کنشگریِ خلاق و راهگشای نظام است. استمرار کنترل‌نشده این تجمعات و تبدیل آن به مناسکِ هیجانی و اهرمی برای ایجاد هزینه برای نهادهای عالی نظام، مانعی جدی در برابر اتخاذ تصمیمات استراتژیک است"
این گزارش دهه دوم محرم را زمان مناسبی برای حذف این تجمعات میداند:
"بر این اساس، بعد از دههٔ اول محرم یا تشییع جنازهٔ باشکوهِ رهبرِ شهید، زمینه برای فرودِ آرامِ این تجمع‌ها و عبورِ هوشمندانه از شرایطِ ویژه و هدایتِ جامعه به سمتِ بازگشت به زیستِ روزمره، یک ضرورتِ قطعی برای حفظِ بهداشتِ روانیِ جمعی، صیانت از سرمایه‌های سیاسی و تضمینِ استقلالِ عملِ حاکمیت است. بازگشت به زندگیِ عادی، به معنای فراموشیِ دستاوردهای دفاعی یا تقلیلِ مفهوم مقاومت نیست؛ بلکه عالی‌ترین تجلیِ تثبیتِ امنیت و کنترلِ کاملِ نظام بر شرایط کشور است."
این نقد در حالی است که طبق آمار، بیش از نیمی از مردم ایران تاکنون حداقل یکبار در این تجمعات شرکت کرده اند و ساختار حکمرانی کشور با محوریت رهبر انقلاب و ساختار نظامی کشور، از این تجمعات به عنوان ملت مبعوث و پشتوانه مردمی نظام حمایت کرده اند و خواستار استمرار آن تا زمان تعیین تکلیف جنگ هستند.
@War_time_Psy
undefined۱۳
undefined۳
undefined۲
undefined۱

۵۲۸

۶:۳۰

۳ تیر
thumbnail
پیامدهای مثبت اجتماعی جنگ: «افزایش احساس «فتخار به ایرانی بودن» و «کاهش میل به مهاجرت»
دکتر هادی خانیکی ا استاد علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی:
جنگ و پیامدهای آن حدود ۱۱ درصد از تمایل عمومی را به مهاجرت نسبت به ماه‌های قبل از جنگ کاهش داده که از منظر اجتماعی یک تغییر مهم محسوب می‌شود
در کنار برخی شاخص‌های منفی، برخی شاخص‌های مثبت در رشد موقت همبستگی اجتماعی مشاهده می‌شود که نباید از آنها غافل شد. برای مثال، احساس افتخار به ایرانی بودن که در برخی سنجش ها به حدود ۸۴ درصد و در برخی به ۷۶ درصد رسیده است.
این مسئله را می‌توان نتیجه شرایط جنگی، ایستادگی نیروهای مسلح، تاب‌آوری مردم و همچنین اقدامات دولت در مدیریت شرایط بحرانی دانست. یکی دیگر از شاخص‌های قابل توجه، کاهش تمایل به مهاجرت است. جنگ و پیامدهای آن حدود ۱۱ درصد از تمایل عمومی را به مهاجرت نسبت به ماه‌های قبل از جنگ کاهش داده که از منظر اجتماعی یک تغییر مهم محسوب می‌شود.منبع: جماران
@war_time_psy
undefined۳
undefined۱

۵۴۶

۱۰:۲۸

۴ تیر
thumbnail
undefined وقتی «پرچم» پناه می‌شود؛ روایت سه‌پرده‌ از دگرگونی هویت ملی
زهرا نوری ا کارشناسی ارشد علوم شناختی دانشگاه تهران:
پیمایش‌های سه مرحله‌ای از هویت ملی که در سه مقطع زمانی پیش و پس از جنگ دوازده روزه و پیش از اتفاقات دی‌ماه ۱۴۰۴ در دانشکده روانشناسی دانشگاه تهران انجام شد، تصویری چندلایه و در عین حال هشداردهنده ارائه می‌دهد:نمره کل هویت ملی در طول زمان تغییر معناداری داشته است: پس از جنگ بالا رفته، اما چند ماه بعد و در آستانه وقایع دی‌ماه ۱۴۰۴ کاهش یافته است. این یعنی، جامعه در آغاز بحران جنگ، به سمت همبستگی حرکت کرده، اما با گذر زمان، آن موج نخستین فروکش کرده و جای خود را به تردید، خستگی و فاصله داده است.
این الگو با مفهوم شناخته‌شده «اثر گرد آمدن دور پرچم» در علوم سیاسی قابل توضیح است. جان مولر در سال ۱۹۷۰ این مفهوم را برای توصیف جهش کوتاه‌مدت حمایت عمومی از دولت و رهبر سیاسی در زمان بحران‌های خارجی و تهدیدهای امنیتی به کار برد. در چنین وضعیتی، جامعه برای مدتی کوتاه اختلافات سیاسی را کنار می‌گذارد و به نام امنیت، بقا و همبستگی ملی، به نمادهای مشترک نزدیک‌تر می‌شود. در لحظه خطر، پرچم فقط یک نشانه نیست؛ پناهگاهی روانی برای جامعه‌ای مضطرب است.
اما این پناهگاه همیشه پابرجا نمی‌ماند. اگر بحران ادامه پیدا کند، هزینه‌های زندگی بالا برود، امنیت روانی آسیب ببیند و عملکرد نهادها نتواند انتظارات عمومی را پاسخ دهد، همبستگی اولیه به‌تدریج جای خود را به مطالبه‌گری، خستگی و حتی نارضایتی می‌دهد.
این پژوهش در نهایت یک پیام مهم دارد: هویت ملی سرمایه‌ای زنده است. می‌تواند در لحظه خطر شعله‌ور شود، مردم را کنار هم بنشاند و شکاف‌ها را موقتاً بپوشاند؛ اما اگر بحران طولانی شود و اعتماد عمومی و فضای قطبی شده سیاسی ترمیم نشود، همان شعله، آرام‌آرام کم‌نور می‌شود. منبع: جماران
@War_time_Psy
undefined۵
undefined۱

۴۳۹

۲۰:۰۸

۵ تیر
thumbnail
undefined شکستنِ مارپیچ سکوت: مسئولیتِ فردی در برابر تلاطم‌های فرهنگی
دکتر یاسر مدنی ا دانشیار روانشناسی دانشگاه تهران:
شکاف بین انتظار اجتماعی و کنشگری نخبگان و همچنین آثار روان‌شناختی رهاشدگی فرهنگی. این موضوع را می‌توان با رویکرد علمی-پژوهشی، در سه محور اصلی تحلیل کرد:
۱. تحلیل روان‌شناختی: اثر «تأثیر اجتماعی» و «پدیده تماشاگر»؛ الان به نظر می‌رسد که «همه منتظر همدیگر هستند». در روان‌شناسی اجتماعی پدیده‌ «اثر تماشاگر» (Bystander Effect) وجود دارد. وقتی یک ناهنجاری در سطح عمومی رخ می‌دهد، اگر هر فرد (اعم از مسئول، عالم یا شهروند) تصور کند که «دیگری» باید اقدام کند، نوعی تجزیه مسئولیت (Diffusion of Responsibility) رخ می‌دهد.
پژوهش چه می‌گوید؟ هرچه تعداد افراد ناظر بیشتر باشد، احتمال کمک یا مداخله فردی کمتر می‌شود. در فضای فرهنگی، وقتی نخبگان سکوت می‌کنند، جامعه دچار نوعی «درماندگی آموخته شده» می‌شود و تصور می‌کند که هنجارشکنی به یک استاندارد جدید تبدیل شده است.
۲. جنبه تربیتی: تزلزل در الگوهای مرجع و امنیت روانی از منظر علوم تربیتی، کودکان و نوجوانان برای رشد شخصیت به «ثبات در محیط» نیاز دارند. هنجارشکنی‌های دینی و فرهنگی بدون پاسخ، باعث ایجاد «آنومی» (بی‌هنجاری) در ذهن نسل جدید می‌شود.
اثر علمی: وقتی بین آنچه در خانواده/مذهب آموخته می‌شود و آنچه در سطح جامعه (بدون تذکر یا مدیریت) دیده می‌شود تضاد شدید وجود داشته باشد، کودک دچار تعارض شناختی (Cognitive Dissonance) می‌گردد. این تعارض اگر حل نشود، به جای پذیرش ارزش‌ها، به «اضطراب اجتماعی» یا «بی‌تفاوتی اخلاقی» منجر می‌شود.
۳. تحلیل جامعه‌شناختی: ترس از بازخورد و سکوت نخبگان و دغدغه‌مندان، منجر به حس «می‌ترسیم بگوییم»، می‌شود. در جامعه‌شناسی مفهومی به نام «مارپیچ سکوت» (Spiral of Silence) وجود دارد.
تبیین علمی: افراد وقتی احساس کنند نظر یا باور آن‌ها (حتی اگر اکثریت باشند) در فضای رسانه‌ای یا ظاهری در اقلیت قرار گرفته، از ترس انزوا یا تمسخر، سکوت می‌کنند.
نتیجه: این سکوت باعث می‌شود که اقلیتِ هنجارشکن، خود را «اکثریت» بپندارد و جامعه معتقد دچار انفعال شود. وظیفه مسئولین و علما در اینجا، «شکستن مارپیچ سکوت» با تبیین عقلانی و شجاعانه است تا بدنه جامعه احساس پشتوانه کند.
هنجارشکنی فرهنگی و دینی، صرفاً یک رفتار فردی نیست، بلکه طبق نظریه سِرایت اجتماعی، ظرفیت تغییر ذائقه عمومی و تخریب ساختار تربیتی جامعه را دارد. تأخیر در مداخله‌ تبیینی و اجرایی توسط نخبگان، منجر به نوعی فرسایش هنجاری می‌شود که در آن، ارزش‌های اصیل به حاشیه رفته و ناهنجاری‌ها به عنوان "واقعیت موجود" تحمیل می‌شوند.
برای پیشگیری از آسیب‌های عمیق‌تر، ضروری است که از فاز «انتظار متقابل» خارج شده و با بازسازی مرجعیت فکری، امنیت روانی و تربیتی را به خانواده‌ها بازگرداند.
قانون ۳ ت: تبیین؛ تثبیت؛ تکرار . برای اینکه از پیله سکوت خارج شوید و اثرگذار باشید، این سه گام ساده را در مواجهات اجتماعی (خانواده، محیط کار، فضای مجازی و خیابان) اجرا کنید:
۱. تبیینِ همدلانه (به جای تقابل مستقیم): به جای برخورد تند، از «خلاءها» بگویید. مثلاً به جای سرزنش فرد هنجارشکن، از زیبایی‌های آرامش روانی، حرمت خانواده و امنیت اخلاقی جامعه صحبت کنید. بگذارید دیگران بشنوند که دغدغه شما «سلامت روان جامعه» است، نه مچ‌گیری.
۲. تثبیتِ حضور (نشان دادن اکثریت): بزرگترین ضربه، انفعال است. با حضور فعال در محیط‌های عمومی با همان پوشش و عقیده اصیل خود و با روی خوش، ثابت کنید که ارزش‌های دینی همچنان زنده و در اکثریت هستند. سکوت و خانه‌نشینی، فضا را به نفع هنجارشکنی تثبیت می‌کند.
۳. تکرارِ مطالبه‌گریِ محترمانه: در هر فرصتی، از مسئولین محلی (امام جماعت مسجد، مدیر مدرسه، مسئول اداره یا نماینده مجلس) به صورت مکتوب یا شفاهی بخواهید که به وظایف تبیینی و قانونی خود عمل کنند. وقتی تعداد درخواست‌های محترمانه بالا برود، مسئولین از حالت «انتظار و ترس» خارج شده و احساس پشتوانه مردمی می‌کنند.
منبع: پیام رسان بله
@War_time_Psy
undefined۷

۵۲۶

۱۲:۳۰

thumbnail
undefined گر اختلافی‌ست، در خانه خویش؟!
دکتر افشین احمدوند ا روانپزشک:
امروز در یک گفتگو با یکی از عزیزان خارج‌نشین در مورد رفتارهای تامل برانگیز برخی از آشنایان و هموطنان در جریان برگزاری مسابقات تیم ملی فوتبال در آمریکا صحبت شد. ظاهراً عده‌ای ایرانی با حضور در محل مسابقات، تیم ملی ایران را هو کرده و هر چه که بد و بیراه و ناسزا بوده، حواله تیم و تشویق‌کنندگان ایرانی آن کرده‌اند به نحوی که باعث تعجب غیر ایرانیان شاهد ماجرا شده است.
اینکه ما ایرانیان دعواهای داخلی خود را در حضور دیگران انجام می‌دهیم موضوع عجیب و مشمئز کننده‌ای شده است، که کمتر در بین سایر ملل نمونه دارد.
به‌عنوان مثال پس از حوادث میدان تیان‌آنمن چین با وجود اختلاف شدیدی که بین چینی‌ها در این باره وجود داشت اینگونه رفتارها و نزاع‌ها در حضور دیگران مشاهده نشد.
حالا پرسش اصلی اینجاست که دلیل روان‌شناختی و جامعه‌شناختی این نمایش اختلاف در حضور بیگانگان توسط ما ایرانیان چیست و چه نتایجی در بر دارد؟منبع: تلگرام تجربه های روانپزشکانه
@War_time_Psy
undefined۲
undefined۱

۲۰۰

۱۸:۳۰

۶ تیر
thumbnail
undefined درخواست یکی از روانپزشکان برای لغو تجمعات شبانه + جوابیه به انتقادها
(توئیت اخیر دکتر روح الله صدیق (روانپزشک) در مورد مضرات تداوم تجمعات شبانه، با واکنش منفی خیلی ها مواجه شده است. وی در جواب به انتقادها، تلاش کرده توضیحاتی دهد. صرفاً جهت اطلاع، توئیت و متن جواب در کانال منتشر میشود و به معنی تایید نظرات نیست.ایشان استدلال یا مستندی علمی برای ادعای مضر بودن ذکر نکرده اند. برخلاف آن، تاکنون نظرات مثبت زیادی از اساتید روانشناسی بر تداوم تجمعات در کانال منتشر شده است.)
دکتر روح الله صدیق ا روانپزشک:دوستان زیادی در نکوهش و سرزنش پست مربوط به درخواست جمع شدن تجمعات شبانه بخاطر تاثیرات منفی‌اش بر سلامت روان،به شماره داخل بیو پیام داده‌اند.
خواستم بگویم که حق دارید، بخصوص عزیز از دست داده‌ها ولی بزرگترین انتقام از این دنیا، لذت بردن از اوست وگرنه این دنیا برای انتقام گرفتن بسیار حقیر است.
در طول ۵۰۰۰ سال گذشته، ۱۲۰۰ بار به این خاک تجاوز شده و ۵ بار زیر یوغ غارتگران زیسته‌ایم. بماند قحطی ۱۳۲۰ که انگلیس درست کرد و میلیونها نفر از اجدادمان و پدران و مادران و فرزندانمان از گرسنگی و بیماری زجرکش شدند.(به روایتی نصف ایران حدود ۹ میلیون نفر مردند)
و متاسفانه تقریبا اکثر این تجاوزها و به بردگی بردن مادران و خواهران و دخترانمان و کشتن پدران و برادرانمان را همسایه‌هایی کردند که امروز برادر خطاب میکنیم: عثمانی‌ها، افغانها، روس‌ها، تاجیکها، ازبکها، مغولها، عربها،.. و انتقام هیچ‌یک را نگرفته‌ایم چراکه این دنیا امکان این کار را ندارد.
و یادمان باشد که در دنیای روان قاعده‌ای هست؛ نمی‌توانی کسی را بسوزانی تا خودت نسوزی، نمی‌توانی کسی را غرق کنی تا خودت غرق نشوی، نمی‌توانی کسی را تحقیر کنی تا خودت تحقیر نشوی، نمی‌توانی کسی را متعفن کنی تا خودت متعفن نشوی... به همین خاطر است که همیشه صیاد شبیه صید می‌شود.
و باز یادمان باشد که بزرگترین انتقام از دنیا، لذت بردن از اوست؛ لذت ببرید و بگذارید دیگران هم لذت ببرند: «بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید که خدا مسرفان را دوست ندارد.» که حس انتقامِ افراطی، اسرافِ انرژیِ روان‌ است؛ انرژی‌ای که باید خرج خدمتکاریِ حرم خدا کرد: «دل مومن، حرم خداست.» امام صادق(ع)منبع: توئیتر دکتر صدیق
@War_time_Psy
undefined۱۱
undefined۲
undefined۱
undefined۱
undefined۱

۲۵۲

۱۰:۳۰

۷ تیر
thumbnail
undefined در دفاع از تجمعات شبانه: تجمعات خیابانی و سلامت روان
دکتر سید علی مرعشی ا روانپزشک و دانشیار دانشگاه شهید چمران اهواز:
[این یادداشت در جواب به نقد دکتر روح الله صدیق پیرامون تجمعات شبانه است]
کسانی که آگاهانه و داوطلبانه در تجمعات شبانه برای مراقبت از سرنوشت کشور شرکت می‌کنند، از منظر روان‌شناسی اجتماعی می‌توانند نمونه‌هایی از شهروندان برخوردار از رشد اخلاقی و بلوغ مدنی باشند. حضور آنان صرفاً یک رفتار هیجانی نیست، بلکه می‌تواند نشانه‌ای از شجاعت، مسئولیت‌پذیری، همدلی، تعلق اجتماعی، معناجویی و ازخودگذشتگی باشد.
چنین افرادی با وجود ترس، فشار یا دشواری‌های احتمالی (سرما و گرما و باد و باران و پهباد و موشک)، سکوت و انفعال را انتخاب نمی‌کنند. آنان خود را در برابر سرنوشت جمعی مسئول می‌دانند و درد دیگران را بی‌ارتباط با زندگی خود نمی‌بینند. این حس همبستگی نشان می‌دهد که درک آنان از زندگی، از سطح منافع فردی فراتر رفته و به نوعی آگاهی اجتماعی و اخلاقی رسیده است.
از دیدگاه علمی، این رفتار را می‌توان در قالب مفاهیمی مانند شجاعت مدنی، هویت جمعی، رفتارهای نوع‌دوستانه و مسئولیت اجتماعی توضیح داد. انسان‌هایی که برای ارزش‌هایی فراتر از آسایش شخصی اقدام می‌کنند، معمولاً از سرمایه اخلاقی و روانی بالایی برخوردارند. آنان نشان می‌دهند که جامعه فقط مجموعه‌ای از افراد جدا از هم نیست، بلکه پیکری زنده است که سلامت آن به احساس مسئولیت، همدلی و مشارکت اعضایش وابسته است.
بنابراین می‌توان گفت حضور چنین افرادی، نشانه‌ای از سطحی بالاتر از بلوغ انسانی و اجتماعی است؛ بلوغی که در آن انسان نه فقط برای خود، بلکه برای کرامت، امنیت، آینده و خیر جمعی نیز احساس مسئولیت می‌کند.
آنچه گفتیم مطابق یافته‌ها و نظریات رسمی روانشناسی متعارف است که همکاران روانشناس همگی با آنها آشنا هستند.
من در تجربه شخصی خودم به عنوان یک معلم روانشناسی و یک درمانگر، متعالی‌ترین، سالم‌ترین، دلسوزترین، فداکارترین، خوش‌اخلاق‌ترین، پرتحمل‌ترین، باگذشت‌ترین، سازگارترین و رشدیافته‌ترین افراد جامعه را در این تجمعات دیدم.
جای تاسف است که برخی روانشناس‌نماها یه شکلی عوامفریبانه و همصدا با افراد و جریان‌های مغرض، تجمعات شبانه را برخلاف همه فواعد و یافته‌های علمی برای سلامت روانی مضر دانسته‌اند.
سوءاستفاده از وجهه علمی و ارجاع به مطالعات نامعلوم و مجهول برای توجیه اهداف سیاسی سابقه طولانی دارد.سوگمندانه همین افراد شبه‌علمی و دارای اغراض سیاسی هیچگاه سیاست‌هایی را که به گرانی و فشار معیشتی و برهنگی و خودنمایی زنان و تهدید امنیت خانواده‌ها انجامیده مخل سلامت روانی معرفی نمی‌کنند. اما به لطف الهی مردم هشیارند.منبع: ایتا@War_time_Psy
undefined۱۴
undefined۱۳
undefined۱
undefined۱

۶۳۳

۱۰:۳۰

۱۱ تیر
thumbnail
undefined «اشک‌هایت را بگذار برای استوری اینستاگرام»؛ چرا نسل زد از تراپی خوشش نمی‌آید؟
undefined چطور می‌شود به کسی بگوییم دارد غرق می‌شود، اما همه‌چیز هم تحت‌کنترل است؟ پاسخ این سؤال برای نسل‌های قبل روان‌درمانی بود: اتاقی با نور ملایم؛ غریبه‌ای که با مهربانی نگاهتان می‌کند؛ و ۵۰ دقیقه وقت برای اینکه سفرۀ دلتان را باز کنید. اما برای بسیاری از نسل‌زدی‌ها روان‌درمانی پناهگاهی امن نیست، بلکه اتاقی است تاریک و دلگیر با بوی مواد ضدعفونی‌کننده که گران‌تر از آن است که از عهدۀ هزینه‌هایش برآیند. و بدتر از آن، دیگر دارد ... خز می‌شود. یک نظرسنجی جدید نشان می‌دهد که ۳۷ درصدِ نسل‌زدی‌ها مراجعه به روان‌درمانی را نشانۀ ضعف می‌دانند.
undefined نسل زد آموخته است شخصیت غمگینی در دنیای مجازی به نمایش بگذارد، حتی دربارۀ سلامت روان حرف بزند، اما نگذارد کسی به دنیای درونی‌اش راه پیدا کند. از نگاه نسل زد، روان‌درمانیِ سنتی نمایشی بیش نیست و ترجیح می‌دهند سراغش نروند. این در حالی است که در بین همین نسل، بیشترین نرخ اضطراب و افسردگی و افکار خودکشی گزارش می‌شود.
نسل‌ زد ترجیح می‌دهد درد و رنج‌هایش را به‌صورت آنلاین در قالب اعترافات، میم‌ها و ترندهای پربازدید ابراز کند، ولی سراغ روان‌درمانی که برای نسل‌های پیشین حکم پناهگاه را داشت، نرود. اما عاقبت این روی‌گردانی چیست؟
undefined تناقض اینجاست که این نسل، بیش از هر نسل دیگری، بر «زبان روان‌درمانی» مسلط است و از اصطلاحات آن استفاده می‌کند: نسل‌ زدی‌ها «مرز»هایشان را می‌شناسند، «واکنش‌هایشان به تروما» را می‌دانند، نشانه‌های ای‌دی‌اچ‌دی را از حفظ‌اند، اما به روان‌درمانگران اعتماد نمی‌کنند. به‌جایش راه تازه‌ای برای تخلیۀ هیجان پیدا کرده‌اند. چیزی که خودشان نامش را «از پا درآمدن» گذاشته‌اند. منظور از این تعبیر، ویدئو‌هایی است که برای تیک‌تاک یا اینستاگرام ساخته می‌شوند و در آن فرد، لحظۀ فروپاشی روانی‌اش را به تصویر می‌کشد - جلوی آیینه، توی ماشین یا هر جای دیگر.
undefined نسل زد به روان‌درمانی بی‌اعتماد است، همانطور که به همۀ نهادهای اجتماعی دیگر، از جمله دولت بی‌اعتماد است. از طرف دیگر، نحوۀ بیانِ «درد روانی» در میان نسل‌زدی‌ها متفاوت است. آن‌ها استاد روایت درد خود در فضای مجازی‌اند، اما از پاسخ به درخواست‌هایی مثل «از کودکی‌ات بگو» یا «چه احساسی بهش داری» طفره می‌رود. در نهایت، باید وفاداری عمیقی را در نظر گرفت که نسل زد به همسالان خود دارد. آن‌ها همۀ بزرگسالان -از جمله روان‌درمانگران- را غریبه می‌دانند.منبع: ترجمان ا @tarjomaan
@War_time_Psy
undefined۴
undefined۱

۲۸۷

۶:۳۰

مقاله پیرامون سخنرانی های ترامپ در مورد جنگ علیه ایران.pdf

۲۳۷.۷۸ کیلوبایت

undefined متن کامل مقاله علمی پژوهشی: چارچوب‌بندی تعارض و بحران: تحلیل سبک‌شناختی شناختی استعاره، کانونی‌سازی و احساسات در سخنرانی‌های ترامپ در مورد جنگ اسرائیل و ایران.
بخشی از چکیده:پژوهش حاضر با استفاده از رویکرد سبک‌شناختی شناختی و با تمرکز بر سخنرانی‌های دونالد ترامپ، رئیس جمهور سابق ایالات متحده، در رابطه با مناقشه اسرائیل و ایران، به تشریح ساختار زبانی تعارض و بحران در متن سیاسی می‌پردازد.
این مطالعه با تکیه بر ایده‌های اصلی زبان‌شناسی شناختی و سبک‌شناسی، به ویژه نظریه استعاره، کانونی‌سازی و چارچوب‌بندی ادراک عاطفی، به فرآیندی می‌پردازد که از طریق آن عناصر بلاغی که ترامپ از آنها پیروی می‌کند، ادراک و جایگاه ایدئولوژیک خود را در ذهن مردم شکل می‌دهند.
این تحلیل از نظریه استعاره مفهومی همراه با مدل‌های شناختی احساسات، برای آشکار کردن راه‌هایی که زبان استعاری هویت‌های ملی، قطبیت اخلاقی و روایت تهدیدها را می‌سازد، استفاده خواهد کرد.
این مطالعه بر اساس ایده‌های اصلی زبان‌شناسی شناختی و سبک‌شناسی، به ویژه نظریه استعاره، کانونی‌سازی و چارچوب‌بندی ادراک عاطفی، به فرآیندی می‌پردازد که از طریق آن عناصر بلاغی که ترامپ از آنها پیروی می‌کند، ادراک و جایگاه ایدئولوژیک خود را در ذهن مردم شکل می‌دهند.
بررسی انتقادی از استفاده از زبان احساسی و چگونگی برانگیختن احساساتی مانند ترس، میهن‌پرستی و خشم در مشروعیت بخشیدن به سیاست خارجی و جنگ وجود دارد.
این نتایج نشان می‌دهد که سخنرانی‌های ساخته شده توسط ترامپ از بافت درهم‌تنیده جذابیت‌های استعاری و احساسی استفاده می‌کنند که از دیدگاه قطبی‌شده جهان حمایت می‌کند و انتخاب‌های استراتژیک را در دوران تنش ژئوپلیتیکی توجیه می‌کند.
این مطالعه به ایجاد بینش بهتر در مورد ویژگی‌های مسموم‌کننده ایدئولوژی، احساسات و شناخت زبان در زمینه تصویرسازی درگیری‌های بین‌المللی کمک خواهد کرد، در صورتی که چنین روشی به مرز بین سبک‌شناسی شناختی و تحلیل گفتمان سیاسی برسد.
AKHTER, S., AJMAL, M., ZEB, S., & PRASAD, R. D. (2025). FRAMING CONFLICT AND CRISIS: A COGNITIVE STYLISTIC ANALYSIS OF METAPHOR, FOCALIZATION AND EMOTION IN TRUMP'S SPEECHES ON ISRAEL AND IRAN WAR . TPM–Testing, Psychometrics, Methodology in Applied Psychology, 32(4), 489-494.
@War_time_Psy
undefined۱
undefined۱

۱۶۹

۱۳:۳۰

۱۳ تیر
thumbnail
undefined سید علی خامنه ای، ما و «رسالت روانشناسی»
مجید اسدپور ا دانشجوی دکتری روانشناسی اجتماعی:آیت الله سیدعلی حسینی خامنه ای (فرزند سید جواد و پدر سیدمجتبی)، پس از 36 سال رهبری در 86 سالگی، در روز اول جنگ رمضان به شهادت رسید. با رفتنش، نه تنها ایران، که بخش زیادی از مسلمانان جهان و جریانات ضد استعماری را عزادار و سیاه پوش کرد. این یادداشت مروری کوتاه بر نسبت ایشان با روانشناسی دارد:
undefined1. توجه به علوم انسانی «از جمله روانشناسی». رهبر شهید انقلاب توجه ویژه ای به علوم انسانی داشت و آن را هوای تنفسی مجموعه‌های نخبگانی و مسیر هدایت جامعه (1/12/1391) و پایه و اساس سایر علوم میدانست (13/10/84). در نگاه وی، روانشناسی نیز رشته ای مهم محسوب میشد (29/10/84). تمام خانواده وی نیز تحصیل کرده علوم اسلامی و یا انسانی هستند.
undefined2. «تحول در روانشناسی»، پروژه ای جهانی و نه سیاسی. ایشان مبانی علوم انسانی را غیرتوحیدی و غیرمتعلق به ایران و برگرفته از مبانی مادیگرایانه و فردگرایانه فلسفه غرب و دنیای استعمار میدانست و نسبت به خطرات آن در برخی نظریات نگران بود (11/4/1393). لذا هم خواستار پالایش (تهذیب) و انتخاب نظریات «درست» شده بود و هم خواستار تحولی اساسی تر و تدوین مبانی علوم انسانی و تحول در آن (19/9/92).درخواست وی توسط بخشی از جامعه دانشگاهی روانشناسی، به عنوان پروژه ای سیاسی، برچسبِ «غیرعلمی» خورد. غافل از اینکه پروژه استعمارزدایی از روانشناسی (Decolonizing psychology)، یکی از پروژه های علمی و روبه رشد جهانی است که در تلاش برای اصلاح روانشناسی جهانی و حذف مظاهر استعماری و تبعیض آمیز آن است و در دانشگاههای غربی (همچون هاروارد، یورک) و در کشورهای ضداستعماری (همانند هند و آفریقای جنوبی) مورد توجه جدی روانشناسان برجسته است.
undefined3. مطالبه «اخلاق حرفه ای در درمان». رهبرانقلاب برای رواندرمانی و مراجعه مردم برای اخذ مشاوره، ارزش قائل بود و از مسئولان سازمان نظام مشاوره و روانشناسی خواسته بود اخلاق حرفه ای و اسلامی را در درمانگری مدنظر قرار دهند و مشاوران نقطه امن و رازدار خانواده ها شوند تا وی نیز به مردم بیشتر توصیه کند به مشاورها مراجعه کنند.
undefined4. سرمایه اجتماعی و «ملت مبعوث». وی در آخرین سخنرانی خود (کمتر از یک ماه مانده به شهادت)، خبر از آینده ای نزدیک داد که «به توفیق الهی اگر چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله‌ با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد». حضور خیره کننده مردم در جنگ اخیر، به ویژه در تجمعات شبانه، عملاً این پیش بینی را محقق کرد.یکی از وجوه تعبیر «ملت مبعوث»، مولفه «سرمایه اجتماعی» است که به دلیل عملکرد پانزده سال اخیر دولتها کاهشی شده بود، اما رهبری با ریختن خون و فداکردن جان، حیات ققنوس وار و سیر صعودی به آن داد. مولفه های «خروش، آزادگی، نترسی، ظلم ستیزی» از دیگر مولفه های ملت مبعوثه و پژوهشهای روانشناسی خوبی پیرامون چیستی این مولفه ها در دست انجام است.
undefined5. «نگرانی از جنگ روانی» و تلاش برای جهاد تبیین. یکی از نگرانی های عمده ایشان، فشارهای رسانه ای و تهدید، فیک نیوزها و اخبار شک و شبهه افکن زیادی بود که امید و انگیزه مردمی و تلاش جمعی را نشانه گرفته اند. آنها موفقیتها را کم اهمیت و عادی ولی مشکلات را بزرگ و مختص ایران جلوه میدهند. مقابله با جنگ روانی و شناختی و جنگ روایت ها همواره مورد تاکید رهبر شهید بود و برای پدافند روانی علیه آنها، خواستار «جهاد تبیین» شده بود (16/11/1402).
undefined6. «سوگ جمعی». اکنون و پس از چهارماه از شهادت وی، مراسم وداع و تشییع پیکر او و خانواده شهیدش در تهران در حال برگزاری است. این فقدان، کل ایران را عزادار خود کرد و این سوگ جمعی هم اکنون مجال بروز یافته است. جایگاه آقای خامنه ای به عنوان ولی فقیه و مرجع دینی، نگاه و مواجهه پدرانه او با مردم، دلسوزی نسبت به مشکلات و حضور در رنجهای بزرگی چون زلزله بم، همدردی با نیازمندان در عمل با ساده زیستی، شهادت با خانواده، و هلهله عده ای جاهل با خبر ترور ایشان، فقدان او را تلختر، زخم نبودن او را عمیقتر و سوگ را جمعی تر کرده است.
undefined7. روانشناسی «انتقام و خونخواهی». انتقام متجاوزگر و قصاص کسی که ظلم کرده است؛ جزو مسلمات دین اسلام و جزو مطالبات پرتکرار تجمعات شبانه و شعار محوری در ایام وداع است. در این نگاه، انتقام چیزی از جنس تلافی و کینه فردی نیست؛ بلکه سنتی الهی و «برانگیزاننده» برای تنبیه و مجازات کردن ظالم و «بازدارنده» برای جلوگیری از امام کشی و رهبرکُشی است.آیا روانشناسی، در این خونخواهی و انتقام، نقشی خواهد داشت؟ «خواهیم دید چه خواهد شد»
@War_time_Psy
undefined۱۲
undefined۴
undefined۱
undefined۱

۶۶۴

۱۲:۳۰