بازارسال شده از اسماعیل سخن بگو
روایتپژوهی.xlsx
۶۲.۵۶ کیلوبایت
فهرستنگاری کتب نظری روایتپژوهیhttps://ble.ir/esmaeil851
۱۵:۵۸
بازارسال شده از اسماعیل سخن بگو
کتب نظری تاریخ.xlsx
۴۱.۰۹ کیلوبایت
فهرستنگاری کتب نظری تاریخhttps://ble.ir/esmaeil851
۱۵:۵۸
بازارسال شده از اسماعیل سخن بگو
مصاحبه و گفتوگو.xlsx
۲۱.۸۳ کیلوبایت
فهرستنگاری کتب مصاحبه و گفتوگوhttps://ble.ir/esmaeil851
۱۵:۵۸
بازارسال شده از اسماعیل سخن بگو
احمد اخوتخوانی.xlsx
۲۰.۸۸ کیلوبایت
فهرستنگاری کتب احمد اخوتhttps://ble.ir/esmaeil851
۱۵:۵۸
بازارسال شده از اسماعیل سخن بگو
بیش از یک دهه است که بین دوستان دور و نزدیک و برخی اهالی فکر و فرهنگ که با واسطه و بیواسطه، سرکی به صفحههای مجازیام کشیدهاند یا از دور و نزدیک وصفی یا احوالی لَه یا عَلَیه این بندۀ خدایِ سراپا تقصیر شنیدهاند، به اژدهای کتاب مُشتَهَر هستم. این لقب نیز یادگار رفاقتیست با شاعری شوریدهحال که خود را انقلابیتر از سیدعلی حسینی خامنهای میپنداشت و میخواست روزی به او بگوید:«چرا این همه مردم را دعوت به کتابخوانی میکنی؟ مگر نمیدانی بیش از 90 درصد آنها که کتاب میخوانند علیه تو میشوند؟» و در این سؤال حکمتها نهفته است، از هر طرف که بنگری!
تا جایی که من میدانم و به یاد دارم، آنهایی که آیةالله خامنهای را غلیظتر تلفظ میکنند و او را امام جامعه میدانند و قبای عصمت را به زور بر تنش میپوشانند، بیش از بقیه علیه او کار میکنند و بیش از بقیه از این مسیر به او ضربه میزنند و این جای تأمّلی گرانبها دارد. این جماعت در خالصسازی و قیچی کردن و یکسانپنداریِ انسانها، نباتات، حیوانات، جمادات، آدم فضاییها، جنّیان از طوایف مختلف و فریشتگان با درجات متفاوت، حتّی چهار فرشتۀ بزرگ الاهی، حضرات جبرائیل، میکائیل، عزرائیل و اسرافیل، دستی بر آتش دارند و تمام سعیشان دمیدن بر کورۀ کارخانۀ انسان کاملسازیست.
این جماعتی که اگر گزارشی معمولی از روند کارهای 10 سال اخیرشان منتشر شود، جز خطای فاحش در کارنامهشان نمایان نخواهد شد، هیچ خطایی را از هیچ موجودی نمیپذیرند و برای همین طبق یک بیانیّۀ آتشین، چونان لبانِ سرخِ خانمِ آتشین، در مجمع جهانیِ خالصسازان کهکشان راه شیری، دستور سانسور این بیت شریف از دیوان لسان الغیب شیرازی را صادر نمودند، و امّا بیت، بیت شریف:
پیرِ ما گفت خطا بر قلم صُنع نرفتآفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد
و در انتهای آن بیانیّه دلیل این امر همایونی را شیرازی بودن حافظ دانستهاند، چرا که در آن ترانۀ مشهور میگوید:«اگر شیرازی هستی، میدونم آره ترانه سازی ...» و چون در ترانه خطای در اوزان شعر پارسی زیاد است، از همین روی باید این خطا در این شعر حافظ حذف شود تا قاعدۀ خطا از هیچکس به هیچ وجه پذیرفته نیست، درست جاری شود و سریان یابد.
با این اوصاف بیان خود را چنین میآغازم:
یک. تمام شش پوشۀ بالا که در قالب نرمافزار صفحه گسترده(اِکسِل/Excel) تنظیم شده است، ناقص بوده و در حال تکمیل و بروزرسانی است. بعد از تکمیل نسبی نوبت به تحلیل آن و آنگاه مرور و خلاصهنویسی خواهد شد. این دستهبندی تا حدود 100 مورد مشخص شده است که باید به مرور اجرایی شود.
دو. من در سال 1398 از طریق یک آقازادۀ کمی موجّه به یک مأمور امنیّتی متصل شدم و چندی با او ارتباط داشتم، در این میان طرحی دربارۀ کتاب را برای او ارسال کردم. نتیجه در سال 1400 بدون هماهنگی من و بدون اطلاع من و بصورت بسیار تصادفی شد یک پلتفرم که ادعای goodreads ایرانی دارد و با مسئولیت پیرمرد خرفتی اداره میشود که در همان شب اول اتصال به مأمور امنیّتیِ جوان با او تلفنی مکالمه میکرد. همان پیرمرد خرفتی که روزگاری از دوستانی شنیدم که طرح آنها را دزدیده و پلتفرمش را راه انداخته و شعارش طنز روزگار است، چیزی مثل من دزد کتاب نیستم، مثلاً. بگذریم، امروز دیگر همه میدانند آن مجموعه کتابفروشیها به کجا متصل است و چه گندها که از این جماعت بالا نیامده است، بگذریم که در این موقف، گذشت بهترین گزینه است.
https://ble.ir/esmaeil851
۱۵:۵۹
بازارسال شده از اسماعیل سخن بگو
سه. میدانید شش پوشۀ بالا چیست؟
یک سنّتی در قدیم بود با عنوان «فهرستنویسی تقصیلی کتب»، یعنی شما فهرست داخلی کتاب و مطالب و محتوای آن را کنار هم میآوردی و اگر نداشت، تنظیم کرده و بعد میآوردی و صدها یا هزاران کتاب را در یک کتاب فهرست میکردی. این کار شاید در ظاهر عبث و بیهوده به نظر برسد، ولی حتّی امروز که تکنولوژیِ جستجوی لغت آمده است، این کار مزایای بسیاری دارد، بالاخص وقتی بصورت موضوعی کنار هم قرار گیرد و اهل فنّی به این همنشینی نظر کند، نکات تحلیلی بسیاری کشف و زاییده خواهد شد.
اجازه دهید کمکم بحث را جدّی کنیم. البته قبلش ناچارم خاطره – تجربهای کوتاه را از مقابل چشمانِ غزلخوانِ غزالوارتان بگذرانم. چندی قبل اصوات دورهای در باب «روایت» را میشنیدم که استاد معظّم و معزّز آن دوره میگفت:«در باب روایت دو سه کتاب بیشتر نداریم و ...» من آمدم خانه و در اتاق خودم که کتاب از سر و کولش بالا میرود، نگاهی انداختم و دیدم حداقل 20 کتاب دربارۀ روایت وجود دارد که بخشی از آنها را در پوشۀ صفحهگسترۀ روایتپژوهی مشاهده خواهید کرد. تازه ظاهراً این استاد اعظم، در دانشگاه نیز تدریس میفرمایند، خدا را شاکریم بابت این نعمت گسترده در زمانۀ صفحهگستردهها. خُب، این فهرستنگاری به چه درد میخورد؟
باز باید مقدمهای دیگر را بیان کنم، چارهای نیست. چندیست از سر اجبار افتادهام به تدریس نوشتن و نویسندگی و فرمهای نوشتن و ...، و اینکه نوشته باید مسئلهمحور باشد برای کنشگری و مسئله نیازمند صورتبندیست و ...، اگر به شما بگویم ذهن و زبان انسانهای اطراف ما بیمسئله است، و مسئلهنافهم، دروغ و گزافه نگفتهام، حتّی انسانهای به ظاهر فرهیخته و این به نظر من ایراد آنها نیست، ایراد سیستم یا فضاییست که این بندگان خدا در آن تنفّس میکنند. هوا به شدّت آلوده است، بشدّت.
نمیدانم شما خواندهاید روایت جالب استاد عزیز رضا داوری اردکانی در کتاب «آفاق فلسفه در سپهر فرهنگ» دربارۀ کتابخانههای اقلیم هشتم، شیطان بزرگ، بیابانِ تیهِ فرصتها، آمریکای جهانخوار را یا نه؟ پیشنهاد میکنم اگر نخواندهاید، در ص 222 چاپ اول و ص 270 چاپ بعدی که همراه با اضافات است، بیابید و بخوانید.
آری ای دوست! آری، میدانی دانشگاه تهران و علامه طباطبایی چند سال است که دارای رشتۀ علوم سیاسی و فلسفه و علوم اجتماعی و ... هستند؟ میدانی مؤسسات مختلفی در دهۀ 70 تاکنون بودجه گرفتهاند که در علوم انسانی تحوّل ایجاد کنند؟ میدانی پژوهشگاههای چند طبقه بودجه میگیرند برای اینکه بِپَژوهَند؟ میدانی مرکز الف و مجمع ب و نهاد ج و ووو بیش از ده سال است بودجههای میلیاردی گرفته و میگیرند تا اوضاع کتاب را کارشناسی کنند و سامان دهند؟ میدانی، آری، میدانی؟
https://ble.ir/esmaeil851
یک سنّتی در قدیم بود با عنوان «فهرستنویسی تقصیلی کتب»، یعنی شما فهرست داخلی کتاب و مطالب و محتوای آن را کنار هم میآوردی و اگر نداشت، تنظیم کرده و بعد میآوردی و صدها یا هزاران کتاب را در یک کتاب فهرست میکردی. این کار شاید در ظاهر عبث و بیهوده به نظر برسد، ولی حتّی امروز که تکنولوژیِ جستجوی لغت آمده است، این کار مزایای بسیاری دارد، بالاخص وقتی بصورت موضوعی کنار هم قرار گیرد و اهل فنّی به این همنشینی نظر کند، نکات تحلیلی بسیاری کشف و زاییده خواهد شد.
اجازه دهید کمکم بحث را جدّی کنیم. البته قبلش ناچارم خاطره – تجربهای کوتاه را از مقابل چشمانِ غزلخوانِ غزالوارتان بگذرانم. چندی قبل اصوات دورهای در باب «روایت» را میشنیدم که استاد معظّم و معزّز آن دوره میگفت:«در باب روایت دو سه کتاب بیشتر نداریم و ...» من آمدم خانه و در اتاق خودم که کتاب از سر و کولش بالا میرود، نگاهی انداختم و دیدم حداقل 20 کتاب دربارۀ روایت وجود دارد که بخشی از آنها را در پوشۀ صفحهگسترۀ روایتپژوهی مشاهده خواهید کرد. تازه ظاهراً این استاد اعظم، در دانشگاه نیز تدریس میفرمایند، خدا را شاکریم بابت این نعمت گسترده در زمانۀ صفحهگستردهها. خُب، این فهرستنگاری به چه درد میخورد؟
باز باید مقدمهای دیگر را بیان کنم، چارهای نیست. چندیست از سر اجبار افتادهام به تدریس نوشتن و نویسندگی و فرمهای نوشتن و ...، و اینکه نوشته باید مسئلهمحور باشد برای کنشگری و مسئله نیازمند صورتبندیست و ...، اگر به شما بگویم ذهن و زبان انسانهای اطراف ما بیمسئله است، و مسئلهنافهم، دروغ و گزافه نگفتهام، حتّی انسانهای به ظاهر فرهیخته و این به نظر من ایراد آنها نیست، ایراد سیستم یا فضاییست که این بندگان خدا در آن تنفّس میکنند. هوا به شدّت آلوده است، بشدّت.
نمیدانم شما خواندهاید روایت جالب استاد عزیز رضا داوری اردکانی در کتاب «آفاق فلسفه در سپهر فرهنگ» دربارۀ کتابخانههای اقلیم هشتم، شیطان بزرگ، بیابانِ تیهِ فرصتها، آمریکای جهانخوار را یا نه؟ پیشنهاد میکنم اگر نخواندهاید، در ص 222 چاپ اول و ص 270 چاپ بعدی که همراه با اضافات است، بیابید و بخوانید.
آری ای دوست! آری، میدانی دانشگاه تهران و علامه طباطبایی چند سال است که دارای رشتۀ علوم سیاسی و فلسفه و علوم اجتماعی و ... هستند؟ میدانی مؤسسات مختلفی در دهۀ 70 تاکنون بودجه گرفتهاند که در علوم انسانی تحوّل ایجاد کنند؟ میدانی پژوهشگاههای چند طبقه بودجه میگیرند برای اینکه بِپَژوهَند؟ میدانی مرکز الف و مجمع ب و نهاد ج و ووو بیش از ده سال است بودجههای میلیاردی گرفته و میگیرند تا اوضاع کتاب را کارشناسی کنند و سامان دهند؟ میدانی، آری، میدانی؟
https://ble.ir/esmaeil851
۱۵:۵۹
بازارسال شده از اسماعیل سخن بگو
میتوانم سؤالی بپرسم؟
آیا ما یک گزارش از کتاب سرمایۀ مارکس داریم؟ از لِویاتان هابز چطور؟ آیا ما 100 کتاب اقتصادی یا سیاسی یا علوم اجتماعی را فهرستنگاری کردهایم؟ مروری ساده از آنها داریم؟ میدانی من، اژدهای کتاب، بیش از 10 قالب(فرم) برای مرور کتاب طرحریزی کردهام؟ و آیا میدانی اینها سادهترین و اولیّات ضروری و پیش پا افتاده در زمینۀ پژوهش و کتابخوانی و کار کتاب است؟ سؤال من این است که این مراکز و نهادها و ...، مثلاً نهاد کتابخانههای کشور با این عرض و طول و عِدّه و عُدّه در زمینۀ تنظیم این اوّلیّات برای خدمترسانی به مردم کشور چه کردهاند؟
ای دوست! آری، ای دوست عزیز! مگر جز این است که حقوق و مزایای مدیران این مجموعهها و مراکز و نهادها از بیت المال پرداخت میشود؟ مگر جز این است که این بیت المال متعلّق به مردم و برای خدمترسانی به آنهاست؟ و مگر جز این است که اگر این حقوق و حق مردم نباشد، آن مدیران و زن و بچههایشان گشنه خواهند ماند؟ پس چرا ما شاهد کوچکترین و پیش پا افتادهترین خدمات پس از هزینهکردِ میلیاردها تومان و سالها زمان نیستیم؟ اصلاً شما بفرما این حرفها اهمیّتی دارد؟ این حرفها ارزشی دارد؟ میخواهی طنزی برایت بگویم؟ یک لطیفه، یک جُک یا جوک، یک وَهم، توهّم، میدانستی خالصسازان لیستی دارند شامل ناشرانی که مجوّز دارند، کتابهایشان در این سیستم مجوّز دارد، کتابفروشیهایشان مجوّز دارد، ولی بنابر نظریّات بنیادین فلسفی و فلسفههای مضاف و مضافِ مضافِ خالصسازان، خرید و فروش کتابهایشان حرمت دارد، حتّی اگر قرآن باشد؟ تا به حال طنزی به این زیبایی شنیده بودی؟
شاید بگویی علوم انسانی غربی سمّ است و انحرافی و نباید کتبشان ترویج شود. سؤال میکنم تا حالا فهرستنگاری و مرور و خلاصۀ کتب علامه طباطبایی(ره) را جایی دیدهای؟ یک گزارش یا روایت ساده از المیزان وجود دارد؟ اصلاً شما بفرما فهرستنگاری کتب آقای مصباح یزدی(رحمت خدا بر او باد)، یا آیة الله جوادی آملی(حفظه الله تعالی) یا ...، اینها دیگر چرا نیست؟
کتابخوانی و کتاب در کشور ما بیشتر به یک شوخی شبیه است و برای همین ما هر روز در حال تکیدهتر شدن و اضمحلال شدیدتر هستیم. برای همین است که در اوج حوادث و بزنگاهها و نقاط عطف، قدرت بیان و روایت نداریم، چون پیش پا افتادهترین ابزار برای حرکت و پژوهش و روایت و نوشتن را نداریم. ما نمیدانیم و نمیفهمیم که کتاب خواندن اگر با اصولش همراه باشد یک کنش اجتماعی است، ولی خُب در این صورت چه کسی میخواهد شکم زن و بچۀ خالصسازان را از پول جیب مردم و بیت المال ایران و ایرانی سیر کند؟ سیرِ سیرِ سیر و تا انتهایش البته.
https://ble.ir/esmaeil851
آیا ما یک گزارش از کتاب سرمایۀ مارکس داریم؟ از لِویاتان هابز چطور؟ آیا ما 100 کتاب اقتصادی یا سیاسی یا علوم اجتماعی را فهرستنگاری کردهایم؟ مروری ساده از آنها داریم؟ میدانی من، اژدهای کتاب، بیش از 10 قالب(فرم) برای مرور کتاب طرحریزی کردهام؟ و آیا میدانی اینها سادهترین و اولیّات ضروری و پیش پا افتاده در زمینۀ پژوهش و کتابخوانی و کار کتاب است؟ سؤال من این است که این مراکز و نهادها و ...، مثلاً نهاد کتابخانههای کشور با این عرض و طول و عِدّه و عُدّه در زمینۀ تنظیم این اوّلیّات برای خدمترسانی به مردم کشور چه کردهاند؟
ای دوست! آری، ای دوست عزیز! مگر جز این است که حقوق و مزایای مدیران این مجموعهها و مراکز و نهادها از بیت المال پرداخت میشود؟ مگر جز این است که این بیت المال متعلّق به مردم و برای خدمترسانی به آنهاست؟ و مگر جز این است که اگر این حقوق و حق مردم نباشد، آن مدیران و زن و بچههایشان گشنه خواهند ماند؟ پس چرا ما شاهد کوچکترین و پیش پا افتادهترین خدمات پس از هزینهکردِ میلیاردها تومان و سالها زمان نیستیم؟ اصلاً شما بفرما این حرفها اهمیّتی دارد؟ این حرفها ارزشی دارد؟ میخواهی طنزی برایت بگویم؟ یک لطیفه، یک جُک یا جوک، یک وَهم، توهّم، میدانستی خالصسازان لیستی دارند شامل ناشرانی که مجوّز دارند، کتابهایشان در این سیستم مجوّز دارد، کتابفروشیهایشان مجوّز دارد، ولی بنابر نظریّات بنیادین فلسفی و فلسفههای مضاف و مضافِ مضافِ خالصسازان، خرید و فروش کتابهایشان حرمت دارد، حتّی اگر قرآن باشد؟ تا به حال طنزی به این زیبایی شنیده بودی؟
شاید بگویی علوم انسانی غربی سمّ است و انحرافی و نباید کتبشان ترویج شود. سؤال میکنم تا حالا فهرستنگاری و مرور و خلاصۀ کتب علامه طباطبایی(ره) را جایی دیدهای؟ یک گزارش یا روایت ساده از المیزان وجود دارد؟ اصلاً شما بفرما فهرستنگاری کتب آقای مصباح یزدی(رحمت خدا بر او باد)، یا آیة الله جوادی آملی(حفظه الله تعالی) یا ...، اینها دیگر چرا نیست؟
کتابخوانی و کتاب در کشور ما بیشتر به یک شوخی شبیه است و برای همین ما هر روز در حال تکیدهتر شدن و اضمحلال شدیدتر هستیم. برای همین است که در اوج حوادث و بزنگاهها و نقاط عطف، قدرت بیان و روایت نداریم، چون پیش پا افتادهترین ابزار برای حرکت و پژوهش و روایت و نوشتن را نداریم. ما نمیدانیم و نمیفهمیم که کتاب خواندن اگر با اصولش همراه باشد یک کنش اجتماعی است، ولی خُب در این صورت چه کسی میخواهد شکم زن و بچۀ خالصسازان را از پول جیب مردم و بیت المال ایران و ایرانی سیر کند؟ سیرِ سیرِ سیر و تا انتهایش البته.
https://ble.ir/esmaeil851
۱۵:۵۹
بازارسال شده از اسماعیل سخن بگو
چهار. من اکنون در میانۀ 44 سالگی بطور کامل از ثمردهی این مسیر، سیستم و روند فعلی ناامیدِ ناامیدِ ناامید هستم. امروز کسانی بر مسند فرهنگ و مراکز فرهنگی این کشور نشستهاند که ده کتاب را در طول عمرشان کامل نخواندهاند، ولی رابطه دارند و پول هدر دادن را خوب بلد هستند، پولی که از جیب مردم خرج میشود، بدون سر سوزنی پاسخگویی و با انتصاب به اینکه ما در مسیر ولایت مطلقه هستیم و ما خالص هستیم و ما بلدیم بگوییم امام جامعه با تلفّظ حلقی و غلیظ «عین» و مخرج عینیّت آن.
ولی همین منِ ناامید، در حالی که حدود 5 ماه از تمدید اجاره خانهام گذشته و هنوز نتوانستهام پول پیش خانهام را جور کنم، بدون هیچ توقّعی از نهادی و مرکزی و شخصی و ...، کمر همّت بستهام بر اینکه این کار، یعنی پیریزی و پیگیری یک کار مبنایی برای کتاب را انجام دهم و یک تنه تا جایی که توانم برسد، پیش خواهم رفت.
اگر کسی فکر میکند میتواند در این مسیر هر نوع کمکی به انجام این کار داشته باشد، بسم الله بگوید و بیاید به میدان. من امروز حتّی ناامیدم از اینکه مدیران بیعُرضه و مَواجِببگیرِ حلقه به گوشِ کوتولهها بتوانند این ایده را مثل آن جوانک امنیّتی بدزدند و لااقل ظاهرکی با عنوان پلتفرم فلان بالا بیاورند. هر چند عاقبت چنین پلتفرمهایی قبل از گردنافزایی چون خورشید نیمروز برای اهلش آشکاراست.
این سلسله یادداشت ادامه دارد به امید حق، یا علی
https://ble.ir/esmaeil851
ولی همین منِ ناامید، در حالی که حدود 5 ماه از تمدید اجاره خانهام گذشته و هنوز نتوانستهام پول پیش خانهام را جور کنم، بدون هیچ توقّعی از نهادی و مرکزی و شخصی و ...، کمر همّت بستهام بر اینکه این کار، یعنی پیریزی و پیگیری یک کار مبنایی برای کتاب را انجام دهم و یک تنه تا جایی که توانم برسد، پیش خواهم رفت.
اگر کسی فکر میکند میتواند در این مسیر هر نوع کمکی به انجام این کار داشته باشد، بسم الله بگوید و بیاید به میدان. من امروز حتّی ناامیدم از اینکه مدیران بیعُرضه و مَواجِببگیرِ حلقه به گوشِ کوتولهها بتوانند این ایده را مثل آن جوانک امنیّتی بدزدند و لااقل ظاهرکی با عنوان پلتفرم فلان بالا بیاورند. هر چند عاقبت چنین پلتفرمهایی قبل از گردنافزایی چون خورشید نیمروز برای اهلش آشکاراست.
این سلسله یادداشت ادامه دارد به امید حق، یا علی
https://ble.ir/esmaeil851
۱۵:۵۹
بازارسال شده از اسماعیل سخن بگو
اشاره: خواندن این متن نیازمند ذهن و زبانی صیقل خورده است.
یک.بنای شهر بر شرارت و مکر است. تفکّر با شهر بنا میشود، تفکّر حصولی. تفکّر حصولی بدون اتّکا به مقامِ حضور، به چاه تاریکی منتهی خواهد شد. امّا چگونه فیلسوفشاهِ شهر که شهریارِ سرزمینِ صیرورتِ دامنۀ کوه برای رسیدن به قلّههای مدینۀ فاضله است باید ساختن سازههای کاخ خود را سیاستگذاری کند تا به سکونت رسد و مردمانش سر بر بالین امنیّت نهند و ادبِ اصیل را با شیرینیِ زبانِ ادبسازانِ فرهنگ خود بچشند و شراشر وجودیشان اِشراب شود؟ به راستی چگونه؟
امامِ چنین مدینهای را سه زبان لازم است. زبانی برای دیدن و خواندن نقشۀ شهر، شهری پیشروی که سامانِ سکونتِ ساکتانِ سالک است و جذبۀ آن امیال را به کنش وامیدارد و پایِ درماندگانِ باتلاقِ استدلال را به حرکت دعوت خواهد کرد. زبانی برای تمکینِ نخبگان و تسلیم آنان برای ایستادن در پای نقشۀ پیشروی و محکم ساختن پایههای بنای سازههای کاخی که تصویری از آن نمایان گشته است و تنها نخبگان هستند که میتوانند مفهوم این تصویر از کاخ را تصوّر نمایند و عظمت آن را تصدیق کنند. زبانی برای اقناع مردم اجتماع که رضایت دهند بر راهپیمایی در مسیرِ سینهکشِ ساختنِ آجر به آجرِ این کاخ.
بنابراین شهریار را برای رسیدن به زایش در شهر، و فرزنددار شدنِ شهرزادِ امید، زبان هنر باید تا افق را بیند و زبان علم باید تا کنش را بیاغازد و زبان خطابه باید تا حرکت را بپیماید. بی این سه زبان، کُمِیت شهریار خواهد لنگید و شهرزادِ شهر، شکست زایش را خواهد چشید.
https://ble.ir/esmaeil851
۲۰:۴۱
بازارسال شده از اسماعیل سخن بگو
دو. در کتب مقدس سه نبی شهرساز هستند. تمام انبیاء عظام(علیهم السلام) در مسیر ساختن شهر گام برداشتند، ولی این گامها با اختلال یک یا چند زبان از سه زبان به عذاب الاهی منتهی شد، امّا در سه جایگاه به ثمر نشست و سکونت در آن به سرانجام رسید و پایید. ابراهیم، یوسف و سلیمان(علی نبیّنا و آله و علیهم السلام). سه مردی که مبتلا به رؤیا بودند(رؤیای سلیمان نبی را خبر هدهد بگیرید) و مبتلا به خون و مبتلا به زن. و شهرها سه باشند، بنای از ابتدا(ابراهیم)، بنای بر اصلاح(یوسف) و بنای با ماوراء(سلیمان). برای ساختن نیز ابتدا باید تخریب کرد، سپس خون ریخت و در انتها ساخت. آیا در همراهی موسای کلیم الله(علی نبیّنا و آله و علیه السلام) با بندۀ خاصّ خدا حکمتی نهفته است؟ تخریب کشتی، ریختن خون جوان و ساختن دیوار.
و تا دهر، چرخهایش را بر گرداگرد هستی میچرخاند، مبنای این سه شهر در شهرسازی تسرّی خواهد یافت. پس اگر مردی برون آی و سفر کن و چون مردانگیات بریده است، منتظر باش یا تخریب را مشاهده نما.
تاریخ تکرارپذیر نیست، بلکه نقطۀ پرگار وجود ندای حق را در خط دایرۀ دهر نجوا میکند و ناموس هستی، تَرَقُّصِ خود را بر این محور به نمایش میگذارد. این بار حرکت تاریخ پس از گذر کردن از آزمون اوّل در دَحوُ الارض به ابراهیم بتشکن در آزمون دوّم میپیوندد تا طلیعۀ مهمترین آزمون، نوید داده شود. این نوید با بشارتی بیهمتا همراه میشود و آزمون سوّم که عینیترین صورت ظهور است در همان نقطۀ آزمون اوّل و دوّم در حدود 1400 سال قبل میآغازد. ابراهیمی بنیانگذار، امّا این بار ابراهیمترینِ سلسلۀ پاکان که تجلّیِ غیبِ هویّت است، در یکتاترین امکانِ صمدیِّ خود، در سرزمینِ حجاز عهدی را تجدید میکند که بوسههایش نفسِ واحدۀ آینۀ تمامنمایِ حق را آمادۀ بزرگترین قربانیِ تسبیحگویان مینماید. تقدیس قدّسیان، قدّیسِ سالکانِ سلسلۀ تسلیم را برای حجیّتِ تسبیح آسمانیان و زمینیان به مسلخ حق دعوت میکند و صورِ اسرافیل، سجدۀ عزرائیل، رکوع میکائیل و قنوت جبرائیل را به نظاره مینشیند. با پیوند خون و آسمان، کشیدنِ قال و مقالِ عالَم برای نخستین انسانِ ملول از نَفَس فریشتگان، هموار میشود و پایههای سازۀ ساختمانِ سلیمانِ سرنوشت، سخاوتمندانه سخت میگردد.
این قافله حال باید منتظر بماند تا یوسفی صدّیق بر سازههای کاخی وارد شود که نیازمند اصلاح است و از پسِ این مسیر سلیمانی خواهد آمد که این بار قلمرو حاکمیّتِ ماورائیَش ماندگار خواهد بود و چشمها را به وادیِ حیرتِ سُکرِ بعد از بقایِ مصلحان خواهد رساند. آریگویان به این تسلسلِ غیرباطل، بطلانِ باطلان را با آمدن حق لبیّک خواهند گفت و ایمان خود را در حرکت به سوی قلّههای اصلاح، آبدیده خواهند کرد و معنایِ جِبالِ راسخ را در قاموسِ دَهر حکّاکی و دیوارنگاری خواهند نمود.
یوسفِ این سلسله در سال یکهزار و سیصد و پنجاه و هفت، پای در سرزمینی نهاد، که زمین و آسمانش به یکدیگر بوسه دادند و مِسِ ظاهرش را با کیمیایِ باطن آن آمیختند و آلیاژِ این آمیزش را با دستهایِ ذوالقَرنَین به دیوارۀ غارهایِ نفوذِ یأجوج و مأجوجِ زمانه آغشتند و در گوشهای منتظرِ آمدنِ سلیمانِ سلیمانهایِ سپهرِ سینۀ ساییدهشدۀ یاسِ صورِ سکوت، نیمخیز برپا نشستهاند.
https://ble.ir/esmaeil851
و تا دهر، چرخهایش را بر گرداگرد هستی میچرخاند، مبنای این سه شهر در شهرسازی تسرّی خواهد یافت. پس اگر مردی برون آی و سفر کن و چون مردانگیات بریده است، منتظر باش یا تخریب را مشاهده نما.
تاریخ تکرارپذیر نیست، بلکه نقطۀ پرگار وجود ندای حق را در خط دایرۀ دهر نجوا میکند و ناموس هستی، تَرَقُّصِ خود را بر این محور به نمایش میگذارد. این بار حرکت تاریخ پس از گذر کردن از آزمون اوّل در دَحوُ الارض به ابراهیم بتشکن در آزمون دوّم میپیوندد تا طلیعۀ مهمترین آزمون، نوید داده شود. این نوید با بشارتی بیهمتا همراه میشود و آزمون سوّم که عینیترین صورت ظهور است در همان نقطۀ آزمون اوّل و دوّم در حدود 1400 سال قبل میآغازد. ابراهیمی بنیانگذار، امّا این بار ابراهیمترینِ سلسلۀ پاکان که تجلّیِ غیبِ هویّت است، در یکتاترین امکانِ صمدیِّ خود، در سرزمینِ حجاز عهدی را تجدید میکند که بوسههایش نفسِ واحدۀ آینۀ تمامنمایِ حق را آمادۀ بزرگترین قربانیِ تسبیحگویان مینماید. تقدیس قدّسیان، قدّیسِ سالکانِ سلسلۀ تسلیم را برای حجیّتِ تسبیح آسمانیان و زمینیان به مسلخ حق دعوت میکند و صورِ اسرافیل، سجدۀ عزرائیل، رکوع میکائیل و قنوت جبرائیل را به نظاره مینشیند. با پیوند خون و آسمان، کشیدنِ قال و مقالِ عالَم برای نخستین انسانِ ملول از نَفَس فریشتگان، هموار میشود و پایههای سازۀ ساختمانِ سلیمانِ سرنوشت، سخاوتمندانه سخت میگردد.
این قافله حال باید منتظر بماند تا یوسفی صدّیق بر سازههای کاخی وارد شود که نیازمند اصلاح است و از پسِ این مسیر سلیمانی خواهد آمد که این بار قلمرو حاکمیّتِ ماورائیَش ماندگار خواهد بود و چشمها را به وادیِ حیرتِ سُکرِ بعد از بقایِ مصلحان خواهد رساند. آریگویان به این تسلسلِ غیرباطل، بطلانِ باطلان را با آمدن حق لبیّک خواهند گفت و ایمان خود را در حرکت به سوی قلّههای اصلاح، آبدیده خواهند کرد و معنایِ جِبالِ راسخ را در قاموسِ دَهر حکّاکی و دیوارنگاری خواهند نمود.
یوسفِ این سلسله در سال یکهزار و سیصد و پنجاه و هفت، پای در سرزمینی نهاد، که زمین و آسمانش به یکدیگر بوسه دادند و مِسِ ظاهرش را با کیمیایِ باطن آن آمیختند و آلیاژِ این آمیزش را با دستهایِ ذوالقَرنَین به دیوارۀ غارهایِ نفوذِ یأجوج و مأجوجِ زمانه آغشتند و در گوشهای منتظرِ آمدنِ سلیمانِ سلیمانهایِ سپهرِ سینۀ ساییدهشدۀ یاسِ صورِ سکوت، نیمخیز برپا نشستهاند.
https://ble.ir/esmaeil851
۲۰:۴۱
بازارسال شده از اسماعیل سخن بگو
سه. رؤیای ما در طرحِ فهرستنگاریِ تفصیلی کتابها، اصلاح یکی از اضلاع کاخ طاغوتیان است. این اصلاح یک بخش مکانیکی دارد که تقلید کردن از آن کار حمّالانِ روزمُزد خواهد بود، تقلیدی میمونوار که شاید از عهدۀ مدیران گشنۀ زمان ما برآید، و برای دادن آمار جهت پُر کردن شکم زن و فرزند از اموال عمومی کفایت کند، ولی هیچ ثمرهای نخواهد داشت.
آنچه این رؤیا را محقق خواهد ساخت، نگاهِ نافذِ رؤیاخوانانِ روزگار ماست که در عسرتی طولانی ساکن هستند و بنابر این خوانش، افقی روشن خواهد شد و کنشی صورت خواهد پذیرفت و حرکتی شرارهوار شروع خواهد گشت. مقدمه و زمینۀ این خوانش که کیمیایی کمنظیر است، با نمایان ساختنِ مسِ ظاهر، بسترسازی خواهد شد و دیدههای بسیاری را برای دیدنش فرا خواهد خواند تا از این رهگذر به شهرتی در شهرهای وقتی معلوم برسد و بوی پیراهن این شهرت، دیدگانِ پیرِ کنعان را بینایی بخشد و انفاس سبّوحیِ قدسیان را به ارمغان آورد.
از همین روی و برای نمایش الف از الفبای این زبانِ سازگار با عالَمی دیگر، در ادامه فهرست دو کتاب تقدیم دوستان خواهد شد، تا باب تأمّل و خوانش شروع شود. چرا دو کتاب؟ مگر نیاز به سه زبان نبود؟ آهستهآهسته باید نفس کشید در این سنگستانِ تحجّرِ چشمهای فتنۀ زمانۀ سوّم، پس اگر آریگو هستی، بساز با نفسهای آهستهآهستۀ سطوری که ساییده خواهد شد بر سفیدیِّ این سوزِ سرمایِ زمستانِ سنگصفتانِ صورتانسان.
https://ble.ir/esmaeil851
آنچه این رؤیا را محقق خواهد ساخت، نگاهِ نافذِ رؤیاخوانانِ روزگار ماست که در عسرتی طولانی ساکن هستند و بنابر این خوانش، افقی روشن خواهد شد و کنشی صورت خواهد پذیرفت و حرکتی شرارهوار شروع خواهد گشت. مقدمه و زمینۀ این خوانش که کیمیایی کمنظیر است، با نمایان ساختنِ مسِ ظاهر، بسترسازی خواهد شد و دیدههای بسیاری را برای دیدنش فرا خواهد خواند تا از این رهگذر به شهرتی در شهرهای وقتی معلوم برسد و بوی پیراهن این شهرت، دیدگانِ پیرِ کنعان را بینایی بخشد و انفاس سبّوحیِ قدسیان را به ارمغان آورد.
از همین روی و برای نمایش الف از الفبای این زبانِ سازگار با عالَمی دیگر، در ادامه فهرست دو کتاب تقدیم دوستان خواهد شد، تا باب تأمّل و خوانش شروع شود. چرا دو کتاب؟ مگر نیاز به سه زبان نبود؟ آهستهآهسته باید نفس کشید در این سنگستانِ تحجّرِ چشمهای فتنۀ زمانۀ سوّم، پس اگر آریگو هستی، بساز با نفسهای آهستهآهستۀ سطوری که ساییده خواهد شد بر سفیدیِّ این سوزِ سرمایِ زمستانِ سنگصفتانِ صورتانسان.
https://ble.ir/esmaeil851
۲۰:۴۱
بازارسال شده از اسماعیل سخن بگو
چهار.4/1: فهرست کتاب «خطابه» از ارسطو با ترجمۀ اسماعیل سعادت، نشر هرمس، چاپ اوّل، 1392:
یادداشت مترجممقدمهزندگی و آثار ارسطوخطابه پیش از ارسطونظر ارسطو دربارۀ خطابه
کتاب اول
فصل 1خطابه و جدلنقص رسالههای قدیم فنّ خطابهفایدۀ خطابهفصل 2تعریف یا تعریف مجدّد خطابهوسایل اقناعی فنّی و غیرفنّیاستنتاج(قیاس خطابی) و استقراء(مثال)مثالقیاس خطابیمنابع قیاسهای جدلی و قیاسهای خطابیفصل 3انواع سه گانۀ خطابه، شورایی، قضایی، رسمیمقدّمات ضروری در سه نوع خطابهفصل 4گفتار شورایی: موضوعات شور، حدود فنّ خطابهموضوعات شورفصل 5موضوع خطابۀ شورایی: نیکبختیتعریفهای پذیرفته شدۀ نیکبختیاجزاء نیکبختیفصل 6غایات مورد نظر خطیبخیر و فایدهفصل 7بیشتر و کمتر و تطبیق آنها بر خیر و فایده در خطابۀ شوراییتعریفهاتطبیقهافصل 8ضرورت شناخت حکومتها در اقناع شوراییحکومتهای چهارگانه، تعریف آنها و غایتهای آنهافصل 9فضیلت و رذیلت، زیبا و زشت، مواضع گفتار رسمیتعریف زیبا، زیبایی و فضیلتچگونه باید ستایش یا نکوهش کردفصل 10مقدمات قیاسهای خطابیتعریف ستم و علّتهای آنتحلیل هفت انگیزه یا علّت ارتکاب ستمفصل 11تعریف لذّتچیزهای لذّتآورفصل 12حالت روحی ستمکارانکسانی که به آنها ستم روا داشته میشودمردم چه ستمهایی مرتکب میشوندفصل 13طبقهبندی افعال درست و نادرستدو نوع قانونستم به جامعه یا افرادتعریف مجدّد ستم، ستم به افرادستم به قانونفصل 14درجات ستمفصل 15پنج وسیلۀ اقناعی غیرفنّیقوانینشاهدانقراردادهاشهادتهایی که با شکنجه گرفته میشودسوگندها
کتاب دوّم
فصل 1خلاصۀ کتاب اوّلاهمیّت شهرت خطیب و حالات روحی شنوندهآنچه خطیبان را درخور اعتماد میکندانفعالات نفسانی: تعریف خطابی، روش تحلیلفصل 2خشم: تعریفسه نوع تحقیرحالات روحی کسانی که به خشم میآیندبر چه کسانی خشم گرفته میشود و چرافصل 3تعریف آرامشکسانی که در برابر آنها آرام میگیریمحالات روحی حاکم بر آرامشفصل 4تعریف دوستیچه کسانی را دوست میداریمانواع و عوامل دوستیدشمنی و نفرتنتیجهفصل 5تعریف ترس و علل آنمردم از چه کسانی میترسندحالات روحی کسی که میترسدتعریف اطمینان و آنچه آن را پدید میآوردحالات روحی اطمینانآورفصل 6تعریف شرم و بیشرمیدر برابر چه کسانی احساس شرم میکنیمحالات روحی کسانی که احساس شرم میکنندفصل 7نیکی و تعریف آننیکی چه نیازهایی را برمیآوردچگونه میتوان نشان داد که کسی نیکوکار نیستفصل 8ترحّم و تعریف آنحالات روحی کسانی که گرایش به ترحّم دارندچه چیزهایی ترحّمانگیز استچه کسانی ترحّمانگیزندفصل 9رابطۀ غضب با ترحّم و حسدانفعالات مرتبط با همبر چه کسانی غضب میکنیم و به چه علّتهاییحالات روحی کسانی که به غضب میآیندفصل 10حسد و تعریف آنحالات روحی کسانی که حسد میبرندبر چه چیزهایی حسد میبرند و بر چه کسانیفصل 11تعریف رقابت، رقابت و حسدچه کسانی رقابت میورزندموضوعات رقابتکسانی که رقابتانگیزندموضوعات تحقیرفصل 12خصایص اخلاقیخصیصۀ اخلاقی جوانانفصل 13خصیصۀ اخلاقی پیراننتیجهگیریفصل 14خصیصۀ اخلاقی پختگانفصل 15خصایص اخلاقی ناشی از اتّفاق: بزرگتباریفصل 16خصایص اخلاقی ناشی از اتّفاق: ثروتفصل 17خصایص اخلاقی ناشی از اتّفاق: قدرتخصایص اخلاقی ناشی از اتّفاق: بخت مساعدنتیجۀ فصول دوازدهم تا هفدهمفصل 18دلایل مشترک همۀ انواع گفتارفصل 19براهین مشترک میان همۀ انواع خطابهممکن و غیرممکنگذشته، آیندهبزرگ و کوچکفصل 20مثالفصل 21اندرزانواع اندرزشرایط به کار بردن اندرزفایدۀ اندرزفصل 22ملاحظات کلّی دربارۀ قیاسهای خطابیقیاس خطابی و قیاس منطقیموادّ قیاس خطابیفصل 23مواضع قیاسهای خطابیفصل 24مواضع قیاسهای خطابی ظاهری یا کاذبفصل 25ابطال قیاسهای خطابیانواع مختلف اعتراضهاانواع مختلف قیاسهای خطابی و ابطال آنهافصل 26بزرگنمایی و کوچکنمایی مواضع قیاس خطابی نیستقیاسهای خطابی ابطالی نوع جداگانهای از قیاس خطابی نیستاعتراض قیاس خطابی نیستگذار به کتاب سوم
کتاب سوّم
فصل 1گذار به مسئلۀ سبکفصل 2فضیلت سبک، انتخاب کلمات مناسب گفتار خطابیفصل 3سردی بیانفصل 4تشبیهفصل 5درستی زبانفصل 6اطناب و ایجاز سبکفصل 7مناسبتفصل 8آهنگ نثرفصل 9سبک دورهایفصل 10ظرافت بیانفصل 11ظرافتهای بیان(دنباله)فصل 12سبک گفتاری و سبک نوشتاریسبک مناسب برای انواع سه گانۀ خطابهفصل 13اجزاء گفتارفصل 14مقدّمهمقدّمههای گفتارهای رسمیمقدّمههای گفتارهای قضاییمقدّمههای گفتارهای شوراییفصل 15اتّهام، دفاعحملهفصل 16روایت، روایت در گفتار رسمیروایت قضاییروایت گفتار شوراییفصل 17اقامۀ برهاناقامۀ برهان در انواع سه گانۀ گفتارفصل 18پرسش از خصمچگونه باید پاسخ دادمزاحفصل 19سخن پایانیواژهنامهنمایه
یادداشت مترجممقدمهزندگی و آثار ارسطوخطابه پیش از ارسطونظر ارسطو دربارۀ خطابه
کتاب اول
فصل 1خطابه و جدلنقص رسالههای قدیم فنّ خطابهفایدۀ خطابهفصل 2تعریف یا تعریف مجدّد خطابهوسایل اقناعی فنّی و غیرفنّیاستنتاج(قیاس خطابی) و استقراء(مثال)مثالقیاس خطابیمنابع قیاسهای جدلی و قیاسهای خطابیفصل 3انواع سه گانۀ خطابه، شورایی، قضایی، رسمیمقدّمات ضروری در سه نوع خطابهفصل 4گفتار شورایی: موضوعات شور، حدود فنّ خطابهموضوعات شورفصل 5موضوع خطابۀ شورایی: نیکبختیتعریفهای پذیرفته شدۀ نیکبختیاجزاء نیکبختیفصل 6غایات مورد نظر خطیبخیر و فایدهفصل 7بیشتر و کمتر و تطبیق آنها بر خیر و فایده در خطابۀ شوراییتعریفهاتطبیقهافصل 8ضرورت شناخت حکومتها در اقناع شوراییحکومتهای چهارگانه، تعریف آنها و غایتهای آنهافصل 9فضیلت و رذیلت، زیبا و زشت، مواضع گفتار رسمیتعریف زیبا، زیبایی و فضیلتچگونه باید ستایش یا نکوهش کردفصل 10مقدمات قیاسهای خطابیتعریف ستم و علّتهای آنتحلیل هفت انگیزه یا علّت ارتکاب ستمفصل 11تعریف لذّتچیزهای لذّتآورفصل 12حالت روحی ستمکارانکسانی که به آنها ستم روا داشته میشودمردم چه ستمهایی مرتکب میشوندفصل 13طبقهبندی افعال درست و نادرستدو نوع قانونستم به جامعه یا افرادتعریف مجدّد ستم، ستم به افرادستم به قانونفصل 14درجات ستمفصل 15پنج وسیلۀ اقناعی غیرفنّیقوانینشاهدانقراردادهاشهادتهایی که با شکنجه گرفته میشودسوگندها
کتاب دوّم
فصل 1خلاصۀ کتاب اوّلاهمیّت شهرت خطیب و حالات روحی شنوندهآنچه خطیبان را درخور اعتماد میکندانفعالات نفسانی: تعریف خطابی، روش تحلیلفصل 2خشم: تعریفسه نوع تحقیرحالات روحی کسانی که به خشم میآیندبر چه کسانی خشم گرفته میشود و چرافصل 3تعریف آرامشکسانی که در برابر آنها آرام میگیریمحالات روحی حاکم بر آرامشفصل 4تعریف دوستیچه کسانی را دوست میداریمانواع و عوامل دوستیدشمنی و نفرتنتیجهفصل 5تعریف ترس و علل آنمردم از چه کسانی میترسندحالات روحی کسی که میترسدتعریف اطمینان و آنچه آن را پدید میآوردحالات روحی اطمینانآورفصل 6تعریف شرم و بیشرمیدر برابر چه کسانی احساس شرم میکنیمحالات روحی کسانی که احساس شرم میکنندفصل 7نیکی و تعریف آننیکی چه نیازهایی را برمیآوردچگونه میتوان نشان داد که کسی نیکوکار نیستفصل 8ترحّم و تعریف آنحالات روحی کسانی که گرایش به ترحّم دارندچه چیزهایی ترحّمانگیز استچه کسانی ترحّمانگیزندفصل 9رابطۀ غضب با ترحّم و حسدانفعالات مرتبط با همبر چه کسانی غضب میکنیم و به چه علّتهاییحالات روحی کسانی که به غضب میآیندفصل 10حسد و تعریف آنحالات روحی کسانی که حسد میبرندبر چه چیزهایی حسد میبرند و بر چه کسانیفصل 11تعریف رقابت، رقابت و حسدچه کسانی رقابت میورزندموضوعات رقابتکسانی که رقابتانگیزندموضوعات تحقیرفصل 12خصایص اخلاقیخصیصۀ اخلاقی جوانانفصل 13خصیصۀ اخلاقی پیراننتیجهگیریفصل 14خصیصۀ اخلاقی پختگانفصل 15خصایص اخلاقی ناشی از اتّفاق: بزرگتباریفصل 16خصایص اخلاقی ناشی از اتّفاق: ثروتفصل 17خصایص اخلاقی ناشی از اتّفاق: قدرتخصایص اخلاقی ناشی از اتّفاق: بخت مساعدنتیجۀ فصول دوازدهم تا هفدهمفصل 18دلایل مشترک همۀ انواع گفتارفصل 19براهین مشترک میان همۀ انواع خطابهممکن و غیرممکنگذشته، آیندهبزرگ و کوچکفصل 20مثالفصل 21اندرزانواع اندرزشرایط به کار بردن اندرزفایدۀ اندرزفصل 22ملاحظات کلّی دربارۀ قیاسهای خطابیقیاس خطابی و قیاس منطقیموادّ قیاس خطابیفصل 23مواضع قیاسهای خطابیفصل 24مواضع قیاسهای خطابی ظاهری یا کاذبفصل 25ابطال قیاسهای خطابیانواع مختلف اعتراضهاانواع مختلف قیاسهای خطابی و ابطال آنهافصل 26بزرگنمایی و کوچکنمایی مواضع قیاس خطابی نیستقیاسهای خطابی ابطالی نوع جداگانهای از قیاس خطابی نیستاعتراض قیاس خطابی نیستگذار به کتاب سوم
کتاب سوّم
فصل 1گذار به مسئلۀ سبکفصل 2فضیلت سبک، انتخاب کلمات مناسب گفتار خطابیفصل 3سردی بیانفصل 4تشبیهفصل 5درستی زبانفصل 6اطناب و ایجاز سبکفصل 7مناسبتفصل 8آهنگ نثرفصل 9سبک دورهایفصل 10ظرافت بیانفصل 11ظرافتهای بیان(دنباله)فصل 12سبک گفتاری و سبک نوشتاریسبک مناسب برای انواع سه گانۀ خطابهفصل 13اجزاء گفتارفصل 14مقدّمهمقدّمههای گفتارهای رسمیمقدّمههای گفتارهای قضاییمقدّمههای گفتارهای شوراییفصل 15اتّهام، دفاعحملهفصل 16روایت، روایت در گفتار رسمیروایت قضاییروایت گفتار شوراییفصل 17اقامۀ برهاناقامۀ برهان در انواع سه گانۀ گفتارفصل 18پرسش از خصمچگونه باید پاسخ دادمزاحفصل 19سخن پایانیواژهنامهنمایه
۲۰:۴۱
بازارسال شده از اسماعیل سخن بگو
4/2: فهرست کتاب «بوطیقای ارسطو؛ ترجمۀ متن همراه با کنکاشی در تئوری بوطیقا»، ترجمه سعید هنرمند، نشر چشمه، چاپ اول در پاییز 1398:پیشسخنبوطیقا در گذر تاریخ و تئوریهای مختلف1.در جستجوی فهم نارساییها2.تاریخ خوانش و بازخوانشهای بوطیقا3.تفاوت میان بوطیقا و رِتوریک4.اهمیّت بوطیقا و دلیل ترجمۀ آن5.چگونه ارسطو تئوری بوطیقا را سامان میدهد6.تبارشناسی کلیدواژههای ارسطو در ترجمههای فارسیبوطیقا1.تعریف شعر2.گونههای مختلف شعر3.گونههای تقلید4.دو علّت پیدایش شعر5.نقش تقلید در سه ژانر کمدی، تراژدی و حماسه6.عنصرهای سازندۀ تراژدی7.ساختار واقعهها8.وحدت کنش9.تفاوت شعر و تاریخ و نزدیکی آن به فلسفه10.انواع پیساخت11.چرخش و بازشناخت12.اجرای تراژدی13.ویژگیهای پیساخت14.نقش پیساخت در برانگیختن احساسات و تأثیرگذاری15.شخصیتپردازی16.گونههای یازشناخت17.شیوههای ساختن تراژدی18.گرهافکنی و گرهگشایی19.سبک بیان و اندیشه20.بخشهای زبان و نقش آنها در سبک21.گونههای مختلف واژه22.سبک بیان23.وحدت عمل در حماسه24.ویژگیهای حماسه25.سخنی با منتقدان26.برتری تراژدی بر حماسه
گفتمان بوطیقا و جایگاه آن در اندیشههای ارسطو1.درآمد2.ریشههای ادبیات3.طبیعت شعر4.تئوری ژانرها5.تراژدی6.ژانرهای دیگر7.نقد8.میراث ارسطوکتابشناسی نمایه
https://ble.ir/esmaeil851
گفتمان بوطیقا و جایگاه آن در اندیشههای ارسطو1.درآمد2.ریشههای ادبیات3.طبیعت شعر4.تئوری ژانرها5.تراژدی6.ژانرهای دیگر7.نقد8.میراث ارسطوکتابشناسی نمایه
https://ble.ir/esmaeil851
۲۰:۴۱
فهرست نویسی از سنّتهای قدیمی است که غیر از گزارش کتاب و خلاصۀ کتاب و مرور کتاب و ... است.
فهرست نویسی به معنای این است که مطالب کتاب بصورت فصلبندی و بخشهای اصلی تنظیم شود.
این کار شاید برای برخی مبتدیان در عرصۀ علم و پژوهش یا کتاب کاری بیفایده و غیرضروری به نظر برسد، ولی از نظر کارشناسان و اساتید و بالاخص پژوهشگران کاری ضروری و فایدهمند است. حداقل فایده این کار این است که متوجه میشویم چه مطالبی در هر کتاب بیان شده است، فارغ از اینکه این مطالب دارای چه عمق یا محتوایی باشد.
اساتید و کارشناسان خبره از این کار خوشههای دیگری نیز میچینند و گاهی با دیدن فهرست یک کتاب میتوانند ساعت یا ساعاتی را پیاپی برای شما از ساختار و محتوای احتمالی و کتابهای مرتبط، سخن بگویند.
کسانی که میخواهند در مسیر علم و پژوهش و کتاب قدم بردارند، بد نیست از هم اکنون تمرین کنند تا ببینند بعد از دیدن فهرست یک کتاب چه چیزی دستگیرشان میشود و از این اطلاع حداقلی تا چه اندازه میتوانند به محتوای کتاب پی ببرند.
نکته قابل ملاحظه این است که دو دسته کتاب هستند که فهرست نویسان ناچارند وقت مناسب و ساز و کار راهبردی را برای فهرست نویسی آنها در نظر گیرند. ابتدا کتبی که به هر دلیل دارای فهرست نیستند، در اینجا فهرست نویس باید وقت مناسبی را برای تهیۀ فهرست این کتب صرف کنند، البته این مشکله در مورد کتبی که فهرست دارند، ولی فهرست مناسبی نیست.
کتبی که نیازمند ساز و کار راهبردی برای فهرست نویسی هستند، کتب داستانی هستند. این کتب چگونه باید فهرست نویسی شوند؟
سعی ما این است که از امروز به مرور بتوانیم هر هفته فهرست نویسی چند کتاب را در اینجا برای شما ارائه کنیم. امیدواریم این کار کوچک و در ابتدا پراکنده بعد از رسیدن به یک مرحلۀ بالاتر امکان امتدادگیری طرح فهرست نویسی را پیدا کند و بتوانیم به علاقمندان کتاب نشان دهیم چگونه با کنار هم قرار دادن این فهرستها میتوان لذّتهای بیشتری تولید کرد.
به امید آن روز.
#برای_کتاب#فهرست_نویسی
http://ble.ir/baraye_ketabhttps://t.m/baraye_ketabeitaa.com/baraye_ketaab
۱۶:۰۴
این کتاب شامل یک دیباچه، پنج بخش و دوازده مقاله است. فهرست کتاب:
#برای_کتاب#فهرست_نویسی#رضا_شاه_و_شکل_گیری_ایران_نوین#استفانی_کرونین#نشر_جامیhttp://ble.ir/baraye_ketabhttps://t.m/baraye_ketabeitaa.com/baraye_ketaab
۱۶:۱۲
از انقلاب 57 ایران بیش از چهار دهه میگذرد. در این دوران تغییرات بسیاری در ساختار و بازیگران سیاسی کشور رخ داده و حوزۀ رفاه و سیاستگذاری اجتماعی نیز از این تغییرات برکنار نبوده است؛ در این سالها رویکرد سیاستگذاری از چپگرایی تا راستگرایی در نوسان بوده است. با این میزان تنوع و تکثر یا تشتّت و پریشانی، آیا همچنان میتوان از منطق حاکم بر میدان سیاستگذاری اجتماعی و شکلگیری این سیاستها سخن گفت؟
نویسنده در «نظام نااجتماعی» بر این باور است که چنین منطقی وجود دارد و میکوشد با مطالعهای تاریخی، برساختی از هندسۀ میدان سیاستگذاری اجتماعی ایران پساانقلاب ارائه دهد و منطق صورتبندی سیاستهای اجتماعی این دوران را تحلیل کند. در کتاب حاضر، به پرسشهای متعددی در تشریح معماری میدان پاسخ داده شده است: بازیگران فعال در مناسبات قدرت چه کسانیاند؟ چه تشکلهایی در حمایت از منافع خود موفقتر عمل کردهاند؟ و چه نیروهایی در صورتبندی سیاستها یا ممانعت از آنها تأثیر داشتهاند؟ کوتاه آن که، نظام نااجتماعی کوششی است اکتشافی برای ترسیم نقشه ابتدایی میدان سیاستگذاری اجتماعی در ایران پساانقلاب.
چاپ اول این کتاب برای سال 1399 و با قیمت 38 هزار تومان و در 258 صفحه از طرف نشر نی است.
اشاره: هر جایی که یکی از زیرفصلها خودش دارای زیرشاخه بوده است، با عبارت «شامل .... مورد» مشخص شده است.
فهرست کتاب:
تشکر و قدردانیپیشگفتار
مقدمهچارچوب نظریروششناسیسیاستگذاری اجتماعی چیست؟کنکاشی برای تدقیق مفهوم سیاستگذاری اجتماعیمبنای حساسیّت در نظام سیاستگذاری اجتماعی
مقدمهمعماری میدان سیاستگذاری اجتماعی – شامل 4 مورد:جریان سیاستگذاری اجتماعینبردگاههای میدان سیاستگذارینبردگاه اصلی میدانرقابت میان نبردگاههانسبت مسئله و صورتبندی سیاستهای اجتماعی – شامل 3 مورد:مسائل اجتماعی و نارساییهای نظریتفکیک مسئله اجتماعی و مسئله سیاستگذاری اجتماعیصورتبندی سیاستهای اجتماعی
مقدمهسیاست تعدیل یارانههانخستین اقدام از آغاز انقلابشبیهترین سیاست به سیاست هدفمندی دهۀ 1380گامهای نخست نمایندگان مجلس اوّلمجلس دومدولت موسوی و تعدیل یارانهها – شامل 1 مورد:تعدیل ساختاری و خطای گسستانگاری در اقتصاد سیاسی پساانقلابدولت هاشمی – شامل 2 مورد:فرارسیدن روزهای سخت هاشمی در سیاست تعدیل یارانهها عقبنشینی دولت هاشمیدولت خاتمیمجلس ششم – شامل 1 مورد:لایحۀ ساختار نظام جامع تأمین اجتماعیمجلس هفتم و دولت نهمخیز بزرگ دولت نهم به سوی هدفمندی یارانهها – شامل 1 مورد:لایحۀ موعودمجلس نهمدولت یازدهم – شامل 1 مورد:اجرای مرحلۀ دوم هدفمندی یارانهها و پایان ماجراقواعد بازی در میدان سیاستگذاری اجتماعی – شامل 2 مورد:قاعدۀ اصلی حاکم و میدانسایر قواعد بازی در میدان سیاستگذاری اجتماعی
مقدمهدوران پیشاانقلابدوران پساانقلاب – شامل 5 مورد:دوران نخست پساانقلابدورۀ دوم پساانقلابدورۀ سوم پساانقلابدورۀ چهارم پساانقلاب؛ بازگشت به نوستالژی انقلابدورۀ پنجم پساانقلاب؛ دوران بازیابی نهادیفراز و فرود مستضعفان
مقدمهنهادهای سیاستگذاری اجتماعینیروهای وارد بر مجلسنهادهای خدماتیبوروکراتهای سطح خیاباندریافتکنندگان خدماتکنشگران و نهادهای خدماتی قدرتمند؛ بازتاب قانون بودجهنهادهای تولید و انتقال دانش(دانشگاه و رسانه) – شامل 3 مورد:مهمترین حلقههای تولید دانش سیاستگذاری در ایرانبازیگران منطقهایموازنۀ قوا و صورتبندی و اجرای سیاست در سطح منطقهایشورای گفتوگونهادهای صنفی – شامل 2 مورد:نهاد روحانیّتتشکلهای صنفی
مقدمهصورتبندی میدان سیاستگذاری اجتماعی ایران – شامل 5 مورد:عمده نیروهای مؤثر در میدانتطوّر تاریخی محورهای میدانمیدان سیاستگذاری چپگرایانه یا راستگرایانه؟کنشگری فعالانه راستگرایان و مسئلهای که لزوماً «مهمترین» نبودگزینشگری در اصول راستگرایی«نظام ترمیم نااجتماعی»؛ تفرّد تاریخی میدان سیاستگذاری اجتماعی در ایران – شامل 1 مورد:گزارههای تکمیلی دربارۀ نظام سیاستگذاری اجتماعی ایران
#برای_کتاب#فهرست_نویسی#نظام_نااجتماعی
http://ble.ir/baraye_ketabhttps://t.m/baraye_ketabeitaa.com/baraye_ketaab
۱۶:۱۸
مقدمهجهتگیری کلی نظام سیاستگذاریتطوّر محورهای گفتمانی و تمایزیابی در آیندۀ نزدیکتغییر معدود در جایگاه بازیگران اصلیتوصیههای سیاستی – شامل 5 مورد:توصیههای بنیادینسیاستزدایی از عرصۀ اجتماعیمحافظت در برابر کاهش خدمات عمومیتوصیههای اصلاحیتوصیههای پژوهشی
منابع
#برای_کتاب#فهرست_نویسی#نظام_نااجتماعی
http://ble.ir/baraye_ketabhttps://t.m/baraye_ketabeitaa.com/baraye_ketaab
۱۶:۱۹
بازارسال شده از
(Explorations in Ancient Near Eastern Civilizations 5) Heath D. Dewrell - Child Sacrifice in Ancient Israel-Eisenbrauns (2017).pdf
۲.۲۸ مگابایت
کتابی راجع به سنت یهود در کشتن کودکان به قلم استاد دانشگاه جان هاپکینز. انتشار: سال ۲۰۱۷برای علاقهمندان این حوزه معرفی کردم. کسی مایل بود میتونه مطالعه یا ترجمه کنه.
@question_the_unquestioned
@question_the_unquestioned
۲:۴۰
این روزها، مثل هر روز از سیزدهم دی ماه سال ۱۳۹۸ خورشیدی، آرزوی مرگ را از باری تعالی خواستارم.
همه ما خسته شدهایم، جز مرد یکتای زمانه. البته کودکانی هستند که احتمالا پس از خواندن این عبارت، خواهند گفت:نه، تو خستهای، ما نیستیم و داریم مبارزه میکنیم و ...
جوابشان سکوت است، قاعدتاً.در این روزهای سخت، روزی حداقل ۱۰۰ صفحه مطالعه را تکرار کردم. دو سه باری خیز بلند برداشتم تا رکورد خودم، یعنی ۵۴۰ صفحه را بزنم که نشد. ضعیف شدهام و پس از یک سال و اندی، نتوانستم این رکورد را جابجا کنم.
تنها چیزی که در طول این حدود شش سال ما را نگهداشته است، #بارقهها هستند. روزنههای افقگشا.
امشب و پس از نماز مغرب، آمدم صد تا صلوات روزانه شهدای خانوادگی را بفرستم، که متوجه شدم، کسی که نوبتش برای انتخاب بوده، هنوز شهید امروز را معرفی نکرده است. بلند شدم و سیاهه کارهای روزانه را نگاه انداختم، دیدم دو روز است میخواهم #جان_شیفته از #رومن_رولان را، همراه با #غرور_و_تعصب از #لیدی_آستین را مرور کنم. بهترین فرصت بود، چون لپتاپ هم از میانه نیمه دوم دی ماه خراب شده و اسباب بزم کتابخوانی بیش از پیش مهیاست.
برداشتم و حدود یک ساعت و نیم ورق زدم و ورق زدم و ورق زدم و رفتم به سالهای دور، شاید ۱۵ سال پیش.
این صفحه، سوغات این یک ساعت و نیم گردش و سفر در کتابخانه اتاق کارم است.
صلح، نبودن جنگ نیست،فضیلتی است که از نیرومندی جان میزاید.در برابر زور، زوری زورمندتر، نه ناتوانی، نه ترک و تسلیم!
#کتاب_خواندن#جنگ#صلح#ایران_قوی
http://ble.ir/baraye_ketab
۲۱:۰۷
بازارسال شده از انجمن فرهنگی، هنری و ادبی سلمان
دوّمین نشست از سلسله نشستهای فصلی انجمن سلمان برگزار میشود.
در این نشست به بررسی و تحلیل اثری خاص در تحلیل رویداد انقلاب اسلامی خواهیم پرداخت.
این نشست، سیامین جلسه از سلسله جلسات انجمن سلمان است. در کنار هم و با حضور:دکتر سعید طاوسیدکتر سعید امیناییدکتر آخوندی و مشتاقان ادبیات و فرهنگ، به کاوش در متن «زمانی میان زمانها: امام، شیعه و ایران» از لیلی عشقی خواهیم نشست.
برای عضویت و اطلاعات بیشتر به نشانیهای زیر پیام دهید:
@mr9014@anjomansalman
#انجمن_سلمان#جلسه_سی#نشست_دوم#زمانی_میان_زمانها#امام_شیعه_ایران#لیلی_عشقی#خوانش_متن#کنشگری_بر_مبنای_خوانش_متن
https://ble.ir/salmaan851
۱۲:۱۴