علت اینهمه شلوغ بازی را نمیفهممحالا اگر روزی ترامپ خواست در کاخ سفید سوار اسبی شود که نژادش ایرانی بود، انتظار دارید اسب جفتک بیاندازد؟اسب است دیگر، کاه و یونجه اش را سر وقت بدهی، سواری میدهدیا اگر مثلا یکی از سگ های نگهبان کاخ سفید از نژاد سرابی ایرانی بود، انتظار دارید به محض دیدن ترامپ، پاچه اش را بگیرد؟سگ را تکه استخوانی بدهی، تا ابد برایت دم تکان میدهدالبته انصافا دور از جان اسب و سگ، بعضی ها عمری در کشور خودشان کاه و یونجه شان را سر وقت خورده اند اما سواریش را به بیگانه میدهند.
#فغانی#وطن_فروش
فرزند شهید اسماعیل علیآبادیان
طوفان یمنــ𖡥ـی@tofan_yamani
#فغانی#وطن_فروش
۷:۱۳
السلام علیک یا اباعبدالله (ع)
با توجه به تجربه چندین ساله شرکت در مراسم اربعین، بر خود لازم میدانم یکسری نکات را به عرض رفقا و زائرانی که قصد سفر خانوادگی دارند؛ برسانم.
۱. بهترین مرز با توجه به سهولت دسترسی و پارکینگها و خروج آسان، مرز خسروی؛
۲. با توجه به گرمای هوا در قصر شیرین، سعی کنید طوری برنامهریزی نمایید که ساعت ۲۳ تا نهایت ۲ بامداد از مرز عبور کنید.
۳. زمان سفر خودتان را کوتاه کنید.
۴. پنکه مهپاش همراه داشته باشید برای اینکه مثل آیه خانم ما، بچههاتون تو گرمای هوا راحت و آسوده خواب بروند!اگه داخل محفظهاش گلاب یا یخ( بقول عراقیها ثلج) بریزین هواش مطبوعتر میشه!
۵. تو نجف مبیت یا منزل شخصی خیلی کم پیدا میشه، بخاطر همین سعی کنید قبل غروب آفتاب تا نهایت نیم ساعت بعد نماز مغرب تو مسجد کوفه باشید و سمت باب المراد اکثر مردم عراق برای دعوت میان.
۶. برای جلوگیری از عرق سوز شدن، روغن گل سرخ همراهتون باشه. تا حس کردین دارین عرقسوز میشین سریع بمالید. معجزه میکنه!
۷. طوری برنامه بریزین که تو خنکی عصر ساعت ۱۶.۳۰ به بعد یا اول صبح تا نهایت ساعت ۵ پیادهروی رو از مسیر طریق العلما آغاز کنید.
۸. از حرکت بین ساعت ۹ تا ۱۶ جداً پرهیز کنید. ما چند ساله این تایم رو استراحت میکنیم و امسال هم فقط ساعت ۱۶ تا ۲۲ پیادهروی کردیم و ۲۲ تا ۲ بامداد استراحت و بعدش تا ساعت ۹ پیادهروی و از ۹ تا ۱۶ دوباره استراحت. اینجوری گرمازده و بیحال نمیشین.
۹. سبک سفر کنید و کوله استاندارد همراه ببرید. یک کوله بنده دارم که اگه بزرگواری خواست میتونم امانت بدم. ۱۰. اگه همراهتان سالمند دارین ک نمیتونه با خودش کوله و وسایل حمل کنه؛ حتما چرخ دستی ببرین. یک چرخ دستی دارم اگه کسی خواست اطلاع بده بنده بهش امانت میدم.
۱۱. از حمام کردن زیر آب ولرم غافل نشین و تو این زمینه افراط بورزید:)) مخصوصا تو تایم استراحت روزانه!
۱۲. پولها و موبایلتون رو تو جیب مخفی جاسازی کنید که تو حرمهای مطهر، نگران نباشین که بخاطر شلوغی امانات معطل بمونید! البته کاظمین، الزامی شده امسال تحویل موبایل به امانات.۱۳. از فرصت زیارت اربعین غافل نشین، هر سوالی بود در خدمتم.
۱۴. کوتاه سفر کنید، نهایت شش روزه و کربلا بیش از نصف روز نمانید تا انشاءالله زیارت اربعین روزی و قسمت همه بشه.
التماسدعا از همهی عزیزان؛ اگه فک کردین نکتهای از این عرائض به دردتون خورد، خواهش میکنم بنده و خانوادهامم که امسال بنا به دلایلی توفیق زیارت اربعین نداریم را یاد کنید.
مخلص همگی
مهدی محمدصادقی
آیدی بنده برا راهنمایی و پاسخ به سوالات احتمالی: @mahdi_msadeghi
با توجه به تجربه چندین ساله شرکت در مراسم اربعین، بر خود لازم میدانم یکسری نکات را به عرض رفقا و زائرانی که قصد سفر خانوادگی دارند؛ برسانم.
۱. بهترین مرز با توجه به سهولت دسترسی و پارکینگها و خروج آسان، مرز خسروی؛
۲. با توجه به گرمای هوا در قصر شیرین، سعی کنید طوری برنامهریزی نمایید که ساعت ۲۳ تا نهایت ۲ بامداد از مرز عبور کنید.
۳. زمان سفر خودتان را کوتاه کنید.
۴. پنکه مهپاش همراه داشته باشید برای اینکه مثل آیه خانم ما، بچههاتون تو گرمای هوا راحت و آسوده خواب بروند!اگه داخل محفظهاش گلاب یا یخ( بقول عراقیها ثلج) بریزین هواش مطبوعتر میشه!
۵. تو نجف مبیت یا منزل شخصی خیلی کم پیدا میشه، بخاطر همین سعی کنید قبل غروب آفتاب تا نهایت نیم ساعت بعد نماز مغرب تو مسجد کوفه باشید و سمت باب المراد اکثر مردم عراق برای دعوت میان.
۶. برای جلوگیری از عرق سوز شدن، روغن گل سرخ همراهتون باشه. تا حس کردین دارین عرقسوز میشین سریع بمالید. معجزه میکنه!
۷. طوری برنامه بریزین که تو خنکی عصر ساعت ۱۶.۳۰ به بعد یا اول صبح تا نهایت ساعت ۵ پیادهروی رو از مسیر طریق العلما آغاز کنید.
۸. از حرکت بین ساعت ۹ تا ۱۶ جداً پرهیز کنید. ما چند ساله این تایم رو استراحت میکنیم و امسال هم فقط ساعت ۱۶ تا ۲۲ پیادهروی کردیم و ۲۲ تا ۲ بامداد استراحت و بعدش تا ساعت ۹ پیادهروی و از ۹ تا ۱۶ دوباره استراحت. اینجوری گرمازده و بیحال نمیشین.
۹. سبک سفر کنید و کوله استاندارد همراه ببرید. یک کوله بنده دارم که اگه بزرگواری خواست میتونم امانت بدم. ۱۰. اگه همراهتان سالمند دارین ک نمیتونه با خودش کوله و وسایل حمل کنه؛ حتما چرخ دستی ببرین. یک چرخ دستی دارم اگه کسی خواست اطلاع بده بنده بهش امانت میدم.
۱۱. از حمام کردن زیر آب ولرم غافل نشین و تو این زمینه افراط بورزید:)) مخصوصا تو تایم استراحت روزانه!
۱۲. پولها و موبایلتون رو تو جیب مخفی جاسازی کنید که تو حرمهای مطهر، نگران نباشین که بخاطر شلوغی امانات معطل بمونید! البته کاظمین، الزامی شده امسال تحویل موبایل به امانات.۱۳. از فرصت زیارت اربعین غافل نشین، هر سوالی بود در خدمتم.
۱۴. کوتاه سفر کنید، نهایت شش روزه و کربلا بیش از نصف روز نمانید تا انشاءالله زیارت اربعین روزی و قسمت همه بشه.
التماسدعا از همهی عزیزان؛ اگه فک کردین نکتهای از این عرائض به دردتون خورد، خواهش میکنم بنده و خانوادهامم که امسال بنا به دلایلی توفیق زیارت اربعین نداریم را یاد کنید.
مخلص همگی
مهدی محمدصادقی
آیدی بنده برا راهنمایی و پاسخ به سوالات احتمالی: @mahdi_msadeghi
۱۲:۵۱
بازارسال شده از درواقع
فروزان: با مینیژوپ صددرصد موافقم! اما به شرط آنکه خانمهایی که پاهایی زشت و بد ترکیب دارند، حتی اسمش را نبرند!
پوری بنایی: واقعاً مسخره است! خانمهای ما چهارچشمی مواظب هستند تا ببینند #غرب چه مد تازهای ارائه میدهد، تا کورکورانه از آن پیروی کنند. اما من #ایرانی هستم و سادهپوشی مخصوص ایرانیها را به همۀ این مدهای عجیب و غریب، ترجیح میدهم.
فریبا خاتمی: آخ که میمیرم برای این مد! از وقتی که مینیژوپ میپوشم زیبانیام ده برابر شده.
فردین: مخالفم، مخالفم ! زیبایی زن ایرانی، به همان #پوشیدگی و شرم او است. زنهای مینیژوپ پوش، (حتی) یک ذره حس کنجکاوی مردان را برنمیانگیزند. چون آنچه را که مردان حریص از يك زن میخواهند، مینیژوپ بیدریغ در معرض دیدشان قرار میدهد.
پرتو: من عاشق این مد هستم و با این که پاهایم چندان خوش ترکیب نیست، مینیژوپ میپوشم!
ناصر ملک مطیعی: زنان پیرو این مدهای عجیب و غریب، ایرانی بودن خودشان را فراموش کردهاند. چنین زنهایی، برای من، يك پول سیاه (هم) ارزش ندارند!
بهشته: اوه، چقدر عالی است! مخصوصا برای پاهای زیبای من.
پوران: به هیچ وجه حاضر نیستم دنبال این مدهای #مسخره بروم. اصلا چه معنی دارد زن لباسی بپوشد که مردها از بدن او آنچه نادیدنی است، آن بینند؟
رامش: هر کس می گوید مینیژوپ بد است، لابد عقده دارد. حتماً پاهای خودش زشت است و نمیتواند از این مد جالب و قشنگ استفاده کند! بیدریغ در معرض دیدشان قرار میدهد.
الهه: وقتی میبینم یک خانم چاقالو و چغله مینیژوپ پوشیده حالم به هم میخورد.
ویگن: یواشکی بگویم، زنهای مینیژوپ پوش، مثل #عروسک های پشت ویترین هستند. همین که دستت بهشان رسید، میبینی که چقدر توخالی و بچگانهاند./ سال ۱۳۴۶
با #درواقع همراه باشید ...
۱۹:۰۲
لازمه درک اهمیت ژئوپلیتیکی #زنگزور فهم جغرافیایی است!
https://virasty.com/Mahdimsadeghi/1755038494811025081
https://virasty.com/Mahdimsadeghi/1755038494811025081
۱۲:۰۸
دکتر کیومرث اشتریان ، دانشیار علوم سیاسی دانشگاه تهران:
وقتی شعارها با عمل و با قدرت بازدارندگی متوازن نبوده باشد، طبیعی است که ارسال پیاپی «پالس» مذاکره بیهوده است. این دیگر درخواست مذاکره نیست بلکه جامۀ سیاست خود را به شوخ آلودن و در خاک حقارت، خاکسار گشتن است. طرف هم که به خیال واهی خود از نقطه ضعف آگاهتر میشود، مذاکره را نخواهد پذیرفت، بلکه به طمع راهاندازی جنگ دوم میافتد و اینبار رئوس نهادهای سیاسی را میزند یا میرباید تا پس از آن باقیماندگان را به پای میز مذاکره بنشاند ؛ یعنی اینبار تشویق میشود که مذاکره را به پس از جنگ (شاید) کوتاه دوم به تعویق بیندازد.
این که تلآویو و حیفا با موشکهای ایرانی آسیبهای جدی دیدهاند، دستکم نگیرید. ضربۀ حیثیتی و تاریخی آن برای اسرائیل بسیار مهمتر از اثر تخریب فیزیکی آن است. اسرائیل باید این اثر تاریخی و حیثیتی را آنگونه از ذهن جهانیان بزداید که دیگر کسی را جرئت تکرار نباشد؛ ازاینرو، از منظر اسرائیل باید تغییر رژیم و بلکه تجزیۀ ایران در دستور کار قرار بگیرد.
مقامات در ارسال چنین «پالس»هایی باید مهارت و دقت لازم را از خود نشان دهند. از ضعف، مذاکره برنمیآید بلکه از گفتارِ قدرت و پشتوانه کافی نظامی است که مذاکره حاصل میشود. این افراط و تفریطها یا به ضعف تلقی میشود یا به سردرگمی. ایران قدرتمند است و ظرفیتهای آفندی و پدافندی بالایی دارد: «چنین لشکری سرفرازان جنگ/ همه نیزه و تیغ جنگی به چنگ».
(سرمقاله روزنامه شرق) / ۲۵ مرداد
وقتی شعارها با عمل و با قدرت بازدارندگی متوازن نبوده باشد، طبیعی است که ارسال پیاپی «پالس» مذاکره بیهوده است. این دیگر درخواست مذاکره نیست بلکه جامۀ سیاست خود را به شوخ آلودن و در خاک حقارت، خاکسار گشتن است. طرف هم که به خیال واهی خود از نقطه ضعف آگاهتر میشود، مذاکره را نخواهد پذیرفت، بلکه به طمع راهاندازی جنگ دوم میافتد و اینبار رئوس نهادهای سیاسی را میزند یا میرباید تا پس از آن باقیماندگان را به پای میز مذاکره بنشاند ؛ یعنی اینبار تشویق میشود که مذاکره را به پس از جنگ (شاید) کوتاه دوم به تعویق بیندازد.
این که تلآویو و حیفا با موشکهای ایرانی آسیبهای جدی دیدهاند، دستکم نگیرید. ضربۀ حیثیتی و تاریخی آن برای اسرائیل بسیار مهمتر از اثر تخریب فیزیکی آن است. اسرائیل باید این اثر تاریخی و حیثیتی را آنگونه از ذهن جهانیان بزداید که دیگر کسی را جرئت تکرار نباشد؛ ازاینرو، از منظر اسرائیل باید تغییر رژیم و بلکه تجزیۀ ایران در دستور کار قرار بگیرد.
مقامات در ارسال چنین «پالس»هایی باید مهارت و دقت لازم را از خود نشان دهند. از ضعف، مذاکره برنمیآید بلکه از گفتارِ قدرت و پشتوانه کافی نظامی است که مذاکره حاصل میشود. این افراط و تفریطها یا به ضعف تلقی میشود یا به سردرگمی. ایران قدرتمند است و ظرفیتهای آفندی و پدافندی بالایی دارد: «چنین لشکری سرفرازان جنگ/ همه نیزه و تیغ جنگی به چنگ».
(سرمقاله روزنامه شرق) / ۲۵ مرداد
۷:۲۹
دستور کار بیانیه #جبهه_اصلاحات دوقطبیسازی و برهم زدن اتحاد و انسجامملی است؛ باید از تکلیف حفظ اتحادملی حراست کنیم!
https://virasty.com/Mahdimsadeghi/1755493559374322727!
https://virasty.com/Mahdimsadeghi/1755493559374322727!
۹:۰۰
امیرعباس به لطف خدا دیده به جهان گشود:))
#نوردیده
#نوردیده
۱۰:۱۱
مهدی محمدصادقی/جاهد
امیرعباس به لطف خدا دیده به جهان گشود:)) #نوردیده
آیه امروز اولین مواجههاش با برادرش جالب بود. گفتم داداش عباس توئه. بغلش کن؛ بغل کرد و بعد کلی نوازش بوسید. بعد چند دقیقه امیرعباس گریه کرد، گفتم باید ببریم پیش مامان. یکهو پرده تخت کناری را زد کنار. گفت بابا مامانش اینه بده بلغش
#دخترم_آیه
#دخترم_آیه
۱۹:۵۹
بازارسال شده از خودگویی
زیرگیری از انفعالمحمد فدائی و پدرام کاویان
او خودش است. جوّ روانی هرچه باشد، مثبت یا منفی، او خودش است.هرجا که لازم باشد از خودش چهرهی خوشایندی نشان بدهد، تصمیم میگیرد به جای آن، خودش باشد.وقتی میخواهد در مورد اینترنشنال صحبت کند، یا وقتی در مورد سایر بزرگان ورزش مثل علی دایی صحبت میکند، یا وقتی میخواهد از مجلس بودجه بگیرد؛ خودش است. با همان ابعاد یک کشتیگیر – چغر بدبدن.
علیرضا دبیر دارد سبک خاصی از مدیریت را به جوانهای انقلابی نشان میدهد. به جای گربه رقصاندن برای اکابر سیاست، به کارنامهاش تکیه کرده (تنها ایرانی دارنده مدال طلای سبکوزن کشتی آزاد در المپیک) و به جای سردواندن بین مسئولیتها و حرفههای مختلف، سالهاست روی کشتی متمرکز است.با اینکه کم دشمن ندارد، بیانیهبازی نمیکند، کارش را میکند – با تمرکز. با اینکه کم خواهان ندارد، محفلسازی نمیکند، کارش را میکند – با تمرکز. با اینکه کم مانع ندارد، بهانهپردازی نمیکند، کارش را میکند – با تمرکز.
تیپ نیست، شخصیت است و همینی است که هست، برای اینکه خودش است مورد طعن و گزند و تقبیح قلمبهمزدها و بازندهها قرار دارد. و مهمتر اینکه تلاش نمیکند پاسخ بددهانی کسی را بدهد، همین که خودش است را بهترین پاسخ میداند. بدون تلاش برای کسب مدال رضایت از این و آن؛ با تلاش برای رسیدن به هدف، هدف ملی.پس از سالها ایستادن روی سکوی نخست کشتی آزاد و فرنگی جهان را مدیون سبک مدیریتی دبیر هستیم.
این خودبودن (هویتمندی) و نتیجهی طبیعی آن، یعنی اعتمادِ به نفس و متمرکز شدن، مدیر را از انفعال خارج میکند. خروج از انفعال همان و خیزشهای انفجاری همان.سؤال کلیدی این است که چطور میتوان این سبک از مدیریت را به سایر حوزههای ورزشی و مهمتر، حکمرانی تسری داد؟
مطالعه یادداشتهای دیگر در کانال خودگویی
او خودش است. جوّ روانی هرچه باشد، مثبت یا منفی، او خودش است.هرجا که لازم باشد از خودش چهرهی خوشایندی نشان بدهد، تصمیم میگیرد به جای آن، خودش باشد.وقتی میخواهد در مورد اینترنشنال صحبت کند، یا وقتی در مورد سایر بزرگان ورزش مثل علی دایی صحبت میکند، یا وقتی میخواهد از مجلس بودجه بگیرد؛ خودش است. با همان ابعاد یک کشتیگیر – چغر بدبدن.
علیرضا دبیر دارد سبک خاصی از مدیریت را به جوانهای انقلابی نشان میدهد. به جای گربه رقصاندن برای اکابر سیاست، به کارنامهاش تکیه کرده (تنها ایرانی دارنده مدال طلای سبکوزن کشتی آزاد در المپیک) و به جای سردواندن بین مسئولیتها و حرفههای مختلف، سالهاست روی کشتی متمرکز است.با اینکه کم دشمن ندارد، بیانیهبازی نمیکند، کارش را میکند – با تمرکز. با اینکه کم خواهان ندارد، محفلسازی نمیکند، کارش را میکند – با تمرکز. با اینکه کم مانع ندارد، بهانهپردازی نمیکند، کارش را میکند – با تمرکز.
تیپ نیست، شخصیت است و همینی است که هست، برای اینکه خودش است مورد طعن و گزند و تقبیح قلمبهمزدها و بازندهها قرار دارد. و مهمتر اینکه تلاش نمیکند پاسخ بددهانی کسی را بدهد، همین که خودش است را بهترین پاسخ میداند. بدون تلاش برای کسب مدال رضایت از این و آن؛ با تلاش برای رسیدن به هدف، هدف ملی.پس از سالها ایستادن روی سکوی نخست کشتی آزاد و فرنگی جهان را مدیون سبک مدیریتی دبیر هستیم.
این خودبودن (هویتمندی) و نتیجهی طبیعی آن، یعنی اعتمادِ به نفس و متمرکز شدن، مدیر را از انفعال خارج میکند. خروج از انفعال همان و خیزشهای انفجاری همان.سؤال کلیدی این است که چطور میتوان این سبک از مدیریت را به سایر حوزههای ورزشی و مهمتر، حکمرانی تسری داد؟
مطالعه یادداشتهای دیگر در کانال خودگویی
۱۲:۲۲
شناسایی علل فرزندآوری پایین در استان مازندران: یک مطالعه کیفی
نویسندگان
سیداحمد میرمحمدتبار1 محمدحسین علیپور2 مهدیمحمدصادقی3
1 استادیار گروه جامعه شناسی دانشگاه اراک، ایران
2 استادیار فقه و مبانی حقوق، دانشکده پیامبر اعظم (ص)، دانشگاه جامع امام حسین علیه اسلام
3 گروه آموزشی جغرافیای سیاسی، دانشکدۀ جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
چکیده
زمینه و هدف: کاهش نرخ فرزندآوری یکی از چالشهای مهم اجتماعی در دهههای اخیر در ایران، بهویژه در استانهای شمالی همچون مازندران است. این پدیده میتواند پیامدهایی بلندمدت برای ساختار جمعیت، پویایی اقتصادی و انسجام اجتماعی به همراه داشته باشد و تحلیل دلایل بروز آن، برای سیاستگذاری جمعیتی از اهمیت بالایی برخوردار است.
روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و استفاده از روش تحلیل مضمون، به بررسی علل کاهش فرزندآوری در استان مازندران پرداخته است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با 16 متخصص، مشاور و مدیر اجرایی حوزه جمعیت و خانواده گردآوری، کدگذاری و تحلیل گردید.
یافتهها: نتایج تحقیق نشان داد که سه دسته مضامین فراگیر و هشت مضمون سازمان دهنده در حوزه خانواده از جمله دلایل مهم فرزندآوری پایین در استان مازندران است. مضامین فراگیر دلایل ساختاری (با مضامین سازمان دهنده ی تأخیر در ازدواج و تغییرات در بعد خانواده)، دلایل کارکردی (با مضامین سازماندهنده کاهش نقش آموزشی خانواده و مشکلات نگهداری و مراقبت) و دلایل ایدهای-نگرشی ( با مضامین سازماندهنده تغییر باورهای مذهبی نسبت به فرزندآوری، فردگرایی، فرسایش سرمایه اجتماعی و اثرپذیری فرهنگ استان از فرهنگ تهران) از جمله دلایل مهم برای فرزندآوری پایین در این استان هستند.
نتیجهگیری: این یافتهها نشاندهنده تأثیر ترکیبی دلایل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بر کاهش فرزندآوری در مازندران است. سیاستگذاری منطقهای هدفمند، با تأکید بر مشوقهای اقتصادی و تقویت هویت محلی، میتواند این روند را معکوس کند.
http://pssw.jrl.police.ir/article_105161.html
#کلیدواژهها: فرزندآوری پایین کارکرد خانواده ساختار خانواده تغییرات ایده ای-نگرشی
نویسندگان
سیداحمد میرمحمدتبار1 محمدحسین علیپور2 مهدیمحمدصادقی3
1 استادیار گروه جامعه شناسی دانشگاه اراک، ایران
2 استادیار فقه و مبانی حقوق، دانشکده پیامبر اعظم (ص)، دانشگاه جامع امام حسین علیه اسلام
3 گروه آموزشی جغرافیای سیاسی، دانشکدۀ جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
چکیده
زمینه و هدف: کاهش نرخ فرزندآوری یکی از چالشهای مهم اجتماعی در دهههای اخیر در ایران، بهویژه در استانهای شمالی همچون مازندران است. این پدیده میتواند پیامدهایی بلندمدت برای ساختار جمعیت، پویایی اقتصادی و انسجام اجتماعی به همراه داشته باشد و تحلیل دلایل بروز آن، برای سیاستگذاری جمعیتی از اهمیت بالایی برخوردار است.
روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و استفاده از روش تحلیل مضمون، به بررسی علل کاهش فرزندآوری در استان مازندران پرداخته است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با 16 متخصص، مشاور و مدیر اجرایی حوزه جمعیت و خانواده گردآوری، کدگذاری و تحلیل گردید.
یافتهها: نتایج تحقیق نشان داد که سه دسته مضامین فراگیر و هشت مضمون سازمان دهنده در حوزه خانواده از جمله دلایل مهم فرزندآوری پایین در استان مازندران است. مضامین فراگیر دلایل ساختاری (با مضامین سازمان دهنده ی تأخیر در ازدواج و تغییرات در بعد خانواده)، دلایل کارکردی (با مضامین سازماندهنده کاهش نقش آموزشی خانواده و مشکلات نگهداری و مراقبت) و دلایل ایدهای-نگرشی ( با مضامین سازماندهنده تغییر باورهای مذهبی نسبت به فرزندآوری، فردگرایی، فرسایش سرمایه اجتماعی و اثرپذیری فرهنگ استان از فرهنگ تهران) از جمله دلایل مهم برای فرزندآوری پایین در این استان هستند.
نتیجهگیری: این یافتهها نشاندهنده تأثیر ترکیبی دلایل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بر کاهش فرزندآوری در مازندران است. سیاستگذاری منطقهای هدفمند، با تأکید بر مشوقهای اقتصادی و تقویت هویت محلی، میتواند این روند را معکوس کند.
http://pssw.jrl.police.ir/article_105161.html
#کلیدواژهها: فرزندآوری پایین کارکرد خانواده ساختار خانواده تغییرات ایده ای-نگرشی
۱۷:۰۵
بازارسال شده از خبر فوری
۱۱:۲۴
حسابی هوای مادران را داشته باشیم!
زندگی مادرانه مخصوصا در سالهای ابتدایی تولد فرزند، سرشار از دغدغهها و کارهای ریز و درشتی است که گستره زندگی #مادر را فرا میگیرند.
مثلاً یک بیرون رفتن ساده؛ همین چند هفته پیش بود که پس از چند ماه تصمیم گرفتم به تنهایی با نوزاد و فرزند نوپایم جایی بروم. به محض اینکه تایید این تصمیم از ذهن یک مادر میگذرد، دهها پیشنیاز به طور آنی در ذهن ردیف میشوند.
لباس اضافه پوشک و وسایل تعویض برای بچهها بردارم. پوشک هرکدام را عوض کنم و لباسهایشان را بپوشم. موهای آیه مرتب و شانه شوند. لباس گرم محض احتیاط همراهم باشد. بطری آب و مقداری خوراکی برای وقتی که آیه گرسنه یا تشنه شد. فلاسک آب جوش، شیرخشک و شیشه برای امیرعباس اگر شرایط برای شیردهی فراهم نبود.
آخرین خان هم میرسد به اسنپ سوار شدن. ثانیههای آخر بیرون رفتن از خانه، تازه برای بچه این تداعی میشود که باید منِ خودش را پیدا کند و با حوصله از پلههای آخری خانه، خودش پایین بیاید. همان لحظه هم راننده اسنپ زنگ پشت زنگ میزند که باید گزینه توقف را بزنید و بیشتر از پنج دقیقه منتظر ماندهاست. وقتی هم راننده با مسافرهای کوچکش مواجه میشود، دو حالت دارد. بعضیها استقبال میکنند و با روحیه بچه دوستی راننده، ادامه داستان با خیال راحت طی میشود.
اما وای از حالت دوم که راننده بچه را هم قد خودش فرض میکند و دائم تذکر میدهد که خوراکی نریزد داخل ماشین و چرا وقتی بچه وارد ماشین شد، کفشش کمی صندلی ماشین را لمس کرد.
وقتی بالاخره این چندساعت تمام میشود، بخش مسئلهمحور ذهنم بیدار میشود. همه این ساعتها را به چشم تجربه نگاه میکنم. یکی از مهمترین نیازهای یک مادر توجه به نیازهای او توسط جامعه است. گوشهای از این دغدغههای ریز برداشته شود تا نفسی تازه کند.
در همین مورد، داشتن یک گزینه مخصوص برای مادران در تاکسیهای اینترنتی چقدر میتوانست دلنشین باشد. رانندهای که سفر این دسته از افراد را قبول میکند، زمان انتظارش ده دقیقه باشد و یا بداند فرشتگانی کوچک مسافرش هستند و با روی خوش پذیرای آنان شود.
به نظرم اگر هر تاکسی اینترنتی هم برای رانندگانی که این سفرها را قبول میکنند، حق کمیسیون کمتری برداشت کند؛ این ایده فراگیرتر اجرایی میشود. همچنین در برخی کلانشهرها که مادران باید با طرح ترافیک هم دست و پنجه نرم کنند؛ به نظر تخفیف و امتیاز دادن به مادران در این زمینه هم رانتی خوشایند و مثبت به حساب بیاید؛ البته با سازِکاری که فقط مادران بتوانند از این امتیاز استفاده کنند!
دیده شدن مادران توسط جامعه و ارائه خدماتی متناسب با نیازهایشان خیلی بهتر میتواند احساس ارزشمندی را برای آنان به ارمغان بیاورد. مجموع این توجهات و ارائه خدمات میتواند به ارزشمند شدن مادری در جامعه کمک کند. به نوعی فرهنگسازی در این دوران شلم شوربا اجتماعی نه با بنر، شعار و جایزه بلکه با ارزش قائل شدن به دغدغهها و رفع نیازهای واقعی مادران، به ثمر مینشیند!
زهره حسنیسعدیدانشجوی دکتری سیاستگذاری عمومی دانشگاه تهران
برای مطالعه سایر مطالب، رو اینجا بزنید!
زندگی مادرانه مخصوصا در سالهای ابتدایی تولد فرزند، سرشار از دغدغهها و کارهای ریز و درشتی است که گستره زندگی #مادر را فرا میگیرند.
مثلاً یک بیرون رفتن ساده؛ همین چند هفته پیش بود که پس از چند ماه تصمیم گرفتم به تنهایی با نوزاد و فرزند نوپایم جایی بروم. به محض اینکه تایید این تصمیم از ذهن یک مادر میگذرد، دهها پیشنیاز به طور آنی در ذهن ردیف میشوند.
لباس اضافه پوشک و وسایل تعویض برای بچهها بردارم. پوشک هرکدام را عوض کنم و لباسهایشان را بپوشم. موهای آیه مرتب و شانه شوند. لباس گرم محض احتیاط همراهم باشد. بطری آب و مقداری خوراکی برای وقتی که آیه گرسنه یا تشنه شد. فلاسک آب جوش، شیرخشک و شیشه برای امیرعباس اگر شرایط برای شیردهی فراهم نبود.
آخرین خان هم میرسد به اسنپ سوار شدن. ثانیههای آخر بیرون رفتن از خانه، تازه برای بچه این تداعی میشود که باید منِ خودش را پیدا کند و با حوصله از پلههای آخری خانه، خودش پایین بیاید. همان لحظه هم راننده اسنپ زنگ پشت زنگ میزند که باید گزینه توقف را بزنید و بیشتر از پنج دقیقه منتظر ماندهاست. وقتی هم راننده با مسافرهای کوچکش مواجه میشود، دو حالت دارد. بعضیها استقبال میکنند و با روحیه بچه دوستی راننده، ادامه داستان با خیال راحت طی میشود.
اما وای از حالت دوم که راننده بچه را هم قد خودش فرض میکند و دائم تذکر میدهد که خوراکی نریزد داخل ماشین و چرا وقتی بچه وارد ماشین شد، کفشش کمی صندلی ماشین را لمس کرد.
وقتی بالاخره این چندساعت تمام میشود، بخش مسئلهمحور ذهنم بیدار میشود. همه این ساعتها را به چشم تجربه نگاه میکنم. یکی از مهمترین نیازهای یک مادر توجه به نیازهای او توسط جامعه است. گوشهای از این دغدغههای ریز برداشته شود تا نفسی تازه کند.
در همین مورد، داشتن یک گزینه مخصوص برای مادران در تاکسیهای اینترنتی چقدر میتوانست دلنشین باشد. رانندهای که سفر این دسته از افراد را قبول میکند، زمان انتظارش ده دقیقه باشد و یا بداند فرشتگانی کوچک مسافرش هستند و با روی خوش پذیرای آنان شود.
به نظرم اگر هر تاکسی اینترنتی هم برای رانندگانی که این سفرها را قبول میکنند، حق کمیسیون کمتری برداشت کند؛ این ایده فراگیرتر اجرایی میشود. همچنین در برخی کلانشهرها که مادران باید با طرح ترافیک هم دست و پنجه نرم کنند؛ به نظر تخفیف و امتیاز دادن به مادران در این زمینه هم رانتی خوشایند و مثبت به حساب بیاید؛ البته با سازِکاری که فقط مادران بتوانند از این امتیاز استفاده کنند!
دیده شدن مادران توسط جامعه و ارائه خدماتی متناسب با نیازهایشان خیلی بهتر میتواند احساس ارزشمندی را برای آنان به ارمغان بیاورد. مجموع این توجهات و ارائه خدمات میتواند به ارزشمند شدن مادری در جامعه کمک کند. به نوعی فرهنگسازی در این دوران شلم شوربا اجتماعی نه با بنر، شعار و جایزه بلکه با ارزش قائل شدن به دغدغهها و رفع نیازهای واقعی مادران، به ثمر مینشیند!
زهره حسنیسعدیدانشجوی دکتری سیاستگذاری عمومی دانشگاه تهران
برای مطالعه سایر مطالب، رو اینجا بزنید!
۸:۲۲

پاکت هدیه
مهدی محمدصادقی/جاهد
فرا رسیدن ماه رجب و میلاد امام محمدباقر (ع) مبارک باد


هر دانشجو آشوبطلب و دشمننشناسی که در این شرایط برای کشور هزینه بتراشد؛ پخمهسیاسی و پیادهنظام صهیونیستها است!
#دانشگاه_شریف
#دانشگاه_شریف
۱۴:۴۴
هماکنون به نیابت از همهی همراهان ارجمند، مزار حاج قاسم دعاگو و نائبالزیارهتون هستم!
۲۲:۳۳

پاکت هدیه
مهدی محمدصادقی/جاهد
حسین ای سلاله پاکانحسین ای عصاره قرآن!دیده بشریت روشن که در طلوع ماه شعبانخورشید جمالت را به نظاره میایستند.میلاد امام حسین (ع) و روز پاسدار مبارک
بازارسال شده از خودگویی
چگونه برد موشکهای ما به لینکلن خواهد رسید؟محمد فدائی و پدرام کاویان
ذهن ما در دام این پرسش گرفتار شده: جنگ میشود یا نه؟ یا میتوانیم خوب دفاع کنیم؟. این پرسشها نشاندهندهی نگرانی است، و در عین حال، دقیقترین تلهی دشمن برای شکست ما. پرسیدن اینکه آیا جنگ میشود؟، یک پیشفرض پنهان دارد: اینکه ما هنوز در صلح هستیم. ما در مرز درگیری نیستیم؛ وسط میدان جنگیم. جنگ مدتها پیش از اولین شلیک، با نخستین تحریم، با نخستین تهدید و با ترور نمادهای اقتدارمان آغاز شد.
دشمنِ جنگبلد میداند که برای غلبه بر ملتی مثل ما، نباید لزوماً خاک را اشغال کرد؛ باید ذهن را تصاحب کرد. وقتی ترور حاج قاسم و سید حسن و فشار حداکثری را به عنوان شروع جنگی برای فروپاشی روانی تحلیل نمیکنیم، دقیقاً همان جایی ایستادهایم که دشمن میخواهد. هدف نهایی واشنگتن – چه خواهان تجزیه باشد، چه تغییر نظام، چه لیبیسازی– تنها یک چیز است: فروپاشی روانی.
در جنگ نامتقارن، زمان دقیق حمله اهمیتی ندارد. شاید فردا بزند، شاید از دیروز در حال زدن است و شاید همین ابهام و اضطراب ناشی از آن، خود، حملات پایدار دشمن باشد. دشمن جنگبلد است؛ او میداند که یک جامعهی متزلزل، بیشتر از برخورد ناگهانی، از انتظار برخورد فرسوده میشود.
راه نجات، خروج از حالت انکار و ورود به وضعیت هوشیاری رزمی است. مهمترین دفاع در جنگ ترکیبی، این است که ما بدانیم مورد هجمهایم. این دانستن است که به مقاومت ما، جهت و استقامت میدهد. وقتی شهروند ایرانی بفهمد نوسان قیمت ارز بخشی از نقشهی آمریکا برای به بردگی گرفتنش بوده، باخت روانی به مقاومت شناختی تبدیل میشود.
حالا اگر پذیرفتیم که میدان نبرد، ذهن اقشار مختلف جامعه است، پس باید متوجه باشیم که چه آرایش جنگی مورد نیاز است. در جنگ فیزیکی، ارتش و سپاه یگانهای اصلی خط مقدماند، اما در جنگ فروکاهندهی روانی که هدفش تجزیهی هویتی و فروپاشی اجتماعیست، رسانهی ملی، مهمترین یگان عملیاتی است.
خطای راهبردی رسانهی ملی در این است که جنگ ملی را به جنگی بین انقلابیون با آمریکا تقلیل داده. دشمن برای تکتک ۹۰ میلیون ایرانی، یک سلاح مهندسی کرده: برای دانشجو، ناامیدی؛ برای بازاری، ترس از آینده؛ برای روشنفکر، تحقیر؛ و برای مومن، تشویش. اما رسانهی ما همچنان با یک خط تولید محتوا، برای همه اقشار، یک نسخه میپیچد و در واقع، فقط از ذهن جامعهی متدین و حزبالهی دفاع میکند؛ غافل از اینکه آنها اکنون سنگر امناند، و دشمن در سایر سنگرها دارد پیشروی میکند.
نقدی جدی بر ساختار فعلی صداوسیما وارد است: فقدان شخصیت عملیاتی*.
*همسانی مطلق در همهی شبکههای سیما یعنی فقدان راهبرد. یعنی ما در جنگی که دشمن میکرو-تارگتینگ میکند، ما با ماکرو-بمباران پاسخ میدهیم.
بسیاری در رسانههای ما هنوز درگیر توهم پیروزیهای مطلق سه - هیچ هستند. در جنگ روانی، پیروزیهای ناپلئونی (۳-۲ یا ۴-۳) حیاتیاند. تبدیل یک منتقد ساختارشکن به کسی که حداقل از منافع ملی دفاع میکند، خود یک پیروزی است. نباید به خاطر ملاحظهی جناحی یا محافظهکاری، اجازه داد دشمن در پهنهی وسیعی از اذهان، بدون رقیب بماند.
چه کسی نمیداند در عصر حاضر، استوری و توئیت از ناو هواپیمابر و بمبافکنبی۲ خطرناکتر است؟ توئیتهای پیر گوشبریده، بیش از بمبافکنها میتوانند برهمزنندهی امنیت ملی باشند. وظیفهی رسانه در خط مقدم، تثبیت این خط دفاعی در ذهن مردم است که: مهم نیست دشمن بزند یا نزند، مهم این است که ما آرام و منسجم بمانیم.
اگر این خط در ذهن بازاری و روشنفکر و کارگر تثبیت شود، دیگر غرق شدن یا نشدن ناو لینکلن فرعی است. آن زمان است که دشمن میفهمد که در هدف اصلی شکست خورده و دُمش را گرد میکند و میرود.
مطالعه یادداشتهای دیگر در کانال خودگویی
ذهن ما در دام این پرسش گرفتار شده: جنگ میشود یا نه؟ یا میتوانیم خوب دفاع کنیم؟. این پرسشها نشاندهندهی نگرانی است، و در عین حال، دقیقترین تلهی دشمن برای شکست ما. پرسیدن اینکه آیا جنگ میشود؟، یک پیشفرض پنهان دارد: اینکه ما هنوز در صلح هستیم. ما در مرز درگیری نیستیم؛ وسط میدان جنگیم. جنگ مدتها پیش از اولین شلیک، با نخستین تحریم، با نخستین تهدید و با ترور نمادهای اقتدارمان آغاز شد.
دشمنِ جنگبلد میداند که برای غلبه بر ملتی مثل ما، نباید لزوماً خاک را اشغال کرد؛ باید ذهن را تصاحب کرد. وقتی ترور حاج قاسم و سید حسن و فشار حداکثری را به عنوان شروع جنگی برای فروپاشی روانی تحلیل نمیکنیم، دقیقاً همان جایی ایستادهایم که دشمن میخواهد. هدف نهایی واشنگتن – چه خواهان تجزیه باشد، چه تغییر نظام، چه لیبیسازی– تنها یک چیز است: فروپاشی روانی.
در جنگ نامتقارن، زمان دقیق حمله اهمیتی ندارد. شاید فردا بزند، شاید از دیروز در حال زدن است و شاید همین ابهام و اضطراب ناشی از آن، خود، حملات پایدار دشمن باشد. دشمن جنگبلد است؛ او میداند که یک جامعهی متزلزل، بیشتر از برخورد ناگهانی، از انتظار برخورد فرسوده میشود.
راه نجات، خروج از حالت انکار و ورود به وضعیت هوشیاری رزمی است. مهمترین دفاع در جنگ ترکیبی، این است که ما بدانیم مورد هجمهایم. این دانستن است که به مقاومت ما، جهت و استقامت میدهد. وقتی شهروند ایرانی بفهمد نوسان قیمت ارز بخشی از نقشهی آمریکا برای به بردگی گرفتنش بوده، باخت روانی به مقاومت شناختی تبدیل میشود.
حالا اگر پذیرفتیم که میدان نبرد، ذهن اقشار مختلف جامعه است، پس باید متوجه باشیم که چه آرایش جنگی مورد نیاز است. در جنگ فیزیکی، ارتش و سپاه یگانهای اصلی خط مقدماند، اما در جنگ فروکاهندهی روانی که هدفش تجزیهی هویتی و فروپاشی اجتماعیست، رسانهی ملی، مهمترین یگان عملیاتی است.
خطای راهبردی رسانهی ملی در این است که جنگ ملی را به جنگی بین انقلابیون با آمریکا تقلیل داده. دشمن برای تکتک ۹۰ میلیون ایرانی، یک سلاح مهندسی کرده: برای دانشجو، ناامیدی؛ برای بازاری، ترس از آینده؛ برای روشنفکر، تحقیر؛ و برای مومن، تشویش. اما رسانهی ما همچنان با یک خط تولید محتوا، برای همه اقشار، یک نسخه میپیچد و در واقع، فقط از ذهن جامعهی متدین و حزبالهی دفاع میکند؛ غافل از اینکه آنها اکنون سنگر امناند، و دشمن در سایر سنگرها دارد پیشروی میکند.
نقدی جدی بر ساختار فعلی صداوسیما وارد است: فقدان شخصیت عملیاتی*.
*همسانی مطلق در همهی شبکههای سیما یعنی فقدان راهبرد. یعنی ما در جنگی که دشمن میکرو-تارگتینگ میکند، ما با ماکرو-بمباران پاسخ میدهیم.
بسیاری در رسانههای ما هنوز درگیر توهم پیروزیهای مطلق سه - هیچ هستند. در جنگ روانی، پیروزیهای ناپلئونی (۳-۲ یا ۴-۳) حیاتیاند. تبدیل یک منتقد ساختارشکن به کسی که حداقل از منافع ملی دفاع میکند، خود یک پیروزی است. نباید به خاطر ملاحظهی جناحی یا محافظهکاری، اجازه داد دشمن در پهنهی وسیعی از اذهان، بدون رقیب بماند.
چه کسی نمیداند در عصر حاضر، استوری و توئیت از ناو هواپیمابر و بمبافکنبی۲ خطرناکتر است؟ توئیتهای پیر گوشبریده، بیش از بمبافکنها میتوانند برهمزنندهی امنیت ملی باشند. وظیفهی رسانه در خط مقدم، تثبیت این خط دفاعی در ذهن مردم است که: مهم نیست دشمن بزند یا نزند، مهم این است که ما آرام و منسجم بمانیم.
اگر این خط در ذهن بازاری و روشنفکر و کارگر تثبیت شود، دیگر غرق شدن یا نشدن ناو لینکلن فرعی است. آن زمان است که دشمن میفهمد که در هدف اصلی شکست خورده و دُمش را گرد میکند و میرود.
مطالعه یادداشتهای دیگر در کانال خودگویی
۱۱:۲۲
باید با زور و قدرت، خطای محاسباتی دشمن را از بین ببریم؛ وگرنه وضع همان آش و همان کاسه است!
۲۰:۳۰