عکس پروفایل مجلۀ سورهم
۵ هزار عضو

مجلۀ سوره

undefined صفحهٔ رسمی مجلهٔ «سوره»undefined همراه با آخرین اخبار و تحلیل‌های جنگ مقدس «رمضان» علیه شیطان بزرگundefined ویژه‌نامهٔ روزانهٔ #سوره_فتح
ارتباط با ادمین؛@sourehmagazine_admin
مجلۀ سوره
undefined undefined فردوسی‌ستایی در تهران، شاهنامه‌سوزی در زاگرس undefinedچرا رژیم پهلوی هم‌زمان با برگزاری کنگرهٔ هزارهٔ فردوسی، شاهنامه‌خوان‌های بومی ایران را در غل و زنجیر می‌کرد؟ undefined محمود ذکاوت بازسازی فرهنگی و سیاسی ایران متکی به احیای عناصر فرهنگی، خاصه شاهنامۀ فردوسی ازجمله تکاپوهای روشنفکران ایرانی در دورۀ معاصر بوده است. با تأسیس دولت پهلوی، محمدعلی فروغی، علی‌اصغر حکمت و سیدحسن تقی‌زاده گرد رضاشاه جمع شدند تا این ایده را محقق سازند. آن‌ها در قالب برگزاری «هزارۀ فردوسی» به‌دنبال تحقق این هدف بودند. با تأمل در شیوۀ برگزاری، نطق‌های کنگرۀ مذکور و سیاست‌های دولت وقت دربارۀ شاهنامه‌خوانی متوجه می‌شویم که برخلاف تصور غالب، کنگرۀ مذکور بیش و پیش از آن‌که عهده‌دار احیای هویت ملی باشد، درصدد بود تا روند غربی‌سازی در ایران را تسهیل کند. undefined این یادداشت در شمارهٔ ۲۳و۲۴ مجلهٔ سوره منتشر شده است. متن کامل آن را این‌جا بخوانید. undefined @Sourehmagazine
undefined فردوسی‌ستایی در تهران، شاهنامه‌سوزی در زاگرسundefinedچرا رژیم پهلوی هم‌زمان با برگزاری کنگرهٔ هزارهٔ فردوسی، شاهنامه‌خوان‌های بومی ایران را در غل و زنجیر می‌کرد؟undefined محمود ذکاوت(بخش اول)
بازسازی فرهنگی و سیاسی ایران متکی به احیای عناصر فرهنگی، خاصه شاهنامۀ فردوسی ازجمله تکاپوهای روشنفکران ایرانی در دورۀ معاصر بوده است. با تأسیس دولت پهلوی، محمدعلی فروغی، علی‌اصغر حکمت و سیدحسن تقی‌زاده گرد رضاشاه جمع شدند تا این ایده را محقق سازند. آن‌ها در قالب برگزاری «هزارۀ فردوسی» به‌دنبال تحقق این هدف بودند. با تأمل در شیوۀ برگزاری، نطق‌های کنگرۀ مذکور و سیاست‌های دولت وقت دربارۀ شاهنامه‌خوانی متوجه می‌شویم که برخلاف تصور غالب، کنگرۀ مذکور بیش و پیش از آن‌که عهده‌دار احیای هویت ملی باشد، درصدد بود تا روند غربی‌سازی در ایران را تسهیل کند.
درآمدبا روی‌کار‌آمدن حکومت پهلوی در ایران، برنامۀ‌ اصلی دولت بر تغییر هویت و سنن اجتماعی ایرانیان متمرکز شد. هیچ‌یک از اقشار و اصناف جامعه از تیغ تیز پهلوی رهایی نیافت. هم‌زمان نیز حکومت درصدد تحمیل هویتی جدید به جامعه بود. جعل یک هویت جدید در تضاد با هویت اجتماعی و دینی وقت در دستور کار حکومت قرار گرفت. عناصر دولت پهلوی (رضاشاه، روشنفکران هم‌ساز با او و دولت‌های استعماری) تصمیم خود در قبال ایران را گرفته بودند. همه‌چیز باید تغییر می‌کرد و هرگونه مخالفت با تغییر مذکور به شدیدترین شکل سرکوب می‌شد. در این میان، تناقض‌هایی نیز در سیاست‌های فرهنگی دولت دیده می‌شد، خاصه در موضوع تأکید و ترویج فردوسی به‌عنوان شاعر ملی و شاهنامه به‌مثابۀ متن هویت‌ساز ایرانیان این مسئله به چشم می‌خورد؛ البته این تناقض به معنای عدم آگاهی دولت از سیاست موردنظر نبود، بلکه مسئلۀ اصلی ناشی از کلان‌منظومۀ فرهنگی پهلوی برای جامعۀ ایران، یعنی ادغام آن در تجدد غربی بود؛ به عبارت دیگر، در نگاه عناصر قدرت در این دوره، بازخوانی فردوسی و شاهنامه بیش و پیش از آن‌که برنامه‌ای برای احیای فرهنگی هویت ایرانیان باشد، شیوه‌ای برای سرپوش گذاشتن برنامه‌های غربی‌سازی دولت بود. بر همین اساس بود که در زمانی که مقبرۀ فردوسی در توس بازسازی و شاهنامۀ او در تهران بازنشر شد، دولت در حوزۀ زاگرس و فارس، شاهنامه‌سوزی راه می‌انداخت و شاهنامه‌خوانان را می‌کشت. تا کنون بارها بر نقش «هزارۀ فردوسی» در تثبیت ناسیونالیسم پهلوی و بازسازی تصویر ایران نزد کشورهای دیگر تأکید شده است اما کمتر به جایگاه هزارۀ فردوسی در غربی‌سازی ایران و همچنین مسئلۀ شاهنامه‌سوزی در زمان برگزاری این کنگره توجه شده است.
هزارۀ فردوسیمهرماه 1313 جشن‌های هزارۀ فردوسی برگزار شد. این مراسم طی ماه مهر تقریباً سراسر ایران و طی سال ۱۹۳۴م در بسیاری از پایتخت‌ها و شهرهای جهان و با همکاری و مشارکت کنسولگری‌ها یا سفارتخانه‌های ایران و دانشگاه‌ها یا سازمان‌های علمی و فرهنگی کشورهای متعدد در غرب و شرق برگزار شد. مهم‌ترین آن‌ها برپایی کنگرۀ هزارۀ فردوسی با حضور بزرگ‌ترین و مشهورترین ایران‌شناسان و شاهنامه‌پژوهان جهان در تهران بود. این مجموعه رخداد از برجسته‌ترین و ماندگارترین نمودهای ناسیونالیسم در حکومت پهلوی اول به ‌شمار می‌رفت که با حضور شخص رضاشاه و مهم‌ترین رجال سیاسی و فرهنگی حکومت، همراه با احداث و افتتاح آرامگاه فردوسی در شهر توس به اجرا درآمد و فصل نوینی را در بازنمایی زندگی و زمانۀ فردوسی و مطالعات شاهنامه‌شناسی در سطح ملی و بین‌المللی و با هدف تقویت ایدئولوژی ناسیونالیسم شاهنشاهی رقم زد.
فراخوانی تاریخ برای ادغام در تجددهزارۀ فردوسی فقط صحنه‌ای برای فراخوانی تاریخ به ایران دورۀ پهلوی نبود، بلکه به‌نوعی انهدام و به معنای دقیق کلمه، ادغام فرهنگ ملی در فرهنگ جدید غربی هم بود. این مسئله به‌خوبی در سخنرانی علی‌اصغر حکمت، وزیر معارف وقت نمایان است. وی که سودای رستاخیز زبان و فرهنگ فارسی را داشت در سخنرانی خود در نخستین جلسۀ کنگرۀ موردنظر، به زبان فرانسه تأکید کرد: «اتحاد که عبارت از امتزاج و یگانگی باطن باشد جز از طریق اختلاط روحانی صورت نتوان بست.» او در ادامه مراد خود را این‌طور نمایان می‌سازد: «اقدام ملت ایران در تهیۀ جشن فردوسی و شرکت ملل معظم و دانشمندان مفخم اگرچه به‌ظاهر هدفی ادبی و تاریخی دارد، در واقع و نفس‌الامر قدمی است که به‌سوی تفاهم حقیقی فیمابین ملل برداشته شده است.»
undefined @Sourehmagazine
undefined۶

۱.۷K

۱۴:۱۹