👑 زن و زندگــے 👑
الانم زود بگو چیکار داری وگرنه قطع میکنم نه یه لحظه گوش کن + زودتر بگو احضاریه دادگاه اومد در خونمون مثل اینکه مهریتو گذاشتی اجرا؟؟ پوزخندی زدم و گفتم: یعنی خبر نداشتی ؟؟؟ نه من از کجا میدونستم؟؟ + این دومین احضاریست که اومده در خونتون... هوتن با تعجب گفت :دومین احضاریه؟؟ +آره اما من احضاریه قبلی به دستم نرسیده و خبر نداشتم شونهای بالا انداختم و گفتم : اون دیگه مشکل خودته باید بری دادگاه ... _من طلاقت نمیدم آلا اینو مطمئن باش + منم برای طلاق احضاریه نفرستادم فقط مهریمو گذاشتم اجرا هوتن با حرص گفت: میدونی که برام مهم نیست مهریتو تمام و کمال پرداخت میکنم اما طلاقت نمیدم + زیاد برام مهم نیست و بهتره از این به بعد حرفی داری به وکیلم زنگ بزنی هوتن با عصبانیت گفت: وکیلت ؟؟؟همون بچه سوسول که با بابات اومده بود در مغازم.. +خوبه پس باهاش آشنا هم شدی ادامه دارد... @zan_v_zendegi
آره آقای ساعدی
هوتن پوزخندی زد و گفت:
خوبه وکیلایه جوونی رو هم تور میزنی
با عصبانیت گفتم:
حرفه دهنت رو بفهم.. مراقب حرف
زدنت باش
تو زنه منی حق نداری با مرده غریبه حرف بزنی
+من زنت نیستم اومدم خونه بابام و تا چند وقت دیگه هم طلاقمو ازت میگیرم.. هوتن خندهای کرد و گفت :
نمیتونی از من جدا بشی طلاقت نمیدم... آلا مهریتو میدم اما ولت نمیکنم و تا موهات رنگ دندونات بشه باید زن من بمونی...
+ برو گمشو آشغال عوضی چی از جونم میخوای تو که به عشقت رسیدی ؟
هوتن با پررویی گفت :کتایون جایه خودش رو داره تو جایه خودت رو...عاشق کتایونم اما تو رو هم خیلی دوست دارم و نمیخوام از دستت بدم...
با عصبانیت گفتم: خیلی پررویی آشغاله عوضی گوشیرو قطع کن و دیگه هم بهم زنگ نزن.. وگرنه ازت شکایت میکنم...
هوتن خواست چیزی بگه که بدون توجه بهش گوشیو قطع کردم از شدت عصبانیت تمام بدنم میلرزید..
ادامه دارد...
@zan_v_zendegi
۴.۷K
۱۴:۴۶