عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۶ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
👑 زن و زندگــے 👑
undefined undefined undefined undefined undefined undefined اینجوری راحت می‌تونی طلاقتو بگیری +به شرطی که طلاقمو بده نگران نباش بالاخره مجبوره.. سری تکون دادم که بابا شبکه تلویزیون رو عوض کرد نیم نگاهی بهش کردم و گفتم : بابا من می‌خواستم یه چیزی بهت بگم جانم عزیزم ؟؟؟بگو + به خاطر رفتارم شبه خواستگاریه آلما ازت معذرت می‌خوام بابا برگشت طرفم که خجالت زده سرمو انداختم پایین و گفتم: یه جورایی دست خودم نبود و حالم بد شده بود من نمی‌خواستم بهتون بی‌احترامی کنم و اینکه شما رو مقصر هیچ چیز نمی‌دونم... بابا لبخند مهربونی بهم زد دستمو گرفت و گفت: می‌دونم عزیزم درکت می‌کنم ولی الا مطمئن باش اگر یک درصد شک می‌کردم که هوتن و خانواده‌اش آدمای بدی هستند هیچ وقت اجازه نمی‌دادم ازدواج کنی... بغض کردم و گفتم :می‌دونم بابام ...بالاخره اتفاقیه که افتاده _آره عزیزم اما نگران نباش من خودم تا وقتی زنده باشم مثل کوه پشتتم گونه‌ی بابا رو بوس کردم و گفتم: می‌دونم که هستی مرسی با صدای زنگ آیفون از جام بلند شدم و گفتم: مثل اینکه خاله اینا رسیدن مامان هول زده از اتاق اومد بیرون و گفت: خوب درو باز کن چرا منتظری ؟؟ +باشه ادامه دارد... @zan_v_zendegi
undefined undefined undefined
undefined undefined
undefined


آیفون رو زدم که بابا و مامان از خونه رفتن بیرون نگاهی تو آینه به خودم کردم و همونجا منتظر وایسادم تا مهمونا برسن...
هنوز ماهک و آیت هم نیومده بودند خاله با جعبه شیرینی وارد خونه شد با دیدنش از تعجب دهنم باز موند حسابی شکسته و پیر شده بود...
بعدشم مهدیه و میثم وارد خونه شدند مهدیه حسابی بزرگ و خانم شده بود و میثم هم همون شکلی بود که آخرین بار دیده بودمش..
+سلام خاله خوبین ؟؟خیلی خوش اومدین خاله دستمو کشید طرف خودش و محکم منو بغل کرد و گفت:
سلام عزیزم ماشالله چقدر بزرگ و خانم شدی.. لبخندی زدم که جعبه شیرینی رو داد دستم
+مرسی زحمت کشیدین بفرمایید بشینیند میثم لبخندی بهم زد و گفت :
چطوری خوبی؟؟؟+ بد نیستم تو چطوری ؟؟اصلاً تغییر نکردی هامیثم خنده‌ای کرد و گفت :عوضش تو خیلی تغییر کردی
+ چه جوری شدم ؟؟؟خوشگل‌تر و البته جذاب‌تر... با این حرفش هول شدم نگاهی به بقیه کردم که با خنده گفت:

ادامه دارد...


@zan_v_zendegi
undefined۴۳

۷.۱K

۱۴:۲۷