ذ

ذکریٰ | رضا طراوت

۳۹۷ عضو
درباره شهادت آقای لاریجانی(2)
ادامه از بخش اوّل
در اینجا میخواهم به ریشه‌های حفظ هوّیت انقلابی آقای لاریجانی علی‌رغم اختلافات راهبردی ایشان با آقا در مسائل مختلف حکمرانی به خصوص مسئله هسته‌ای و مانند آن بپردازم.
ابتدائا یک نکته جامانده اینکه اجمالا باید بگویم اعتقاد راهبردی بسیاری از حزب‌الله به رهبر شهید در موارد عمده‌ای لزوما از سر شناخت و آگاهی نیست. ما خیال می‌کنیم لاریجانی خیلی ولایت‌ناپذیر بوده است که در برجام به تشخیص کارشناسانه خود خلاف رهبری اصل برجام را مفید می‌دانسته. امّا پایش که بیافتد و سر تشخیص‌های کارشناسی و راهبردی خود که برسیم معلوم نیست نسبت بهتری قلبا و عملا بگیریم. این مسئله حتّی در مورد یاران خاص امام زمان ع(آن 313 نفر) هم برقرار است؛ ما که جای خود داریم.
امّا آنچه در زندگی شهید لاریجانی برایم روشن شده است و بیان آن در اینجا مفید و مطابق فهم ما از مبانی است دو امر است. سلامت مالی و تهجّد شبانه.
سلامت مالی ایشان و خانواده که در مواردی مهم‌تر است در نامه به شورای نگهبان و ذکر اعتقاد ایشان بر عدم فعّالیت اقتصادی افراد سیاسی و تأکید بر غیر اقتصادی بودن فعالیت‌های خانواده، و همچنین گفت‌وگو با همسر ایشان و بیان سیره اقتصادی ایشان در اکتفا به حقوق دانشگاه، ساده‌زیستی متناسب، عدم استفاده از فرصت‌های مدیریتی برای رشد فرزندان تاحدودی این جنبه‌ها را باز می‌کند.
امّا آنچه در زندگی ایشان بسیار برجسته است خاطراتی است که از اطرافیان در تهجّد و تعبّد ایشان می‌شنویم. بیان نزدیکان در روزه‌دار بودن ایشان در ایّام زیادی از سال، و خواندن نوافل و تهجّد شبانه در هر شرایطی بیان می‌شود.
تهجّد شبانه را ساده نگیریم. وجه متمایز سیاست جمهوری اسلامی، سیاستی است که در خدمت معنویت است. از این رو رجل سیاسی در مکتب انقلاب لاجرم باید مردی مذهبی و معنوی باشد. همانطور که قرآن می‌فرماید: «إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلاً ثَقِيلاً إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قِيلاً إِنَّ لَكَ فِي النَّهَارِ سَبْحاً طَوِيلاً».
طبعا هرچه مسئولیت و فعالیّت بالاتر باشد معنویّت بیشتر لازم است. وقتی سیاست از معنویت بریده می‌شود نتیجه‌اش می‌شود سیاست غیر دینی و ای بسا دینی که مستمسک اهداف پست سیاسی شده. از عجیب‌ترین مسائل این است که این ضرورت معنوی برای بسیاری از نیروهای سیاسی روشن نیست. این موضوع البته شرط لازم در سیاست اسلامی است. طبعا علاوه بر این شرطهای دیگری نیز لازم است امّا واقعا کسی که اهل نماز شب و تهجّد شبانه نباشد چگونه می‌تواند برای سیاست جمهوری اسلامی نسخه بپیچید؟! گاهی موضوع اظهار نظر سیاسی و نسخه‌پیچی برای نظام اسلامی در حدّ پیشنهاد است اینجا حرفی نیست. امّا گاهی ما به قصد ورود در سیاست حرف می‌زنیم، تبیین می‌کنیم، کنشگری می‌کنیم. اینها را نمی‌شود بدون معنویت جدّی برگزار کرد. باید در سردر مدرسه سیاست جمهوری اسلامی نوشت هرکسی نماز شب نمی‌‌خواند حقّ ورود به این مدرسه را ندارد! از همه عزیزانی که این سطور را می‌خوانند تمنّا می‌کنم به این ضرورت توجّه کنند.
شهید لاریجانی با بندگی ویژه خود در قامت یک مرد سیاسی، نفسانیت را در بند کرد و این موجب شد اختلافات تدبیری خرد و کلان آلوده به نفسانیت نشود. لذا در موقعیّت جنگ اوّل و پس از آن که صحنه نسبتا روشن شده بود این بندگی ویژه در مسیر ایستادگی بروز یافت و تفاوت جوهری ایشان با کسانی که کلّا مایل به تسلیم و کوتاه آمدن بودند روشن شد. اگر نبود آن بندگی ویژه اینجا هم مثل بسیاری از به ظاهر عقلای قوم نسخه تسلیم می‌پیچیدند!
آخرین نکته‌ای که مایل به تذکّر هستم تربیت فرزندان انقلابی است که نشان از فضای انقلابی خانواده و نقش همسر ایشان است که البته بیش از این باید به آن پرداخته شود.
ble.ir/zekraa
undefined۲۰
undefined۱

۲.۲K

۱۳:۵۵

پرچم های سیاه را بلند کنید!
باسمه تعالی
این روزها صحبت درباره متن آقای ظریف زیاد است. نمیخواهم از انگیزه ها و فرا متن این نوشته سخن بگویم. امّا در مواجهه عاقلانه با این دست سخنان مقدّمتا باید گفت: در این جنگی که رخ داده باید چند امر را سرلوحه قرار بدهیم. 1.امید، 2.حضور، 3.اتحاد و 4.مقاومت(اقتصادی و نظامی)
امر پنجم اما همان امری است که ای بسا اگر پیش از بعثت ملت جدی گرفته می‌شد به اینجا نمیرسیدیم و آن عبارت است از تبیین.به قول برادری خوب است که شب‌ها در خیابان حاضر هستیم. اما باید برای روزهای خیابان هم فکری کرد.اگر روزهای خیابان را در نیابیم دیر یا زود نسخه های به روز شده تسلیم و‌ سازش از سیاسیون ظاهر الصلاح نیز شنیده خواهد شد.
امّا آن چیزی که مایل به طرح آن هستم ضرورت پرداختن به چیزی است که اگر فراگیر شود بساط خیلی صداها جمع خواهد شد و آن عبارت است از زنده کردن پرونده انتقام.
قبول کنیم که ما به این حرف صریح رهبری نپرداختیم. ایشان در همان پیام اول فرمودند:
«ما از انتقام خون شهدای شما صرف‌نظر نخواهیم کرد. انتقامی که در نظر داریم، فقط مربوط به شهادت رهبر عظیم‌الشّأن انقلاب نیست؛ بلکه هر عضوی از ملّت که توسّط دشمن شهید میشود، خود موضوع مستقلّی برای پرونده‌ی انتقام است. البتّه مقدار محدودی از این انتقام تابه‌حال صورت عینی پیدا کرده است، ولی تا حدّ کامل آن حاصل نشود، همچنان این پرونده بر روی بقیّه‌ی پرونده‌ها خواهد بود و بخصوص نسبت به خون اطفال و کودکانمان حسّاسیّت‌ بیشتری خواهیم داشت.»
ما به غرامت توجه کردیم اما به ضرورت گفتمان کردن پرونده انتقام و در صدر بودن آن توجه نکردیم. حتّی در افکارمان نیست که در شهادت رهبر شهیدمان دشمن نماد اقتدار و عزّتی را زد که اگر ما آن را سهل بگیریم خود خوار و خفیف خواهیم شد. ملّتی که رهبرانش را شهید کنند و مواجهه اش با آن به نحوی باشد که گویا بین جنگ 12 روزه و جنگ رمضان فرقی نیست روی عزّت را نخواهد دید.
اگر مطالبه انتقام زنده باشد دیگر کسی نمی‌تواند با معادلات قبل از جنگ رمضان تحلیل سیاسی کند و تسلیم اجتماعی را نسخه بپیچد.
انتقام در فرهنگ شیعی، عرض عریضی دارد. فرهنگ عزاداری ما حزن صرف نیست، بلکه حزنی پویا است و در بردارنده انتقام است. انتقام یعنی ملت مبعوث ایران هیچ وقت با آمریکا و اسراییل سازش نخواهند کرد. همان که رهبر شهید در آخرین سخنرانی گفتند.
اما به لحاظ اجتماعی پرونده انتقام به جز تبیین نیاز به نشانه دارد. نشانه‌ای که با خود همه حرف را یکجا منتقل میکند. و چه نشانه‌ای برای انتقام پویای فرهنگ شیعی بهتر از پرچم های سیاه؟!
در فضای شخصی، گذشت از انتقام‌خواهی بهتر است. امّا به لحاظ اجتماعی و در مصالح الهی جامعه حتما اینطور نیست. زیارت عاشورای امام حسین ع مرامنامۀ انتقام حسینی‌ها از یزیدیان است.
چهلم رهبر شهید نزدیک است. عزای ما تمام نخواهد شد! ما می‌خواهیم پرچم های سیاه عزا و انتقام را تا گرفتن کامل انتقام کنار پرچم ایران بلند کنیم.
اگر پرچم ایران، مختصّ ملّت ایران است. پرچم‌های سیاه انتقام مختصّ ایران نیست. پرچم سیاه انتقام، برای انتقام شهادت مظلومانه ملّت فلسطین و بزرگانی چون اسماعیل هنیه و یحیی السنوار و محمد الضیف است. برای انتقام از شهداء طریق القدس لبنان و سید شهیدان مقاومت سیدحسن نصرالله و سایر فرماندهان لبنانی است. برای شهداء یمن و عراق است. برای حاج قاسم است. پرچم سیاه انتقام در کنار پرچم ایران، پرچم امّت است در کنار پرچم ملّت‌های مختلف!
میخواهم به آقای حدادیان بگویم برادر عزیز لازم نیست دسته جلوی خانه افراد ببرید. پرچم های سیاه انتقام را بلند کنید. مطمئنم اگر کنار حاج سعید حدادیان، مداحان عزیزی چون حاج محمود کریمی در تهران و مهدی رسولی در زنجان و نریمانی در اصفهان این کار را انجام دهند مطلب تمام است. ای بسا حتی اگر جماعت های کوچک مردم هم از این کار استقبال کنند فراگیر شود.
پ.ن1: این ایده یکباره مطرح نشده است و می‌دانم ان قلت و قلت های فراوانی جای طرح دارد. عرایضی که بیان شد با همه ملاحظاتی بود که طرح آن در اینجا ضرورتی ندارد.
پ.ن2: دنبال مصداق‌سازی برای پرچم‌های سیاه یاران خراسانی نیستیم و اساسا اینگونه اندیشیدن را درست نمی‌دانیم. بلکه این پیشنهاد بر اساس ملاحظات کاملا عقلایی نسبت به جامعه، سیاست و فرهنگ داده شده است.
undefinedرضا طراوت - 15 فروردین 1404
undefined۳
undefined۱

۷۰۷

۱۹:۲۶

كنون كه مى‌دمد از بوستان نسيمِ بهشت/من و شراب فرح‌بخش و يار حُورسرشت
گدا چرا نزند لافِ سلطنت امروز/كه خيمه سايۀ ابرست و بزمگه لبِ كِشت
چمن حكايتِ ارديبهشت مى‌گويد/نه عارف است كه نسيه خريد و نقد،بِهِشت
وفا مجوى ز دشمن كه پرتوى ندهد/كه شمعِ صومعه‌افروزى از چراغِ كِنشت
به مِى عمارتِ دل كن كه اين جهانِ خراب/بر آن سر است كه خاكِ ما بسازد،خشت
مكن به نامه سياهى ملامتِ من مست/كه آگه است كه تقدير بر سرش چه نوشت‌؟
قدم دريغ مدار از جنازۀ حافظ/كه گرچه غرقِ گناه است مى‌رود به بهشت
------خدا انشاءالله به ما توفیق هرچه بیشتر خدمت به این نظام مقدس و انقلاب توحیدی را عطا کند و ما را سربازان واقعی امام عصر عج و جزء پیروان حقیقی رهبر شهید و رهبر جدید انقلاب قرار دهد.
و آخِر دعوانا أن الحمدلله ربّ العالمین
undefined۲

۴۵۰

۱۱:۱۳

بازارسال شده از رسانه علوم انسانی پژوهه
undefinedآمریکا از این جنگ چه می‌خواهد؟
بخش اول
رضا طراوت
undefinedبا آتش‌بس موقّت و توافقی نسبی برای مذاکره این سؤال مجدّدا جدّی می‌شود که آمریکا در مذاکرات و حصول توافق چه قدر جدّی است؟ پاسخ به این سؤال نیز مستلزم این است که ابتدا بفهمیم آمریکا از این جنگ چه می‌خواهد؟سخن رهبر شهیدمان که هم در جنگ ۱۲ روزه و هم در آخرین سخنرانی عمومی ایشان قبل از شهادت و هم در حین این مدّت مرتّب با تبیین‌های مختلف ایشان تکرار می‌شد عبارت است از اینکه آمریکا دنبال تسلیم و تسلّط بر ملّت ایران است. از جمله؛ «نکته‌ای که من میخواهم به عنوان یک نقطه‌ی اساسیِ عرایضم عرض بکنم این است که رئیس‌جمهور آمریکا در یکی از بیاناتش و اظهاراتش گفت ایران باید تسلیم بشود. «تسلیم بشود»! بحث غنی‌سازی دیگر نیست، بحث صنعت هسته‌ای نیست، بحث تسلیم ایران است.»(۱۴۰۴٫۴٫۵)«ذات استکباری آمریکا بجز تسلیم چیز دیگری را قبول نمی‌کند؛ این را همه‌ی رؤسای جمهور آمریکا می‌خواستند ولی به زبان نمی‌آوردند؛ این رئیس‌جمهور فعلی (۵) به زبان آورد؛ گفت باید ایران تسلیم بشود. این در واقع آن باطن آمریکا را لو داد.»(۱۴۰۴٫۸٫۱۲)«مسئله‌ی ما با آمریکا این است که آن‌ها می‌خواهند ایران را ببلعند، ملّت ایران مانع است، جمهوری اسلامی مانع است. این‌ها مایلند که بر ملّت ایران تسلّط پیدا کنند. این حرف‌هایی هم که رئیس‌جمهور آمریکا می‌زند ــ که من حالا اشاره خواهم کرد ــ گاهی تهدید می‌کند، گاهی می‌گوید باید فلان کار بشود، فلان کار نشود، معنایش این است که اینها در پی تسلّط بر ملّت ایرانند.»(۱۴۰۴٫۱۱٫۲۸)
undefinedنکته در این است که این ذات استکباری سلطه‌خواه قبلا با ما وارد جنگ نظامی نشده بود و اکنون شده است. این یعنی آنکه آمریکا به یک نقطه بحرانی در قبال مواجهه با ایران رسیده است. برای درک این واقعیّت ابتدا باید به وضعیت خود آمریکا توجّه کنیم.آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم تبدیل شد به نقطۀ آرمانی تمدّن غرب. بهشت روی زمین انسان مطابق ایده‌های غربی. آزادی، توسعه، قدرت! آمریکا مهاجرپذیر بود و هست چون ایده‌اش این است که بهترین است و سرزمین بهترین‌ها است. کشوری که آقای عالم است و محور مدیریت جهان! در نظر آن‌ها حتّی خدا هم خادم آمریکا بود. مذهب آمریکایی که حضرت امام (ره) می‌گفت همین بود. خدا در خدمت دنیاطلبی انسان!
undefinedانقلاب اسلامی ایران نخستین ضربۀ قاطع به این باور بود و بعد از آن این جدال شروع شد. انقلاب اسلامی و فکر آن، فکری درست در مقابل فکر غربی به مظهریت آمریکا بود. ایران آمریکا را از کشور خود خارج کرد و حیثیت آن را به سخره کشید. آمریکا به علّت آن ذات استکباری و مقابله با فکر اسلامی و منافع خود در منطقه خصوصا نفت و نیروی نیابتی‌اش یعنی اسرائیل و جهان سرمایه‌داری متأثّر از صهیونیزم سیاست خصمانه خود را ادامه داد. هسته‌ای بحرانی نبود. بحران شد چون آمریکای بهانه جو دنبال بهانه بود.
undefinedامّا برای تحلیل درست آمریکا، باید آمریکا را از وضعیت درونی‌اش تحلیل کرد.شاید از ابتدای دهه ۹۰ و به طور قطع از اوسط این دهه برای مردم آمریکا نیز روشن شده بود که آنچنان هم چیزی به نام آمریکای اوّل وجود ندارد. کشوری با مشکلات اجتماعی متعدّد و اقتصاد ضعیف شده اینَک رقیب بزرگی چون چین را در کنار خود می‌دید. گویا آمریکا دیگر اوّل نبود! ترامپ در انتخابات های دوره اوّل و دوم خود مطالبات مربوط به آمریکای اوّل را برجسته کرد و رأی آورد یعنی این مسئله افول آمریکا صرفا باوری در نخبگان نبود بلکه باوری اجتماعی شده بود. در کنار این فضای عمومی سیستم حاکم بر آمریکا به جنب و جوش شدید افتاد که برای وضعیت جدید تدبیر کند.
undefinedبنابراین دنیا می‌رود به آن سمتی که نظم جدیدی بر آن جاکم شود. این نظم جدید از دیدگاه رهبر شهید انقلاب خطوط اساسی‌ای دارد؛ «خطّ اساسی اوّل عبارت است از انزوای آمریکا؛ آمریکا در نظم جدید جهانی منزوی خواهد بود.خطّ اساسی دوّم؛ انتقال قدرت سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و حتّی علمی، از غرب به آسیا.خطّ اساسی سوّم: فکر مقاومت و جبهه‌ی مقاومت در مقابل زورگویی گسترش خواهد یافت.»(۱۴۰۱٫۱۱٫۸)
undefinedبنابراین آمریکا باید این وضعیت و چالش اساسی را تدبیر کند. این تدبیر در سیاست خارجی خطوطی دارد که در اسناد راهبردی آمریکا موجود است و باید اتّفاقاتی هم به لحاظ ژئوپلتیک و سیاست بین الملل بیافتد. باید دنیا آماده تقابل مؤثّر آمریکا با چین می‌شد. جنگ اوکراین از بروزات این موضوع بود. طرّاحی هیأت حاکمه آمریکا برای تضعیف همزمان اروپا و روسیه. تحریک اوکراین به نحوی که روس‌ها وادار به حمله شوند.رهبر شهید انقلاب سال ۱۴۰۱ فرمودند؛ «امروز دنیا در آستانه‌ی یک نظم جدید است. این جنگ اوکراین را به نظر من باید یک مقداری با یک دید عمیق‌تری نگاه کرد.»(۱۴۰۱٫۲٫۶)

۳۱

۴:۲۹

بازارسال شده از رسانه علوم انسانی پژوهه
undefinedآمریکا از این جنگ چه می‌خواهد؟
بخش دوم
رضا طراوت
undefinedآمریکا در جنگ اوکراین به بخشی از اهدافش رسید و در آنچه به اهدافش نرسید کارهای ایران بی‌تأثیر نبود. باز هم نام ایران مطرح بود. امّا در غرب آسیا هم آمریکا برنامه‌ای دارد. برنامه آمریکا این است که در عین خروج از منطقه به دلیل حضور پرهزینه و کم فایده نظامی‌اش و کاهش نیاز به نفت خلیج فارس، به گونه‌ای خارج شود که نظم مورد نظرش برقرار شود. به طور خلاصه آنچه راهبرد «اوّل آمریکا» نامیده می‌شود صورتش در غرب آسیا می‌شود «اوّل اسرائیل». این دو کاملا در هم تنیده و هم‌آهنگ هستند.
undefinedرهبر شهید انقلاب در نماز جمعه نصر می‌فرمایند؛ «تکیه‌ی آمریکا و همدستانش بر حفظ امنیّت رژیم غاصب، پوششی برای سیاست مهلک تبدیل رژیم به ابزار آنان برای در اختیار گرفتن همه‌ی منابع این منطقه و استفاده از آن در درگیری‌های بزرگ جهانی است. سیاست آنان، تبدیل رژیم به دروازه‌ی صادرات انرژی از منطقه به جهان غرب و واردات کالا و فنّاوری از غرب به منطقه است و این یعنی تضمین موجودیّت رژیم غاصب و وابستگی کلّ منطقه به آن.»(۱۴۰۳٫۷٫۱۳)
undefinedایران و محور مقاومت مهمترین مزاحم این ایده هستند و باید برای آن فکری کرد. از سوی دیگر ایران مانند روسیه و چین نیست که فکر و عقلانیت متفاوتی برای اداره بشر نداشته باشد. حرف نو و متفاوت انقلاب اسلامی، خطر تمدّنی و راهبردی ایران را بسیار برجسته می‌کند.
undefinedبنابراین ایران را باید مهار و تسلیم کرد. هیچ چیز کمتر از این به درد آمریکا و اسرائیل که نماینده او است نمی‌خورد. آمریکا و غرب برای این خطّ کلان راهبردی بیش از ۱۴ سال ایران را تحت شدیدترین تحریم‌های مالی قرار دادند و انواع و اقسام بحران‌های سیاسی و اجتماعی و امنیتی پدید آوردند. این‌ها ایران را در مواردی کند کرد امّا متوقّف نه!
undefinedانتخاب آیت‌الله رئیسی در ۱۴۰۰ و غلبه بر بحران اجتماعی ۱۴۰۱ «بن بست ایران» را برای آمریکا تثبیت کرد. جنگ نقطه‌ای است که همۀ راه‌های دیگر به بن‌بست می‌رسد. لذا ما نباید فکر کنیم که این جنگ اخیر جنگ اسرائیل با همکاری آمریکا است نه! این جنگ جنگ آمریکا است! همانطور که در جنگ اوّل نیز وقتی اسرائیل در معرض ضربات مهلک قرار گرفت آمریکا وارد شد.«رژیم آمریکا وارد جنگ مستقیم شد، چون احساس کرد که اگر وارد نشود، رژیم صهیونیستی بکلّی نابود خواهد شد. وارد جنگ شد برای اینکه او را نجات بدهد، لکن هیچ دستاوردی از این جنگ نداشت.»(۱۴۰۴٫۴٫۵)
undefinedامّا آنچه همیشه اوّلین مانع آمریکایی‌ها و حتی اسرائیلی‌ها برای حمله مستقیم نظامی بود، عبارت بود از محور مقاومت در منطقه. تقدیر الهی به نحوی رقم خورد که محور مقاومت به لحاظ سخت‌افزاری در لبنان و به خصوص سوریه آسیب جدّی ببیند. و تهدید موجودیتی حزب‌الله در نظر رژیم کم‌رنگ شود. این موضوع به اضافۀ کیفیت عملیات‌های وعده صادق ۱ و ۲ این انگاره را برای رژیم پدید آورد که می‌تواند بدون هزینۀ زیاد به ایران حمله مستقیم نظامی کند. رهبر شهید انقلاب می‌فرمایند؛ «بایستی خطای محاسباتی رژیم صهیونیستی به هم بخورد؛ اینها نسبت به ایران دچار خطای محاسباتی‌اند؛ اینها ایران را نمی‌شناسند، جوانان ایران را نمی‌شناسند، ملّت ایران را نمی‌شناسند، قدرت و توانایی و ابتکار و اراده‌ی ملّت ایران را هنوز نتوانسته‌اند درست بفهمند؛ این را ما باید به اینها بفهمانیم»(۱۴۰۳٫۸٫۶)
undefinedمقاومت قدرتمندانه ایران در جنگ ۱۲ روزه ثابت کرد اسرائیل بدون کمک گسترده آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند. بنابراین جنگ جدید با مشارکت بسیار گسترده‌تر آمریکا هم به لحاظ پدافندی در نسبت با ماقبل آن و هم به لحاظ آفندی صورت گرفته است.پایان این جنگ برای آمریکا وقتی است که یا ایران تسلیم شود و یا ایران تبدیل شود به زمین سوخته! اوّلی نخواهد شد. بنابراین استراتژی قطعی آمریکایی‌ها زمین سوخته کردن ایران است. و آمریکا اراده قطعی برای زدن زیرساخت‌ها دارد.
undefinedتوجّه به این واقعیّت تضمین می‌کند که مذاکره با آمریکا به هیچ نتیجه ملموسی در مورد جنگ و مطالبات بر حقّ ایران منجر نخواهد شد. آمریکا تنها و تنها زمانی از این جنگ کنار خواهد کشید که یا موجودیّت اسرائیل را در خطر ببیند و یا اینکه هزینه‌های حمایت از اسرائیل برایش غیرقابل تحمّل بشود و آمریکا از راهبرد نظم اسرائیلی منطقه عقب بنشیند.
undefinedمعنای این سخن این است که می‌بایست هزینه‌زایی ما برای حضور آمریکا در منطقه چه از طریق ضربه به منافع آمریکا در منطقه چه از طریق بالابردن قیمت انرژی دائما افزایش یابد. طبعا از سوی دیگر آمریکا هم مسیر سوخته کردن ایران را پیش خواهد برد و تنها اهرم ما برای پیروزی در این نبرد نامتقارن زبان قدرتِ در میدان است. و امید اصلی ما نصرت الهی خواهد بود.
پژوهشگر مکتب امام (ره)
undefined@pajoohemediaundefined@pajoohemediaundefined@pajoohemedia

۳۱

۴:۲۹

بازارسال شده از رسانه علوم انسانی پژوهه
undefinedفتنه (آزمایش) نخبگان!
رضا طراوت
undefinedدر شب تهدید به زدن زیرساخت تودۀ مردم خود را آماده کرده بودند ولو بلغ ما بلغ پای جنگ بایستند! امّا این ایمان هرچند ممدوح است، ایمانی است که در دلش کمی هم جهل دارد. همان دانایی که نخبگان را به شدّت هراسناک می‌کند که با خوردن زیرساخت‌ها و با لحاظ وضعیت نظامی، چگونه بجنگیم؟! مردم ما مبعوث شدند. توده در خیابان هستند امّا مردم فقط توده نیستند! نخبگان کجا هستند؟! نخبه در ظرف عقلانیت خود است و در خیابان هست و نیست! و این بودنی که در واقع نبودن است امروز مشکل ما است!
undefinedمهمترین رهاورد مدرنیته برای بشریّت عقلانیت مدرن است. عقلانیتی که با تکیه بر ظرفیت نامحدود انسان در تسخیر طبیعت و عالم ولو در قامت جامعه بشریّت را به سوی قلّه‌های علم و فناوری سوق داد. اعتقاد به الوهیت انسان مهمترین باور ایدئولوژیک دنیای مدرن است. باوری که می‌گوید حتّی خدا هم نمی‌تواند F35 را ببیند!باور دومی که در ساخت عقلانیت مدرن به شدّت حاضر است، غیب گریزی است. غیب یا اساسا معنادار نیست یا اگر هم معنادار باشد در خدمت انسان مدرن است. این باور، باور مستقلی نیست بلکه زاییده باور اوّل است. برای پایداری اعتقاد به الوهیت انسان باید غیب که ساحتی فرا انسانی است نفی شود!
undefinedعقلانیت مدرن به شدّت محاسبه‌گر است زیرا غیب‌گریز است و مشاهده مادّی همیشه می‌گوید که انسان و ظرفیتش محدود است! بنابراین عقلانیت مدرن برای پیشبرد توسعه که برپایۀ فکرِ بینهایتی انسان است چاره‌ای جز خیال‌فروشی ندارد! ادبیات رؤیای آمریکایی یا رؤیای ایرانی که نادانسته زیاد تکرار می‌شود نتیجه همین است. در واقع توسعه در دوگانۀ متضاد محاسبه‌گری و بی‌نهایتی راه خود را باز می‌کند! هرگاه محاسبه‌گری اوج پیدا می‌کند ترامپی پیدا می‌شود که با شکاندن قالب‌های متداول محاسبه‌پذیری امکان‌های نو را در توسعه الوهیت انسان مطرح می‌کند! در واقع تنظیم‌گری رؤیافروشی و محاسبه‌گری کار بسیار سختی است که هنر طرّاحان توسعه است.
undefinedافسوس که نخبگان ایرانی محاسبه‌گری مدرن را خوب یاد گرفته‌اند امّا بی‌نهایتی‌اش را فراموش کرده‌اند. این نتیجه سالها تحقیر انسان شرقی در عقلانیت مدرن است. برای همین در ایدۀ بسیاری از نخبگان انقلابی و غیر انقلابی، بمب اتم نداشتن حماقت است! جنگیدن در شرایط ذخایر اندک موشکی حماقت است! جنگیدن در فردای خوردن زیرساخت‌ها حماقت است و قس علی هذا! عقل مدرن مؤمنین ما را هم مشرک کرده! با این تفاوت که حتّی در مشرک بودنمان هم کامل نیستیم. نه اعتماد به نفس انسان مدرن را یکسره داریم نه اعتماد به خدای انسان را! این مسیر قلّه‌ و آرمان‌شهرش آمریکا است، همان آمریکایی که بهشت روی زمین جهان مدرن است و اکنون ساکنانش از تضادّ درونی رنج می‌برند. آنها با رؤیای آمریکای اوّل بزرگ شده‌اند و امروز می‌بینند که آمریکا اوّل نیست!
undefinedاکنون مظهر اعلای مدرنیته با ما وارد جنگ شده و همه نشانه‌ها دالّ بر این است که در پسای این جنگ نظم جدیدی بر منطقه حاکم خواهد شد و دشمن تا یکسره کردن تکلیف ما دست نخواهد کشید و این آخرین امکانِ عقل مدرن در مهار ایرانِ انقلابی را مفت از دست نخواهد داد! توسعه مدرن در سنّت الهی امداد (کلّ نمِّّد هؤلاء و هؤلاء) امکانپذیر است. ما اگر در سودای مقابله و شکست مدرنیته هستیم. ابتدا باید عقل مدرن را شکست دهیم.تمدّن توحیدی محصول عقلانیت توحیدی غیب‌باور است، در تک تکِ آجرهای ساختمان جدید و الهی بشریت باید باور به غیب موج ‌زند. نمی‌شود این بنای باشکوه را بخواهی بسازی امّا در دلِت انسان را پرستش کنی! محاسبه‌گریِ محض را ستایش و غیب‌باوران را مسخره کنی!
undefinedغیب و نصرت غیبی محاسبه‌پذیر نیست. در سپاهیان طالوت هم کسی نمیدانست چگونه قرار است در برابر جالوت پیروز شوند! امّا با صبر و امید به نصرت الهی و ایمان به غیب و محاسبات غیرظاهری پیروز شدند. نصرت الهی گاهی در قامت اشتباه ظاهر میشود! مگر در عملیات فتح‌المبین اشتباه مقدّمه پیروزی نشد؟! مهم این است که خالصانه و مؤمنانه در میدان باشی همین! اگر قرار باشد نصرت غیبی الهی هم فرموله شود و شما بدانی کِی و چگونه بهره‌مند خواهی شد دیگر چه غیبی است؟! این ایمان الهی است که دقیقا در نقطه توکّل و تفویض بارور می‌شود!
undefinedدر این موقعیت تاریخی نخبگان باید تصمیم خود را بگیرند! یا با نیمی از عقل محاسبه‌گر مدرن، دنبال ایرانی مدرن بروند‌ و ایران سوخته به ارمغان آورند! یا با آتش زدن عقل مدرن که گوساله سامریِ نخبگان ما است، در متن باور به غیب تدبیرگری را سرلوحه خود قرار خواهد دهند! امّا ملّت مبعوث اجازه تسلیم نخواهد داد و در ادامۀ این نبرد تاریخ‌ساز یا نخبگان ما به تودۀ حاضر در خیابان می‌پیوندند یا تودۀ مبعوث شده در خیابان نخبگان خود را برخواهد کشید! این تضاد نمی‌تواند چندان ادامه یابد!
پژوهشگر مکتب امام (ره)
undefined@pajoohemediaundefined@pajoohemediaundefined@pajoohemedia

۳۲

۴:۲۹

بازارسال شده از رسانه علوم انسانی پژوهه
undefinedآیا پیشرویی جامعۀ زنان ادامه می‌یابد؟
رضا طراوت
undefinedاینکه در تجمّعات شبانه محوریت با زنان است از مرتبۀ مشاهده گذشته، و باید آن را توصیف و تحلیل کرد. هوّیت اصلی تجمّعات شبانه، حضور برای مقاومت است. مقاومتی که بنیادی دینی دارد. برای توصیف این امر ابتدا باید زنانگی را شناخت.
undefinedدر تعالیم اسلامی زن به سان مرد از روح خداوندی برخوردار است و لذا مردانگی یا زنانگی در تحلیل شخصیت جنسِ مرد یا زن فرع انسانیت است. باید ابتدا انسانیت را دید. امّا مبنای جسمانیة الحدوث بودن نفس فلسفۀ صدرایی تثبیت می‌کند که تفاوت زن و مرد فقط در ساحت بدن نیست و روح خداوندی که منشأ شکلگیری نفس انسانی است در زمینۀ جسم تعیّنی ویژه می‌یابد و نفس زنانه یا نفس مردانه معنا می‌شود و تفاوت‌ها فراتر از بدن در ساحت روان و شخصیت نیز معنادار است. اگرچه کنه شخصیت که به روح خداوندی برمی‌گردد در هر دو جنس یکسان است.
undefinedاین تصویر از جایگاه زنانگی و مردانگی موجب می‌شود که علی‌رغم احکام کلّی یکسان در مسیر سعادت و شقاوت مبتنی بر جایگاه انسانیت، مسیر این دو جنس در نقش‌آفرینی‌های دنیوی متفاوت باشد و این فلسفۀ اساسی تقسیم نقش در محیط خانواده و جامعه را فراهم می‌کند.
undefinedدر این نگاه و مبتنی بر تعالیم اسلامی، جایگاه اوّل و اصلی زن در جامعه زندگی‌سازی در باطنی‌ترین و بنیادی‌ترین لایۀ زیست اجتماعی یعنی خانواده است.(در اینجا مجال تبیین این امر نیست). فارغ از حیطه‌های مشترک و با کمی تسامح نقش مردان جامعه‌سازی ظاهری و نقش زنان جامعه‌سازی باطنی است. تعبیر زندگی‌سازی برای جامعه‌سازی باطنی تعبیر مناسبی است. زیرا جریان اصلی زندگی در ساحت خانواده می‌گذرد ولو اینکه ظاهر امر چنین نباشد.
undefinedبنابراین زنانگی یعنی زندگی‌سازی در متن اصالت انسانیت. (البته این تعریف متمرکز بر نقش اجتماعی است).کانون خانواده برای ایفای نقش در موقعیّت زنانگی محور اصلی است. امّا در مواطنی که زنان به سان مردان و به عنوانی آحادی از جامعۀ مؤمنین لازم است مسئولیت الهی خویش را در قالب نقشهای مختلف ادا کنند چه طور؟ عمدتا حضور زن با حفظ زنانگی مبتلا به دو مانع جدّی است.
undefinedمانع اوّل نادیده‌انگاری انسانیت زن در پرتو بروز آشکار و بی‌ضابطه امر جنسی در جامعه است. امری که موجب ابزارانگاری زن در جامعه می‌شود. تنها در سایۀ انضباط‌بخشی به امر جنسی که مستلزم محدودیت و افسارزدن به نفس أمّاره است، مجال برای بروز انسانیت یعنی فطرت الهی فراهم می‌شود. متأسفانه غرب و نظام سرمایه‌داری با فریبکاری راه برون رفت زنان از جنس دوم بودن را اعمال اراده آزاد در سطح جامعه دانست و با شیطنت آزادی را به آزادی جنسی سوق داد و در عمل انسانیت زن را به محاق برد و بسیاری از زنان این سرزمین نیز اکنون در چارچوب این روایت غربی فکر می‌کنند.
undefinedامّا مانع دوم، ساختار زندگی‌گریز جامعۀ مدرن است. پیش از مدرنیته کار بخشی از زندگی انسان بود، البته کار، برای مردان از سنخی و برای زنان از سنخی دیگر بود. مدرنیته با ارزشدهی عملی به انسان‌ها بر اساس قدرت خلق ارزش افزوده اقتصادی، کار را به صورت بسیار ویژه‌تری مطرح کرد و زندگی دو بخش شد، بخشی که کار می‌کنیم و بخشی که زندگی می‌کنیم. بی‌انضباطی امر جنسی و ارزش‌محوری کار اقتصادی، موجب مردواره شدن زنان شد؛ زمینه فروپاشی خانواده و تغییر مفهوم آن به شهوت‌رانی شبانه فراهم گشت و نهایتاً کار، زندگی را نیز به خدمت خود آورد. امّا در جوامع اسلامی از جمله ایران هنوز دوگانه کار و زندگی با محوریت زندگی (خانواده) معنادار است و زن انقلابیِ ایرانی در برابر مدرنیته مقاومت می‌کند.
undefinedوقتی با این نگاه به خیابان در این شبها نگاه می‌کنیم، می‌یابیم که حضور خیابانی با این مختصّات از عالی‌ترین موقعیّت‌های بروز زنانگی و اثبات هوّیّت ممتاز و پیشروی زنانه در چشمان جامعه است. اثبات هوّیتی که از متن الوهیت الله آغاز می‌شود نه از نفسانیت!
undefinedزن انقلابیِ ایرانی با حضور عفیفانه و اسلامی خود در خیابان اوّلا انسانیت و مسئولیت‌پذیری خویش را به رخ می‌کشد. گویا مجددا در دهۀ ۵۰ قرار گرفته‌ایم و به سختی در حال خروج از کلان روایت غرب در تضاد اسلام و هوّیت زنانگی هستیم. و ثانیاً کنش اجتماعی خویش را در نفسِ زندگی‌سازی پدید می‌آورد و به عبارت دیگر حضور خیابانی در متن زندگی و نه در دوگانۀ کار و زندگی بروز می‌یابد.
undefinedجنگ مجدداً به ما فرصت داده به دور از گرفتاری‌های ساختارهای مدرن الگوی سوم را عینیت بخشیم. در روزگار امامت امّت با برجستگی زنان و در بستر مهلک‌ترین ضربه‌ها به تاب‌آوری اجتماعی که ادامه هم خواهد داشت باید منتظر بروز جلوه‌های جدیدی از این پدیدۀ تمدّنی باشیم و ای بسا نتیجۀ جنگ در گرو قدرت جامعۀ زنان در خلق الگوی سوم ذیل پروژه ارتقاء سبک زندگی جامعۀ مقاوم باشد!
پژوهشگر مکتب امام (ره)
undefined@pajoohemediaundefined@pajoohemediaundefined@pajoohemedia

۳۲

۴:۲۹

thumbnail
عرفه در حرم رهبر شهید
باسمه‌ تعالی
حرم محل دفن پیکر اولیاءالله نیست بلکه در واقع حریم معنوی ارواح ایشان است. حریم معنوی غالب انسان ها به دلیل تعلق نسبی ارواح به ابدان همان محدوده قبور ایشان است شاید در مورد انسان های متوسط هم همینطور باشد، اما در مورد اولیاءالله حریم معنوی منوط به التفات ایشان است. و التفات ولیّ به دلیل اقتدار معنوی او، در پی توجه و ندای دیگران خواهد آمد. مانعی نیست و محبّت و شکر مقتضی این توجّه ثانوی است.
امّا مکان نیز از دو جهت موضوعیت دارد. یکی انتسابی که دارد و دیگری توجّه ویژه‌تر مؤمنین در آن محدوده به آن ولیّ است. بنابراین حرم که مکانی است منتسب به ولیّ الهی مرکز توجّهات و التفاتات ویژۀ آن ولیّ است. انتساب مکان اگر به دلیل پیکر مدفون باشد چه بهتر. امّا اگر به دلیلی در عرف اجتماعی مکانی به ولیّ الهی منتسب شد، این انتساب آثار تکوینی خواهد داشت.
مهم نیست که در دمشق حضرت زینب حقیقتا خاک باشد یا نه، همین که آن مکان منتسب به ایشان است در شکلگیری حریم معنوی زینب سلام الله علیها کافی است. چه کسی گفته تعلّق روح به بدن از تعلّق ولیّ الهی به زائر کمتر است؟!
بالاتر از اینها چه کسی گفته تعلّق نسبی روح به بدن از تعلّق حقیقی عاشق به معشوق کمتر است؟! مگر امام عاشق امّت خویش نیست؟! آنهم امّتی که از آنها راضی باشد. چرا قبر امام حریم معنوی توجّهات ویژه او باشد امّا بنای انتسابی مریدان در توجّه به او چنین نباشد؟ چه اهمّیتی دارد در خیابان کشوردوست یادبود رهبر ما حتّی از بیت هم فاصله داشته باشد! مگر نه این است که اکنون در کلّ زمین، آنجا که به امام شهید ما تعلّق دارد همین خیمۀ کشوردوست است؟! تا اطّلاع ثانوی حرم امام شهید همین زیارتگاه کشوردوست است.
دعای عرفه را می‌شود در میقات خواند آنجا که امام معصوم است. می‌شود در کربلا خواند، در مشهد و در سایر بقاع مقدّسه. چند سالی است مناطق جنوب چون شلمچه هم در این فهرست جا گرفته. هرکسی جایی را به دعا اختصاص می‌دهد امّا میثاق جمعی ما امسال دعا در زیارتگاه کشوردوست است.
پ.ن1: این یادداشت نیاز به بسط نظری و فلسفی دارد. امّا اصل آن را به لحاظ فلسفی درست می‌دانم و إلّا نمی‌نگاشتم.پ.ن2: مطلب زیبای خانم غفّارحدادی را در اینباره بخوانید.
undefined۵

۷۰۷

۱۱:۲۸

thumbnail
undefined۵

۷۰۷

۱۱:۲۸

مذاکره در عین بی اعتمادی: سخنی با سردار قالیباف
undefinedرضا طراوت
باسمه تعالی
ریاست محترم مجلس سردار قالیباف امروز در نوشتاری کوتاه فرموده‌اند:
«1. ما امتیازات را نه با گفت وگو، بلکه با موشک‌‌ها می‌گیریم، در مذاکره فقط آن‌ها را تفهیم می‌کنیم.2. اعتمادی به تضمین‌ها و حرف‌ها نداریم، فقط رفتارها معیار است. هیچ اقدامی پیش از اقدام طرف مقابل انجام نخواهد شد.3. پیروز هر توافقی کسی است که از فردای آن، بهتر برای جنگ آماده شود.»
این سخن آقای قالیباف در واقع پاسخی است به مخالفان مذاکره که در مذاکره نه امتیازی گرفته میشود و نه بر اساس بی اعتمادی وعده ای محقق خواهد شد.بحث بی اعتمادی را آقای قالیباف هم در مذاکره با ونس و هم در یکی از صوتهای تبیینی خود نیز پیشتر فرموده اند. نکته این است که مذاکره در عین بی اعتمادی معنایی ندارد. رهبر شهید انقلاب سال 401 در دیدار بسیجیان این منطق را نقد کرده اند:
«[کسی] میگوید خب آقا! دو نفری که با همدیگر جنگ دارند و می‌نشینند برای صلح مذاکره میکنند، اینها هم به هم اعتماد ندارند؛ نداشتن اعتماد مانع مذاکره نیست؛

این اشتباه است
؛ همان دو نفری که برای صلح دارند مذاکره میکنند، اگر به وفای به آنچه قرارداد میشود مطمئن نباشند، مذاکره نمیکنند؛ چون میدانند کار بیهوده‌ای است، کار مهملی است. در مذاکره باید انسان مطمئن باشد که طرف مقابل به آنچه متعهّد شد عمل خواهد کرد. وقتی میدانیم عمل نمیکند، چه مذاکره‌ای؟ بنابراین، دعوت به مذاکره و اظهار مذاکره فریب افکار عمومی است.»

ثانیا جایگاه مذاکره در فضای سیاسی تفهیم نیست بلکه تثبیت معامله ای است که پشتوانه اش قدرت است. در همه مذاکرات همینگونه است. فلذا هیچ حقّی در مذاکره با آمریکا تثبیت نخواهد شد. نتیجه مذاکره که معامله و تعّهد است هیچ ارزشی ندارد. چون طرف مقابل بی تعهّد است و اعتمادی به او نیست!
آقای قالیباف برای پاسخگویی به این اشکال بند دوم را فرموده اند. مبنی بر اینکه معامله پایاپای و گام به گام است. این البته تدبیر صحیحی است. امّا نکته این است که با فرض رعایت همه این تدبیرها در مذاکره با آمریکا که خطوط قرمز رهبری در برجام بود که در آنهم رعایت نشد. باز هم تازه به جایی میرسیم که رهبری فرمودند به مذاکره خوشبین نیستم. یعنی این بدبینی را باید در فرض رعایت خطوط قرمز فهمید.
نکته چیست؟ آمریکا سعی میکند معامله را جوری طرّاحی کند که در همان ابتدا همه خواسته های خود را بگیرد و در قبالش چیزی یا ندهد یا چیز کمی بدهد. کما اینکه در توافق فعلی که در اخبار مطرح است. در یک ماه اوّل آمریکا مسئله بسته بودن تنگه هرمز که پشتوانه اصلی قدرت ما برای مذاکره است را حل کند و در قبال آن چه امتیاز نقدی بدهد؟!
یک امتیاز نقد پول 12 میلیاردی هست از پولهای بلوکه شده. با اطمینان عرض می کنم که چیزی از این پول عاید ایران نخواهد شد به دلیل اینکه رئیس جمهور آمریکا وجه فارق سیاست خود با اوباما را همین اعلام کرده. حتما نمی تواند از این نکته ناموسی که وجهه اصلی کمپین سیاسی او در مقابل دموکرات ها است عبور کند.
در نهایت اتّفاقی که می افتد این است که آمریکا قیمت نفت را تا بعد از انتخابات میان دوره ای خود مدیریت می کند. در واقع تدبیر جنگ با حفظ مدیریت قیمت نفت مهمترین دستورالعملی است که متأسفانه آمریکایی ها در غیاب تدابیر درست ما توانسته اند آن را خوب انجام بدهند.
آخرین نکته درباره بند سوم پیام است. قبلا ایشان در صوتهای تبیینی خود فرموده بودند ما چرخه مذاکره، جنگ، آتش بس، مذاکره را از بین خواهیم برد و اجازه نمی دهیم چنین چیزی شکل بگیرد. آنچه در بند سوم ایشان فرموده اند عملا قبول بازی و عمل در چارچوب همین چرخه است.
بنابراین متأسفانه این پیام سردار قالیباف حاوی چند اشتباه مهم محاسباتی-راهبردی است. طبعا وظیفه ما به عنوان عناصر دلسوز انقلاب تبیین سخن درست مطابق فهمی که از ماجرا داریم برای دیگران است.
البته این اختلافات در موارد موجّه هم به فرموده رهبری نباید به تنازع و تفرقه بیانجامد. در قرآن کریم آمده است که در اختلافات مسئله را به قرآن و اولی الامر ارجاع دهید. لذا ارجاع اختلافات به منطق رهبری و تبیین مسئله و عدم جبهه بندی در صف واحد امّت، راه درست برای حلّ اختلافات است.در عین حال توجّه به توصیه عدم تفرقه ایجاب می کند که هرکس دلسوز انقلاب و پایبند به وحدت که توصیه اکید قرآن و رهبری است در تبیین خود رعایت حدود شرعی و عقلی را بکند. به فرموده قرآن:«وَقُلْ لِعِبَادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ»
به عبارت دیگر از قیود اینکه یک سخن مطابق شیوه احسن و خوب باشد این است که منجر به تفرقه نشود. و نوع نگاه ما و قصد ما در لحن سخنان و چینش گزاره ها خود را نشان میدهد. باید از شر شیطان به خدا پناه بریم.

ble.ir/zekraa
undefined۷۵
undefined۷

۱.۷K

۱۵:۵۴