بله | کانال علیرضا سمیعی
عکس پروفایل کانال علیرضا سمیعیک

کانال علیرضا سمیعی

۳۶۶ عضو
دوستی می‌گفت می‌توانیم اسم عملیات دفاعی‌مان را بگذاریم: تبرزین ابراهیم@alirezaa_samiee

۱۲:۵۷

کسی که بدنه اجتماعی دارد اعتراض عمومی و گسترده راه می‌اندازد.کسی که کار سازمانی کرده باشد، ترورهای موثر راه می‌اندازد.اما «بی‌عرضه» از حمله خارجی کمک می‌گیرد، به شرطی که حرام‌لقمه،حرام‌نطفه و مابون هم باشد.#پهلوی@alireza_samiee

۱۴:۲۵

فرزندان ایران، امشب روزه خود را با حمله موشکی آغاز کردند.@alireza_samiee

۱۵:۱۶

و به کسانی که ایمان نمی‌آورند بگو شما به حال خود عمل کنید ما نیز عمل می‌کنیم. منتظر باشید ما نیز منتظریم.سوره هود، آیات ۱۲۱ و ۱۲۲

۱۹:۴۲

با پهباد حمله کردن:مردم تکبیر می‌گفتن و می‌خندیدن...ما از ترس از آمریکا آزادیم و این حس رهایی تنها در #ایران تجربه می‌شه.@alireza_samiee

۱۳:۲۹

این مردم دارند با حضورشان خیابان را پاک می‌کنند؛ به قول قرآن دارند خیابان را طاهر می‌کنند. مردمی که برای خودشان مرگ بر آمریکا و مرگ بر منافق را مانند ذکری ادا می‌کنند. این مردم در حال #مراقبه دست‌جمعی هستند.@alireza_samiee

۲۱:۰۳

undefined ما ایرانی‌ها بحران‌ها را با جوانانی که روزها می‌جنگند و شب‌ها در مناجاتشان طلب شهادت می‌کنند سپری می‌کنیمundefined ما ملتی استشهادی هستیمundefined علی‌رضا سمیعی

۶۰ سال پیش جلال آل احمد می‌گفت ایرانی‌ها شهدا را دوست دارند و مقام «شهید» را بلند می‌دانند. نشانه‌اش هم همین است که قرن‌ها شهدای کربلا را می‌ستایند. او حسرت می‌خورد و می‌گفت ای کاش «شهادت» را دوست می‌داشتیم. چون دوستدار شهادت، مبارزه می‌کند و بیخ ظلم را می‌کند.
عمر او وفا نکرد تا انقلاب و جنگ را ببیند. در هشت سال جنگ، جوانانی از شهرهای بزرگ و روستاهای کوچک راه می‌افتادند می‌آمدند در خط مقدم؛ تا روزها بجنگند و شب‌ها در مناجتشان از خداوند طلب شهادت ‌کنند. مردم پیکر‌های پاک آن‌ها را در خیابان‌ها سر دست می‌گرفتند؛ زیرا آن‌ها را دُردانگان عالم می‌دانستند.
بعد از جنگ، زبان‌درازها گفتند جنگ بس استبعد از جنگ زبان‌درازانی این طرف و آن طرف راه افتادند تا بگویند احوالات مردم ایران در جنگ، از سنخ هیجانات اجتماعی برای دفاع از کشورمان بوده. جوانان هم گویا به خاطر داغ‌بودن کله‌هاشان خود را وسط می‌انداختند. البته دفاع از وطن خوب است، اما دیگر باید برویم سراغ زندگی خود و توسعه و باقی چیزهای خوب.
این حرف‌ها بود و حتی حرف‌های بدتری. مثلاً می‌گفتند این جوانانِ زمان شاه بودند که رفتند در جنگ رشادت کردند. اما زمانی که دوباره ناقوس اسرارآمیز جنگ بلند شد، آدم‌ها بار دیگر چهرۀ‌ واقعی خودشان را نشان دادند. داعشیان مانند طاعون و سیاه‌زخم در عراق و سوریه سر برداشتند، مردم را مُثله می‌کردند و رو به دوربین به ما ایرانی‌ها قول می‌دادند که به زودی سراغمان می‌آیند. ما هم البته سروقت‌ آن‌ها رفتیم. نیروی مخوفی که می‌گفتند خاورمیانه را تغییر می‌دهد یا دست‌کم جنگ را ۲۰ سال طول خواهد داد، ظرف ۵ سال تارومار شد. در این ۵ سال هم این نیروهای شهادت‌طلب بودند که کار را درمی‌آوردند. همان جوانانِ شب‌های مناجات و روزهای مجاهده. همان شیران روز و سجده‌کنان شب. فرماندهی این جوانان بر عهدۀ پاسدارانی بود که تمام این سال‌ها در بیابان‌ها به دنبال شهادت می‌گشتند.
ما ملتی هستیم که رو به سوی انفجار می‌ایستد و تکبیر می‌گویدحالا دوباره روزگاری فرارسیده که اهل شهادت با چهره‌های برافروخته مانند ستاره می‌درخشند. می‌گویم ستاره، چون مثل ستارگان آسمان بی‌شمارند. مردمی که هر شب ساعت‌ها در خیابان‌ها می‌چرخند، شعار می‌دهند، پرچم «ایران» را می‌افرازند، نذری و افطار می‌دهند و در جواب هر انفجاری می‌گویند: الله اکبر. روز قدس، با تهدید علنی آغاز شد و حتی به راه‌پیمایان حمله کردند. اما این مردم، ملت شهادت هستند؛ ملتی که رو به سوی انفجار می‌ایستد و تکبیر می‌گوید. ملت روزهای روزه‌گرفتن و شب‌هایی که هر بار احیاگرفتن است، با پرچم ایران و روضۀ امام حسین. اگر چشمی برای دیدن داشتیم، می‌دیدم که ما ملتی استشهادی هستیم.
ما امانت‌های خدا هستیممگر نه اینکه شهادت بیش‌تر از آنکه نحوۀ رفتن از این دنیا باشد، نحوۀ زندگی‌کردن در این دنیاست. زندگی ما استشهادی‌ست. و اگر بپرسند چه کسی این درس را به ما داده است، شاید بگوییم: مادران و پدرانِ شهدای جنگ هشت‌ساله. همان‌ها که با شنیدن خبر شهادت دلبندشان، چیزی نمی‌گفتند جز اینکه خداوند امانتش را پس گرفته است. ما همه امانت‌های خدا بر زمین هستیم و ولایت خداوند بر زمین نیز به ما «امانت» داده شده است. ما و ولایت خداوند بر زمین، امانت‌های الهی هستیم. ما امانت‌هایی هستیم که امانت عهد الهی را با شهادت پاس می‌داریم. ما ملتی استشهادی هستیم.

#سوره_فتحundefined @sourehmagazine@alireza_samiee

۲۰:۴۰

بار دیگر «تهرانی» که دوست می‌دارم، تهرانی که می‌شود بهش گفت «طهران طاهر». مردمی که پس از روزه‌داری مشغول به ذکر ایمانی هستند که همچنان سیاسی و ستیهنده است. ایمانی گوش‌به‌زنگ که می‌خواهد بیخ ظلم و غفلت و طاغوت را بکند. اینسان، خیابان‌هایی که عرصه غفلت و زندگی بود بدل به خیابان‌های بیداری و زندگی شده‌اند.@alireza_samiee

۱۷:۰۵

undefined آدم‌ها چگونه به کشورشان خیانت می‌کنند؟undefined چرخۀ خیانتundefined علیرضا سمیعی

راستش را بخواهید کسانی که مدام نق می‌زنند، به احتمال زیاد سرانجام خیانت می‌کنند. کسی که دوروبرش را مثل مزرعۀ عیب‌ونقص‌های گوناگون می‌داند، دچار حسی از نامرادی می‌شود. مشکل این‌جاست که ناخرسندی از جهان، می‌تواند به‌راحتی آدمی را بدل به خرده‌گیر کند.
خرده‌گیر همواره در حال اعلام نقصِ درمان‌ناپذیر اطراف و اکناف خود است. این اعلام نقص مداوم، در عین حال به‌نحوی سرخوشی بدل می‌شود. سرخوشی از کشف نقص‌های جهان و بخشیدن این امتیاز مخصوص به خویش که اجازه دارد با برملاکردن زشتی‌ها، خود را از محیطش مبرّا کند: نشستن بر سریر تنزه‌طلبی در سرزمین ناقص‌الخلقه‌ها.
رسانه‌های فرنگی فارسی‌زبان در سال‌های اخیر، دائماً این احساس را ضریب می‌دادند. مخاطبان این شبکه‌ها هر روز می‌دیدند در کشورشان مشکلاتی دردناک وجود دارد که نمی‌توانند حل شوند، زیرا این مشکلات را خود مسئولان فاسد و نالایق و ریاکار رقم زده‌اند. انگار جهان آماده است تا ما برویم و در آن بهشت بسازیم، ولی تنگ‌نظری‌ ایدئولوژیک مسئولان جلو‌یش را گرفته ‌است. جهانِ این‌جور آدم‌ها ساده است. مثلاً خشک‌شدن دریاچۀ ارومیه از مسائل پیچیدۀ زیست‌محیطی است که در ۲۰ سال گذشته، تلاش‌های علمی دانشگاه‌ها و خصوصاً دانشگاه‌های محلی درگیرش بوده‌اند و با آن در کشمکش هستند. با این حال، دشواری‌ها، تلاش‌های‌ علمی و... در این شبکه‌های ماهواره‌ای دیده نمی‌شوند.
به هر حال این سرخوشی، خواه ناخواه به سرخوردگی عمیق‌تری می‌رسد. زیرا خرده‌گیر نیز در میان کوتوله‌ها و ویرانی‌هاست، درحالی‌که نه توان اصلاح امور را دارد و نه می‌تواند دامنش را از آلودگی پاک نگاه دارد. او به‌زودی می‌فهمد که خودش نقص دیگری در دنیای نقص‌هاست.
مردمان سرخورده مجبورند خود را به جهانی دور اما کامل پرتاب کنند. این جهان دور، گاهی گذشته‌ای بی‌عیب‌ونقص است؛ همان قدیم‌ندیم‌های خودمان که اوضاع بر وفق مراد بود. اما گذشته هرگز باز نمی‌گردد؛ خاصه اینکه چندان طلایی و ارزنده است که نمی‌تواند در زمان سراسر اِدبار ما اِجلال نزول کند. سرآخر، سرخوردۀ دل‌داده به گذشته، رمانتیکی متحجر از آب درمی‌آید. متحجری که رشتۀ گفتاری یک‌سره انکارآمیز و مسموم را به دست می‌گیرد، یا اگر بتواند سر به ویرانگری خشونت‌آمیز برمی‌دارد. گونۀ دیگری نیز هستند که در خیال‌شان، از جهان ناقص پیرامونی رخت برمی‌بندند تا به سرزمینی موجود اما دور نقل مکان کنند. جامعۀ ازمابهتران که مردمش فانی هستند، ولی از خوشبختی برق می‌زنند و کاری جز این ندارند که از آسایشی به آسایش دیگر بروند. اما بلیط ورود به آن باشگاه خرسندی، چیزی جز خیانت به سرزمین مادری نیست. این بلیط به نظر خرده‌گیر البته ارزان است.
سرخوشی از کشف نقص جهان و بخشیدن این امتیاز مخصوص به خویش که اجازه دارد با برملاکردن زشتی‌ها خود را از محیطش مبرّا کند، در نهایت باعث می‌شود آدم‌ها از خود و محیطشان بی‌زار شوند.
مخاطبان شبکه‌های فارسی و معاند، حالا خیال می‌کنند هر دو دنیای «قدیمی» و «دور» را پیدا کرده‌اند. دورۀ پهلوی و آمریکای پرزرق‌وبرق. به همین خاطر است که با نفرت ذخیره‌شده از خودشان و کشورشان، کمر به ویرانی‌اش بسته‌اند. آن‌ها می‌خواهند نمایندگان پهلوی و آمریکایی بیایند و تمام خوشبختی را به آن‌ها تقدیم کنند. آن‌ها حتی نمی‌توانند خودشان را مسئول خشونت‌هایی بدانند که در حال وقوع است. لذا گمان می‌کنند هر کاری از دستشان برآید پیشاپیش توجیه شده است. آن‌ها دختران میناب، خرابی زیرساخت‌ها و هم‌وطنان آواره‌شان را نمی‌بینند. زیرا با نفرت از خود و کشورشان، مسخ شده‌اند.

#سوره_فتحundefined @Sourehmagazine@alireza_samiee

۲۰:۲۷

به قول یکی از رفقا، مبادا از جنگ خسته شویم، تازه اول عاشقی‌ست.

۱۳:۵۶

بازارسال شده از ماهنامۀ سوره
undefined آمریکایی‌ها مانند بربرها می‌جنگندundefined علی‌رضا سمیعی

تنها کشوری که در دورۀ جدید مانند بربرها می‌جنگد آمریکاست. بربرها پرسه‌زنان در جنگل‌ها و دشت‌ها زیر چادرهایشان زندگی می‌کردند. آن‌ها هر از چندی خصوصاً در فصل‌های برداشت محصول، هیاهو‌کنان به شهرها یورش می‌بردند و می‌کشتند و می‌سوزاندند و می‌دزدیدند. آمریکایی‌ها نیز دور و اطراف جهان، پادگان پدافندی و آفندی دارند؛ گاهی با ناوها و نیروهایشان می‌آیند و می‌دزدند و نابود می‌کنند و می‌سوزانند و می‌روند. رئیس‌جمهور ونزوئلا را دزدیدند تا نفتش را ببرند.
جنگیدن با بربرها برای همۀ تمدن‌های بزرگ، زحمتی اعصاب‌خردکن داشت. زیرا آن‌ها پس از خرابکاری‌هایشان فرار می‌کردند و دولت‌ها نمی‌دانستند کجا باید به‌دنبالشان بگردند. فقط ایران و حکومت‌های شرق نبودند که با این مسئله دست‌به‌گریبان بودند. حکومت قدرتمند و ثروتمند روم مقدس را بربرهایی که در جنگل‌های شمالی پرسه می‌زدند برانداختند. آدم از خودش سؤال می‌کند که چطور به‌جای این‌که چینی‌ها مغول‌ها را شکست دهند، مغول‌های پراکنده در دشت‌ها چین را گرفتند و همین‌طور تا ایران پیش آمدند.لشکرهای بزرگ و منظمِ کشورهای متمدن و یکجانشین می‌توانند با یکدیگر بجنگند، زیرا در نتیجۀ تصرف یا محاصرۀ شهرها به توافق صلح می‌رسند، یا به صورت معنا‌داری هم را مغلوب می‌کنند. اما لشکرکشی علیه بربرها غیرممکن است. زیرا وقتی که می‌خواهی بروی و بربرها را تنبیه کنی، کافی است چادرها و رمه‌هایشان را جمع کنند و به جای دورتری بروند. آن‌ها دور از دسترس هستند؛ درحالی‌که هر وقت حمله می‌کنند، مردمان متمدن را سر همان جای قبلی و در خانه‌ها و مزارعشان پیدا می‌کنند.
آمریکا از جنگ جهانی دوم رسماً مانند بربرها می‌جنگد. ناوهایش را می‌آورد، نیروهایش را پیاده می‌کند، هواپیماهایش را می‌فرستد و از پادگان‌هایی که دوروبرِ کشور حریفش دارد، شهرها را زیر آتش می‌گیرد. در مقابل، مردمی که زیر ضربات حملۀ آمریکایی هستند، نمی‌توانند به شهرهای دشمنشان در آن سوی اقیانوس آرام حمله کنند. ژاپنی‌ها، ویتنامی‌ها و عراقی‌ها نمی‌توانستند با هواپیما یا موشک نیویورک را تهدید کنند. دست کسی به آمریکا نمی‌رسد و این مسئله باعث شده آمریکایی‌ها به شکل افسارگسیخته‌‌ای میل به جنگ داشته باشند. در این مورد، تفاوت زیادی میان دولت‌‌مردان و مردم آمریکا نیز نیست. دست‌کم نارضایتی مردم آمریکا از جنگ‌های دولت‌مردانشان به قدری نیست که دولت‌ها را قانع کند دست از کشتار بردارند.
ما در این روزها درگیر جنگ با بربریت مدرن آمریکایی هستیم. جنگیدن با آن‌ها دشوار است. با این حال، ما توانسته‌ایم ناوهایشان را عقب برانیم، ‌تنگۀ هرمز را به کنترل درآوریم و پایگاه‌های نزدیک‌تر را درهم کوبیده‌ایم. از سوی دیگر، شهرهای رژیم زیر آتش ما هستند. می‌توان رژیم را خاک آمریکا دانست. این اولین بار است که شهرهایی آمریکایی در دسترس ما قرار دارند. فرصتی در این جنگ پیش روی ماست که سابقاً نبوده است. از این رو نباید از آن غافل بود.
چینی‌ها برای مبارزه با مغول‌ها دیوار مشهور خودشان را دور خودشان کشیدند. ما در دوران دیوارکشی دور خودمان نیستیم؛ برعکس، محور مقاومت همواره مانند یک کمربند، استحکامات صهیونیستی آمریکا را می‌فشرد و تهدید می‌کرد. انگار دور «دشمن‌مان» دیواری شبیه دیوار چین کشیده بودیم. تا زمانی که استحکامات آمریکا در رژیم، در درون این محاصره بود، توانایی‌هایش نیز محدود بود. برای رسیدن به دوران صلح پایدار، این دیوار بار دیگر بایستی برپا شود. هر توافقی که عملاً بتواند محور مقاومت را در مرزهای آمریکا حفظ کند، عبور از تنگۀ هرمز را مشروط به چراغ سبز ایران بداند و پایگاه‌های آمریکا را خالی نگه دارد، توافقی‌ست که فعلاً می‌توان گفت مطلوب است. ما در منطقه نیازمند به دیواری از ارادۀ مردم و دولت‌ها هستیم؛ دیواری قدرتمند که آمریکا را از منطقه دور کند. آمریکا نباید در منطقه حضور داشته باشد. زیرا تا زمانی که در اینجا پرسه می‌زند، چیزی نیست که بتواند جلوی بربریتش را بگیرد. تنها فشار بر روی استحکامات آمریکا در سرزمین‌های اشغالی و یک طراحی امنیتی و سیاسی که هم‌زمان فرهنگی و اقتصادی باشد، می‌تواند منطقه را از آلودگی آمریکایی پاک کند.

#سوره_فتحundefined @Sourehmagazine

۲:۰۴

undefined آمریکا، صهیونیست‌ها و خائنان عرب، عقوبت زشت‌کاری‌های خودشان را می‌چشندundefined صبر ما تمام شده استundefined علیرضا سمیعی

در افسانه‌ای یونانی آمده چوپانی به نام «گیگس» انگشتر عجیبی پیدا می‌کند که وقتی آن را در دستش می‌چرخاند، نامرئی می‌شود و کسی نمی‌تواند او را ببیند. گیگس با سؤاستفاده از نامرئی‌شدن، ملکه را اغوا می‌کند و به کمک او، پادشاه شهر «لیدیه» را می‌کشد و بر تخت سلطنت می‌نشیند. آن افسانه دست‌مایۀ بحث‌های اخلاقی است. زیرا این سؤال را مطرح می‌کند که وقتی کسی از مجازات جنایت‌های خود نترسد، چقدر به اخلاق پایبند می‌ماند؟
حالا حکایت ماست. زیرا ما دشمنانی داشتیم که انگار انگشتر گیگس به دست داشتند. آن‌ها همواره علیه ما مرتکب خیانت و توطئه می‌شدند. هر ایرانی می‌تواند فهرست بلندبالایی از بی‌شرمی‌هایی که دیده است بشمارد. بیش و پیش از همه، سیاستمداران و اندیشمندان کشورهای استعمارکننده مرتکب این بی‌شرمی‌ها می‌شدند.
اصولاً جنگ‌های استعماری (قبل از جنگ‌های اول و دوم جهان‌گیر) همین خصلت را داشتند. دولت‌های انگلستان و فرانسه همواره در جهان جنایت می‌کردند، ولی اندیشمندانشان به این فکر نمی‌افتادند که باید جنایت را محکوم کنند. فکر متهم‌کردن جنگ‌افروزی اصولاً بعد از جنگ‌های جهانی پیدا شد؛ زیرا در آن زمان بود که عقوبت جنگ‌افروز‌ی‌های خود را ‌دیدند.
بعد از جنگ‌های جهانی، آمریکایی‌ها در همین وضع قرار گرفتند. آن‌ها از جنگ دوم به این سو مدام آتش جنگ را در اینجا و آنجا شعله‌ور می‌کردند، بدون اینکه به شهرها یا منافعشان آسیبی برسد. بسیاری از اظهارنظرهای غیرمسئولانۀ سیاستمداران و اندیشمندان آمریکایی از همین‌جا آب می‌خورد. مثلاً طی ده سالی که آمریکایی‌ها مردم بی‌دفاع ویتنام را قتل‌عام می‌کردند، «ریچارد رورتی» که از فیلسوفان مشهور آمریکایی است، همه جا سخنرانی می‌کرد و می‌گفت: برای به‌دست‌آوردن نیمرو مجبور هستیم اول تخم‌مرغ را بشکنیم. کنایه از اینکه برای به‌دست‌آوردن منافع آمریکا، مجبور هستیم کمی جنایت مرتکب شویم.
در ۵۰ سال اخیر، رژیم صهیونیستی و سپس کشورهای خلیج فارس، چیزی شبیه انگشتر گیگس به دست داشتند. صهیونیست‌ها مدام درگیر جنگ می‌شدند، ولی چتر دفاعی غرب اجازه نمی‌داد عقوبت عمل خود را بچشند. کشورهای خلیج فارس نیز دائماً علیه منافع ایران توطئه می‌کردند. دزدیدن گاز و نفت از سفره‌های زیرزمینی مشترک و حتی ساخت‌وساز غیرقانونی پالایشگا‌ه‌ها، ادعاهای خصومت‌آمیز دربارۀ نام خلیج فارس و جزایر، هم‌دستی با رژیم و آمریکا در تحریم‌ها و ساختن پایگاه‌های نظامی برای تهدید مستقیم ایران، بخشی از برنامه‌هایی بود که قدم‌به‌قدم وقیحانه‌تر می‌شد. در مقابل، ایران همواره با سیاست حُسن‌هم‌جواری، خویشتن‌داری و نجابتی ایرانی و اسلامی، رسم همسایه‌داری را به جا می‌آورد. تا اینکه صبر استراتژیک ما در این جنگ لبریز شد.
اکنون میدان نبردی واقعی برپا شده است. منافع آمریکا، شهرهای اشغالی رژیم، پایگاه‌های نظامی مسموم و پالایشگاه‌های خائنان عربی، در حال چشیدن عقوبت زشت‌کاری‌های خودشان هستند. حالا که آن سبو شکسته و آن پیمانه ریخته است، نباید دوباره انگشتر «گیگس» را به آن‌ها برگردانیم. هر توافقی که موکول به قوانین بی‌خاصیت بین‌المللی و اصول اخلاقی شود، بی‌شک شکننده و غیرمطمئن است. تنبیه دشمنان باید تا زمانی ادامه یابد که مطمئن شویم سیاستمداران، اندیشمندان و مردم‌شان بفهمند انگشتر جادویی‌شان را برای همیشه گم کرده‌اند.

#سوره_فتحundefined @Sourehmagazine@alireza_samiee

۱۱:۵۶

امروز ۵ ام فروردین سالروز تولد ‎#زرتشت است. لعنت او بر وطن‌فروشانی که کشورشان را درگیر جنگ کردند.#alireza_samiee

۱۶:۴۱

طرفدارای پهلوی و صهیونیست‌ها و آمریکا رفتن مغازه «حماقت فروشی» و همه‌اش رو خریدن. جدی نگیرید اینا رو.@alireza_samiee

۱۴:۵۹

undefined ما ایرانی‌ها چه رؤیایی در سر داریم؟undefined ایران و طرز جنگیدنشundefined علیرضا سمیعی

چینی‌های باستان بالای سر خودشان دیواری کشیدند تا جلوی حملۀ بربرها را بگیرند. اما ما ایرانی‌ها در همین زمان خودمان، رفته‌ایم و دیواری دور دشمن مهاجم یعنی اشغالگران فلسطین کشیده‌ایم. جنگ بر سر همین چیستی و چگونگی دیوار است.
دیواری که ما از آن یاد می‌کنیم، دشمن‌مان را محاصره می‌کند، اما عبارت از سنگ و خاک نیست. مردمانی مانند یمنی‌ها، عراقی‌ها، سوری‌ها و لبنانی‌هایی هستند که با طرح سیاسی و امنیتی مبتنی بر فرهنگ خودشان می‌خواهند مستقل باشند. ایران نمی‌خواهد از آن‌ها دیواری بسازد که فقط به درد حفاظت از «ایران» بخورد. بلکه به این چشم دارد که مردمان منطقه از خاکستر استعمار و توسعۀ وارداتی برخیزند و دوباره به همان لبنان و سوریه و عراق و یمنی برگردند که همیشه بوده‌اند. این همان پیشنهادی‌ست که برای سایر کشورها داریم، ولو امروز از پایگاه‌هایشان به ما حمله کرده‌اند. نشان به آن نشان که وقتی در مسیر زیارت اربعین به ملاقات عراقی‌ها می‌رویم، از دیدن آن‌ها همان‌طورکه خودشان هستند خرسند می‌شویم و حتی بر سر سفره‌‌هایشان می‌نشینیم.
نام این خط استقلال‌طلب را همه شنیده‌ایم: جبهۀ مقاومت. جبهه‌ای چنان استوار که با داعش، آن مزاحم عصبی که آشکار و نهان مزدور استکبار بود، از پا نیفتاد، بلکه تصفیه و خالص‌تر شد. البته امروز جبهۀ مقاومت خاصه در سوریه آسیب دیده است. اما به لبنان نگاه کنیم و ببینیم بر خلاف تصور دشمنان با رشادت می‌جنگد و با موشک‌هایش اشغالگران را می‌لرزاند. یا توجه کنیم که عراقی‌ها موفق شدند در چند روز گذشته ناتو را از کشورشان بیرون کنند. در حقیقت این طرح درحالی‌که آرمانی است، ممکن و واقع‌بینانه نیز هست.
شیوۀ خاص جنگیدن ما ریشه در طرحی بنیادین دارد که از زندگی داریم. دیگران نیز همین‌طور هستند: چینی‌ها دور خودشان دیوار می‌کشیدند، هندی‌ها عقب می‌نشستند و سرجای خودشان از مهیب‌ترین سلاح آن دوران یعنی فیل استفاده می‌کردند و رومی‌ها به قلمروهای در دسترس‌شان می‌تاختند تا آن را ضمیمۀ روم کنند. اما ما به ترکیبی از همۀ شیوه‌ها رسیده بودیم.
در تفکر چینی و هندی، جهان ناامن است؛ لذا آن‌ها در گوشه‌ای آرام به مراقبه و چرخیدن در درون خود می‌پردازند. چینی‌ها با دیوار جلوی مزاحم بیرونی را می‌گیرند و هندی‌ها با تمرکز بر خود و غول‌ساختن از خویشتن (آن‌ها دوست دارند با فیل از خود دفاع کنند)، در برابر چیزهای بیرونی مقاومت می‌کنند. رومی‌ها برای تدراک همین بدبینی به جهان، دست به حمله می‌زنند. همین روحیه است که بعدها باعث شد اروپایی‌ها که فرزندان روم بودند، بیایند و چین و هند را زیر چکمۀ استعمار بگیرند. درحالی‌که چینی‌ها و هندی‌ها در خود فرو رفته بودند. آن‌ها تمایلی به حمله به سرزمین‌های دور نداشتند.
مطالعۀ متن‌های باستانی ایرانی مانند سرودۀ حماسی «یادگار زریران» و نوشته‌های فقهی و کلامی مانند «دینکرد» نشان می‌دهد که ایرانی‌ها در وضعی بودند که می‌توان آن را «در انتظارِ شنیدن صدای خداوند بودن» نامید. به همین خاطر است که به تعالیم زرتشت که گمان می‌کردند از سوی خداوند آمده عمل می‌کردند و بعدها نبوت حضرت محمد(ص) را پذیرفتند. حتی وقتی شنیدند خداوند جانشین پیامبر خاتم را انتخاب کرده است، مهر امیرالمومنین(ع) و فرزندانش را در جان خود پروراندند. زیرا در انتظار ندای الهی، در انتظار ولیّ خدا بودند و هنوز هم با انتظار فرج، بر سر همان عهد هستند.
در سنت‌های ایرانی و اسلامی، بدبینی به جهانی که خداوند ساخته است جایی ندارد. ما حتی بلاهای الهی را مانند آزمون و چونان لطف خدا می‌دانیم. از این رو ترکیبی از شیوه‌های دیگران را در منطق خود داریم، اما به شیوۀ خودمان. سلاح می‌سازیم، ولی نه آن‌قدر بزرگ که مثلاً اتمی باشد؛ دیوار می‌کشیم، اما نه سنگی بلکه انسانی و دور تا دور شرّی که می‌شناسیم. زیرا می‌دانیم شر، بنیاد جهان نیست، بلکه در گوشه‌ای ایستاده است و می‌دانیم بایستی آن را مهار کنیم. ما نمی‌خواهیم مانند رومیان قدیم و مستکبران جدید، مردم جهان و قلمروهای آن‌ها را سرکوب کنیم. ما می‌خواهیم هر کس در هر جا که هست خودش باشد تا بتواند به انتظار سخن خداوند بنشیند. فکرِ ساختن نیروی نیابتی یا مستعمره، هر چه باشد ایرانی و اسلامی نیست. تنها رؤیای ما زندگی آزادانه در جهان است؛ آن هم در کنار سایر ملت‌ها به نحوی که همه در آزادی از غیر و بندگی خداوند «هم‌آهنگ» باشیم.

#سوره_فتحundefined @Sourehmagazine@alireza_samiee

۲۰:۲۴

کتاب‌های مربوط به جنگ رو بخونید از سن‌تزو تا کلاوزویس تا گریس هیبلز‌گری... همه همیشه می‌دونستن، دفاع به معنی «عقب زدن» دشمن نیست بلکه به معنی «پشیمون» کردن دشمنه. ای بابا#alireza_samiee

۴:۵۵

بازارسال شده از نشر بین‌الملل

علیرضا سمیعی از جنگ می‌گوید. قسمت اول.mp3

۰۵:۵۴-۸.۱۵ مگابایت
#گفتن#صحبت‌با‌نویسنده#جنگ#جهاد
undefinedبا علیرضا سمیعی درباره جنگ
undefinedهمچنان که در میانه میدان نبرد هستیم، سوالِ "*چرا می‌جنگیم*؟" و رسیدن به صلح، بدون جنگیدن مطرح می‌شود. علیرضا سمیعی در این باره سخن می‌گوید.




جهت تهیه کتاب‌های نشر می‌توانید به تارنمای رسمی انتشارات بین‌الملل مراجعه و یا به @bynolmelal پیام دهید.
undefined سفارش کتاب‌الجهاد
undefinedhttp://nashrebeynolmelal.irundefined021-88912057

۱۳:۴۴

آتش‌بس جنگیدن است، منتهی با وسایل دیگر... alireza_samiee

۱۲:۱۶

بازارسال شده از نشر بین‌الملل

با علیرضا سمیعی درباره جنگ قسمت دوم.mp3

۰۴:۰۶-۵.۶۷ مگابایت
#گفتن#صحبت‌با‌نویسنده#جنگ#جهاد
undefinedبا علیرضا سمیعی درباره جنگ
undefinedچرا می‌جنگیم؟undefined چرا سرو نماد ایران است؟
#علیرضا_سمیعی در این باره سخن می‌گوید.

جهت تهیه کتاب‌های نشر می‌توانید به تارنمای رسمی انتشارات بین‌الملل مراجعه و یا به @bynolmelal پیام دهید.
undefinedhttp://nashrebeynolmelal.irundefined021-88912057

۱۷:۵۱

بازارسال شده از سیمافکر
thumbnail
خائن بی‌تاریخ است
علیرضا سمیعی - برنامه تلویزیونی قرارگاه
«ما مدام یک دورهٔ تاریخی را نشان می‌کنیم، خودمان را پرتاب می‌کنیم به آن دورهٔ تاریخی و دربارهٔ خوبی‌های آن دوره‌های تاریخی صحبت می‌کنیم و مسئولیت زندگی در دورهٔ کنونی را به عهده نمی‌گیریم. کسی که تربیت سیاسی دارد ملتفت این هست که خودش مسئول حل و فصل کردن ماجراست.»
فیلم بخشی است از گفتگوی علیرضا سمیعی در برنامه تلویزیونی قرارگاه که به همت مرکز هنری‌رسانه‌ای سلوک و عوامل تحریریۀ مجله سوره تولید شده است.
undefined سیمافکر؛ ویدئو رسانه فرهنگ و سیاست ایرانایتا | بله | تلگرام | اینستاگرام

۱۲:۱۲