در آن نیامده ایام
پیروزی و معجزه؟ یا سازش و توطئه؟ (خطاب دوم در باب تفرقه و جهالت) هرکسی برای تفسیر رویدادهای سیاسی اجتماعی جهان، یک یا چند مرجع تفسیری دارد. مسلمانان معتقد به ولایت فقیه، مرجع تفسیری اصلیشان را بنا بر اعتقادات دینی محکم شیعی، ولی فقیه میدانند. رهبر ایران (بنا بر اعتقاد بسیاری از شیعیان: ولی فقیه و نائب حضرت ولی عصر سلام الله علیه) در پیام دیشب خود از چنین کلمات و مفاهیمی برای تفسیر و تبیین وضعیت فعلی ایران در جنگ دم زدند: ۱. «پیروزی قطعی ملت ایران تا به امروز» ۲. «نعمتی که باید شکرگزارش بود» ۳. «معجزه» ۴. «نوید آغاز آیندهٔ درخشان» ۵. «لزوم حفظ وحدت» ۶. «لزوم مراعات یکدیگر» ۷. «پشتیبانی مذاکرات با حضور در میدانها» این تفاسیر و کلمات را مقایسه کنید با بلندگوهایی که در این چندروز تفسیرشان از وضعیت کنونی جنگ و فضاسازیشان برای جامعه چنین مفاهیم و کلماتی بود: ۱. «سازش» ۲. «خیانت» ۳. «عقبنشینی» ۴. «توطئهٔ منافقان» ۵. «پشت پردههای خطرناک» ۶. «ابهام» ۷. «بدبودن هرگونه مذاکره» اگر رهبر ایران را قبول دارید که هیچ، وضع مشخص است، اما اگر رهبر انقلاب را قبول ندارید، و اگر نمیتوانید تشخیص بدهید کدام روایت درست است، فقط به این فکر کنید مرجع کدامیک از این دو نوع روایت و تفسیر رویداد میتواند اتاق فکر موساد و سیا باشد؟ همان را کنار بگذارید برای همیشه. هم گزارههای فعلیاش را هم اساسا نوع تفکرش را. یا اگر این هم سختتان است دستکم به این فکر کنید: کدامیک از این دو روایت میتواند در صفوف ایران دودستگی بیاندازد و به نفع آمریکا و اسرائیل شود؟ اینطوری هم میشود فهمید فکر درست چیست. متأسفانه بعضی آدمهای خوب با نهایت نیتهای خوب و نگرانیشان برای کشور و انقلاب به جای روایت صحیح و واقعگرایانهٔ رهبر ایران و فرماندهان جنگ، باز هم فریب روایت مسموم و مشکوک افراد تندرو را خوردهاند. وقت بگذارید و با این آدمها صحبت کنید و نگذارید بیماری در ذهنشان ریشه بدواند. و نگذارید به هیچ نحو آفت تفرقه سنگرهای مقدسمان را آلوده کند. جالب است که بلندگوها و طراحان این عملیات روانی مقابل ایران و رهبرش را کسانی بر عهده دارند که خودشان را طرفدار رهبر و انقلابیتر از همه مطرح میکنند. این مصائب را رهبر شهید هم با این جماعت داشت و چندوقت یکبار رفتارهای تفرقهافکنانه، تندروانه و تحریفکنندهٔ این جماعت، خشم و عتاب شدید رهبر مهربان ما را برمیانگیخت (قبلا چند نمونهاش را در همین صفحه گذاشتهام که فعلا بگذریم). به قول آن جوانمرد: مراقب پنجرههای قلب و مغزمان باشیم. @FihMaFih
به آنان که با آتشبس و همچنین جنایات اسرائیل در لبنان خشمگین، سرخورده یا سوالدار شدند حق میدهم. خودم هم مخصوصاً روز اول حال مرگ داشتم. در یادداشت اولم هم حال خودم و هم حقدادنم معلوم بود.
اما به آنکه حال بد درونش را با باور شایعات، قبول توهمات، تهمتزدن به اینوآن، دیگریسازی، تفرقهافکنی، نشستن روی صندلی قربانی، برچسبزنی و مقصرسازی و... بخواهد خوب کند درهیچشرایطی، حتی در امور روزمره و شخصی حق نمیدهم، چه رسد به امور ملیمیهنی. این آدم یا جاهل است، یا تربیت اخلاقی ندارد یا مشکل روانشناختی دارد که در هرصورت باید اول خود را درست کند بعد وارد اجتماع شود.
اگر نتوانیم حال بد خودمان را ریشهیابی و واکاوی کنیم بهمرور میشویم سیاهیلشکر اهوا و احزاب گوناگون.رندها، فرصتطلبها، جاهطلبها و منحرفان اخلاقی سوار عقدهها و ضعفهای درونی ما میشوند و ما میشویم پل ترقی دنیاشان و هیزم ترقهٔ جهنمشان.آنها شاید با ما به دنیاشان برسند ولی ما دنیا و آخرت را یکجا میبازیم.
دیروز در اربعین بیشتر شعارها خوب بود، شعاری که دوست نداشتم هم بود، ولی یکگوشه دیدم دارند یک شعار اراجیف را تو دهن مردم میگذارند با این مضمون که آتشبس دلیل شهادت رهبر بود! خوشبینانهاش یعنی فروپاشی روانی! رفتم گفتم خواهرهابرادرها منطق شعار چیست؟ آتشبس قبلی را که رهبر شهید خودشان بودند، زیر نظر خودشان بود، شعار دشمنشادکن ندهید، خانمی با خشم و نفرتی زایدالوصف به من رو کرد و گفت نصفشب رفتند یواشکی امضا کردند خودشان بعد آمدند به رهبر گفتند! گفتم خواهرم این یعنی این رهبر شایستهٔ رهبری نیست، چنین خیانتی را آقا دیده و تسلیم شده؟ گفت خب اینها به آقا تحمیل کردند! گفتم این هم بزرگترین توهین به رهبر است که اینقدر ناتوان است که بتوانند چنین موضوع مهمی را به رهبر تحمیل کنند و ایشان بر خیانت به ایران و اسلام سکوت کند! گفت نه توهین نیست، آقا توی اجراییات دخالت نمیکند مردم اشتباه کردند اینها را انتخاب کردند، گفتم مسئلهٔ قیمت سیبزمینی نیست که رهبری دخالت نکند، رهبری هزاربار گفته در امور کلان که پای اصل حرکت انقلاب و کشور در میان است با قاطعیت دخالت میکنم، جدا از اینکه مدیریت جنگ که گفتند برای اولینبار صفرتاصد خود آقا در اتاق فرماندهی انجام میدهد...شعارشان قطع شد ولی حال آن خانم و دوستش حال گفتگوی منطقی نبود، لذا ادامه ندادم.
این حرفهای مهمل را در گوش این خانم خواندهاند. این خانم خوب حالش بد بوده، بهش گفتند تقصیر تو نیست حال بدت، تقصیر آدم بدهاست که آن پشت دارند توطئه میکنند و سازش میکنند، تو بنشین روی صندلی قربانی. اسم سازشگران چیست؟ امروز پزشکیان و عراقچی، یکروز قالیباف و لاریجانی بود، یکروز سلامی و باقری، یک روزی رئیسی و امیرعبداللهیان، یکروزی هم روحانی و ظریف که من هم تا حدی قبول دارم، ولی حقیقت ماجرا مهم نیست، برای کسی که روی صندلی قربانی نشسته همیشه باید اسمی باشد که بشود تقصیرها را گردن او انداخت، اینطوری بی اینکه لازم باشد به خودم زحمت بهترشدن را بدهم، درونم آرام میشود و از عذاب وجدان میرهم.
من خودم را همان شب آتشبس کاویدم.جدا از تأثرات شدیدم برای رهبری و شهیدان، جدا از نگرانیام درمورد قصاص متجاوزان، جدا از اندوهم برای لبنان، یک ورودی عظیم و پنهان دیگر را پیدا کردم. یک ورودی که ویروسوار هرروز اسم پوشهاش را عوض میکند تا من شناساییاش نکنم، ولی در حقیقت چنین اسمهایی دارد: بیعملی، بیهودگی، کمعملی، کمفایدگی... حقیقتش من در طول جنگ کار درخور و ارزشمندی برای کشورم نکردم. کاری برای سوگ شهیدان و برای انتقامشان و برای نمایش حق و مظلومیت عظیمشان نکردم. مرد گندهام، چهارستون بدنم از خیلیها سالمتر است، ولی اندازهٔ یک گونی خاک سنگر به درد وطنم نخوردم، اندازهٔ یک کولهٔ ارزانقیمتِ دختربچههای مینابی یا قمقمهٔ میکائیل میردورقی عزیزم نتوانستم پرچم مظلومیت شهیدان را بالا ببرم، خب پس به چه دردمیخورم؟ و اگر جنگ واقعاً تمام شود و این فرصت قدکشیدن انسانی به پایان برسد، آن موقع چطور با خود بهدردنخورم مواجه شوم؟!
اگر این درونکاویها و خودشناسیها را نکنم، با انفجار خشم، یأس و اندوه به خودفریبی و دیگرفریبی میافتم، تهمتزنان میافتم به جان عراقچی و پزشکیانی که نه معصوماند، نه نابغه، نه بهشان رأی دادهام نه جزو گرایش سیاسیم هستند، ولی با همهٔ وجود جانشان را کف دستشان گذاشتهاند و همهٔ توانشان را، با تعهد کامل به یکصدایی، گوش به فرمان رهبر دارند برای پیروزی ایران میجنگند. این میشود همانچیزی که آمریکا و شیطان از من میخواهند و همان چیزی که رهبر شهید بارها عکسش را از من خواسته بود.
باید کار خوب کنیم، تا حالمان خوب شود.
@FihMaFih
۷.۷K
۳:۰۵