بازارسال شده از مرکز تحلیل راهبردی و بینالملل (آیساسنتر)
مذاکره با آمریکا بنبست محض است
تجربه برجام و تکرار آن در مذاکرات عمان، گفتوگوهای پیش از جنگ رمضان و مذاکرات پساجنگ در پاکستان، بهروشنی نشان میدهد که مسیر تعامل با آمریکا بهطور ساختاری به بنبست منتهی میشود. در همه این موارد، تمرکز بیشازحد بر مذاکره نهتنها به رفع پایدار تحریمها و تأمین منافع ملی منجر نشد، بلکه با ایجاد حالت انتظار و تعلیق، ظرفیتهای داخلی و ابتکارات راهبردی کشور را تضعیف کرد.
همزمان، طرف آمریکایی با حفظ فشارها و حتی اقدام نظامی، نشان داد که اساساً ارادهای برای اعطای امتیاز واقعی ندارد. جنگ رمضان این واقعیت را عریانتر کرد و ثابت نمود که مذاکره میتواند به ابزاری برای خرید زمان و تشدید تهدید تبدیل شود. در این چارچوب، وضعیت پس از جنگ یک نقطه عطف راهبردی است؛ فرصتی برای رهایی از معطلی با آمریکا و حرکت بهسوی توسعه روابط متوازن با بازیگران مستقل، تقویت بنیانهای درونی اقتصاد و پیگیری مسیرهای همکاری بینالمللی بدون وابستگی به اراده خصمانه واشنگتن.
برای مطالعهی کامل گزارش لطفا به سایت آیساسنتر مراجعه فرمایید:https://isacenter.ir/2140501241345/
محمدمهدی عمادی مقدم - کارشناس روابط بینالملل
آیساسنتر در وب | تلگرام | بله | توئیتر | لینکدین | یوتیوب | شنوتو | کستباکس | اینستاگرام | ایتا
۱۰:۳۲
روزنامه فایننشیال تایمز:
چرا زمان به نفع ایران است؟
محاصره دریایی ترامپ علیه ایران، احتمالاً نتیجه معکوس خواهد داشت. هرچه مدت بسته بودن تنگه هرمز طولانیتر شود، فشار اقتصادی و سیاسی بر آمریکا و متحدانش بیشتر خواهد شد. بستن تنگه هرمز توسط ایران باعث جهش شدید قیمت انرژی در سطح جهانی شده اما محاصره آمریکایی حالا سبب میشود قیمت نفت و گاز حتی بیشتر از قبل افزایش یابد.
ترامپ امیدوار است که فشار اقتصادی ناشی از محاصره، جمهوری اسلامی را وادار به عقبنشینی کند. اما ایران دارای ذخیره درآمد ناشی از #فروش_اخیر_نفت با قیمتهای بالا است و میتواند از طریق #صادرات_گاز با خط لوله، درآمد قابل توجهی کسب کند.
حقیقت این است که اگر این گزینهها خوب یا عملی بودند، قبلاً امتحان شده بودند. حتی اگر آمریکا موفق شود چند ناو جنگی را از تنگه عبور دهد، این امر ایمنی کشتیهای تجاری را تضمین نخواهد کرد. ایران نیازی ندارد هر نفتکش را غرق یا مسدود کند. فقط چند حمله با پهپاد یا قایق تندرو کافی است تا تردد نفتکشها تقریباً غیرقابل بیمه شود.
برای #مذاکره جهت پایان دادن به جنگ و بحران انرژی ناشی از آن، به چشمانداز استراتژیک، صبر، توانایی درک بدهبستانها و ساخت ائتلافها نیاز است. همه این ویژگیها چیزی هستند که ترامپ فاقد آنهاست.
لینک منبع اصلی در روزنامه فایننشیال تایمز
https://www.ft.com/content/2f1cbc7d-eeab-40e4-b940-61bf8b1e7959
کانال به سمت روشنی
@Mahdi_Emadi_313
لینک منبع اصلی در روزنامه فایننشیال تایمز
۱۴:۵۴
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
روزنامه وال استریت ژورنال:
عربستان سعودی در حال فشار بر ایالات متحده برای لغو محاصره هرمز است.
عربستان سعودی از آمریکا میخواهد که محاصره هرمز را لغو کند، زیرا نگران است که اقدام ترامپ برای بستن آن، منجر به تشدید تنشها توسط ایران و اختلال در سایر مسیرهای مهم کشتیرانی شود.
این محاصره با هدف افزایش فشار بر اقتصاد ایران طراحی شده است اما عربستان نگران است که در واکنش به آن، تنگه بابالمندب نیز توسط جبهه مقاومت بسته شود.
اگر ایران بخواهد بابالمندب را ببندد، حوثیها شریک بدیهی این اقدام هستند و واکنش آنها به جنگ غزه نشان میدهد که چنین ظرفیتی را دارند. ممکن است یمنیها نیز شروع به دریافت عوارض از کشتیها برای عبور کنند.
لینک منبع اصلی در روزنامه وال استریت ژورنال
https://www.wsj.com/world/middle-east/saudi-arabia-us-strait-of-hormuz-blockade-25fbd430?mod=e2tw
لینک پست اخیر صفحه روزنامه در شبکه اجتماعی ایکس
https://x.com/WSJ/status/2043893858832912699?s=20
کانال به سمت روشنی
@Mahdi_Emadi_313
لینک منبع اصلی در روزنامه وال استریت ژورنال
لینک پست اخیر صفحه روزنامه در شبکه اجتماعی ایکس
۶:۱۹
dffb.JPG
۱۸۰.۹۱ کیلوبایت
لینک منبع اصلی در تارنمای نظامی وار زون
لینک پست اخیر صفحه وار زون در شبکه اجتماعی ایکس
۶:۴۱
شناسه صفحه در شبکه اجتماعی ایکس
۷:۰۲
۷:۰۲
۷:۰۲
۷:۰۲
بازارسال شده از خاک/سیدحامد ترابی
راهبرد مذاکره و بلاتکلیفی
یکی از مهمترین ایرادات راهبرد مذاکره برای حل مشکلات کشور، معطل ماندن کشور و بلاتکلیفی است.
از ابتدای شروع این مسیره ۱۳_۱۴ ساله و انتخاب این راهبرد به عنوان راهبرد اصلی، همواره ایران معطل بود تا مذاکره به جایی برسد و بعد اقدامی را انجام دهد. روزی مذاکره برای رفع تحریم، روزی مذاکره برای عدم محکومیت ایران در آژانس، روزی مذاکره برای عدم جنگ، روزی مذاکره برای بازگشت به برجام و.....
در طول این مسیر همواره کشور معطل بود، بلاتکلیف که ان شاءالله مذاکره پیش رود تا بعدش فلان گشایش اتفاق بیافتد. اما معمولا یا مذاکره پیش نمیرفت یا اگر پیش میرفت گشایشی حاصل نمیشد و گشایش معطل مذاکره بعدی میشد.
اتفاقی که در عمل رخ میداد این بود که طرف مقابل هر دفعه یک بهانه جدید رو میکرد. ایران به سمت این میرفت که با دادن امتیاز بهانه را از طرف مقابل بگیرد، اما طرف مقابل بعد از گرفتن امتیاز ضربه جدیدی وارد می کرد و دوباره دعوت به مذاکره میکرد. مثلا برای رفع تحریم مذاکره شد، ایران امتیاز میداد تا بهانه گرفته شود و تحریم رفع شود، ولی دوباره ایران تحریم جدید میشد. یا آمریکا از برجام خارج میشد، ایران را متهم میکرد که سیستم مالی شفافی ندارد، ایران میرفت که این بهانه را رفع کند و fatf را میپذیرفت اما بعد طرف مقابل تحریم جدید میکرد که با fatf کارآیی آن بیشتر میشد و دوباره دعوت میکرد به مذاکره برای دادن امیتاز بیشتر.
یا اینکه طرف مقابل از ایران اجازه بازرسی بیشتر طلب میکرد، ایران برای اینکه بهانه را از آنها بگیرد اجازه بازرسی حتی به اماکن نظامی، نه هستهای(مانند پارچین) میداد، اما بعد ایران در آژانس محکوم میشد و دوباره دعوت به مذاکره.
همیشه هم در طول این مذاکرات طرف مقابل سعی میکرد با فشار میدان، ایران را راضی به دادن امتیاز بیشتر کند. تحریم در حین مذاکره، محکومیت در آژانس در حین مذاکره و امروز هم محاصره دریایی در ایام مذاکره!
این چرخه باطل تا کنون برای ایران چیزی جز تحریم بیشتر، محکومیت و جنگ نداشته است. یعنی نه مشکل اقتصاد را حل کرده، نه امنیت را و نه حتی باعث شده ایران کاپ اخلاق ببرد!
در مقابل میدان توانسته دستآوردهای به مراتب بهتری داشته باشد.
حال سوال اینجاست. چرا اساسا باید مذاکره با آمریکا یک راهبرد جدی باشد؟ چرا یک کار غیرعاقلانه و غیرشرافتمندانه اینقدر مهم میشود؟
سوال دیگر این است که اساسا مذاکره زیر فشار معنی ندارد. اگر امروز بعد از صحبتهای شیخ نعیم قاسم، همچنان علیرغم حمله رژیم صهیونی به لبنان تن به مذاکره دهیم یا زیر فشار محاصره دریایی به سمت مذاکره برویم چه معنی برای دشمن دارد؟
سوال بعدی این است که اساسا چه کسی گفته که جنگ حتما با مذاکره به پایان میرسد؟ جنگها میتوانند با اقدامات یکطرفه سمت پیروز ماجرا و وادار کردن دشمن به پذیرش آن اقدامات پایان بپذیرد. یعنی ایجاد یک حالت باثبات، بازدارنده عینی.
و اما در نهایت، این بلاتکلیفی و حالت نه جنگ نه صلح که دوباره با پیشآمدن مذاکره ایجاد شده، اگر مدیریت نشود، میتواند باعث ایجاد ضربات کاری به کشور شود. امیدواریم که مسیر ۱۳_۱۴ سالهای که منجر به جنگ و شهادت رهبری شد، دوباره طی نشود.
#سید_حامد_ترابی@khack_seyed
#سید_حامد_ترابی@khack_seyed
۱۰:۳۸
به سمت روشنی|محمدمهدی عمادی
تصویر
تجدید قوای دشمن حین آتشبس و احتمال تشدید تنش
حرف اصلی: آمریکا در حال تجدید قوا در منطقه است و این وضعیت احتمال ازسرگیری درگیری پس از آتشبس را تقویت میکند؛ در عین حال نشان میدهد که طرف آمریکایی، امیدی به توافق و مذاکره ندارد.
در شرایط کنونی، نباید تمامی توجه سیاستمداران و نظامیان کشور به مولفههایی مثل محاصره دریایی یا مذاکرات پاکستان متمرکز گردد؛ زیرا دادههای میدانی ایجاب میکند که همچنان خطر جنگ را جدی بگیریم. طی ۲۴ ساعت گذشته، نشانههای مشخصی از بازسازی و تجدید قوای آمریکا در غرب آسیا قابل رصد بوده است: از جمله حرکت گروه ضربت ناو هواپیمابر جرج بوش به سمت منطقه، تعدد پروازهای لجستیکی از اروپا به غرب آسیا، ادامه انتقال مهمات به پایگاه RAF Fairford، حفظ بمبافکنهای مسلح در خط مقدم و همچنین جایگزینی قریبالوقوع موشکهای دوربرد PRSM که در همان ابتدای جنگ رمضان مصرف شدهاند. چنین رفتاری با منطق «#کاهش_تنش» یا «#امید_به_توافق» همراستا نیست، بلکه بیشتر به یک فاز آمادهسازی برای سناریوهای بعدی شامل احیای بازدارندگی یا حتی از سرگیری درگیری دلالت دارد.
بر این اساس، آتشبس فعلی را تنها بایستی یک «وقفه عملیاتی و تاکتیکی» تلقی کرد. این مسئله در کنار تجدیدقوای دشمن، به معنای آن است که آمریکا احتمالا امیدی هم به منتهی شدن #مذاکرات به یک توافق مشخص ندارد. لذا احتمال اینکه #تنش دوباره تشدید شود، وجود دارد؛ مگر اینکه دو طرف بر سر #تمدید آتشبس توافق کنند که تا الان هیچ کدام از مسئولان دو کشور در مورد این مسئله، اظهارنظری نداشته و #نشانه_ای در رابطه با آن مشهود نیست. البته تشدید تنشها میتواند تفاوتهایی با پیش از آتشبس داشته باشد؛ به طور مثال ممکن است پس از آتشبس، تنها رژیم صهیونیستی حملات نظامی را از سر گیرد و آمریکا در جایگاه پشتیبانی از رژیم ظاهر شود. به طور کلی نشانهها در کوتاهمدت فعلا بر این وضعیت دلالت دارند؛ در صورت بروز نشانههای مهم و متفاوت، چه در حوزه نظامی و چه در حوزه دیپلماتیک، قطعا احتمالات تغییر خواهد کرد.
محمدمهدی عمادی مقدم
کارشناس مسائل بینالملل
کانال به سمت روشنی
@Mahdi_Emadi_313
محمدمهدی عمادی مقدم
۱۳:۰۷
بازارسال شده از مرکز گام
۱۷:۳۳
بازارسال شده از اقتصاد 120
۹:۱۶
بازارسال شده از اقتصاد 120
۹:۱۷
موسسه آمریکن اینترپرایز:
وقت آن رسیده که پایگاههای آمریکا در خاورمیانه تعطیل شوند.
استقرار پایگاههای نظامی بیشتر به یک بار مسئولیت تبدیل شده تا یک دارایی.
هرچقدر هم که سامانههای موشکی #پاتریوت مستقر شوند، نیروهای آمریکایی که در نزدیکی خطوط درگیری قرار دارند در برابر موشکهای بالستیک و پهپادها آسیبپذیر خواهند بود.
حتی زمانی که موضوع آسیبپذیری نیروها مطرح نباشد، استقرار پایگاه در خاورمیانه و ترکیه عملاً به کشورهای میزبان #حق_وتو بر مأموریتهای نظامی آمریکا میدهد. زمانی که آمریکا پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ عملیات «آزادی پایدار» را برای سرنگونی طالبان در افغانستان آغاز کرد، عمان اجازه نداد نیروی هوایی آمریکا از پایگاههایش عملیات انجام دهد. در سالهای اخیر نیز ترکیه عملیات آمریکا علیه ایران را ممنوع کرد.
پس از پایان جنگ ایران، پنتاگون باید بازنگری اساسی در ساختار پایگاههای خود در منطقه انجام دهد. اگرچه تأسیسات دریایی در منامه و جبل علی همچنان حیاتی باقی خواهند ماند و بحرین و امارات میزبانان قابل اعتمادی هستند اما نگه داشتن سایر پایگاهها ممکن است بیش از آنکه سودمند باشد، زیانآور باشد. بهجای تکیه بر ترکیه، آمریکا باید بر #یونان و #قبرس تکیه کند. بهجای ماندن در عربستان سعودی و عمان، باید حضور خود را در #سومالی_لند گسترش دهد.
ارتش آمریکا در سال ۱۹۷۱ وارد خلیج فارس شد، زمانی که انگلیس به دلیل کاهش توان و اراده راهبردیاش برای قدرتنمایی، در حال تخلیه پایگاههای خود بود. اکنون زمان آن رسیده که آمریکا نیز همین کار را انجام دهد، بدون آنکه توان نمایش قدرت خود را از دست بدهد.
لینک منبع اصلی در موسسه آمریکن اینترپرایز
https://www.aei.org/op-eds/time-to-close-us-bases-in-the-middle-east/
کانال به سمت روشنی
@Mahdi_Emadi_313
لینک منبع اصلی در موسسه آمریکن اینترپرایز
۱۳:۲۷
آتشبس و مذاکرهای برای جدی نگرفتن
حرف اصلی:طرح محاصره و تجدیدقوای آمریکا، نشان میدهد آتشبس فعلی واقعی و پایدار نیست. دشمن همچنان رویکرد خصمانهی خود را حفظ کرده؛ لذا نباید به مذاکره یا آتشبس دل خوش کرد.
آتشبس فعلی را نباید بهمنزله تغییر در ماهیت رفتار تقابلی آمریکا تلقی کرد؛ شواهد میدانی نشان میدهد دشمن نهتنها به دنبال کاهش سطح تنش نیست، بلکه در حال بازآرایی و تجدیدقوای هدفمند است. تجربه تاریخی نیز گواه است که توقفهای مقطعی در جنگها، اغلب بهعنوان فرصتی برای #تجدید_قوا و افزایش فشار در مراحل بعدی مورد استفاده قرار میگیرد. در کنار این مسئله، طرحهای تنشزایی مثل #محاصره_دریایی فارغ از امکان اثرگذاری، نشانهی تداوم #منطق_تقابل و #سلطه_جویی دشمن است، نه حرکت بهسوی مصالحه و کاهش تنش. بنابراین، جدیگرفتن مذاکرات یا دلبستن به آتشبس، میتواند به خطای محاسباتی در تحلیل نیت واقعی آمریکاییها منجر شود.
بر این اساس، پایبندی به وضعیتی که عملاً ثبات، بقا و ضمانت اجرایی ندارد نیز، فاقد مبنای عقلانی است. در مقابل، واکنش فعال و متناسب با سطح تهدید و تقابلجویی دشمن از جمله تشدید کنترل بر تنگه هرمز، عملیات در سطح منطقهای، هدفگیری رژیم صهیونیستی یا بستن تنگه بابالمندب میتواند در دستور کار قرار گیرد. این گزینهها از آن رو اهمیت دارند که مستقیماً بر #تثبیت و #حفظ_پیروزی کشورمان در جنگ رمضان اثر خواهند گذاشت؛ آن هم در شرایطی که نمیتوان داستان کشمکش ایران و آمریکا را تمام شده دانست.
محمدمهدی عمادی مقدم
کارشناس مسائل بینالملل
کانال به سمت روشنی
@Mahdi_Emadi_313
محمدمهدی عمادی مقدم
۱۸:۲۵
روزنامه گاردین انگلیس:
دونالد ترامپ برای دستیابی به توافقی بهتر با ایران نسبت به توافق باراک اوباما با موانع بزرگی روبهرو است
بهطور کلی #چهار_نقطه_اختلاف_اصلی وجود دارد که تیم ترامپ تلاش خواهد کرد در آنها نسبت به دولت دموکرات پیشین پیشرفت نشان دهد:
نخستین موضوع، غنیسازی داخلی اورانیوم در ایران است. در مذاکرات ژنو در ۲۶ فوریه، دو طرف بهطور موقت به این نقطه رسیدند که تیم آمریکا به دستور ترامپ خواستار تعلیق کامل غنیسازی داخلی برای ۱۰ سال شد. عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، اعلام کرد که به نظر او حداکثر #سه_سال برای سیستم ایران قابلتحمل است. در مذاکرات هفته گذشته در #اسلام_آباد آمریکا این درخواست را به تعلیق ۲۰ ساله افزایش داد و ترامپ در مصاحبهای با یک روزنامه آمریکایی گفت که از پیشنهاد ۲۰ ساله نیز رضایت ندارد و خواستار ممنوعیت دائمی غنیسازی است.
دومین موضوع، ذخایر اورانیوم با غنای بالا در ایران است. اکنون ایران ۴۴۰.۹ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد در اختیار دارد. در #ژنو در ۲۶ فوریه ایران پیشنهاد داد این ذخایر را از طریق فرآیند غیرقابل بازگشت «رقیقسازی» از ۶۰ درصد به ۳.۶۷ درصد کاهش دهد. آمریکا در #اسلام_آباد اعلام کرد که خواهان خروج کامل این ذخایر از ایران است، ترجیحاً تحت نظارت خود. مشخص نیست چرا از دید آمریکا، رقیقسازی در داخل ایران تحت نظارت کامل آژانس بینالمللی انرژی اتمی گزینهای بهمراتب بدتر از انتقال مواد به خارج از کشور تلقی میشود. البته در 3ژنو ایران یک اقدام اعتمادساز جدید نیز پیشنهاد داد و اعلام کرد که هیچ ذخیرهای از اورانیوم ایجاد نخواهد کرد و غنیسازی صرفاً بر اساس نیاز انجام خواهد شد. (طبیعتاً این پیشنهاد هم از سمت آمریکا، پذیرفته نشد!)
سومین موضوع، رفع تحریمهاست. در #ژنو قرار بود بیش از ۸۰ درصد تحریمها لغو شود و تنها تحریمهای مرتبط با حقوق بشر باقی بماند. اما دولت ترامپ با محدودیتهای سیاسی در این زمینه مواجه است. ترامپ خواهان اعمال محدودیتهایی بر نحوه استفاده از #منابع حاصل از رفع تحریمهاست. در مقابل، ایران نمیتواند چنین محدودیتهایی را بپذیرد و نیازمند تضمینی است که رفع تحریمها دائمی و غیرقابل بازگشت باشد.
مجموعهای از مسائل #غیر_هسته_ای مطرح است؛ از جمله حمایت از نیروهای نیابتی، برنامه موشکی بالستیک و مهمتر از همه آینده تنگه هرمز.
لینک منبع اصلی در روزنامه گاردین
https://www.theguardian.com/world/2026/apr/15/trump-needs-a-better-iran-deal-than-obamas-but-faces-major-hurdles
کانال به سمت روشنی
@Mahdi_Emadi_313
لینک منبع اصلی در روزنامه گاردین
۵:۱۱
خبرگزاری رادیو آزادی اروپا:
گزارشها نشان میدهد که برخی کشتیها، بهویژه کشتیهای چینی، در حال دور زدن محاصره هستند.
محاصره دریایی، بهطور خاص کشتیهایی را هدف قرار میدهد که به بنادر ایران وارد یا از آن خارج میشوند اما کشتیهایی که به مقصد یا از مبدأ بنادر غیرایرانی در حرکتاند، همچنان اجازهٔ عبور از تنگهٔ هرمز را دارند.
تکلیف درگیری ایران و آمریکا را کسی تعیین میکند که بیشترین تابآوری را داشته باشد، نه کسی که بیشترین خسارت را وارد کند. آمریکا بیتردید از قدرت نظامی برتری برخوردار است، اما ایران نشان داده که توانایی #تحمل_فشار در بلندمدت را دارد. ساختار نظام ایران طی دههها بهگونهای شکل گرفته که دقیقاً چنین فشاری را #تاب_بیاورد.
اگر ایران به مقاومت ادامه دهد، این محاصره ممکن است بهسادگی فروکش کند. کشتیها، بهویژه آنهایی که از سوی قدرتهای بزرگ حمایت میشوند، به عبور ادامه خواهند داد. به شکلی که در پایان آمریکا ممکن است نوعی اعلام پیروزی و عقبنشینی کند.
در #واکنش_به_محاصره، ایران پیشتر گفته که ممکن است تأسیسات آبشیرینکن در سراسر خلیج فارس را هدف قرار دهد. در منطقهای که با کمبود شدید آب مواجه است، چنین اقدامی فاجعهبار خواهد بود. در عین حال، #پایگاه_های_نظامی آمریکا، که بهدلیل برتری هوایی همواره امن تلقی میشدند، اکنون بیش از پیش در برابر حملات پهپادی و موشکی #آسیب_پذیر شدهاند. ماهیت میدان نبرد تغییر کرده است. همچنین پای بازیگران خارجی در میان است. حمایت اطلاعاتی #روسیه و حمایت تسلیحاتی #چین، موازنه را پیچیدهتر میکند. ایران همچنان اهرمهای قابلتوجهی در اختیار دارد.
چالش اینجاست که کشورهایی که بیشترین آسیب را از اختلال در تنگهٔ هرمز میبینند، ممکن است ایران را مقصر ندانند، بلکه واشینگتن را مسئول بدانند. بسیاری از آنها هماکنون در حال بررسی #کانال_های_دیپلماتیک_مستقل با تهران هستند. نشانههایی از #شکاف_در_نظم_آمریکایی دیده میشود. برخی دولتها آشکارا به دور زدن واشنگتن در مذاکرات فکر میکنند. این #تغییر_مهمی است.
لینک منبع اصلی در تارنمای رادیو آزادی اروپا
https://www.rferl.org/a/azeem-ibrahim-iran-conflict-will-be-decided-by-who-can-endure-the-most/33732700.html
کانال به سمت روشنی
@Mahdi_Emadi_313
لینک منبع اصلی در تارنمای رادیو آزادی اروپا
۱۳:۳۱
شتاب دادن رژیم جدید تنگه هرمز به افول آمریکا
حرف اصلی:وضعیت امروز تنگه هرمز، نمونهای از استیلای اراده غیرغربی بر منافع غربی است؛ به گونهای که با ضربه به کارآمدی و اعتبار #دلار به عنوان یکی از پایههای نظم هژمونیک، اعتبار آمریکا را بیش از گذشته، تضعیف میکند.
قاعدهگذاریهای مشابه رژیم حقوقی جدید #تنگه_هرمز، در هر قالب و عنوانی شامل عوارض، بیمه، مالیات و ... فرایند گذار از نظم تکقطبی به سمت #چندقطبی را به شکل قابل توجهی سریعتر خواهد ساخت. شاید خود ایرانیان اکنون متوجه اهمیت این مسئله نباشند اما سالها بعد، معجزهی این تصمیم در دل #روند_کلان_تاریخ، خود را به وضوح نشان خواهد داد؛ داستان هرمز را باید با #ادبیات_واقع_بینانه تحلیل کرد؛ با اعمال #استیلای_تهران_بر_تنگه یک کشور غیرغربی/ضدغربی (#ایران) بهعنوان قاعدهگذار یک استاندارد بینالمللی ظاهر شده و با استفاده از ارزی غیرغربی/ضدغربی (#یوان) اراده خود را به شکل موثری اجرا کرده است. آن هم در #منطقه_ای_حساس مانند غرب آسیا و تنگه هرمز که تحولات آن مستقیماً بر زنجیره تأمین انرژی و #ثبات_اقتصادی_غرب اثرگذار است. ناگفته نماند که #سود این اقدام نیز بیش از هر دولتی، متوجه #دولت_های_مستقل و #غیرغربی اعم از ایران، چین و روسیه خواهد شد؛ #بهره_برداری از آن نیز #بر_خلاف_میل_واشنگتن از بدو اعلام، آغاز شده و آمریکا نیز به عنوان ضامن نظم پیشین، با ابزارهای خود نتوانسته این قاعده را باطل و رفع نماید. بنابراین این واقعه در سطح نظم بینالمللی، با تضعیف #قدرت_دلار و حقوق دریایی مطلوب غرب و #کاستن_از_ابهت_آمریکا کارآمدی نظم هژمونیک را به چالش میکشد.
اگر چنین قاعدهگذاریهایی تکرار شده یا گسترش یابند، فروپاشی کامل نظم هژمونیک آمریکایی، به مراتب سریعتر محقق خواهد شد. چرا که تکرار این الگو در نقاط ژئوپلیتیک مختلف، زنجیرهای از چالشهای ساختاری ایجاد میکند که سلطه دلار و نهادهای غربی را بهطور سیستماتیک فرسوده خواهد ساخت؛ به شکلی که جایگزینی #نظم_تک_قطبی با قواعد بدیل، ارزهای جایگزین و اتحادهای غیرغربی صورت خواهد پذیرفت؛ در نتیجه، گذار به #جهان_پساهژمونیک با سرعت بیشتری محقق خواهد شد و تعادل قدرت به نفع #بازیگران_نوظهور تثبیت میگردد. نتیجتاً دنیا، زودتر به #نقطه_فروپاشی نظم آمریکایی میرسد.
محمدمهدی عمادی مقدم
کارشناس مسائل بینالملل
کانال به سمت روشنی
@Mahdi_Emadi_313
محمدمهدی عمادی مقدم
۱۷:۵۳