م

متن | علیرضا پناهیان

۴,۶۱۵عضو
م
۴.۶هزار عضو

متن | علیرضا پناهیان

undefinedکانال متن(خلاصه سخنرانی‌ها)
undefinedعلیرضا پناهیان @Panahian_irundefinedصوتی (آرشیو سخنرانی‌ها) @Panahian_mp3

۴ مرداد

undefined امام زمان(ع) کسی را دین‌دار نمی‌کند؛ از بردگی رها می‌کند
undefined آخرین گام رهایی–ج۸
undefined دعوای دین سر آزادی و رهایی است، نه سرِ ارتباط ما با خدا؛ ارتباط قلبی با خدا که اجباری نمی‌شود!
undefined دعوای دین سر بردگیِ غیرخدا است؛ یعنی تو نباید اسیر و بردۀ کسی بشوی، باید رها باشی
undefined خیلی از الزامات بروکراسی باید برداشته شود تا مردم به رهایی برسند
__#علیرضا_پناهیان:یکی از بخش‌های ادبیات اصیل دین ما که مهجور است «ادبیات آزادی» است. چرا می‌گوییم مهجور است، چون خیلی‌ها نمی‌دانند که اصلاً آزادی مال دین است و فلسفۀ بندگی خدا چیزی جز رهایی از بندگی غیر خدا نیست.
دین اصلاً و ابداً سر ارتباط تو با خدا، با تو دعوا ندارد، فقط سر این دعوا است که می‌فرماید «بردۀ کسی دیگر نشو! رها شو!» وقتی از غیرخدا رها شدی، آن‌وقت مطمئناً به سوی خدا می‌روی.
خدا از پیغمبر می‌خواد که فقط این بندگانم را رها کن، آنها خودشان به سمت من می‌آیند. دعوای دین سر رهایی است، سر چیز دیگری دعوا ندارد.
این اصلاً عاقلانه نیست که بگوییم «دین می‌گوید باید ارتباط خودت را با خدا قوی کنی، زودباش! تو باید عاشق خدا بشوی!» به زور که نمی‌شود عاشق شد! ارتباط قلبی انسان با خدا که با زور و اجبار درست نمی‌شود، باید از دلش شکوفه بزند!
پس دین چه می‌گوید؟ دین می‌گوید من فقط می‌خواهم تو را رها کنم. امام زمان(ع) که کسی را دین‌دار نمی‌کند؛ از بردگی نجات می‌دهد، همین!
وقتی آزادی و رهایی در دین ما این جایگاه را دارد، چرا باید یک کسانی در مقابل این دین، شعار آزادی بدهند؟ حتماً یک اشتباه و سوءتفاهم بزرگ اتفاق است و دلیلش این است که ما دین را به عنوان عامل رهایی‌بخش انسان‌‌ها معرفی نکرده‌ایم.
دعوای دین سرِ آزادسازی انسان‌ها است نه سر ارتباط با خدا، اصلاً ارتباط با خدا که دعوا بردار نیست، موعظه‌بردار هم نیست، تلقین‌بردار هم نیست! ارتباط تو با خدا از سرِ عشق و عاطفه است و با احساس امنیت است، فقط دیگران نباید تو را اذیت کنند و اجازه بدهند تو خودت رشد کنی.
خداوند می‌فرماید: «لا اِکْراهَ فِی الدّین» (بقره، ۲۵۶) در ارتباط تو با خدا که اکراهی نسیت، پس دعوا سر چیست؟ دعوا سر بردگی غیرخدا است، سر اینکه تو نباید غیرخدا را بندگی کنی.
بعضی‌ها می‌گویند حکومت اسلامی نباید به زور مردم را بهشت ببرد. در واقع باید گفت: حکومت اسلامی فقط باید جلوی به جهنم بردن مردم را بگیرد و نگذارد کسی به زور، مردم را سمت جهنم ببرد، همین!
فلسفۀ قیام امام حسین(ع) هم آزادی و رهایی بود. گفت ای مردم، می‌خواهم شما را آزاد کنم، اگر رهایی و آزادی را نمی‌خواهید من برمی‌گردم... ولی آنها نگذاشتند و کار به جنگ کشیده شد.
ادبیات دین، اصلش باید بحث آزادی باشد؛ هم آزادی یک فرد و هم آزادی یک ملت. آزادی یک ملت لازمه‌اش مدیریت ولایی است، چون فقط مدیریت ولایی است که می‌تواند کاری بکند که خوب‌های یک ملت بجوشند و بالا بیایند. این روش را هم نمی‌تواند دیکتاتور مآبانه انجام بدهد بلکه باید در فضای باز و آزاد انجام بدهد.
هم پیغمبر(ص) هم أمیرالمؤمنین(ع) می‌خواستند این آزادی را به مردم بدهند که گُل‌های این مردم شکفته بشود و رو بیاید. لذا به هر دوی این بزرگواران، گفتند که شما مدیریت بلد نیستید! چون فکر می‌کردند که مدیریت یعنی زورگویی!
امروز هم بسیاری از این الزامات بروکراسی در جامعه-از جمله در ساختارهای آموزشی و اداری- باید برداشته شود تا مردم مزۀ آزادی را بچشند، نمی‌شود که از خدا و پیغمبر حرف بزنیم ولی مدل زندگی‌ ما اسارت‌بارانه باشد!
اگر ساختارهای اداره‌های ما با بروکراسی مارکس وبری اداره می‌شود، در واقع این ساختارها اسلامی نیست؛ چون بر مبنای برده‌کشی است نه آزادسازی! هرچند مدیرانش نماز بخوانند و ظاهر اسلامی داشته باشند.
تا وقتی در دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی ما اصل بر نمره و نظارت و امتحان و... باشد، از این دانشگاه‌ها زیاد نظریه‌پرداز علمی بیرون نمی‌آید، چون با این روش‌های موجود، خلاقیت افراد از بین می‌رود.
مشکل ما این است که دین‌داری و تقوا را به رهایی تفسیر نکرده‌ایم و به تصویر هم نکشیده‌ایم. این مسائلی که در سطح خیابان‌های شهر می‌بینید به خاطر این است که دین به درستی معرفی نشده و الا اگر می‌گفتیم که اصل دین، رهایی و آزادی است، بسیاری از مسائل حل شده بود.
undefined دانشگاه امام صادق(ع)-ماه محرم ۱۴۰۲ undefinedصوت:@panahian_mp3undefined متن کامل
panahian.ir/post/7972
@Panahian_text

۱۷:۱۴

۹ مرداد

undefined جز در «زندگی جمعی» نمی‌شود به اوج رهایی رسید
undefined آخرین گام رهایی–ج۹
undefined همۀ عوامل رهایی باید در «زندگی جمعی» تحقق پیدا کند تا اثر لازم را بگذارد
undefined ایمان و تقوای ما در زندگی جمعی به‌طور جدی محک می‌خورد نه در زندگی فردی
undefined بدون زندگی جمعی، از ظلمِ زورگویان و سلطه‌طلب‌ها رها نمی‌شویم__#علیرضا_پناهیان: گام اول برای رسیدن به رهایی، ایمان به خدا است و گام دوم این است که رفتارت را کنترل کنی؛ این کنترل رفتار به تعبیر قرآن همان «تقوا» است؛ تقوا یعنی مراقبت در رفتار. البته این مراقبت، باید طبق برنامه و احکام دین باشد و بنا نیست مثل مرتاض‌های هندی رفتار کنیم!
گام سوم برای رهایی، رنج است. بدون رنج بعضی از قوای انسان اصلاً آزاد نمی‌شود. وقتی در یک رنج عمیق به سر می‌بری بعد از آن، اندیشه‌ات بهتر کار می‌کند.
هیچ‌کس بدون رنج نمی‌تواند زندگی کند. خدا می‌فرماید: ما انسان را در رنج آفریدیم «لَقَد خَلَقنَا ٱلإِنسانَ فِي كَبَدٍ» (بلد، 4) اگر با رنج‌مان درست برخورد کنیم و آن را در آغوش‌ بگیریم، رنج خیلی رهایی‌بخش می‌شود و روح ما را قوی می‌کند.
یکی دیگر از گام‌های رهایی، شکر نعمت است. گام‌های دیگری هم می‌شود برای رسیدن به رهایی تعریف کرد ولی ما می‌خواهیم سراغ آخرین گام رهایی برویم.
می‌دانید چرا این عوامل رهایی مثل ایمان و تقوا و شکر و... معمولاً آن نتیجۀ مورد نظر را ندارد؟ چون همۀ این حرف‌هایی که دربارۀ عوامل رهایی زدیم باید در یک فضای دیگری تحقق پیدا کند تا اثر لازم را بگذارد و آن «زندگی جمعی» است؛ نه در زندگی انفرادی.
زندگی جمعی سختی‌هایی دارد که باعث می‌‌شود آدم‌ها معمولاً زندگی جمعی را دوست نداشته باشند و از آن فرار کنند ولی آثار و برکاتی برای مؤمنین داد که در اعمال فردی نیست. احکام فردیِ دین، در مقایسه با زندگی جمعی زیاد سخت نیستند؛ حتی اعمالی مثل نماز شب، خمس و زکات و...
خیلی از احکام شرعی مثل غیبت نکردن، در زندگی جمعی واقعاً سخت است. چون وقتی عده‌ای نزدیک هم زندگی می‌کنند و ارتباط زیادی با هم دارند، غیبت کردن راحت اتفاق می‌افتد. اما فرموده‌‌اند غیبت به اندازۀ چهل تا گناه کبیره است. ما به گمان خودمان زرنگی می‌کنیم و صورت‌مسئله را پاک می‌کنیم و می‌گوییم «اصلاً زندگی جمعی نمی‌کنیم که نخواهیم غیبت کنیم!»
ایمان و تقوا کجا به درد می‌خورد؟ الان شما مؤمن هستی و خیلی حالت خوب است. حالا به یک جمعی از مؤمنین وارد شو و زندگی جمعی را تجربه کن؛ مثلاً وقتی رفیقت نیاز به پول داشت و تو از پولی که خودت به آن نیاز داری به او دادی و گفتی «خدا روزیِ من را می‌رساند» آن‌وقت معلوم می‌شود تو واقعاً به رزاقیت پروردگار ایمان داری.
منظور ما از زندگی جمعی چیست؟ فکر نکنید همین که برای یک مراسم مذهبی دورهم جمع شده‌ایم، زندگی ما جمعی شده است! الان کسانی که در مساجد کنار هم قرار می‌گیرند، نمازخوان هستند، ولی زندگی جمعی ندارند. این بیشتر شبیه همراهی مسافران یک اتوبوس است که در کنار هم هستند و وقتی به مقصد رسیدند هر کسی دنبال کار خودش می‌رود.
زندگی جمعی باید در مساجد شکل بگیرد، ولی الان حضور ما در مساجد، زندگی جمعی محسوب نمی‌شود. چقدر از مشکلات و گرفتاری‌های هم مطلع هستیم و چقدر به هم کمک می‌کنیم؟ آیا رفاقت ما در حدی هست که به لحاظ مالی با هم ندار باشیم؟! نه. چون اینها نیاز به از خودگذشتگی دارد و ما معمولاً حوصلۀ این کارها را نداریم، لذا ترجیح می‌دهیم به دین‌داری انفرادی بپردازیم نه جمعی.
ایمان و تقوا در زندگی فردی، تو را به رهایی نمی‌رساند؛ از نظر روحی اگر بخواهی به اوج رهایی برسی جز در زندگی جمعی نمی‌شود. چون در زندگی جمعی، هم رنج هست در حدّ اعلی، هم تقوا و ایمان ما در سخت‌ترین نوعش محک می‌خورد.
ما معمولاً خیلی زیرکانه از زندگی جمعی فرار می‌کنیم تا ایمان و تقوای ما زیاد مورد امتحان جدی قرار نگیرد. انگار می‌خواهیم ایمان و تقوای خودمان را دست‌نخورده و محک نخورده نگه داریم!
زندگی جمعی، گام‌های ما برای رهایی(از جمله ایمان و تقوای ما) را مؤثر قرار می‌دهد. البته این رهایی دو نوع است؛ یکی رهایی از اسارت خویش، اسارت تن و اسارت هوای نفس است، یکی هم رهایی از ظلمِ سلطه‌طلب‌ها و زورگویان عالم است. زندگی جمعی برای رسیدن به این دو رهایی لازم است.
undefined دانشگاه امام صادق(ع)-ماه محرم ۱۴۰۲ undefinedصوت:@panahian_mp3undefined متن کاملpanahian.ir/post/7978
@Panahian_text

۱۳:۵۲

۱۲ مرداد

undefined چرا اگر «همۀ» مدیران خوب شوند، باز مملکت به‌طور کامل اصلاح نمی‌شود؟
undefined آخرین گام رهایی–ج۱۰
undefined تا وقتی تمرکز قدرت از بین نرود رقابت و دعوا برای تصاحب قدرت ادامه دارد
undefined اگر قدرت به مردم منتقل شود، دعوای سیاسی چپ و راست هم تمام می‌شود
undefined برای اینکه قدرت به مردم منتقل شود باید گروه‌های مردمی فعال شوند
undefined ادارۀ هر محله باید توسط مردم آن محله انجام شود__#علیرضا_پناهیان: فرق زندگی قبل از ظهور و بعد از ظهور در چیست؟ بعد از ظهور چه تفاوتی در زندگی انسان‌ها اتفاق می‌افتد؟ اینکه به زندگی جمعی می‌پردازند.
زندگی جمعی در وضع قانون‌گذاری، در شیوۀ بوروکراسی، در روش قانونمند کردن و تنظیم مقررات مدرسه‌ و دانشگاه‌ و... تحول ایجاد می‌کند. تصور کنید اگر سازمان‌ها به‌جای اینکه اختیارات را به مدیران بدهند به مردم بدهند، چه تحولی ایجاد می‌شود!
اگر شما مردم جمع بشوید و باهم زندگی جمعی را آغاز کنید(که یک بُعدش کار اقتصادی است) آن‌وقت یک تحول اساسی اتفاق می‌افتد و همه‌چیز فرق می‌کند مثلاً ادارۀ شهر توسط مردم انجام می‌شود.
اصلاً هر محله‌ای را مردم محله باید اداره کنند همان‌طور که یک آپارتمان را مردم آپارتمان اداره می‌کنند. ولی الان مردم فقط پای صندوق رأی می‌روند و اعضای شورای شهر را انتخاب می‌کنند و تا چهار سال بعد که دوباره انتخابات برگزار شود، اصلاً خبر ندارند که در این شورا چه اتفاقی می‌افتد؛ این یعنی مشارکت حداقلیِ مردم در کارها.
رهبر انقلاب به همین دولت فرمود: اینکه شما بین مردم حضور پیدا می‌کنید خوب است اما کافی نیست، باید مشارکت مردم را در تصمیم‌گیری، در نظارت بر رفتار مدیران، و در اقدام-یعنی جایی که مردم می‌توانند مستقل از دولت، اقدام کنند- افزایش بدهید. (بیانات 19/۱۰/1400)
حدود سیصد هزار مدیر میانی در کشور داریم که نمی‌دانم این دولت چند درصد از اینها را توانسته عوض بکند. تازه اگر همۀ اینها عوض بشوند و مدیران خوب جایگزین بشوند، باز همۀ مشکلات حل نخواهد شد.
این تصور اشتباه است که بگوییم اگر همۀ مدیران، خوب بشوند مملکت به‌طور کامل اصلاح می‌شود. به چند دلیل: یکی اینکه مدیر خوب هم ممکن است فاسد بشود و نتواند پاک بماند.
دوم اینکه گاهی یک مدیر، آدم خوبی است اما توانایی و مهارت‌های لازم برای ادارۀ کارها را ندارد، مثلاً به‌خاطر اینکه خودش تولیدکننده یا تاجر نبوده و مشکلات و موانع سرِ راه تولیدکننده‌ها و تجار را دقیقاً نمی‌داند لذا نظرات کارشناسیِ اشتباه می‌دهد.
سوم اینکه مدیرهای دولتی معمولاً جرأت ریسک ندارند. مثلاً می‌گوید «نه، مقررات به من اجازه نمی‌دهد...» نتیجه‌اش این می‌شود که یک کارخانه با تعداد زیادی کارگر تعطیل می‌شود یا به مشکل می‌خورد.
حالا فرض کنید یک مدیر حزب‌اللهی، متخصص و شجاع آوردیم که توانایی و مهارت لازم را دارد و خوب هم کار می‌کند. این مدیر، چه اشکالی دارد؟ اشکالش این است که تمرکز قدرت را از بین نمی‌برد و طبیعتاً عده‌ای برای این مرکز قدرت، طمع می‌کنند و با یک ترفندی جای او را می‌گیرند! یا در انتخابات بعدی، کار را از او می‌گیرند.
از این دولت و مجلس انقلابی می‌خواهم که تمرکز قدرت و ثروت را از دولت بگیرند و به مردم بدهند و الا در انتخاب‌های بعدی سرِ تصاحب پست‌های دولتی دعوا خواهد بود و تا وقتی دعوا هست این مملکت روی آبادانی را نخواهد دید.
قدرت را به مردم بدهید تا دیگر تمرکز قدرت و ثروت در دولت نباشد و دیگر کسی برای تصاحب این قدرت، طمع نکند و بگوید: برای چه می‌خواهی مسئول بشوی؟ کارخانه‌ها را که به مردم دادند، وزارت‌خانه‌ها هم که کوچک شد، امضاهای طلایی هم دیگر وجود ندارد!
آن‌وقت دیگر شارلاتان‌بازی و دعوای سیاسی چپ و راست هم تمام می‌شود. آن‌وقت فقط کسانی می‌آیند و پست دولتی می‌گیرند که دنبال منفعت شخصی نیستند.
مدیر دولتی هرچقدر هم خوب باشد، تا وقتی تمرکز قدرت را از بین نبرد، به جایگاه او طمع می‌کنند و برای تصاحب قدرت، بالاخره او را سرنگون می‌کنند. احزاب وقتی وارد رقابت می‌شوند، کارشان همین است؛ نقشه می‌کشند برای اینکه طرف مقابل خود را حذف کنند و با کمک روزنامه‌های حزبی، رقیب خود را تخریب می‌کنند.
برای اینکه قدرت به مردم منتقل بشود باید گروه‌های مردمی فعال بشوند. برای اینکه مردم به صحنه بیایند، باید چه‌کار کنیم؟ چارۀ عملیاتی‌اش مسجد است؛ مسجد باید متحول بشود. اگر ما زندگی جمعی نداریم تقصیر مسجد است؛ امام جماعت مسجد، هیئت امنای مسجد، بسیج مسجد.
undefined دانشگاه امام صادق(ع)-ماه محرم ۱۴۰۲ undefinedصوت:@panahian_mp3undefined متن کامل:panahian.ir/post/7985
@Panahian_text

۷:۱۲

۱۳ مرداد

undefined وقتی صداوسیما یک تجمع مهم و راهبردی را منعکس نمی‌کند، بی‌بی‌سی‌چی‌ها به‌دروغ آن‌را تظاهرات علیه بی‌حجابی می‌نامند!
undefined و همان دروغ ۱۱۴ سال قبل انگلیس علیه شیخ فضل‌الله را تکرار می‌کنند!
undefined نهادهای امنیتی لطفاً خواب نباشید؛ اینجا هم کلی «گاندو» پیدا می‌شود!
undefined عملیات تخریبی بی‌بی‌سی‌چی‌ها نشان داد که پاسداشت شیخ‌فضل‌الله چقدر برایشان مهم است!
undefined بی‌بی‌سی‌چی‌های خبیث دیگر نمی‌توانند مثل زمان نفوذ انگلیس در این کشور هر دروغی را به شیخ فضل‌الله نسبت بدهند!__#علیرضا_پناهیان:ما در یک فضای درگیری بسیار هوشمندانه هستیم؛ اگر شما در اوج هوشمندی نباشید و عرصۀ روشنگری و تبیین را خالی کنید، طبیعتاً طرف مقابل این فضا را پُر می‌کند.
دیشب شما دانشجویان و اهالی هنر، در محل شهادت شیخ‌ فضل‌الله نوری برنامه و مراسمی برگزار کردید ولی این مراسم، کمترین انعکاس را در صدا و سیما و عموم رسانه‌های انقلابی داشت، چون از هوش راهبردی بالایی برخودار نیستند.
از آن‌طرف، بی‌بی‌سی‌چی‌ها بلافاصله همه‌شان باهم فعال شدند و دوتا محور را کار کردند؛ یکی اینکه گفتند این راهپیمایی شبانه علیه بدحجابی بود! دروغ محض! شما اصلاً علیه بدحجابی شعار ندادید، بلکه دعوت به حجاب کردید و گفتید این حجاب ثمرۀ غیرت عباس و علی‌اکبر است. تظاهرات به نفع حجاب فرق دارد با تظاهرات علیه بی‌حجابی.
اما بی‌بی‌سی‌چی‌ها و رسانه‌های داخلی همسو با انگلیس، این حرکت شما را علیه بدحجابی تفسیر کردند. لطفاً نهادهای امنیتی خواب نباشند؛ اینجا هم کلی گاندو پیدا می‌شود.
این رسانه‌ها در ادامۀ دروغ‌‌شان گفتند: تعجب این است که عکس شیخ فضل‌الله نوری را دست‌شان گرفتند با اینکه ایشان مخالف مشروطه بوده! یعنی دقیقاً کاری که انگلیس خبیث موقع اعدام شیخ فضل‌الله نوری انجام می‌داد و می‌گفت: چون او مخالف مشروطه است اعدامش کردند! درحالی‌که ایشان با انحراف مشروطه مخالف بود نه با اصل مشروطه.
تعداد زیادی از رسانه‌ها روی حرکت دیشب شما کار کردند و گفتند که چرا اینها عکس شیخ فضل‌الله نوری را دست‌شان گرفتند با اینکه شیخ فضل‌الله نوری مخالف مشروطه بوده! بروید بشمارید چندتا رسانه، دروغ انگلیسی‌ها علیه شیخ فضل‌الله را تکرار کردند.
به این رسانه‌ها باید گفت: شما چه تعهدی به انگلیس خبیث داد‌ه‌ای که دروغ او را بعد از 114سال تکرار کنی؟ خیلی‌های‌شان مزدور انگلیس نیستند، بلکه اینها سربازان بی‌جیره و مواجب انگلیس هستند، البته بین آنها هم گاندو پیدا می‌شود. نهادهای امنیتی بررسی کنند که عمله اکلۀ سرویس‌های انگلیسی در این رسانه‌ها چه‌کار می‌کنند؟
متأسفانه رسانه‌های ما این حرکت و این کار نویِ شما جوانان اهل هنر را انعکاس ندادند، درحالی‌که از قبل هم اعلام شده بود که در محل شهادت شیخ‌ فضل‌الله مراسم دارید. صدا و سیما مثلاً می‌توانست دیشب برنامۀ «در شهر» را به انعکاس این موضوع اختصاص بدهد.
رهبر انقلاب فرمود: پاسداشت یاد شهدا کمتر از شهادت نیست... لذا پاسداشت یاد شیخ فضل‌الله نوری بعد از 114 سال کمتر از ارزش شهادت او نیست. با این مخالفت‌های بی‌بی‌سی‌چی‌ها و عملیات تخریبی‌شان معلوم می‌شود که موضوع چقدر حساس است.
هنوز 24ساعت از این خبر نگذشته، ببینید چقدر برای تخریب پاسداشت شیخ فضل‌الله نوری کار شده و از این‌طرف، چقدر برای تقدیر از این ماجرا چقدر کم‌کاری شده!
نباید بگذاریم با تبلیغات دروغ، سرمان را ببرند، ما دیگر به عقب برنمی‌گردیم! به بی‌بی‌سی‌چی‌های خبیث بگویم که شما دیگر نمی‌توانید مثل زمان نفوذ انگلیس در این کشور هر دروغی را به شیخ فضل‌الله نوری نسبت بدهید. شما دیگر نمی‌توانید این ملت را دو شقه کنید! وقتی یک عده جوان در نوحۀ سینه‌زنی دعوت به حجاب می‌کنند نمی‌توانید آنها را به شعار علیه بدحجابی متهم کنید.
انگلیسی‌های خبیث؛ شما دیگر موفق نمی‌شوید! ایادی‌ خودتان را از رسانه‌های بی‌بی‌سی‌چی مملکت جمع کنید، جز مایۀ افتضاح برای شما چیزی نخواهد بود! آیا این رسانه‌ها همه جاسوس هستند؟ نه؛ ای کاش جاسوس بودند! اگر جاسوس باشند که محترم‌تر هستند چون در قبال این نوکری، یک چیزی گرفته‌! الان که هیچ چیزی نمی‌گیرد و دربست سواری می‌دهد!
بنده از همین‌جا اعلام می‌کنم؛ هم رسانه‌های خواب ما بیدار باشند، هم آن رسانه‌هایی که می‌خواهند سال بعد، پاسداشت شیخ فضل‌الله نوری را تحریف کنند، آنها حواس‌شان باشد؛ سال آینده در محل شهادت شیخ فضل‌الله نوری سه شب عزاداری داریم، شما این را بدانید، ما شهدای‌مان را رها نمی‌کنیم.
undefinedپردیس باغ ملی دانشگاه هنر، شب هفتم‌ نوزدهمین سوگواره هنر و حماسه - ۱۴۰۲/۰۵/۱۲undefinedصوت:@panahian_mp3
@Panahian_text

۱۰:۴۲

۱۷ مرداد

undefined ریشۀ مشکلاتمان این است که مساجدمان محل تمرین «زندگی جمعی» نیست
undefined آخرین گام رهایی–ج۱۱(پایانی)
undefined هیچ حکومتی بدون مشارکت مردم نمی‌تواند همۀ کارها را سامان بدهد
undefined دولت باید از بسیاری کارها کنار برود و کار را به گروه‌های مردمی بسپارد
undefined مردم‌سالاری یعنی مردم در همۀ امور، سالار باشند و این بدون زندگی جمعی محقق نمی‌شود
undefined کانون زندگی جمعی «مسجد» است
undefined مسجدها را فتح کنید و در آن زندگی جمعی را تمرین کنید _#علیرضا_پناهیان: از نظر اجتماعی اگر بخواهیم به رهایی برسیم، باید چه‌کار کنیم؟ خدا حیات بشر را طوری قرار نداده که یک حاکمیت یا دولت بدون مشارکت همۀ مردم بتواند زمینۀ ظلم را از بین ببرد.
خدا اجازه نمی‌دهد یک حکومت بدون مشارکت مردم و صرفاً با تعدادی مدیران و مسئولین خوب، بتواند همۀ کارها را سامان بدهد و برای مردم رفاه ایجاد کند، پس خدا این مردم را چطور امتحان کند؟!
رهبر انقلاب فرمود که اندیشمندان فکر کنند به اینکه چگونه می‌شود مشارکت مردم را افزایش داد... افزایش مشارکت مردم یعنی اینکه قدرت دولت‌ کم بشود و کارها به مردم (گروه‌های مردمی) واگذار بشود.
چرا مسئولین حزب‌اللهی فکر می‌کنند که اگر خدمت کنند کافی است؟ حتی اگر یک دولتی به‌جای مدیرانش، فرشته‌هایی قرار بدهد که اصلاً فساد نکنند، باز هم مسائل به کلی برطرف نمی‌شود. باید مردم را در کارها مشارکت بدهند تا خود مردم کارها را به‌دست بگیرند و سامان بدهند.
رهبر انقلاب فرمودند مردم‌سالاری دینی به این نیست که مردم فقط پای صندوق‌های رأی بیایند و یک کسی را انتخاب کنند، مردم‌سالاری دینی به این است که مردم، در همۀ زمینه‌ها سالار امور خودشان باشند.... اینکه مردم در همۀ زمینه‌ها سالار امور خودشان باشند یعنی همان زندگی جمعی! کانون زندگی جمعی کجاست؟ مسجد.
اینکه هرکسی بیاید نماز جماعت بخواند فقط یک قدم از صد قدم است. نود و نُه قدم دیگرش این است که بیاید وقت بگذارد و زندگی جمعی بکند.
بعضی‌ها گمان می‌کنند که مسجد شبیه اتوبوس شرکت واحد است! سوار می‌شود و نمازش را می‌خواند و بعد هم می‌رود و به کسی کاری ندارد. لذا مسجد‌های بی‌رونق درست می‌شود.
مسجدها را فتح کنید و در آن زندگی جمعی را تمرین کنید. برخی می‌گویند «هیئت امنا نمی‌گذارد» خُب هیئت امنا اگر اجازه نمی‌دهد آنها را کنار بزنید و تغییر بدهید. هیئت امنای مسجد چند نفر هستند؟ مثلاً پنج نفر هستند. اینها چطور جلوی پانصد نفر می‌توانند بایستند؟. نمازخوان چندتا؟ پانصدتا. هیئت امنای مسجد پانصد نفر هستند!
در بعضی از مساجد می‌گویند که «امام جماعت، به ما میدان نمی‌دهد!» امام جماعتی که در این‌باره کوتاهی کند، ورثۀ انبیاء نیست. مگر پیامبر(ص) نفرمود: «اَلعُلَماءُ وَرَثَةُ الاَنبیاء» (كافي، ج 1، ص 32 )؟ ببینید رسول‌خدا(ص) چه‌کار می‌کرد؟
پیامبر(ص) به مردم میدان می‌‌داد و ادارۀ امور شهر را به مردم سپرده بود. ایشان در مدینه گروه‌های ده‌نفره درست کرد و برای هر کدام، یک سرگروه گذاشت و با این شبکۀ منسجم، شهر را اداره می‌کرد.
بسیج یک طرحی دارد به نام طرح «محلۀ مردم‌سالار» که واقعاً قابل تقدیر است؛ از حدود شصت‌هزار پایگاه محلی بسیج، شانزده هزار پایگاه این طرح را اجرا کرده‌اند.
در این طرح، مسائل و مشکلات هر محله توسط گروه‌های مردمی شناسایی می‌شود و با استعدادها و ظرفیت‌هایی که در محله شناسایی می‌کنند، شروع می‌کنند مسائل محله را حل کردن.
در محله‌هایی که طرح محلۀ مردم‌سالار اجرا شده، مسئولینِ پایگاه در آن محله‌ها می‌گویند که دیگر برای ما فرق نمی‌کند مسئولین اصلاح‌طلب باشند یا اصولگرا، دین‌دار باشند یا بی‌دین و... ما از همۀ این مسئولین بازخواست می‌کنیم و جرأت ندارند از زیر کار در بروند.
در این طرح، مردم میدان‌دار هستند، مردم زنده هستند و کارها را خودشان اداره می‌کنند. در ایام کرونا در آن محله‌هایی که طرح محلۀ مردم‌سالار اجرا شده، چه فقرهایی را ریشه‌کن کردند! آمده بودند صدقه بدهند یک‌دفعه‌ای این کار تبدیل شد به کارآفرینی و کم‌کم یک شغل دومی برای کارگرها درست شد.
ریشۀ مشکلات ما این است که مساجد ما پایگاه زندگی جمعی نیست. قرآن می‌فرماید «وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِي خَرَابِهَا» (یقره، 114) در تفسیر این آیه نوشته‌اند که منظور از «َسَعَى فِي خَرَابِهَا»، این نیست که مثلاً با کلنگ، در و دیوار مسجد را خراب کنی! منظور این است که مسجد آن چیزی که باید باشد، نباشد.
مسجد باید آن‌قدر فعال و کارآمد باشد که هرکسی اهل مسجد شد، کم‌کم اهل زندگی جمعی بشود، اهل کار و فعالیت بشود و کارآفرین بشود.
undefined دانشگاه امام صادق(ع)-ماه محرم ۱۴۰۲ undefinedصوت:@panahian_mp3 undefined متن کامل panahian.ir/post/7992
@Panahian_text

۹:۳۵

۲۹ مرداد

undefined دشمنانِ فرهنگ اربعین کم نیستند! یکی از آنها بروکراسی‌ برآمده از تفکر غربی استundefined اربعین به جنگ با این بروکراسی رفته است
undefined علیرضا پناهیان در جمع مبلغین و فرهنگ‌سازان اربعین:
undefined بروکراسی با نظارت و کنترل شدید کارها را پیش می‌برد اما در اربعین، کارها با زندگی مواساتی پیش می‌رود
undefined بعد از ظهور، مومنین مرز مالکیت باهم ندارند و اربعین چراغ اول را برای این فرهنگ مواساتی روشن کرده
undefined مهمترین بُعد اربعین، آثار اجتماعی و جهانی آن است که منتهی به تمدن نوین اسلامی می‌شود
undefined فرهنگ اربعین را باید به مساجد و شهرهای خودمان سرایت دهیم__#علیرضا_پناهیان:
باید نام این جمع شریف را-که شما مبلغان اربعین هستید- فرهنگ‌سازان اربعین یا محافظان فرهنگ قرار داد. مهمترین بعد اربعین، آثار اجتماعی و جهانی آن است که منتهی به تمدن نوین اسلامی می‌شود.
وجه تمدنی اربعین، ابتدائاً در بعد فرهنگ اربعین دیده می‌شود. وقتی از اقصی نقاط عالم می‌آیند و تحت تاثیر اربعین قرار می‌گیرند یا وقتی خود زائران تحت تاثیر اربعین قرار می‌گیرند، به‌‌خاطر همین عنصر فرهنگی است.
دشمنانِ فرهنگ اربعین کم نیستند! یکی از آنها بروکراسی‌ای است که متاسفانه در برخی نهادهای حوزوی نیز نفوذ کرده است و محصول سبک زندگی و تفکر غربی است؛ این بروکراسی در جامعه ما همه خوبی‌های جامعه را به محاق می‌برد. اربعین یک تنه به نبرد با این بروکراسی آمده است.
امام حسین(ع) با آثار روحی عظیمی که در جامعه برجای می‌گذارد، در حال از بین بردن مظاهر تمدن غربی است که یکی از مهمترین آنها بروکراسی ماکس وبری است. امروز در موسسات حوزوی نیز باید کارت ساعت بزنند. در مساجد ما نیز این زندگی فردگرایانه نفوذ کرده است. چرا ما بر اساس الگوی اربعین، در مساجد موکب نمی زنیم؟ چرا در مساجد هر شب روضه نمی‌گیریم؟
مقررات تحصیلی ما در حوزه و دانشگاه به سمت بروکراسی ماکس وبری حرکت کرده است. فرهنگ اربعین به جنگ این نگاه رفته است که باید از آن صیانت کنیم.
مومنین در دوران ظهور، مرز مالکیت باهم ندارند و اربعین چراغ اول را در این زمینه روشن کرده تا مردم به آن سمت بروند. مردم عراق، بر اساس همین فرهنگ مواسات، موکب‌ها را سر راه زائران قرار دادند و ما نیز تحت این چراغ، مسیر را یاد گرفتیم و حرکت کردیم.
فرهنگ اربعین را بعد از اربعین باید وارد مساجد کنیم. باید تلاش کنیم روضه‌های گسترده در طول سال برگزار شود و در مساجد اطعام بدهیم و کسی نداند چه کسی این خرج را داده است. مساجد نباید بدون روضه بمانند.
فرهنگ اربعین را باید به شهرها سرایت دهیم و آن را ارتقا بدهیم. ممکن است که اسیران بروکراسی، مخالف این جریان باشند که قطعاً هستند ولی اربعین به جنگ این بروکراسی می‌رود. اصل بروکراسی این است که می‌گویند: جز با نظارت دقیق و کنترل شدید نمی‌توان کار را جلو برد چون اصل بر منفعت‌طلبی است! اما در فرهنگ اربعین، اصل بر زندگی مواساتی است.
undefined موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) -۱۴۰۲/۰۵/۲۵undefinedصوت:@panahian_mp3 @Panahian_text

۹:۰۹

undefined اربعین فرصت ارتقای دوستی دو ملت ایران و عراق است
undefined مردم عراق برای اربعین و کربلا شهدای بسیاری دادند که امروز به این رتبۀ خادمی رسیدند
undefined علیرضا پناهیان در جمع مبلغین و فرهنگ‌سازان اربعین(قسمت دوم):
undefined عشایر عراق چراغ اول را برای زیارت اربعین روشن کردند و بسیار بی ادعا پای کار آمدند
undefined دوستی با عراقی‌ها را جدی بگیرید؛ امام(ره) به رفاقت دو ملت حول محور اهل‌بیت(ع) تأکید کرده‌اند
undefined کسانی که کاروان زیارتی به راه می‌اندازند همیشه مورد عنایت ویژه اهل‌بیت(ع) هستند
undefined تلاش کنیم که حتی‌المقدور همه زائران اربعین از کشورمان، به‌صورت کاروانی بروند
undefined رعایت آداب زیارت در سفر اربعین، می‌تواند ما را به یک اربعینی واقعی تبدیل کند__#علیرضا_پناهیان:
ملت عراق برای اربعین و زیارت کربلا شهدای بسیاری داده‌اند که به نقل از یکی از علمای این کشور نزدیک به یک میلیون نفر است. این مردم در راه اربعین خون داده‌اند که امروز به این رتبه خادمی رسیده‌اند و بسیار خوش توفیق بوده‌اند. چند صدهزار شیعه عراقی در انتفاضه شعبانیه به شهادت رسیدند.
این شیعیان بسیار بی ادعا پای کار اربعین هستند. ما هم در راه این اربعین و زیارت امام حسین(ع) شهید داده‌ایم اما در خصوص زیارت اربعین، عشایر عراق چراغ اول را روشن کردند و این ناشی از ریشه معنوی خون‌های پاک شهیدان است که شما مبلغان اربعین، حتما مردم را باید در این‌باره توجیه کنید.
برخی از شهرهای کشورمان تجمع‌های عاشورایی و عزاداری دارند که اینها باید حفظ شود؛ عزاداری محفلی و شهری بسیار مهم است و باید آن را توسعه دهیم و در کنار اینها، کاروان‌های زیارتی بزرگ هم به راه بیندازیم.
کاروان‌های زیارتی کربلا باید این عزاداری‌ها را توسعه دهند. متاسفانه بسیاری از زائران، به صورت کاروانی حرکت نمی‌کنند؛ باید تلاش کنیم که حتی‌المقدور همه زائران اربعین، کاروانی حرکت کنند.
کسانی که کاروان زیارتی به راه می‌اندازند همیشه مورد عنایت ویژه اهل‌بیت(ع) هستند. یکی از آداب زیارت اربعین، همین است که با کاروان و به صورت جمعی برویم.
رعایت آداب زیارت بسیار اهمیت دارد. تمام زائران امام حسین(ع) سرباز امام زمان(عج) است ولی این سربازی آدابی دارد. زیارت، وظیفه ما است. غیر از حس وحال شخصی و دلتنگی برای زیارت، ما وظیفه داریم که به زیارت برویم.
امام صادق(ع) می‌فرماید که کسی نباید بیشتر از سه سال دست از زیارت بکشد و به زیارت نرود. (وَ أَمَّا بَعِیدُ الدَّارِ فَفِی کُلِّ ثَلَاثِ سِنِینَ فَمَا جَازَ ثَلَاثَ سِنِینَ فَلَمْ یَأْتِهِ فَقَدْ عَقَّ رَسُولَ اللَّهِ ص وَ قَطَعَ حُرْمَتَهُ إِلَّا مِنْ عِلَّةٍ؛ کامل‌الزیارات، ص296) زیارت قبور ائمه وظیفه ذاتی ما است. در برخی روایات دربارۀ آداب زیارت امام حسین(ع) آماده است که باید غبارآلود و کمی گرسنه و خسته و با حالت نزار به زیارت بروید.
در سفر زیارت اربعین سعی کنیم غذای خوب را به زائران در راه مانده بدهیم و خودمان یک غذای ساده بخوریم. رعایت این آداب می‌تواند ما را به یک اربعینی واقعی تبدیل کند. خوب است آداب حج را مطالعه کنید تا به اهمیت آداب زیارت پی ببرید.
یکی از آداب و سنت‌های زیارت امام حسین(ع) این است که قبل از سفر، سه روز روزه بگیریم. خوب است که اهل خانوادۀ خود را جمع کنیم و این آداب را برای آنها تبیین کنیم. پرهیز از زینت کردن هم از جمله توصیه‌های مهم برای زائران امام حسین(ع) است.
دوستی با عراقی‌ها را جدی بگیرید. امام خمینی(ره) ملت ایران و عراق را به رفاقت و دوستی بر حول محور اهل‌بیت(ع) توصیه کرده است. دشمنان تلاش بسیاری برای نابودی عراق انجام می‌دهند. باید این مردم را دریابیم و اجازه ندهیم دشمنان ما این دوستی و همدلی را از ما بگیرند.
undefined موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) - ۱۴۰۲/۰۵/۲۵undefinedصوت:@panahian_mp3 @Panahian_text

۱۰:۲۷

۱۲ مهر

undefinedپیامبر(ص) فراتر از یک مبلّغ، یک مصلح اجتماعی بود که در جامعه تحول ایجاد کرد
undefined یک عالم دینی هم به تبعیت از پیامبر باید وضع زندگی و کسب‌وکار مردم محلۀ خود را اصلاح کند
undefined علیرضا پناهیان در جشن میلاد پیامبر(ص) در حرم حضرت معصومه(س):
undefined دعوای مشرکین با پیامبر(ص) سرِ عقیده و اخلاق نبود؛ سرِ بروز اجتماعی احکام دین و بنیان‌گذاری تمدن اسلامی بود
undefined رسول‌خدا(ص) صرفاً پیام‌آور نبود، برهم‌زننده نظم انحرافی و جاهلی جامعه و آورنده نظم جدید بود
undefined دعوای مشرکین با پیامبر(ص) سرِ مباحث عقیدتی و اخلاقی نبود؛ سر نظم اجتماعی بود
undefined صلوات یک شعار سیاسی و اعلان موضع مؤمنین است
_ #علیرضا_پناهیان:
شخصیت نبی مکرم اسلام در انجام رسالت، فراتر از یک معلم و مبلغ بود. بروز اجتماعی ایشان به‌عنوان یک شخصیت مصلح، منجی و انسان برجسته‌ای بود که در جامعه تحول ایجاد نموده است.
رسول‌خدا(ص) از آغاز هم برای ایجاد تحول و به‌عنوان «مصلح اجتماعی» ظاهر شد، ایشان برهم‌زننده نظم جاهلی مکه و شبه جزیره عرب بود. آیه شریفه «وَمَا عَلَیْنَا إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ» برای خارج‌کردن مسئولیت‌های دیگر پیامبر نیست؛ چرا که رسول خدا در پیمان عقبه دوم با اینکه هنوز به مدینه هجرت نکرده و مردم مدینه مسلمان نشده بودند، ۱۲ مسئول را برای ۱۲ منطقه مدینه تعیین نمودند.
پیامبر(ص) در کنار آن رسالت بزرگ تبلیغ، معلمی، ارسال پیام الهی و… به‌عنوان یک مصلح اجتماعی ظهور کردند. قرآن کریم بیان «أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ» را بارها تکرار نموده است؛ حتی بیش از دستور به اطاعت خدا، اطاعت رسول خدا را متذکر شده است؛ به‌گونه‌ای که تنها در سوره شعرا، ۹ آیه بر اطاعت از رسول خدا تصریح دارند.
در عبارت «نبی‌الله» کلمۀ نبی نه به معنای پیام‌آور، بلکه به معنای برگزیده قوم و انسان‌ها و سرآمد تمام مخلوقات است، در تاریخ ۵۰۰ساله دوران بنی العباس گرایشی به وجود آمد تا خلافت را به معنای جانشینی و معنای رسول را صرفاً به معنای «پیک» یا پیام‌آور جعل کردند تا خلیفه را بالاتر از رسول‌الله جا بیندازد؛ درصورتی‌که دریافت وحی تنها یکی از رسالت‌های پیامبر(ص) بود.
اگر ویژگی‌های دوران مکه پیش از اسلام، استقبال اهل مکه از اقوام و ادیان مختلف ابراهیمی و رویه شهر باستانی و هزار فرقه مکه در آن دوران را بررسی کنید، به این نتیجه می‌رسید که شخصیت رسول خدا برهم‌زننده نظم انحرافی و جاهلی اجتماع و آورنده نظم جدید و یک مصلح الهی بود.
با توجه به روایت «اَلعُلَماءُ وَرَثَةُ الاَنبیاء» (کافی، ج 1، ص 32) جایگاه علمای دین را هم باید به‌عنوان مصلح و نظم‌دهنده و ازبین‌برنده نظم‌های غیرالهی در اداره حیات بشر تفسیر کرد. اگر یک ‌عالم دینی در محله‌ای باشد، باید وضع کاروکاسبی و اوضاع ادارات و خانواده‌ها در آن محله، تغییر کند؛ اگر اوضاع ناصالح است، آنها را به صلاح و سداد بکشاند و مشکلات مردم را حل کند.
بر اساس آیه شریفه «فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ» که مربوط به آغاز دعوت عمومی رسول‌خدا(ص) است، معلوم می‌شود که وقتی دعوت و تبلیغ دین به صورت علنی اتفاق بیفتد، درگیری و مخالفت با آن هم پیش می‌آید. هرچند پیامبر(ص) با وجود تمام دشمنی‌ها و شرایط سخت مانند دوران شعب ابی‌طالب و... به تبلیغ دین ادامه دادند اما بدون شک اگر بحث رسول‌خدا(ص) فقط یک بحث عقیدتی و معرفتی و اخلاقی بود، احدی با ایشان نمی‌جنگید، پس دعوا سرِ این مسائل نبوده است.
همان‌طور که اسلام برنامه زندگی است، نه صرفاً بحثی عقیدتی و اخلاقی؛ پیامبر(ص) نیز تنها مسئول بیان احکام و عقاید نبودند؛ ایشان از نفوذ اجتماعی، قدرت فرماندهی و بسیج عمومی برخوردار بودند و همه را در مسیر انجام رسالت نبوی به کار گرفتند.
تمام دعوای مشرکین و کفار بر سر مصلح اجتماعی و منجی بودن رسول خدا بود و الا آنها هیچ مشکلی با صرف بیان عقاید و اخلاق نداشتند، دعوای مشرکین و کفار با رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله بر سر ظهور و بروز اجتماعی احکام اسلامی و بنیان‌گذاری تمدن عظیم اسلامی بود.
صلوات بر پیامبر(ص) و اهل‌بیت ایشان در واقع یک شعار سیاسی و اعلان موضع مسلمین و مؤمنین است. بر اساس روایات اسلامی هرکسی نام پیامبر را بشنود و بلند صلوات نفرستد در حق رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله جفا نموده است، صلوات در واقع، اعلان موضع سیاسی و تجلی قرارگرفتن در خط نبوی است.
undefined حرم حضرت معصومه(س) – ۱۴۰۲/۰۷/۱۱undefined متن کامل http://panahian.ir/post/8070
@Panahian_text

۱۳:۵۵

۱۴ مهر

undefined اگر جایگزین بی‌عدالتی را معرفی نکنیم مبارزه با بی‌عدالتی به نتیجه نمی‌رسد
undefined گاهی یک مسئول، بی‌عدالتی و رانت‌خواری نمی‌کند اما هیچ ‌کار مفیدی هم انجام نمی‌دهد!
undefined علیرضا پناهیان در نشست بسیج دانشجویی در حسینیه جماران:
undefined چرا نیروهای متدیّن در جامعه ما، اثر لازم را روی بقیه افراد ندارند؟
undefined الان بهترین راه برای تأثیرگذاری بر طیف‌های مختلف جامعه چیست؟
undefined شرایط امروز جامعه برای تأثیرگذاری بر افراد، سهل‌تر از دهه‌های قبل است
undefined بعد از جنگ، درگیری اصلی با افکار لیبرالی و ضد اسلام انقلابی بود؛ الان مرز درگیری ما با چیست؟ __برای اینکه آموزش‌های دینی، بیشترین ثمر را در زندگی افراد جامعه داشته باشد باید چه‌کار کنیم. بعضی وقت‌ها دیده می‌شود که آموزش‌های دینی در جامعه هست و در دوره دبیرستان هم این آموزش‌ها فراوان داده می‌شود، اما آنچنان ثمری در زندگی افراد ندارد. آیا در این آموزش‌ها نقصی وجود دارد یا اینکه افراد، ایرادی دارند که این آموزش‌ها در آنها اثر لازم را نمی‌گذارد؟
سؤال دیگر اینکه چرا نیروهای متدیّن اثر لازم را روی بقیه افراد جامعه ندارند؟ درحالی‌که انتظار این است که وقتی نیروهای متدیّن آزادی عمل پیدا کنند، طیف تأثیرگذاری گسترده‌ای داشته باشند و در محیط خودشان مؤثر واقع شوند.اصلاً فلسفه اینکه در طول تاریخ، متدیّنین را گرفته‌اند و کشته‌اند، برای این بوده که این تأثیرات را نگذارند.
تصور بنده این بود که وقتی دفاع مقدس تمام شود بچه‌های رزمنده از جبهه به شهر بر می‌گردند و چه غوغایی خواهند کرد! اما این اتفاق نیفتاد و بعضاً در فرهنگ عامه هضم شدند، بعضاً منحرف شدند، بعضاً هم غصه خوردند و البته بعضاً هم کم تأثیرگذار بودند...
وقتی گفته می‌شود که ولایت اصل دین ما است، یکی از معنانی‌اش این است که ولایت تأثیرگذارترین عامل در گسترش دین‌داری در جامعه است. ولایت اصل دین ما است؛ یعنی ارزشمند‌ترین است و وقتی آن را خرج کنید بیشترین درآمد و منافع را کسب می‌کنید. این همه در جامعه ما از ولایت حرف زده می‌شود و کمتر هم مخالفت با آن هست؛ لااقل کسی با ولایت رسول‌خدا(ص) و ائمه(ع) مخالفتی ندارد، اما چرا تأکید بر این مفهوم کلیدی، بر روی افراد جامعه ما، کم تأثیر بوده است؟
مسئلۀ بعد این است که بهترین راه برای تأثیرگذاری بر طیف‌های مختلف جامعه چیست؟ به ویژه در این شرایط که شرایط بسیار سهلی برای تأثیرگذاری بر دیگران است
یک زمانی در این کشور، وقتی می‌خواستیم از دین حرف بزنیم، می‌گفتند جای این حرف‌ها در دانشگاه نیست. شهید مطهری اصرار داشت اثبات کند که دین خرافات نیست.
امام(ره) وقتی می‌خواست از دسته‌های عزاداری پیش انقلابیون دفاع کند، می‌فرمود که خود دسته‌های عزاداری، تظاهرات سیاسی است. یعنی انقلابیونی که اهل تظاهرات سیاسی بودند، با دسته عزاداری مخالفت داشتند.
آن افکار غلط دربارۀ روضه و عزاداری، با دفاع مقدس از بین رفت. هرکس بیشتر اهل روضه بود، بیشتر جبهه رفت و به شهادت رسید.
بعد از جنگ رسیدیم به افکاری که ضد اسلام انقلابی بود و جریاناتی مثل آیت‌الله مصباح با تفکرات لیبرالی التقاطی مبارزه کردند و الآن دیگر کسی جامعه آمریکایی را جامعه الگو نمی‌داند و آمریکایی بودن برای او افتخار نیست. از ابتدای انقلاب، مبارزه با گرایش‌های غرب‌زدگی و لیبرالی طولانی‌ترین مبارزۀ ما بوده است، ولی باید ببینیم که الآن مرز درگیری ما با چیست؟
بنده همیشه در مبارزه با بی‌عدالتی یک ملاحظه داشتم؛ آن‌هم این است که اگر با مارکسیست‌ها مبارزه کردیم مکتب جایگزینش را گذاشتیم، اگر با معنویت دینی غیر انقلابی مبارزه می‌کردیم معنویت ولایی انقلابی که مشی رزمنده‌ها بود را جلوی آن گذاشتیم. وقتی با بی‌عدالتی مبارزه می‌کنیم اگر جایگزینش را نگذاریم، این مبارزه سیاه‌نمایی می‌شود.
مبارزه با بی‌عدالتی لازم است اما با چه چیزی می‌خواهید به مبارزه با بی‌عدالتی بپردازید؟ جایگزین بی‌عدالتی چیست؟ الآن بی‌عدالتی یکی از مشکلات ما است ولی با بی‌عرضگی مسئولین و انواع ناتوانی‌ها هم مواجه هستیم. مثلاً یک مسئولی می‌گوید که من بی‌عدالتی نمی‌کنم، یعنی «رانت‌خواری نمی‌کنم» اما می‌بینید که او هیچ ‌کار مفیدی هم انجام نمی‌دهد. این‌طوری نمی‌شود با بی‌عدالتی مبارزه کرد. اصلاً چرا باید یک آدم بی‌عرضه مسئول بشود؟
جواب همۀ این سؤال‌ها و سؤال‌های فراوان دیگر یک چیز است؛ ما باید حرف‌های اعتقادی را از آسمان به زمین بیاوریم. چه‌کار کنیم که عقیده تبدیل به تکنولوژی و پیشرفت بشود؟ مخالفان ما هم مطالب اخلاقی را بلد هستند؛ این مطالب اخلاقی و اعتقادی، کجا باید در زمین محک بخورد و عملیاتی بشود؟
undefined نشست مسئولین بسیج دانشجویی دانشگاه تهران؛ حسینیۀ جماران – ۱۴۰۲/۰۷/۰۸undefined متن کامل:http://panahian.ir/post/8071
 @Panahian_text

۱۵:۴۹

۱۸ مهر

undefined حتی آنها که «نه غزه نه لبنان» می‌گفتند از پیروزی غزه خوشحالند
undefined مردم غزه نشان دادند که قدرت اسرائیل پوشالی است
undefined علیرضا پناهیان در برنامۀ سمت خدا:
undefined مردم عالم از دیدن ضعف اسرائیلی‌ها خوشحال شدند و فهمیدند قدرت آنها واقعی نبوده
undefinedطبق آیه قرآن، ریشۀ ضعف و قدرت پوشالی کافران، نفهمیِ آنها است «بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ»
undefinedآنها نمی‌فهمند که هیچ‌وقت ظالم‌ نمی‌تواند تمام راه‌های غلبۀ مظلومان بر خودش را ببندد؛ همیشه یک راهی برای مظلوم هست
undefinedایمان برای ما قدرت‌آفرین است و ترس‌های ما را از بین می‌برد
__ #علیرضا_پناهیان:
یکی از بهترین روش‌ها برای جذب نوجوانان و جذب کسانی که افراد ناآشنا به دین و ایمان این است که بگوییم «ایمان جدا از اینکه ترس‌های ما را از بین می‌برد، برای ما قدرت‌آفرین است؛ بدون ایمان انسان ضعیفی خواهی بود»
چرا شهید سلیمانی برای عموم مردم و همۀ طبقات جامعه، جاذبه داشت؟ چون مظهر قدرت ایران بود و قدرت را همه می‌پسندند.
الآن همۀ مظلومان عالم از ماجرای غزه خوشحال هستند. اصلاً مثل یک امر هیجان‌انگیز با آن برخورد می‌کنند، حتی بسیار قوی‌تر از فوتبال و برنده شدن تیم ملی در یک مسابقۀ فوتبال، ملت‌ها دارند خوشحالی می‌کنند.
حتی کسانی که دوست داشتند «نه غزه نه لبنان» بگویند الآن خوشحال هستند. یکی از رفقا که شعارش این بود، الان خوشحال است، حتی می‌گوید اگر می‌توانیم کمک‌شان کنیم. می‌گویم: آنها کمک نمی‌خواهند و به قدری جرأت و جسارت دارند که با کمترین امکانات، مثل گلایدر رفته‌اند و با دشمن می‌جنگند.
مردم عالم از یک طرف، می‌بینند که قدرت این رزمنده‌های فلسطینی، حقیقی است. از طرف دیگر، ضعف اسرائیلی‌ها را هم می‌بینند. چرا مردم عالم وقتی ضعف اسرائیلی‌ها را می‌بینند خوشحال می‌شوند؟ چون می‌فهمند که قدرت آنها پوشالی بود، مردم غزه می‌خواستند این را به همه عالم بفهمانند.
مردم غزه، با ایمان خود، معادلات قدرت را به‌هم ریختند. ایمان قدرت می‌آورد؛ حالا شما می‌خواهی مؤمن نشوی؟ از این قدرت، کسی نمی‌تواند بگذرد.
مهم‌ترین جاذبۀ دین ما هم برای ناآشنایان نسبت به دین و هم برای نوجوانان، قدرت و قوّت روحی است. اگر ایمان نداشته باشی این قوّت را پیدا نمی‌کنی.
خداوند به پیامبر(ص) می‌فرماید: «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنينَ عَلَى الْقِتالِ»؛ مؤمنین را بر قتال تحریک کن. بروند بجنگند. و برای اینکه مؤمنین قوّت قلب پیدا بکنند، می‌فرماید: «إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ»؛ بیست نفر از شما اگر صابر باشید بر دویست نفر غلبه می‌کنید. پس یعنی شما قوی‌تر هستید. «وَ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفاً»؛ اگر شما صدنفر باشید بر هزار نفر از کافران غلبه پیدا می‌کنید.
چرا؟ دلیلش خیلی جالب است. می‌فرماید: «بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ» چون آنها شعور ندارند و نمی‌فهمد؛ ولی شما می‌فهمید.
به نظرم فرماندهان ارتش اسرائیل، آرزو می‌کردند که یک درصد فهم و هوشمندی، شجاعت احساس مسئولیت و عزم این جوانان غزه را سربازهای خودشان داشتند یا لااقل فرماندهان خودشان داشتند.
همه دارند به آنها می‌گویند: این چه امنیتی است که این بچه‌های غزه با دست‌ خالی آمدند و ما را زدند؟ شما کجا بودید؟ این همه ادعا و سرویس‌های اطلاعاتی آنچنانی، همه درهم شکست. خودشان دارند می‌گویند! دیگر طومار اسرائیل واقعاً به‌هم پیچیده شده است.
الآن ما می‌توانیم با سرافرازی این آیه قرآن را بخوانیم، «بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ». اینها فهم ندارند؛ فهم عمیق ندارند. این قدرت پوشالی اسرائیل، پایگاهش نفهمیِ آنها است.
ما چه چیزی را می‌فهمیم که دشمنان ما نمی‌فهمند؟ مثلاً آنها نمی‌فهمند که هیچ‌وقت ظالم‌ها نمی‌توانند تمام راه‌های غلبۀ مظلومان بر خودشان را ببندند. این اصلاً امکان ندارد و عقلانی نیست که بتوانند همۀ راه‌ها را به روی مظلوم ببندند. خداوند جهان را این‌گونه نیافریده است.
چنین چیزی قابل تصور نیست که ظالمی بتواند تمام راه‌های غلبۀ مظلومان بر خودش را ببندد. همیشه یک راهی برای مظلوم هست. ولی آنها این را نمی‌فهمند.
undefined برنامۀ زندۀ تلویزیونی سمت خدا؛ شبکۀ سه – ۱۴۰۲/۰۷/۱۷
@Panahian_text

۱۱:۱۶

undefined پیشنهاد علیرضا پناهیان برای برگزاری جشن‌ها:
undefined جشن‌ها و مراسم سرور اهل‌بیت(ع) را در میادین اصلی شهر برگزار کنید
undefined جلسات پرشور و احساس خود را به همه نشان دهید؛ این هم امر به معروف است
undefined اگر بی‌دینی در جامعه دارد زیاد می‌شود دین‌دارها تظاهرات دینی خود را افزایش دهند
undefined ظواهر دین را پررنگ‌تر جلوه دهید و جذابیت‌های مراسمات مذهبی را به مردم برسانید
undefined به مردمی که مجالس اهل‌بیت‌(ع) را تجربه نکرده‌اند بگویید که حضور در این جلسات چه لذت و موهبتی دارد
undefined هیجانات مذهبی خود را در اماکن دربسته پنهان نکنید؛ این‌ احساس را علنی کرده و با تمام مردم شهرتان شریک بشوید __ #علیرضا_پناهیان:
وقتی دیدید بی‌دینی در یک ‌جامعه‌ای دارد زیاد می‌شود، دین‌دارها باید تظاهرات دینی خود را افزایش بدهند.
جشن‌ها باید در میادین اصلی شهر برگزار شود. شنیده بودم که رشت، شهر شب‌های زنده است، اما اینکه مردم رشت تا پاسی از شب این‌گونه برای اهل‌بیت(ع) جشن و سرور برپا کنند واقعاً جای تقدیر دارد.
با برخی از بی‌دینی‌ها باید به صورت لطیف و زیبا برخورد کرد. باید هیئت‌ها به صورتی نرم و لطیف، حرکت‌ها و تظاهرات دینی را در بین مردم و میادین اصلی شهر برگزار کنند چرا که این امر خودش یک امر به معروف است.
ما امکانات پیروزی بر تمدن کفر را داریم اما خودمان استفاده نمی‌کنیم. جوان‌ترها باید برای کار فرهنگی بیشتر به میدان بیایند. جلسات پرشور و پراحساسی که در هیئات برگزار می‌کنید را به تمام مردم نشان دهید، بسیاری از کسانی که دوری می‌کنند شاید یک‌بار هم این‌ احساس را تجربه نکرده باشند، پس وظیفه شماست که این جلسات را علنی کنید.
برخی می‌گویند که استان گیلان به دلیل توریستی بودن، بیشتر نیاز به کار فرهنگی دارد. در این صورت لازم است که خود مجموعه‌های فرهنگی و جوانان، ظواهر دین را پررنگ‌تر در این شهر و استان جلوه دهند.
هیجانات مذهبی خود را پنهان نکنید. به کسانی که از کنار جلسات و محافل جشن و سرور عبور می‌کنند شیرینی بدهید و با آن‌ها ارتباط بگیرید، سعی نکنید در اماکن دربسته که فقط خودتان هستید مجلس برگزار کنید، این‌ احساس را با تمام مردم شهرتان شریک شوید.
سعی کنید پیام این جذابیت‌های مراسمات مذهبی را به مردم برسانید. شما موظف هستید به مردمی که این مجالس را تجربه نکرده‌اند بگویید که شرکت در مجالس اهل‌بیت‌(ع) چه لذت و موهبتی برایشان دارد.
undefined جشن میلاد پیامبر(ص) در مهدیۀ رشت – ۱۴۰۲/۰۷/۱۳ @Panahian_text

۱۲:۱۷

۲۷ مهر

undefined بیش از مظلومیت غزه باید از شجاعت زنان غزه صحبت کرد
undefined چرا صهیونیست‌ها مناطق مسکونی غزه را بمباران می‌کنند؟
undefined علیرضا پناهیان در گفتگوی زندۀ تلویزیونی شبکه دو:
undefined برخی سیاسیون فاسد جهان هم برای غزه دلسوزی می‌کنند؛ حرف برتر ما غیر از مظلومیت غزه چیست؟
undefined زنان شجاع غزه مردان خود را به میدان فرستادند بااینکه می‌دانستند دشمن خانه‌هایشان را بمباران‌ خواهد کرد
undefined در طول تاریخ شاید هیچ‌وقت مواجهۀ حق و باطل، این‌قدر شهید زن نداشته که الان غزه دارد
undefined اگر زنان غزه موافق نبودند، جوانان و مردان آنها برای مبارزه حرکت نمی‌کردند
undefined اسرائیل خانه‌های غزه را می‌زند تا زنان به ستوه بیایند و نگذارند جوانان‌شان به مقاومت ادامه دهند
undefined زنان غزه نقش اول را در مقاومت دارند؛ شهادت‌طلبی جوانان فلسطین ناشی از درس‌های مادران‌ شجاع آنهاست__#علیرضا_پناهیان:
در طول تاریخ شاید هیچ زمانی در مواجهۀ جبهه حق و باطل، این‌قدر شهید زن نداشته باشیم که در غزه داریم. در تقدیر از زنان غزه و زنان جبهۀ مقاومت، بدون مبالغه عرض می‌کنم که زنان در مقاومت نقش اول را دارند.
این جوانان و مردان غزه که برای مبارزه با صهیونیست‌ها حرکت کردند، مادران، همسران و دخترانی دارند، و اگر این زنان موافق نبودند، این مجاهدان برای مبارزه با اسرائیل حرکت نمی‌کردند.
این مادران و همسران می‌دانستند که اگر جوانان و مردان آنها برای نبرد با اسرائیل اقدام کنند، دشمن صهیونیستی خانه‌های آنان را بمباران خواهد کرد. اگر این زنان مخالفت می‌کردند، جوانان و مردان نمی‌توانستند این حرکت بزرگ را انجام دهند. حتماً نه‌تنها موافق بودند، بلکه مشوّق آنها بودند. لذا می‌توان گفت که خط مقدم و نقش‌آفرینی اول با زنان غزه است.
چرا صهیونیست‌ها مناطق مسکونی غزه را بمباران می‌کنند؟ یک دلیلش این است که خانواده‌ها و زنان غزه به ستوه بیایند و اجازه ندهند مردان و جوانان آنها به مقاومت ادامه بدهند. چون دشمنان می‌دانند که عقبۀ سرمایۀ انسانی و سرمایۀ انگیزشی جوانان غزه، خانواده‌ها و زنان و کودکان هستند.
امروز زنان در خط مقاومت، حرف اول را می‌زنند. اگر با مادران شهدا و مجاهدان مقاومت صحبت کنید، از نزدیک شجاعت و ازخودگذشتگی آنها را حس می‌کنید. به همین دلیل باید گفت مرحبا به زنان مقاومت که این شجاعت را داشتند که به فرزندان خودشان منتقل بکنند.
زنان غزه این ازخودگذشتگی را داشتند که به مرد خودشان بگویند «به میدان مبارزه برو ولو اینکه من را اینجا زیر بمباران‌ها از بین ببرند» این خیلی مقام بزرگی است؛ باید این را بیشتر دید و بیشتر از آن حرف زد، تا اینکه فقط بخواهیم از مظلومیت اهالی غزه صحبت بکنیم یا فقط از کودکانی که قطعه‌قطعه شدند، حرف بزنیم.
امروز شما می‌بینید که برخی از سران فاسد سیاسی جهان هم برای کودکان غزه دلسوزی می‌کنند. ما چه حرف اضافه‌ای داریم؟ ما باید آن حرف برتر را بزنیم و دربارۀ شجاعت آنها بگوییم. وزیر خارجۀ اسبق آمریکا که یک زن بود می‌گفت: «تا وقتی مادران مسلمان به فرزندان خود درس شهادت می‌دهند همه آنها تروریست هستند و باید همۀ آنها را کشت» این سخن یک سیاست‌ورز است که خودش زن است.
آنها می‌فهمیدند که این شهادت‌طلبی جوانان فلسطین ناشی از درس‌هایی است که مادران به آنها می‌دهند. پس زنان در شجاعت این مردان مقاومت نقش اول را دارند. و واقعاً باید دست‌مریزاد گفت و باید این مادران را توصیف کرد و از آنها تقدیر کرد.
undefined برنامۀ «خط سوم» از شبکۀ دو – ۱۴۰۲.۰۷.۲۶undefinedصوت: @panahian_mp3 @Panahian_text

۱۳:۳۰

۲۸ مهر

undefinedتوحش اسرائیل میوۀ تمدن غرب است؛ این تمدن بدون وحشی‌گری پابرجا نمی‌ماند
undefinedببینید لیبرال‌دموکراسی چقدر وابسته است به رژیم ددمنشی مثل اسرائیل!
undefined علیرضا پناهیان در گفتگوی زندۀ تلویزیونی شبکه دو:
undefined الآن خیانت به شهدا و مظلومان غزه است اگر یک عالم دینی‌ در مسجد، حرف بی‌ربط با این حماسه بزند
undefined آموزش به نسل نو باید در متن حادثه‌ها باشد و صرفاً آموزش نظری نباشد
undefined در دل این حماسۀ غزه چه آموزشی به فرزندان‌مان بدهیم؟
undefined جنایت غزه صرفاً توحّش اسرائیل نیست؛ این نتیجۀ تمام تمدن غرب استundefined با دیدن ناتوانی و ضعف دشمن، کفر به طاغوت پیدا کنیمundefined شجاعت در برابر زور و بیان ویژگی‌ ترسوها و افراد شجاع__#علیرضا_پناهیان:
ما آموزش فرزندان‌مان را باید اولاً به مادران‌ بسپاریم، و مادران نباید این آموزش را کاملاً به مسجد و مدرسه بسپارند. به فرمودۀ امام(ره) آموزش مادر جایگزین ندارد. حتی پدران هم مثل مادران نمی‌توانند در تربیت و تعلیم نسل نو در جامعۀ ما موفق باشند.
آموزش به نسل نو باید در متن حادثه‌ها باشد و صرفاً آموزش نظری نباشد. آموزش باید مثل دانشگاه علوم پزشکی باشد که می‌روند بالای سرِ بیمار و همان‌جا به دانشجوها آموزش می‌دهند. بحث‌های نظری را مدتی کنار بگذاریم.
الان خیانت به خون شهدا و خیانت به خون مظلومان غزه است اگر یک عالم دینی‌ در مسجد، حرف بی‌ربط با این حادثۀ بزرگ و حماسۀ سترگ بزند. معلمان ما و گفتگوی عادی مادران ما در خانه باید این باشد.
الان در دل این حادثه و حماسۀ غزه چه آموزشی می‌توانیم بدهیم؟ شاید اولین آموزشی که در این‌باره باید به فرزندان بدهیم این است که بگوییم این وحشی‌گری اسرائیل در غزه، ولیدۀ تمدن غرب است، لازمۀ تمدن غرب است. تمدن غرب بدون این وحشی‌گری‌ها زنده و پابرجا نیست نه اینکه این اشتباه تمدن غرب باشد.
اگر یک پزشک یا مهندس، دزدی کند، نمی‌توان گفت که دزدی کردن لازمۀ پزشکی و مهندسی است، اینها اشتباه موردی است که افراد انجام می‌دهند. اما صهیونیزم و رژیم پلید اسرائیل، فرزند تمدن غرب است. میوۀ آن درخت شوم است. امروز هر کسی این را نفهمد از حداقلّ معرفت در باب تمدن برخوردار نیست.
ببینید چگونه لیبرال دموکراسی وابسته است به داشتن رژیم ددمنشی مثل اسرائیل؟ آلمان مگر تکنولوژی ندارد؟ خُب با فروش ماشین‌های پیشرفته، پول در بیاورد، چرا صدر اعظم آلمان می‌آید و نان در خون بچه‌های غزه می‌زند و به مردم آلمان می‌خوراند؟
آمریکا مگر علم و تکنولوژی پیشرفته ندارد؟ پس چه نیازی به سفّاکی دارد؟ چرا بایدن می‌گوید: اگر اسرائیل نبود ما باید می‌رفتیم یک چنین چیزی را در خاورمیانه ایجاد می‌کردیم؟ برای اینکه اینها نمی‌توانند بدون غارت و جنایت و صرفاً با تکنولوژی، خودشان را اداره کنند.
چرا لیبرال‌دموکراسی غربی به یک رژیم سفّاک در منطقه مانند اسرائیل نیاز دارد؟ چون این نتیجۀ آن تمدن است، این توحّش ولیدۀ تمدن غرب است. این را باید به فرزندان خودمان یاد بدهیم و الّا بچه‌هایمان غربزده می‌شوند و از ظاهر غرب فریفته می‌شوند و این تقصیر کلّ علمای دین است که دارند تبلیغ می‌کنند و تقصیر کلّ معلمان و پدران و مادران ما خواهد بود.
این چیزی که الآن داریم می‌بینیم صرفاً توحّش یک رژیم آپارتاید دینی به نام اسرائیل نیست؛ بلکه این تمام تمدن غرب است که به اصطلاح «شیشۀ عمرش» در اینجا دارد شکسته می‌شود.
درس دیگری که می‌توانیم از این حماسه بگیریم این است که کفر به طاغوت پیدا بکنیم؛ چون می‌بینیم که تمدن غرب غیر از این توحّش، تمدنی ناتوان و ضعیف است. دیدید که آسیب خورد؟ علی‌رغم این هیمنه‌ای که برای خودشان درست کردند و تکنولوژی و تجهیزاتی که دارند ببینید چقدر آسیب‌پذیرند!
باید ضعف دشمن را به فرزندان نشان بدهیم و دشمن را خیلی بزرگ جلوه ندهیم. نشان بدهیم دشمنان ما ضعیف و آسیب‌پذیر هستند. شاید بچه‌های ما تصور کنند که آنها خیلی قدرت دارند، چون در فیلم‌ها و صفحات مجازی مدام تجهیزات و هواپیماهای خودشان را نشان می‌دهند.
مادران و معلمان ما باید به بچه‌ها بگویند که دشمنان ما باوجود این امکانات هم هیچ غلطی نتوانستند بکنند. در دفاع مقدس ما هم همین‌طور بود. این آسیب‌پذیر بودن دشمن و اینکه مظلومان چگونه می‌توانند قدرتمند بشوند را برای فرزندان‌مان توضیح بدهیم.
درس سوم، شجاعت در برابر زور است و بیان ویژگی‌های ترسوها و افراد شجاع. ترسوها سازش با دشمن را تئوریزه می‌کنند، ترسوها گاهی خیلی وحشی می‌شوند؛ مثل اسرائیلی‌هایی که زنان و کودکان را وحشیانه می‌کشند چون خود را در معرض نابودی می‌بینند.
undefined برنامۀ «خط سوم» از شبکۀ دو – ۱۴۰۲.۰۷.۲۶undefinedصوت: @panahian_mp3 @Panahian_text

۶:۳۵

undefined یک دروغ بزرگ دربارۀ سکولاریزم به جامعۀ بشری گفته‌اند:
undefined صهیونیست‌ها سکولاریزم(عدم دخالت دین) را ترویج کردند اما خودشان با یک دین انحرافی بر همه مسلط شدند
undefined علیرضا پناهیان در اجتماع بین‌المللی عاشقان مبارزه با اسرائیل:
undefined چرا قرآن فرمود: یهودی‌ها شدیدترین دشمنی را با مؤمنان دارند؟
undefined بدترین دشمن مؤمنان، یهودیان صهیونیست هستند که در دین‌شان سلطه‌طلبی بر انسان‌ها را قرار دادند
undefined فقط با دین می‌شود علیه دین تحریف‌شدۀ صهیونیسم قیام کرد نه با شعارهای حقوق بشری و اومانیستی
undefined فقط قدرت دین حق است که می‌تواند مظلومان را بر یک دین باطل پیروز کند
undefined مشکل بشر بی‌خدایی نیست بلکه خداپرستان دروغینی به‌نام یهود صهیونیست‌اند که خود را قوم برتر دانسته و دیگران را قتل‌عام می‌کنند!_آیۀ عجیبی در قرآن کریم هست که اشاره به حقایق زمان ما دارد. «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ» (مائده، 82) ای پیامبر، قطعاً این حقیقت را خواهی یافت که شدیدترین دشمنی با مؤمنان از جانب یهودی‌ها است.
چرا اینها شدیدترین دشمن هستند؟ برای اینکه یهودی‌های صهیونیست در تعلیمات دینی خود تصریح می‌کنند که خدا دو نوع حیوان آفریده؛ یک حیوان چهارپا و یک حیوان دوپا که انسان‌های غیر یهودی‌ هستند. لذا هر کدام از اینها را به قتل برسانیم اساساً هیچ حقی ضایع نشده چون آنها اصلاً حقی ندارند.
برای آموزش و پرورش کشورهای اسلامی من‌جمله کشور خودمان تأسف می‌خورم اگر این آیۀ قرآن را به کودکان یاد ندهند. بدترین دشمنان ما همین یهودی‌ها هستند که در دینِ خودشان سلطه‌طلبی بر انسان‌ها را تعبیه کرده‌اند. اینها خودشان را به‌عنوان قوم برگزیده معرفی کرده و به‌عنوان امر خدا انسان‌ها را می‌کُشند.
دربارۀ سکولاریزم یک دروغ بزرگ را به جامعۀ بشری گفته‌اند. سکولاریزم یعنی اینکه دین را دخالت ندهید. این دروغ را اندیشمندان نگفتند بلکه صهیونیست‌ها این دروغ را گفتند چون خودشان بر مبنای یک دین باطل و بر مبنای دینی که دستور وحشی‌گری به آنها می‌دهد بر انسانها سلطه پیدا کردند.
صهیونیست‌ها و یهودی‌هایی که در آیۀ قرآن اشاره شده، با قدرت یک دین تحریف‌شده، بر انسان‌ها سلطه پیدا کردند و بعد، همین صهیونیست‌ها دنبال ترویج سکولاریزم هستند تا دیگران با دین قدرت پیدا نکنند و نتوانند آنها را از بین ببرند.
تنها و تنها با دین است که می‌شود آنها را از بین برد؛ با شعارهای حقوق بشری، با شعار آزادی و شعارهای اومانیستی نمی‌شود صهیونیست‌ها را از بین برد! اصلاً صهیونیست‌ها ولیدۀ نامشروع همین شعارهای اومانیستی و حقوق بشری هستند. همان نظام‌هایی که منافقانه شعار حقوق بشر و آزادی سر می‌دهند این ولیدۀ شوم و غدۀ سرطانی را در میان مظلومان و مؤمنان در این منطقه قرار دادند.

اشتباه نکنیم! فقط با دین می‌شود علیه یک دین انحرافی قیام کرد. فقط قدرت دین حق است که می‌تواند مظلومان را بر یک دین باطل پیروز کند! فقط دین می‌تواند صهیونیست‌ها را از بین ببرد.
قرآن با سکولاریزم مبارزه نمی‌کند و چیزی به نام الحاد در مقابل خود ندارد! آموزش‌های دینی و فریادهای عالمان دینی نباید منحرف بشود به سوی مفاهیمی به نام الحاد و آتئیست و بی‌دینی و بی‌خدایی! ما در میان خود مشکلی به نام بی‌دینی نداریم!
ما در مقابل خود مشکلی داریم به نام دین انحراف‌یافته و دینی که سلطه پیدا کرده است بر مسیحیان و مسلمانان عالم؛ دینی که سلطه دارد بر اقتصاد جهان؛ و این دین یهود است. و این دین را با دین می‌شود از بین برد!
مشکل بشریت بی‌خدایی نیست! مشکل بشریت خداپرستان دروغینی هستند به نام یهود صهیونیست که خود را از جانب خدا قوم برتر می‌دانند و این‌چنین مؤمنان را قتل‌عام می‌کنند!
به مسیحیان عالم باید بگوییم برای اینکه کشورهای شما از زیر یوق صهیونیست‌ها نجات پیدا کند باید با دین خود علیه این دین انحرافی قیام کنید. خداوند در همین آیه می‌فرماید: «وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ قالُوا إِنّا نَصارى» نصاری و مسیحیان نزدیک‌ترین قوم به مسلمان‌ها هستند.
این آیه قرآن، حساب مسیحیان را کاملاً از یهود جدا می‌کند. خداوند در اینجا از مسیحیان تعریف می‌کند و شدیدترین دشمنی را نسبت می‌دهد به یهود. این راهبرد جهانی مسلمانان است برای اینکه مسیحیان جهان را بیدار کنند، تا مسیحیان در کنار مسلمان‌ها قرار بگیرند علیه یهود صهیونیزمی که مسیحیان و مسلمانان را با هم به بردگی کشیده است.
به سردمداران دولت‌های فاسد کشورهای مسیحی نگاه نکنید. آنها حسابشان از مردم مسیحی جداست. آنها دست‌نشانده‌های صهیونیزم هستند؛ همان‌طور که در کشورهای اسلامی هم سیاست‌ورزانی داریم که دست‌نشاندگان صهیونیزم هستند.
undefined حرم حضرت معصومه(س) – ۱۴۰۲.۰۷.۲۷ صوت: @panahian_mp3 @Panahian_text

۱۷:۳۲

۳۰ مهر

undefined به‌جای «هیهات منّاالذّلة» فریاد «یا منصورُ أمِت» سر بدهیم
undefined بالاتر از شهادت‌طلبی شعار انتقام خون شهدا را سر بدهیم
undefined علیرضا پناهیان در اجتماع بین‌المللی عاشقان مبارزه با اسرائیل:
undefined «هیهات منّاالذّلة» شعار امام‌حسین(ع) در اوج غربت و محاصره بود؛ شاید امروز باید شعار مختار را سر بدهیم
undefined امروز مؤمنان و مسلمانان در معرض انتقام خون شهیدان‌ خود قرار دارند
undefined شعار «یا منصورُ أمِت» فریاد مؤمنان است خطاب به جوانان حماسه‌ساز مقاومت و غزه
undefined«یا منصورُ أمِت» یعنی ای کسی که پیروز هستی و خدا یاری‌ات کرده، قاتلان و ظالمان را بکُش! _#علیرضا_پناهیان:
دیگر دوران یهود صهیونیزم به سر آمده است. از اینجا به بعد با هم فریاد پیروزی و غریو نصرت و فتح سر بدهیم. شاید کم‌کم دوران «هیهات منّاالذّلة» گذشته باشد. این شعار اباعبدالله الحسین(ع) در اوج غربت و در نهایت محاصره بود.
شاید ما باید شعار مختار را سر بدهیم که در جریان انتقام خون حسین(ع) شعار «یا منصورُ أمِت» سر می‌داد. یا منصور یعنی ای کسی که پیروز هستی، ای کسی که خدا تو را یاری کرده است، قاتلان را بکُش! ظالمان را بکُش!
امروز شعار «یا منصورُ أمِت!» فریاد مؤمنان است خطاب به جوانان حماسه‌ساز غزه که رهبری عزیز پیشانی و بازوی آنها را بوسیدند. حماس هنوز کوچک‌ترین ضربه و صدمه‌ای نخورده است و انرژی خود را آماده کرده است برای ضربه‌های سهمگین‌تری که باید بر پیکر صهیونیست‌ها وارد کند.
ما الان شعاری بالاتر از شهادت‌طلبی داریم! شعاری بالاتر از اینکه ما از شهادت نمی‌ترسیم داریم. شهادت‌طلبی برای وقتی است که ما در معرض شهادت هستیم. کم‌کم به‌جایی می‌رسیم که مسلمانان در معرض شهادت نیستند بلکه در معرض انتقام خون شهیدان‌ خود هستند و ان‌شاءالله تاریخ را تغییر خواهیم داد.
شاید به زودی «مرگ بر اسرائیل» برای ما یک خاطره بشود. «مرگ بر اسرائیل» وقتی گفته می‌شود که هنوز اسرائیل نمرده باشد. ولی ما می‌بینیم که جمجمۀ او شکسته و شیشۀ عمرش ترک برداشته است. امروز باید به مردم غزه و حزب‌الله لبنان و جوانان عراقی و سوری که برای مبارزه با اسرائیل حرکت کردند بگوییم «یا منصورُ أمِت!»
یک زمانی خواهد رسید که اسرائیل از صفحۀ روزگار محو شده است. چرا آن زمان، زمان ما نباشد؟ یک زمانی فلسطینی‌ها آخرین شهیدان را خواهند داد، چرا آخرین شهیدان فلسطینی همین شهدای امروز غزه نباشند؟ یک زمانی آخرین لحظه‌های قدرت پوشالی صهیونیزم خواهد بود؛ چرا ما الآن شاهد این آخرین لحظه‌ها نباشیم؟ شاید در زمان ما همۀ این اتفاق‌ها بیفتد.
مردم فلسطین خودشان را برای ادارۀ فلسطین آماده کنند. حضرت امام(ره) می‌فرمود که وقتی دیدید همۀ دل‌ها متوجه یک حقیقت شده است، بدانید نصرت خدا به دنبالش خواهد بود... تظاهرات خودجوشی که در همۀ کشورها رخ داد از این واقعیت حکایت می‌‌کند.
در همین تهران وقتی خبر بمباران بیمارستان غزه منتشر شد، مردم تا صبح در خیابان‌ها بودند، این تظاهرات با همۀ تظاهرات‌ها متفاوت است. شور شما امروز، با همۀ احساسات انقلابی متفاوت است. در چشم‌ها که نگاه می‌کنی می‌بینی انتظار به پایان رسیده است.
کسی خدمت امام صادق(ع) آمد و گفت فرزندش را گم کرده است. بار اول و دوم که آمد ناله می‌زد. امام صادق او را تسلّی دادند و به صبر دعوت کردند و امیدوارش کردند. بار سوم که آمد گفت که دیگر صبرم تمام شده است. امام صادق(ع) فرمود فرزندت امروز پیدا می‌شود. او که از نزد امام بیرون رفت فرزند خود را پیدا کرد. اطرافیان امام صادق(ع) گفتند: شما از علم غیب استفاده کردید و گفتید امروز فرزندت پیدا می‌شود؟ حضرت فرمود: نه، وقتی که صبر و تحمل به پایان برسد، فرج حاصل می‌شود. (ارشاد القلوب، ج1، ص150)
یا صاحب الزمان! این مردم نمی‌توانند کودکان غزه را بیش از این قطعه‌قطعه شده تحمل کنند. هیچ‌یک از مسلمانان نمی‌توانند. هیچ انسان با شرفی در جهان دیگر نمی‌تواند تحمل کند. این بی‌صبری ما را از ما بپذیر. همین مقدار ما را لایق دیدار خودت قرار بده! مقدمات فرج تو با قدرت مسلمانان باید فراهم بشود. یابن الحسن، بازوی قویّ جوانان حماس را ببین و بیا.
یابن الحسن بیا و مسیح بن مریم را با خود بیاور؛ جهان مسیحیت و جهان اسلام را از این ظلمتی که صهیونیزم بین‌الملل بر دولت‌ها و بر جان ملت‌ها ایجاد کرده و از این سایۀ شوم رهایی ببخش و به نور خودت ما را نجات بده.
undefined حرم حضرت معصومه(س) – ۱۴۰۲.۰۷.۲۷ صوت: @panahian_mp3 @Panahian_text

۱۲:۲۰

۳ اسفند

undefinedآیا داشتن انتخابات پرشور و مشارکت بالا مستلزم دوقطبی‌سازی است؟
undefinedبرنامۀ تلویزیونی «بدون توقف» با موضوع انتخابات و مسائل پیرامون آن- قسمت اول
undefinedخداوند متعال سوره‌ای به نام «منافقین» نازل کرد و منافقان دوقطبی‌ساز را رسوا کرد
undefinedدوقطبی‌سازی کاذب، شنیع‌ترین اتفاق سیاسی در یک جامعه است که نتیجه‌ای جز نابودی جامعه ندارد
undefinedایجاد دوقطبی برای رأی‌گیری، قطعاً یک جنایت است؛ چون آثار شومش اصلاً قابل رفع نیست
undefinedدیکتاتوری‌ای‌ که رسانه‌های دوقطبی‌ساز ایجاد کردند از دیکتاتوری رضاخان و ساواک بدتر است__#علیرضا_پناهیان
در زمان رسول‌خدا(ص) منافقینی بودند که بعدها دست به قتل اولیای خدا زدند؛ ولی جنایت دوقطبی‌سازی جامعه اینقدر بالا است که خداوند متعال سوره‌ای به نام «منافقین» نازل کرد و منافقان دوقطبی‌ساز را افشا و رسوا کرد. تنها منافقی که خدا آبرویش را برد کسی بود که می‌خواست جامعۀ مدینه را دچار دوقطبی کند. بعضی‌ها در کشور ما دوقطبی را طبیعی می‌دانند؛ یعنی اینها از بدیهیات دین فاصله دارند.
یکسان‌سازی مردم خطا و حماقت است، وجود گروه‌های متعدد و متکثر در جامعه عامل پیشرفت است، ولی دوقطبی‌سازی کاذب، شنیع‌ترین اتفاق سیاسی در یک جامعه است. به‌طور طبیعی دوقطبی‌هایی در جامعه هست، ولی تحریک آنها به‌عنوان گسل‌های اجتماعی نتیجه‌ای جز نابودی جامعه ندارد.
دوقطبی‌سازی یعنی اوج دشمنی بین دو جریان، که مردم را تحریک کند و به صحنه بیاورد. این کار در بلندمدت آثار شوم بسیاری دارد که یک کشور را زمین می‌زند. مهم‌ترین آثار شوم دوقطبی‌ساز این است که انتقاد از یک قطب افراد را به عضویت در قطب مقابل متهم می‌کند، هر قطب عیوب قطب رقیب را برجسته می‌کند و از ضعف‌های خودشان چشم می‌پوشند، افراد به‌ جای تضارب آرا به دنبال پیروزی در مناظره هستند. بدون انتقاد و تضارب آرا و افکار جامعه رشد نمی‌کند.
نگاه سیاسی‌ رهبر انقلاب این است که هیچ جریانی حذف نشود؛ مگر جریانی که ضدّ ملت باشد. یک زمانی فرمودند اگر جریان چپ نبود من خودم آن را می‌ساختم؛ چون باعث تفکر در جامعه می‌شود. یک جریان نباید دیگر جریان‌ها را در یک قطب قرار بدهد. بقیه‌ یک قطب نیستند، چون با هم تفاوت‌هایی دارند. وقتی یک جریان دیگران را در یک کاسه جمع می‌کند، دارد خودنمایی و بزرگنمایی می‌کند. این دروغ بزرگ دیگران را تحت دیکتاتوری روانی قرار می‌دهد به‌طوری که نمی‌توانند اظهارنظر کنند.
اختلاف نظر و رقابت سالم اقتصادی و سیاسی محسّنات زیادی دارد؛ آداب و آئینی هم دارد. رقابت نباید موجب حذف کسی شود. نباید کسی دیگر جریان‌ها را متّهم کند، با دروغ‌پراکنی و تخریب فضای جامعه را متشنّج کند. گاهی اینها حتی اصل نظام را هم زیر سؤال می‌برند. این وضعیت بدتر از وضعیت کشورهای بدبختی است که به‌خاطر دوقطبی‌بودن تحت سیطرۀ صهیونیست‌ها هستند؛ چون اینجا یکی از قطب‌ها ژست اپوزسیون می‌گیرد. بنده حوادث سال گذشته را نتیجۀ عملکرد دوقطبی‌سازی جامعه می‌بینم.
هر اختلافی دوقطبی‌سازی نیست. «قطب» یعنی یک سلسله نظریات، که از یک مبنا و آبشخور تغذیه می‌شود، مهندسی‌ خاصی از مفاهیم و مواضع را شکل داده، افرادی را سازماندهی کرده است. اگر در طرف دیگر یک سلسله از نظرات با مبانی متفاوت ایجاد و مفاهیم و مواضع خاص مهندسی شود، دو قطب شکل می‌گیرد.
یکی از ضررهای مهمّ دوقطبی این است که از جبهه‌گیری در مقابل قطب اصیلی که مقابل‌مان قرار دارد باز می‌مانیم. رسول‌خدا(ص) از تفکیک دوقطبی واقعی انصار و مهاجرین ناراحت شد؛ چون اگر اینها با همدیگر اختلاف کنند، اختلاف اصیل ایمان و کفر و ظالم و مظلوم از بین می‌رود. دوقطبی درونی ما را در مقابل کفر و ظلم ضعیف می‌کند.
در ادبیات رهبر معظم انقلاب شاهد دوقطبی‌هایی مثل «خودی-غیرخودی» و «انقلابی-غیرانقلابی» هستیم. ایشان می‌فرمایند خودی و انقلابی یعنی کسانی که دلسوز کشور هستند؛ حتی در انتخابات می‌فرماید اگر شما نسبت به نظام هم انتقاد یا اعتراضی دارید کشورتان را رها نکنید چون انتخابات کشور شما را تقویت می‌کند و اگر کشور تضعیف بشود، دشمنان این سرزمین و مردم سلطه پیدا می‌کنند و ضربه می‌زنند.
اگرچه دوقطبی‌سازی موقتاً مشارکت را افزایش می‌دهد، اما آثار شومش بیشتر از اثر افزایش مشارکت است. ایجاد دوقطبی برای رأی‌گیری، قطعاً یک جنایت است؛ چون آثار شومش اصلاً قابل رفع نیست.
دیکتاتوریی‌ که رسانه‌های دوقطبی‌ساز ایجاد کردند از دیکتاتوری رضاخان و ساواک بدتر است. مرگ بر حزبی که می‌خواهد جلوی آزادی اندیشه را بگیرد. چه اشکالی دارد یک نماینده یک نظر بدهد نزدیک اصولگراها و یک نظر بدهد نزدیک اصلاح‌طلب‌ها؟! نه اصلاح‌طلب‌ها و نه اصولگراها مانیفست واضحی ندارند. نه مردم و نه نخبگان به‌سادگی‌ قابل دسته‌بندی به اصلاح‌طلب‌-اصولگراها نیستند.
undefined برنامۀ تلویزیونی «بدون توقف»- شبکۀ سه - ۱۴۰۲.۱۰.۰۴صوت: @panahian_mp3@Panahian_text

۱۱:۲۰

۵ اسفند

undefinedباید فرهنگ‌سازی صورت بگیرد؛ سیاسیون فرهنگ جامعۀ ما را بر اساس دوقطبی‌سازی خراب کردند
undefinedبرنامۀ تلویزیونی «بدون توقف» با موضوع انتخابات و مسائل پیرامون آن- قسمت دوم
undefinedگروه‌های مختلف وارد میدان شوند؛ این کار به بیرون‌آوردن جامعه از دوقطبی کمک می‌کند
undefinedمردم کشورمان در سطح اعلای بلوغ سیاسی هستند، امّا سیاسیون با دوقطبی‌سازی ایجاد خفقان کردند
undefinedوقتی سیاسیون ذهن جامعه را خراب بکنند، امیرالمؤمنین(ع) هم نمی‌تواند جامعه را نجات بدهد
undefinedوقتی یک نماینده گسل اجتماعی را تحریک می‌کند، شورای نگهبان باید بگوید تو دیگر صلاحیت سیاسی نداری__#علیرضا_پناهیان
بعضی‌ها فرض را بر این گرفتند که اساساً بیشتر از دو دیدگاه در جامعه نیست. اصلاً این‌طور نیست. در موضوعات مختلف اقتصادی، فرهنگی، سیاسی چندین نظر وجود دارد که طرفدارانشان در این دو گروه پخش هستند. افرادی که دیدگاه‌های مختلف دارند می‌توانند دیدگاه‌هایشان را با مردم در میان بگذارند و رأی متناسب با خودشان را بگیرند. معمولاً وقتی طیف‌بندی شد نماینده‌ای که در یک زمینه‌ نظرش به طیف مقابل نزدیک باشد نظرش را ابراز نمی‌کند. می‌گوید من آن جبهه را تقویت نمی‌کنم. اینجا به‌جای رشد یک جنایت بزرگ اتفاق می‌افتد.
دوست دارم گروه‌های مختلف فکری خودشان را سازماندهی کنند و وارد میدان شوند. این کار به بیرون‌آوردن جامعه از دوقطبی کمک می‌کند. لذا در جلسات جریان پایداری، شورای ائتلاف و جمنا رفتم و سخنرانی کردم. من عضو آنها نمی‌شوم ولی هر کاری را که به تشکّل و سازماندهی افراد و حرف‌ها و نظریات کمک کند مبارک می‌دانم. دوست دارم این نقد و آزادی افکار در جامعه جریان داشته باشد.
هر اختلاف نظری اسمش دوقطبی نیست. این یک‌جور سوءاستفاده از کلمۀ دوقطبی‌سازی است. اختلاف‌نظرها مفید است. حضرت آیت‌الله ری‌شهری گفتند که زمانی که وزیر اطلاعات بودم، اختلافات داخلی را به امام گزارش دادم. امام فرمودند برای مملکت اختلافات کم ضرر دارد، اختلافات زیاد خوب است؛ یعنی اینها همدیگر را نقد، تعدیل و تکمیل می‌کنند، مردم انتخاب می‌کنند، خبرگان و نخبگان جامعه رشد می‌کنند.
هرکدام از مردم مرجع تقلید متفاوتی با دیگری انتخاب می‌کنند. آیا کسی دربارۀ مرجع دعوا می‌کند؟! دربارۀ پزشک و معلم و ... هم همین‌طور است، مگر مردم در آن موارد شبیه یارگیری انتخاباتی عمل می‌کنند؟ این انتخابات آزادانه مگر حقّ مردم نیست؟ اگر انتخاب پزشک، مرجع و ... دوقطبی بشود قدرت انتخاب از مردم سلب می‌شود.
مردم کشورمان از نظر سیاسی بالغ، بلکه در سطح اعلای بلوغ سیاسی هستند، امّا سیاسیون ایجاد خفقان کردند. نخبگان هم جزء مردم هستند. چندین استاد دانشگاه و حوزه می‌شناسم که می‌گوید اگر نظر بدهم به من می‌گویند تو مال فلان طیف هستی. چه‌کسی این خفقان را ایجاد کرده است؟ مردم بلوغ سیاسی دارند، نخبگان هم جزء مردم هستند، منتها از متهم‌شدن می‌ترسند یا وقتی وارد یکی از طیف‌‌های سیاسی می‌شوند، به خودشان جرأت نقد جریان خودشان را نمی‌دهند. اینجا سرنوشت جامعه مطرح است، لذا کار باید با اندیشه جلو برود.
تردید ندارم که باید فرهنگ‌سازی صورت بگیرد. سیاسیون فرهنگ جامعۀ ما را بر اساس دوقطبی‌سازی خراب کردند. مردم ما خیلی رشد دارند و اگر سیاسیون نابخردانه عمل نکنند - مثل دوقطبی‌سازی و ژست اپوزسیون گرفتن - مردم ما رشد بیشتری می‌کنند. وقتی سیاسیون ذهن جامعه را خراب بکنند، امام و رهبری که چه عرض بکنم امیرالمؤمنین(ع) هم نمی‌تواند جامعه را نجات بدهد؛ چون نقش خواص، جدی‌ و قدرت تخریب‌گری‌شان بالاست.
وقتی یک نماینده گسل اجتماعی را تحریک می‌کند، شورای نگهبان باید بگوید تو دیگر صلاحیت سیاسی نداری و به‌عنوان یک مجازات او را از مجلس بیرون بیندازد. گاهی فوتبالیست‌ها را هم با یک خطا بیرون می‌اندازند. ما باید قانونی داشته باشیم که ملاک رد صلاحیت به ما می‌دهد. قانون بگوید هرکس گسل‌های اجتماعی را فعال کند و باعث اختلافات ملی شود، صلاحیت سیاسی ندارد. باید قوانین رد صلاحیت را تکمیل‌ و شفاف کنیم.
ما می‌توانیم طرح‌های افراد برای بهبود اوضاع کشور را بشنویم، هر کدام امیدبخش‌تر و واقع‌بینانه‌تر بود، به آن رأی بدهیم. بعضی‌ از کسانی که برای مشکلات راه‌حل ندارند، پشت دوقطبی می‌ایستند، اگر رأی هم بیاورند مشکل را حل نمی‌کنند؛ می‌گوید چون من طرف این طیف هستم طرفدارها به من رأی بدهند؛ طرفدارها هم برای اینکه از طیف دیگر بدشان می‌آید به او رأی می‌دهند. این طرفداری‌ها و نفرت‌ها به‌دروغ ایجاد شده است.
undefined برنامۀ تلویزیونی «بدون توقف»- شبکۀ سه - ۱۴۰۲.۱۰.۰۶@Panahian_text

۸:۳۷

۷ اسفند

undefined عملکرد تخریبی برخی سیاسیون و دوقطبی‌سازی در درازمدت باعث کاهش مشارکت در انتخابات است
undefinedبرنامۀ تلویزیونی «بدون توقف» با موضوع انتخابات و مسائل پیرامون آن - قسمت سوم
undefinedبعضی‌ها کاری می‌کنند که اگر یک سیاستمدار اشتباه کند، مردم با صندوق رأی قهر کنند
undefinedمقصر مشارکت پایین، کسانی هستند که در عرصۀ سیاست نقش اپوزسیون گرفتند
undefinedوقتی اوضاع خراب می‌شود باید بیشتر مشارکت کنیم تا بتوانیم اوضاع را تغییر بدهیم
undefinedاگر افراد به‌جای شعار با برنامه بیایند، مردم برای رأی‌دادن تهییج می‌شوند، راه دیگری نداریم------------#علیرضا_پناهیان
افراد ضعیف و ترسو که دوقطبی‌سازی می‌کنند، خودشان را در پناه این جبهه، قرار می‌دهند. افراد ضعیف وارد یک طیف می‌شوند و بین طیف‌ها درگیری‌هایی ایجاد و تشدید می‌کنند و الّا حیات سیاسی‌شان از بین می‌رود. اگر اینها بعداً مدیر یا نماینده شوند آدم‌های منفعلی هستند، به دهان این و آن نگاه می‌کنند. جامعه‌مان باید به افراد مستقل و صاحب‌نظر میدان بدهد. این مغایر دوقطبی‌سازی است.
اگر بخواهیم با هیجان در کوتاه‌مدت مشارکت شکل بگیرد، راهش روش‌های بسیار غلط دوقطبی‌سازی کاذب است. مشارکت در کوتاه‌مدت شکل نمی‌گیرد. مشارکت علل درازمدت دارد. اگر مشارکت پایین است، مقصرش کسانی هستند که تخریبی در عرصۀ سیاست وارد شدند، نقش اپوزسیون گرفتند، هر ضعفی خودشان داشتند یک لگد به نظام زدند. اینها در درازمدت باعث ایجاد یأس و کاهش مشارکت می‌شوند.
عملکرد نادرست نباید اجازه بدهد فرهنگ جامعه نسبت به سیاست منفی شود. عملکرد غلط یک مربی فوتبال باعث می‌شود طرفداران آن تیم مربی را کنار ‌بگذارند؛ پس در مدیریت کشور هم هنگام عملکرد نادرست، مدیر، سیاست و روش نادرست را باید کنار گذاشت، نه اینکه کشور را کنار بگذاریم.
اگر دوقطبی‌سازی شد هرکس به او انتقاد بشود یا خودش شروع به تخریب نظام می‌کند یا ادعا می‌کند انتقاد به او تخریب نظام است. آن‌وقت افراد نسبت به کلّیت نظام دلسرد می‌شوند. مثلاً کسی که رد صلاحیت شده، شورای نگهبان را می‌زند. شورای نگهبان بخشی از نظام است که داوری می‌کند. این فرو بریزد مشارکت فرو می‌ریزد.
عملکرد بد یک مدیر، مردم را دلسرد می‌کند، من هم چون هم‌طیف او هستم حرفی نمی‌زنم، این مشارکت را پایین می‌آورد. وقتی دوقطبی‌سازی نباشد، باب انتقاد و گفتگو باز است. آیا وقتی یک پزشک اشتباه می‌کند مردم دیگر به پزشک مراجعه نمی‌کنند؟! ولی بعضی‌ها کاری می‌کنند که اگر یک سیاستمدار اشتباه کند مردم با صندوق رأی قهر کنند.
من تعجب می‌کنم از این کسانی که هر از گاه می‌گویند بستر و قانون اعتراضات عمومی کجاست؟ آیا جامعه‌ای که در هر محله‌ یک سالن اجتماع وجود دارد به نام مسجد، روزی سه مرتبه از شما دعوت به تجمع می‌شود، ارزشمندترین امر به معروف و نهی از منکر ایرادگرفتن از مسئولین است، وظیفۀ دینی‌ است که مساجد و مؤمنین با هم شبکه بشوند، دین از آنها این همه حضور را می‌خواهد، این جامعه باید دنبال نحوۀ اعتراض بگردد؟ مساجد ما کارکرد خوبی ندارند. خیلی‌ها تصور می‌کنند عقل خدا و دین و اولیاء به جامعۀ امروز نمی‌رسید. مسجد و دین و قرآن مال جامعۀ بدوی و پر از جهالت است. چرا ما باید عبادتمان را در محلّ تجمع انجام بدهیم؟
چرا رابطۀ حوزۀ علمیه با مساجد قطع است؟! چرا مساجد با هم شبکه نمی‌شوند؟ ما باید با هم پیوند داشته باشیم. گفتگوهایی که الآن اینجا داریم حتی با نظرات بسیار شدیدتر و مخالف‌تر، باید در مساجد اتفاق بیفتد و در آنجا حل بشود تا به شقاق اجتماعی تبدیل نشود. این فرض قابل تصور نیست که مساجد محلّ مطالبه‌گری بشوند و پاسخ ندهد. چطور وقتی فضای مجازی، مطبوعات، تشکل‌های دانشگاهی و ... محلّ مطالبه‌گری می‌شود پاسخ می‌گیرند؟ آن‌وقت مسجد نتیجه نگیرند؟!
خیلی‌ها ممکن است بگویند چون وضعمان خراب است یا در انتخابات شرکت کردیم و نتیجۀ لازم را نگرفتیم، پس دیگر شرکت نکنیم و قهر با صندوق اتفاق بیفتد. خیلی از سیاستمدارانی که نقش اپوزوسیون بازی می‌کنند و رسانه‌های بیگانه در تشدید این تصور نقش دارند. اگر سیاستمداران ما سیاست‌باز نبودند و انتقادهایشان را با روشی غیرتخریبی مطرح می‌کردند، وقتی اوضاع خراب می‌شود باید بیشتر مشارکت کنیم تا بتوانیم اوضاع را تغییر بدهیم؛ منطقش این است که کسی که راه‌حل دارد رأی بیاورد، نه کسی فحش بدهد.
چرا تصور می‌کنید شاید شعار می‌دهد؟ چون تا حالا شعاری رأی آورده بودند نه برنامه‌ای. تفاوت شعار با برنامه این است که اگر یکی گفت به ما رأی بدهید تا از وضعیت الف به وضعیت ب ‌برویم. اگر مردم ببینند حرفش معقول است به او رأی می‌دهند.
اعتماد مردم به شعارها کاهش یافته است. معمولاً وقتی دوقطبی‌سازی می‌شود کار به شعار می‌کشد. اگر افراد با برنامه بیایند، برنامه افراد را برای رأی‌دادن تهییج می‌کند.
undefined برنامۀ «بدون توقف»- شبکۀ سه - ۱۴۰۲.۱۰.۱۳
صوت: @panahian_mp3@Panahian_text

۷:۳۹

۸ اسفند

undefined وقتی مشارکت مردم در انتخابات حقیقی و فراگیر باشد، هیچ‌کس با دلایل بیهوده رأی نمی‌آورد
undefinedبرنامۀ تلویزیونی «بدون توقف» با موضوع انتخابات و مسائل پیرامون آن- قسمت چهارم
undefined آدم‌های خوب زیادی داریم که حاضر نیستند نامزد انتخابات بشوند، چون برخی فضای سیاسی را آلوده کرده‌اند
undefined وقتی مردم خودشان ادارۀ امورشان را به عهده بگیرند، مردم‌سالاری حقیقی تحقق پیدا کرده است
undefined یکی از آسیب‌های مشارکت به شکل فعلی وجود احزاب است، چون مسئولیت نماینده‌ای را که معرفی کرده‌اند قبول نمی‌کنند
undefined شاید لازم باشد روش انتخابات را عوض کنیم------------#علیرضا_پناهیان
بیان عملکرد مثبتی که تا حالا انجام گرفته و داشتن برنامه به افزایش مشارکت کمک می‌کند، شخصیت سیاسی هم در افزایش مشارکت مؤثر است. ما باید ویژگی‌های شخصیت سیاسی را اعلام کنیم مثل فهیم، مستقل، باادب، تاب‌آوری بالا، انتقادپذیر و ... هرکسی نباید شخصیت سیاسی بشود مثل آدم‌هایی که رفتار دفاعی دارند یا فرافکنی می‌کنند.
آدم‌های خوب زیادی داریم که حاضر نیستند نامزد انتخابات بشوند، چون عده‌ای با دوقطبی‌سازی، تخریب‌ها و باندبازی‌ها فضای سیاسی را آلوده کردند. بسیاری‌ از نخبگان‌ مرعوب کنش‌های سیاسی غلط هستند. وقتی شما وارد مجلس شوی سرنوشتت به دست خبرنگاری می‌افتد که اگر بخواهد مزدور یک جریان سیاسی باشد سکۀ یک پولت می‌کند.
ما باید فضا را اصلاح بکنیم. نگوییم «نمی‌گذارند، نمی‌کنند، اجازه نمی‌دهند». اگر اراده کنیم اعتراض‌ها شنیده می‌شود، می‌توانیم تغییر ایجاد کنیم. گاهی وقتی با رهبران سیاسی کشور از جناح‌های مختلف صحبت می‌کنیم، نظرشان تغییر می‌کند. احساس بی‌أثربودن مال جامعۀ انسانی ولایی ما نیست.
اگر کسی جمهوریت و اسلامیت را جدا بداند، اسلام و ولایت را درک نکرده است. اسلامیت نظام و ولایت یعنی به میدان آوردن مردم، نقش‌دادن به مردم، نه‌فقط آگاهی‌دادن بلکه مردم را به قدرت تشخیص برساند. صریحاً خداوند متعال در قرآن می‌فرماید: «لیقومَ النّاسُ بالقسط» (حدید،25)؛ ما پیامبران را می‌فرستیم تا مردم به قسط قیام کنند. خیلی از مظلومیت‌های اهل‌بیت(ع) به این علت است که گذاشتند مسئولیت و نقش مردم خودش را نشان بدهد. جمهوریت توضیح اسلامیت نظام است، نه یک قید اضافه به اسلامیت.
بحث مشروعیت را از مشارکت‌های موسمی‌ که پایین و بالا می‌شود باید جدا کرد. کسی که تورم او را اذیت می‌کند، می‌گوید می‌خواهم با مشارکت‌نکردن اعتراض کنم. این چه ربطی به نظام دارد؟ همان کسی که در انتخابات شرکت نمی‌کند، در تشییع سردار سلیمانی می‌آید. مردم ما باهوش هستند، وقتی می‌بیند خطّ مقاومت پیروز شد، می‌گویند ما می‌توانیم به خطّ مقاومت اعتماد کنیم، پس پای صندوق می‌آییم؛ چون این نظام خطّ مقاومت را دنبال می‌کند. اینها نشان می‌دهد صرف شرکت‌نکردن در انتخابات وجه منفی ندارد.
مردم باید مشارکت حقیقی داشته باشند، نه اینکه مثل کشورهای دیگر، احزاب با عملیات روانی آنها را فریب دهند و از آنها رأی بگیرند. وقتی مشارکت حقیقی باشد، بر اساس دلایل بیهوده مثل تبلیغات دوقطبی و پولکی، مردم به کسی رأی نمی‌دهند. رهبری فرمودند مردم‌سالاری دینی فقط به شرکت‌کردن در انتخابات نیست؛ ‌وقتی مردم خودشان ادارۀ امورشان را به عهده بگیرند، مردم‌سالاری حقیقی تحقق پیدا کرده است.
شاید برای هرچه حقیقی‌ترشدن مشارکت مردم لازم باشد روش انتخابات را عوض کنیم تا کسی نتواند با تبلیغات از مردم رأی بیاورد. چرا با انتخابات قهر کنیم؟! روش انتخابات را عوض می‌کنیم. کاری می‌کنیم نمایندگان حقیقی مردم وارد بشوند. در محله‌ها افرادی مثل شهید صدرزاده که خادم مردم هستند، حلقه‌های میانی بین مردم و مسئولین باشند و آنها رده‌های بالا را انتخاب کنند. حلقۀ میانی اینقدر برای مردم محل دویده که همه با هر نظرو سلیقه دوستش دارند.
یکی از آسیب‌های مشارکت به شکل فعلی وجود احزاب است. شاید در آینده مشارکت به‌قدری حقیقی و فراگیر شود که به حزب نیاز نداشته باشیم. آنچه امروز به نام حزب وجود دارد باندبازی است. هیچ‌کدام‌ مسئولیت نماینده‌ای را که انتخاب کرده‌اند قبول نمی‌کنند. احزاب به اندازۀ چهارده تا سکۀ عقدنامه ازدواج هم افراد خودشان را تضمین نمی‌کنند.
وقتی مشارکت فراگیر و حقیقی باشد، هیچ‌کس چون آقازاده، داماد یا فامیل است یا در فلان باند است بالا نمی‌آیند. اگر امثال شهید صدرزاده‌ها به مجلس بروند، تمام ملت آنها را می‌پسندند. جناح‌بازی محو می‌شود و آرزوی یک جامعۀ یکپارچۀ پیشرو محقق می‌شود.
undefined برنامۀ تلویزیونی «بدون توقف»- شبکۀ سه- ۱۴۰۲.۱۰.۱۷
صوت: @panahian_mp3@Panahian_text

۱۱:۲۹

۹ اسفند

undefined احساس مسئولیت اجتماعی و مشارکت حقیقی مردم در ادارۀ جامعه، از مؤثرترین عوامل مشارکت مردم در انتخابات است
undefined برنامۀ تلویزیونی «جریان» با موضوع عوامل مؤثر بر میزان مشارکت در انتخابات
undefined مساجد، مدارس و دانشگاه‌ها چه‌کار کردند که بعضی‌ها احساس مسئولیت لازم برای مشارکت سیاسی و شرکت در انتخابات را ندارند؟!
undefined احساس مسئولیت اجتماعی اصل و اساس دین است؛ اگر حذف بشود چیزی باقی نمی‌ماند
undefined وقتی شما در همۀ موضوعات مردم را مشارکت بدهید، مردم در انتخابات هم مشارکت می‌کنند
undefined نظارت مردم بر رفتار نمایندگان، مشارکت را افزایش می‌دهد

undefined کسانی که قدرت افزایش مشارکت مردم را ندارند باید از عرصۀ ادارۀ کشور بیرون بروند
------------#علیرضا_پناهیان
ما از نظر فرهنگی جامعه‌مان را برای سطح مطلوب از نظر مشارکت‌جویی و به تعبیر دقیق‌تر احساس مسئولیت کلان اجتماعی بار نیاوردیم. احساس مسئولیت درجات مختلفی دارد: نسبت به خود، خانواده، محل، شهر، جامعه، امّت اسلامی و از اینها بالاتر جهان. موضوع امام‌زمان (عج) احساس مسئولیت نسبت به جهان است. احساس مسئولیت برای کلّیت کشور باید از اهداف میانی‌ مسیر تربیت دینی باشد.
تعلیم و تربیت در آموزش و پرورش و دانشگاه باید به گونه‌ای باشد که هرکس از آن بیرون آمد، نتواند تصور کند که مشارکت سیاسی نداشته باشد و در انتخابات شرکت نکند. مساجد و مدارس باید ببینند چه‌کار کردند که بعضی‌ها احساس مسئولیت لازم را برای مشارکت سیاسی در موضوعی مثل انتخابات ندارند. همۀ شهدا از مساجد می‌آیند؛ چون مساجد پیش از انقلاب یا ابتدای انقلاب، نیروهایی تربیت می‌کردند که مسئولیت اجتماعی داشتند.
صداوسیما چند فیلم برای افزایش فرهنگ مشارکت و مسئولیت‌پذیری اجتماعی ساخته است؟! شعار شهدا و شهادت می‌دهیم، ولی این مسئله را برای مردم ملموس نکردیم که شهید یعنی کسی که برای راحتی و سربلندی مردم، بدون چشم‌داشت از جانش می‌گذرد. شهدا حتی به بدی مسئولان کشور نگاه نکردند و چرتکه نینداختند، ولی ما برای رأی‌دادن حساب و کتاب می‌کنیم؛ بنابراین فرهنگ شهادت را درست منتقل نکرده‌ایم.
یکی از پایه‌های مشارکت بالا کار فرهنگی است که باید در جامعه به‌صورت عمیق و ریشه‌دار انجام بگیرد. غیر از انتخابات موضوعات دیگر هم به احساس مسئولیت اجتماعی برمی‌گردد مثل حجاب. هرکس دلش برای جامعه بسوزد - دین هم نداشته باشد- نسبت به حجاب مقیّد می‌شود. احساس مسئولیت اجتماعی اصل و اساس دین است؛ اگر حذف بشود چیزی باقی نمی‌ماند.
عامل دوم کاهش مشارکت، این است که شما فقط برای انتخابات مردم را به مشارکت دعوت کنید. وقتی شما در همۀ موضوعات مردم را مشارکت بدهید، در انتخابات هم مردم تحت تأثیر عوامل منفی قرار نمی‌گیرد و مشارکت می‌کنند. چقدر از کارخانه‌ها و شرکت‌های دولتی هست که باید به مردم سپرده شود؟ پیاده نشدن مطلوب اصل 44 قانون اساسی تقصیر کدام دولت و مجلس است؟ چرا ائمۀ جمعه و مساجد با اعتبار خودشان زمینۀ ایجاد تعاونی‌ها را در جامعه فراهم نکردند تا فلان کارخانه را دولت به مردم بسپارد؟ اگر مردم در مساجد فقط نماز بخوانند آن نماز، یک نماز سکولار می‌شود. تا مثل رسول‌خدا (ص) مدیریت و مسئولیت را به مردم نسپارید، احساس مسئولیت تمرین نمی‌شود.
وقتی استاندار، نمایندۀ مجلس، امام جمعه و جماعات و ... با امکاناتی که در اختیار دارند مشارکت مردم را در ادارۀ جامعه افزایش بدهند، رأی‌گیری سهل می‌شود و با تبلیغات منفی، تخریب‌‌ها و خیلی از مشکلات مشارکت اجتماعی کاهش پیدا نمی‌کند.
برای اینکه این هدف در کوتاه‌مدت محقق شود باید عده‌ای از نماینده‌ها دست روی قرآن بگذارند و قول شرف بدهند؛ مانند دورۀ قبل نشود که قول شفافیت دادند و عمل نکردند. شفافیت از جهت نظارت بر رفتار نمایندگان مشارکت‌دادن سیاسی مردم است. نظارت مردم بر رفتار نمایندگان، مشارکت را افزایش می‌دهد.
کسانی که تابع باند خودشان هستند و همچنین کسانی که روی عرضۀ خودشان و نیروهایی که در اطرافشان تشکیل دادند تکیه می‌کنند، به درد نمایندگی نمی‌خورند چون به مردم میدان نمی‌دهد و در میان مردم مشارکت ایجاد نمی‌کنند.
یک زمانی کسانی که ضدّاسلام بودند باید از مجلس و دولت بیرون می‌شدند. الآن کسانی که قدرت افزایش مشارکت مردم را ندارند باید از عرصۀ ادارۀ کشور بیرون بروند؛ در عرصۀ سیاسی مثل شفافیت، در عرصۀ اقتصادی مثل اجرای اصل 44 قانون اساسی و در عرصۀ معیشت مثل اجرای تعاونی‌ها.
کسی که برای پروژه‌های محلی از دولت پول می‌گیرد به درد امروز جامعه نمی‌خورد. الآن عنصر سیاسی موفق که جامعه برای حلّ مشکلات کشور به او نیاز مبرم دارد، عنصری است که موجبات افزایش مشارکت مردم را به انحاء مختلف ایجاد کند.
undefined برنامۀ تلویزیونی «جریان» - شبکۀ یک - ۱۴۰۲.۱۰.۲۰
صوت: @panahian_mp3@Panahian_text

۱۱:۵۲