▌▌ تعیین معیارهای مشروعیت برای هر آلترناتیو آینده▬ گفتمان انقلاب اسلامی خود را بیبدیل ثابت کرده است. همچنین، چارچوب و معیارهای سختگیرانهای را برای مشروعیت بخشیدن به هر حرکت یا گفتمان سیاسی آینده تعیین نموده است. هر آلترناتیو بالقوه، ناگزیر است در این میدان آزمون سربلند شود. ابتدا در «آزمون وفاداری هویتی». این آزمون پایبندی غیرقابل تشکیک به استقلال، تمامیت ارضی، نظام جمهوری اسلامی و ارزشهای اسلامی را میطلبد. این آزمون اولین و سختترین مانع است. سپس، در «آزمون کارآمدی و ارائه برنامه برتر». در این آزمون صرف انتقاد کفایت نمیکند. در این آزمون ارائه برنامهای علمی، عملیاتی و برتر برای مدیریت کشور ضروری است. و سرانجام، در «آزمون فراگیری و وحدتآفرینی». این آزمون توان ایجاد زنجیره همارزی میان اقشار مختلف، بدون زبان تنفر را محک میزند. همچنین، حفظ انسجام ملی را محک میزند.▬ بحران دیماه نشان داد که گفتمانهای معارض موجود در هیچیک از این سه عرصه نمره قبولی نگرفتند. از این رو، خودبهخود در حاشیه ماندند. این فرآیند سهگانه، عملاً یک «حصار گفتمانی» تقریباً، نفوذناپذیر به دور گفتمان انقلاب اسلامی ایجاد میکند. هر چالشی ابتدا باید از پالایه وفاداری هویتی بگذرد. این پالایه اکثر چالشهای رادیکال را حذف میکند. سپس، باید از نظر برنامهای برتر باشد. این برتری مستلزم دانش عمیق و راهکارهای واقعبینانه است. و در نهایت باید توان بسیج عمومی بدون تخریب و دوپارهسازی را داشته باشد.
▌▌ تثبیت دیالکتیک «تهدید بزرگتر» به عنوان محور وحدتآفرین▬ گفتمان انقلاب اسلامی، با تکیه بر عملکرد دیماه معارضان، موفق شد دیالکتیک «تهدید بزرگتر» را در ذهنیت جمعی بخشهای کثیری از جامعه تثبیت کند. در این چارچوب، مشکلات داخلی به عنوان «تهدیدهای کوچکتر» یا حداقل «قابل مدیریتتر» بازتعریف میشوند. این مشکلات بویژه شامل ناکارآمدی اقتصادی است که توسط «اهریمن» امریکا، همان «شیطان بزرگ» که حالا برای نسل جدید مجدداً شیطانصفتیاش علنی شده است، اعمال میگردد. در مقابل، آلترناتیوی که معارضان ارائه دادند به عنوان یک «تهدید وجودی» توسط تک تک مردم لمس شد. این آلترناتیو شامل آشوب، وابستگی و بیبرنامهای بود. این تقابل، وحدتآفرین است. این تقابل «انقلاب اسلامی» اجازه میدهد تا با بسیج جامعه در برابر دشمن بیرونی و داخلی مشترک، اختلافات فرعی را رفته رفته به حاشیه براند. همچنین، مشروعیت خود را بر اساس نقش «دژ دفاعی» در برابر هرجومرج تقویت کند.
▌▌ فرجام کلام: ۲۲ «دیماه ۰۴» به مثابه سکوی پرش نمادین▬ در جمعبندی نهایی، رویدادهای «دیماه ۰۴» را باید فراتر از یک حادثه امنیتی گذرا تحلیل کرد. این رویدادها یک «آزمون حیاتی میدانی» برای تمامی طرفهای درگیر بود. نتیجه این آزمون چیزی نبود جز اثبات مجدد انسجام، تابآوری و برتری گفتمانی انقلاب اسلامی. معارضان نتوانستند «انقلاب اسلامی» را بیاعتبار کنند، که خود به بدترین وجه ممکن بیاعتبار شدند و مفهوم و معنای معتبر تاریخی خود را از دست دادند. آنان با عملکرد «زشت» خود، بحران را به فرصتی بینظیر برای بازتولید استعلای گفتمان «انقلاب اسلامی» تبدیل کردند.▬ این پیروزی نمادین، بیبدیلی کنونی این گفتمان را تثبیت کرد. همچنین، معیارهای جدید و سختتری برای هر چالش آینده تعریف نمود. گفتمان انقلاب اسلامی اکنون، با سرمایه نمادین افزوده، توافق سلبی گسترده و یک روایت پیروزمندانه از تقابل «نظم معنادار» با «آشوب ویرانگر» تجهیز شده است.▬ آینده سیاسی ایران، حداقل در افق میانمدت، صحنه رقابت گفتمان «انقلاب اسلامی» و رویکردهای ضعیف معارض نخواهد بود. عرصه تثبیت، تحکیم و تکامل همین گفتمان مسلط، تحت شرایط جدید خواهد بود. ۲۲ «دیماه ۰۴»، نه پایان تاریخ که یک سکوی پرش نمادین برای انقلاب اسلامی شد. این واقعه نشان داد که این انقلاب، کماکان، با فاصله، تنها بازیگر تعیینکننده در میدان سیاسی ایران است، و همه اینها را مرهون ایده درخشان انقلاب اسلامی، یعنی حکمرانی فقیهی «صائنا لنفسه حافظا لدينه مخالفا لهواه مطيعا لامر مولاه» هستیم. در کل منظومه مفهومی «انقلاب اسلامی»، هیچ نقطهای به این اهمیت نیست.
#دیماه_۰۴ | #انقلاب_اسلامی | #برتری_گفتمانی | #هژمونی | #اقتصاد_اخلاقی_اعتراض | #سرمایه_اجتماعی | #بحران_معنا | #تهیشدگی_گفتمانی | #همپیمانی_نمادین | #خودکشی_سیاسی | #امریکا | #انتقال_برچسب | #تناقض_عملکردی | #سرمایه_نمادین | #تابآوری_نهادی | #تحول_در_تثبیت | #انحصارگری_گفتمانی | #انعطافپذیری_نهادی | #معیارهای_مشروعیت | #آزمون_وفاداری_هویتی | #حصار_گفتمانی | #وحدتآفرینی | #آینده_سیاسی_ایران | #بازیگر_تعیینکننده
توأمبااقتباسهایآزادوویرایشهایسایبرهوشمآخذ:..هو العلیم
۸:۰۶
▌▌ «انسان ناکام»؛ گونهشناسی جمعیت فراموششده▬ پایان جنگهای بزرگ در خیال جمعی بشر، همواره به مثابه گشایشی رهاییبخش ترسیم شده است؛ ولی وقتی آتشبس از سر فرسودگی جهان اعلام شود نه از سر عدالت، این پایان، به ضد خود بدل میگردد. حتی اگر طرح صلح موجود به پایان جنگ ختم شود که تا حال نشده، نبرد غزه با طرح صلح ترامپ چنین پایانی خواهد یافت. این پایان با محاکمه جنایتکاران همراه نیست؛ با التیام زخمها همراه نیست؛ بلکه با خستگی جهانی رقم خورد که دیگر تاب دیدن این انبوه انبان از فاجعه را ندارد.▬ پایان نبرد غزه وضعیت «انسان ناکام» را به نمایش میگذارد. کسی که جنگ برایش به لحاظ عینی پایان یافته، اما، در درون خود جنگی را تجربه میکند که هرگز رسماً خاتمه نیافته است. تا آنجا که به داخل غزه مربوط است، هیچ خانوادهای نیست که داغدار این جنگ نباشد. در سرتاسر جهان، افزون بر منطقه اسلامی، بسیاری خونخواه این فاجعه هستند و خواهند بود.▬ «انسان ناکام» در این چهارچوب، بر اساس نسبت او با «پایان خودسرانه» تعریف میشود، نه بر اساس وضعیت حقوقی انتزاعی. او کسی است که قرار است جنگ برایش به لحاظ عینی پایان یابد. بمبارانها متوقف میشوند. آوارگان تا حدی به خانههای ویران بازمیگردند. کمکهای بینالمللی جریان یابند. رسانهها پرونده را ببندند. او در درون خود جنگی را تجربه میکند که هیچگاه رسماً اعلام نشده بود و اکنون، نیز رسماً خاتمه نمییابد. او میان امر موهوم بیرونی که صلح را جشن میگیرد و واقعیت درونی که هنوز در زیر آوار نفس میکشد، گرفتار آمده است. این شکاف، هسته مرکزی ناکامی او را تشکیل میدهد.
▌▌ بازماندگان گواه▬ نخستین گونه از این جمعیت ناکام، «بازماندگان گواه» هستند که بیاغماض، کل نفوس غزه را در برمیگیرد؛ کودکانی که والدین خود را از دست دادهاند. مادرانی که فرزندانشان در آوار مدفون شدهاند. پدرانی که خانههایشان را با دستان خود ویران یافتهاند. اینان قربانیاند، و همزمان، شاهدان عینی فاجعه. دورکیم در صورتبندی کلاسیک خود از وجدان جمعی بر این نکته تأکید داشت که جوامع با آیینهای شادی بازتولید میشوند و با آیینهای سوگواری نیز بازتولید میگردند. سوگواری جمعی، امکان پردازش فقدان و ادغام آن در روایت تاریخی جامعه را فراهم میآورد.▬ جهان پس از «پایان خودسرانه نبرد» در جریان «صلح خسته» نیازی به گواهی بازماندگان ندارد. دادگاهها تشکیل نشدهاند. کمیتههای حقیقتیاب منحل شدهاند. رسانهها سوژههای تازهتری برای پوشش یافتهاند. کتی کروت در نظریه «ترومای بینام» استدلال میکند که رخداد تروماتیک، هنگامی به حداکثر قدرت انفجاری خود میرسد که خود رخداد از میان رفته باشد، و امکان روایت آن نیز از میان رفته باشد. «بازماندگان گواه» غزه، با انبوهی از خاطرات غیرقابل روایت در حباب سکوت فرو میروند. این سکوت اجباری هرگز به معنای ناپدید شدن خاطرات نیست. خاطرات مسکوت به تعبیر فروید در ناخودآگاه جمعی فشرده میشوند و به مرور، بار انفجاری ترومایی مییابند. آنچه روایت نشود به علامت بدل میشود. آنچه گفته نشود، در کردار متبلور میگردد.
▌▌ آوارگان بازگشته به ناکجا▬ گونه دوم آوارگان بازگشته به ناکجا هستند. آنان خانههای خود را از دست دادهاند، اما، بازخواهند گشت. بازمیگردند به محلههایی که دیگر محله نیست. بازمیگردند به خیابانهایی که نامشان از روی تابلوها پاک شده است. بازمیگردند به همسایگانی که یا شهید شدهاند یا گریختهاند. آنچه آوارگان بازگشته غزه تجربه خواهند کرد زیستن در «جایبیجا» نیست. آنان «بیجاشدنجایآشنا» را تجربه خواهند کرد. خانهای که زمانی آشیانی آشنا بود، به پناهگاهی موقت بدل خواهد شد، که «بیقراری» را مدام به اهلش تزریق میکند. خیابانی که زمانی خاطره کودکی را تداعی میکرد، تنها مسیری برای عبور از میان خرابهها خواهد شد که دیگر نمیتوان نام آن را «مسکن» و محل سکون و آرامش گذاشت.▬ بازسازی اگر هم با موفقیت انجام شود، هویتی زدوده از خاطرهها خواهد داشت. ساختمانهای نوساز، بر روی «خرابههای بیجنازه» بنا میشوند. هیچ پلاکی نام شهیدان را بر دیوارها حک نخواهند کرد؛ همین است که ملت را میسوزاند و بیقرار میکند. هیچ میدانی به یادبود آنان نامگذاری نخواهد شد. هیچ آیین رسمی سوگواری برگزار نخواهد گردید. آوارگان بازگشته در شهرهایی زندگی خواهند کرد که شبیه شهرهای پیش از جنگ است، اما، خودشان میدانند که اینجا جای دیگری است. آنان در وطن بازسازیشده، غریب و بیقرار خواهند بود.
۲:۳۲
▌▌ نسل حافظه▬ گونه سوم «نسل حافظه» است. کودکان آینده، خود، جنگ را ندیدند، اما، در خانوادههایی بزرگ شدهاند که هر شیء، هر عکس و هر سکوت در آنها یادآور جنگ است. این نسل فاجعه را زیسته نیست، اما، فاجعه در او زیسته میشود. ماریان هیرش، مفهوم «پساحافظه» را برای توصیف این پدیده به کار گرفت. نسلی که خاطره رویدادهای تروماتیک پیش از تولد خود را از طریق روایتها، تصاویر و رفتارهای نسل پیشین به ارث میبرد، نه از طریق یادآوری مستقیم. در این انتقال بیننسلی مرز میان خاطره و تخیل محو میشود. مرز میان رویداد زیسته و رویداد روایتشده نیز محو میگردد.▬ با توجه به ابعاد فاجعه غزه، تخیل، دامنه را به بسی بیش از خود رویداد بسط خواهد داد. آنها شروع خواهند کرد به تصور وضعی که در آن به اندازه انفجار چندین بمب اتم در باریکه غزه بمب باریده است. شروع به بسط و گسترش اصل واقعه و تبعات آن خواهند کرد. والدین، بار ترومای التیامنیافته خود را بر دوش فرزندان میگذارند. یک عکس سیاهوسفید روی دیوار. یک نام که در هنگام خواب زمزمه میشود. یک سالگرد که هر سال با گریه و سکوت برگزار میگردد. اینها مواد خام پساحافظهاند، که از بس خود حادثه عظیم و وحشیانه بوده است، تخیل این وضع، از تمام حدود قابل تحمل عبور خواهد کرد.▬ نسل حافظه بدون آنکه خود مستقیماً قربانی شده باشد رفتاری فراتر از قربانیان از خود بروز خواهد داد. اضطراب مزمن، بیاعتمادی بنیادین به جهان بیرون، و احساس دائمی فاجعه قریبالوقوع از آن جملهاند. این نسل وقتی بزرگ شود خاطره مستقیم جنگ را به ارث نبرده است؛ او حافظه والدین از جنگ را به ارث میبرد؛ او فاجعه را ندیده، اما، تصاویر فاجعه را آن قدر در حافظه شبکههای اجتماعی میبیند. این نوع از حافظه استعاری بیش از حافظه واقعی، تروما را اغراق خواهد کرد، و خشم بر خشم خواهد افزود.
▌▌ همبستههای دوردست▬ گونه چهارم همبستههای دوردست هستند. انبوه بیسابقهای از شهروندان کشورهای اسلامی و غربی که هرگز پایشان به غزه نرسیده، اما، جنگ را از طریق رسانهها زیستهاند و با قربانیان همذاتپنداری کردهاند. بندیکت اندرسن در اثر کلاسیک خود، «جماعتهای خیالی» نشان داد که ملتها چگونه از طریق رسانهها و ادبیات به مثابه اجتماعاتی تصور میشوند که اعضایشان هرگز یکدیگر را ملاقات نمیکنند. در عصر شبکههای اجتماعی، این همذاتپنداری از راه دور در سطح فراملی و جهانی نیز رخ میدهد و به سطح ملی محدود نمیماند. میلیونها انسان در قاهره، استانبول، جاکارتا، لندن، برلین و کالیفرنیا نبرد فاجعهبار غزه را نفسگیر نفس کشیدند. آنان با کودکان شهید گریستند. آنان با آتشبسهای موقت امیدوار شدند.▬ «پایان خودسرانه» در نتیجه «صلح خسته» برای این گروه نیز به همان اندازه ناکامکننده و پرخاشآور است. آنان نیز مانند «بازماندگان گواه» با تصاویر و روایتهایی رها شدهاند که هیچ محملی برای ابراز برازنده نمییابند، از بس فاجعه عظیم بوده است. ولی تفاوت مهمی در میان است؛ همبستههای دوردست برخلاف بازماندگان گواه به زندگی عادی بازمیگردند؛ خیلی زود و به جبر روزگار هم برمیگردند، ولی مطلقاً از این بازگشت راضی نیستند. آنان میتوانند تلویزیون را خاموش کنند. آنان میتوانند صفحه اینستاگرام را ببندند. ولی، این امکان فراموشی مایه آسایش نیست. این امکان فراموشی منبع عذاب وجدان ناخودآگاه است. گناه بازمانده، این بار در میان تماشاگران دوردست جاری میشود، نه در میان قربانیان مستقیم. آنها پیوسته به این عذاب وجدان بازمیگردند که آیا به وظیفه خود در قبال این فاجعه انسانی عمل کردهاند یا خیر، و حقیقت این است که هیچ گاه پاسخ برازندهای برای این استفهام انکاری نخواهند یافت.
۲:۳۳
▌▌ سپهر خصوصی؛ نخستین میدان نبرد▬ نخستین عرصهای که «انسان ناکام» در آن با «پایان خودسرانه» در نتیجه «صلح خسته» مواجه میشود، میدان عمومی یا صحنه سیاست نیست. نخستین میدان نبرد، اتاق خواب، آشپزخانه، پشتبام و حیاط خلوت است. سپهر خصوصی جایی است که زخم التیامنیافته پیش از آنکه به شعار تبدیل شود در رفتارهای روزمره خود را نشان میدهد. این زخم در الگوهای خواب و خوراک متبلور میشود. در نحوه نگاه کردن به فرزندان ظهور میکند. در مکثهای طولانی میان جملهها خود را آشکار میسازد.▬ نخستین و شایعترین واکنش در سپهر خصوصی، افسردگی مزمن جمعی در مقیاس جهانی است. این پدیده یک اختلال روانی فردی نیست. یک وضعیت اجتماعی فراگیر است. شهروندان دوردست دقیقاً نمیدانند چه چیز را از دست دادهاند. جنگ پایان مییابد. رفتهرفته خانهها بازسازی میشوند. زندگی غزه به ظاهر در جریان میافتد. ولی مردم دنیا میدانند که چیزی کم است. چیزی به نام «عدالت» کم است. چیزی به نام «حقیقت» کم است. چیزی به نام «التیام» کم است. «فقدان مبهم» سهمگینتر از «فقدان واضح» است. نمیتوان برای آن سوگواری کرد. نمیتوان آن را در آیینهای جمعی بازشناخت. نمیتوان امید به بازگشتش داشت.▬ دومین واکنش «آیینهای سوگواری ممنوع» است. در شرایطی که «پایان خودسرانه» در نتیجه «صلح خسته» تحمیل میشود، سوگواری عمومی، نوشته یا نانوشته، ممنوع میشود. دولتها از برگزاری مراسم رسمی خودداری میکنند. رسانهها از پخش تصاویر قربانیان پرهیز میکنند. افکار عمومی وادار میشود تا به سراغ سوژههای تازه برود. آنچه در جوامع پس از پایانهای خودسرانه رخ میدهد، فروپاشی حوزه عمومی سوگواری است. رنجی که در ملأ عام بازنمایی نشود، به رسمیت شناخته نشود و در گفتمان عمومی مجال ظهور نیابد محکوم به سکوت میگردد. سکوتی از جنس آتش زیر خاکستر.▬ سوگواری به مثابه یک نیاز انسانی به کلی ناپدید نمیشود. زیر خاکستر میرود. میشل دو سرتو در تمایز مشهور خود میان راهبرد و تاکتیک نشان داد که قدرتهای مسلط فضا را تصرف و سازماندهی میکنند. سوژههای فرودست با تاکتیکهای خلاقانه خود درون این فضاهای تصرفشده روزنههایی برای مقاومت میگشایند. آیینهای سوگواری ممنوع مصداق بارز چنین تاکتیکهاییاند. خانوادهها دور از چشم دیگران تصاویر شهدا را مرور میکنند. شمع روشن میکنند. دعا میخوانند. گریه میکنند. این آیینها هر چه مخفیتر برگزار شوند بار عاطفی بیشتری تحمیل میکنند. گویی هر قطره اشکی که در ملأعام ریخته نشود در خفا به رودی خروشان بدل میگردد.
۲:۳۳
▌▌ گذار از رنج خصوصی به خشم عمومی▬ هنگامی که سپهر خصوصی دیگر گنجایش رنج فروخورده را نداشته باشد و آیینهای سوگواری زیرزمینی به مرز اشباع برسند، «انسان ناکام» ناگزیر به سوی صورتبندیهای زبانی و کنشهای جمعی جدیدی گام برمیدارد. این گذار از رنج خصوصی به خشم عمومی مهمترین نقطه عطف در حیات سیاسی جمعیتهای فراموششده است. در این مرحله حافظه از یک پدیده روانی-فردی به یک سرمایه سیاسی تبدیل میشود. خاطراتی که زمانی در خلوت خانه زمزمه میشدند، در شعارهای خیابانی طنین خواهند انداخت. عکسهایی که در حافظه گوشیها و شبکهها آرشیو شده بودند، بر پرچمها و پلاکاردها نقش خواهند بست. نامهایی که تنها بر سنگ قبرها حک شده بودند اکنون، در فریادهای جمعی تکرار میشوند.▬ نخستین صورتبندی گفتمانی که از دل این گذار سر برمیآورد «گفتمان خیانت» است. «انسان ناکام» پس از سالها انتظار برای دادخواهی به این نتیجه میرسد که جهان، او را «فراموش» که نه، به او «خیانت» کرده است. فراموشی ناشی از غفلت و ناتوانی است. خیانت ناشی از انتخاب آگاهانه است. فراموشی قابل بخشش است، ولی خیانت نیازمند قصاص. فراموشی ممکن است موقتی باشد، خیانت حقیقتی ابدی را آشکار میسازد: «آنها هرگز با ما نبودند».▬ این تغییر نگرش مخاطب اعتراض را نیز تغییر میدهد. پیش از این، «انسان ناکام» از جامعه جهانی تقاضای کمک داشت. اکنون، او جامعه جهانی را به اتهام خیانت میکشاند. سازمانهای بینالمللی در این گفتمان به مثابه شریک جرم بازتعریف میشوند. دولتهای عربی نیز چنین سرنوشتی مییابند. رسانههای غربی و نهادهای حقوق بشری نیز همگی در این گفتمان به مثابه شریک جرم بازتعریف میشوند. کمکهای بشردوستانه که زمانی نشانه همدلی تلقی میشد اکنون، باجی برای خریدن سکوت قربانیان محسوب میشوند. قطعنامههای محکومیت که زمانی پیروزیهای حقوقی خوانده میشدند اکنون، اسنادی بر بیهودگی نهادهای بینالمللیاند. گفتمان خیانت یک نظریه توطئه نیست. یک تشخیص سیاسی است. این تشخیص میگوید که جهان پس از پایان خودسرانه جهانی نیست که قربانیان بتوانند به آن اعتماد کنند.▬ دومین صورتبندی گفتمان «شهید جاودانه» است. در این گفتمان، کشتهشدگان جنگ به عنوان نمونههای جاودانه مقاومت بازنمایی میشوند و نه به مثابه قربانیان منفعل. تاریخ فاتحان، زنجیرهای پیوسته از پیروزیهاست. تاریخ شکستخوردگان مجموعهای از رخدادهای منقطع و سرکوبشده است که در لحظات خطر دوباره ظهور میکنند. شهید در تاریخ فاتحان، نامی است در حاشیه. شهید در تاریخ شکستخوردگان نقطه کانونی است که زمان، حول آن بازسامان مییابد. در گفتمان شهید جاودانه، مرگ شهیدان پایان نیست، آغازی همواره است. خانواده شهدا از انزوا خارج میشوند. آنان به جایگاه امانتداران حافظه ارتقا مییابند. خون شهید به تعبیری آشنا در گفتمان مقاومت بر زمین نمیماند. در رگهای نسلهای آینده جاری میشود.▬ این گفتمان نقشی حیاتی در حفظ پیوستگی جمعی در شرایط ناامیدی فراگیر ایفا میکند. هنگامی که هیچ پیروزی عینی در افق دیده نمیشود، شهید ضمانتبخش پیروزی نهایی است. هنگامی که هیچ دادگاهی عاملان را محاکمه نمیکند، شهید خود به قاضی بدل میشود. او در وجدان جمعی جهانیان علیه ستمگران شهادت میدهد.▬ سومین صورتبندی گفتمان «قصاص به تأخیرافتاده» است. جوامع برای مهار خشونتهای درونی، خشونت خود را متوجه یک قربانی بیرونی میکنند، ولی جامعه قربانیشده که امکان هیچگونه دادخواهی نهادی نیافته خشونت فروخورده خود را متوجه عاملان اصلی میکند. همه آنان که با سکوت خود شریک جرم شدهاند نیز در این دایره قرار میگیرند. «انسان ناکام» هنگامی که از هر گونه امکان دستیابی به عدالت از طریق مجاری قانونی و بینالمللی ناامید میشود، مفهوم عدالت شخصی را بازتعریف میکند. در این گفتمان، عدالت یک فرایند حقوقی نیست. یک تکلیف دینی است. خون کشتهشدگان امانتی است که بر دوش زندگان نهاده شده و باید بازپس گرفته شود. این گفتمان، ماهیتی تهاجمی و کنشگرا مییابد. گفتمان شهید جاودانه ماهیتی عمدتاً تدافعی و هویتبخش دارد. شهید، الگویی برای زیستن است. قصاص انگیزهای برای کشتن. اولی جامعه را به درون خود فرو میبرد. دومی آن را به سوی بیرون پرتاب میکند.▬ چهارمین صورتبندی گفتمان «بازگشت به ریشهها» است. این گفتمان واکنشی است به پروژه فراموشی فعال که میکوشد غزه را به یک بحران بشردوستانه تقلیل دهد. پروژه فراموشی فعال راهبردی شناختی است که هدف آن بریدن رخداد از زمینه تاریخیاش است. در این فراموشی جنگ غزه حلقهای از زنجیره اشغال و مقاومت نیست. رویدادی خودانگیخته و فاقد پیشینه تصویر میشود. قربانیان آن مردمانی با هویت تاریخی مشخص تلقی نمیشوند. آنان غیرنظامیان بیگناه در قابی انتزاعی تصور میشوند.
۲:۳۳
▬ در برابر این تقلیل «انسان ناکام» به بازخوانی هویت تاریخی فلسطین روی میآورد. نکبت ۱۹۴۸ در یک پیوستار تاریخی بازتعریف میشود. اشغال ۱۹۶۷ در این پیوستار قرار میگیرد. انتفاضهها نیز در این پیوستار بازتعریف میشوند. جنگ اخیر حلقهای تازه در زنجیرهای طولانی از استعمار و مقاومت است. یک رویداد منفرد نیست. این بازگشت به ریشهها یک کنش بیمزه و بیطرف آکادمیک نیست. یک راهبرد بقاست. جامعهای که از حالش رانده شده و آیندهاش نامعلوم است تنها گذشته را به مثابه قلمروی امن در اختیار دارد. بازخوانی نکبت ۱۹۴۸ پاسخی است به فراموشی غزه ۲۰۲۶. گفتمان بازگشت به ریشهها میگوید: شما میخواهید امروز را فراموش کنیم؟ ما اصرار داریم که هفتاد سال پیش را نیز به یاد آوریم. شما میخواهید نام فلسطین را از اطلس سیاسی محو کنید؟ ما نام هر روستایی را که پیش از ۱۹۴۸ وجود داشت بر زبان جاری میسازیم.▬ پنجمین صورتبندی گفتمان «نسلهای آینده» است. این گفتمان به صراحت اعلام میکند که نبرد برای فرداهاست، نه برای امروز. ارنست بلوخ در اصل امید تمایز مهمی میان «امید انتزاعی» و «امید انضمامی» ترسیم کرد. امید انتزاعی خوابرویایی رهایی است بیآنکه راههای عینی تحقق آن مشخص باشد. امید انضمامی با تشخیص موانع و محاسبه ظرفیتها به تدریج افق رهایی ممکن را ترسیم میکند. گفتمان نسلهای آینده صورتبندی امید انضمامی در شرایط بنبست است. «انسان ناکام» میداند که خود احتمالاً، طعم پیروزی را نخواهد چشید. او تمام سرمایه عاطفی و سیاسی خود را صرف پرورش نسل آینده میکند.▬ ملت فلسطین سالهاست که در این کار ورزیده شده است. به اتکاء این ورزیدگی آیندهای طوفانیتر را رقم خواهد زد. مدارس به سنگرهای این نبرد بلندمدت تبدیل میشوند. مساجد نیز چنین نقشی مییابند. کتاب درسی سلاحی مرگبارتر از مسلسل خواهد شد. نقشه جغرافیا سندی خواهد شد، محکمتر از قطعنامههای بینالمللی. شعر و داستان و ترانه آیینههایی خواهند شد برای انتقال حافظه از نسلی به نسل دیگر. گفتمان نسلهای آینده میگوید: آنان که امروز حاکماند میدانند که ما را نمیتوانند شکست دهند، زیرا، ما فردا را تصرف کردهایم.▬ سناریوی آینده، مسیر «انفجار تأخیری» است. در این مسیر، ناکامی انباشته در طول سالها، سرانجام، به نقطه انفجار جهانی میرسد. گفتمان قصاص به تأخیرافتاده از حاشیه به مرکز میآید. گروههای مسلح جدیدی ظهور میکنند که فراتر از ساختارهای مرسوم مقاومت تعریف میشوند. چارلز تیلی در نظریه کنش جمعی خشونتآمیز ظهور خشونت سیاسی را نتیجه تعامل سه عامل میداند: فرصت سیاسی، ظرفیت سازمانی، و چارچوببندی معنایی. در این سناریو هر سه عامل به تدریج فراهم میشوند؛ فرصت سیاسی با بیاعتبار شدن کامل نهادهای بینالمللی و دیپلماسیهای شکستخورده ایجاد میگردد. ظرفیت سازمانی از دل شبکههای زیرزمینی سوگواری و گروههای خودجوش محلی برمیآید. چارچوببندی معنایی نیز توسط گفتمان قصاص به تأخیرافتاده تأمین میشود.▬ شکل خشونت در این سناریو با آنچه در جریان مقاومتها تاکنون، دیده شده تفاوت بنیادین خواهد داشت. این خشونت، تاکتیکی و محدود نخواهد بود؛ استراتژیک و نامحدود خواهد شد. هدف آن مبادله اسیر نخواهد بود. هدف آن کسب امتیاز سیاسی نخواهد بود. هدف آن تسویهحساب کلان با کل نظم جهانی خواهد شد که مسؤول تحمیل «صلح خسته» است. دشمن در این چارچوب، دیگر فقط اسرائیل نخواهد بود. دشمن، نظم جهانی ظالمانه است که امکان دادخواهی را برای سالها و نسلها سلب کرده است و خارج از تصور قربانی گرفته است. دشمن رسانهای است که چهره قربانی را پنهان داشت. دشمن دولت عربی است که عادیسازی را بر همبستگی ترجیح داد. دشمن سازمان بینالمللی است که قطعنامهها را وتو کرد. این گستردگی دشمن خشونت را نیز گسترده و پراکنده میسازد.
۲:۳۳
▌▌ نتیجهگیری▬ «صلح خسته» صلح نیست. آتشبسی است که با خستگی جهان اعلام میشود، نه با التیام زخمها و نه با احقاق عدالت. «انسان ناکام» غزه چه بازمانده گواه باشد، چه آواره بازگشته، چه نسل حافظه و چه همبسته دوردست، در «میانزمان بیپایان» گرفتار آمده است که خلاصی میجوید.▬ التیام در غیاب عدالت ناممکن است. حافظه در غیاب روایت و عدالت، به انفجار یا فرسایش میانجامد. تنها راه برونرفت از این میانزمان بیپایان بازپسگیری روایت و عدالت است. روایت و عدالت حق مردگان و زندهگان است. روایت سلاح شکستخوردگان در برابر تاریخنویسی فاتحان است. روایت تنها نیرویی است که میتواند «صلح خسته» را به صلح عادلانه بدل کند.▬ تا آن روز، غزه و همبستههایش در سرتاسر جهان، محکوم به زیستن در میانزمانی خواهند بود که نه گذشته در آن التیام یافته و نه آینده در آن گشوده شده است. آنان میان ویرانههای حافظه و وعدههای فراموششده، خستگیناپذیر کاوش خواهند کرد تا برون رفتی بیابند، و خیلی زود، فریادرسی خواهند یافت...
#غزه | #صلح_خسته | #انسان_ناکام | #پایان_خودسرانه | #بازماندگان_گواه | #آوارگان_بازگشته | #نسل_حافظه | #همبسته_های_دوردست | #پساحافظه | #افسردگی_جمعی | #سوگواری_ممنوع | #خشونت_فروخورده | #گذار_به_خشم | #گفتمان_خیانت | #شهید_جاودانه | #قصاص_به_تأخیرافتاده | #بازگشت_به_ریشهها | #نسلهای_آینده | #انفجار_تأخیری | #فرسایش_خاموش | #حافظهسازی_جهانی | #عدالت_و_التیام | #روایت_و_مقاومت | #میانزمان_بیپایان | #فلسطین | #اشغال | #ترومای_جمعی | #خشونت_ساختاری | #جامعهشناسی_فاجعه | #حقوق_بشر
توأمبااقتباسهایآزادوویرایشهایسایبرهوشمآخذ:..هو العلیم
۲:۳۵
۰:۲۱
بازارسال شده از فیلوپالیسی
این دشمنیهای گسترده، دایره افرادی که اردوغان میتواند قدرت را به آنان بسپارد، به شدت تنگ کرده است.
1. انتخابات زودهنگام: اردوغان با بهانهای (مانند بحران اقتصادی یا تهدید امنیتی) انتخابات ریاستجمهوری زودهنگام برگزار کند و بار دیگر برای یک دوره پنج ساله نامزد شود.2. معرفی جانشین: اردوغان پسرش، بلال اردوغان ۴۴ ساله*، را به عنوان معاون رئیسجمهور منصوب کند؛ پست موقتی که میتواند پل انتقال قدرت باشد.
3. *سناریوی ترکیبی: پنج سال دیگر برای اردوغان پدر، و سپس انتقال قدرت به اردوغان پسر. این گزینه که محتملترین سناریو از سوی ناظران ارزیابی میشود، ترکیه را عملاً به یک سلطنت موروثی مدرن تبدیل خواهد کرد.
در این میان، پسر بزرگ اردوغان، احمد بوراک*، به دلیل یک رسوایی رانندگی منجر به مرگ (تصادف با یک خواننده زن مشهور) و سپس گریز به لندن، عملاً از گردونه رقابت حذف شده است. او اکنون به دور از سیاست، به تجارت دریایی مشغول است و حتی در مراسم خاکسپاری مادربزرگش شرکت نکرد.
۲۰:۳۷
بازارسال شده از فیلوپالیسی
- دشمنان داخلی: مخالفان (از لیبرالها تا بقایای گولنیستها و کردها) ممکن است این انتقال را نقطه ضعفی برای فشار و احیای تحرکات خود ببینند.
منبع: رسانه خبری وزگلیاد روسیه
۲۰:۳۷
▌▌ فوتبال، آیین و همزمانی مناسک▬ ترندهای مرتبط: نتیجه بازی استقلال | الغرافه مقابل تراکتور | الحسین مقابل استقلال | بنفیکا مقابل رئال مادرید | تراکتور | جدول لیگ نخبگان آسیا | السد مقابل الاتحاد | یوونتوس | مانوئل نویر | خلاصه بازی بارسلونا خیرونا | اوسمار | عبدالله ویسی | جام ملتهای فوتسال آسیا | اذان صبح | ساعت اذان صبح | ماه رمضان ۱۴۰۴ چه روزی است | رمضان▬ توصیف: دو جریان قدرتمند امروز در کنار هم قرار گرفتهاند. از یک سو اوج هیجان فوتبالی با محوریت لیگ نخبگان آسیا و بازیهای حساس استقلال و تراکتور دیده میشود. از سوی دیگر، نزدیک شدن به ماه مبارک رمضان و جست و جو برای اوقات شرعی و تاریخ دقیق آغاز این ماه مورد توجه است. این همزمانی توجه را میان دغدغههای رقابتی و معنوی تقسیم کرده است.▬ استقبال گسترده از نتایج و جزئیات بازیهای آسیایی نشان از عمق وابستگی عاطفی هواداران به نمایندگان فوتبال ایران دارد. جست و جوی همزمان نتیجه بازی استقلال و الغرافه مقابل تراکتور و جدول لیگ نخبگان آسیا تصویری از یک شب پرفرازونشیب برای هواداران به دست میدهد. شبی که با امید، نگرانی و محاسبه احتمالات صعود همراه بوده است. این رویدادها فوتبال را از یک سرگرمی صرف به عرصهای برای همبستگی و گاه تنشهای نمادین تبدیل میکنند. در کنار اینها جست و جو برای مسابقات اروپایی مانند بنفیکا مقابل رئال مادرید و یوونتوس بار دیگر بر جهانوطنی ورزشی مخاطب ایرانی صحه میگذارد. مخاطبی که در یک شب میتواند هم پیگیر سرنوشت تیم محبوبش در دوحه باشد، و هم نیمنگاهی به درگیری غولهای فوتبال اروپا داشته باشد.▬ در موازات این شور و هیجان جست و جوهای پرشمار برای اذان صبح و ماه رمضان ۱۴۰۴ چه روزی است نوید ورود به فضایی دیگر را میدهد. فضای تأمل، مناسک و نظم معنوی. این تقارن یادآور توان جامعه برای زندگی در دو زمان متفاوت است. زمان چرخهای و قدسی ماه رمضان که از راه میرسد و زمان خطی و پرهیجان رقابتهای ورزشی که در جریان است. این دوگانگی نه یک تناقض که نمایشی از چندلایگی زیستجهان امروز است. جهانی که در آن مناسک دینی و شور ورزشی میتوانند در کنار هم و بدون حذف یکدیگر حضور داشته باشند. این همآهنگی آیین و رقابت گویای ظرفیت جامعه برای انعطافپذیری و تلفیق دلبستگیهای متفاوت در یک چارچوب زمانی واحد است.
۱۰:۲۳
▌▌ رسانه، نوستالژی و تنظیم اوقات فراغت جمعی▬ ترندهای مرتبط: چرا امشب پایتخت پخش نشد ۱۴۰۴ | شبکه سه | جدول پخش شبکهای فیلم | شبکه ۳ | پایتخت | پایتخت ۵ | سوجان | تلویزیون | آنتن | صفحه | شبکه خبر | خبر فوری▬ توصیف: تغییر یا اختلال در برنامه پخش یک سریال محبوب – پایتخت – موجی از جست و جو را برای یافتن علت و اطلاع از زمان دقیق پخش ایجاد کرده است. همزمان جست و جوی گسترده برای جدول پخش شبکهای فیلم و نام سریالهایی مانند سوجان نشان از اقبال قابلتوجه و پایدار مخاطبان به شبکههای تلویزیونی و محصولات نوستالژیک یا پرطرفدار دارد. پرسشهای عمومی درباره آنتن و صفحه نیز بر این دغدغه برای تنظیم دریافت رسانهای تأکید میکند.▬ واکنش فوری و گسترده به پخش نشدن یک قسمت از سریال پایتخت چیزی فراتر از پیگیری یک سرگرمی را نشان میدهد. پایتخت به یک عادت جمعی و نقطهای برای همزمانی میلیونها بیننده در سراسر کشور تبدیل شده است. هرگونه اختلال در این عادت نه فقط یک تغییر برنامه که گسستی در یک تجربه مشترک و انتظار جمعی تلقی میشود. جست و جوی علت این اختلال در واقع، تلاش برای بازگرداندن نظم به یک آیین هفتگی است. این پدیده قدرت رسانه ملی را در ایجاد و تنظیم اوقات فراغت هماهنگ برای قشر وسیعی از جامعه نشان میدهد. اوقاتی که به بخشی از برنامهریزی فردی و خانوادگی تبدیل شده است.▬ در کنار این اقبال پایدار و قابلتأمل مخاطبان به شبکه آیفیلم و بازپخش سریالهای نوستالژیک پدیدهای معنادار است. این استقبال نه فقط یک انتخاب ساده برای گذراندن وقت که نوعی مهاجرت خاطرهمحور در زمان است. مخاطب با تماشای این سریالها به دهههای گذشته سفر میکند. از این رهگذر هم لذت بازشناسی و یادآوری را تجربه میکند، و هم نوعی پیوستگی عاطفی با گذشته خود و جامعه برقرار میسازد. این بازگشت داوطلبانه به محصولات فرهنگی پیشین میتواند نشانهای از نیاز به ثبات و آرامش در دنیای پرشتاب امروز باشد. تأکیدی بر ارزش خاطره جمعی به عنوان یکی از مهمترین ارکان هویت فرهنگی نیز هست. جست و جو برای سریال سوجان نشان میدهد که تولیدات جدید و موفق نیز میتوانند در کنار این نوستالژیها جای خود را در سبد مصرف مخاطب باز کنند. به سوژه گفتوگوهای روزمره تبدیل شوند. این تعامل میان نوستالژی و تازگی چرخه طبیعی مصرف فرهنگی را شکل میدهد.
▌▌ دیپلماسی، امنیت و گفتمان رسمی▬ ترندهای مرتبط: نتیجه مذاکرات ایران امریکا ژنو | سخنرانی رهبر امروز | تنگه هرمز | f22 | جسی جکسون | معاریو | 2026 winter olympics men's snowboarding slopestyle▬ توصیف: اخبار دیپلماتیک و امنیتی با محوریت مذاکرات ایران و امریکا در ژنو، اظهارات رهبری درباره توان دفاعی و حوادث اخیر و نیز یک رویداد ژئوپلیتیک – تنگه هرمز – در کانون توجه قرار دارد. همزمان درگذشت یک فعال حقوق مدنی امریکایی – جسی جکسون – و نیز اخبار مربوط به یک رسانه اسرائیلی – معاریو – در کنار نتایج المپیک زمستانی پراکندگی موضوعات این دسته را نشان میدهد.▬ جست و جو برای نتیجه مذاکرات ایران امریکا ژنو نشان از امید یا نگرانی عمومی نسبت به سرنوشت یک گفتوگوی کلیدی بینالمللی دارد. این پرسش فراتر از یک کنجکاوی خبری بیانگر دغدغه نسبت به آینده روابط خارجی است. تأثیر آن بر زندگی روزمره و ثبات منطقهای نیز مورد توجه است. همزمان جست و جوهای مرتبط با سخنرانی رهبر امروز در چنین زمینهای نشان از اهمیت یافتن موضعگیریهای داخلی در تعیین چارچوب این گفتوگوها دارد. پاسخ به تحولات بینالمللی نیز اهمیت مییابد. پیگیری تنگه هرمز احتمالاً، به دلیل تحرکات نظامی یا تنشهای جدید در این گذرگاه حیاتی است. این مسأله مستقیماً با امنیت ملی و اقتصاد کشور گره خورده است.▬ در کنار این مسائل اصلی جست و جو برای جسی جکسون نشان میدهد که جامعه ایرانی فراتر از سیاست روز نگاهی به تاریخ جنبشهای اجتماعی و چهرههای تأثیرگذار جهانی نیز دارد. درگذشت او فرصتی برای بازخوانی مبارزات حقوق مدنی در امریکا و مقایسههای ضمنی فراهم میکند. جست و جوی معاریو – روزنامه اسرائیلی – احتمالاً، به دلیل انتشار اخبار یا تحلیلهایی درباره منطقه است که بازتابی در رسانههای داخلی داشته است. حضور نتایج المپیک زمستانی – اسنوبرد – در این میان نشان از توجه به رویدادهای ورزشی جهانی، حتی، در رشتههای کمتر مخاطبپسند در ایران دارد. بار دیگر بر گستردگی دامنه علایق تأکید میکند. این ترکیب ناهمگون نشان میدهد که افکار عمومی در یک روز عادی از رصد مذاکرات سرنوشتساز تا ثبت درگذشت یک فعال امریکایی و پیگیری مدالهای المپیک را به طور همزمان در دستور کار دارد.
۱۰:۲۳
▌▌ اقتصاد، حمایت و مسائل حقوقی▬ ترندهای مرتبط: نتایج قرعه کشی ایران خودرو | شبنم نعمت زاده | صندوق بازنشستگی کشوری | سامانه سیمین | ابلاغیه | قیمت طلای ۱۸ عیار ۲۸ بهمن | ثبت نام شورای روستا▬ توصیف: پیگیری اخبار اقتصادی و حمایتی با تنوعی از موضوعات همراه است. از امید به برنده شدن در قرعهکشی خودرو گرفته تا پیگیری یک پرونده قضایی مشهور – شبنم نعمتزاده – تا نگرانی از وضعیت صندوقهای بازنشستگی و تعامل با سامانههای حمایتی – سامانه سیمین. همچنین، ثبتنام برای انتخابات محلی و قیمت روز طلا نیز در این میان دیده میشود.▬ جست و جوی گسترده برای نتایج قرعه کشی ایران خودرو بازتاب امید به مالکیت یک کالای سرمایهای و مصرفی مهم است. این امید در شرایطی شکل میگیرد که دسترسی به خودرو با محدودیتها و قرعهکشیهای متعدد همراه است. این جست و جو بار عاطفی انتظار و نیز نوعی قمار با شانس را در خود دارد. در نقطه مقابل پیگیری سرنوشت شبنم نعمتزاده – دختر وزیر سابق – نشان از حساسیت افکار عمومی نسبت به پروندههای فساد یا تخلفات مسؤولان و خانوادههای آنان دارد. این کنجکاوی ریشه در مطالبه شفافیت و عدالت دارد. بازتابی از نظارت عمومی بر عملکرد نخبگان سیاسی-اقتصادی است.▬ جست و جو برای صندوق بازنشستگی کشوری و سامانه سیمین نشان از دغدغههای مستمر درباره آینده معیشتی دارد. تعامل با سازوکارهای حمایتی دولت نیز مورد توجه است. این کلیدواژهها بخشی از واژگان روزمره شهروندانی است که در حال برنامهریزی برای دوران پسااشتغال یا استفاده از یارانهها هستند. در نهایت ثبت نام شورای روستا نشان از مشارکت سیاسی در سطوح محلی دارد. امید به تأثیرگذاری بر تصمیمات نزدیک به زندگی روزمره نیز در آن دیده میشود. در مجموع، این دسته طیفی از کنشهای شهروندی را به تصویر میکشد. از شهروند امیدوار به شانس در بازار خودرو گرفته تا شهروند ناظر بر عملکرد نخبگان. از شهروند نگران از آینده بازنشستگی و در تعامل با نهادها تا شهروند فعال در عرصه محلی.
#نوسان_سنج_فرهنگ_عمومی | #۲۸_بهمن_۱۴۰۴ | #فوتبال_و_آیین | #همزمانی_مناسک | #لیگ_نخبگان_آسیا | #استقلال | #تراکتور | #رمضان_۱۴۰۴ | #اذان_صبح | #رسانه_ملی | #پایتخت | #سوجان | #نوستالژی_تلویزیونی | #خاطره_جمعی | #اوقات_فراغت | #دیپلماسی_و_امنیت | #مذاکرات_ایران_امریکا | #تنگه_هرمز | #جسی_جکسون | #افکار_عمومی | #اقتصاد_و_معیشت | #قرعهکشی_ایران_خودرو | #شبنم_نعمتزاده | #صندوق_بازنشستگی | #سامانه_سیمین | #مشارکت_محلی | #فرهنگ_سیاسی | #زیست_جهان_ایرانی | #جامعه_شناسی_اینترنتی | #گوگل_ترندز | #تحلیل_ترند
توأمبااقتباسهایآزادوویرایشهایسایبرهوشمأخذ: گوگل ترندزهو العلیم
۱۰:۲۴
▌▌ تمرکز فوقالعاده به آغاز ماه مبارک رمضان؛ از آسمان تا سفره▬ ترندهای مرتبط: اعمال شب اول ماه رمضان | اذان صبح | اذان صبح تهران | تبریک ماه رمضان | ماه مبارک رمضان | رمضان مبارک | عکس ماه رمضان | طرز تهیه بامیه | بامیه | قیمت طلای ۱۸ عیار ۲۹ بهمن▬ توصیف: ساعاتی به آغاز ماه رمضان باقی نمانده و فضای مجازی یکپارچه رنگ و بوی نیایش و آمادهسازی گرفته است. کاربران در پی جست و جوی اعمال ویژه شب اول، زمان دقیق اذان صبح به تفکیک پایتخت و سایر شهرها و نیز روشهای تبریک گفتن این ماه هستند. در کنار این مناسک معنوی پای سفرههای افطار نیز به میان کشیده شده و طرز تهیه بامیه و بامیه به عنوان زینتبخش این سفرهها رشد چشمگیری در جست و جوها داشته است. همزمانپنداری قابل تأملی میان این پرسشهای آیینی و دغدغههای مادی شکل گرفته است. جایی که قیمت طلا در آستانه ماه مهمانی خدا خود را به ترندها میرساند و نشان از چندلایگی نیازها و نگرانیها در زیستجهان امروز دارد.▬ گذار از یک فصل تقویمی به فصلی دیگر همواره با آیینها و مناسک خاص خود همراه بوده است. آنچه در دادههای امروز خودنمایی میکند نوعی شتاب مضاعف برای جا نماندن از قطار معنویت است. جست و جوی اعمال شب اول و اذان صبح صرفاً یک پرسش اطلاعاتی نیست. گویای عزمی جمعی برای تنظیم ساعت زیستی و روحانی با نظم تازهای است که ماه رمضان تحمیل میکند. این دقتنظر برای ورود به موقع به یک موقعیت مقدس نوعی هراس مقدس از فروگذاشتن فضیلت اولین لحظهها را بازتاب میدهد. در این میان اشتراک تبریک ماه رمضان و جست و جوی عکسهای مناسب برای این منظور به شبکههای اجتماعی هویتی آیینی میبخشد. آنها را به معبری برای تبادل نیات خیرخواهانه تبدیل میکند. اینجا رسانههای اجتماعی نه عرصه گسست که محملی برای بازتولید همبستگیهای مرسوم در قالبی نوین میشوند.▬ در سوی دیگر این موج معنوی طرز تهیه بامیه و بامیه روایتی زمینیتر، اما، به همان اندازه مقدس از این ماه را رقم میزنند. شیرینیای که قرار است پس از ساعاتی روزهداری کام روزهداران را شیرین کند خود به یک ترند جست و جو تبدیل شده است. این نشان میدهد که تجربه رمضان تنها به گرسنگی و تشنگی و عبادت خلاصه نمیشود. لذتهای حلال و برنامهریزی برای سفرههای افطار و سحر نیز بخش جداییناپذیری از این کلاف فرهنگی است، اما، اینجا تناقضنمایی خود را نشان میدهد. درست در لحظهای که ذهنها معطوف به آسمان و مناسک آسمانی است دغدغهای کاملاً زمینی چون قیمت طلا سر برمیآورد.
۱۰:۴۱
▌▌ شب پرهیجان آسیایی؛ فوتبال در مدار قهرمانی▬ ترندهای مرتبط: الاهلی مقابل سپاهان | بازی سپاهان امروز | بازی سپاهان امروز زنده | پرسپولیس - النصر | al-nassr vs arkadag | نتیجه بازی استقلال | پخش زنده شبکه ورزش | شبکه ورزش | دراگان اسکوچیچ | سپاهان - شارجه | شرطبندی | بنفیکا | benfica vs real madrid | رئال مادرید | جود بلینگام | موناکو مقابل پیاسجی▬ توصیف: فوتبال ایران و جهان شب شلوغی را پشت سر گذاشته و انعکاس آن در فهرست ترندهای امروز کاملاً مشهود است. دیدارهای حساس تیمهای ایرانی در لیگ نخبگان آسیا بویژه الاهلی مقابل سپاهان و پرسپولیس - النصر تیتر یک بسیاری از جست و جوها بوده است. کاربران در پی نتیجه این بازیها و نیز آنالیز عملکرد تیم محبوب خود به جست و جوی نام دراگان اسکوچیچ و شبکههای پخشکننده روی آوردهاند. در کنار این شور و هیجان محلی نیمنگاهی نیز به فوتبال اروپا و سوپراستارهایی چون جود بلینگام در بازی بنفیکا مقابل رئال مادرید داشتهاند. پدیده همیشگی، اما، جنجالی شرطبندی نیز در حاشیه این رویدادها حضوری ثابت و خزنده دارد و بر پیچیدگی این کلاف میافزاید.▬ فوتبال در ایران دیگر تنها یک ورزش نیست. به عنصری هویتبخش و گاه تخلیهکننده هیجانات فروخفته بدل شده است. جست و جوی گسترده برای یافتن نتیجه دیدار استقلال یا آنالیز بازی سپاهان فراتر از یک کنجکاوی ساده نوعی مشارکت عاطفی در یک رویداد دستهجمعی را نشان میدهد. در شبی که تیمهای ایرانی به میدان رفتهاند میلیونها نفر خود را شریک این میدان میدانند و با جست و جوی پخش زنده شبکه ورزش تلاش میکنند از این آیین تازهیافته جا نمانند. حضور نام دراگان اسکوچیچ در این میان حساسیت هواداران نسبت به تغییرات و تصمیمات فنی درون تیم محبوبشان را نشان میدهد. گویی که سرنوشت تیم برای آنها سرنوشتی شخصی تلقی میشود. این چندزمانگی تماشای فوتبال داخلی و خارجی نیز جالب توجه است. ذهن هوادار ایرانی به طور همزمان درگیر نتایج تیم محبوب خود در آسیا و نیز درخشش ستارهای چون بلینگام در اروپاست و از این رهگذر خود را در شبکهای جهانی از رویدادها تعریف میکند.▬ اما سایه سنگین شرطبندی بر این فضا روی دیگری از این پدیده را هویدا میسازد. در هیاهوی شور و نشاط ورزشی گروهی به دنبال منفعتی مالی و ریسکی هیجانانگیز هستند. این همنشینی لایهای تأملبرانگیز از تناقض درون فرهنگی جامعه را آشکار میکند. از یک سو شور و تعصب برای تیم شهر یا کشور و از سوی دیگر، نگاه سوداگرانه و گاه آسیبزننده به همین رویداد. ترویج پنهان، اما، گسترده این پدیده در حاشیه رویدادهای پرطرفدار زنگ خطری برای نهادهای فرهنگی و ورزشی است. باید پرسید چه خلأیی وجود دارد که این حجم از اقبال به قمارهای اینترنتی را رقم میزند؟ آیا صرفاً سودای پول است یا هیجان و تعلقزدایی از فضای مجازی نیز در آن نقش دارد؟ این نقشهبرداری ذهنی از میدان فوتبال تصویری از جامعهای را به دست میدهد که همچنان در پی شور و هیجان جمعی است، اما، این هیجان میتواند در زمینههای ناسالم نیز تخلیه شود.
۱۰:۴۲
▌▌ رسانه و سرگرمی؛ معمای مخاطب و برنامه▬ ترندهای مرتبط: چرا پایتخت امشب پخش نشد | سریال پایتخت ۵ | زمان پخش پایتخت | نقی | جدول پخش شبکه سه | زندگی پس از زندگی | جدول پخش شبکهای فیلم |ای فیلم | برنامههای شبکهای فیلم | متین ستوده | کامران تفتی | امین حیایی | رضا فیاضی | پارس نوآ | جنگنده f22 | اوتامندی | مرد سه هزار چهره▬ توصیف: دنیای رسانه و سرگرمی در ایران نیز همیشه با پرسشها و حاشیههای خود همراه است. چرا پایتخت امشب پخش نشد به عنوان یک ترند قدرتمند نشان از تعلق خاطر عمیق مخاطبان به این سریال دارد. جست و جوی زمان پخش و، حتی، نام یکی از شخصیتهای محبوب آن یعنی، نقی گواه این مدعاست. در سوی دیگر شبکهای فیلم با پخش سریالهای خاطرهانگیز همواره جایگاه ویژهای در سبد رسانهای خانوادهها دارد و پرسشهای مکرر درباره جدول پخش آن این علاقه را تأیید میکند. حضور چهرههایی چون کامران تفتی و امین حیایی و نیز حاشیههای مربوط به متین ستوده در کنار برنامههایی با محتوای معنوی چون زندگی پس از زندگی سبد متنوع و گاه متناقضی از سلایق مخاطب ایرانی را ترسیم میکند. پرسشهایی با موضوعاتی چون پارس نوآ و جنگنده f22 نیز نشان از نگرانیها و افتخارات ملی در حوزههای دیگر دارد.▬ پرسش چرا پایتخت امشب پخش نشد تنها یک سؤال ساده درباره تأخیر یک برنامه نیست. آینهای تمامنما از عادتوارههای تماشای جمعی و انتظار هفتگی مخاطب برای یک وعده دیدار است. سریال پایتخت با تمام فراز و نشیبهایش به یک برند فرهنگی تبدیل شده است. گسست در تداوم پخش آن نوعی سرگشتگی موقت در میان بخشی از مخاطبان ایجاد میکند. اینجا نقی – با بازی ارسطو – تنها یک کاراکتر نیست. بخشی از حافظه عاطفی و طنزآمیز مخاطب ایرانی در سالهای اخیر است. جست و جوی نام او به تنهایی گویای عمق این پیوند عاطفی است. در مقابل، شبکهای فیلم با رویکرد متفاوتش یعنی، پخش سریالهای قدیمی کارکردی خاطرهپردازانه دارد. پرسش مکرر از برنامههای آن نشاندهنده نیاز جامعه به بازگشت به روزهای سادهتر و نوستالژی کودکی و نوجوانی است. این همنشینی پایتخت وای فیلم در سبد رسانهای مخاطب نشان از چندگانگی سلیقهها و نیازهای همزمان به طنز روز و خاطرات شیرین دیروز دارد.▬ در کنار این دو غول رسانهای جست و جوی چهرهها و برنامههایی چون کامران تفتی و زندگی پس از زندگی تنوع ذائقهها را نشان میدهد. مخاطبی که دقایقی پیش با دغدغه پخش نشدن یک سریال طنز درگیر بود ممکن است ساعاتی بعد به دنبال محتوایی کاملاً متضاد با موضوع مرگ و عالم پس از آن باشد. این تناقضنمای رفتاری در زیستجهان امروز عادیترین وجه زندگی فرهنگی است. از سوی دیگر، ورود نام پارس نوآ به جمع ترندها و تلفیق آن با جنگنده f22 توجه جامعه به تولیدات داخلی در حوزه خودرو و قدرت ملی را نشان میدهد. اوتامندی یا مرد سه هزار چهره نیز حکایت از آن دارد که چهرههای غیررسانهای و بعضاً جنجالی نیز میتوانند برای لحظاتی کانون توجه جمعی قرار گیرند. این بار دیگر قدرت رسانههای اجتماعی را در خلق ستارههای زودگذر به رخ میکشد.
#نوسان_سنج_فرهنگ_عمومی | #۳۰_بهمن_۱۴۰۴ | #رمضان_۱۴۰۴ | #اعمال_شب_اول_رمضان | #اذان_صبح | #ماه_مبارک | #بامیه | #سفره_افطار | #فوتبال_آسیا | #سپاهان | #پرسپولیس | #النصر | #لیگ_نخبگان | #شرط_بندی | #رسانه_و_سرگرمی | #پایتخت | #نقی | #آی_فیلم | #زندگی_پس_از_زندگی | #متین_ستوده | #کامران_تفتی | #امین_حیایی | #پارس_نوآ | #جنگنده_F22 | #خاطره_جمعی | #نوستالژی | #تلویزیون_و_مخاطب | #زیست_جهان_ایرانی | #جامعه_شناسی_اینترنتی | #گوگل_ترندز
توأمبااقتباسهایآزادوویرایشهایسایبرهوشمأخذ: گوگل ترندزهو العلیم
۱۰:۴۳
▌▌ تمرکز رده نخست، همچنان به ترندهای مرتبط با ماه مبارک رمضان▬ ترندهای مرتبط: نماز مغرب | دعای روز اول ماه مبارک رمضان | دعای روز دوم ماه رمضان | افطار | افطاری | وقت اذان مغرب | نیت روزه | دعای ربنا | اوقات شرعی بندرعباس | زندگی پس از زندگی ۱۴۰۴ | برنامه محفل | تکرار محفل | سریال اسباب زحمت | سریال ساهره | تکرار سریال ساهره | کاپیتان | متهم گریخت | رضا عطاران | سینا مهراد | ثریا قاسمی | سوجان فصل دوم | الیزابت در پایتخت | تلوبیون | تلویزیون | رادیو | جدول پخش شبکهای فیلم▬ توصیف: نخستین روز از ماه رمضان در فضای جست و جوی ایرانیها، آمیزهای عمیق از مناسک دینی و پیگیری جدی برنامههای رسانه ملی است. در ساعات نزدیک به غروب، حجم عظیمی از جست و جوها معطوف به نماز مغرب، افطار و اوقات شرعی شهرهای مختلف از جمله بندرعباس میشود. کاربران با جست و جوی دعای روز اول و دعای روز دوم، تقویم عبادی خود را مرور میکنند. در این میان کنداکتور رمضانی تلویزیون با قدرت تمام وارد زندگی روزمره شده است. ترند شدن سریال اسباب زحمت و سریال ساهره به عنوان دو گزینه اصلی شبکههای سه و دو، و نیز پیگیری برنامههای پرمخاطبی چون زندگی پس از زندگی و محفل، نشان از تثبیت یک الگوی تماشای جمعی در این ماه دارد. پلتفرمهایی چون تلوبیون نیز برای تماشای آنلاین و عقبنیفتادن از قطار برنامهها پرکاربرد میشوند. جدول پخش شبکهای فیلم همچنان برای علاقهمندان به نوستالژی پرطرفدار است.▬ همزمانپنداری مناسک و رسانه در رمضان امسال به اوج خود رسیده است. مرز میان عبادت و سرگرمی در این ماه چنان باریک میشود که گویی برنامهریزی برای افطار و نماز، با برنامهریزی برای دیدن سریالها و برنامههای تلویزیونی گره میخورد. جست و جوی وقت اذان مغرب در کنار سریال اسباب زحمت تصویری از خانوادهای را ترسیم میکند که میخواهد لحظه افطار را دقیقاً دریابد تا پس از آن پای یک طنز رمضانی بنشیند. این چندگانگی زمانی تجربه زیستهای منحصربهفرد را رقم میزند. جایی که تلویزیون با پخش برنامههای خاص این ماه نه تنها رقیب مناسک نیست، که تبدیل به بخشی از آن مناسک میشود. گویی ندای دعای ربنا از بلندگوی مسجد محله با موسیقی تیتراژ سریال جدید در ذهن مخاطب در هم میآمیزد و کلافی ناگسستنی از معنویت و سرگرمی را شکل میدهد.▬ اما این پیوند فقط به آثار جدید ختم نمیشود. استقبال از تکرار سریالهای قدیمیتر چون ساهره یا پیگیری سوجان فصل دوم و، حتی، الیزابت در پایتخت نشان میدهد که مخاطب ایرانی در این ماه به دنبال نوعی آشنایی و نوستالژی نیز هست. جست و جوی نام رضا عطاران و سینا مهراد به عنوان بازیگران سریالهای طنز رمضانی، یا ثریا قاسمی که این روزها در سریال سوجان حضوری پررنگ دارد، از علاقه به بازیگرانی حکایت میکند که به نوعی برند خاطرهسازی جمعی شدهاند. در این میان برنامههای غیرنمایشی چون زندگی پس از زندگی با محوریت تجربههای نزدیک به مرگ، پاسخگوی نیاز معنوی عمیقتری است که در این ماه بیش از پیش خودنمایی میکند. این نقشهبرداری ذهنی از اولویتهای رمضانی جامعهای را نشان میدهد که با وجود تمام شتابهای زندگی مدرن، همچنان برای مناسک جمعی و هماهنگی با یک ریتم معنوی و رسانهای مشترک ارزش قائل است.
۲۲:۱۷
▌▌ حاشیه و متن در دنیای سلبریتیها▬ ترندهای مرتبط: علی کریمی | متین ستوده | ساعد سهیلی | هانیه توسلی | بهادر زمانی | شبنم نعمت زاده | الیزابت در پایتخت | گلزار | امین حیایی▬ توصیف: در سایه مناسک رمضانی و هیاهوی سریالها، نام چهرههای آشنا نیز در فهرست ترندها میدرخشد. علی کریمی به دلیل تهدید به هتک حرمت قرآن تیتر خبرها را پر کرده و نام ناپاکش را به پنجاه جست و جوی اول کشانده است. او پیشتر نیز محتواهایی در توهین به پیامبر اسلام، واقعهٔ کربلا و ماه محرم نوشته و بهتازگی نیز خواستار حمله به ایران شده بود. تا این لحظه، جامعه اهل سنت ایران این اقدام علی کریمی را محکوم کرده و از وکلا خواسته تا در کانادا، محل زندگی او، اقدام قانونی انجام دهند. در سوی دیگر، زندگی شخصی و حرفهای بازیگران محبوب چون ساعد سهیلی با عکسهایی از همسر فرانسویاش، هانیه توسلی با دکوراسیون اصیل خانهاش، متین ستوده با حاشیههای کارت عروسی، و بهادر زمانی با استایل زمستانیاش در سریال سوجان، کنجکاوی مخاطبان را برمیانگیزد. حتی، تغییر چهره الیزابت (نیلوفر رجاییفر) پس از هشت سال، دستمایه جست و جوی بسیاری شده است.▬ جهان سلبریتیها در فضای مجازی همواره صحنه برخورد دو روی سکه شهرت است. در یک سو چهرهای چون علی کریمی با کنشهای سیاسی-اجتماعی خود مرزهای شهرت ورزشی را درمینوردد و وارد عرصهای میشود که پیامدهای سنگینتری به همراه دارد. جست و جوی نام او در روزهای اخیر نشان میدهد که مخاطب ایرانی همچنان این چهرهها را نه فقط به خاطر هنر یا ورزش، که به دلیل مواضعشان دنبال میکند. در سوی دیگر زندگی خصوصی و روزمره بازیگران آنها را به مدلهایی برای سبک زندگی تبدیل کرده است. جست و جوی دکوراسیون خانه هانیه توسلی یا کارت عروسی متین ستوده گواهی بر این مدعاست که مخاطب به دنبال الگوگیری یا صرفاً کنجکاوی برای دیدن زیستجهان ستارههای محبوبش است. این کنجکاوی گاه به پدیدآیی ترندهایی چون الیزابت در پایتخت میانجامد که یادآوری یک کاراکتر فرعی، اما، دوستداشتنی پس از سالها، نشان از قدرت خاطرهسازی سریالهای پرمخاطب دارد. این تناقضنمای جذابیت حاشیه و متن نشان میدهد که مرز میان زندگی خصوصی و عمومی برای سلبریتیها چقدر شکننده شده است.▬ در این میان آنچه این جست و جوها را معنادار میکند نه صرفاً کنجکاوی بیهوده که نیاز به گفتوگو و مصالحی برای تعامل اجتماعی است. به اشتراک گذاشتن عکسهایی از دکوراسیون خانه یک بازیگر یا کارت عروسی او بهانهای برای تبادل نظر، تعریف کردن از سلیقهای خاص و گاه نقد آن میشود. این نقش ثانویه ترندهای سلبریتیمحور آنها را به بخشی از فرهنگ روزمره تبدیل میکند. وقتی کاربری جست و جوی ساعد سهیلی را با دیدن عکس سفره هفتسینش در فضای مجازی آغاز میکند، در واقع، در حال مشارکت در یک گفتوگوی جمعی درباره تلفیق فرهنگ ایرانی و فرانسوی در یک خانه است. این مکالمات هر چند سطحی به نظر برسند، اما، لایههای پنهانی از ذائقهشناسی فرهنگی و بازنمایی سبک زندگی را در خود دارند. نشان میدهند که چگونه مخاطب از دل امور بظاهر پیشپاافتاده برای خود معنا میسازد.
۲۲:۱۸
▌▌ المپیک زمستانی و رویدادهای جهانی؛ نگاه به بیرون از مرزها▬ ترندهای مرتبط: 2026 winter olympics women's single skating free skating | olympische winterspiele 2026 – eiskunstlauf kür der frauen | افغانستان مقابل کانادا | premier league | داعش | توافق چاگوس | لهستان | رئیس فیفا | قیمت ارز دیجیتال | forex factory▬ توصیف: نگاه کاربر ایرانی محدود به مرزهای داخلی نیست و رویدادهای مهم جهانی نیز سهم قابل توجهی در ترندهای امروز دارند. اوج این توجه معطوف به مسابقات اسکیت تکنفره زنان در المپیک زمستانی ۲۰۲۶ است که با دو کلیدواژه فارسی و انگلیسی جست و جو شده و نشان از پیگیری لحظهای این رقابتها دارد. در کنار المپیک اخبار مربوط به حضور تیم ملی افغانستان مقابل کانادا و نیز لیگ برتر انگلستان – premier league – نشان از علاقه پایدار به فوتبال بینالمللی دارد. موضوعات سیاسی-امنیتی چون داعش و توافق چاگوس – مربوط به بازپسگیری جزایر چاگوس توسط موریس – نیز در کنار اخبار اقتصادی جهان مانند قیمت ارز دیجیتال و forex factory در فهرست دیده میشوند.▬ هرچند تمرکز اصلی ترندها بر مناسک داخلی و رمضانی است، اما، رگههایی از توجه به رویدادهای فرامرزی تصویر دقیقتری از مخاطب امروز به دست میدهد. جست و جوی نام انگلیسی و آلمانی مسابقات اسکیت المپیک شاید برای یافتن نتایج یا ویدیوهای اجراها باشد. این نشان میدهد که ذائقه ورزشی ایرانیان تنها به فوتبال محدود نمیشود و رشتههای دیگر نیز مخاطبان خاص خود را دارند. همزمانی جست و جوی افغانستان مقابل کانادا با سایر ترندها از پیگیری تحولات منطقه توسط بخشی از جامعه حکایت دارد. این کنجکاوی نسبت به سرنوشت همسایگان ریشه در پیوندهای عمیق تاریخی و فرهنگی ایران و افغانستان دارد و نشان میدهد که تحولات این کشور برای ایرانیان بیاهمیت نیست.▬ در سوی دیگر اخبار مربوط به گروههای افراطی مانند داعش و نیز تحولات ژئوپلیتیکی چون توافق چاگوس – که به بازگرداندن مجمعالجزایر چاگوس به موریس و پایان دادن به حضور نظامی بریتانیا اشاره دارد – گواهی بر این است که مخاطب ایرانی نسبت به تحولات امنیتی و بینالمللی حساس است. این نوع جست و جوها را میتوان در چارچوب نگرانیهای امنیتی و نیز علاقه به فهم نظم نوین جهانی تفسیر کرد. در کنار اینها پیگیری قیمت ارز دیجیتال و سایت forex factory بار دیگر تأکیدی بر دغدغههای اقتصادی و سرمایهگذاری در جامعه است. گویی مخاطب ایرانی در میان تمام این هیاهوی رمضانی و رسانهای، نیمنگاهی هم به بازارهای مالی جهان دارد تا شاید بتواند از قطار سود جا نماند. این چندلایگی توجهات تصویری از جامعهای است که در عین پایبندی به سنتها، به شدت به تحولات جهان پیرامون خود وابسته و نسبت به آن حساس است.
#نوسان_سنج_فرهنگ_عمومی | #رمضان_۱۴۰۴ | #مناسک_رمضانی | #افطار | #دعای_روز | #رسانه_و_رمضان | #سریال_اسباب_زحمت | #سریال_ساهره | #زندگی_پس_از_زندگی | #برنامه_محفل | #تلوبیون | #تلویزیون | #سلبریتی_ها | #علی_کریمی | #متین_ستوده | #ساعد_سهیلی | #هانیه_توسلی | #الیزابت_در_پایتخت | #المپیک_زمستانی | #اسکیت_زنان | #افغانستان_کانادا | #داعش | #توافق_چاگوس | #ارز_دیجیتال | #فرهنگ_عمومی | #زیست_جهان_ایرانی | #جامعه_شناسی_اینترنتی | #گوگل_ترندز
توأمبااقتباسهایآزادوویرایشهایسایبرهوشمأخذ: گوگل ترندزهو العلیم
۲۲:۱۸