عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۶ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
👑 زن و زندگــے 👑
undefined undefined undefined undefined undefined undefined استرس نگرفتی.. آشوب سری تکون داد و گفت: آره بابا نگران نباش خوبم تو خودت رنگتو ببین پریده... بابا با عصبانیت گفت : دیگه این مزاحمت‌هاش داره دردسرساز می‌شه فردا میرم پیش ساعدی تا یه فکری به حالش بکنه سری تکون دادم و گفتم :بابا لطفاً بهش بگین اگه راهی هست فقط بیفته دنبال کارایه طلاقم زودتر از این آشغال عوضی جدا بشم .... اینجوری اعصابم راحت‌تره بابا سری تکون داد و گفت: نگران نباش فردا باهاش حرف می‌زنم +میرم بخوابم فعلاً شب بخیر همگی گوشیمو برداشتم و از پله‌ها رفتم بالا درسته این کارایه هوتن به من ربطی نداشت... اما نمی‌دونم چرا حسابی خجالت می‌کشیدم پیش خانواده‌ام..... مخصوصاً ماهک و بهزاد صورتمو شستم و بعد عوض کردن لباسم روی تخت دراز کشیدم... که گوشی توی دستم لرزید نگاهی بهش کردم یه شماره غریبه بود به خیال اینکه هوتنه با عصبانیت تماس رو وصل کردم و گفتم : ادامه دارد... لینک کانالمونundefinedundefined @zan_v_zendegi داستان زندگیتو برامون بفرسundefinedundefined @pari_166
undefined undefined undefined
undefined undefined
undefined


چیه چی می‌خوای دیگه؟؟ که با شنیدن صدای کیان یهو آروم شدم
+ کیان تویی ؟؟؟سلام حالت خوبه چی شده کسی مزاحمت شده؟؟؟
+ چیزی نیست .....خوبم تو خوبی ؟؟

کیان با نگرانی گفت: آره ....
+چیزی شده این وقت شب زنگ زدی؟؟
نه مگه حتماً باید اتفاقی افتاده
باشه زنگ زدم حالت رو بپرسم..
نفس راحتی کشیدم و گفتم: خیلی ممنون که به فکرمی حالم خوبه تو چطوری؟؟؟
من خوبم اما صدایه تو فکر نکنم
زیاد خوب باشه
پوزخندی زدم و گفتم:
نمی‌خوام راجع بهش حرف بزنم

بسیار خوب اما بعداً باید بهم بگی
چی شده خنده بی‌حالی کردم و گفتم :باشه...بذارش برایه بعد یکم با کیان حرف زدم و گوشیو قطع کردم...
حال و حوصله کیان رو هم نداشتم اعصابم بدجوری به هم ریخته بود و تنها شانسی که آورده بودم این بود که آلما و سروش سر نرسیدن...
وگرنه خدا می‌دونست چقدر جلوی سروش خجالت زده می‌شدمشب خوابو خاموش کردم و پتو رو کشیدم روی سرم تا زودتر خوابم ببره و انقدر الکی فکر و خیال نکنم..
ادامه دارد...


لینک کانالمونundefinedundefined@zan_v_zendegi
داستان زندگیتو برامون بفرسundefinedundefined@pari_166
undefined۴۰

۳.۱K

۱۳:۱۴