ماترکناک یابن الحسین (ع) 
۱۹:۴۳
بازارسال شده از غدیر تا اربعین...
خیلی ها می پرسند در این ایام چه کنیم؟
هرکس با هر توانمندی که دارد باید جای خودش را در عرصه جهاد و جنگ تحمیلی کنونی پیدا کند؛ بعداً مفصلتر راجع به این موضوع صحبت می کنیم.
اما در این بین جمعی از بانوان و آقایان تصمیم گرفتهاند برای مدافعان امنیت و سلامت که این ایام در سرمای خیابان به محافظت از شهرمان مشغول اند، سحری و افطاری تدارک ببینند. @ghadir_ta_arbaeen
شما عزیزان هم به هر میزان که می توانید با جهاد با مال در این کار مشارکت داشته باشید:6104337491692461بانک ملت، به نام خانم کریمپ.ن: ارسال رسید لازم نیست
۱:۵۰
تا فتح بدر و خیبر، یک یاحسین (ع) دیگرنه در چارچوب وعده صادق خداوند و پیش بینی امام شهیدمان، که در یک تحلیل کاملا مادی اقتصادی، اگر نظام بتواند دست کم دو هفته دیگر زیر فشار جنگ تاب بیاورد، #بحران_اقتصادی جدی در ایالات متحده و بخشهای مهمی از جهان ایجاد میکند. این بحران نه صرفا در سطح کلان انرژی، که در بخشهای مختلف اقتصاد و حتی قدرت خرید خانوار اروپایی و آمریکایی (بنزین، برق و...) خودش را نشان خواهد داد. این بحران، فشارها از سوی مردم داخل آمریکا و دولتهای مختلف جهان به آمریکا و رژیم صهیونی برای عقبنشینی از حمله به ایران تشدید میکند (شبیه جنگ ویتنام) که به فضل الهی منجر به شکست و سرافکندگی ایالات متحده در جنگ و #ترک_منطقه خواهد شد (هدف اعلامی ایران برای پایان جنگ). @vaarehدر آن وضعیت ایران می تواند شروط اقتصادی مهمی را (در صورت دیپلماسی صحیح) بر ترانزیت انرژی وضع کند که منجر به بهبود وضعیت اقتصادی داخلی هم خواهد شد.#جنگ_جنگ_تا_پیروزی#نزدیک_قله_ایم#مجید_شاکری
۴:۴۰
واره؛ ایران مجازی اسلامی
تا فتح بدر و خیبر، یک یاحسین (ع) دیگر نه در چارچوب وعده صادق خداوند و پیش بینی امام شهیدمان، که در یک تحلیل کاملا مادی اقتصادی، اگر نظام بتواند دست کم دو هفته دیگر زیر فشار جنگ تاب بیاورد، #بحران_اقتصادی جدی در ایالات متحده و بخشهای مهمی از جهان ایجاد میکند. این بحران نه صرفا در سطح کلان انرژی، که در بخشهای مختلف اقتصاد و حتی قدرت خرید خانوار اروپایی و آمریکایی (بنزین، برق و...) خودش را نشان خواهد داد. این بحران، فشارها از سوی مردم داخل آمریکا و دولتهای مختلف جهان به آمریکا و رژیم صهیونی برای عقبنشینی از حمله به ایران تشدید میکند (شبیه جنگ ویتنام) که به فضل الهی منجر به شکست و سرافکندگی ایالات متحده در جنگ و #ترک_منطقه خواهد شد (هدف اعلامی ایران برای پایان جنگ). @vaareh در آن وضعیت ایران می تواند شروط اقتصادی مهمی را (در صورت دیپلماسی صحیح) بر ترانزیت انرژی وضع کند که منجر به بهبود وضعیت اقتصادی داخلی هم خواهد شد. #جنگ_جنگ_تا_پیروزی #نزدیک_قله_ایم #مجید_شاکری
لطفاً روی مطلب ضربه زده و گزینه «پیشنهاد به مجله» را بزنید
۴:۴۲
دکتر لاریجانی؛ شهید اعتدال سیاسیبا اینکه دوبار توسط #شورای_نگهبان رد صلاحیت شد (شاید بحق)، گلایه هم کرد، اما هیچ وقت به نظام لگد نزد.همیشه سخته و سنجیده سخن میگفت؛ عبارتهای آهنگین و حسابشده بهکار می برد؛ واژگان جدید در سیاست خلق میکرد و تلاش میکرد کمترین اشتباه زبانی داشته باشد. یادم نمیرود آن جمله معروف «معامله آبنبات قیچی با در غلتان!»اش درباره #پرونده_هسته_ای چقدر در ذهنها ماندگار شد و آنجا که گفت «ایرانیها با نمایش لولوی #شورای_امنیت رو به قبله نمیشوند» چقدر مترجمان خارجی را به زحمت انداخت!سیاستمدار به معنی دقیق کلمه بود و با تغییر زمانه، خودش را تطبیق میداد. علی رغم این مواضع، مورد اعتماد آقای شهید ما بود که -پدرانه- توافق راهبردی ۲۵ ساله بین ایران و چین را به وی سپرد و او نیز به سرانجام مطلوب رساند.در دو سال اخیر بهخلاف مشی دیپلمات، اعتدالی و تاحدی اشرافی که از او شنیده بودیم، روحیه جهادی خود را به نمایش گذاشت؛ قبل از سقوط سوریه، به دمشق پرواز کرد و در بحبوحه خطر، آخرین نصیحتها را به #بشار_اسد نمود. در جنگ ۱۲ روزه نیز، علی رغم تطمیعها (که خودش در مصاحبه تلویزیونی بیان کرد) و تهدیدها (که فرزندش خارج کشور بود) مردانه پای انقلاب و رهبری ایستاد و مزدش را هم که شهادت بود، گرفت. @vaarehدکتر #علی_لاریجانی نشان داد ممکن است کسی در جاده سیاست گاهی به چپ و راست و میانه هم برود، اما در آن لحظه سرنوشتساز، به خاطر «صدق باطن»، صراط مستقیم انقلاب اسلامی را برگزیند. رحمتالله علیه.#سیاستمدار_حکیم
عکس: مرداد ۱۴۰۴
۷:۱۷
واره؛ ایران مجازی اسلامی
دکتر لاریجانی؛ شهید اعتدال سیاسی با اینکه دوبار توسط #شورای_نگهبان رد صلاحیت شد (شاید بحق)، گلایه هم کرد، اما هیچ وقت به نظام لگد نزد. همیشه سخته و سنجیده سخن میگفت؛ عبارتهای آهنگین و حسابشده بهکار می برد؛ واژگان جدید در سیاست خلق میکرد و تلاش میکرد کمترین اشتباه زبانی داشته باشد. یادم نمیرود آن جمله معروف «معامله آبنبات قیچی با در غلتان!»اش درباره #پرونده_هسته_ای چقدر در ذهنها ماندگار شد و آنجا که گفت «ایرانیها با نمایش لولوی #شورای_امنیت رو به قبله نمیشوند» چقدر مترجمان خارجی را به زحمت انداخت! سیاستمدار به معنی دقیق کلمه بود و با تغییر زمانه، خودش را تطبیق میداد. علی رغم این مواضع، مورد اعتماد آقای شهید ما بود که -پدرانه- توافق راهبردی ۲۵ ساله بین ایران و چین را به وی سپرد و او نیز به سرانجام مطلوب رساند. در دو سال اخیر بهخلاف مشی دیپلمات، اعتدالی و تاحدی اشرافی که از او شنیده بودیم، روحیه جهادی خود را به نمایش گذاشت؛ قبل از سقوط سوریه، به دمشق پرواز کرد و در بحبوحه خطر، آخرین نصیحتها را به #بشار_اسد نمود. در جنگ ۱۲ روزه نیز، علی رغم تطمیعها (که خودش در مصاحبه تلویزیونی بیان کرد) و تهدیدها (که فرزندش خارج کشور بود) مردانه پای انقلاب و رهبری ایستاد و مزدش را هم که شهادت بود، گرفت. @vaareh دکتر #علی_لاریجانی نشان داد ممکن است کسی در جاده سیاست گاهی به چپ و راست و میانه هم برود، اما در آن لحظه سرنوشتساز، به خاطر «صدق باطن»، صراط مستقیم انقلاب اسلامی را برگزیند. رحمتالله علیه. #سیاستمدار_حکیم
عکس: مرداد ۱۴۰۴
اگر تاکنون عضو کانال «واره» نشده اید، لطفاً پیوستن را بزنید 
۸:۱۱
بازارسال شده از کف میدون
آن روی دیگر آقای لاریجانی
این متن را از روی دیدار دوساعته جذابم با فریده خانم (همسر علی آقای لاریجانی) می نویسم. دیداری که چند ماه پیش در عصری پاییزی در منزل شان اتفاق افتاد. قرار بود درباره مادرش حرف بزنیم اما در تمام طول صحبتمان «علی» از دهانش نیفتاد. می گفت: «وقتی علی خونه نیست انگار دستام بریده شده! علی که باشه همه کارهای خونه رو انجام می ده. بی آنکه من ازش خواسته باشم. خریدها رو جا به جا می کنه. سبزی و مرغ رو پاک می کنه. ظرف ها رو می شوره...» دهانم باز مانده بود که مگر می شود مردی که بیرون از خانه امنیت ملی ایران را حمل می کند، بتواند توی خانه مرغ پاک کند و ظرف بشورد؟ که بعدش فهمیدم همه اینها مال زمانی است که «علی خانه باشد...» و علی شش ماه بود که خانه نرفته بود. از جنگ دوازده روزه که دیگر اجازه نداشت زندگی معمولی داشته باشد. کسی که ابرقدرتهای دنیا برای کشتنش جایزه گذاشته بودند، مردی عاشق پیشه بود که دل جوانی داشت و منشی پخته و با طمانینه. که «از جوانی هم پخته بود.» روزی که هنوز بیست سال هم نداشته و آمده بوده خواستگاری فریده و پدر فریده راغب به این ازدواج بوده و مادر پرسیده بود: «زیادی جوان نیست موری جان؟» و مرتضای مطهری جواب داده بود: «نه باهاش حرف زدم. عقلش پیره.» و مرتضی خبر وصلت دخترش با پسر آیت الله آملی را در نوفل لوشاتو به امام داده و خوشحالی امام را دیده بود که عالم زاده ای با عالم زاده ای ازدواج کرده. البته از نظر مالی خانواده علی بالاتر از خانواده فریده بودند و زمین ها و گوسفندهای فراوانی در شمال داشتند. خانه ای هم که برای زندگی فریده و علی در نظر گرفتند آن قدر بزرگ بود که آقای مطهری مجبور شد برای جهیزیه دخترش دو دست راحتی و دوتا فرش بخرد که جاهای خالی خانه را پر کند. همان راحتی ها و فرش هایی که هنوز هم در خانه علی و فریده بودند و مبل دیگری به جز همان ها که شهید مطهری چهل سال پیش خریده بود نداشتند. عجیب هم نبود. فریده می گفت علی نه هرگز از مجلس حقوق گرفت و نه از مسئولیت های بعدیش. حقوقش سالها همان چهل میلیون تومان استاد دانشگاهی است که تازه از آن هم مقداری هر ماه به حساب بیت المال می ریزد که مدیون نباشد. می گفت این خانه را که می خریدیم پول لازم شده بودیم و دخترم پیشنهاد داد که «بابا نمی شه حقوق های معوقه تون رو از مجلس بگیرید؟» که علی قبول نکرد و گفت: «ما خیلی به این کشور بدهکاریم. من چیزی طلب ندارم.» این ها را کسی گفته بود که از اولین روزهای انقلاب لحظه ای را به آسایش نگذرانده و برای ایران دویده و زحمت کشیده بود. و در عوض بارها جفا دیده و تهمت شنیده و مورد حسادت قرار گرفته بود. فریده خانم می گفت: «بعد از اینکه در انتخابات رد صلاحیت شد، آدم های مختلف روزهای متمادی می آمدند و روی همین صندلی که شما نشسته اید می نشستند و ازش می خواستند که اعتراضی بکند. از خودش دفاع کند، چیزی بگوید، نامه سرگشاده ای، شکایتی...» همه حرف ها را با طمانینه می شنید و با احترام مهمانانش را بدرقه می کرد. در حالی که بهشان گفته بود: «ان شالله خودش درست می شود. من که نمی توانم برای نظام هزینه بتراشم.» ولی خوب بلد بود از نظام دفاع کند. شبیه گنده لات هایی که خوب رجز می خوانند و بلدند چه طوری جواب رجز حریف را بدهند که با خاک یکسان شود. اما کی باورش می شد که همین آدم پخته سیاسی در برابر بچه ها تا چه اندازه رقیق القلب بود که حتی در همان دوره ای که نباید خانه می آمد اگر چند هفته یکبار نوه هایش را نمی دید محزون و دلتنگ می شد. به همه بچه های فامیل محبت بیش از اندازه داشت و به بچه های خودش هم. با این حال پسرانش را هرگز در امور کاری اش دخالت نمی داد. مرتضا در نوجوانی صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می داد. فریده می گفت: «هر چه رفقای علی اصرار کردند بیاید در صدا و سیما اذان بگوید که ضبط کنند قبول نکرد. آن زمان که رئیس صدا و سیما بود.» فریده می گفت: «علی در این چهل و اندی سال که از شهادت پدرم گذشته هم برایم پدر بوده و هم همسر و هم رفیق و هم استاد. طاقت ندارم ببینم یک مو از سرش کم شده.» دیشب که خبر شهادت علی آقا را با این عبارت «علی لاریجانی تایید صلاحیت شد» خواندم، هیچ نگران خودش و حتی انقلاب نشدم. که خودش به حقش رسید و انقلاب هم گیر اشخاص نمی ماند. اما خیلی به فریده خانم فکر کردم. به زنی که روزی پدرش مرتضی را شهید کردند و دیروز رفیق و استاد و همسرش، علی را که وقتی خانه نباشد انگار دست های فریده را بریده اند و حتی پسرش مرتضی را که صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می گفت.
من مطمئنم یک آه این زن می تواند آمریکا و اسرائیل را از ریشه بخشکاند .
فائضه غفارحدادی
#کف_میدون@kafemeydoon
این متن را از روی دیدار دوساعته جذابم با فریده خانم (همسر علی آقای لاریجانی) می نویسم. دیداری که چند ماه پیش در عصری پاییزی در منزل شان اتفاق افتاد. قرار بود درباره مادرش حرف بزنیم اما در تمام طول صحبتمان «علی» از دهانش نیفتاد. می گفت: «وقتی علی خونه نیست انگار دستام بریده شده! علی که باشه همه کارهای خونه رو انجام می ده. بی آنکه من ازش خواسته باشم. خریدها رو جا به جا می کنه. سبزی و مرغ رو پاک می کنه. ظرف ها رو می شوره...» دهانم باز مانده بود که مگر می شود مردی که بیرون از خانه امنیت ملی ایران را حمل می کند، بتواند توی خانه مرغ پاک کند و ظرف بشورد؟ که بعدش فهمیدم همه اینها مال زمانی است که «علی خانه باشد...» و علی شش ماه بود که خانه نرفته بود. از جنگ دوازده روزه که دیگر اجازه نداشت زندگی معمولی داشته باشد. کسی که ابرقدرتهای دنیا برای کشتنش جایزه گذاشته بودند، مردی عاشق پیشه بود که دل جوانی داشت و منشی پخته و با طمانینه. که «از جوانی هم پخته بود.» روزی که هنوز بیست سال هم نداشته و آمده بوده خواستگاری فریده و پدر فریده راغب به این ازدواج بوده و مادر پرسیده بود: «زیادی جوان نیست موری جان؟» و مرتضای مطهری جواب داده بود: «نه باهاش حرف زدم. عقلش پیره.» و مرتضی خبر وصلت دخترش با پسر آیت الله آملی را در نوفل لوشاتو به امام داده و خوشحالی امام را دیده بود که عالم زاده ای با عالم زاده ای ازدواج کرده. البته از نظر مالی خانواده علی بالاتر از خانواده فریده بودند و زمین ها و گوسفندهای فراوانی در شمال داشتند. خانه ای هم که برای زندگی فریده و علی در نظر گرفتند آن قدر بزرگ بود که آقای مطهری مجبور شد برای جهیزیه دخترش دو دست راحتی و دوتا فرش بخرد که جاهای خالی خانه را پر کند. همان راحتی ها و فرش هایی که هنوز هم در خانه علی و فریده بودند و مبل دیگری به جز همان ها که شهید مطهری چهل سال پیش خریده بود نداشتند. عجیب هم نبود. فریده می گفت علی نه هرگز از مجلس حقوق گرفت و نه از مسئولیت های بعدیش. حقوقش سالها همان چهل میلیون تومان استاد دانشگاهی است که تازه از آن هم مقداری هر ماه به حساب بیت المال می ریزد که مدیون نباشد. می گفت این خانه را که می خریدیم پول لازم شده بودیم و دخترم پیشنهاد داد که «بابا نمی شه حقوق های معوقه تون رو از مجلس بگیرید؟» که علی قبول نکرد و گفت: «ما خیلی به این کشور بدهکاریم. من چیزی طلب ندارم.» این ها را کسی گفته بود که از اولین روزهای انقلاب لحظه ای را به آسایش نگذرانده و برای ایران دویده و زحمت کشیده بود. و در عوض بارها جفا دیده و تهمت شنیده و مورد حسادت قرار گرفته بود. فریده خانم می گفت: «بعد از اینکه در انتخابات رد صلاحیت شد، آدم های مختلف روزهای متمادی می آمدند و روی همین صندلی که شما نشسته اید می نشستند و ازش می خواستند که اعتراضی بکند. از خودش دفاع کند، چیزی بگوید، نامه سرگشاده ای، شکایتی...» همه حرف ها را با طمانینه می شنید و با احترام مهمانانش را بدرقه می کرد. در حالی که بهشان گفته بود: «ان شالله خودش درست می شود. من که نمی توانم برای نظام هزینه بتراشم.» ولی خوب بلد بود از نظام دفاع کند. شبیه گنده لات هایی که خوب رجز می خوانند و بلدند چه طوری جواب رجز حریف را بدهند که با خاک یکسان شود. اما کی باورش می شد که همین آدم پخته سیاسی در برابر بچه ها تا چه اندازه رقیق القلب بود که حتی در همان دوره ای که نباید خانه می آمد اگر چند هفته یکبار نوه هایش را نمی دید محزون و دلتنگ می شد. به همه بچه های فامیل محبت بیش از اندازه داشت و به بچه های خودش هم. با این حال پسرانش را هرگز در امور کاری اش دخالت نمی داد. مرتضا در نوجوانی صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می داد. فریده می گفت: «هر چه رفقای علی اصرار کردند بیاید در صدا و سیما اذان بگوید که ضبط کنند قبول نکرد. آن زمان که رئیس صدا و سیما بود.» فریده می گفت: «علی در این چهل و اندی سال که از شهادت پدرم گذشته هم برایم پدر بوده و هم همسر و هم رفیق و هم استاد. طاقت ندارم ببینم یک مو از سرش کم شده.» دیشب که خبر شهادت علی آقا را با این عبارت «علی لاریجانی تایید صلاحیت شد» خواندم، هیچ نگران خودش و حتی انقلاب نشدم. که خودش به حقش رسید و انقلاب هم گیر اشخاص نمی ماند. اما خیلی به فریده خانم فکر کردم. به زنی که روزی پدرش مرتضی را شهید کردند و دیروز رفیق و استاد و همسرش، علی را که وقتی خانه نباشد انگار دست های فریده را بریده اند و حتی پسرش مرتضی را که صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می گفت.
من مطمئنم یک آه این زن می تواند آمریکا و اسرائیل را از ریشه بخشکاند .
#کف_میدون@kafemeydoon
۱۰:۰۲
۱۸:۱۰
۲:۵۹
افزایش هواداران جمهوری اسلامی تنها با اهدای پرچم! با کمک شما عزیزان و با مبالغ گردآوری شده، حدود ۲۰۰ پرچم خریدیم و در موج ۲۹ تا ۳۲ عملیات حضور میدانی شما بین خودروهای عبوری توزیع کردیم!
اگر بفهمید برخی از مردم چقدر با دریافت پرچم خوشحال میشوند، شما هم به جریان اهدای پرچم میپیوندید. #پرچم_ایران عامل وحدت ملی و وجه اشتراک همه ما در این ایام است.
@vaarehقیمت هر پرچم کوچک حدود ۳۰-۴۰ تومان
5859831091382548
۲:۴۵
بازارسال شده از به سمت دریا
#مردم_بیگناهرفته بودم سر صحنه انفجار. مشخص بود که یک فرد خاص هدف بوده. یک ساختمان را کاملا منهدم کرده بودند و چند ساختمان اطراف هم آسیب دیده بود. صحرای محشر بود و هر کسی کاری میکرد: گروه های امداد، گروه هایی که آواربرداری می کردند، بسیجی های جهادی که لباس متحدالشکل با شعار «جانم فدای ایران» پوشیده بودند و به همسایه ها کمک می کردند، آتش نشانی، نیروهای امنیتی و... یک نفر هم یک گوشه ایستاده بود و داشت با حالتی حق به جانب برای چند نفر سخنرانی می کرد. از لحن صدایش فهمیدم که حرف خوبی نمی زند، ولی راه را بسته بودند و مجبور بودم از کنارش عبور کنم و این جمله ها را شنیدم: «طفلکی مردم بی گناهی که چون در همسایگی این یارو (همان فرد نظامی، مسئول مملکتی یا دانشمندی که هدف ترور بود) زندگی می کردند، کشته شدند». از این حرف، حالم بد شد. شاید شما هم از این حرف ها شنیده باشید. حرف هایی که به ظاهرا دلسوزانه هستند، ولی وقتی به معنایش دقت می کنی، حالت به هم می خورد. معنای حرف شان این است: «این مسئولین و نظامی ها آدم نیستند. اگر کسی آنها را بکشد، حق دارد. لااقل ایرادی هم ندارد. خودشان که هیچ، خانواده آنها هم اگر کشته شدند، طوری نیست. بالاخره خانواده چنین فردی بودند و خون شان حلال است و هدف مشروع اند. دیگران، یعنی «مردم عادی»، نباید کشته شوند. آنها بی گناه هستند». مردم عادی! مردم بی گناه! چه حرف های زشتی! آنقدر در گوش شان تکرار شده که انگار نمی فهمند مسئولیت داشتن در یک مملکت جرم نیست و ترور کردن آنها هم طبق هیچ قانونی مجاز نیست. و نظامی ها در جبهه نبرد ارتشی و سپاهی هستند. در روزهای عادی یک آدم عادی هستند مثل من و تو. خانه و زندگی دارند. زن و بچه دارند. لزومی ندارد از دیگران جدا باشند. چرا باید جدا باشند؟ مگر باید اعضای هر صنفی را از دیگران جدا کرد؟ که گلچین شوند برای ترور؟ دانشمندان هسته ای و اساتید دانشگاه چی؟ آنها را هم از دیگران جدا کنیم که اگر خواستند بزنند، به «مردم بی گناه» آسیبی نرسد؟ که اگر هر کدام از اینها را از مردم جدا می کردند، و تبدیل شان می کردند به یک سیبل برای شلیک، حتما پشت سرشان می گفتند که «قایم شدند. از مردم جدا شدند. ویژه خواری کردند».یک عده هم هستند که همین حرف را می زنند، ولی شاید متوجه نیستند که چه می گویند. وقتی جایی موشک می خورد، یک عده می گویند «خانه امن بوده. خانه پوششی بوده. خانه تیمی بوده...» از اینها هم دلم به هم می خورد. انگار باور کرده اند که یک عده بی گناه هستند، ولی ترور عده دیگر ایرادی ندارد. بعد از گذشت یک ماه، که خون مردم نظامی و غیرنظامی و مسئول و دانشمند و کودک با هم قاطی شده، عده ای هنوز بین بی گناه و باگناه مرزبندی دارند. رمق بحث کردن ندارم. رد می شوم، ولی دلم خون است. بعد از این همه جنایت دیدن، باید بدیهیات را توضیح بدهیم!
#جنگ_رمضان
@dr_chiniforoushan
#جنگ_رمضان
@dr_chiniforoushan
۳:۰۸
واره؛ ایران مجازی اسلامی
#مردم_بیگناه رفته بودم سر صحنه انفجار. مشخص بود که یک فرد خاص هدف بوده. یک ساختمان را کاملا منهدم کرده بودند و چند ساختمان اطراف هم آسیب دیده بود. صحرای محشر بود و هر کسی کاری میکرد: گروه های امداد، گروه هایی که آواربرداری می کردند، بسیجی های جهادی که لباس متحدالشکل با شعار «جانم فدای ایران» پوشیده بودند و به همسایه ها کمک می کردند، آتش نشانی، نیروهای امنیتی و... یک نفر هم یک گوشه ایستاده بود و داشت با حالتی حق به جانب برای چند نفر سخنرانی می کرد. از لحن صدایش فهمیدم که حرف خوبی نمی زند، ولی راه را بسته بودند و مجبور بودم از کنارش عبور کنم و این جمله ها را شنیدم: «طفلکی مردم بی گناهی که چون در همسایگی این یارو (همان فرد نظامی، مسئول مملکتی یا دانشمندی که هدف ترور بود) زندگی می کردند، کشته شدند». از این حرف، حالم بد شد. شاید شما هم از این حرف ها شنیده باشید. حرف هایی که به ظاهرا دلسوزانه هستند، ولی وقتی به معنایش دقت می کنی، حالت به هم می خورد. معنای حرف شان این است: «این مسئولین و نظامی ها آدم نیستند. اگر کسی آنها را بکشد، حق دارد. لااقل ایرادی هم ندارد. خودشان که هیچ، خانواده آنها هم اگر کشته شدند، طوری نیست. بالاخره خانواده چنین فردی بودند و خون شان حلال است و هدف مشروع اند. دیگران، یعنی «مردم عادی»، نباید کشته شوند. آنها بی گناه هستند». مردم عادی! مردم بی گناه! چه حرف های زشتی! آنقدر در گوش شان تکرار شده که انگار نمی فهمند مسئولیت داشتن در یک مملکت جرم نیست و ترور کردن آنها هم طبق هیچ قانونی مجاز نیست. و نظامی ها در جبهه نبرد ارتشی و سپاهی هستند. در روزهای عادی یک آدم عادی هستند مثل من و تو. خانه و زندگی دارند. زن و بچه دارند. لزومی ندارد از دیگران جدا باشند. چرا باید جدا باشند؟ مگر باید اعضای هر صنفی را از دیگران جدا کرد؟ که گلچین شوند برای ترور؟ دانشمندان هسته ای و اساتید دانشگاه چی؟ آنها را هم از دیگران جدا کنیم که اگر خواستند بزنند، به «مردم بی گناه» آسیبی نرسد؟ که اگر هر کدام از اینها را از مردم جدا می کردند، و تبدیل شان می کردند به یک سیبل برای شلیک، حتما پشت سرشان می گفتند که «قایم شدند. از مردم جدا شدند. ویژه خواری کردند». یک عده هم هستند که همین حرف را می زنند، ولی شاید متوجه نیستند که چه می گویند. وقتی جایی موشک می خورد، یک عده می گویند «خانه امن بوده. خانه پوششی بوده. خانه تیمی بوده...» از اینها هم دلم به هم می خورد. انگار باور کرده اند که یک عده بی گناه هستند، ولی ترور عده دیگر ایرادی ندارد. بعد از گذشت یک ماه، که خون مردم نظامی و غیرنظامی و مسئول و دانشمند و کودک با هم قاطی شده، عده ای هنوز بین بی گناه و باگناه مرزبندی دارند. رمق بحث کردن ندارم. رد می شوم، ولی دلم خون است. بعد از این همه جنایت دیدن، باید بدیهیات را توضیح بدهیم! #جنگ_رمضان @dr_chiniforoushan
متاسفانه این فکر را در ذهن برخی هموطنان که رسانههای دشمن را میبینند، جا انداختهاند که اگر به جایی حمله میشود، اولاً حتماً دلیل نظامی داشته و ثانیاً چون دلیل نظامی داشته، حق دارد آدمهای آنجا را بکشد، وگرنه دشمن که با مردم بیگناه کاری ندارد.در حالی که باید گفت: غلط می کنی حتی #نظامی_هموطن من را میکشی. اتفاقا او هم یک انسان و یک بیگناه است. او که کاری نکرده بود؛ نه جرمی کرده، نه حمله پیشدستانه کرده و تازه وسط مذاکره هم بوده، اما تو عوضی به کشور من حمله کردی و او دارد از کشورم دفاع می کند.#نظامی_بی_گناه
۳:۰۹
پس کی باید جنگ را تمام کرد؟ گفتاری مهم از حجتالاسلام قنبریان که دیده نشداز منظر رهبر شهید و قانون 
۳:۱۳
بازارسال شده از محسن قنبریان
این مجموعه یادداشت تلاشی کوچک صرفاً برای باز شدن این طرح بحث در میادین مردمی و محافل نخبگانی است؛ نه حرف تمام شده و نهایی.
۳:۱۳
بازارسال شده از محسن قنبریان
به تصریح مقامات نظامی و سیاسی: هنوز وقت «میدان» است؛ نه «مذاکره»!
☆ زمانی که میدانِ جنگ، «اجازه مذاکره» داد، خوب است «دیپلماسی انقلابی» اوّل «میدانِ جدید» و «طرف جدیدِ» مذاکره را «همراستا با پیروزیِ میدان» ابتکار کند؛ بعد به «مفاد» و «شروط مذاکره» بپردازد!این بار صلح با قدرت حق ماست.
۲. هر وقت میدان اقتضایش را داشت، «طرف مذاکره» به جای متجاوزِ عهد شکن، «ذی نفعان و متضرران تبعیِ این جنگ» باشد.ذی نغعان الان «کشورهای عربی همسایه» اند؛ که دیگر خیلی هم تبعی نیستند و «کمک کار متخاصم» اند.«در هنگام دست برتر نظامی»، ۸ همسایه عرب را طرف مذاکره کردن، زمینه تحقق اراده مشروع و معقول ایرانی برای «ضمانت کافی» است.با اینها می شود از «تعطیلی پایگاه های آمریکا» در قبال «امنیت منطقه ای و بهرهمندی عادلانه از تنگه هرمز» حرف زد.
۳. «میدانِ این مذاکره» هم باید فراتر از «یک کشور میانجی» باشد.شاید «سازمان کنفرانس اسلامی»، میدانی مناسب برای برگزاری چنین مذاکره ای باشد. از آنجا به «توافق بین المللی» هم می شود رسید.
☆ «ابتکار چنین میدانی»:اولاً عمل به دستور قرآن در آیه ۹ حجرات است.۱ ثانیاً «گام رو به جلوی دست برترِ جنگ» برای حل و فصل های منطقه ای و مقابله با مداخلات اجانب می باشد.ابتکار این میدان خود «پیروزی بزرگ» بعد از میدان و از لوازم اخراج آمریکا از منطقه است.
• ببخشید! انقلاب خمینی، اجازه فضولی داد؛ و الا مثل همیشه با تصمیمات نهایی نظام مخالفت عملی نمی کنیم!__۱. «اگر دو گروه از مومنان با یکدیگر پیکار کنند، میان آنها صلح برقرار سازید پس اگر یکی از آن دو گروه بر دیگری ستم کرد و تعدی نمود، با آن گروهی که ستم می کند بجنگید تا به فرمان خدا باز گردد و حکم او را گردن نهد...»
#بایگانی#ایده
۳:۱۳
تا کی باید جنگ کنیم؟ پس از نقض آتشبس توسط رژیم صهیونسیتی و احتمال رد مذاکره توسط ایران، این پرسش در برخی اقشار جامعه مطرح شد که پس تا کی باید بجنگیم؟ پاسخ اینکه:
اگرچه #نابودی_اسرائیل و #آمریکا قطعاً به رفع فتنه از عالم و آزادی تمامی مستضعفین از شر استکبار جهانی منجر میشود، اما سرانجام خواستنی ما برای این جنگ نیستند. درواقع هدف این جنگ تحمیلی (که بعد از انهدام زیرساختها بر همگان معلوم شد) نابودی ایران است، لذا هدف ما باید متمرکز بر حفظ خود ایران باشد و تاریخ نشان داد که #جمهوری_اسلامی مهمترین عامل حفظ امنیت و تمامیت ارضی ایران در این سالها بوده است.
دو تجربه قبلی نشان داد که دشمن از اهرم مذاکرات برای تحمیل خواستههای یکجانبه خود، ایجاد غفلت در مسئولان و ضربه مجدد استفاده میکند. همان طور که دکتر #قالیباف هم چندی پیش گفتند «چرخهٔ شوم جنگ-آتشبس-جنگ باید شکسته شود» و پایان جنگ بهگونهای رقم بخورد که فرصت برای تجدید قوا و تکرار درگیری در کوتاهمدت برای دشمن فراهم نشود.
بیشک «اخراج آمریکا و تعطیلی پایگاههایش در منطقه» که #رهبر_شهید_انقلاب
فرمودند، تهدید نظامی را تا حدود دوهزار کیلومتر از ایران دورتر میکند. این کار همانطور که #حجت_الاسلام_قنبریان نیز بررسی کردهاند، بر اساس مصوبه مجلس، الزام قانونی دارد.
تجربه خروج یکطرفه آمریکا از #برجام (علیرغم انجام همه تعهدات توسط ایران) به ما یادآوری میکند که در صورت توافق، باید امتیازات به صورت نقد و گامبهگام دریافت شود و اجرای تعهدات از سوی طرف مقابل در اولویت قرار گیرد. بهویژه اکنون که ایران در موقعیت نسبی قدرت قرار دارد و برخی کشورها به دلیل نیازهای اقتصادی و انرژی، آمادگی همکاری بیشتری دارند.
تعطیلی پایگاههای آمریکا یک راهکار اساسی دارد و آن هم «افزایش هزینههای جنگ» است؛ همان عاملی که باعث شد آمریکا نیروهایش را از #عراق و #افغانستان خارج کند. تجربه #ویتنام نیز نشان داد که افزایش هزینههای انسانی و اقتصادی باعث شد خود مردم آمریکا با تظاهرات گسترده خواستار بازگشت نیروهای نظامی متجاوزشان شوند (#no_king).
در شرایط کنونی، هیچ تضمین بینالمللی به اندازه اهرم #تنگه_هرمز «نقد» و ملموس نیست. رفع تحریمها، پذیرش حق غنیسازی صلحآمیز، برقراری تبادلات مالی و بانکی و... همه امکان نقض و «دبهکردن» در آینده دارند، مگر با نگهداشتن امتیاز عملی کنترل تنگه. لذا تا رسیدن به نتیجه مطلوب عبور و مرور از تنگه نباید عادی شود.
کشورها بعد از جنگ به سه دسته تقسیم میشوند: یا #متخاصم اند مثل اسرائیل که حق بهرهمندی از تنگه را ندارند (این هم ضمانتی دیگر برای قطع شریان اقتصادی رژیم و افزایش امنیت پایدار) یا #غیرمتخاصم مانند کشورهای اروپایی و عربی که میتوانند از منافع تنگه با پرداخت عوارض حداکثری بهرهمند شوند و یا #شریک_راهبردی مثل چین، لبنان، عراق و... که شرایط ویژهتری را در حمل و نقل و همکاری تجربه خواهند نمود.@vaarehبر این اساس پایان جنگ (به معنی پایان تبادل آتش نظامی) یک شرایط عینی و مشخص دارد: آمریکا پایگاههایش را تعطیل و نیروهایش را از منطقه خارج کند. این مسئله ایدهال گرایانه نیست و حتی #ترامپ نیز در مقاطعی اشاره کرده بود که آمریکا منفعت مستقیمی از نفت #خلیج_فارس ندارد و هرکس که از این منطقه بهره میبرد، خودش تنگه هرمز را باز کند!
۶:۳۸
اینترنت را چرا وصل نمیکنید؟ / قسمت اولبرای فهمیدن زمان وصل اینترنت، باید ببینیم اینترنت بینالملل به چه دلیلی بسته شده است؟ ما به چند دلیل اشاره میکنیم:
حملات سایبری تصور کنید یک روز صبح بیدار میشوید؛ نه کارتخوان، نه عابربانک و نه سیستم #شعب_بانکی کار میکند. حتی موجودی حساب شما پریده و مقدار آن معلوم نیست. هیچ #پمپ_بنزینی به شما سوخت نمیدهد؛ نه سهمیه مشخص است و نه امکان سوختگیری وجود دارد. سامانه هک شده؛ به همین ترسناکی.#بانک_سپه، #پاسارگاد و صرافی ارز دیجیتال #نوبیتکس در جنگ ۱۲ روزه، و #بانک_ملی و بانک سپه (مجدداً!) در جنگ رمضان مورد حمله سایبری قرار گرفتند. این تهدیدها واقعی هستند. ابزارهای زیادی برای مقابله با هک وجود دارد، اما همانطور که سامانههای پدافندی نمیتوانند همه موشکها را رهگیری کنند و خطا دارند، سامانههای امنیتی نیز بینقص نیستند. ما که تخصص سایبری نداریم، اما خود کارشناسان #امنیت_سایبری میگویند با قطع اینترنت، میزان حملات بهشدت کاهش مییابد.یک جمله تخصصیتر هم میگویند که بین «افزایش تراکم ورود» (به معنی دیداس که ممکن است از داخل هم رخ دهد) و «حمله برنامهریزیشده سایبری» تفاوت جدی وجود دارد؛ و دومی با روشهای مرسوم امنیت شبکه بهراحتی قابل جلوگیری نیست. اینگونه حملات بهصورت گسترده و از چند کشور طراحی میشوند و بستن اینترنت بینالملل نقش جدی در کاهش آنها دارد.بله! مردم از قطعی اینترنت ناراحتاند، اما ناراحتی آنها زمانی که حساب بانکیشان خالی شود یا گاز و برقشان برای مدت طولانی قطع شود، بسیار بیشتر خواهد بود. 
عملیات روانی و جنگ رسانهای بعضی میگویند این حرف نباید علنی زده شود، زیرا ضعف نظام را در عرصه رسانهای نشان میدهد. اما من بر این باورم که گفتن صادقانهی نواقص (ناخواسته) و کوتاهیها (تعمدی)، اتفاقاً همدلی مردم را به همراه دارد. جنگهای نوین، هیبریدی و پیچیده شدهاند. عملیات آمریکا در اصفهان هم لایه نظامی دارد (هواپیمای فوق پیشرفته)، هم لایه سایبری (غیرفعالسازی #سیسکو) و هم لایه رسانهای (پیدا کردن خلبان فرضی!).چندی پیش #نتانیاهو به صراحت گفت شبکههای اجتماعی «سلاح» هستند، نه «ابزار» در دست ما. نمونهاش را هم به طور عینی در فراخوان #رضا_پهلوی برای آشوبهای دیماه سال گذشته دیدیم که با همکاری #اینستاگرام به بیش از ۵۰ میلیون بازدید رسید. اما به محض بستن اینترنت، هم عملیات روانی دشمن در #گسترش_اغتشاشات ناکام ماند و هم #شبکه_ارتباطی_تروریستها با یکدیگر قطع شد.تهدید #ترامپ به «نابودی کامل زیرساختها» را تصور کنید؛ اگر در شرایط باز بودن اینترنت صورت میگرفت، با هزاران پیام طنز و جدی دیگر رسانهها و افراد مشهور تقویت میشد و مردم را بسیار میترساند. اما در شرایط مسدود شدن اینستاگرام، این عملیات محدود شد به یک #نماگرفت (اسکرینشات) از توییت ترامپ، در کنار دهها خبر دیگر مثبت یا دستکم خنثی در یک کانال خبری در پیامرسان داخلی. و نهایتاً بر کسانی که صرفاًً از طریق ماهواره اخبار را دنبال میکنند، تأثیر جدی گذاشت.لذا هیچ عجیب نیست #علی_کریمی که به دنبال شکست ایران و پیروزی اسرائیل در جنگ است، بخاطر قطعی اینترنت جیغ بنفش بکشد.@vaareh
گردآوری کلانداده شهروندانتا پیش از جنگ، خیلیها تمسخر میکردند که «دادههای من عادی به چه درد آمریکا و اسرائیل میخورد؟» اما در جنگ معلوم شد دشمن با تقاطعگیری از همین دادههای بیارزش، آخرین وضعیت افراد و اماکن حساس، و حتی جای مسئولان و فرماندهانی که گوشی نیز ندارند، پیدا میکند.به علاوه از طریق همین #واتساپ و #تلگرام است که برنامهها و نقشههای مقابله نظامی ایران، و نیز تصمیمات اقتصادی دولت در شرایط جنگی را به دست میآورد.فراتر از همه، با ذائقهسنجی که میکند، آخرین وضعیت روحیه و نگرانیهای مردم را به دست میآورد و میتواند از همان نقاط ضعف حمله کند. این کار به سادگی و از طریق دادههایی که خود ما در شبکههای اجتماعی، اکانت گوگل، مخاطبان تلفن همراه، و حتی گفتگو با چتجیبیتی سخاوتمندانه تقدیم دشمن میکردیم، به دست میآمد.لذا تا زمانی که این تهدیدها جدی و پابرجا است، طبیعی است که نت به شرایط عادی نباید برگردد.اما اینکه آمدیم و جنگ شش ماه طول کشید، آن وقت تکلیف نیاز مردم و کسبوکارها چه میشود؟ راهکار چیست؟ این را به امید خدا در قسمت دوم خواهم گفت.
۳:۲۴
واره؛ ایران مجازی اسلامی
اینترنت را چرا وصل نمیکنید؟ / قسمت اول برای فهمیدن زمان وصل اینترنت، باید ببینیم اینترنت بینالملل به چه دلیلی بسته شده است؟ ما به چند دلیل اشاره میکنیم:
حملات سایبری تصور کنید یک روز صبح بیدار میشوید؛ نه کارتخوان، نه عابربانک و نه سیستم #شعب_بانکی کار میکند. حتی موجودی حساب شما پریده و مقدار آن معلوم نیست. هیچ #پمپ_بنزینی به شما سوخت نمیدهد؛ نه سهمیه مشخص است و نه امکان سوختگیری وجود دارد. سامانه هک شده؛ به همین ترسناکی. #بانک_سپه، #پاسارگاد و صرافی ارز دیجیتال #نوبیتکس در جنگ ۱۲ روزه، و #بانک_ملی و بانک سپه (مجدداً!) در جنگ رمضان مورد حمله سایبری قرار گرفتند. این تهدیدها واقعی هستند. ابزارهای زیادی برای مقابله با هک وجود دارد، اما همانطور که سامانههای پدافندی نمیتوانند همه موشکها را رهگیری کنند و خطا دارند، سامانههای امنیتی نیز بینقص نیستند. ما که تخصص سایبری نداریم، اما خود کارشناسان #امنیت_سایبری میگویند با قطع اینترنت، میزان حملات بهشدت کاهش مییابد. یک جمله تخصصیتر هم میگویند که بین «افزایش تراکم ورود» (به معنی دیداس که ممکن است از داخل هم رخ دهد) و «حمله برنامهریزیشده سایبری» تفاوت جدی وجود دارد؛ و دومی با روشهای مرسوم امنیت شبکه بهراحتی قابل جلوگیری نیست. اینگونه حملات بهصورت گسترده و از چند کشور طراحی میشوند و بستن اینترنت بینالملل نقش جدی در کاهش آنها دارد. بله! مردم از قطعی اینترنت ناراحتاند، اما ناراحتی آنها زمانی که حساب بانکیشان خالی شود یا گاز و برقشان برای مدت طولانی قطع شود، بسیار بیشتر خواهد بود.
عملیات روانی و جنگ رسانهای بعضی میگویند این حرف نباید علنی زده شود، زیرا ضعف نظام را در عرصه رسانهای نشان میدهد. اما من بر این باورم که گفتن صادقانهی نواقص (ناخواسته) و کوتاهیها (تعمدی)، اتفاقاً همدلی مردم را به همراه دارد. جنگهای نوین، هیبریدی و پیچیده شدهاند. عملیات آمریکا در اصفهان هم لایه نظامی دارد (هواپیمای فوق پیشرفته)، هم لایه سایبری (غیرفعالسازی #سیسکو) و هم لایه رسانهای (پیدا کردن خلبان فرضی!). چندی پیش #نتانیاهو به صراحت گفت شبکههای اجتماعی «سلاح» هستند، نه «ابزار» در دست ما. نمونهاش را هم به طور عینی در فراخوان #رضا_پهلوی برای آشوبهای دیماه سال گذشته دیدیم که با همکاری #اینستاگرام به بیش از ۵۰ میلیون بازدید رسید. اما به محض بستن اینترنت، هم عملیات روانی دشمن در #گسترش_اغتشاشات ناکام ماند و هم #شبکه_ارتباطی_تروریستها با یکدیگر قطع شد. تهدید #ترامپ به «نابودی کامل زیرساختها» را تصور کنید؛ اگر در شرایط باز بودن اینترنت صورت میگرفت، با هزاران پیام طنز و جدی دیگر رسانهها و افراد مشهور تقویت میشد و مردم را بسیار میترساند. اما در شرایط مسدود شدن اینستاگرام، این عملیات محدود شد به یک #نماگرفت (اسکرینشات) از توییت ترامپ، در کنار دهها خبر دیگر مثبت یا دستکم خنثی در یک کانال خبری در پیامرسان داخلی. و نهایتاً بر کسانی که صرفاًً از طریق ماهواره اخبار را دنبال میکنند، تأثیر جدی گذاشت. لذا هیچ عجیب نیست #علی_کریمی که به دنبال شکست ایران و پیروزی اسرائیل در جنگ است، بخاطر قطعی اینترنت جیغ بنفش بکشد. @vaareh
گردآوری کلانداده شهروندان تا پیش از جنگ، خیلیها تمسخر میکردند که «دادههای من عادی به چه درد آمریکا و اسرائیل میخورد؟» اما در جنگ معلوم شد دشمن با تقاطعگیری از همین دادههای بیارزش، آخرین وضعیت افراد و اماکن حساس، و حتی جای مسئولان و فرماندهانی که گوشی نیز ندارند، پیدا میکند. به علاوه از طریق همین #واتساپ و #تلگرام است که برنامهها و نقشههای مقابله نظامی ایران، و نیز تصمیمات اقتصادی دولت در شرایط جنگی را به دست میآورد. فراتر از همه، با ذائقهسنجی که میکند، آخرین وضعیت روحیه و نگرانیهای مردم را به دست میآورد و میتواند از همان نقاط ضعف حمله کند. این کار به سادگی و از طریق دادههایی که خود ما در شبکههای اجتماعی، اکانت گوگل، مخاطبان تلفن همراه، و حتی گفتگو با چتجیبیتی سخاوتمندانه تقدیم دشمن میکردیم، به دست میآمد. لذا تا زمانی که این تهدیدها جدی و پابرجا است، طبیعی است که نت به شرایط عادی نباید برگردد. اما اینکه آمدیم و جنگ شش ماه طول کشید، آن وقت تکلیف نیاز مردم و کسبوکارها چه میشود؟ راهکار چیست؟ این را به امید خدا در قسمت دوم خواهم گفت.
دوستان زدن روی مطلب و پیشنهاد مجله فراموش نشود
۳:۵۱
اینترنت تخصصی آری، اینترنت پرو هرگز!/ بخش نخستدر نوشتار قبلی، به سه دلیل عمده برای نیاز به کنترل بیشتر اینترنت بینالملل در #جنگ_تحمیلی_سوم اشاره کردیم: برقراری امنیت سایبری، ایجاد سد دربرابر عملیات روانی و رسانهای دشمن، و حفاظت از اطلاعات و کلانداده شهروندان. در این بخش، به عنوان یک کارشناس، سعی میکنیم به این سؤال پاسخ بدهیم که اگر جنگ چند ماه طول کشید، تکلیف کسبوکارها و مشاغلی که وابسته به اینترنت بودند چه میشود؟ دقت کنید که این بسته پیشنهادی برای #اینترنت_در_بحران است و در شرایط صلح پایدار، طبیعتاً محدودیتها میبایست به حداقل برسد.1- اولین نکته، ایجاد دسترسی برای نهادهای امنیتی، قضایی و مسئولان مرتبط با رصد و مدیریت بحران است (و نه هر مسئولی). کسی که طبق قانون وظیفهای بر عهدهاش نهاده شده که انجام این وظیفه ناگزیر از دسترسی به اینترنت است، مجوز دسترسیاش باید طبق همان قانون تأمین شود. #آقای_عراقچی که نباید برای توییت زدن فیلترشکن نصب کند! باید طبق اصطلاح این روزها #خط_سفید برایش فراهم شود.2- افرادی که حرفه و تخصصشان به نحوی است که بدون اینترنت اختلال جدی در فعالیتشان به وجود میآید و عملاً بیکار میشوند نیز باید دسترسیشان به همان نیازمندی فراهم شود. اما چون دغدغه #امنیت_سایبری وجود دارد، باید این دسترسی حداقلی باشد؛ تجار برای تعامل با طرف خارجی به واتساپ و ایمیل نیاز دارند، اما در شرایط بحرانی به یوتیوب نیازی ندارند. اساتید دانشگاه به سایتهای علمی و مقالات و احتمالاً یوتیوب نیاز دارند، اما نیاز «ضروری» به اینستاگرام ندارند. شرکتهای تجهیزات پزشکی و فناوری به سایتهای بهروزرسانی محصولاتشان نیاز دارند، خبرنگاران باید سایتهای خبری را ببینند، توسعهدهندگان نرمافزاری به سایتهایی مثل گیتهاب و گیتلب نیاز دارند و به همین ترتیب.3- طبیعی است که تشخیص این نیازها در سطح ملی سخت و پیچیده و تا حدی دارای خطاست. لذا بهترین کار، سپردن تشخیص نیاز به اتحادیهها و صنوف است که خود بهتر نیاز همصنفیهای خود را تشخیص میدهند و با مسئولان در این رابطه مذاکره میکنند. طبیعتاً افراد و گروههایی هم هستند که در قالب صنوف قرار نمیگیرند که در دستهبندی «سایر» میتوان به آنها رسیدگی کرد. دقت کنید که هر درگاه جدیدی که باز میشود، به همان میزان آسیبپذیری کشور را افزایش میدهد (اگرچه کنترل این تعداد محدود، از بازشدن میلیونها وبگاه سادهتر است)، اما قاعده کلی این است: «کسی که دارد به مردم خدمت ارائه میدهد، اعم از تاکسی اینترنتی، VOD، فروشگاه مجازی، صادرات و واردات و... نباید خدمتدهیاش در شرایط بحران دچار اختلال شود.»4- در رابطه با «نیازمندیهای عمومی»، ضمن آنکه باید بین سرویس های #متخاصم و #غیرمتخاصم تفکیک کرد، اصل بر این است که اگر برخی خدمات مشابه داخلی قابل قبول (نه لزوماً با کیفیت عالی) دارند، مثل پیامرسانها و سامانههای آموزشی، و مردم میتوانند نیازمندیهایشان را با آنها برطرف کنند. اما برخی نیازمندیها هستند که نمونه مشابه مناسب ندارند، مثل موتور جستوجو و چت با هوش مصنوعی، که با توجه به شرایط جنگی باید تمهید موقت برای آن دید. مثلاً دسترسی به نمونههای غیرمتخاصم و شرقی مانند #دیپ_سیک باز شود یا اینکه درگاههای واسط برای دسترسی به خدمات خارجی فراهم شود، مثل پوستههای ایرانی هوش مصنوعی. مخصوصاً که بسیاری از این سرویسها پیشتر ایران را #تحریم کردهاند و در شرایط عادی هم نیاز به درگاههای واسط با عنوان #تحریم_شکن برای اتصال به آنان بود.5- اما یک مشکل اساسی باقی مانده، خود #اینستاگرام است که تخاصمش را علنی کرده و به ابزار دشمن، هم در جریان اغتشاشات و هم در جریان جنگ تحمیلی اخیر، بدل شده و احتمالا حتی بعد از جنگ، وضعیت آن به شرایط عادی برنگردد. البته سه بار مسدودی اینترنت در سال گذشته تا حد زیادی بازار اینستاگرام را ناپایدار کرده و بسیاری از کسبوکارها ترجیح دادهاند به فروشگاههای مجازی مانند #دیجی_کالا و #باسلام یا پیامرسانهای ایرانی مهاجرت کنند. اما طبق آخرین سرشماری انجامشده، حدود 150 هزار کسبوکار فروشگاهی (و تعداد بیشتری کسبوکار محتوایی و تبلیغاتی) در اینستاگرام فعال بودهاند که برای تسهیل فعالیت آنان در سکوهای داخلی باید تدبیر شود. به گزارش خود پیامرسان #بله، یک میلیون کانال جدید تنها در این بازه دوماهه در این پیامرسان ایجاد شده است که بسیاری از آنها فروشگاهی بودهاند و این عدد برای #روبیکا حتماً بیشتر است. از قرار اطلاع، خود پیامرسانها با اعطای بستههای تبلیغاتی تشویقی، تلاش دارند که بخشی از مشتریان از دسترفته صفحات اینستاگرامی (که هزینههای گزاف و چند ده میلیونی برای این عضوگیری شده بود) را تاحدی برگردانند، اما دولت هم برای جبران بخشی از خسارت باید دست به کار شود.پاسخ به بقیه نکات
@vaareh
۲:۴۶
اینترنت تخصصی آری، اینترنت پرو هرگز/ بخش دوم6- همانطور که ملاحظه شد، ارائه #اینترنت_تخصصی (حتی اگر منافع مردم را کامل تأمین نکند) از یک منطق معقولانه تبعیت میکند و تلاش دارد تا در شرایط جنگی (که کسبوکارهای حضوری و فیزیکی نیز با بحران و تلاطم مواجهاند) کسبوکارهای وابسته به اینترنت بینالملل را پایدار نگه دارد. از قرار اطلاع، طرح اپراتورها برای ارائه اینترنت حرفهای یا #اینترنت_پرو هم به همین دلیل و به دلیل نظارت های فنی تعبیه شده، توانست مجوز لازم را از نهادهای مسئول اخذ کند و بابت کاری هم که بخش خصوصی انجام میدهد، بتواند هزینه متعارف دریافت کند. اما متأسفانه در عمل، این طرح از اهداف طراحی فاصله گرفت؛ نیازمندیها متناسب با تخصص احصا نشد و فروش پرو حتی به اتحادیه کفش و سازمان عشایر نیز رسید! از آن سو، قیمتگذاری هم در بیشینهترین حالت ممکن انجام شد؛ انگار که هر کس پول بدهد میتواند دسترسی داشته باشد. این مسئله باعث شد که ریاست محترم قوه قضائیه ورود کنند و به نحوه غلط اجرای طرح اعتراض نمایند.@vaareh7- در پایان باید گفت هر طرح خوبی، ممکن است در اجرا آسیبهای خود را داشته باشد. مثلاً در شرایطی که بر اساس ارزیابیها بیش از 90 درصد مردم در پیامرسانهای داخلی حضور دارند، چرا باید سیمکارت یک #بازیگر یا #مداح سفید باشد و در اینستاگرامی که در این شرایط مخاطب ندارد پست بگذارد؟! اما یک استاد دانشگاه که به زبان انگلیسی در حال دفاع از جنگ ناجوانمردانه علیه ایران است، دسترسی نداشته باشد. لذا به نظر من، آنچه مطالبه همگان باید باشد: «درخواست برای شفافسازی قواعد دسترسی همه اقشار و تخصصها در شرایط بحران»، «سامانمند شدن فرایند ثبتنام و احراز هویت» و از همه مهمتر «قیمتگذاری منصفانه و عادلانه» است تا خدای نکرده به خاطر منافع اقتصادی، اصل دسترسی ضروری تحتالشعاع قرار نگیرد.همین مطلب در فارس
https://farsnews.ir/atefegharibi/1777997879526279230
۲:۴۶