https://www.tasnimnews.ir/fa/news/1405/01/23/3561491/وجدان-ملی-و-همبستگی-اجتماعی-در-جنگ
وجدان ملی و همبستگی اجتماعی در جنگ
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، دکتر سید جواد میری در گفتگویی اختصاصی با اشاره به این که به هر حال در هر جنگی، موفقیت بدون شور، هیجان، حماسه، دلیری، فداکاری و مقاومت ممکن نیست، ابراز داشت: در یک جنگ میهنی، ناگزیر باید از همه ابزارها، ظرفیتها و تمام توان نهفته در جامعه و سرزمین استفاده کرد تا از تمامیت ارضی دفاع شود و اهداف ملی تحقق یابد. با این همه، فهم این جنگ صرفاً در سطح یک درگیری متعارف میان دو همسایه ممکن نیست. مسئلهای که با آن روبهرو هستیم، از سنخ جنگهای معمول مرزی نیست و دقیقاً از همینجا ضرورت تأملی عمیقتر آغاز میشود.
@seyedjavadmiri
وجدان ملی و همبستگی اجتماعی در جنگ
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، دکتر سید جواد میری در گفتگویی اختصاصی با اشاره به این که به هر حال در هر جنگی، موفقیت بدون شور، هیجان، حماسه، دلیری، فداکاری و مقاومت ممکن نیست، ابراز داشت: در یک جنگ میهنی، ناگزیر باید از همه ابزارها، ظرفیتها و تمام توان نهفته در جامعه و سرزمین استفاده کرد تا از تمامیت ارضی دفاع شود و اهداف ملی تحقق یابد. با این همه، فهم این جنگ صرفاً در سطح یک درگیری متعارف میان دو همسایه ممکن نیست. مسئلهای که با آن روبهرو هستیم، از سنخ جنگهای معمول مرزی نیست و دقیقاً از همینجا ضرورت تأملی عمیقتر آغاز میشود.
@seyedjavadmiri
۱۲:۰۹
دفتر همایشها و نشستهای علمی معاونت پژوهشی و فناوری دانشگاه بینالمللی مذاهب اسلامی برگزار میکند:
نشست آنلاین با عنوان: بنیادگرایی مدرن و "جنگ رمضان"
سخنران: دکتر سید جواد میریدکترای جامعه شناسی از دانشگاه بریستول انگلستان و عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
دبیر جلسه: دکتر جهاندار امینی؛عضو هیأت علمی دانشگاه بینالمللی مذاهب اسلامی
زمان: چهارشنبه، ۲۶ فروردین ماه ساعت: ۲۰ تا ۲۱.۳۰
لینک ورود به نشست:https://panel.webinarplus.online/join/b9aliuw9sv
@seyedjavadmiri
نشست آنلاین با عنوان: بنیادگرایی مدرن و "جنگ رمضان"
سخنران: دکتر سید جواد میریدکترای جامعه شناسی از دانشگاه بریستول انگلستان و عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
دبیر جلسه: دکتر جهاندار امینی؛عضو هیأت علمی دانشگاه بینالمللی مذاهب اسلامی
زمان: چهارشنبه، ۲۶ فروردین ماه ساعت: ۲۰ تا ۲۱.۳۰
لینک ورود به نشست:https://panel.webinarplus.online/join/b9aliuw9sv
@seyedjavadmiri
۱۷:۲۰
#تحلیل
@seyedjavadmiri
۹:۳۸
بازارسال شده از مجمع نخبگانی فروغ ایران
مجمع نخبگانی فروغ ایران:https://ble.ir/@forough_iran
۱۱:۴۴
بازارسال شده از مجمع نخبگانی فروغ ایران
مجمع نخبگانی فروغ ایران:https://ble.ir/@forough_iran
۱۱:۴۴
فریادهای پاپ را جدی بگیریم!
سخنانی که پاپ لئو علیه جنگ بیان کرده است را در کنار نافرمانیهای سران برخی کشورهای جهان اعم از آسیایی و آفریقایی و آمریکای لاتینی و اروپایی و جنبش ضد جنگ در خودِ آمریکا قرار دهید آنگاه مفهوم "ظرفیت دیپلماسی عمومی" را در ذهن خود مرور کنید. هنگام بمباران ایران گزارشی دیدم از یک خبرنگار آمریکایی که آمریکا کشوری را به دستور اسرائبل بمباران میکند که "ایستگاه مترو" پایتخت خود را به نام "ایستگاه مریم مقدس" نامگذاری کرده است و این درحالیست که مبانی الهیاتی یهودیت حضرت مسیح را نه تنها به رسمیت نمیشناسد بل با الفاظ زشت از او و مریم مقدس یاد میکند. اگر نامگذاری یک ایستگاه مترو میتواند چنین انعکاس جهانی داشته باشد تصور کنید ما اگر پاپ لئو را -ولو نمادین- به ایران دعوت کنیم تا بر سر مزار یکی از "حواریون مسیح" -یعنی تادئوس مقدس- (Saint Thaddeus) حضور پیدا کند تا سخنان سخیف ترامپ که میخواهد این جنگ ظالمانه را جنگ تمدن مسیحی علیه تمدن اسلامی معرفی کند را باطل کند. شاید مراجع قم و نجف بتوانند پیشقدم شوند و پاپ را که در آستانه سفر به یک کشور مسلمان (الجزایر) است را ترغیب کنند تا به ایران هم سفر کند و با این عمل خود به جهان نشان دهد که ایران یکی از گهوارههای مسیحیت در جهان هم هست. با این حرکت ما خواهیم توانست "ظرفیت دیپلماسی بینالادیانی" ایران را در سطح جهانی به نمایش بگذاریم و نشان دهیم که ایمان اسلامی مبتنی بر وحدت جهانی ادیان است که در سوره بقره آیه چهارم به زیبایی ترسیم شده است:
"و الذین یومنون بما انزل الیک و ما انزل من قبلک و بالاخره هم یوقنون".
سیدجواد میری
@seyedjavadmiri
سخنانی که پاپ لئو علیه جنگ بیان کرده است را در کنار نافرمانیهای سران برخی کشورهای جهان اعم از آسیایی و آفریقایی و آمریکای لاتینی و اروپایی و جنبش ضد جنگ در خودِ آمریکا قرار دهید آنگاه مفهوم "ظرفیت دیپلماسی عمومی" را در ذهن خود مرور کنید. هنگام بمباران ایران گزارشی دیدم از یک خبرنگار آمریکایی که آمریکا کشوری را به دستور اسرائبل بمباران میکند که "ایستگاه مترو" پایتخت خود را به نام "ایستگاه مریم مقدس" نامگذاری کرده است و این درحالیست که مبانی الهیاتی یهودیت حضرت مسیح را نه تنها به رسمیت نمیشناسد بل با الفاظ زشت از او و مریم مقدس یاد میکند. اگر نامگذاری یک ایستگاه مترو میتواند چنین انعکاس جهانی داشته باشد تصور کنید ما اگر پاپ لئو را -ولو نمادین- به ایران دعوت کنیم تا بر سر مزار یکی از "حواریون مسیح" -یعنی تادئوس مقدس- (Saint Thaddeus) حضور پیدا کند تا سخنان سخیف ترامپ که میخواهد این جنگ ظالمانه را جنگ تمدن مسیحی علیه تمدن اسلامی معرفی کند را باطل کند. شاید مراجع قم و نجف بتوانند پیشقدم شوند و پاپ را که در آستانه سفر به یک کشور مسلمان (الجزایر) است را ترغیب کنند تا به ایران هم سفر کند و با این عمل خود به جهان نشان دهد که ایران یکی از گهوارههای مسیحیت در جهان هم هست. با این حرکت ما خواهیم توانست "ظرفیت دیپلماسی بینالادیانی" ایران را در سطح جهانی به نمایش بگذاریم و نشان دهیم که ایمان اسلامی مبتنی بر وحدت جهانی ادیان است که در سوره بقره آیه چهارم به زیبایی ترسیم شده است:
"و الذین یومنون بما انزل الیک و ما انزل من قبلک و بالاخره هم یوقنون".
سیدجواد میری
@seyedjavadmiri
۱۲:۰۹
Let's take the Pope's cries seriously!
Put the words that Pope Leo has spoken against war alongside the disobedience of some world leaders, including Asian, African, Latin American, and European, and the anti-war movement in America itself, and then review the concept of "public diplomacy capacity" in your mind. During the bombing of Iran, I saw a report from an American journalist that the United States is bombing a country on the orders of Israel that has named its capital's "metro station" "Holy Mary Station," while Zionism is not recognizing the theological foundations of Jesus as Messiah, but it also refers to him and the Holy Mary in ugly terms. If naming a metro station can have such a global impact, imagine if we invited Pope Leo - even symbolically - to Iran to visit the tomb of one of the "Apostles of Christ" - Saint Thaddeus - to nullify Trump's ridiculous words that want to introduce this "unjust war" as a war of Christian civilization against Islamic civilization (Look, for instance, at the Tattoo on Pete Hegseth's body Kafir). Perhaps the religious authorities of Qom and Najaf can take the initiative and encourage the Pope, who is about to travel to a Muslim country (Algeria), to travel to Iran as well, and with this act demonstrate the world that Iran is also one of the cradles of Christianity in the world. With this move, we will be able to showcase Iran's "interfaith diplomacy capacity" on a global level and show that the Islamic faith is based on the universal unity of religions, which is beautifully depicted in Surah Al-Baqarah, verse 4:
And who believe in what has been revealed to you, [O Muhammad], and what was revealed before you, and of the Hereafter they are certain [in faith].
Seyed Javad Miri
@seyedjavadmiri
Put the words that Pope Leo has spoken against war alongside the disobedience of some world leaders, including Asian, African, Latin American, and European, and the anti-war movement in America itself, and then review the concept of "public diplomacy capacity" in your mind. During the bombing of Iran, I saw a report from an American journalist that the United States is bombing a country on the orders of Israel that has named its capital's "metro station" "Holy Mary Station," while Zionism is not recognizing the theological foundations of Jesus as Messiah, but it also refers to him and the Holy Mary in ugly terms. If naming a metro station can have such a global impact, imagine if we invited Pope Leo - even symbolically - to Iran to visit the tomb of one of the "Apostles of Christ" - Saint Thaddeus - to nullify Trump's ridiculous words that want to introduce this "unjust war" as a war of Christian civilization against Islamic civilization (Look, for instance, at the Tattoo on Pete Hegseth's body Kafir). Perhaps the religious authorities of Qom and Najaf can take the initiative and encourage the Pope, who is about to travel to a Muslim country (Algeria), to travel to Iran as well, and with this act demonstrate the world that Iran is also one of the cradles of Christianity in the world. With this move, we will be able to showcase Iran's "interfaith diplomacy capacity" on a global level and show that the Islamic faith is based on the universal unity of religions, which is beautifully depicted in Surah Al-Baqarah, verse 4:
And who believe in what has been revealed to you, [O Muhammad], and what was revealed before you, and of the Hereafter they are certain [in faith].
Seyed Javad Miri
@seyedjavadmiri
۱۲:۲۳
سخنانی که پاپ لئو علیه جنگ بیان کرده است را در کنار نافرمانیهای سران برخی کشورهای جهان اعم از آسیایی و آفریقایی و آمریکای لاتینی و اروپایی و جنبش ضد جنگ در خودِ آمریکا قرار دهید آنگاه مفهوم «ظرفیت دیپلماسی عمومی» را در ذهن خود مرور کنید.
https://iqna.ir/00IEgR
https://iqna.ir/00IEgR
۷:۱۲
بازارسال شده از خبرفوری
#اخبارفوری_آذربایجان_شرقی در فضای مجازی
۱۳:۱۰
https://irannewspaper.ir/8999/3/151476
اجازه دهید این را شفاف بگویم. اگر ما وطنفروشی را به مثابه یک ویروس در نظر بگیریم، ابتدا شاهد شکلگیری این ویروس در میان برخی از دیاسپورای خارج از ایران بودیم و سپس سرایت آن به داخل. چگونه ممکن است یک اپوزیسیون دور از وطن به مرحلهای برسد که راه حل رهایی خود را در «آتش زدن وطن» ببیند؟ میگویند پتروشیمی را بزنید چون زیرساخت حاکمیت است، میگویند پالایشگاه را بزنید چون نیروهای نظامی از روی آن پل عبور میکنند، میگویند کارخانه فولاد را بزنید چون حاکمیت با آن فولاد موشک میسازد. این یعنی میخواهند کشور را مثل فلسطین به عصر حجر برگردانند.
@seyedjavadmiri
اجازه دهید این را شفاف بگویم. اگر ما وطنفروشی را به مثابه یک ویروس در نظر بگیریم، ابتدا شاهد شکلگیری این ویروس در میان برخی از دیاسپورای خارج از ایران بودیم و سپس سرایت آن به داخل. چگونه ممکن است یک اپوزیسیون دور از وطن به مرحلهای برسد که راه حل رهایی خود را در «آتش زدن وطن» ببیند؟ میگویند پتروشیمی را بزنید چون زیرساخت حاکمیت است، میگویند پالایشگاه را بزنید چون نیروهای نظامی از روی آن پل عبور میکنند، میگویند کارخانه فولاد را بزنید چون حاکمیت با آن فولاد موشک میسازد. این یعنی میخواهند کشور را مثل فلسطین به عصر حجر برگردانند.
@seyedjavadmiri
۱۵:۴۳
آینده اسرائیل در جهان اسلام
جنگ رمضان با تمامی سختیها و شدائدش به نوعی گشایشهایی هم ایجاد کرده است اما باید در باب "سنخ" این گشایشها پرس و جو و -به قول صمد بهرنگی- کندوکاو نمود. گشایشهایی که جنگ رمضان پیش روی "ما" گشود این بود که "مسئله اسرائیل" یک مسئله گذرا برای ایران نیست و مدیریت آن هم محدود به مرزهای سیاسی ایران نیست بل کل "جهان اسلام" درگیر این مسئله هستند. اما نوع درگیری مناطق مختلف جهان اسلام همگی در یک سطح و جهت و درجه و شدت نیستند اما اهل نظر دریافتند که پروژه اسرائیل تازه شروع شده است و آنچه این مرحله از پروژه را مهمتر از مراحل پیش کرده است مفهوم "Lebensraum" است. این مفهوم در بستر ژئوپلیتیک آلمان نازیسم متولد شد و محتوای آن به صورت موجز این است که نازیسم برای اینکه بتواند به حیات خود ادامه دهد نیازمند "بسط مکان" میباشد و مبتنی بر این استراتژی ارتش نازیسم مفهوم "مرز" را یکطرفه ملغی کرد و به جای آن مفهوم "جبهه" را در ابعاد گوناگون جایگزین کرد تا بتواند با تهاجمهای برقآسا زمینهای کشورهای همسایه خود را تصرف کند. نکته حائز اهمیت در باب این مفهوم این است که معماران رویای اسرائیل تقریباً ریشه در سرزمین آلمان و اروپای شرقی دارند و شاید بتوان گفت به نوعی آلمانیتبار هستند که یهودیتشان هم با کلیمیان شرق و جهان اسلام بنیاداً متفاوت است. شاید اغراق نباشد اگر بگوییم خوانش معماران هویت سیاسی اسرائیل استراتژیهای نظامی نازیسم را درونی خود کردهاند و آنها را با خوانشهای گنوسی یهودیت اشکنازی درآمیختهاند و نمونه اعلی آن دستگاه فلسفی-گنوسی گرشوم شلوم آلمانی است که در ایران کمتر مورد بحث و فحص قرار گرفته است. اما برای اینکه بتوانیم درک کنیم جنگ رمضان در کجای استراتژیهای تمدنی اسرائیل قرار میگیرد نیازمند فهم مراحل بسط "ایده اسرائیل" هستیم. به نظرم ایده اسرائیل دارای پنج مرحله پیچیده است که "جنگ رمضان" در آستانه پنجمین مرحله آن قرار دارد.
مرحله نخست را میتوان در قرن نوزدهم شناسایی کرد که من آن را با مفهوم "تولد ایده" صورتبندی میکنم که از قضا فضای فرهنگ آلمانی در زایش این مرحله بسیار موثر بوده است. به عنوان مثال، ایدهپردازان و سازماندهان و پیادهنظامهای این مرحله به نوعی ریشه در فرهنگ آلمانی دارند. یکی از کلیدیترین آنها هرتزل است که نقش مهمی در ساماندهی و سازماندهی ایده اسرائیل به مثابه "ناسیون" -که تا به امروز از سوی جامعه کلیمیان ضد صهیونیسم مردود شناخته میشود- داشت.
مرحله دوم در اوائل قرن بیستم رخ داده است که میتوان آن را با مفهوم "انتقال ایده" صورتبندی کرد. البته این "انتقال" را باید هم در سطح ذهنی و بینالاذهانی درک کرد و هم در سطح عینی و واقعی. این سخن بدین معناست که در این مرحله سازماندهان ایده اسرائیل توانستند این مفهوم را بین یهودیان در اروپا جا بیندازند و هم توانستند دیگران را توجیه کنند و سپس به صورت فیزیکی به فلسطین انتقال پیدا کنند و پیادهنظام یهودیان را هم با خود همراه کنند و به طرق مختلف آنها را به "ارض موعود" انتقال دهند و ناسیون یهود را که در آلمان خلق کرده بودند بر روی ارض متعین کنند. اما این ایده یک کاتالیزاتور جهانی نیاز داشت که کارل مارکس در "مسئله یهود" به آن اشاره کرده بود و آن این بود که ماهیت یهودیت با ساز و کار سرمایهداری به طرق مختلفی پیوند خورده بود و انتقال سرمایهداران یهودی در پنج نقطه کلیدی جهان (آلمان، انگلیس، روسیه و آمریکا و اینالیا) به اختلافات سرمایهداری و آینده سیارهای آن دامن زد. آلمان با خوانش نازیسم؛ ایتالیا با خوانش فاشیسم؛ انگلیس با خوانش لیبرالیسم کهن، روسیه با خوانش کمونیسم و آمریکا با خوانش ایبرالیسم جدید در برابر یکدیگر صفآرایی کردند و نکته جالب توجه "نقش خاندانهای یهود" در معماری فردای جهان بود که در پسِ جنگ جهانی دوم چارچوب محتمل خود را به فاصله کمتر از سه سال در تاسیس دولت یهودی اسرائیل خود را نشان داد.
مرحله سوم تاسیس عملی ایده اسرائیل بود که با حذف نازیسم و فاشیسم و با همکاری عملی لیبرالیسم کهن و جدید انگلیس و آمریکا و کمونیسم شوروی منجر به متعین شدن ایده اسرائیل در میانه قرن بیستم در جهان شد. البته در پس هولوکاست نوعی الهیات جبران بر ذهن و زبان اندیشمندان و سیاستمداران خام جهان سایه افکنده بود و اینگونه روایت میشد که "ناسیون یهود" قربانی جنایات نازیسم و فاشیسم شده است و اسکان آنها در فلسطین نوعی جبران مافات است اما این بخش کوچکی از ماجرای بزرگتری بود که قرار بود آینده بشریت را در قرن بیست و یکم تحت تاثیر مخرب خود قرار دهد.
مرحله چهارم را باید با مفهوم "بسط ایده" صورتبندی کرد. این سخن بدین معناست که وقتی اسرائیل به مثابه یک "ملت-دولت" متعین شد رخدادی موازی در درون این دولت متولد گشت که کمتر کسی در سطح جهانی به آن اشاره میکرد و آن عدم پایبندی این
جنگ رمضان با تمامی سختیها و شدائدش به نوعی گشایشهایی هم ایجاد کرده است اما باید در باب "سنخ" این گشایشها پرس و جو و -به قول صمد بهرنگی- کندوکاو نمود. گشایشهایی که جنگ رمضان پیش روی "ما" گشود این بود که "مسئله اسرائیل" یک مسئله گذرا برای ایران نیست و مدیریت آن هم محدود به مرزهای سیاسی ایران نیست بل کل "جهان اسلام" درگیر این مسئله هستند. اما نوع درگیری مناطق مختلف جهان اسلام همگی در یک سطح و جهت و درجه و شدت نیستند اما اهل نظر دریافتند که پروژه اسرائیل تازه شروع شده است و آنچه این مرحله از پروژه را مهمتر از مراحل پیش کرده است مفهوم "Lebensraum" است. این مفهوم در بستر ژئوپلیتیک آلمان نازیسم متولد شد و محتوای آن به صورت موجز این است که نازیسم برای اینکه بتواند به حیات خود ادامه دهد نیازمند "بسط مکان" میباشد و مبتنی بر این استراتژی ارتش نازیسم مفهوم "مرز" را یکطرفه ملغی کرد و به جای آن مفهوم "جبهه" را در ابعاد گوناگون جایگزین کرد تا بتواند با تهاجمهای برقآسا زمینهای کشورهای همسایه خود را تصرف کند. نکته حائز اهمیت در باب این مفهوم این است که معماران رویای اسرائیل تقریباً ریشه در سرزمین آلمان و اروپای شرقی دارند و شاید بتوان گفت به نوعی آلمانیتبار هستند که یهودیتشان هم با کلیمیان شرق و جهان اسلام بنیاداً متفاوت است. شاید اغراق نباشد اگر بگوییم خوانش معماران هویت سیاسی اسرائیل استراتژیهای نظامی نازیسم را درونی خود کردهاند و آنها را با خوانشهای گنوسی یهودیت اشکنازی درآمیختهاند و نمونه اعلی آن دستگاه فلسفی-گنوسی گرشوم شلوم آلمانی است که در ایران کمتر مورد بحث و فحص قرار گرفته است. اما برای اینکه بتوانیم درک کنیم جنگ رمضان در کجای استراتژیهای تمدنی اسرائیل قرار میگیرد نیازمند فهم مراحل بسط "ایده اسرائیل" هستیم. به نظرم ایده اسرائیل دارای پنج مرحله پیچیده است که "جنگ رمضان" در آستانه پنجمین مرحله آن قرار دارد.
مرحله نخست را میتوان در قرن نوزدهم شناسایی کرد که من آن را با مفهوم "تولد ایده" صورتبندی میکنم که از قضا فضای فرهنگ آلمانی در زایش این مرحله بسیار موثر بوده است. به عنوان مثال، ایدهپردازان و سازماندهان و پیادهنظامهای این مرحله به نوعی ریشه در فرهنگ آلمانی دارند. یکی از کلیدیترین آنها هرتزل است که نقش مهمی در ساماندهی و سازماندهی ایده اسرائیل به مثابه "ناسیون" -که تا به امروز از سوی جامعه کلیمیان ضد صهیونیسم مردود شناخته میشود- داشت.
مرحله دوم در اوائل قرن بیستم رخ داده است که میتوان آن را با مفهوم "انتقال ایده" صورتبندی کرد. البته این "انتقال" را باید هم در سطح ذهنی و بینالاذهانی درک کرد و هم در سطح عینی و واقعی. این سخن بدین معناست که در این مرحله سازماندهان ایده اسرائیل توانستند این مفهوم را بین یهودیان در اروپا جا بیندازند و هم توانستند دیگران را توجیه کنند و سپس به صورت فیزیکی به فلسطین انتقال پیدا کنند و پیادهنظام یهودیان را هم با خود همراه کنند و به طرق مختلف آنها را به "ارض موعود" انتقال دهند و ناسیون یهود را که در آلمان خلق کرده بودند بر روی ارض متعین کنند. اما این ایده یک کاتالیزاتور جهانی نیاز داشت که کارل مارکس در "مسئله یهود" به آن اشاره کرده بود و آن این بود که ماهیت یهودیت با ساز و کار سرمایهداری به طرق مختلفی پیوند خورده بود و انتقال سرمایهداران یهودی در پنج نقطه کلیدی جهان (آلمان، انگلیس، روسیه و آمریکا و اینالیا) به اختلافات سرمایهداری و آینده سیارهای آن دامن زد. آلمان با خوانش نازیسم؛ ایتالیا با خوانش فاشیسم؛ انگلیس با خوانش لیبرالیسم کهن، روسیه با خوانش کمونیسم و آمریکا با خوانش ایبرالیسم جدید در برابر یکدیگر صفآرایی کردند و نکته جالب توجه "نقش خاندانهای یهود" در معماری فردای جهان بود که در پسِ جنگ جهانی دوم چارچوب محتمل خود را به فاصله کمتر از سه سال در تاسیس دولت یهودی اسرائیل خود را نشان داد.
مرحله سوم تاسیس عملی ایده اسرائیل بود که با حذف نازیسم و فاشیسم و با همکاری عملی لیبرالیسم کهن و جدید انگلیس و آمریکا و کمونیسم شوروی منجر به متعین شدن ایده اسرائیل در میانه قرن بیستم در جهان شد. البته در پس هولوکاست نوعی الهیات جبران بر ذهن و زبان اندیشمندان و سیاستمداران خام جهان سایه افکنده بود و اینگونه روایت میشد که "ناسیون یهود" قربانی جنایات نازیسم و فاشیسم شده است و اسکان آنها در فلسطین نوعی جبران مافات است اما این بخش کوچکی از ماجرای بزرگتری بود که قرار بود آینده بشریت را در قرن بیست و یکم تحت تاثیر مخرب خود قرار دهد.
مرحله چهارم را باید با مفهوم "بسط ایده" صورتبندی کرد. این سخن بدین معناست که وقتی اسرائیل به مثابه یک "ملت-دولت" متعین شد رخدادی موازی در درون این دولت متولد گشت که کمتر کسی در سطح جهانی به آن اشاره میکرد و آن عدم پایبندی این
۱۹:۱۹
"ملت-دولت" جدید به مفهوم "مرز" (border) بود. به عبارت دیگر، طبق رژیم حقوقی در ساختار بینالمللی همه ملتها باید کشورشان "مرز مشخص" داشته باشند ولی اسرائیل از این قاعده مستثنی بود و تاریخ هشتاد ساله آن گواهی بر این مدعاست که اسرائیل تنها دولتی است که به جای مرز "جبهه" (front) یا دقیقتر بگوییم جبههها دارد. این پدیده نشان از این دارد که این مرحله مقدمه مراحلی پیچیدهتر در آینده نه چندان دور خواهد بود که با مفهوم "فضای حیاتی" (lebensraum) در ارتباط تنگاتنگ است.
مرحله پنجم که آن را شاید بتوان با مفهوم "اتساع ایده" صورتبندی کرد مرحلهایی است که اسرائیل به دنبال اتساع فضایی-مکانی خود است که در این مرحله جنگ رمضان رخ داده است و به نظرم این جنگ دارای مراحل و سطوح و حالات و اَشکال و هندسههای متنوعی خواهد بود. این تصور که ایده اسرائیل به پایان خود رسیده است و یا جبهههای خود را متوقف خواهد کرد و در مرزهای کنونی خود باقی خواهد ماند تصوری نادرست از آینده مدیریت سرمایه و تکنولوژی و نظم جهانی است. به نظرم مراحل بعدی ارتباط وثیقی با استوانههای جهان اسلام و مشخصاً منطقه ما که شامل ایران و ترکیه و پاکستان و عربستان میباشد، پیدا خواهد کرد.
به عبارت دقیقتر، با افول آمریکا در نظم جهانی اسرائیل نیاز به توسعه مکان حیاتی خود دارد و این زمانی ممکن است که این چهار کشور تبدیل به جزیرههای کوچکتر و معارض همدیگر تبدیل شوند تا اسرائیل بتواند امپراطوری خود را گسترش جغرافیایی بدهد و سپس با سیطره بر دریاها و آبراهها و راههای مواصلاتی و انتقال سرمایه و تکنولوژی از آمریکای ورشکسته (به یُمن سیاستمداران و لابیستها و خاندانهای سرمایهدار یهودی مقیم آمریکا) به عنوان قطب اعظم در مدیریت شرق اسلامی با چین مقابله و تعامل کند. شاید این تصویر برای برخی خیالی به نظر بیاید ولی با ارجاع به مراحلی که این ایده در یکصد و پنجاه سال به صورت مداوم و سیستماتیک طی کرده است اگر ملتهای منطقه و دولتهای این چهار کشور به هم نپیوندند ایده اسرائیل بزرگ از خیال به واقعیت تبدیل خواهد شد. جنگ رمضان به نظرم یکی از گشایشهایش فهم واقعیاتی است که شاید تا پیش از این به عنوان داستانهای علمی-تخیلی جدی گرفته نمیشد اما امروز شاید واقعیات روی زمین ما را به تامل وادارد.
سیدجواد میری
@seyedjavadmiri
مرحله پنجم که آن را شاید بتوان با مفهوم "اتساع ایده" صورتبندی کرد مرحلهایی است که اسرائیل به دنبال اتساع فضایی-مکانی خود است که در این مرحله جنگ رمضان رخ داده است و به نظرم این جنگ دارای مراحل و سطوح و حالات و اَشکال و هندسههای متنوعی خواهد بود. این تصور که ایده اسرائیل به پایان خود رسیده است و یا جبهههای خود را متوقف خواهد کرد و در مرزهای کنونی خود باقی خواهد ماند تصوری نادرست از آینده مدیریت سرمایه و تکنولوژی و نظم جهانی است. به نظرم مراحل بعدی ارتباط وثیقی با استوانههای جهان اسلام و مشخصاً منطقه ما که شامل ایران و ترکیه و پاکستان و عربستان میباشد، پیدا خواهد کرد.
به عبارت دقیقتر، با افول آمریکا در نظم جهانی اسرائیل نیاز به توسعه مکان حیاتی خود دارد و این زمانی ممکن است که این چهار کشور تبدیل به جزیرههای کوچکتر و معارض همدیگر تبدیل شوند تا اسرائیل بتواند امپراطوری خود را گسترش جغرافیایی بدهد و سپس با سیطره بر دریاها و آبراهها و راههای مواصلاتی و انتقال سرمایه و تکنولوژی از آمریکای ورشکسته (به یُمن سیاستمداران و لابیستها و خاندانهای سرمایهدار یهودی مقیم آمریکا) به عنوان قطب اعظم در مدیریت شرق اسلامی با چین مقابله و تعامل کند. شاید این تصویر برای برخی خیالی به نظر بیاید ولی با ارجاع به مراحلی که این ایده در یکصد و پنجاه سال به صورت مداوم و سیستماتیک طی کرده است اگر ملتهای منطقه و دولتهای این چهار کشور به هم نپیوندند ایده اسرائیل بزرگ از خیال به واقعیت تبدیل خواهد شد. جنگ رمضان به نظرم یکی از گشایشهایش فهم واقعیاتی است که شاید تا پیش از این به عنوان داستانهای علمی-تخیلی جدی گرفته نمیشد اما امروز شاید واقعیات روی زمین ما را به تامل وادارد.
سیدجواد میری
@seyedjavadmiri
۱۹:۱۹
بازارسال شده از پژوهش فرهنگی
@culturalresearch
۲۰:۴۰
عرفاء و اهل سلوک میگویند سالک برای تحول بنیادین باید "چلهنشینی" کند. چلهنشینی یعنی سالک باید "چهل روز" مراقبت و محاسبه نفس و خلوت کند تا دگرگونیهای وجودی در عمق جان او رخ دهد و این امر با عدد نمادین "چهل" گره خورده است. حال توجه کنید در این "چهل روز" بر ما و جهان چه گذشت. تو گویی در یک چلهنشینی فشرده و پر حرارت روح جمعی ما گداخته شد و دگرگونیهای بنیادینی در ظاهر و باطن جامعهمان روی داد و بسیاری از افرادی که با ما بودند اکنون نیستند و بسیاری از ناممکنها ممکن و بسیاری از ممکنها ناممکن شده است. این تحولات چنان گسترده و عمیق و دراز دامن است که اهل نظر هنوز به نوعی گیج میزنند و نمیدانند از کجای این قصه شروع کنند و مسیر فردا را روایت کنند. البته این دگرگونی و تحول و تغییر فقط محدود به ایران نخواهد بود بل جهان در "آستانگی" واقع شده است.
سیدجواد میری
@seyedjavadmiri
سیدجواد میری
@seyedjavadmiri
۲۰:۵۱
بازارسال شده از خبرفوری
۵:۴۶
۷:۴۳
بازارسال شده از فوری Tv
۱۴:۳۹
بازارسال شده از کانال تاریخ فرهنگی و جهان سوم/اسلام: استراتژی و معنویت
نقد کتاب–فیلم پسااستعماری و مسئله عدالت
با موضوع : چه کسی بر جهان حکومت میکند⸮و مسئلهی کریدورها.
وظیفه ی روشنفکر در قبال میل به جنگ، استعمار، نابرابری ها و نابودی همنوع چیست؟
زمان :یک شنبه 30 فروردین ساعت ۱۹ الی 22.حضوری و مجازی
کافه کتاب جیم آیدی جهت ثبت نام : @jimlandcafe
با همکاری محمد شخصی توکلیان روان شناس.
کانال تاریخ فرهنگی و جهان اسلام/سوم: استراتژی و معنویت@Cultureforhumiliated
وظیفه ی روشنفکر در قبال میل به جنگ، استعمار، نابرابری ها و نابودی همنوع چیست؟
زمان :یک شنبه 30 فروردین ساعت ۱۹ الی 22.حضوری و مجازی
با همکاری محمد شخصی توکلیان روان شناس.
کانال تاریخ فرهنگی و جهان اسلام/سوم: استراتژی و معنویت@Cultureforhumiliated
۲۰:۵۳
آیا «مسئله اسرائیل» یک مسئله گذرا برای ایران است؟
به قلم سیدجواد میری؛ جامعهشناس و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و انسانی و مطالعات فرهنگی
جنگ رمضان با تمامی سختیها به نوعی، گشایشهایی هم ایجاد کرده است اما باید در باب «سنخ» این گشایشها پرس و جو و - به قول صمد بهرنگی - کندوکاو نمود
https://iqna.ir/00IEjR
به قلم سیدجواد میری؛ جامعهشناس و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و انسانی و مطالعات فرهنگی
جنگ رمضان با تمامی سختیها به نوعی، گشایشهایی هم ایجاد کرده است اما باید در باب «سنخ» این گشایشها پرس و جو و - به قول صمد بهرنگی - کندوکاو نمود
https://iqna.ir/00IEjR
۲۱:۱۹
ماهاتیر محمد نخستوزیر سالهای دور مالزی درباره حرکت ایران در باب "تنگه هرمز" چه میگوید؟ او میگوید ایران حرکت هوشمندانهای در این مرحله انجام داده است و ترامپ موفق نخواهد شد.
@seyedjavadmiri
@seyedjavadmiri
۲۱:۳۴