عکس پروفایل 👑 زن و زندگــے 👑👑
۸.۶ هزار عضو

👑 زن و زندگــے 👑

وقتی حال یه زن خوبهundefined حال یه زندگی خوبهundefinedاینجا با آموزشهای کانال و تجربیات خانمها یاد میگیریم چطور یه زندگی شاد داشته باشیم.هم آموزش هم خنده و سرگرمیundefined
کانالی شاد ومتفاوت🥰
شرایط ارسال تجربه،خاطره ،سوتی،و...undefinedundefinedhttps://ble.ir/khateratee_man
👑 زن و زندگــے 👑
undefined undefined undefined undefined undefined undefined رفتم سمت پذیرش و با گریه گفتم: خانوم بابامو آوردن اینجا حالش چطوره ؟؟؟ بابات کی هست عزیزم ؟؟ +حسین ..حسین مهری همین چند دقیقه پیش آوردنش آها اون آقا پدرت بود بردن داخله اتاق تا دکتر معاینه‌اش کنه با گریه گفتم :میشه ببینمش؟؟ _ نه عزیزم پشت در صبر کنید تا دکترش بیاد بیرون سری تکون دادم و رفتم سمته اتاقی که اشاره کرده بود... با استرس پشت در راه می‌رفتم ماهک به خاطر کارن نتونسته بود بیاد داخل مامان هم روی صندلی‌ها با گریه نشسته بود که آیت براش آب برد... همون لحظه گوشیم زنگ خورد نگاهی به اسم میثم کردم... گوشیو گرفتم سمت آیت و گفتم : بگیر جوابشو بده میثمه.....من حوصله ندارم...آیت به میثم گفت که چه اتفاقی افتاده و امشب نمی‌تونیم بریم خونشون... همون لحظه هم آلما و سروش از راه رسیدن با دیدنش زدم زیر گریه که بغلم کرد و گفت: ادامه دارد... لینک کانالمونundefinedundefined @zan_v_zendegi داستان زندگیتو برامون بفرسundefinedundefined @pari_166
undefined undefined undefined
undefined undefined
undefined


چی شده؟؟؟ بابا کجاست ؟؟+هنوز دکترش نیومده آلما با نگرانی گفت:
ماهک بهم گفت بیهوش بوده آره؟؟؟ خورده زمین؟سری تکون دادم و گفتم :آره سرش خورده باغچه کنار خونه
+می‌ترسم آلما....خیلی هم می‌ترسم_ نگران نباش عزیزم چیزی نمی‌شه دقیقه‌ها به کندی می‌گذشتند و هممون نگران پشت در بودیم...
مامان انقدر گریه کرده بود فشارش بالا زد از پرستاری که اونجا بوخواهش کردم یک قرص زیر زبونی به مامان دادن تا حالش بهتر شد...
نمی‌دونم چقدر گذشته بود که بالاخره دکتر همراه با پرستاری از اتاق اومدن بیرون با نگرانی هممون رفتیم سمتشون...
مامان با گریه گفت: چی شد آقایه دکتر حال شوهرم خوبه؟؟؟ دکتر نگاهی به مامان کرد و گفت: شما همسرش هستین؟؟
آیت سری تکون داد و گفت :بله آقای دکتر منم پسرشم چی شده؟؟؟ حاله بابام چطوره ؟؟
دکتر سری تکون داد و گفت: با شما دو نفر باید خصوصی حرف بزنم با تعجب نگاهی بهشون کردم که گفت:

ادامه دارد...



@zan_v_zendegi
undefined۴۱
undefined۳

۲.۹K

۱۴:۲۱