لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل زنبور عسلز
۸۸۲ عضو

زنبور عسل

مشاهده در وب بله
۲۸ اسفند ۱۴۰۴
بازارسال شده از دی یا لوگ 🇮🇷
thumbnail
آقای خامنه ایباز هم همانی که شما گفتید شدگفته بودید:خطرناک تر از ناو، سلاحی‌ است که آن را به قعر دریا می‌فرستد.راست می‌گفتیدخطرناک تر از F35 رادار گریزکه قرار بود نه کسی آن را ببیند و نه کسی به سمتش شلیکی کندآن سربازان پاک باخته داخل اتاق فرمان پدافند بودندهمان هایی که با وجلعنا از دید دشمن پنهان بودندو با ما رمیت اذ رمیتدکمه پرتاب آن سلاح ناشناخته را فشردنو با صلوات آن را همراهی کردندو بعد اصابت فریاد الله اکبر سر دادندو بعد کنار همان دستگاه سجده شکر به جا آوردند.
بگذار سنت‌کام و اتاق جنگ آمریکا فکر کندما با تکنولوژی های نوین آن جنگنده را سرنگون کردیمولی ما خوب میدانیموقتی خدا بخواهدسپاه ابرهه با سنگ ریزه ها تار و مار می‌شوندو نمرود با یک پشه هلاک می‌شودو برج‌های بلند دشمنان نوح با سیل آب غرق می‌شوند.
بگذار وقتی فردای جنگ متخصصان دنیا به سراغ ما آمدند « که ما آن سلاح مخوف را به هر بهایی که باشد میخواهیم» به آنها بگوییم «این خدا بود که آن جنگنده نادیدنی را ساقط کرد و اگر خواهان آن سلاح هستید به خدا ایمان بیاورید.»
آقای خامنه ای عزیزبازهم شما راست می‌گفتید:ان معی ربی
@diialog

۵۲

۱۹:۳۷

thumbnail
سوره مبارکه الأنفال آیه ۱۷فَلَم تَقتُلوهُم وَلٰكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُم ۚ وَما رَمَيتَ إِذ رَمَيتَ وَلٰكِنَّ اللَّهَ رَمىٰ ۚ وَلِيُبلِيَ المُؤمِنينَ مِنهُ بَلاءً حَسَنًا ۚ إِنَّ اللَّهَ سَميعٌ عَليمٌ﴿۱۷﴾این شما نبودید که آنها را کشتید؛ بلکه خداوند آنها را کشت! و این تو نبودی (ای پیامبر که خاک و سنگ به صورت آنها) انداختی؛ بلکه خدا انداخت! و خدا می‌خواست مؤمنان را به این وسیله امتحان خوبی کند؛ خداوند شنوا و داناست.
undefined۲۰

۱۰.۸K

۲۲:۳۵

thumbnail
undefined۲۱

۱۰.۸K

۲۲:۳۵

۱ فروردین
thumbnail
شما تا به حال باخته‌اید؟ یا چیزی را از دست داده‌اید؟ اگر آن لحظه رفیقی کنارتان نبوده، الان که بهش فکر می‌کنید دهانتان تلخ می‌شود و خطوط پیشانی‌تان جمع… اما رفیق همه‌چیز را عوض می‌کند. من حالا کیلومترها دورتر از خانه‌ام در یک مأموریت هستم؛ چند شب پیش ماشین‌مان در تهران خورد به جدول. اگر چند رفیق پای کار نبودند که کمک کنند و ماشین را برای تعمیر ببرند، احتمالاً الان این خاطره را با اخم برایتان می‌نوشتم… من در محل‌های اصابت زیاد دیده‌ام؛ همسایه کمک همسایه می‌کند، رفقا از راه می‌رسند برای جمع کردن خانه رفیق‌شان که حالا در کوچه پهن شده… و دیده‌ام کسانی را که تنها مانده‌اند… مثل صاحب همین خانه در فیلم که اهل شمال بود و رفیقی نداشت که کمکش کند خانه‌اش را جمع کند… دانشجوهای جهادی شدند رفیقش؛ یکی از یزد، دانشجوی هوافضا، پلاستیک می‌چسباند جای پنجره‌ها… آن یکی مهندس مکانیک دانشگاه تهران، نخاله‌های انفجار را می‌ریخت توی سطل سر کوچه… صاحب‌خانه اما لبخند داشت… چون فهمیده بود رفیق خوب گاهی به جای اول قصه، در میانه های آن از راه میرسد@zanboureasal_ir
undefined۲۷
undefined۲

۲۶.۶K

۱۰:۰۳

بازارسال شده از دی یا لوگ 🇮🇷
thumbnail
در عرف تکنولوژی موشکیبرای ماهیت سوخت موشک ها دو دسته بندی مشخص شده۱. موشک سوخت جامد۲. موشک‌ سوخت مایعهرکدام از این سوخت ها برای خودشان مزایایی دارندیکی قدرت انبار داری می‌دهدیکی قدرت رانش بیشتر ایران اما به تکنولوژی جدیدی رسیدهکه تا به حال نه بلوک غرب و نه بلوک شرق به آن دست نیافته اندایران به جز دو سوخت ذکر شدهموشک‌ها را به سوخت دیگری نیز مجهز کردهسوخت الله اکبرسوخت مناجات پای لانچر هااین سوخت اثرش را مستقیماً بر نتیجه نشان می‌دهد.نوعی ناوبری با دقت بالاتر به موشک می‌دهد.انگار که موشک های ما سه مرحله‌ای باشدمرحله اولشلیک تا رسیدن به جو‌ یا خارج آنمرحله دوم، جدا شدن سری جنگی از بوسترو مرحله سومناوبری الهی که با سوخت مناجات ها پای لانچر و اذکار مردم عمل می‌کند.در این مرحله خدا ناوبری موشک‌ها را به دست گرفته و مانور های واپسین را انجام می‌دهد.موشک‌ها رهگیر را رد میکندو به نقطه ای که صلاح بداند میکوبد.فیلم مهاجر را یادتان هستکه اپراتور پهپاد وقتی آن را گم‌ می‌کردچشم‌ می‌بست و کار را به خدا می‌سپرد.حالا این قصه بچهای موشکی استوقتی سر جنگی جدا شددیگر هدایت با خداستیعنی وقتی خدا را یاری کنیحالا خدا تو را یاری می‌کند.موشک‌های ماجدا از سوخت مایع و جامدمجهز به سوخت الله اکبر نیز هست...
@diialog

۶۵

۲۲:۱۷

۶ فروردین
thumbnail
من زندان حلب را،سردخانهٔ پزشکی قانونی را،ماشین یک خانواده پرجمعیت که تصادف کرده را و خانه‌ای که در زلزلهٔ آذربایجان قتلگاه ساکنانش شده را از نزدیک دیده‌ام.اما هیچکدام از این موقعیت‌ها کاری را که مدرسهٔ شجره طیبه میناب با من کرد، با من نکردند. من اگر کاره‌ای در مملکت بودم، دور تا دور مدرسه را شیشه می‌کشیدم و تبدیلش می‌کردم به موزه. ما رفته بودیم از مدرسه‌ای که حالا دیگر نصفش نبود و گودال پر از آب جایش را گرفته بود، گزارش بگیریم. توی ساختمان پر بود از لوازم‌التحریر بچه‌هایی که الان در بهشت زهرای میناب دفن شده‌اند. (البته اگر جنازه‌ای مانده باشد.) جزئیاتی از این قتل عام هست که نمی‌شود راحت بیانشان کرد. باید مثل مقاتل بهشان گریز زد. یک ساعتی که در مدرسه تصویرگرفتیم، حس کردم دیگر ایستادن برایم سخت شده. بهانه آوردم و بقیهٔ تیم تصویربرداری را رد کردم بروند جای دیگری. زانوهایم انگار دیگر نمی‌خواستند وزنم را تحمل کنند. نشستم زیارت عاشورا گوش کنم و هی زیر لب برای خودم بگویم: «لا یوم کیومک یا ابا عبدالله»ذهنم لای خط‌های زیارت عاشورا، قتل عام جلوی چشم‌هایم را مرور می کرد. دشمن دو یا سه موشک را با فاصلهٔ زمانی به یک نقطه زده بود و بچه های ترسیده و دور هم جمع‌شده را پرپر کرده بود. قتل صبر اتفاق افتاده بود. معلم‌ها خیلی تلاش کرده بودند بچه‌ها را ببرند یک کنج امن و در اصابت دوم یا سوم، معلم‌ها هم شهید شدند. کفش یکی از همین معلم‌ها در چند ده متری ساختمان به چشمم خورد. بعد دوباره حواسم را جمع زیارت عاشورا کردم. «فرحت بهی آل زیاد و آل مروان» توی ذهنم اتاق عملیات سنتکام و خوشحالی فرماندهان از عملیاتشان را تصویر کردم. نفسم تنگ شد. بی‌خیال رفت و برگشت شدم. زیارت را تمام کردم. آمدم از در مدرسه بیرون که چشمم به روسری گلدار صورتی کف آسفالت افتاد.
با تکه‌های پیکرمان
با گیسوان دخترمان
می‌خواستید چه کار کنید؟

برایم سؤال است که کاظم بهمنی وقتی بیت‌های علاج را می‌نوشت و چاوشی وقتی می‌خواندش، می‌دانستند آن تکهٔ ۶ ثانیه‌ای از موسیقی با من چه خواهد کرد؟فیلم آن زیارت عاشورا را در لینک پایین ببینید:
https://aparat.com/v/edvh07l


@zanboureasal_ir
undefined۶۷۴
undefined۶۱
undefined۲۱
undefined۳

۳۹.۲K

۱۲:۲۶

۷ فروردین

Qeshm Island.jpg

۱۷.۴۹ مگابایت

یک فروند کشتی تایلندی که به‌دلیل تخطی و عبور غیرمجاز از تنگه هرمز هدف اقدام نیروی دریایی سپاه قرار گرفته بود، در سواحل قشم به‌طور کامل به گل نشست.
حالا که کشتی یونانی تو کیش از بین رفته خوبه که کشتی تایلندی تو قشم به وجود اومدهundefined
undefined۳۹
undefined۱۶
undefined۱

۳.۱K

۲۱:۲۵

۱۲ فروردین
thumbnail
تولد جمهوری اسلامی ایران مبارک.
undefined۸۴
undefined۱۴
undefined۱

۲.۵K

۲۱:۰۳

۱۷ فروردین
thumbnail
فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ ۖ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ سور قصص، آیه ۴۰
خدای رود نیل همان خدای شن‌های طبس است و خدای زمینِ گِلی و شلِ صحرای مهیار نجف‌آباد، همان خدای روزها و شب‌های عملیات رمضان است؛ همان خدای آزادی خرمشهر. حواستان را از این حقیقت برندارید؛ نه هیمنه‌ها را باور کنید، نه اسم‌ها را، نه قهرمان‌هایی را که در فیلم‌ها برایتان ساخته‌اند. از تام کروز در Top Gun تا نسخه‌های جدیدترش، از پروازهای نمایشی و خلبان‌های افسانه‌ای تا تصویرهایی که قرار است ترس به دلتان بیندازند، هیچ‌کدام را باور نکنید.
آن‌طرف ذهنتان را که درگیر دودوتا چهارتای این تصویرهای سینمایی است، رها کنید… سنت خدا تغییر نکرده؛ طاغوت هر چقدر هم بزرگ پلید و نقشه‌کش باشد، پایانش همان است که بود.
خدا بعضی کارها را خودش انجام می‌دهد، بی‌آنکه منتظر محاسبات ما بماند.شاید که ایمانمان تبدیل به یقین شود.
پ.ن: هرکس روایت دیگری از این ماجرا با قهرمانی غیر از خدا برایتان تعریف کرد، یقیناً اشتباه می‌کند.
پ.ن: صندل‌های عزیزم حالا روی تپهٔ سوختهٔ سی یکصدوسی‌های آمریکایی هم رفته. مثل پوتین سربازهای ایرانی بر بال سوختهٔ هواپیماهای صحرای طبس. :)
@zanboureasal_ir | زنبورِ عسل
undefined۲۱۴
undefined۴۷

۲۷.۶K

۱۳:۳۰

۱۹ فروردین
بازارسال شده از آثار هنری مقاومت | جنگ رمضان
thumbnail
برایت گریه خواهم کرداما صبح بعد از جنگ...
undefined @ArtMoghavemat

۲۳۶

۱:۲۵