پیوستها برای بیستوچهارمین خطاب درباب تفرقه و جهالت
در سالهای اخیر، در برابر سمپاشیها و تردیدافکنیهای سوپرانقلابیها، این رهبر شهید بودند که گفتند:۱. « نه تعلّل میکنیم، نه شتابزده میشویم... آنچه منطقیست، آنچه معقول است، آنچه درست است، به نظر تصمیمگیران نظامی و سیاسی، در وقت خود، در هنگام خود انجام میگیرد؛ کمااینکه انجام گرفت و در آینده هم اگر لازم شد، باز انجام خواهد گرفت.» (۱۳مهر ۱۴۰۳)
و گفتند:۲. «آن کسانی که باید کاری را انجام بدهند، در وقت خودش کار را انجام دادند. اگر آن کاری که شما متوقّعید انجام بگیرد و انجام نمیگیرد، دنبال کنید و تحقیق کنید، که البتّه بعضی جاها قابل تحقیق هم نیست، برای اینکه مسائل سرّی است خیلی از این مسائل، خواهید دید که نه، موجّه است؛ یعنی آن عملی که انجام گرفته یا عملی که انجام نگرفته، کاملاً دارای توجیه است.» (۲۲اسفند ۱۴۰۳)
و فرمودند:۳. «ما هم در میدان دیپلماسی، هم در میدان نظامی انشاءالله به توفیق الهی هر وقت وارد بشویم، با دست پُر وارد خواهیم شد. البتّه جنگ، زدن و خوردن دارد؛ معلوم است... نمیشود توقّع داشت که در جنگ حادثهای پیش نیاید؛ ولیکن دستمان بحمدالله پُر است» (۲۵تیر ۱۴۰۴)
و روز نخست جنگ فرمودند:۴. «نیروهای مسلّح ما آماده هستند و مسئولین کشور و همهی آحاد مردم پشت سر نیروهای مسلّحند.» (۲۳خرداد ۱۴۰۴)
و پس از جنگ فرمودند:۵. «نیروهای مسلّح بحمدالله توانستند کارهای بزرگی را انجام بدهند که جا دارد همهی ملّت ایران از نیروهای مسلّح تشکّر کنند و تشکّر میکنیم از اینها و بعد از این هم انشاءالله روزبهروز بر قوّت و توانایی ملّت ایران در نیروهای مسلّح افزوده خواهد شد.» (۲شهریور ۱۴۰۴)
و دربرابر زمزمههای ادغام سپاه و ارتش، در همان ابتدای رهبری هم روایت خودشان هم نظر امام را گفتند:۶. «اعتقاد من این است که اگر سپاه نباشد یا ضعیف باشد، این دفاعى که ما لازم داریم در مقابل آن تهدیدى که آن تهدید را مسلّم میدانیم، امکان ندارد... همانطور که حضرت امام معتقد بودند و تا آخر هم اعتقادشان همین بود که سپاه و ارتش هیچکدام به نفع آن دیگرى نبایستى هضم بشوند و از بین بروند و هر دو باید بمانند؛ این نظر قطعى امام بود تا آخر، نظر بنده هم همیشه همین بوده. اگر نظر من این هم نبود، لازمهی تبعیّت از امام همین بود. لکن تحلیل خود من هم همیشه همین بوده؛ بارها هم این را با شماها در میان گذاشتهام. پس معتقدم که سپاه و ارتش هر دو میمانند؛ یعنى ارتش هم میماند... اگر ما سپاه را یا نداشته باشیم یا ضعیفش را داشته باشیم، قادر نخواهیم بود از انقلاب دفاع کنیم... البتّه این عقیده، جدید هم نیست؛ از اوّل که سپاه شکل گرفت، بنده این عقیده را داشتم و در طول جریانات جنگ هم روزبهروز این عقیده براى ما روشنتر شده » (۱۹تیر ۱۳۶۸)
و گفتند:۷. «زمزمه و ادّعاى محو شدن یکى از دو سازمان ارتش و سپاه به نفع دیگرى تمام شد؛ از اوّل هم درست نبود. امام عزیزمان بارها و بارها این را تکرار کرده بودند که سپاه و ارتش، هر دو هستند و باید باشند و تقویت هم بشوند. بعضیها گوشهکنار، زمزمه درست میکردند؛ قاطعاً گفتیم و مشى کردیم و انشاءالله این طریق را ادامه خواهیم داد که هر دو سازمان باید بمانند؛ و با قدرت. و من امروز خوشحالم که میبینم ما میتوانیم این دو سازمان را براى دو مأموریّت، در خدمت نظام اسلامى و ارزشهاى اسلامى نگه داریم. و گفتهایم و انشاءالله این گفته را در عمل و در برنامهها و آئیننامهها بهصورت دقیقى پیاده خواهیم کرد که مأموریّت اصلى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى عبارت است از دفاع مسلّح از انقلاب و نظام جمهورى اسلامى؛ همچنان که مأموریّت اصلى ارتش جمهورى اسلامى دفاع از مرزهاى کشور است. البتّه در آنوقتى که تهاجمى نسبت به مرزها تحقّق پیدا بکند که شدید باشد -مثل دوران هشتساله- سپاه پاسداران با همهی سازوبرگ و با همهی امکانات به مرزها خواهد شتافت و تکلیف خودش را -یعنى حفاظت از انقلاب و نظام را- در مرزها انجام خواهد داد.» (۲۹آبان ۱۳۶۸)
گذشتهها گذشته، ولی تاریخ نشان داد حق با که بود:«وَ سَلامٌ الله عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ وَ یَوْمَ یَمُوتُ وَ یَوْمَ یُبْعَثُ حَیّاً».
@FihMaFih
در سالهای اخیر، در برابر سمپاشیها و تردیدافکنیهای سوپرانقلابیها، این رهبر شهید بودند که گفتند:۱. « نه تعلّل میکنیم، نه شتابزده میشویم... آنچه منطقیست، آنچه معقول است، آنچه درست است، به نظر تصمیمگیران نظامی و سیاسی، در وقت خود، در هنگام خود انجام میگیرد؛ کمااینکه انجام گرفت و در آینده هم اگر لازم شد، باز انجام خواهد گرفت.» (۱۳مهر ۱۴۰۳)
و گفتند:۲. «آن کسانی که باید کاری را انجام بدهند، در وقت خودش کار را انجام دادند. اگر آن کاری که شما متوقّعید انجام بگیرد و انجام نمیگیرد، دنبال کنید و تحقیق کنید، که البتّه بعضی جاها قابل تحقیق هم نیست، برای اینکه مسائل سرّی است خیلی از این مسائل، خواهید دید که نه، موجّه است؛ یعنی آن عملی که انجام گرفته یا عملی که انجام نگرفته، کاملاً دارای توجیه است.» (۲۲اسفند ۱۴۰۳)
و فرمودند:۳. «ما هم در میدان دیپلماسی، هم در میدان نظامی انشاءالله به توفیق الهی هر وقت وارد بشویم، با دست پُر وارد خواهیم شد. البتّه جنگ، زدن و خوردن دارد؛ معلوم است... نمیشود توقّع داشت که در جنگ حادثهای پیش نیاید؛ ولیکن دستمان بحمدالله پُر است» (۲۵تیر ۱۴۰۴)
و روز نخست جنگ فرمودند:۴. «نیروهای مسلّح ما آماده هستند و مسئولین کشور و همهی آحاد مردم پشت سر نیروهای مسلّحند.» (۲۳خرداد ۱۴۰۴)
و پس از جنگ فرمودند:۵. «نیروهای مسلّح بحمدالله توانستند کارهای بزرگی را انجام بدهند که جا دارد همهی ملّت ایران از نیروهای مسلّح تشکّر کنند و تشکّر میکنیم از اینها و بعد از این هم انشاءالله روزبهروز بر قوّت و توانایی ملّت ایران در نیروهای مسلّح افزوده خواهد شد.» (۲شهریور ۱۴۰۴)
و دربرابر زمزمههای ادغام سپاه و ارتش، در همان ابتدای رهبری هم روایت خودشان هم نظر امام را گفتند:۶. «اعتقاد من این است که اگر سپاه نباشد یا ضعیف باشد، این دفاعى که ما لازم داریم در مقابل آن تهدیدى که آن تهدید را مسلّم میدانیم، امکان ندارد... همانطور که حضرت امام معتقد بودند و تا آخر هم اعتقادشان همین بود که سپاه و ارتش هیچکدام به نفع آن دیگرى نبایستى هضم بشوند و از بین بروند و هر دو باید بمانند؛ این نظر قطعى امام بود تا آخر، نظر بنده هم همیشه همین بوده. اگر نظر من این هم نبود، لازمهی تبعیّت از امام همین بود. لکن تحلیل خود من هم همیشه همین بوده؛ بارها هم این را با شماها در میان گذاشتهام. پس معتقدم که سپاه و ارتش هر دو میمانند؛ یعنى ارتش هم میماند... اگر ما سپاه را یا نداشته باشیم یا ضعیفش را داشته باشیم، قادر نخواهیم بود از انقلاب دفاع کنیم... البتّه این عقیده، جدید هم نیست؛ از اوّل که سپاه شکل گرفت، بنده این عقیده را داشتم و در طول جریانات جنگ هم روزبهروز این عقیده براى ما روشنتر شده » (۱۹تیر ۱۳۶۸)
و گفتند:۷. «زمزمه و ادّعاى محو شدن یکى از دو سازمان ارتش و سپاه به نفع دیگرى تمام شد؛ از اوّل هم درست نبود. امام عزیزمان بارها و بارها این را تکرار کرده بودند که سپاه و ارتش، هر دو هستند و باید باشند و تقویت هم بشوند. بعضیها گوشهکنار، زمزمه درست میکردند؛ قاطعاً گفتیم و مشى کردیم و انشاءالله این طریق را ادامه خواهیم داد که هر دو سازمان باید بمانند؛ و با قدرت. و من امروز خوشحالم که میبینم ما میتوانیم این دو سازمان را براى دو مأموریّت، در خدمت نظام اسلامى و ارزشهاى اسلامى نگه داریم. و گفتهایم و انشاءالله این گفته را در عمل و در برنامهها و آئیننامهها بهصورت دقیقى پیاده خواهیم کرد که مأموریّت اصلى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى عبارت است از دفاع مسلّح از انقلاب و نظام جمهورى اسلامى؛ همچنان که مأموریّت اصلى ارتش جمهورى اسلامى دفاع از مرزهاى کشور است. البتّه در آنوقتى که تهاجمى نسبت به مرزها تحقّق پیدا بکند که شدید باشد -مثل دوران هشتساله- سپاه پاسداران با همهی سازوبرگ و با همهی امکانات به مرزها خواهد شتافت و تکلیف خودش را -یعنى حفاظت از انقلاب و نظام را- در مرزها انجام خواهد داد.» (۲۹آبان ۱۳۶۸)
گذشتهها گذشته، ولی تاریخ نشان داد حق با که بود:«وَ سَلامٌ الله عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ وَ یَوْمَ یَمُوتُ وَ یَوْمَ یُبْعَثُ حَیّاً».
@FihMaFih
۲K
۲۰:۳۶