دعا برای ظهور.pdf
۶۶.۸۱ کیلوبایت
در کوی ما شکستهدلی میخرند و بس
چنین فرصتی معلوم نیست دیگر پیش آید: شبهای قدر، شرایط جنگیای که احساس نیاز و اضطرار را تشدید کرده، دلهایی سوخته و شکسته از زخم دشمن،
در این شبهای قدر، هرجا که هستیم، با صدق نیت، خواستههایمان را یکی کنیم، از ته دل دست به دعا بردایم، با اشک بخواهیم، همتی کنیم که خداوند #تقدیری که بیش از هزار سال منتظرش هستیم را برای همین سال پیش رو رقم بزند. ان شاء الله تعالی.
علاوه بر دعای «*اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك*» که از جانب امام باقر ع و امام صادق ع برای شب بیست و سوم بسیار سفارش شده (تهذیب، ج۳، ص۱۰۳)،فرازی از دعای افتتاح که باب الحوائج، امام کاظم ع برای ماه مبارک رمضان به ما آموخته و حاوی فقراتی عالی برای طلب ظهور است (تهذیب، ج۳، ص۱۱۱)،و نیز دعای فرجی که خود امام زمان تعلیم داده (المصباح (للكفعمي)، ص176)
فایل PDF به همراه ترجمه ضمیمه شده است.
لطفا در شبهای قدر #نشر_حداکثری دهیدفایل Word هم در ادامه تقدیم میشود
چنین فرصتی معلوم نیست دیگر پیش آید: شبهای قدر، شرایط جنگیای که احساس نیاز و اضطرار را تشدید کرده، دلهایی سوخته و شکسته از زخم دشمن،
در این شبهای قدر، هرجا که هستیم، با صدق نیت، خواستههایمان را یکی کنیم، از ته دل دست به دعا بردایم، با اشک بخواهیم، همتی کنیم که خداوند #تقدیری که بیش از هزار سال منتظرش هستیم را برای همین سال پیش رو رقم بزند. ان شاء الله تعالی.
علاوه بر دعای «*اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك*» که از جانب امام باقر ع و امام صادق ع برای شب بیست و سوم بسیار سفارش شده (تهذیب، ج۳، ص۱۰۳)،فرازی از دعای افتتاح که باب الحوائج، امام کاظم ع برای ماه مبارک رمضان به ما آموخته و حاوی فقراتی عالی برای طلب ظهور است (تهذیب، ج۳، ص۱۱۱)،و نیز دعای فرجی که خود امام زمان تعلیم داده (المصباح (للكفعمي)، ص176)
فایل PDF به همراه ترجمه ضمیمه شده است.
لطفا در شبهای قدر #نشر_حداکثری دهیدفایل Word هم در ادامه تقدیم میشود
۱۲:۵۳
دعا برای ظهور.docx
۲۲.۲۷ کیلوبایت
در کوی ما شکستهدلی میخرند و بس
چنین فرصتی معلوم نیست دیگر پیش آید: شبهای قدر، شرایط جنگیای که احساس نیاز و اضطرار را تشدید کرده، دلهایی سوخته و شکسته از زخم دشمن،
در این شبهای قدر، هرجا که هستیم، با صدق نیت، خواستههایمان را یکی کنیم، از ته دل دست به دعا بردایم، با اشک بخواهیم، همتی کنیم که خداوند #تقدیری که بیش از هزار سال منتظرش هستیم را برای همین سال پیش رو رقم بزند. ان شاء الله تعالی.
علاوه بر دعای «اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك» که از جانب امام باقر ع و امام صادق ع برای شب بیست و سوم بسیار سفارش شده (تهذیب، ج۳، ص۱۰۳)،فرازی از دعای افتتاح که باب الحوائج، امام کاظم ع برای ماه مبارک رمضان به ما آموخته و حاوی فقراتی عالی برای طلب ظهور است (تهذیب، ج۳، ص۱۱۱)،و نیز دعای فرجی که خود امام زمان تعلیم داده (المصباح (للكفعمي)، ص176)
فایل Word به همراه ترجمه ضمیمه شده است.
لطفا در شبهای قدر #نشر_حداکثری دهید
چنین فرصتی معلوم نیست دیگر پیش آید: شبهای قدر، شرایط جنگیای که احساس نیاز و اضطرار را تشدید کرده، دلهایی سوخته و شکسته از زخم دشمن،
در این شبهای قدر، هرجا که هستیم، با صدق نیت، خواستههایمان را یکی کنیم، از ته دل دست به دعا بردایم، با اشک بخواهیم، همتی کنیم که خداوند #تقدیری که بیش از هزار سال منتظرش هستیم را برای همین سال پیش رو رقم بزند. ان شاء الله تعالی.
علاوه بر دعای «اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّك» که از جانب امام باقر ع و امام صادق ع برای شب بیست و سوم بسیار سفارش شده (تهذیب، ج۳، ص۱۰۳)،فرازی از دعای افتتاح که باب الحوائج، امام کاظم ع برای ماه مبارک رمضان به ما آموخته و حاوی فقراتی عالی برای طلب ظهور است (تهذیب، ج۳، ص۱۱۱)،و نیز دعای فرجی که خود امام زمان تعلیم داده (المصباح (للكفعمي)، ص176)
فایل Word به همراه ترجمه ضمیمه شده است.
لطفا در شبهای قدر #نشر_حداکثری دهید
۱۲:۵۳
متن ارسالی از کانال «تحلیلهای یک جنرالیست»@generalist
چشیدن طعم استقلال طلبی
تحلیل اجتماعی از دلالت انتخاب سید مجتبی خامنه ای به عنوان رهبر جدید انقلاب و نظام جمهوری اسلامی
سید آرش وکیلیان مقدمه نخست، نگارنده تخصص و اطلاع لازم برای ارزیابی عملکرد مجلس خبرگان رهبری را ندارد ، لذا این نوشتار اصلا در مقام ارزیابی عملکرد آن مجلس محترم نیست و امید به خدا که به بهترین شکل تکلیفشان را انجام داده اند.
مقدمه دوم، شعار اصلی و محوری انقلاب اسلامی، «استقلال، آزادی ، جمهوری اسلامی » بوده است. این سه گرچه نوعی ارتباط معنایی و اجتماعی با هم دارند، اما سه ارزش محوری مجزا هستند و هر کدام مستقلاً در مقام تحقق و ارزشگذاری اجتماعی سنجیده می شود، چنانکه بانوی بی حجابی که در تجمعات اخیر برای حمایت از نظام شبها به خیابان می آید در واقع از استقلال ملی کشورش تحت این پرچم دفاع می کند ولو آنکه با ارزش جمهوری اسلامی همراه نباشد.
من فکر میکنم عملکرد جمهوری اسلامی در تامین «استقال ایران» حتی از میزان تحقق جمهوریت و اسلامیت موفق تر بوده است و برخی مطالعات اجتماعی اخیر هم نشان می دهد که بسیاری از مردم چنین تلقی دارند که این نظام در تامین استقلال در قیاس با دیگر حکومت های ایران موفق تر بوده است، اما ارزش استقلال را نسبت به ارزش های دیگری نظیر آزادی فردی یا پیشرفت و رفاه کم اهمیت تر ارزیابی کرده اند.
دشواری ارزش استقلال این است که ما طی پنج دهه گذشته تا امروز هزینه های آن را به طور جمعی و فردی پرداخته ایم بی آنکه منافعش را بتوانیم در زندگی روزمره آشکارا لمس کنیم و یا اگر منفعت ملموسی بوده، توان ادراکش را نداشته ایم.
اکنون که با ظهور ترامپ و تعدی صهیونیست ها، استکبار جهانی در تمامیت خود بروز کرده و با جمهوری اسلامی ایران از حیث استقلال در یکی از اساسی ترین جوانبش یعنی استقلال در حاکمیت ملی به تعارض خورده و سپس آشکارا به کشور حمله کرده است، به نظر می رسد موضوع «استقلال» برای اولین بار به یک مسأله عمومی تبدیل شده است و سطح نزاع به قدری حاد بوده است که رهبر شهید انقلاب اسلامی جان خودش را برای حفظ آن و عدم تسلیم ملی فدا کرده است.سپس، رییس جمهور آمریکا به طرز آشکاری اعلام کرده است که میخواهد در فرایند انتخاب جانشین مداخله کند و سید مجتبی خامنه ای گزینه مطلوب وی نیست!!!
به این حمله عریان به استقلال ملی، با انتخاب سید مجتبی خامنه ای که خود جانباز جنگ استقلال ایران است و بسیاری از خویشان وی در روز نخست این جنگ فدا شده اند، معنا و دلالت اجتماعی پاسخ قاطعی داده شده است.
لذا گرچه جمعی از مردم از باب ولایت پذیری هر کس به عنوان رهبر انتخاب می شد را می پذیرفتند، اما آنچه این انتخاب را می تواند برای عموم مردم فراتر از معتقدان به اسلامیت نظام شیرین نماید، چشیدن طعم استقلال ملی است که از تمام موشک های شلیک شده ، آشکارتر است.
در واقع امروز جمهوری اسلامی ایران توانسته حق حاکمیت ملی را که طی دویست سال اخیر مکرراً از سوی ابرقدرت های جهانی نقض شده، احیا کند. در حالی که طی سلسله های قاجار و پهلوی اشکال مختلف جداسازی سرزمینی، تحمیل قرارداد استعماری ، نقض حق حاکمیت ملی، حتی اشغال کل ایران و خلع پادشاه رخ داده است ، عملا این بار کشور در قالب این نظام بار دیگر برای حفظ حاکمیت ملی به پا خاسته است.
حال برماست که این ارزش بزرگ را فراتر از جمعیت وفاداران خاص جمهوری اسلامی و ولایت مداران طرفدار ارزش اسلامیت در جامعه ترویج کنیم و اهمیت آن را برای مردم تبیین نماییم تا لذت برخورداری از استقلال را بچشند؛ کما اینکه این روزها حقارت رفاه بدون استقلال را در کشورهای عرب خلیج فارس آشکارا مشاهده می کنند.
جمهوری اسلامی ایران از روز اول با شعار استقلال تاسیس شده است و برای حفظ آن مجبور به پرداخت هزینه از رفاه عمومی گشته و اکنون زمان آن است با قدرت نمایی در برابر دشمن امپریالیست، تحقق آن را به رخ جهانیان بکشیم.
می جنگیم، می میریم، ذلت نمی پذیریم و تسلیم نمی شویم.
چشیدن طعم استقلال طلبی
تحلیل اجتماعی از دلالت انتخاب سید مجتبی خامنه ای به عنوان رهبر جدید انقلاب و نظام جمهوری اسلامی
مقدمه دوم، شعار اصلی و محوری انقلاب اسلامی، «استقلال، آزادی ، جمهوری اسلامی » بوده است. این سه گرچه نوعی ارتباط معنایی و اجتماعی با هم دارند، اما سه ارزش محوری مجزا هستند و هر کدام مستقلاً در مقام تحقق و ارزشگذاری اجتماعی سنجیده می شود، چنانکه بانوی بی حجابی که در تجمعات اخیر برای حمایت از نظام شبها به خیابان می آید در واقع از استقلال ملی کشورش تحت این پرچم دفاع می کند ولو آنکه با ارزش جمهوری اسلامی همراه نباشد.
من فکر میکنم عملکرد جمهوری اسلامی در تامین «استقال ایران» حتی از میزان تحقق جمهوریت و اسلامیت موفق تر بوده است و برخی مطالعات اجتماعی اخیر هم نشان می دهد که بسیاری از مردم چنین تلقی دارند که این نظام در تامین استقلال در قیاس با دیگر حکومت های ایران موفق تر بوده است، اما ارزش استقلال را نسبت به ارزش های دیگری نظیر آزادی فردی یا پیشرفت و رفاه کم اهمیت تر ارزیابی کرده اند.
دشواری ارزش استقلال این است که ما طی پنج دهه گذشته تا امروز هزینه های آن را به طور جمعی و فردی پرداخته ایم بی آنکه منافعش را بتوانیم در زندگی روزمره آشکارا لمس کنیم و یا اگر منفعت ملموسی بوده، توان ادراکش را نداشته ایم.
اکنون که با ظهور ترامپ و تعدی صهیونیست ها، استکبار جهانی در تمامیت خود بروز کرده و با جمهوری اسلامی ایران از حیث استقلال در یکی از اساسی ترین جوانبش یعنی استقلال در حاکمیت ملی به تعارض خورده و سپس آشکارا به کشور حمله کرده است، به نظر می رسد موضوع «استقلال» برای اولین بار به یک مسأله عمومی تبدیل شده است و سطح نزاع به قدری حاد بوده است که رهبر شهید انقلاب اسلامی جان خودش را برای حفظ آن و عدم تسلیم ملی فدا کرده است.سپس، رییس جمهور آمریکا به طرز آشکاری اعلام کرده است که میخواهد در فرایند انتخاب جانشین مداخله کند و سید مجتبی خامنه ای گزینه مطلوب وی نیست!!!
به این حمله عریان به استقلال ملی، با انتخاب سید مجتبی خامنه ای که خود جانباز جنگ استقلال ایران است و بسیاری از خویشان وی در روز نخست این جنگ فدا شده اند، معنا و دلالت اجتماعی پاسخ قاطعی داده شده است.
لذا گرچه جمعی از مردم از باب ولایت پذیری هر کس به عنوان رهبر انتخاب می شد را می پذیرفتند، اما آنچه این انتخاب را می تواند برای عموم مردم فراتر از معتقدان به اسلامیت نظام شیرین نماید، چشیدن طعم استقلال ملی است که از تمام موشک های شلیک شده ، آشکارتر است.
در واقع امروز جمهوری اسلامی ایران توانسته حق حاکمیت ملی را که طی دویست سال اخیر مکرراً از سوی ابرقدرت های جهانی نقض شده، احیا کند. در حالی که طی سلسله های قاجار و پهلوی اشکال مختلف جداسازی سرزمینی، تحمیل قرارداد استعماری ، نقض حق حاکمیت ملی، حتی اشغال کل ایران و خلع پادشاه رخ داده است ، عملا این بار کشور در قالب این نظام بار دیگر برای حفظ حاکمیت ملی به پا خاسته است.
حال برماست که این ارزش بزرگ را فراتر از جمعیت وفاداران خاص جمهوری اسلامی و ولایت مداران طرفدار ارزش اسلامیت در جامعه ترویج کنیم و اهمیت آن را برای مردم تبیین نماییم تا لذت برخورداری از استقلال را بچشند؛ کما اینکه این روزها حقارت رفاه بدون استقلال را در کشورهای عرب خلیج فارس آشکارا مشاهده می کنند.
جمهوری اسلامی ایران از روز اول با شعار استقلال تاسیس شده است و برای حفظ آن مجبور به پرداخت هزینه از رفاه عمومی گشته و اکنون زمان آن است با قدرت نمایی در برابر دشمن امپریالیست، تحقق آن را به رخ جهانیان بکشیم.
می جنگیم، می میریم، ذلت نمی پذیریم و تسلیم نمی شویم.
۱۱:۵۳
متن ارسالی از کانال محمدتقی دشتی https://eitaa.com/mohammadtaghidashti
چقدر این تحلیل سعید لیلاز به دلم نشست
هیچ توافقی با آمریکا، نمیتوانست جلوی جنگ را بگیرد
سعید لیلاز، استاد دانشگاه و تحلیلگر سیاسی و اقتصادی، گفت و گویی را با روزنامه اعتماد درباره جنگ و حمله آمریکا و اسرائیل به ایران انجام داده که بخشهایی از اظهارات وی به شرح زیر است:
قطعا واکنش ایران برای امریکا و اسراییل غیرقابل باور بود و اینها تصور نمیکردند ایران تا این حد بتواند پاسخ در خور بدهد، مقاومت کند و به طرف مقابل ضربه بزند. از نظر مادی (جدا از شهادت رهبر انقلاب که با هیچ عدد و رقمی نمیتوان حدی برای خسارات آن متصور شد) مجموع خسارتی که ایران به طرف مقابل زده است بیشتر از خساراتی بوده که آنها به ایران زدهاند. رهبر انقلاب ۴۸ ساعت قبل از شهادت در آخرین سخنرانیشان، صحبتهای تاریخی را بیان کردند و با نظیرسازی حادثه عاشورا با شرایط فعلی و بیان این جمله امام حسین(ع) که فرمودند: «مثل منی با مثل یزیدی، بیعت نخواهد کرد» پیامی مهم به ایرانیان و جهانیان ارسال کردند. حادثه شهادت ایشان بسیار عجیب بود و یک درس آموزنده برای همه تاریخ به جای گذاشت.
برخی رفتار امام (ره) در ماههای پایانی عمرشان را با رفتار رهبر شهید انقلاب مقایسه میکنند. امام قطعنامه آتشبس با عراق را امضا کردند، اما رهبری حاضر به پذیرش خواسته غرب نشدند اما این دو رخداد از نظر ژئوپلیتیک و سیاسی با هم تفاوت داشتند. امام خمینی آتشبس را پذیرفتند، چون دو راه پیش رویشان بود و امکانی برای انتخاب داشتند، در حالی که ایالات متحده امریکا جز تسلیم محض، راهی پیش پای ایران فعلی نگذاشته بود. با ذکر یک خاطره میگویم چرا راه دیگری وجود نداشت. در مهرماه ۱۴۰۴ از دفتر آقای لاریجانی با من تماس گرفتند و خواستند به دفتر ایشان بروم. عدهای از استادان و نخبگان و دانشگاهیان هم در این نشست بودند و در سوی مقابل هم اغلب مقامات اصلی شورای عالی امنیت ملی حضور داشتند. آقای لاریجانی گفتند: «موضوع این دعوت این است که به اطلاع شما برسانیم که در جریان مذاکراتی که در نیویورک به وساطت آقای مکرون با ویتکاف صورت گرفت (در پشت صحنه خود ترامپ هم حضور داشت) متوجه شدیم که طرف مقابل خیال توافق ندارد. در این مذاکرات هر اندازه ما امتیاز میدادیم، ابتدا مورد توجه ویتکاف و سایر مذاکرهکنندگان امریکایی قرار میگرفت، سپس برای انجام هماهنگی میرفتند و باز میگشتند، میگفتند، کم است، باز هم امتیاز بدهید! این روند تکرار شد تا جایی که متوجه شدیم ایالات متحده اساسا به دنبال توافق با ایران نیست.» در آن جلسه علی لاریجانی رسما اعلام کرد: «حدس میزنیم تا پایان دسامبر ۲۰۲۵ یعنی تا آخر دی ماه یک تهاجم نظامی جدید علیه ایران صورت بگیرد.»میخواستند این موضوع با مردم در میان گذاشته شود. اهمیت این اطلاعرسانیها در این است که مردم را آگاه میکند. برخی تصور میکنند، جمهوری اسلامی میتوانست از جنگ جلوگیری کند. در حالی که به نظرم هیچ حاکمیتی در ایران، نمیتواند خواسته امریکاییها را برآورده سازد، چون این خواستهها مساوی با فروپاشی تمامیت ارضی و استقلال ایران است نه فروپاشی جمهوری اسلامی. باز هم این جمله را تکرار میکنم، در مواجهه با امپریالیسم یا بردهاید یا دشمن! راه سومی وجود ندارد. هیچ گونه توافقی نمیتوانست جلوی وضعیت امروز را بگیرد.رهبر انقلاب میخواست به همه ثابت کند که مساله امریکا ایران است نه رهبری و فلان فرد و حزب. رهبر شهید انقلاب این حقیقت را با جان خود پیش روی همه ایرانیان تصویرسازی کردند. رهبری اگر میخواستند زنده بمانند و از جنگ جلوگیری کنند باید ایران را دودستی تحویل امریکا میدادند. هیچ آدم باشرفی دست به چنین اقدامی نمیزند، چه برسد شخصیتی در حد و اندازه آیتالله خامنهای که همواره بر آزادگی و حریت تاکید داشته است. من در سال ۱۴۰۱ گفتم که بدون قدرتمند شدن امکان زنده ماندن برای ایران وجود ندارد.
چقدر این تحلیل سعید لیلاز به دلم نشست
هیچ توافقی با آمریکا، نمیتوانست جلوی جنگ را بگیرد
سعید لیلاز، استاد دانشگاه و تحلیلگر سیاسی و اقتصادی، گفت و گویی را با روزنامه اعتماد درباره جنگ و حمله آمریکا و اسرائیل به ایران انجام داده که بخشهایی از اظهارات وی به شرح زیر است:
قطعا واکنش ایران برای امریکا و اسراییل غیرقابل باور بود و اینها تصور نمیکردند ایران تا این حد بتواند پاسخ در خور بدهد، مقاومت کند و به طرف مقابل ضربه بزند. از نظر مادی (جدا از شهادت رهبر انقلاب که با هیچ عدد و رقمی نمیتوان حدی برای خسارات آن متصور شد) مجموع خسارتی که ایران به طرف مقابل زده است بیشتر از خساراتی بوده که آنها به ایران زدهاند. رهبر انقلاب ۴۸ ساعت قبل از شهادت در آخرین سخنرانیشان، صحبتهای تاریخی را بیان کردند و با نظیرسازی حادثه عاشورا با شرایط فعلی و بیان این جمله امام حسین(ع) که فرمودند: «مثل منی با مثل یزیدی، بیعت نخواهد کرد» پیامی مهم به ایرانیان و جهانیان ارسال کردند. حادثه شهادت ایشان بسیار عجیب بود و یک درس آموزنده برای همه تاریخ به جای گذاشت.
برخی رفتار امام (ره) در ماههای پایانی عمرشان را با رفتار رهبر شهید انقلاب مقایسه میکنند. امام قطعنامه آتشبس با عراق را امضا کردند، اما رهبری حاضر به پذیرش خواسته غرب نشدند اما این دو رخداد از نظر ژئوپلیتیک و سیاسی با هم تفاوت داشتند. امام خمینی آتشبس را پذیرفتند، چون دو راه پیش رویشان بود و امکانی برای انتخاب داشتند، در حالی که ایالات متحده امریکا جز تسلیم محض، راهی پیش پای ایران فعلی نگذاشته بود. با ذکر یک خاطره میگویم چرا راه دیگری وجود نداشت. در مهرماه ۱۴۰۴ از دفتر آقای لاریجانی با من تماس گرفتند و خواستند به دفتر ایشان بروم. عدهای از استادان و نخبگان و دانشگاهیان هم در این نشست بودند و در سوی مقابل هم اغلب مقامات اصلی شورای عالی امنیت ملی حضور داشتند. آقای لاریجانی گفتند: «موضوع این دعوت این است که به اطلاع شما برسانیم که در جریان مذاکراتی که در نیویورک به وساطت آقای مکرون با ویتکاف صورت گرفت (در پشت صحنه خود ترامپ هم حضور داشت) متوجه شدیم که طرف مقابل خیال توافق ندارد. در این مذاکرات هر اندازه ما امتیاز میدادیم، ابتدا مورد توجه ویتکاف و سایر مذاکرهکنندگان امریکایی قرار میگرفت، سپس برای انجام هماهنگی میرفتند و باز میگشتند، میگفتند، کم است، باز هم امتیاز بدهید! این روند تکرار شد تا جایی که متوجه شدیم ایالات متحده اساسا به دنبال توافق با ایران نیست.» در آن جلسه علی لاریجانی رسما اعلام کرد: «حدس میزنیم تا پایان دسامبر ۲۰۲۵ یعنی تا آخر دی ماه یک تهاجم نظامی جدید علیه ایران صورت بگیرد.»میخواستند این موضوع با مردم در میان گذاشته شود. اهمیت این اطلاعرسانیها در این است که مردم را آگاه میکند. برخی تصور میکنند، جمهوری اسلامی میتوانست از جنگ جلوگیری کند. در حالی که به نظرم هیچ حاکمیتی در ایران، نمیتواند خواسته امریکاییها را برآورده سازد، چون این خواستهها مساوی با فروپاشی تمامیت ارضی و استقلال ایران است نه فروپاشی جمهوری اسلامی. باز هم این جمله را تکرار میکنم، در مواجهه با امپریالیسم یا بردهاید یا دشمن! راه سومی وجود ندارد. هیچ گونه توافقی نمیتوانست جلوی وضعیت امروز را بگیرد.رهبر انقلاب میخواست به همه ثابت کند که مساله امریکا ایران است نه رهبری و فلان فرد و حزب. رهبر شهید انقلاب این حقیقت را با جان خود پیش روی همه ایرانیان تصویرسازی کردند. رهبری اگر میخواستند زنده بمانند و از جنگ جلوگیری کنند باید ایران را دودستی تحویل امریکا میدادند. هیچ آدم باشرفی دست به چنین اقدامی نمیزند، چه برسد شخصیتی در حد و اندازه آیتالله خامنهای که همواره بر آزادگی و حریت تاکید داشته است. من در سال ۱۴۰۱ گفتم که بدون قدرتمند شدن امکان زنده ماندن برای ایران وجود ندارد.
۸:۳۲
دعا برای ظهور (۲).pdf
۱۲۲.۱۱ کیلوبایت
چنین فرصتی معلوم نیست دیگر پیش آید: شبهای قدر، شرایط جنگیای که احساس نیاز و اضطرار را تشدید کرده، دلهایی سوخته و شکسته از زخم دشمن،
امام صادق ع پنج علامت اصلی برای ظهور برشمردند که «اولینش نداء در ماه رمضان است» سپس توضیح دادند که این نداء در شب بیست و سومی است که شب جمعه است.آیا میدانستید که #امسال #شب_بیست_وسوم ماه مبارک، #شب_جمعه است؟
در این شبهای قدر، هرجا که هستیم، با صدق نیت، خواستههایمان را یکی کنیم، از ته دل دست به دعا بردایم، با اشک بخواهیم، همتی کنیم که خداوند #تقدیری که بیش از هزار سال منتظرش هستیم را برای همین سال پیش رو رقم بزند. ان شاء الله تعالی.
فایل PDF ضمیمه مشتمل است بر:
فایل Word در ادامه
لطفا در شبهای قدر ابتدا از ته دل دعا کنید.سپس #نشر_حداکثری دهید@souzanchi
۸:۴۵
دعا برای ظهور (۲).docx
۲۶.۲۷ کیلوبایت
چنین فرصتی معلوم نیست دیگر پیش آید: شبهای قدر، شرایط جنگیای که احساس نیاز و اضطرار را تشدید کرده، دلهایی سوخته و شکسته از زخم دشمن،
امام صادق ع پنج علامت اصلی برای ظهور برشمردند که «اولینش نداء در ماه رمضان است» سپس توضیح دادند که این نداء در شب بیست و سومی است که شب جمعه است.آیا میدانستید که #امسال #شب_بیست_وسوم ماه مبارک، #شب_جمعه است؟
در این شبهای قدر، هرجا که هستیم، با صدق نیت، خواستههایمان را یکی کنیم، از ته دل دست به دعا بردایم، با اشک بخواهیم، همتی کنیم که خداوند #تقدیری که بیش از هزار سال منتظرش هستیم را برای همین سال پیش رو رقم بزند. ان شاء الله تعالی.
فایل Word مشتمل است بر:
لطفا در شبهای قدر ابتدا از ته دل دعا کنید.سپس #نشر_حداکثری دهید@souzanchi
۸:۴۶
تذکر
دعای افتتاح را که در یادداشت بالا به عنوان دعایی که امام کاظم ع تعلیم داده یادداشت کرده بودم از کتاب تهذیب نقل کرده بودم؛ که قبلش دعایی از امام کاظم ع بود و با عبارت «َ وَ تَدْعُو بِهَذَا الدُّعَاءِ فِي كُلِّ لَيْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ مِنْ أَوَّلِ الشَّهْر» این را در ادامه آن آورده بود.اما با تذکر یکی از عزیزان متوجه شدم که ظاهرا این دعا که توسط خود امام زمان ع تعلیم داده شده است. سید بن طاووس سند خود را برای این دعا را به یکی از نواب اربعه رسانده است و مرحوم مجلسی تعبیر میکند که این را با سند معتبر از امام زمان رسیده است.
عبارات سید بن طاووس در إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج1، ص58 چنین است:
فَمِنْ ذَلِكَ الدُّعَاءُ الَّذِي ذَكَرَهُ مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي قُرَّةَ بِإِسْنَادِهِ فَقَالَ حَدَّثَنِي أَبُو الْغَنَائِمِ مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْحَسَنِيُّ قَالَ أَخْبَرَنَا أَبُو عَمْرٍو مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ نَصْرٍ السَّكُونِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا بَكْرٍ أَحْمَدَ بْنَ مُحَمَّدِ بْنِ عُثْمَانَ الْبَغْدَادِيَّ رَحِمَهُ اللَّهُ أَنْ يَخْرُجَ إِلَى أَدْعِيَةِ شَهْرِ رَمَضَانَ الَّتِي كَانَ عَمُّهُ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عُثْمَانَ بْنِ السَّعِيدِ الْعَمْرِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ وَ أَرْضَاهُ يَدْعُو بِهَا فَأَخْرَجَ إِلَيَّ دَفْتَراً مُجَلَّداً بِأَحْمَرَ فَنَسَخْتُ [مِنْهُ] أَدْعِيَةً كَثِيرَةً وَ كَانَ مِنْ جُمْلَتِهَا:و تَدْعُو بِهَذَا الدُّعَاءِ فِي كُلِّ لَيْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ فَإِنَّ الدُّعَاءَ فِي هَذَا الشَّهْرِ تَسْمَعُهُ الْمَلَائِكَةُ وَ تَسْتَغْفِرُ لِصَاحِبِهِ وَ تَقُولُ :اللَّهُمَّ إِنِّي أَفْتَتِحُ الثَّنَاءَ بِحَمْدِك...
عبارات مرحوم مجلسی در زاد المعاد، ص86 چنین است:
وَ رُوِيَ بِسَنَدٍ مُعْتَبَرٍ عَنْ صَاحِبِ الْأَمْرِ (عَجَّ) أَنَّهُ كَتَبَ لِشِيعَتِهِ أَنْ يَقْرَءُوا فِي كُلِّ لَيْلَةٍ مِنْ لَيَالِي رَمَضَانَ هَذَا الدُّعَاءَ، فَإِنَّ الْمَلَائِكَةَ تَسْمَعُ دُعَاءَ هَذَا الشَّهْرِ وَ تَسْتَغْفِرُ لِصَاحِبِهِ. وَ هُوَ:اللَّهُمَّ إِنِّي أَفْتَتِحُ الثَّنَاءَ بِحَمْدِك ...@souzanchi
دعای افتتاح را که در یادداشت بالا به عنوان دعایی که امام کاظم ع تعلیم داده یادداشت کرده بودم از کتاب تهذیب نقل کرده بودم؛ که قبلش دعایی از امام کاظم ع بود و با عبارت «َ وَ تَدْعُو بِهَذَا الدُّعَاءِ فِي كُلِّ لَيْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ مِنْ أَوَّلِ الشَّهْر» این را در ادامه آن آورده بود.اما با تذکر یکی از عزیزان متوجه شدم که ظاهرا این دعا که توسط خود امام زمان ع تعلیم داده شده است. سید بن طاووس سند خود را برای این دعا را به یکی از نواب اربعه رسانده است و مرحوم مجلسی تعبیر میکند که این را با سند معتبر از امام زمان رسیده است.
فَمِنْ ذَلِكَ الدُّعَاءُ الَّذِي ذَكَرَهُ مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي قُرَّةَ بِإِسْنَادِهِ فَقَالَ حَدَّثَنِي أَبُو الْغَنَائِمِ مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْحَسَنِيُّ قَالَ أَخْبَرَنَا أَبُو عَمْرٍو مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ نَصْرٍ السَّكُونِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا بَكْرٍ أَحْمَدَ بْنَ مُحَمَّدِ بْنِ عُثْمَانَ الْبَغْدَادِيَّ رَحِمَهُ اللَّهُ أَنْ يَخْرُجَ إِلَى أَدْعِيَةِ شَهْرِ رَمَضَانَ الَّتِي كَانَ عَمُّهُ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عُثْمَانَ بْنِ السَّعِيدِ الْعَمْرِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ وَ أَرْضَاهُ يَدْعُو بِهَا فَأَخْرَجَ إِلَيَّ دَفْتَراً مُجَلَّداً بِأَحْمَرَ فَنَسَخْتُ [مِنْهُ] أَدْعِيَةً كَثِيرَةً وَ كَانَ مِنْ جُمْلَتِهَا:و تَدْعُو بِهَذَا الدُّعَاءِ فِي كُلِّ لَيْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ فَإِنَّ الدُّعَاءَ فِي هَذَا الشَّهْرِ تَسْمَعُهُ الْمَلَائِكَةُ وَ تَسْتَغْفِرُ لِصَاحِبِهِ وَ تَقُولُ :اللَّهُمَّ إِنِّي أَفْتَتِحُ الثَّنَاءَ بِحَمْدِك...
وَ رُوِيَ بِسَنَدٍ مُعْتَبَرٍ عَنْ صَاحِبِ الْأَمْرِ (عَجَّ) أَنَّهُ كَتَبَ لِشِيعَتِهِ أَنْ يَقْرَءُوا فِي كُلِّ لَيْلَةٍ مِنْ لَيَالِي رَمَضَانَ هَذَا الدُّعَاءَ، فَإِنَّ الْمَلَائِكَةَ تَسْمَعُ دُعَاءَ هَذَا الشَّهْرِ وَ تَسْتَغْفِرُ لِصَاحِبِهِ. وَ هُوَ:اللَّهُمَّ إِنِّي أَفْتَتِحُ الثَّنَاءَ بِحَمْدِك ...@souzanchi
۲:۴۲
بازارسال شده از یک آیه در روز
دعای خصلت. دعای روزانه امیرالمومنین ع برای دفع کید دشمنان.pdf
۲۸۱.۴ کیلوبایت
دعای خصلت؛ دعای روزانه امیرالمومنین ع برای دفع کید دشمنان
محمد بن هارون تلعکبری (که شاگرد شیخ صدوق و استاد شیخ مفید بوده) در کتاب مجموع الدعوات دعایی از امیرالمومنین ع آورده ناظر به دفع کید دشمنان و مشتمل بر آیات فراوان.از آنجا که نهتنها در فرازهای مختلف این دعا بر اینکه خداوند کید دشمنان را به بیراهه بکشاند تأکید شده، بلکه فراز پایانی این دعا با اشاره به آیه محل بحث ما (اَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فی تَضْليلٍ؛ فیل/۲) خاتمه مییابد کل آن دعا (فراز به فراز همراه با ترجمه) به پیوست در یک فایل PDF تقدیم میشود.
برای دریافت فایل Word اینجا کلیک کنید
برای خواندن متن دعا به صورت پیام در ایتا اینجا کلیک کنید@yekaye
محمد بن هارون تلعکبری (که شاگرد شیخ صدوق و استاد شیخ مفید بوده) در کتاب مجموع الدعوات دعایی از امیرالمومنین ع آورده ناظر به دفع کید دشمنان و مشتمل بر آیات فراوان.از آنجا که نهتنها در فرازهای مختلف این دعا بر اینکه خداوند کید دشمنان را به بیراهه بکشاند تأکید شده، بلکه فراز پایانی این دعا با اشاره به آیه محل بحث ما (اَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فی تَضْليلٍ؛ فیل/۲) خاتمه مییابد کل آن دعا (فراز به فراز همراه با ترجمه) به پیوست در یک فایل PDF تقدیم میشود.
۲۳:۰۶
بازارسال شده از یک آیه در روز
ادامه تدبر ۲ (اهمیت #ملت و #ملیت در قرآن)
شاید با این جهتگیری، معنای آیه «ِإِيلافِ قُرَيْشٍ» (به عنوان یک آیه مستقل، که به یک معنا محور این سوره است) جلوه جدیدی بنماید:
خداوند اصحاب فیل را دفع کرد، نه صرفا برای حفظ خانه خود، بلکه برای ایجاد همبستکی و الفتی در قریش؛ ولو که قریش همهشان موحد نبوده باشند.
آیا ما نیز نباید در کنار نگاه جدیای که به تحقق امت اسلامی داریم، بحث برای ایجاد همبستگی و الفت در ملیت ایرانی به عنوان یک امر مورد اهتمام دین، اهتمام داشته باشیم؟
به نظر میرسد یکی از اشتباهاتی که از اوایل دوره پهلوی در ایران رقم خورد این بود که تعریف ملیت ایرانی به جای اینکه در بستر فرهنگ اسلامیای که بیش از هزار سال در کشور ایران رشه دوانده بود بازتعریف شود به دلیل جهتگیری ضداسلامی دوره پهلوی، در تقابل با اسلام و اسلامگرایی بازتعریف شد؛ و اگرچه اوایل انقلاب تلاشهایی در پیوند این دو شروع شد اما روند کلی کشور این بار از سوی مخالف، فضای اسلامگرایی در برابر ملتگرایی را دامن زد.
به نظر میرسد تنها راه معقول آن فرروی از #دوگانه_امت_ملت است:و از یک سو به #ملیگراها تذکر دهیم که اسلام فرهنگ اصیل مردمان ایران در بیش از هزار سال بوده است؛ و از دیگر سو، با آیاتی همانند آیه مورد بحث، به #اسلامگرایان و #امتگرایان تذکر دهیم که نگاه اصیل اسلامی ملتها و ایجاد انسجام و الفت در میان یک ملت را (حتی علیرغم اختلافات عقیدتیای که در بین آنها ممکن است وجود داشته باشد) ارج مینهد و آن را یکی از نعمتهای خداوند که باید سپاس گفته شود معرفی میکند.
تبصره:تبیین ضرورت و چگونگی این فراروی از دوگانه ملتگرایی-امتگرایی در مقالهای با عنوان «تضاد ملت و امت، تاملی در یکی از چالشهای جدی پیش روی تحقق تمدن اسلامی» در همایش قرآن و تمدن اسلامی در دیماه سال ۱۴۰۴ ارائه شد، و خلاصهای از آن را یک ماه قبل در یادداشتی با عنوان «حرکت به سوی آینده مطلوب با فراروی از دوگانه ملتگرایی و امتگرایی» برای ویژهنامه نوروزی یکی از نشریات آماده کرده بودم.هردو قرار بود تا پایان سال ۱۴۰۴ منتشر شود؛ که به علت بروز جنگ هردو به تاخیر افتاد هردو پس از نشر عمومی، در سایت این جانب (https://www.souzanchi.ir) بارگذاری خواهد شد؛ ان شاء الله.@yekaye#قریش_۱
شاید با این جهتگیری، معنای آیه «ِإِيلافِ قُرَيْشٍ» (به عنوان یک آیه مستقل، که به یک معنا محور این سوره است) جلوه جدیدی بنماید:
خداوند اصحاب فیل را دفع کرد، نه صرفا برای حفظ خانه خود، بلکه برای ایجاد همبستکی و الفتی در قریش؛ ولو که قریش همهشان موحد نبوده باشند.
به نظر میرسد یکی از اشتباهاتی که از اوایل دوره پهلوی در ایران رقم خورد این بود که تعریف ملیت ایرانی به جای اینکه در بستر فرهنگ اسلامیای که بیش از هزار سال در کشور ایران رشه دوانده بود بازتعریف شود به دلیل جهتگیری ضداسلامی دوره پهلوی، در تقابل با اسلام و اسلامگرایی بازتعریف شد؛ و اگرچه اوایل انقلاب تلاشهایی در پیوند این دو شروع شد اما روند کلی کشور این بار از سوی مخالف، فضای اسلامگرایی در برابر ملتگرایی را دامن زد.
۳:۰۱
بازارسال شده از یک آیه در روز
.
«ايلافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتآءِ وَالصَّيْفِ»
ذیل آیه قبل اشاره شد که این همبستگی و الفت بین قریش (آن هم قریشی که همه موحد نبودند) دلالتی دارد که از منظر قرآنی همبستگی و الفت یک ملت و یک جامعه، علیرغم تنوع و اختلافات بین افراد، حتی اختلافات عقیدتی، یک موضوعیتی دارد (جلسه ۱۱۹۶، تدبر۲).
ثمره مهم #سیاسی_جامعهشناختی :اهمیت #ملت حتی در افق زندگی عادی
اکنون این آیه اضافه میکند که این الفت و همبستگی که مورد تأکید خداوند بوده، نه لزوما در ابعاد معنوی و متعالی، بلکه در همین اموری که باعث تداوم زندگی روزمره و معیشت مردمان است مد نظر است. یعنی اگر زندگی مردمی با تجارت و مسافرتهای تجاری تأمین میشود خداوند میفرماید من دشمنی که قصد مکه را کرده بود دفع کردم که بین شما الفت و همبستگیای برقرار شود همبستگی و الفتی برای همان تجارتی که زندگی شما بدان وابسته است.
البته در آیه بعد تأکید میکند که حال که زمینه این همبستگی را خداوند برای شما ایجاد کرد پس فقط او را بپرستید؛ اما گویی در این آیه میخواهد اشاره کند که تا این همبستگی و الفت در وضعیت عمومی زندگی برقرار نباشد نمیشود حتی سراغ تحقق عبودیت و اهداف توحیدی در جامعه رفت.@yekaye#قریش_۲
ذیل آیه قبل اشاره شد که این همبستگی و الفت بین قریش (آن هم قریشی که همه موحد نبودند) دلالتی دارد که از منظر قرآنی همبستگی و الفت یک ملت و یک جامعه، علیرغم تنوع و اختلافات بین افراد، حتی اختلافات عقیدتی، یک موضوعیتی دارد (جلسه ۱۱۹۶، تدبر۲).
اکنون این آیه اضافه میکند که این الفت و همبستگی که مورد تأکید خداوند بوده، نه لزوما در ابعاد معنوی و متعالی، بلکه در همین اموری که باعث تداوم زندگی روزمره و معیشت مردمان است مد نظر است. یعنی اگر زندگی مردمی با تجارت و مسافرتهای تجاری تأمین میشود خداوند میفرماید من دشمنی که قصد مکه را کرده بود دفع کردم که بین شما الفت و همبستگیای برقرار شود همبستگی و الفتی برای همان تجارتی که زندگی شما بدان وابسته است.
البته در آیه بعد تأکید میکند که حال که زمینه این همبستگی را خداوند برای شما ایجاد کرد پس فقط او را بپرستید؛ اما گویی در این آیه میخواهد اشاره کند که تا این همبستگی و الفت در وضعیت عمومی زندگی برقرار نباشد نمیشود حتی سراغ تحقق عبودیت و اهداف توحیدی در جامعه رفت.@yekaye#قریش_۲
۲۰:۱۰
بازارسال شده از یک آیه در روز
.
«فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَيْتِ»
تعبیر «رَبَّ هذَا الْبَيْتِ» در این آیه بسیار جالب توجه است بهویژه اگر آن را با تعبیر «ربک» که در سوره فیل آمد مقایسه کنیم. چرا آنجا «ربک» آورد (با اینکه همه میدانیم که دفع اصحاب فیل برای حفظ خانه کعبه بود) اما اینجا «رب هذا البیت» آورد؟
در تدبر۴ ذیل آیه «اَلَمْ تَرَكَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِاَصْحابِ الْفيلِ» ۵ احتمال درباره اینکه چرا «ربک» آورد بیان شد.به نظر میرسد وقتی آن آیه را با این آیه مقایسه کنیم پنجمین احتمال از همه جدیتر شود، که:«چهبسا میخواهد بفرماید که این اقدام خداوند در نابود کردن اصحاب فیل را از زاویه ربوبیتی که نسبت به شخص پیامبر ص دارد ببینید؛ نه حتی از زاویه خود خانه خدا ویا از زاویه ستمکار بودن آنها. ... خداوند چون «رب پیامبر ص» بود با اصحاب فیل چنین کرد، نه چون رب البیت یا رب القریش یا رب سپاهیان ابرهه بود.» (جلسه ۱۱۹۰ https://yekaye.ir/al-fil-105-1/)اکنون که سراغ قریش میرود و در مقام منت گذاشتن بر آنهاست. و در اینجا تناسب دارد که بگوید اگر ما اصحاب فیل را دفع کردیم خودتان هم میدانید که مساله اصلی ما حفظ «هذا البیت» بوده و شما طفیلی این خانه هستید. پس دست از شرک بردارید و به پرستش رب این خانه روی آورید که او بود که شما را این گونه حفظ کرد.
ثمره #سیاسی_اجتماعی
ذیل آیات قبل اشاره شد که اصرار قرآن بر اهمیت «ایلاف» (الفت دادن و ایجاد همبستگی) قریش، میتواند اهمیت و ضرورت همبستگی و انسجام ملی در یک جامعه را مورد تأکید قرار دهد:
ذیل آیه اول بیان شد: «خداوند اصحاب فیل را دفع کرد، نه صرفا برای حفظ خانه خود، بلکه برای ایجاد همبستگی و الفتی در قریش؛ ولو که قریش همهشان موحد نبوده باشند.»(جلسه ۱۱۹۷، تدبر۲ https://yekaye.ir/quraysh-106-1/).
ذیل آيه دوم بیان شد «این الفت و همبستگی که مورد تأکید خداوند بوده، نه لزوما در ابعاد معنوی و متعالی، بلکه در همین اموری است که باعث تداوم زندگی روزمره و معیشت مردمان است»(جلسه ۱۱۹۸، تدبر۲ https://yekaye.ir/quraysh-106-2/).
اکنون میافزاییم که همین الفت و همبستگی وقتی برقرار شد باید از آن استفاده کرد و مردم را به سوی عبودیت خداوند سوق داد. به تعبیر دیگر، نگاه اسلامی هم نگاهی بشدت واقعبینانه است که هم انسجام ملی و جدی بودن معیشت عمومی مردمان را در درجه اول اهمیت مورد توجه قرار میدهد؛ و هم بخاطر واقعبینی از دغدغههای آرمانگرایانه خود دست برنمیدارد؛ بلکه اساسا آن واقعبینی را برای این میخواهد که بتواند آرمانش به نحو معقول پیاده شود. این همان است که بارها اشاره شد که دیدگاه اسلام نه #آرمانگرایی محض، و نه #واقعگرایی محض، بلکه #آرمانگرایی_واقعبینانه است؛
و شاید مهمترین مشکل ما در کشورمان این است که افراد در بستر تقابل آن دوگانه ملیگرایی و امتگرایی (یعنی با جدی گرفتن یک طرف و طرف مقابل را صرفا با نگاه ابزاری دیدن) میخواهند حرکت کشور را تنظیم کنند.
در اینجا مقالههایی که در این زمینه به تفصیل نوشته ام اشاره شد:https://eitaa.com/yekaye/13890@yekaye#قریش_۳
تعبیر «رَبَّ هذَا الْبَيْتِ» در این آیه بسیار جالب توجه است بهویژه اگر آن را با تعبیر «ربک» که در سوره فیل آمد مقایسه کنیم. چرا آنجا «ربک» آورد (با اینکه همه میدانیم که دفع اصحاب فیل برای حفظ خانه کعبه بود) اما اینجا «رب هذا البیت» آورد؟
در تدبر۴ ذیل آیه «اَلَمْ تَرَكَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِاَصْحابِ الْفيلِ» ۵ احتمال درباره اینکه چرا «ربک» آورد بیان شد.به نظر میرسد وقتی آن آیه را با این آیه مقایسه کنیم پنجمین احتمال از همه جدیتر شود، که:«چهبسا میخواهد بفرماید که این اقدام خداوند در نابود کردن اصحاب فیل را از زاویه ربوبیتی که نسبت به شخص پیامبر ص دارد ببینید؛ نه حتی از زاویه خود خانه خدا ویا از زاویه ستمکار بودن آنها. ... خداوند چون «رب پیامبر ص» بود با اصحاب فیل چنین کرد، نه چون رب البیت یا رب القریش یا رب سپاهیان ابرهه بود.» (جلسه ۱۱۹۰ https://yekaye.ir/al-fil-105-1/)اکنون که سراغ قریش میرود و در مقام منت گذاشتن بر آنهاست. و در اینجا تناسب دارد که بگوید اگر ما اصحاب فیل را دفع کردیم خودتان هم میدانید که مساله اصلی ما حفظ «هذا البیت» بوده و شما طفیلی این خانه هستید. پس دست از شرک بردارید و به پرستش رب این خانه روی آورید که او بود که شما را این گونه حفظ کرد.
و شاید مهمترین مشکل ما در کشورمان این است که افراد در بستر تقابل آن دوگانه ملیگرایی و امتگرایی (یعنی با جدی گرفتن یک طرف و طرف مقابل را صرفا با نگاه ابزاری دیدن) میخواهند حرکت کشور را تنظیم کنند.
در اینجا مقالههایی که در این زمینه به تفصیل نوشته ام اشاره شد:https://eitaa.com/yekaye/13890@yekaye#قریش_۳
۲۰:۱۰
بازارسال شده از یک آیه در روز
.
به نظر میرسد محور سوره قریش آیه ۳ است که میفرماید «پس باید صاحب [پروردگار] این خانه را بپرستند» و از دو سو این ضرورت پرستش، با اشاره به دوگونه نعمتی که خداوند بر قریش ارزانی داشته، تبیین شده است، یکی از سوی الفتی که خداوند برای آنها ایجاد کرده که با این الفت کاروانهای مسافرتی در تابستان و زمستان راه میانداختند، و دوم به خاطر اینکه خداوند اوضاع آنان را چنان قرار داد که در آن منطقه لمیزرع غذایشان را تأمین کرده و در آن منطقه در میان بادیهنشینانی که شغل اصلیشان راهزنی بوده، امنیت آنان را برقرار فرموده است.
نکته قابل توجه این است که این محور، یعنی ضرورت #عبودیت خداوند، که در واقع محور کل معارف قرآنی است، کاملا در فضای مولفههای یک زندگی متداول #عرفی قرار دارد، نه به عنوان مسیری متفاوت.
نکته تخصصی دینشناسی: ضرورت #عرفیگرایی برای رهایی از #سکولاریسم!
از نکاتی که چهبسا این سوره به چالش میکشد، ذهنیتی درباره جایگاه دین در زندگی است که در ذهن بسیاری از افراد (اعم از متدینان و بیدینان) رسوخ کرده است؛ که آن ذهنیت این است که دینداری امری مستقل از #زندگی_عرفی و در تقابل با آن است؛ و انسان یا باید مسیر زندگی عرفی را در پیش گیرد یا مسیر دینداری را
️این ذهنیت ناروا بقدری در جامعه ما رسوخ کرده که کلمه #سکولاریسم - که شالوده و محور آن جلوگیری از دخالت دین در امور دنیوی است- را به #عرفیگرایی ترجمه میکنند؛ گویی روی آوردن به سمت و سویی که عرف انسانها در پیش میگیرند، لازمهاش کنار گذاشتن دین است
️
این در حالی است که پدیده #عرف و آنچه متعارف در زندگی است بقدری در ادبیات قرآنی موضوعیت دارد که از واجبات دینی به #معروف تعبیر میشود و اساسا برای مهمترین راهکار توسعه رویه دینداری در زندگی از تعبیر #امر_به_معروف استفاده میشود؛ و اتفاقا از آنچه در مقابل رویههای مورد قبول دین است با #منکر (یعنی چیزی که مورد انکار عرف جامعه قرار میگیرد)یاد شده است؛ و کسانی که در عرصه فقه اسلامی کار کردهاند نیز میدانند که #عرف یکی از مهمترین منابع معتبر ذیل مدخل «عقل» است که بهویژه در تشخیص موضوعات احکام دین، حرف اول را میزند.
این سوره نیز عملا همین را گوشزد میکند: اگر قرار است مسیر عبودیت خداوند در جامعهای در پیش گرفته شود، فلسفه این عبودیت را در اموری معرفی میکند که کاملا در زندگی عرفی و متعارف آن مردمان برایشان محسوس است:
اولا خداوندی را که باید بپرستند با «رب هذا البیت» (نه حتی «رب البیت») مورد توجه قرار میدهد؛ یعنی با کاری که خداوند به طور کاملا محسوس و ملموس در حق مردم آن جامعه انجام داده و جلوی چشمشان بوده، ا را معرفی میکند؛
ثانیا مساله را از الفت و همبستگی و پیوندی که خداوند برای زندگی عادی و عرفی آن مردم برقررا ساخته شروع میکند، که بارزترین نمود هر زندگیای در وضعیت اقتصادیای است که در آن جامعه رایج است و در آن جامعه سفرهای تجاریشان مد نظر بوده، و بقدری مساله را ملموس میکند که حتی به اینکه آنها دو سفر تجاری تابستانی و زمستانی داشتهاند نیز اشاره میکند؛
ثالثا به مساله خوراک، که هم یکی از نیازهای بنیادین هر موجود زندهای است و شاید مهمترین دغدغه انسانها در گذران زندگی باشد، اشاره میکند. خصوصا اگر توجه کنیم که مهمترین مسیر تأمین غذا از مسیر کشاورزی میگذرد و این برای مردم مکه که در منطقهای زندگی میکردند که زمینش لمیزرع است امکانپذیر نبوده است؛ ولی غذایشان همواره تأمین شده است.و
رابعا به مسأله امنیت اشاره میکند، که شاید بنیادیترین نیاز هر جامعهای برای بقا باشد؛ که باز برای مردم دیاری که پیرامون آنها بادیهنشنانی زندگی میکردهاند که مهترین شغلشان راهزنی بوده است اهمیت مضاعفی پیدا میکند.
تاملی با خویشآیا واقعا ما دینداری را این اندازه در مسیر زندگی عرفی و متعارف انسانها تعقیب میکنیم یا هواره انتظار داریم که دینداری مسیری غیر از مسیر زندگی متعارف داشته باشد تا حدی که غالبا با کلماتی مثل #متعالی را که اقتضای زندگی دینی است در مقابل #عرفی قرار میدهیم؟!
@yekaye#قریش
نکته قابل توجه این است که این محور، یعنی ضرورت #عبودیت خداوند، که در واقع محور کل معارف قرآنی است، کاملا در فضای مولفههای یک زندگی متداول #عرفی قرار دارد، نه به عنوان مسیری متفاوت.
نکته تخصصی دینشناسی: ضرورت #عرفیگرایی برای رهایی از #سکولاریسم!
از نکاتی که چهبسا این سوره به چالش میکشد، ذهنیتی درباره جایگاه دین در زندگی است که در ذهن بسیاری از افراد (اعم از متدینان و بیدینان) رسوخ کرده است؛ که آن ذهنیت این است که دینداری امری مستقل از #زندگی_عرفی و در تقابل با آن است؛ و انسان یا باید مسیر زندگی عرفی را در پیش گیرد یا مسیر دینداری را
این در حالی است که پدیده #عرف و آنچه متعارف در زندگی است بقدری در ادبیات قرآنی موضوعیت دارد که از واجبات دینی به #معروف تعبیر میشود و اساسا برای مهمترین راهکار توسعه رویه دینداری در زندگی از تعبیر #امر_به_معروف استفاده میشود؛ و اتفاقا از آنچه در مقابل رویههای مورد قبول دین است با #منکر (یعنی چیزی که مورد انکار عرف جامعه قرار میگیرد)یاد شده است؛ و کسانی که در عرصه فقه اسلامی کار کردهاند نیز میدانند که #عرف یکی از مهمترین منابع معتبر ذیل مدخل «عقل» است که بهویژه در تشخیص موضوعات احکام دین، حرف اول را میزند.
@yekaye#قریش
۲:۳۴
بازارسال شده از یک آیه در روز
.
سوره قریش راهکاری برای یکی از مهمترین معضلات ایران در یک قرن اخیر را ارائه می دهد
ذیل آیه اول سوره قریش اشاره شد که در این آیه خداوند ایلاف قریش را امری مطلوب دانسته است. ایلاف، الفت دادن و ایجاد همبستگی است، همبستگی و پیوندی که با یک نحوه التیام و آرام گرفتن به همدیگر و انس و موانست همراه است. در واقع، خداوند دارد از اهمیت و مطلوبیت ایجاد همبستگی بین یک قوم و قبیله سخن میگوید، که برخلاف «امت» یک پیوند عقیدتی هم با هم نداشتند و این نشان میدهد تنها قالب زندگی اجتماعی مشترک که در قرآن مورد توجه قرار گرفته «أمت» نیست؛ بلکه قرآن به واحدهای اجتماعی دیگری همچون «قبیله» و «شعب» (که با واحد امروزی ملت (nation) شباهت فراوانی دارند) هم توجه دارد، آن هم در حدی که ایجاد الفت و همبستگی اجتماعی در آنها را موضوع سورهای قرار داده است: خداوند اصحاب فیل را دفع کرد، نه صرفا برای حفظ خانه خود، بلکه برای ایجاد همبستگی و الفتی در قریش؛ ولو که قریش همهشان موحد نبوده باشند.
از آیه دوم به دست آمد که این الفت و همبستگی مورد تأکید خداوند، نه لزوما در ابعاد معنوی و متعالی، بلکه در همین اموری که باعث تداوم زندگی روزمره و معیشت مردمان است مد نظر بوده است.
و البته در آیه سوم تأکید نمود که حال که زمینه این همبستگی را خداوند برای شما ایجاد کرد پس فقط او را بپرستید؛ گویی در این دو آیه میخواهد اشاره کند که تا این همبستگی و الفت در وضعیت عمومی زندگی برقرار نباشد نمیشود حتی سراغ تحقق عبودیت و اهداف توحیدی در جامعه رفت؛ اما وقتی الفت و همبستگی برقرار شد باید از آن استفاده کرد و مردم را به سوی عبودیت خداوند سوق داد.
به تعبیر دیگر، نگاه اسلامی هم نگاهی بشدت واقعبینانه است که هم انسجام ملی و جدی بودن معیشت عمومی مردمان را در درجه اول اهمیت مورد توجه قرار میدهد؛ و هم بخاطر واقعبینی از دغدغههای آرمانگرایانه خود دست برنمیدارد؛ بلکه اساسا آن واقعبینی را برای این میخواهد که بتواند آرمانش به نحو معقول پیاده شود.
در واقع، این سوره در قبال #آرمانگرایی محض (رویکردهای امتگرایانه)، و #واقعگرایی محض (رویکردهای ملیگرایانه)، پاسخ ویژهای را برای یکی از مهمترین مسألههای معاصر ارائه میکند که حدود یک قرن است در کشور ما چالشهای شدیدی را رقم زده است (یعنی دوگانه ملیگرایان و امتگرایان): و آن پاسخ این است: #آرمانگرایی_واقعبینانه. یعنی در زمانهای که حکومت در تمامی کشورها در قالب پدیده #nation_state درآمده، برای تحقق امت اسلامی باید همبستگی و الفت در ملیت ایرانی به عنوان یک امر مورد اهتمام دین جدی گرفته و از دو گانه امت و ملت عبور شود.
اسرائیل در جنگ ۱۲ روزهای که بر ما تحمیل کرد ضرورت جدی گرفتن #ایران به عنان یک #ملت را کاملا مشهود همگان نمود، اما متاسفانه با پایان آن جنگ بلافاصله این ضرورت در پرده غفلت رفت و کار به جایی رسید که دوباره دشمن توانست بر بستر اعتراضات طبیعی قشر عظیمی از جامعه سوار شود و شقاق نامطلوب و شکاف دردناک بین دو جریان #امتگرا و #ملیگرا را با شدتی عظیمتر تشدید کند، و البته امیدوار بود با جنگ تحمیلی بعدی بر موج این شقاق سوار شود و نه فقط جمهوری اسلامی، بلکه ایران را از روی نقشه جهان حذف کند. اما ان شاء الله «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد» و ظاهرا تشدید روز به روز شقاوت و درندهخوییای که در این جنگ از خود نشان میدهد بتدریج دارد آن شقاق را التیام میبخشد، و امید است که این جنگ خانمانسوز از نقمتهایی باشد که در دل خود نعمت انسجام ملی را به همراه داشته باشد.
اگر چنین شد، ان شاء الله دیگر رهنمود سوره قریش را مد نظر قرار دهیم، یعنی این سرمایه عظیم انسانی: «ایلاف ایران» [= الفت گرفتن و تحقق همبستگی اجتماعی در ایران]، آن هم ایلافی که نمودهای خود را در عرصه اقتصاد در اوضاع و شرایط مختلف کشور نمایان سازد [ایلافهم رحلة الشتاء و الصیف]، برای حرکتهای بعدی جدی گرفته شود و ملت ایران به چنان امنیت و رفاهی برسد که بتواند پرچمدار عبودیت در جهان گردد.
یادآوری: ضرورت و چگونگی این فراروی از دوگانه ملتگرایی-امتگرایی را در دو مقاله مختصر و مفصل تبیین کردهام که در پایان تدبرهای ذیل آیه اول (جلسه ۱۱۹۷ https://yekaye.ir/quraysh-106-1/) بدانها اشاره شد.@yekaye#قریش
۱۵:۲۳
بازارسال شده از یک آیه در روز
آخرین سورههایی که در کانال «یک آیه در روز» بحث شد سوره های #فیل (شروع از اینجا) و #قریش (شروع از اینجا) بود که اندکی بعد از شروع دور جدید حمله آمریکا و اسرائیل علیه ایران آغاز شد؛ آنها به اتمام رسید اما این جنگ هنوز ادامه دارد.
با اینکه چند سالی بود بنا را بر این گذاشته بودم که بحث را سوره به سوره پیش ببرم اما با توجه به آنچه در این جنگ و برخی اقداماتی که در مقابل از جانب ایران رخ داد، به نظرم رسید که شاید توجه کردن به آيه ۱۳۰ سوره شعراء در این زمان لازم باشد؛ و از این رو، در این ایام سراغ این آیه و چند آیه بعد از آن خواهیم رفت، ان شاء الله تعالی.
قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لی مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصیراً؛وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً؛وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنینَ وَ لا یزیدُ الظَّالِمینَ إِلاَّ خَساراً (اسراء/80-82)
یادآوری میشود که علاوه بر کانال اصلی بحث در ایتا
https://eitaa.com/yekayeکانال دیگری با عنوان «یک آیه در روز- گزیده» در همین پیامرسان ایتا راه اندازی کردهام:
https://eitaa.com/yekAaye که صرفا احادیث و گزیدهای از مطالب این کانال که جنبه کاربردی بیشتری دارد و قیل و قال کمتری در آن است در آنجا بارگذاری میشود؛ و این مطالب گزیده در پیامرسان بله:
https://ble.ir/yekaye و تلگرام (در صورت باز بودن اینترنت بینالمللی):
https://t.me/yekAayeنیز با اندکی تأخیر بارگذاری خواهد شد.
بعد از پایان بحثهای مربوط به هر آیه، کل بحثها (همراه با عمده مستندات آن که به صورت پاورقی تنظیم شده) در سایت یک آیه در روز:
https://yekaye.ir/بارگذاری میشود. و امکان گذاشتن دیدگاهها در آنجا ذیل هر آیه مهیاست.
وَ ما تَوْفيقي إِلاَّ بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنيب@yekaye
با اینکه چند سالی بود بنا را بر این گذاشته بودم که بحث را سوره به سوره پیش ببرم اما با توجه به آنچه در این جنگ و برخی اقداماتی که در مقابل از جانب ایران رخ داد، به نظرم رسید که شاید توجه کردن به آيه ۱۳۰ سوره شعراء در این زمان لازم باشد؛ و از این رو، در این ایام سراغ این آیه و چند آیه بعد از آن خواهیم رفت، ان شاء الله تعالی.
یادآوری میشود که علاوه بر کانال اصلی بحث در ایتا
بعد از پایان بحثهای مربوط به هر آیه، کل بحثها (همراه با عمده مستندات آن که به صورت پاورقی تنظیم شده) در سایت یک آیه در روز:
وَ ما تَوْفيقي إِلاَّ بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنيب@yekaye
۲:۴۴
بازارسال شده از یک آیه در روز
.
«وَإِذَا بَطَشْتُمْ بَطَشْتُمْ جَبَّارِينَ»
درباره اینکه مقصود از این تعبیرات چیست، عموم مفسران توضیحاتی دادهاند که به تعبیر علامه طباطبایی خلاصهاش شدت عمل به خرج دادن به سبک جباران و در حقیقت خارج شدن از حد اعتدال در هنگام خشم و غضب است (الميزان، ج15، ص301 ). مثلا:
الف. مرحوم قمی: بر اساس غضب و بدون اینکه طرف مقابل استحقاقش را داشته باشد دست به قتل میزنید (تفسير القمي، ج2، ص123 ).
ب. مرحوم طبرسی: بطش، چیزی را محکم با دست گرفتن است؛ و میخواهد بفرماید که وقتی کسی را به چنگ میآورید در مقام عقوبت کردن چنان عقوبت میکنید که فردی جبار که براحتی دست به گناهان کبیره میزند چنان رفتاری میکند، و گفته شده: معنای جبار، کشتن بناحق در هنگام غضبناکی است (مجمع البيان، ج7، ص310 ).
ج. فیض کاشانی: هنگای که شلاق یا شمشیر به دست میگیرید همچون افرادی سلطهگر غضبناکی عمل میکنید که نه ذرهای رافت در وجودشان هست و نه قصد تادیب دارند و نه به عاقبت امر نگاه میکنند (تفسير الصافي، ج4، ص45 ).
نکته تخصصی #اخلاقی_اجتماعی
بسیاری از انسانها و حتی جوامع هستند که نظم امور در آنان بهحدی جاری است که در شرایط عادی، بیننده آنها را افراد یا جوامعی اخلاقمدار میپندارد. اما به قول امیرالمومنین ع «فِي تَقَلُّبِ الْأَحْوَالِ علم جَوَاهِر الرِّجَالِ وَ الْأَيَّامُ تُوضِحُ لَكَ السَّرَائِرَ الْكَامِنَة: در دگرگونی احوال است که جوهره انسانها آشکار میگردد و روزگار امور پنهان شده درونی را برایت آشکار میسازد» (الكافي، ج8، ص23).شاید نمونه بارز آن چیزی است که در جوامع غربی، و به طور خاص، در جنگی که این ایام آمریکا علیه ما راه انداخته به وضوح عیان است: در حالت عادی شعارهای حقوق بشر آنان گوش عالمیان را کر کرده است، اما وقتی غضب میگیرند و دست به حمله میبرند دیگر هیچ حد و مرزی برای خود به رسمیت نمیشناسند و دست به هر جنایتی میزنند. انسان عاقل کسی است که در شرایط عادی بتواند فریب ظاهرسازی این جوامع را نخورد، هرچند خداوند بقدری مهربان است که برای این گونه جوامع موقعیتی پدید میآورد که کسانی هم که بسادگی فریب آنها را میخوردند به خود بیایند.
تأملی با خود و خودیها
در اینکه دفاع مقتدرانه در برابر متجاوز حق طبیعی هر ملتی است، و باید بینی متجاوز را به خاک مالید بحثی نیست. اما گاه زمزمههایی مشاهده میشود که گویی در مقام دفاع از خویش حق داریم دست به هر کاری بزنیم!این در حالی است که هم در تعالیم قرآنی، و از آن واضحتر در سیره اهل بیت ع، این گونه نبوده که در برابر دشمن، هرمقدار هم که آن دشمن غدار و نیرنگباز باشد، و دست به هر جنایتی زده باشد، خود را مجاز به هر اقدامی ببینند. در جنگ صفین لشکر معاویه آب را بر لشکر امیرالمومنین ع بست؛ ولی وقتی حضرت بر آب مسلط شد اجازه نداد که دشمن را از آب محروم کنند.
واضح است که در جنگ، نابود کردن تاسیساتی که پشتیبان صنایع نظامی دشمن است اشکالی ندارد، اما اگر دشمن تاسیسات مورد نیاز زندگی عمومی مردم ما را هدف قرار داد، آیا ما مجاز هستیم چنین تاسیساتی در کشورهای مسلماننشین را هدف قرار دهیم؟حتی گاه شنیده میشود که برخی پیشنهاداتی میدهند در چنین شرایطی آبشیرینکنهای کشورهای عربی را هدف قرار دهیم! و ... . بله، از کسی مثل ترامپ انتظاری جز این نیست که بخاطر این جباریتی که دارد ما را به برگشت به عصر حجر تهدید کند و حتی دست به اقداماتی از این سنخ بزند، اما ما چطور؟!
یادمان باشد: این که «چون به خشم دست گشایند، هیچ حدودی را رعایت نکنند و جبارانه انتقام بگیرند» (شعراء/۱۳۰)، وصف کافرمآبانی است که با عذاب الهی نابود میشوند (شعراء/۱۳۹)، کسانی است که به تعبیر امیرمومنان «هیچ محدودیتی در دین برای خود قبول ندارند»، وگرنه کسی که تقوا دارد ولو چنین راهحلهایی را بلد باشد و توان انجامش را داشته باشد آن تقوا به وی چنین اجازهای نمیدهد (حدیث۳).
و باز یادمان باشد: ما اگر با منطق مادی بخواهیم بجنگیم محکوم به شکستیم، تنها زمانی در برابر چنین دشمنانی که تفوق مادی آنان بر ما قابل انکار نیست میتوانیم امید به پیروز داشته باشیم که نصرت الهی شامل حالمان شود، و کسی که انتظار دریافت نصرت الهی دارد ولی تقوای الهی را رعایت نمیکند آیا مصداق همان زیانکارترینهایی نیست که تلاشهایشان در دنیا بر باد است ولی خود گمان میکنند بهترین کارها را میکنند؟! (قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرينَ أَعْمالا؛ الَّذينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعا؛ کهف/۱۰۳-۱۰۴).@yekaye#شعراء_۱۳۰
درباره اینکه مقصود از این تعبیرات چیست، عموم مفسران توضیحاتی دادهاند که به تعبیر علامه طباطبایی خلاصهاش شدت عمل به خرج دادن به سبک جباران و در حقیقت خارج شدن از حد اعتدال در هنگام خشم و غضب است (الميزان، ج15، ص301 ). مثلا:
بسیاری از انسانها و حتی جوامع هستند که نظم امور در آنان بهحدی جاری است که در شرایط عادی، بیننده آنها را افراد یا جوامعی اخلاقمدار میپندارد. اما به قول امیرالمومنین ع «فِي تَقَلُّبِ الْأَحْوَالِ علم جَوَاهِر الرِّجَالِ وَ الْأَيَّامُ تُوضِحُ لَكَ السَّرَائِرَ الْكَامِنَة: در دگرگونی احوال است که جوهره انسانها آشکار میگردد و روزگار امور پنهان شده درونی را برایت آشکار میسازد» (الكافي، ج8، ص23).شاید نمونه بارز آن چیزی است که در جوامع غربی، و به طور خاص، در جنگی که این ایام آمریکا علیه ما راه انداخته به وضوح عیان است: در حالت عادی شعارهای حقوق بشر آنان گوش عالمیان را کر کرده است، اما وقتی غضب میگیرند و دست به حمله میبرند دیگر هیچ حد و مرزی برای خود به رسمیت نمیشناسند و دست به هر جنایتی میزنند. انسان عاقل کسی است که در شرایط عادی بتواند فریب ظاهرسازی این جوامع را نخورد، هرچند خداوند بقدری مهربان است که برای این گونه جوامع موقعیتی پدید میآورد که کسانی هم که بسادگی فریب آنها را میخوردند به خود بیایند.
در اینکه دفاع مقتدرانه در برابر متجاوز حق طبیعی هر ملتی است، و باید بینی متجاوز را به خاک مالید بحثی نیست. اما گاه زمزمههایی مشاهده میشود که گویی در مقام دفاع از خویش حق داریم دست به هر کاری بزنیم!این در حالی است که هم در تعالیم قرآنی، و از آن واضحتر در سیره اهل بیت ع، این گونه نبوده که در برابر دشمن، هرمقدار هم که آن دشمن غدار و نیرنگباز باشد، و دست به هر جنایتی زده باشد، خود را مجاز به هر اقدامی ببینند. در جنگ صفین لشکر معاویه آب را بر لشکر امیرالمومنین ع بست؛ ولی وقتی حضرت بر آب مسلط شد اجازه نداد که دشمن را از آب محروم کنند.
واضح است که در جنگ، نابود کردن تاسیساتی که پشتیبان صنایع نظامی دشمن است اشکالی ندارد، اما اگر دشمن تاسیسات مورد نیاز زندگی عمومی مردم ما را هدف قرار داد، آیا ما مجاز هستیم چنین تاسیساتی در کشورهای مسلماننشین را هدف قرار دهیم؟حتی گاه شنیده میشود که برخی پیشنهاداتی میدهند در چنین شرایطی آبشیرینکنهای کشورهای عربی را هدف قرار دهیم! و ... . بله، از کسی مثل ترامپ انتظاری جز این نیست که بخاطر این جباریتی که دارد ما را به برگشت به عصر حجر تهدید کند و حتی دست به اقداماتی از این سنخ بزند، اما ما چطور؟!
۹:۲۹
بازارسال شده از یک آیه در روز
.
«فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ»
این آیه با حرف «ف» بر مفاد آیه قبل مترتب گردید، در تدبر قبل سوال شد که چرا با اینکه در تمام این پنج مورد، در دو آیه قبل، آن پیامبر تعبیر «أَ لا تَتَّقُونَ: آیا تقوا پیشه نمیکنید؟» (آیات ۱۰۶ و ۱۲۴ و ۱۴۰ و ۱۶۱ و ۱۷۷) را آورده بود دوباره در اینجا بر «اتَّقُوا اللَّهَ» تأکید کرد، و اکنون اضافه میکنیم یعنی چرا بعد از اینکه تذکر میدهد که من پیام و رسالتی را خداوند به من داده به نحوی امانتدارانه به شما میرسانم: «إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمينٌ» (آیات ۱۰۷ و ۱۲۵ و ۱۴۱ و ۱۶۲ و ۱۷۸)، به همین که از این پیام پیروی کنید بسنده نکرد و از مخاطبان اطاعت از خویش را هم طلب کرد؟
الف. این نشان میدهد که پیامبران صرفا یک واسطه محض برای انتقال پیام نیستند که فقط پیامی را به مخاطب برسانند و کاری به کار واکنش مردم در قبال این پیام نداشته باشند؛ بلکه اقتضای همان رسالت این است که از مردم بخواهند که اولا تقوای الهی در پیش گیرند، یعنی وقتی پیام را شنیدند به اقتضای آن عمل کنند، و ثانیا اینکه از خود آنها اطاعت کنند.
نکته تخصصی #انسانشناسی: جایگاه تقوا و اطاعت از دیگران در زندگی
خداوند به انسان اختیار داده است و اقتضای اختیار این است که انسان دائما در مقابل دوراهیها [یا چندراهیها] قرار بگیرد که خودش باید دست به انتخاب بزند. خود کلمه «اختیار» از ماده «خیر» است، یعنی قبول خیر، یعنی اساسا این پدیده عظیمی که در انسان قرار داده شده که در مقابل دوراهیها بنایش بر این است که آنچه بهتر میبیند انتخاب کند؛ یعنی حتی بدکارترین انسان هم در حین انجام کارش نزد خود توجیهی دارد که انجام آن کار را برای خود بهتر از ترک آن کار میبیند. این انتخاب زمانی درست انجام میشود که در درجه اول، شخص خود حقیقیاش را جدی بگیرد و مراقب خویش باشد (اصل تقوا که در دو آیه قبلتر مورد تأکید قرار گرفت)، و کسی که حقیقتش خویش و جایگاه خود در عالم را جدی بگیرد نیاز به اینکه خداوند مهربان هدایت ویژهای برای وی بفرستد را درک خواهد کرد (که در تدبر ۱ توضیح داده شد)، آنگاه بلافاصله متوجه میشود نیازمند دو چیز است: اول معیاری برای تشخیص اینکه واقعا چه غایتی برای او بهتر است؛ و دوم در پیش گرفتن مسیری که وی را بدان غایت برساند.
در همه این ۵ مورد دقیقا با توجه دادن به این مساله مواجهیم. ظاهرا مهمترین رسالت پیامبران این است که انسان را متوجه گزینه درست در این دو بکند:
اول اینکه غایت ما خداوند است که کمال مطلق و صاحب همه خوبیهاست، و مواظب باشیم هیچ چیز دیگری را غایت و معبود خویش نگیریم، خواه آن چیز دلخواههای سطحی ما باشد - که در این صورت آگاهانه به گمراهی میافتیم: « أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ» (جاثیه/۲۳) و حتی پیامبرش هم نمیتواند برای ما کاری بکند: «أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ أَ فَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكيلاً» (فرقان/۴۳) – خواه ابلیس که دشمن قسمخورده ماست و با تمام توان در مقام فریب ما برمیآید، و خواه انواعی از طاغوتها که هریک سرکشیای را از ما در برابر خداوند طلب میکنند و باید دائما از آنها کنارهگیری کرد تا غایت بودن خداوند جدی شود: «وَ لَقَدْ بَعَثْنا في كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوت» (نحل/۳۶). یعنی کسی که معبود خود را الله قرار میدهد باید خود را در قبال الله نگه دارد که این همان معنای تقوی الله است؛ وگرنه غیر خدا را معبود خویش قرار داده است هرچند در ظاهر خود را خداپرست بداند.@yekaye
ادامه مطلب
این آیه با حرف «ف» بر مفاد آیه قبل مترتب گردید، در تدبر قبل سوال شد که چرا با اینکه در تمام این پنج مورد، در دو آیه قبل، آن پیامبر تعبیر «أَ لا تَتَّقُونَ: آیا تقوا پیشه نمیکنید؟» (آیات ۱۰۶ و ۱۲۴ و ۱۴۰ و ۱۶۱ و ۱۷۷) را آورده بود دوباره در اینجا بر «اتَّقُوا اللَّهَ» تأکید کرد، و اکنون اضافه میکنیم یعنی چرا بعد از اینکه تذکر میدهد که من پیام و رسالتی را خداوند به من داده به نحوی امانتدارانه به شما میرسانم: «إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمينٌ» (آیات ۱۰۷ و ۱۲۵ و ۱۴۱ و ۱۶۲ و ۱۷۸)، به همین که از این پیام پیروی کنید بسنده نکرد و از مخاطبان اطاعت از خویش را هم طلب کرد؟
خداوند به انسان اختیار داده است و اقتضای اختیار این است که انسان دائما در مقابل دوراهیها [یا چندراهیها] قرار بگیرد که خودش باید دست به انتخاب بزند. خود کلمه «اختیار» از ماده «خیر» است، یعنی قبول خیر، یعنی اساسا این پدیده عظیمی که در انسان قرار داده شده که در مقابل دوراهیها بنایش بر این است که آنچه بهتر میبیند انتخاب کند؛ یعنی حتی بدکارترین انسان هم در حین انجام کارش نزد خود توجیهی دارد که انجام آن کار را برای خود بهتر از ترک آن کار میبیند. این انتخاب زمانی درست انجام میشود که در درجه اول، شخص خود حقیقیاش را جدی بگیرد و مراقب خویش باشد (اصل تقوا که در دو آیه قبلتر مورد تأکید قرار گرفت)، و کسی که حقیقتش خویش و جایگاه خود در عالم را جدی بگیرد نیاز به اینکه خداوند مهربان هدایت ویژهای برای وی بفرستد را درک خواهد کرد (که در تدبر ۱ توضیح داده شد)، آنگاه بلافاصله متوجه میشود نیازمند دو چیز است: اول معیاری برای تشخیص اینکه واقعا چه غایتی برای او بهتر است؛ و دوم در پیش گرفتن مسیری که وی را بدان غایت برساند.
۹:۳۰
بازارسال شده از یک آیه در روز
ادامه تدبر ۳
دوم اینکه راهی که برای رسیدن به این غایت بپیماییم پیروی کردن از همین کسانی است که رسالت خدا را برای ما آوردهاند. این تعبیر «وَ أَطِيعُونِ» که ترجیعبند سخن تمام پیامبران است خط بطلانی است بر دیدگاه کسانی که امروزه خود را «قرآنیون» میخوانند و عملا پیرو کسی هستند که شعار «حسبنا کتاب الله» سرمیداد. مساله این است که پیامهایی که خداوند توسط پیامبران میفرستد حاوی کلیات و اصول هدایت است، اما ریزهکاریهای فراوانی دارد که استخراج آنها از این اصول و کلیات کار هرکس نیست و از این رو خداوند در جایی مومنان را مواخذه کرد که چرا وقتی مساله حادی پیش آمد بر اساس تحلیلهای شخصی خود پیش رفتند و شنیدههای خود را پخش کردند و چرا سراغ پیامبر و اولیالامری نرفتند که توان استنباط درست دارند: «وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّيْطانَ إِلاَّ قَليلا: و چون مطلبی [حاكى] از ايمنى يا وحشت به آنان برسد، انتشارش دهند و اگر آن را به پيامبر و اولى الامری که در میانشان است ارجاع می دادند، قطعاً از ميان آنان كسانى كه اهل استنباطاند به حقيقت آن پى مىبردند [= راه چاره مىيافتند]، و اگر فضل خدا و رحمتِ او بر شما نبود، مسلّماً جز [شمارِ] اندكى، از شيطان پيروى مىكرديد» (نساء/۸۳). اساسا خداوند هیچ رسولی را نفرستاده مگر اینکه اطاعت از خود شخص وی را لازم کرده است: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ» (نساء/۶۴)، و اطاعت از رسول خویش را عین اطاعت از خویش دانسته است: «مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ» (نساء/۸۰)
جدی گرفتن یک شخصی که انسان مومن در مقام عمل از او پیروی کند بقدری مهم است که وقتی حضرت امیر ع عبدالله بن عباس را برای بحث کردن با خوارج میفرستد به او توصیه میکند که صرفا بر اساس قرآن با آنها بحث نکن زیرا قرآن ظرفیتهای معنایی متکثری دارد که میتوانند از آن سوءاستفاده کنند، تو یک چیز میگویی و آنها چیز دیگر؛ بلکه بر اساس سنت و سیره پیامبر ص با آنها بحث کن که راه گریزی برایشان نخواهد ماند: « لَا تُخَاصِمْهُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّ الْقُرْآنَ حَمَّالٌ ذُو وُجُوهٍ تَقُولُ وَ يَقُولُونَ؛ وَ لَكِنْ حَاجِجْهُمْ بِالسُّنَّةِ فَإِنَّهُمْ لَنْ يَجِدُوا عَنْهَا مَحِيصا» (نهج البلاغة، نامه77).
اینجاست که وجود یک حجت الهی که از طرف خداوند صریحا (با معجزه یا تأیید صریح توسط پیامبر) تأیید شده باشد برای دینورزی صحیح یک ضرورت است؛ و هرکس در این افق نباشد تنها در حدی که توسط حجت خداوند مورد تأیید باشد قابلیت پیروی دارد چنانکه قبلا این حدیث امام صادق ع خطاب به ابوحمزه ثمالی را نقل کردیم که فرمودند: پیروی از غیر حجت خدا را در عرض ریاستطلبی برشمردند و فرمودند «مبادا غیر از حجت خدا را پیش روی خود برافراشته بداری و وی را در هر آنچه که میگوید تصدیق کنی.» (الكافي، ج۲، ص۲۹۸) (برای متن کامل حدیث ر.ک:جلسه ۱۰۶۸، حدیث۱۶ https://yekaye.ir/al-hujurat-49-03/)
@yekaye#شعراء_۱۲۶
@yekaye#شعراء_۱۲۶
۹:۳۰
بازارسال شده از یک آیه در روز
.
«وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلى رَبِّ الْعالَمينَ»
در تمام این پنج مورد در سوره شعراء، بعد از اینکه پیامبران گفتند که «تقوای الهی پیشه کنید و اطاعتم کنید» تاکید کردند که من بابت این رسالتی که برای شما انجام دادم هیچ اجرت و مزدی نمیخواهم و مزدم تنها بر عهده پروردگار است.
چنانکه عموم مفسران توضیح دادهاند مقصود از این جمله آن است که در این دعوت و تبلیغی که انجام میدهند هیچ طمع دنیوی ندارند تا از این طریق معلوم شود که این اقدام آنان صرفا از سر خیرخواهی بوده است، و از این روست که سزاوار است اطاعت شوند، چنانکه در اولین باری که این عبارت از پیامبری نقل شد بلافاصله بعدش دوباره همان جمله «فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ» را تکرار کرد
الميزان، ج15، ص296به تعبیر خلاصه، رهبر دينى نبايد در موضع تهمت دنياپرستى باشد.
تفسير نور، ج8، ص341
نکته تخصصی #سیاسی: آیا #کسب_قدرت، مزد نیست؟
چنانکه بیان شد در این سوره دست کم ۵ بار ۵ پیامبر گفتهاند «از من اطاعت کنید» و بلافاصله گفتهاند که ما پاداشی از شما نمیخواهیم.آیا خود اطاعت دیگران را طلب کردن و خود را در موقعیتی قرار دادن که دیگران ملزم به اطاعت از وی شوند، پاداش نیست؟ میدانیم که پیوند ثروت و قدرت چنان است که بسیاری از ثروتمندان هزینههای گزافی میکنند تا در موقعیت قدرت قرار گیرند و از آنان اطاعت شود؛ که شاید ملموسترین نمونه امروزی آن شخص ترامپ (رئیس جمهور کنونی آمریکا) باشد. چگونه می توان از سویی از دیگران خواست که از انسان اطاعت کنند و در عین حال در این ادعا صادق بود که من هیچ پاداشی از شما نمیخواهم؟
پاسخ
به نظر میرسد حل مساله به تفاوت بنیادین حکومت دینی اصیل* با سایر حکومتها برگردد.در همه حکومتها کسب و حفظ قدرت، موضوعیت دارد و افراد برای حفظ قدرت خویش (به معنای جایگاهی که بر دیگران اعمال قدرت میکند) هرکاری حاضرند انجام دهند.اما در حکومت دینی، رشد مردم تحت حاکمیت، موضوعیت دارد و قدرت مادامی مطلوب است که در مسیر رشد انسانها باشد.اقتضای رشد هم این است که در عین حال که مسیر تعالی ترسیم میشود خود مردم آن مسیر را برگزینند، نه اینکه بدان مجبور شوند. یکی از لوازم و بلکه عوارض چنین درکی از حکومت، چیزی است که به تعبیر رهبر شهید انقلاب، فرد صاحب قدرت را در موقعیت #مقتدر_مظلوم قرار میدهد.
صرف نظر از موقعیت استقرار کامل حکومت مهدوی که بحثهای خود را دارد، شاید یک ضابطه مهم برای تشخیص حکومتهای دینی اصیل از مدعیان دروغین این است که صاحبان قدرت چه اندازه - به خاطر اینکه رشد مردم برایشان موضوعیت دارد - مظلوم واقع میشوند؛ اجازه دادنی که نیازمند بها دادن به درخواست و انتخاب مردم – ولو انتخاب غلط- است، وگاه ضربات جبرانناپذیری بر حکومت وارد میسازد.اوج این مساله را در حضرت امیر ع و این جمله ایشان میتوان دید که وقتی حکمیت بر ایشان تحمیل شد، با اینکه آن را کاملا نادرست میدانستند بدان تن دادند و فرمودند:«لَقَدْ كُنْتُ أَمْسِ أَمِيراً فَأَصْبَحْتُ الْيَوْمَ مَأْمُوراً وَ كُنْتُ أَمْسِ نَاهِياً فَأَصْبَحْتُ الْيَوْمَ مَنْهِيّاً وَ قَدْ أَحْبَبْتُمُ الْبَقَاء وَ لَيْسَ لِي أَنْ أَحْمِلَكُمْ عَلَى مَا تَكْرَهُون: دیروز امیر شما بودم و امروز تحت امر شما شدهام؛و دیروز نهیکننده شما بودم و امروز شما مرا امر و نهی میکنید، شما باقی ماندن [در دنیا] را دوست دارید و من قرار نیست شما را بر آنچه خوش نمیدارید مجبور سازم (نهج البلاغة، خطبه ۲۰۸).این همان است که حضرت زهرا س در بستر بیماری، بعد از گلایههای فراوانی که از نامردی مردمان زمانشان کردند که چرا امام علی ع را تنها گذاشتند در پایان خطبه، این سخن نهایی حضرت نوح را تکرار کردند که:«أَ نُلْزِمُكُمُوها وَ أَنْتُمْ لَها كارِهُون: آیا ما شما را به آن کار الزام میکنیم در حالی که آن را خوش ندارید؟!» (هود/۲۸) (بلاغات النساء، ص33).@yekaye
ادامه مطلب
در تمام این پنج مورد در سوره شعراء، بعد از اینکه پیامبران گفتند که «تقوای الهی پیشه کنید و اطاعتم کنید» تاکید کردند که من بابت این رسالتی که برای شما انجام دادم هیچ اجرت و مزدی نمیخواهم و مزدم تنها بر عهده پروردگار است.
چنانکه عموم مفسران توضیح دادهاند مقصود از این جمله آن است که در این دعوت و تبلیغی که انجام میدهند هیچ طمع دنیوی ندارند تا از این طریق معلوم شود که این اقدام آنان صرفا از سر خیرخواهی بوده است، و از این روست که سزاوار است اطاعت شوند، چنانکه در اولین باری که این عبارت از پیامبری نقل شد بلافاصله بعدش دوباره همان جمله «فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ» را تکرار کرد
چنانکه بیان شد در این سوره دست کم ۵ بار ۵ پیامبر گفتهاند «از من اطاعت کنید» و بلافاصله گفتهاند که ما پاداشی از شما نمیخواهیم.آیا خود اطاعت دیگران را طلب کردن و خود را در موقعیتی قرار دادن که دیگران ملزم به اطاعت از وی شوند، پاداش نیست؟ میدانیم که پیوند ثروت و قدرت چنان است که بسیاری از ثروتمندان هزینههای گزافی میکنند تا در موقعیت قدرت قرار گیرند و از آنان اطاعت شود؛ که شاید ملموسترین نمونه امروزی آن شخص ترامپ (رئیس جمهور کنونی آمریکا) باشد. چگونه می توان از سویی از دیگران خواست که از انسان اطاعت کنند و در عین حال در این ادعا صادق بود که من هیچ پاداشی از شما نمیخواهم؟
به نظر میرسد حل مساله به تفاوت بنیادین حکومت دینی اصیل* با سایر حکومتها برگردد.در همه حکومتها کسب و حفظ قدرت، موضوعیت دارد و افراد برای حفظ قدرت خویش (به معنای جایگاهی که بر دیگران اعمال قدرت میکند) هرکاری حاضرند انجام دهند.اما در حکومت دینی، رشد مردم تحت حاکمیت، موضوعیت دارد و قدرت مادامی مطلوب است که در مسیر رشد انسانها باشد.اقتضای رشد هم این است که در عین حال که مسیر تعالی ترسیم میشود خود مردم آن مسیر را برگزینند، نه اینکه بدان مجبور شوند. یکی از لوازم و بلکه عوارض چنین درکی از حکومت، چیزی است که به تعبیر رهبر شهید انقلاب، فرد صاحب قدرت را در موقعیت #مقتدر_مظلوم قرار میدهد.
صرف نظر از موقعیت استقرار کامل حکومت مهدوی که بحثهای خود را دارد، شاید یک ضابطه مهم برای تشخیص حکومتهای دینی اصیل از مدعیان دروغین این است که صاحبان قدرت چه اندازه - به خاطر اینکه رشد مردم برایشان موضوعیت دارد - مظلوم واقع میشوند؛ اجازه دادنی که نیازمند بها دادن به درخواست و انتخاب مردم – ولو انتخاب غلط- است، وگاه ضربات جبرانناپذیری بر حکومت وارد میسازد.اوج این مساله را در حضرت امیر ع و این جمله ایشان میتوان دید که وقتی حکمیت بر ایشان تحمیل شد، با اینکه آن را کاملا نادرست میدانستند بدان تن دادند و فرمودند:«لَقَدْ كُنْتُ أَمْسِ أَمِيراً فَأَصْبَحْتُ الْيَوْمَ مَأْمُوراً وَ كُنْتُ أَمْسِ نَاهِياً فَأَصْبَحْتُ الْيَوْمَ مَنْهِيّاً وَ قَدْ أَحْبَبْتُمُ الْبَقَاء وَ لَيْسَ لِي أَنْ أَحْمِلَكُمْ عَلَى مَا تَكْرَهُون: دیروز امیر شما بودم و امروز تحت امر شما شدهام؛و دیروز نهیکننده شما بودم و امروز شما مرا امر و نهی میکنید، شما باقی ماندن [در دنیا] را دوست دارید و من قرار نیست شما را بر آنچه خوش نمیدارید مجبور سازم (نهج البلاغة، خطبه ۲۰۸).این همان است که حضرت زهرا س در بستر بیماری، بعد از گلایههای فراوانی که از نامردی مردمان زمانشان کردند که چرا امام علی ع را تنها گذاشتند در پایان خطبه، این سخن نهایی حضرت نوح را تکرار کردند که:«أَ نُلْزِمُكُمُوها وَ أَنْتُمْ لَها كارِهُون: آیا ما شما را به آن کار الزام میکنیم در حالی که آن را خوش ندارید؟!» (هود/۲۸) (بلاغات النساء، ص33).@yekaye
۱:۲۷
بازارسال شده از یک آیه در روز
ادامه تدبر ۱ (آیا #کسب_قدرت، مزد نیست؟)
در واقع مشی تمام کسانی که رسالت الهی را عهدهدار بودند، از حضرت نوح به عنوان اولین پیامبر اولوالعزم، تا امامان اهل بیت ع معصوم این بود که در عین حال که شما را به اطاعت از خویش میخوانیم اما شما را به این کار مجبور نمیکنیم اگر خودتان خوش نداشته باشید؛و این یک شاخص مهم برای تشخیص حکومت دینی اصیل است، که حکمرانان بقدری با زیردستان خود مدارا میکنند که نهایتا در اغلب موقعیتها با اینکه ظاهرا در راس قدرتاند اما مظلومترین فرد جامعه خویش میشوند و اینجاست که پدیده #مقتدر_مظلوم در حکومتهای دینی اصیل شکل میگیرد.در واقع، توجه به رضایت و درخواست مردم چنان جایگاه محوریای در یک حکومت واقعا دینی دارد که حضرت امیر ع در نامه معروفشان به مالک اشتر بر این تصریح میکنند و مولفه رضایت عمومی را در کنار دو مولفه «در میانه حق بودن» و «عمومیت در عدالت» به عنوان مهمترین عوامل تصمیمگیری حاکم برمیشمرند: «وَ لْيَكُنْ أَحَبَّ الْأُمُورِ إِلَيْكَ أَوْسَطُهَا فِي الْحَقِّ وَ أَعَمُّهَا فِي الْعَدْلِ وَ أَجْمَعُهَا لِرِضَى الرَّعِيَّةِ فَإِنَّ سُخْطَ الْعَامَّةِ يُجْحِفُ بِرِضَى الْخَاصَّةِ وَ إِنَّ سُخْطَ الْخَاصَّةِ يُغْتَفَرُ مَعَ رِضَى الْعَامَّة: و باید محبوبترین کارها نزد تو میانهترین آنها در حق، فراگیرترینشان در عدالت و جامعترینشان برای رضایت عمومی باشد؛ زیرا خشمِ عامه، رضایتِ خواص [= نورچشمیها] را هم از بین میبرد، ولی خشمِ خواص با رضایتِ عامه بخشوده میشود.» (نهج البلاغه، نامه۵۳)
با این مقدمه معلوم میشود که چرا این طلب اطاعت، مزد و پاداشی برای صاحبان رسالت الهی نیست: زیرا دعوت آنان به اینکه از من اطاعت کنید به هیچ عنوان «قدرت» مورد نظر دنیامداران – که یک امتیاز بر دیگران است- را برای آنها ارمغان نمیآورد و کسانی که قدرت دینی را برای اعمال نظرات خود (ولو نظراتشان را مستند به دین کنند) استفاده میکنند، در مسیر حاکمیت اصلی دینی قدم برنمیدارند.
*پینوشت: کلمه اصیل را از این جهت افزودیم که چون دین ظرفیت فراوانی برای کسب قدرت در اختیار افراد قرار میدهد بسیاری از حاکمان در جهان ادعای دینی بودن دارند و از قدرت دین برای رسیدن به جایگاه خود استفاده میکنند و حتی گاه اسم حکومت دینی بر حکومت خویش میگذارند در حالی که حقیقتا دین را فقط ابزاری برای کسب قدرت قرار دادهاند که نمونه بارز آن معاویه است.مهمترین ضابطه واقعا دینی بودن حکومت آن است که به قواعد دینی علیه خود ملتزم باشد، که در متن توضیح داده شد.@yekaye#شعراء_۱۲۷
در واقع مشی تمام کسانی که رسالت الهی را عهدهدار بودند، از حضرت نوح به عنوان اولین پیامبر اولوالعزم، تا امامان اهل بیت ع معصوم این بود که در عین حال که شما را به اطاعت از خویش میخوانیم اما شما را به این کار مجبور نمیکنیم اگر خودتان خوش نداشته باشید؛و این یک شاخص مهم برای تشخیص حکومت دینی اصیل است، که حکمرانان بقدری با زیردستان خود مدارا میکنند که نهایتا در اغلب موقعیتها با اینکه ظاهرا در راس قدرتاند اما مظلومترین فرد جامعه خویش میشوند و اینجاست که پدیده #مقتدر_مظلوم در حکومتهای دینی اصیل شکل میگیرد.در واقع، توجه به رضایت و درخواست مردم چنان جایگاه محوریای در یک حکومت واقعا دینی دارد که حضرت امیر ع در نامه معروفشان به مالک اشتر بر این تصریح میکنند و مولفه رضایت عمومی را در کنار دو مولفه «در میانه حق بودن» و «عمومیت در عدالت» به عنوان مهمترین عوامل تصمیمگیری حاکم برمیشمرند: «وَ لْيَكُنْ أَحَبَّ الْأُمُورِ إِلَيْكَ أَوْسَطُهَا فِي الْحَقِّ وَ أَعَمُّهَا فِي الْعَدْلِ وَ أَجْمَعُهَا لِرِضَى الرَّعِيَّةِ فَإِنَّ سُخْطَ الْعَامَّةِ يُجْحِفُ بِرِضَى الْخَاصَّةِ وَ إِنَّ سُخْطَ الْخَاصَّةِ يُغْتَفَرُ مَعَ رِضَى الْعَامَّة: و باید محبوبترین کارها نزد تو میانهترین آنها در حق، فراگیرترینشان در عدالت و جامعترینشان برای رضایت عمومی باشد؛ زیرا خشمِ عامه، رضایتِ خواص [= نورچشمیها] را هم از بین میبرد، ولی خشمِ خواص با رضایتِ عامه بخشوده میشود.» (نهج البلاغه، نامه۵۳)
با این مقدمه معلوم میشود که چرا این طلب اطاعت، مزد و پاداشی برای صاحبان رسالت الهی نیست: زیرا دعوت آنان به اینکه از من اطاعت کنید به هیچ عنوان «قدرت» مورد نظر دنیامداران – که یک امتیاز بر دیگران است- را برای آنها ارمغان نمیآورد و کسانی که قدرت دینی را برای اعمال نظرات خود (ولو نظراتشان را مستند به دین کنند) استفاده میکنند، در مسیر حاکمیت اصلی دینی قدم برنمیدارند.
۱:۲۷
بازارسال شده از یک آیه در روز
.
«أَ تَبْنُونَ بِكُلِّ ريعٍ آيَةً تَعْبَثُونَ»
جالب است که در این سوره در مقام مذمت قوم عاد - که در ادامه، از هلاکت آنها با عذاب الهی سخن به میان خواهد آورد - سه ایراد را در مورد آنها برمیشمرد، که اولین موردش که همین آیه است کاری است که چهبسا در نظر بسیاری از ما، کار چندان ناروایی هم به نظر نیاید؛ یعنی بنا کردن ساختمانی نه برای استفادههای متعارف از یک ساختمان، بلکه برای اهدافی عبث، که اغلب مفسران مصداق این را بناهایی دانستهاند که کارکردی همچون فخرفروشی و خودنمایی داشته است.
امروزه شاید از این گونه ساختمانها و بناها بقدری زیاد شده است که وجودش را کاملا طبیعی و عادی میانگاریم و گمان بسیاری بر این است که اگر کسی چنین ساختمانی بسازد تنها در صورتی مشکل دارد که از پول حرام ساخته شده باشد؛ وگرنه صرفا ساختن چنین ساختمانهایی برای کسانی که درآمدشان اجازه چنین کاری را میدهد اشکالی ندارد!در حالی که آیه بصراحتا و به عنوان اولین گام انحرافی آنها دارد این گونه ساختنهای نمادین را زیر سوال میبرد.
ثمره #اخلاقی_اجتماعی
انحراف یک جامعه غالبا از اموری آغاز میشود که اهمیت آنها چندان به چشم نمیآید. عمده انسانها نسبت به بیعدالتی و دزدی و قتل و ... حساساند،اما اینکه ثروتمندان با ثروتشان خودنمایی و فخرفروشی کنند و هدفشان از تهیه و استفاده از برخی کالاها صرفا و صرفا خودنمایی باشد، امروزه نهتنها امری عادی شده، بلکه در جهان مصرفزده امروز، یک وضع مطلوب قلمداد میشود که فضای بسیاری از تبلیغات تجاری این است که به مخاطب ثروتمند خود القا کند که تو با خرید و تهیه این محصول، میتوانی سری در میان سرها بلند کنی! یعنی دقیقا چیزی که در این آیه به عنوان اولین گام انحرافی قوم عاد معرفی شده است: در جایی بلند نمادی بسازی که هیچ کارکرد واقعی ندارد جز خودنمایی!
آیا این نحوه ساختمانسازی در شهرها، و بلکه این گونه در فضای مصرفگرایی پیشرفت کردن و به تبلیغاتهای اینچنینی این اندازه میدان دادن، ما (و بلکه عمده جوامع امروزی جهان) را در مسیر قوم عاد قرار نخواهد داد؟ آیا این آیه هشداری جدی برای زندگی امروز ما نیست که شهرتطلبی به یک ارزش تبدیل شده است؟ آیا قرار است در هر جایی که به چشم میآید نشانهای از خود بگذاریم، صرفا برای اینکه نشانهای از ما باشد؟!@yekaye#شعراء_۱۲۸
جالب است که در این سوره در مقام مذمت قوم عاد - که در ادامه، از هلاکت آنها با عذاب الهی سخن به میان خواهد آورد - سه ایراد را در مورد آنها برمیشمرد، که اولین موردش که همین آیه است کاری است که چهبسا در نظر بسیاری از ما، کار چندان ناروایی هم به نظر نیاید؛ یعنی بنا کردن ساختمانی نه برای استفادههای متعارف از یک ساختمان، بلکه برای اهدافی عبث، که اغلب مفسران مصداق این را بناهایی دانستهاند که کارکردی همچون فخرفروشی و خودنمایی داشته است.
امروزه شاید از این گونه ساختمانها و بناها بقدری زیاد شده است که وجودش را کاملا طبیعی و عادی میانگاریم و گمان بسیاری بر این است که اگر کسی چنین ساختمانی بسازد تنها در صورتی مشکل دارد که از پول حرام ساخته شده باشد؛ وگرنه صرفا ساختن چنین ساختمانهایی برای کسانی که درآمدشان اجازه چنین کاری را میدهد اشکالی ندارد!در حالی که آیه بصراحتا و به عنوان اولین گام انحرافی آنها دارد این گونه ساختنهای نمادین را زیر سوال میبرد.
انحراف یک جامعه غالبا از اموری آغاز میشود که اهمیت آنها چندان به چشم نمیآید. عمده انسانها نسبت به بیعدالتی و دزدی و قتل و ... حساساند،اما اینکه ثروتمندان با ثروتشان خودنمایی و فخرفروشی کنند و هدفشان از تهیه و استفاده از برخی کالاها صرفا و صرفا خودنمایی باشد، امروزه نهتنها امری عادی شده، بلکه در جهان مصرفزده امروز، یک وضع مطلوب قلمداد میشود که فضای بسیاری از تبلیغات تجاری این است که به مخاطب ثروتمند خود القا کند که تو با خرید و تهیه این محصول، میتوانی سری در میان سرها بلند کنی! یعنی دقیقا چیزی که در این آیه به عنوان اولین گام انحرافی قوم عاد معرفی شده است: در جایی بلند نمادی بسازی که هیچ کارکرد واقعی ندارد جز خودنمایی!
۱۳:۱۸