بله | کانال مربی یار هدا
عکس پروفایل مربی یار هدام

مربی یار هدا

۱۱۳ عضو
#روایت_چهاردهم
اینجانب استاد حوزه و نویسنده کتاب دکل هستم. چند روز پیش یک نفر بهم پیام داد و کلی به #رهبر_انقلاب و #شهید_سلیمانی فحش‌های رکیک داد و توهینهای زشتی کرد.undefinedبهش پیام دادم اگر ایرادی نداره باهم گفتگو کنیم اما باز به توهینهای خود ادامه داد. ایندفعه سعی کردم از در دیگری وارد بشم تا بدونم مشکلش چیه.متاسفانه برخی از ماها با دیدن چنین برخوردهای زشت از طرف مخاطب زود جبهه میگیریم و طرف را از خود دور میکنیم.سعی کردم از الفاظ محترمانه استفاده کنم. به او گفتم ببین برادر عزیزم من هموطن تو هستم منو برادر و سنگ صبور خودت بدون. باور کن از فحشهایی که به رهبرم و شهید سلیمانی دادی اصلا عصبانی نشدم. من فقط دلم میخواد باهات حرف بزنم. ولی باز توهین کرد. خب بنده تجربه زیاد داشتم میدونستم با اینکه باز داره توهین میکنه ولی جملات محترمانه‌ی من اثر خودشو به تدریج میذاره. بار دوم بهش گفتم ببین برادرم من و تو مال یک خانواده هستیم مسلمانیم اگر گرفتاری خاصی داری اگر گره‌ای به کارت افتاده بگو تا برات حلش کنم اگر بیکاری اگر با همسرت مشکل داری و .... من مشاور هستم و وظیفه خودم میدونم که خادمی کنم برای یک مسلمون و برادر دینی خودم.یکدفعه در کمال ناباوری دیدم لحنش عوض شد و گفت بخدا بیکارم با چند تا بچه. بیمه‌ام رو قطع کردن و شروع کرد مشکلاتش را ردیف کردن.سرتونو درد نیارم خلاصه بگم همین فردی که زشت‌ترین فحش‌ها رو می‌داد الان یه دوست خوب برای منهundefinedو با ترفندهایی مشکل شغلش را هم حل کردیم.همه را گفتم که به این نکته اشاره کنم که آهای دوستان انقلابی، آهای طلبه آهای دانشجوی فعال آهای بسیجی آهای معلم بخدا جوونها و مردم ما اکثرشون اگر نگم همه‌شون با پنج دقیقه گرم گرفتن و ایجاد رابطه صمیمی از طرف امثال ماها دلشون آروم میشه حالا چه برسه به اینکه مسائل نظام و انقلاب رو براشون تبیین کنیم و شبهاتشون رو جواب بدیم.


undefined تخریب چی
undefined @takhribchi110اینجا کمی روایت بخوانیم..بلهhttps://ble.ir/morabiyarhodaایتاhttp://eitaa.ir/morabiyarhodaروایتهای خود را برای انتشار در کانال بفرستید.@nazmahdavi

۲۰:۲۶

#تدریس_کنید
undefined کتاب #بالاتر_از_بهشتundefinedپرسش‌وپاسخ‌های رایج دختران
undefinedبرای استفاده معلمان، اساتید و والدین عزیز در پاسخ‌گویی به سئوالات دختران نوجوان و جواناینجا کمی روایت بخوانیم..بلهhttps://ble.ir/morabiyarhodaایتاhttp://eitaa.ir/morabiyarhodaروایتهای خود را برای انتشار در کانال بفرستید.@nazmahdavi

۱۲:۱۱

#روایت_پانزدهمروایتی از خانم م. محمدیان

undefined خانوم شما حکومتی هستین یا نه؟بی‌مقدمه این سوال را می‌پرسد و من تا آخر خط می‌خوانم که قرار است چه اتفاقی بیفتد.تازه از اردوی کوه آمده‌ایم و توی کوه هم دو سه تایی از دخترها به شوخی و جدی شعارهایی دادند که رو ترش کردیم. مریم برگشت به‌شان که خط قرمز ما رهبری هست بچه‌ها دیگه نشنوم.و من آتشفشانی خفته می‌شوم و ناراحتی‌ام را قورت می‌دهم.
undefined به مجموعه که برمی‌گردیم چندتایی‌شان دور هم حلقه زدند. می‌روم پیش‌شان تا در مورد برنامه‌ی هفته‌ی آینده حرف بزنم و خداحافظی کنم. مهسا اما صدایش را بلند می‌کند و این سوال را می‌پرسد.دو زانو می‌نشینم کنارشان. می‌پرسم: اول خودت جواب سوالت را بده ناقلا ببینم چند چندیم باهم.آرزو صورتش به خنده می‌نشیند و می‌گوید: خانم زرنگیا- ما اینیم دیگه- عه خانوم بگید دیگه می‌خوایم ببینیم حرف نزنیم ما را بکنید تو گونی ببرید...- تو گونی که بد نیست بکنند ما را، گرم می‌شیم یه کم سرمای کوه از بدن‌مون میره بیرون.
همین که می‌گم تو گونی بکنند ما را، گاردشان شکسته می‌شود.
undefined از بی‌رحمی مامورها می‌گویند. از کشته‌های اعتراضات‌شان! از وضعیت اقتصادی گله دارند. از بعضی دزدی‌ها که بین بچه‌های بالا شده داغ‌اند.از نفس کشیدن و آزادی زن‌ها می‌گویند!
undefined دست می‌گذارم روی نقطات مشترک اعتراض‌مان. روی آن‌ها مانور می‌دهم. و بعد می‌پرسم: باشه بچه‌ها جمهوری‌اسلامی نه! پس کی بیاد؟!
undefinedیکی یکی گزینه‌هایشان را روی میز می‌گذارند.بعضی‌هایشان که تا حالا ساکت بودند به حرف می‌آیند. در مقابل این گزینه‌ها داغ می‌کنند و بدون این که من ورود کنم مخالفت می‌کنند.و من از این که بچه‌ها خودشان به فکر افتادن، ته دلم قرص می‌شود.می‌رسند به پهلوی و خدمات‌شان. حتی می‌گویند خانوم انقدر کار کرده که نوش جونش که پول مملکت را برده!خنده‌ی تلخی روی لبم نشست و گفتم: پس نوش جون بعضی اختلاس‌گرای الان. چطوره؟سکوت می‌کنند.
undefined می‌دانم که تحت تاثیر کلیپ‌های سفارشی این حرف‌ها را می‌زنند. می‌گویم: باشه منکر یه سری خدماتش نیستم. اما یه سوال اگه یه جایی زندگی کنی که یه سری آدم از یه کشور دیگه بیان توی کشورت. سگ اونا به تو حمله کنه چی کار می‌کنی؟چندتاشون یه صدا گفتند: خانوم با سنگ می‌زنیم درب و داغون‌شون می‌کنیم.گفتم: خب اگه به خاطر این کارت بیفتی زندان چی؟چشم‌هاشون گرد شد و گفتند: مگه میشه؟بدون این که تغییری توی حالت صورتم بدهم جواب دادم: بله محمدرضا پهلوی این قانون آمریکایی‌ها را پذیرفت.دهان‌شان از تعجب باز ماند. گفتم :بچه‌ها این یه موردشه. همین طور که این کلیپ‌ها را می‌بینید برید بخونید چی شد که مردم همه با هم یه دست شدند برای بیرون کردنش.
undefined حرف‌هایمان یک ساعت و نیم کش می‌آید. آخر کار دو سه نفرشان از جمله مهسا که توپش پر بود، می‌آیند جلو. بغلم می‌کنند و می‌گویند: خانوم حرف برای گفتن زیاد داریم. اما همین که حرف‌هامون را شنیدید، محکوم‌مون نکردید تازه روشن‌مون کردید دوستتون داریم.دو جلسه‌ی دیگر با بچه‌ها حرف زدیم. همین که توانستند یاد بگیرند با هم بحث کنند بدون دعوا و خشونت خوشحالم.همین که دارند می روند به این سمت که فکر کنند روی حرف‌ها خوشحالم.بماند که فشارم بین بحث‌هایشان بالا و پایین می‌شود...
undefined اما من به این جمع امید دارم و کارم را به خدا می‌سپارم که وَمَن يَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِ فَهُوَ حَسۡبُهُۥٓ
#بانوی_نقش_آفرین #نوجوان
@rabteasheghiاینجا کمی روایت بخوانیم..بلهhttps://ble.ir/morabiyarhodaایتاhttp://eitaa.ir/morabiyarhodaروایتهای خود را برای انتشار در کانال بفرستید.@nazmahdavi

۱۶:۵۳

#روایت_شانزدهمروایتی از یک متخصص زنان
سلام علیکم من امروز برنامه ام رو با پخش فیلم برگزار کردم. بحمدلله خیلی مفید بود.فقط بنده هیچ اشاره ای به فیلم و موضوع اون نکردم( مثلا من نمی دونم اصلا فیلمی بوده چون دیر رسیدم undefined)فیلم ابتدا پخش شده بود و بعد از اون من با این سوال طرح بحث کردم. و از بچه ها خواستم یک برگه آماده کنند و سه ستون بکشند، ستون اون منِ ایده آل چه شکلیه/ من متنفرم از.../ من عاشقِ ... و در عرض صفح بازه های زمانی ده سال، بیست سال و سی سال نوشته بشه.یعتی من ایده آل ده سال دیگه چه شکلی است از چه چیزایی ممکنه بدش بیاد یا خوشش بیاد و ...بعد گفتم یک آدم بکشند و اطراف وی دوایر متحد المرکز ترسیم کنند. دایره من و خودم دایره دوم من و مادرم یا خواهرم یا دوستم من و ... براساس ارتباط و علاقه شان نوشته شود( این دایره ها خیلی دردناک بود چون والدین دایره پنج و شش هم نبودند) خیلی چیزای جالبی نوشته بودند چند نفر خوندند و خیلی دید خوبی بهم داد. چون تشویق و واکنش بچه ها رو بهمراه داشت. این کار رو عمدا انجام دادم چون تصورم این بود باور ما در مورد بچه ها واقعی نیست. چون اونها تمایلات واقعی شون رو بروز نمی دن چون رسانه اونها رو اینجوری بار آورده و شواف هست پس شاید کمی بشه وارد دنیاشون شد. چند نکته و تجربه بعنوان جمع بندی ام رو میگم شاید مفید باشه. فیلم باعث شده بود مسخره بازی هاشون کم بشه و جدی بشینند پای بحث.
ما خودمون هم دبیرستانی بودیم و اصلا دنبال این بودیم که الکی ریز ریز بخندیم.
فیلم باعث بهت بود
عده ای انکار
معدود عدم باور و ...
_خیلی برام مهم بود چه طور شروع کنم
و اول خودم رو معرفی کردم
بعد یه خاطره از آیت الله فاطمی نیا تعریف کردم
ماجرای مباحثه شون با شیطان رو مبنای شروع بحث قرار دادم و از این طریق بحث گمراهی در جدل و نزاع رو پیش کشیدم و اینکه چه چیزهایی آدم رو از مسیر و هدفش دور می کنه. مثل رسانه که کارش اشتغال ذهن هست و اینجوری بی اعتبار بودن رسانه رو مطرح کردم
بعد چند نفر بحث حجاب اجباری و... رو پیش کشیدند و من هم بدون اشاره مستقیم به حجاب از انقلاب جنسی در غرب حرف زدم و اینکه این مسیر مختص ما نبوده و نیست نیست و کل دنیا تجربه اش کرده و نتیجه اش این وضعيت غرب هست و چند نمونه از منابع کتب تخصصی مون رو براشون بیان کردم.
چند نفر بخث اختلاس و فساد و بی کفایتی برخی مسئولین و آقازاده ها رو پیش کشیدند و من چون ابتدای بحث دوایر رو گفته بودم همون رو پیش کشیدم و اینکه هر فرد مسئول اصلاح خودش هست و بدی بدان دلیل بر خطای ما نیست و اینکه نقد به افراد دلیل دشمنی با حکم خدا نیست.
آخراش هم بحث دشمنی با حکم خدا و ... شد
و مکرر چند نفر بحث رو منحرف می کردند که من در مورد این حرف زدم که خطای منِ چادری نباید به حساب دین گذاشته بشه و اگر من ناتوانم در بیان حقانیت دین شما بیایید کمک ماما چه کنیم که فردا شرمنده شما نشویم؟ و شما نگویید به خاطر بی تقوایی امثال من شما از دامن اهل بیت جدا شدید و ...به خاطر مشغله های ریز و درشت ما شما درد کشیدید و محرمی نبود که به او بگویید و هی گفتم و گفتم.. رفیق شدیم آخرش گریه زاری شد.قطعا سخنرانی ما موجب تغییر رفتار در بچه ها نمیشه! اما منجر به تغییر در رفتار من و شما خواهد شدما به آنها و ایده آل هاشون نزدیک تر می شیم. بچه ها خیلی تنها بودند. بعد مراسم خیلی هاشون گفتند تا به حال با پدرهاشون درد و دل نکردند. خیلی عجیب بود برام دوست هاشون براشون خیلی مهم تر از خانواده بود. مفهوم خانواده براشون بی معنی بود. خوانندگی و مدلینگ شغل محبوب شون بود. یکی که مدلینگ رو نوشته بود وقتی ازش پرسیدم خوب چه طور می خوای به هدفش برسی و یعد در مورد چالش ها و جذابیت های کارش پرسیدم همونجا دچار استیصال شد. مثلا گفتم می دونی مدل ها در جهان چطور می میرند؟بعد پرسیدم بعد مدل شدن چی بشی راضی میشی؟ جوابی نداشت. چون فقط می خواست دیده بشه.
اینجا کمی روایت بخوانیم..بلهhttps://ble.ir/morabiyarhodaایتاhttp://eitaa.ir/morabiyarhodaروایتهای خود را برای انتشار در کانال بفرستید.@nazmahdavi

۴:۰۰

بازارسال شده از فهم قرآن دبیرستان

جلسه هم اندیشی مربیان نوجوان.m4a

۰۲:۰۵:۳۵-۴۰.۴۲ مگابایت
بِسْمْ أللّٰھِ الرَّحْمٰنِ الرَّحْیٖمْundefined
undefined صوت جلسه هم اندیشی مربیان نوجوان
undefined چه بگوییم؟! چگونه بگوییم؟!
undefined گفت و گویی پیرامون انواع فعالیت در مدارس با توجه به شرایط
undefined استاد هانی چیت چیان
#استاد_چیت_چیان #مربیان
undefinedhttps://ble.ir/bashgah_morabian

۱۴:۲۹

#روایت_هفدهم
بسم الله الرحمن الرحیم
روز اول کلاس اول- روایت یک معلمundefined

زیارت آل یاسین و زیارت حضرت بعد از نماز صبح و خوندم و به حضرت گفتم امروز جمجمه و تمام حرکات و سکناتم و به شما سپردم
حسابی تیپ زدم
لباسای رنگی خوشگل اتوکشیده امروزی
به محض ورود به مدرسه ، داخل دفتر پرورشی ،یه عطر خوب زدم
زنگ اول با بچه های یازدهم تجربی داشتم
اون ساعت هنر داشتن ولی دبیر هنری در کار نبود
یکی از بچه ها تو راهرو درحالیکه حسابی از پوشش من کیف و تعجب میکرد به معاون پرورشی مدرسه گفت نمیشه ما هم هنر داشته باشیم!
با یه لبخند عمیق و ذوقی سرشار وارد کلاس شدم . معاون پرورشی من و بعنوان دبیر اون ساعت معرفی کردن و اینکه تا آخر سال با بچه ها کلاس دارم و رفتن
سلام علیک گرمی کردم و با اعتماد به نفس و تسلط فراوان خودم و معرفی کردم
فلانی هستم . درمانگر و مشاور. ارشد کلام ( گفته بودن به محض ورود نگیم طلبه هستیم و معادل سازی کنیم که بچه ها گارد نگیرن ، معادل طلبه سطح ۳ کلام میشد ارشد کلام)
قراره روزای یکشنبه ساعت اول باهم گپ بزنیم و خوش میگذره..
گفتم برگه سفید دارید ؟ تعداد زیادی گفتن نه!
دفتر سیمی خوشگلم و برداشتم و گفتم پس من برگه میکنم بهتون میدم
دیدم یکی یکی دفتراشون و دراوردن و برگه کندن و گفتن داریم نمیخواد!
بچه ها تو صفحه اول یه ادمک بکشید و دورش ۷ تا حلقه ترسیم کنید .حلقه اول اون کسی است که تو زندگی بیشتر از همه باهاش احساس صمیمیت میکنید و راحتید . حلقه هفتم هم اخرین نفر
میتونید گوشی ،گربه ، سگ ، رِل، کراش ،پسر همسایه ، پسر فامیل ،دختر عمه وهرکسی و بنویسید
کلاس منفجر شد از خنده!
_خانم پسر چی هست اصلا ما ندیدیم!
بچه ها لطفا صادقانه و راحت بنویسید ، اسم و فامیل ننویسید ، من شما رو نمیشناسم
خانم دستخطا رو با برگه امتحانامون تطبیق میدید
بعضی ها نمیدونستن چی بنویسن ،بعضیا فقط چندتا حلقه رو نوشتن ،
بعد از چند دقیقه گفتم برید پشت برگه ، ۳ تا سطر و ۳ تا ستون بکشید
ستون ها : ۱۴۰۱_۱۴۱۱_۱۴۲۱
سطرها : علایق
تنفرات در چه جایگاهی هستم
گفتم مثلا نازنین در ۱۴۰۱ به چه چیزایی علاقه داره؟ موسیقی ، بلاگر ، غذا، گروه خاص ، سبک تفکر و ...
از چی متنفره ؟
و ده سال و بیست سال بعد چطور؟
خودش و تو چه جایگاهی تصور میکنه؟
تو علایق: الکل و شهید همت و پول نوشته بودن
تو تنفرات : بسیجی و حکومت اسلامی تا اسرائیل و یهود و مدیریت مدرسه و مهران رجبی!

خیلیا ۲۰ سال آینده مهاجرت کرده بودن و تو کانادا و سوییس بودن
همه جور ادبیات و علایق و تنفراتی بود
بعضیا اصلا تصوری از آینده خودشون نداشتن و اون قسمتا خالی بود‌.... برگه ها رو جمع کردم .‌

گفتم تو نیم ساعت باقی مونده کرسی آزاد اندیشی داریم .یسری قواعد بگین بنویسم تا موقع بحث کردن رعایت کنیم که بحث بهتر پیش بره
هرچی خودتون بگید مینویسم
گفتن : وسط حرف هم نپریم ، توهین نکنیم ،قضاوت نکنیم و آزادانه حرف بزنیم ،بحث سیاسی نکنیم!
مورد آخر و نشنیده گرفتم و ننوشتم
وسط تخته بزرگ نوشتم آزادی انسان و دورش و دایره کشیدم
کلاس رفت رو هوا!
این که سیاسیه! ما بحث نمیکنیم ! ما حرفی نداریم! حرف بزنیم که پدر مادرمون به عزامون بشینن؟ میکنید تو گونی میبرید!
بچه ها آزادی انسان سیاسی نیست . کاملا دینی است .بعضیا اومدن دور میز من و برگه هاشون و بردن یا یه چیزایی و خط میزدن!
گفتم هرکی میخواد میتونه برگش و ببره
خانم ما اومدیم درس بخونیم ، کاری به سیاست نداریم ، سیاست و دین مثل دوتا خط موازی هستن ، هیچ وقت بهم نمیرسن
یکی از بچه ها برای اروم کردن فضا گفت صلوات بفرستید ، فرستادن، دومیش و بلندتر بفرستید
گفتم بچه ها حرف سیاسی نزنید ،صلوات سیاسی است!گفتن نه گفتم ترجمش کنید خدایا بر محمد و آلش درود بفرست
گفتم محمد صلی الله علیه و آله که بود و چه کرد؟
خانم پیامبر فقط قران میخوند برای مردم و هدایتشون میکرد
گفتم پیامبر تشکیل حکومت نداد؟ بنظرم پیامبر سیاسی ترین ادم روی کره زمین بود و سیاسی تر از پیامبر اصلا نداریم

رفتن تو فکر...

همون موقع یه هلی کوپتر از بالای سرمون تو مدرسه رد شد
خانم گفتین بیان ما رو ببرن!
خیلی گارد داشتن و همگی باهم بسته بودن که حرف نزنن ، گفتم اینجا دموکراسی حاکمه، شاید بعضی از دوستاتون بخوان نظرشون و بگن ولی شما نمیذاریدهمگی گفتن نه! ولی بعضیا با چشماشون التماس میکردن که حرف بزنیم و یه چیزایی گفتنآزادی یعنی آزادی بیان ، ازادی عقاید ، آزادی پوشش، ...همه رو نوشتم بعد روی صندلی لم دادم ، و با لبخند نگاشون میکردمبچه ها کدوم از اینا رو تو ایران نداریم و چرا؟هر کی میگه آره یا نه با دلیلش بگه لطفاکه مدیر در و باز کردن . گفتن اگر تمومه من با بچه ها کار دارم ناچارا وسایلم و جمع کردمو با چشمک گفتم بقیش ان شاءالله جلسه بعد و خداحافظ....(اینقدر حرف برای گفتن هست مگه ولتون میکنمundefined)https://ble.ir/bayanebarteaاینجا کمی روایت بخوانیم..بلهhttps://ble.ir/morabiyarhodaروایتهای خود را برای انتشار در کانال بفرستید.@nazmahdavi

۸:۵۵

thumbnail
سلام خدمت همه عزیزان دنبال کننده مربی یار هدا undefinedundefinedundefinedundefinedطرح مربی یار هدا در نظر داره در قالب برنامه ی در محضر تجربه به صورت انلاین و زنده پای صحبت های یکی از مربی ها که تجربه مربی گری دارن بنشینیم و از شروع مربی گریاز چالش ها از راهکارها از ارتباط گیری ها شون بگن برامون تا کسب تجربه کنیم انشالله..
اینجا کمی روایت بخوانیم..بلهhttps://ble.ir/morabiyarhodaبرای ثبت نام رایگان در این برنامه به ایدی زیر پیام بدهید.@nazmahdavi

۸:۵۲

مربی یار هدا
undefined سلام خدمت همه عزیزان دنبال کننده مربی یار هدا undefinedundefinedundefinedundefined طرح مربی یار هدا در نظر داره در قالب برنامه ی در محضر تجربه به صورت انلاین و زنده پای صحبت های یکی از مربی ها که تجربه مربی گری دارن بنشینیم و از شروع مربی گری از چالش ها از راهکارها از ارتباط گیری ها شون بگن برامون تا کسب تجربه کنیم انشالله.. اینجا کمی روایت بخوانیم.. بله https://ble.ir/morabiyarhoda برای ثبت نام رایگان در این برنامه به ایدی زیر پیام بدهید. @nazmahdavi
تاریخ جلسه از چهارشنبه ۱۶ آذرماه به سه شنبه ۱۵ آذرماه تغییر کرد .

۱۰:۲۵

thumbnail
سلام خدمت همه عزیزان دنبال کننده مربی یار هدا undefinedundefinedundefinedundefinedطرح مربی یار هدا در نظر داره در قالب برنامه ی در محضر تجربه به صورت انلاین و زنده پای صحبت های یکی از مربی ها که تجربه مربی گری دارن بنشینیم و از شروع مربی گریاز چالش ها از راهکارها از ارتباط گیری ها شون بگن برامون تا کسب تجربه کنیم انشالله..
اینجا کمی روایت بخوانیم..بلهhttps://ble.ir/morabiyarhodaبرای ثبت نام رایگان در این برنامه به ایدی زیر پیام بدهید.@nazmahdavi

۱۰:۲۷

#روایت_هجدهم


گزارشی متفاوتundefinedتقریبا ۱۵ روزه که تصمیم گرفتم برم مدرسه. به سختی با خودم کنار آمدم undefined
چرا
چون جو را خیلی متشنج و نا امید کننده می‌دیدم undefinedبا خودم فکر میکردم با این هیبت و چادر وچاقچور کی به حرف من گوش میده.البته اطرافیان هم در تشدید این وضعیت کمک می‌کردند.......
اما من که تابستان امتحانات طرح امین را داده بودممصاحبه هم شده بودم ، بار سنگینی را روی دوشهایم حس میکردم
undefinedبالاخره با خودم کنار اومدم ‌رفتم حکمم را گرفتم و با عزم جزم راهی مدرسه ای شدم که هم دبستان داره و هم دبیرستان دوره اول
از روبرو شدن با دختر دبیرستانی ها واهمه داشتم.undefinedundefinedundefinedهمه از دم کشف حجاب کرده بودند، وارد اولین کلاس پایه هفتم که شدم برام سرود زن زندگی آزادی خوندند
"برای تو کوچه رقصیدنundefinedبرای خندیدن برای بوسیدن....."
اما من فقط به حرف هاشون گوش دادم.نکاتی را میگفتن روی تخته می‌نوشتم واجازه میدادم راجع بهش بحث کنند.از موافق و مخالف نظرشون را می‌پرسیدم. undefined
این را بگم که روزهای اول با فعالیت های یخ شکن و معارفه خلاق شروع کردم وخدا را شکر جذب خوبی داشتم.
بچه ها را به اسم نمی‌شناختم اما سعی کردم لیدرهاشون را شناسایی کنم و داخل حیاط سر به سرشون می‌گذاشتم. اینطوری با دبیرستانی ها دوست شدم
اینو بگم که من همیشه فراری بودم از نوجوان ها اما امروز فهمیدم که ترسم بی مورد بوده آنها فقط میخوان دیده بشن و همینطور شنیده.
undefined امروز به نظرم نقطه عطف ارتباط شکل گرفتیه دانش آموز پایه هفتم که روز اول برای معرفی خودش کاغذی را پاره کرد وبعد با چسب بهم چسبوند،گفت منو مثل این کاغذ تکه تکه کردن و دوباره چسبوندن.اما خانم همانطور که می‌بینید من مثل روز اولم نشدم.باورم نمیشد یه دختر بچه۱۳ ساله بتونه همچین تصویری از خودش ارائه بده.
امروز،گفت خانم میخوام بدونم چه اشکالی داره که ما دوست پسر داشته باشیم
ومن فقط گوش کردم
چه عیبی داره با هم بریم پارکمن مواظب خودم هستم نمیزارم از حد خودش تجاوز کنهundefinedدوستش از اون طرف داد زد اونم چاره داره میریم دکتر درستش میکنه🥺
من که اوضاع را ناجور دیدم زنگ هنرشان را با اجازه ناظم مدرسه که معلم هنر هم هستundefined به کلاسشون رفتم
ازشون خواستم که فکرهای توی سرشون را برام بکشن یا بنویسند خودم هم شروع کردم روی تخته به کشیدن افکارم روی تختهقابلمهکتاب پایان نامهشغل برای پسرمسوره حشرو........با تعجب من را نگاه می‌کردند
بعد همگی دست به کار شدند.فکرهای متفاوتی توی سرشون بود.جالب اینجا بود که اکثر کلاس از دوست پسرهاشون هم گفتند.دوست پسرهایی که ازشون رابطه جنسی خواسته بودند"برای آزادی...."undefinedundefinedundefined
و من به یک آسیب جدی در کلاس پی بردم ۹ ماه آینده باید در انتظار سقط جنین های متعدد باشیماگر وارد مدرسه نشید و آسیب ها را نفهمید چطور میتونید به این اوضاع مسلط بشید.تصمیم گرفتم با مادرها جلسه بزارم واز عوارض آزادی بدون مرز براشون بگم،تا با همفکری با خودشان کاری بکنیم.اکثر کسانی که کشف حجاب کردند عنادی با دین ندارند،معترض به وضع موجود هستند
اما
دختر ۱۲،۱۳ساله آزادی را چیز دیگری معنا کرده......باید کاری کرد
طلاب گرامی با نشستن کنار گود و مطالبه از مسئولین کار به جایی نمی‌بریمباور بفرمایید ما خودمان مسئولیمundefined
اینجا کمی روایت بخوانیم..بلهhttps://ble.ir/morabiyarhodaایتاhttp://eitaa.ir/morabiyarhodaروایتهای خود را برای انتشار در کانال بفرستید.@nazmahdavi

۱۴:۱۰

مربی یار هدا
undefined سلام خدمت همه عزیزان دنبال کننده مربی یار هدا undefinedundefinedundefinedundefined طرح مربی یار هدا در نظر داره در قالب برنامه ی در محضر تجربه به صورت انلاین و زنده پای صحبت های یکی از مربی ها که تجربه مربی گری دارن بنشینیم و از شروع مربی گری از چالش ها از راهکارها از ارتباط گیری ها شون بگن برامون تا کسب تجربه کنیم انشالله.. اینجا کمی روایت بخوانیم.. بله https://ble.ir/morabiyarhoda برای ثبت نام رایگان در این برنامه به ایدی زیر پیام بدهید. @nazmahdavi
هم اکنون در حال برگزاری

۱۲:۳۴

thumbnail
undefinedمجموعه داستان تصویری «قصه‌های پیشرفت» ویژه #روز_دانشجو
undefined️مناسب برای چاپ پوستر و بنر نمایشگاهی
undefined قسمت یک: آهار یا زیمنس:https://s6.uupload.ir/files/1._ahaar_y5xh.jpg
undefined قسمت دوم: شتابدهنده خطی:https://s6.uupload.ir/files/2._shetabdahande_khati_s6uz.jpg
undefined قسمت سوم: ربات جراح سینا:https://s6.uupload.ir/files/3._sina_m7b2.jpg
undefined قسمت چهارم: پنجه‌های کربنی:https://s6.uupload.ir/files/4._carbon_pow_v4g.jpg
undefined قسمت پنجم: تراکتورسازی تبریز:https://s6.uupload.ir/files/5._tractor_rfr.jpg
@yazde_ghahraman

قابل نصب در مدارس

۱۴:۴۷

#روایت_نوزدهمروایتی از خانم کاظمی
قسمت اول:
اول کلاس یک عبارت مرتبط با سوره فیل رو روی تخته نوشتم جمله این بود: ما با نماز خواندن خودمون رو به قدرت خدا وصل میکنیم تا قدرت انجام کارهای خوب رو بدست بیاریم.وقتی توضیح دادم آترینا روشو کرد اونور و باحالت ناراحتی سرش رو روی میز گذاشت وگفت خانوم من دیگه تو کلاس نیستمundefinedدوست نداشت راجع به نماز حرف بزنم..
داشتیم کاردستی درست میکردیم بمناسبت پیروزی ایران از ولز و با هدف تقویت عرق ملی؛ اولش،که گفت نباید بازی میکردن ؛! وقتی داشتم پرچم ایران رو برای چسبوندن روی سبدهای کاغذیمون آماده میکردمموقع نوشتن الله روی پرچم ها گفت خانوم برامن الله ننویسین من خودم می نویسم گفتم چی میخوای بنویسی؟ گفت شیرخورشید گفتم نه ما جمهوری اسلامی هستیم شیرخورشید مال زمان شاهنشاه هست نمیخوای سفید بذار؛ خودش طرح دلخواهش رو کشید اما تا آخر جلسه قایم میکرد من نبینم واضح میگفت خانم خجالت میکشمundefined
تودلم خداروشکر کردم دیدم هنوز امید هستundefined
بعد که دورم خلوت شد گفت خانم شما که طرفدار جمهوری اسلامی هستین پس مهسا امینی و نیکا شاکرمی و بقیه که کشتن چی؟؟گفتم من خیلی دوست دارم باشما صحبت کنم اما نمیدونم کی و کجا ؟ گفت همین الان ..که نمیشد البتهراستش درواقع نمیدونستم برای بچه نه ساله چطور باید حقایق رو توضیح دادتا اوضاع بدتر نشه و آسیب ببشتری نبینهو‌واقعا وقت هم نداشتیمفقط وقتی داشتن دوسه نفری باهم شعر شروین رو زمزمه میکردن ,به زن زندگی آزادی که رسیدن یک لحظه سرم رو بالا آوردم و گفتم زن زندگی آگاهی و اشاره کردم به سرم وگفتم اینجا مهمه فکر کردن مهمه ..دیگه چیزی نگفتنباز اومد بالاسرم وخیلی پراکنده و با من من گفت اگر امریکا بیاد ما رو میزنه امنیت نداریم. معلوم بود که دقیقا نمیدونه چی میخواد بگه و فقط یک چیزایی شنیده ..گفتم ما خیلی قوی هستیم امریکا جرات نداره به ما حمله کنه وگرنه تاحالا حمله میکرد ..بعد از اینکه پفیلاها رو تو سبدهاشون ریختم و کلی بچه ها خوشحال بودن و تشکر میکردنمعلم ورزش اومد سر کلاس و پیروزی رو تبریک گفت..وقتی پرسید کیا خوشحالن اترینا جواب نداد معلم پرسید کسی هم هست که ناراحت باشه همه باهم گفتن خانم آترینا خوشحال نیست..من ومعلم هر دو سکوت..کلاس تمام شد آترینا داد من موهای لخت و بلندشو با کش ببندم چون ساعت ورزش بود وباید موهاشو جمع میکرد ودوست داشت من براش ببندممقنعش همیشه تو کیف مچاله بود میگفت به من نمیاد و تو کلاس چیزی سرش نبوداحساس کردم بین دوراهی مونده و تو ذهنش کلی سوال داره ونگرانه؛ بغلش کردم بوسش کردم وگفتم من خیلی دوستت دارمخوشحال شد و کمی آروم گرفتاما من موندم با کلی سوال که حالا با این بچه ها باید چکار کنمبچه هایی که شدیدا تحت تاثیر فضای خانواده هستن تمام هفته فکر کردم و با اهل فن مشورت کردم. تا اینکه...
ادامه دارد...
#مادر_میدان#مدارس_دولتی
اینجا کمی روایت بخوانیم..بلهhttps://ble.ir/morabiyarhodaایتاhttp://eitaa.ir/morabiyarhoda
روایتهای خود را برای انتشار در کانال بفرستید.@nazmahdavi

۱۳:۲۱

مربی یار هدا
#روایت_نوزدهم روایتی از خانم کاظمی قسمت اول: اول کلاس یک عبارت مرتبط با سوره فیل رو روی تخته نوشتم جمله این بود: ما با نماز خواندن خودمون رو به قدرت خدا وصل میکنیم تا قدرت انجام کارهای خوب رو بدست بیاریم. وقتی توضیح دادم آترینا روشو کرد اونور و باحالت ناراحتی سرش رو روی میز گذاشت وگفت خانوم من دیگه تو کلاس نیستمundefined دوست نداشت راجع به نماز حرف بزنم.. داشتیم کاردستی درست میکردیم بمناسبت پیروزی ایران از ولز و با هدف تقویت عرق ملی؛ اولش،که گفت نباید بازی میکردن ؛! وقتی داشتم پرچم ایران رو برای چسبوندن روی سبدهای کاغذیمون آماده میکردم موقع نوشتن الله روی پرچم ها گفت خانوم برامن الله ننویسین من خودم می نویسم گفتم چی میخوای بنویسی؟ گفت شیرخورشید گفتم نه ما جمهوری اسلامی هستیم شیرخورشید مال زمان شاهنشاه هست نمیخوای سفید بذار؛ خودش طرح دلخواهش رو کشید اما تا آخر جلسه قایم میکرد من نبینم واضح میگفت خانم خجالت میکشمundefined تودلم خداروشکر کردم دیدم هنوز امید هستundefined بعد که دورم خلوت شد گفت خانم شما که طرفدار جمهوری اسلامی هستین پس مهسا امینی و نیکا شاکرمی و بقیه که کشتن چی؟؟ گفتم من خیلی دوست دارم باشما صحبت کنم اما نمیدونم کی و کجا ؟ گفت همین الان ..که نمیشد البته راستش درواقع نمیدونستم برای بچه نه ساله چطور باید حقایق رو توضیح دادتا اوضاع بدتر نشه و آسیب ببشتری نبینه و‌واقعا وقت هم نداشتیم فقط وقتی داشتن دوسه نفری باهم شعر شروین رو زمزمه میکردن ,به زن زندگی آزادی که رسیدن یک لحظه سرم رو بالا آوردم و گفتم زن زندگی آگاهی و اشاره کردم به سرم وگفتم اینجا مهمه فکر کردن مهمه ..دیگه چیزی نگفتن باز اومد بالاسرم وخیلی پراکنده و با من من گفت اگر امریکا بیاد ما رو میزنه امنیت نداریم. معلوم بود که دقیقا نمیدونه چی میخواد بگه و فقط یک چیزایی شنیده ..گفتم ما خیلی قوی هستیم امریکا جرات نداره به ما حمله کنه وگرنه تاحالا حمله میکرد .. بعد از اینکه پفیلاها رو تو سبدهاشون ریختم و کلی بچه ها خوشحال بودن و تشکر میکردن معلم ورزش اومد سر کلاس و پیروزی رو تبریک گفت..وقتی پرسید کیا خوشحالن اترینا جواب نداد معلم پرسید کسی هم هست که ناراحت باشه همه باهم گفتن خانم آترینا خوشحال نیست..من ومعلم هر دو سکوت.. کلاس تمام شد آترینا داد من موهای لخت و بلندشو با کش ببندم چون ساعت ورزش بود وباید موهاشو جمع میکرد ودوست داشت من براش ببندم مقنعش همیشه تو کیف مچاله بود میگفت به من نمیاد و تو کلاس چیزی سرش نبود احساس کردم بین دوراهی مونده و تو ذهنش کلی سوال داره ونگرانه؛ بغلش کردم بوسش کردم وگفتم من خیلی دوستت دارم خوشحال شد و کمی آروم گرفت اما من موندم با کلی سوال که حالا با این بچه ها باید چکار کنم بچه هایی که شدیدا تحت تاثیر فضای خانواده هستن تمام هفته فکر کردم و با اهل فن مشورت کردم. تا اینکه... ادامه دارد... #مادر_میدان #مدارس_دولتی اینجا کمی روایت بخوانیم.. بله https://ble.ir/morabiyarhoda ایتا http://eitaa.ir/morabiyarhoda روایتهای خود را برای انتشار در کانال بفرستید. @nazmahdavi
مربی های عزیز نوجوان
مرتبطین عزیز با نوجوانان
معلم های خوش فکر و دغدغه مند

نگذارید روایت ها و تجربه هاتون تنها ته ذهن خودتون باقی بمونه و با گذشت روزها و ماهها فراموش بشه..با به اشتراک گذاشتن اونها با بقیه افراد به هم افزایی و حل گره های ذهنی کمک میکنید undefinedundefinedundefined

۱۳:۲۴

undefined خلاصه مطالب ارائه شده در
نشست تحلیل روانشناختی علل حضور نوجوانان در اعتراضات ۱۴۰۱

undefinedسخنران: حجت الاسلام و المسلمین دکتر مهکامرئیس انجمن روانشناسی اسلامی حوزه علمیه قم و عضو هیئت علمی موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی
undefined مقدمه :
اتفاقات اخیر دل همه را به درد آورد.اما یکی از مهم ترین اخبار در این میان حضور نسبتا در خور توجه نوجوانان است.نکته مهم دیگر اینکه بخش جدی از پرخاشگری ها مربوط به این گروه سنی بوده است.
اظهار نظر بسیاری از نخبگان متاسفانه با واقعیت ها سازگاری نداشته است.در این جلسه ما به دنبال عوامل حضور نوجوانان هستیم.
پدیده های اجتماعی از عوامل متعددی پیروی می کند، ما بیشتر به عوامل روانشناختی توجه خواهیم داشت و علل را با نگاه روانشناختی تبیین خواهیم کرد.
undefinedمطالب ارائه شده، نتیجه پژوهشی میدانی است:مصاحبه با ۳۰۰ نوجوان دستگیر شده در اغتشاشات در ۴ استانمصاحبه با ۱۰۰ نوجوانان همراه با خانواده هایشان
undefined نتایج به دست آمده از علل به شرح زیر است:
undefined عوامل مرتبط به دین و مذهب
undefinedشبهه ذهنی نسبت به خدا و مناسک دینیundefinedشبهات متعدد نسبت به تبعیض دین در جنسیتundefinedشبهات متعدد نسبت به حجاب و حجاب اجباریundefinedشبهات متعدد نسبت به نگاه دین به آزادی undefinedشبهات متعدد نسبت به نظام جمهوری اسلامی undefinedعدم تقید یا تقید پایین به مناسک دینیundefinedعدم تقید به حجاب و داشتن روابط با نامحرم
undefined عوامل خانوادگی
undefined روابط ضعیف درون خانواده(طلاق، اعتیاد، خیانت و عوامل مختلف ضد استحکام خانواده)undefined مشکلات بین فرزندان با والدین (گسست بین نسلی)، اختلافات شناختی، فاصله عاطفی undefined بهم ریختگی ساختار خانواده undefined سبک نامناسب فرزند پروریخانواده هایی با سبک: سخت گیر، سهل گیر، بی توجه سبک بی توجه: فرزندان یاغی و طغیانگر بار می آورند انتقال خشم از والدین به جامعه
undefined نکته: مسائل معیشتی در خانواده  متغیر اثر گذاری نبوده است.۳۰ درصد در خانواده های مرفه۳۵ درصد در خانواده های معمولی۲۵ درصد در خانواده های فقیر
undefined عوامل اجتماعی
undefinedعوامل انسانی:
undefined همسالان:
بحث نفوذ اجتماعی و همنواییضعف اعتماد به نفس و عزت نفس پایین باعث همنوایی
undefined معلمان:
انتقال نگاه منفی در چهار پنج سال گذشته و ایجاد حس کمبود اعتماد به نفس و تشویق مهاجرت و بزرگ نمایی غربو آتش بیاری در وقایع اخیر
undefined سلبریتی ها:
تبدیل شدن شخصیت های مشهور به مراجع علمی و فرهنگی
undefined حاکمیت :
سیاست های غلطبرخوردهای بد اداری
undefinedرسانه ها : القاء مطالب زیر:
ایران بدترین کشورعدم آزادی بیاندروغگویی حاکمیتاحساس مظلوم بودنمطالبه گری پرخاشگرانه
undefined احساس های عمومی :
وضعیت بد آزادیوضعیت بد اقتصادیتمایل به زندگی در خارج از کشور
undefined عوامل فردی (روانشناختی)
undefined عوامل فردی:
- هوش انتزاعی ضعیف (تجزیه و تحلیل پایین)-مرکز کنترل بیرونی (شخصیت پیرو + همنوایی بالا) و خود کنترلی پایین-حرمت خود پایین (دریافت احساس ارزشمندی از بیرون)-نیاز شدید به خود نمایی-هیجان پذیری شدید
undefined بیماری های مشاهده شده:
- رگه هایی از اختلال شخصیتضد اجتماعینمایشیمرزی اختلال دو قطبی
undefined سایر عوامل فردی:
- اعتیاد به بازی های رایانه ای (خشونت آمیز و هجومی علیه ایران)- حضور مستقیم در فضای مجازی و وابستگی به آن- ضعف و افت تحصیلی- اعتیاد دائم و موقت یا مصرف مواد و الکل
undefined مشکلات هویتی:
جنسیتیدینی ملی خانوادگی منشی (شخصیت) اجتماعی
undefinedاگر داده های این شش بعد مختل شد، چه می شود؟
undefined بزرگ ترین ضعفی که در بین نوجوانان مشاهده شد:
undefined گمگشتگی هویت
undefined به خصوص: هویت دینی، ملی، منشی

undefined آمار و اطلاعات مفید برای مربی ها
اینجا کمی روایت بخوانیم..بلهhttps://ble.ir/morabiyarhodaایتاhttp://eitaa.ir/morabiyarhoda
روایتهای خود را برای انتشار در کانال بفرستید.@nazmahdavi

۵:۰۰

#روایت_بیستم
روز قدرت ایرانی
سلام.امروز رفتم کلاس پنجمundefinedابتدایی پسرانهundefined

مهارشون واقعا سخت بود. خیییلی شلووووغ بودن.اما وقتی دیدن فقط بچه های اروم دستشون رو بلند کنن اجازه میدم حرف بزنن اروم شدن.
undefinedهمون اولش معنی رهبر رو پرسیدمذهن همه شون رفت روی رهبر کشورمونگفتم منظورم از رهبر، هر فردی در یک گروه منظورم هست و حالا هر کس تو ذهنش از رهبر این مدلی هست مثال بزنه.یه نفر رهبر گروه کوهنوردی رو گفت.منم ازشون پرسیدم رهبر کلاس شما کیه؟گفتن معلمگفتم رهبر معلمای مدرسه کیهگفتن مدیرو بعد رفتم سراغ رهبر ایران و پرسیدم کیه.همه شون گفتن امام خامنه ایundefinedundefined
undefinedاین مبحث رو ربط دادم به موضوع خبیثانه فرانسه از کاریکاتور رهبریو شروع کردم از قلدری ها و زورگویی هاشون گفتم.مدل های استعماری و چنان کلاس در سکوت فرو رفته بود و گوشا به سمتم بود که....undefined
حتی معنای استعمار رو هم پرسیدن و من براشون با مثال های قلدری استکبار معنی کردم هم اصطلاحی و هم لغویundefined
این نکته مهم رو هم گفتم که دلیل بیچارگی و پریشونی فرانسه که الان دست گذاشته روی نقاشی تمسخر امیز از رهبر مون اینه که زورش میاد که نمی تونه ما رو مستعمره خودش کنه.چون زورش میاد نمی تونه نفت مون رو برا خودش بفروشه و خرج کشورش کنه.زورش میاد معادن طلا و نقره و .. مون رو برا خودش خرج کنه و ما رو فقیر نگه داره.چون زورش میاد از خیلی چیزایی که ما نمیدیم بهش و جلوش محکم وایسادیم، میگه خب حالا کاریکاتور بکشید. اینقدر اینا بیچاره ن.
یکی از بچه ها گفت فرانسه چون خیلی پولداره فوتبالش خیلی خوبه. گفتم ایرانم خییلی پولداره ولی دلایل فوتبال فرق داره میدونید چی؟
حرفا و نظرات شون رو گوش کردم.بعضیاش خوب بود بعضیاش ذوب در غرب بود.دلایلی که تو این چند وقته خونده بودم از فوتبال رو براشون گفتمسن بازیکنای ما بالاتر بود ..هر چی جوونتر جوندار ترتو بازی امریکا نیمه اول دفاعی بازی کردیم که بهتر بود تهاجمی بودژن ایرانیا با کشتی جوره و اروپا خب فوتبالش قوی تره ولی اگه راست میگن بیان تو کشتی شکست مون بدن...و...
چند نفری که مخالف بودن از اول و حل شده در غرب بودن حالا دیگه با کلاس هماهنگ شدن و حرفی نمیزدن.مخصوصا با بحث استعمار دیگه دفاع نکردن و خووب گوش میکردن ببینن اخر استعمار به کجا میرسهکه من وصلش کردم به انقلاب ایران با رهبری امام خمینی.گفتم امام گفتن ما اجازه نمیدیم کسی برامون بگه چیکار کنیم و چیکار نکنیم.ما فقط خودمون ایرانیا برای کشورمون تصمیم میگیریم.چون کشور خودمونه و به کسی مربوط نیست .قلدرای عالم هم هیچ غلطی نمی تونن بکنن.قلدرا که دیدن نه بابا، رهبر و مردم خیلی قوی ترن ، ترسیدن و رفتن اما مدام برامون نقشه میکشن ولی ما همه ش با مقاومت مون راه رو ادامه میدیم و کلی واکسن ساختیم و کلی موشک ساختیم و کلی چیزای مهم که الان ازمون میییترسن حسابی
خلاصه همه شون ذوق کردن که ایرانی ان.
undefinedرفتم سراغ کتاب داداش ابراهیم.دقیقا صفحه کشتی گیری ابراهیم رو نشون شون دادم گفتم ایشون کیه؟همه شون میشناختن
گفتم ادم قدرتمندی بوده از نظر جسمی؟از ذوق پاشدن به سمت من خم شده بودن پشت میزاشون و هر کسی یه چیزی میگفت.خیلی قوی بودهکشتیگیر بودهقهرمان بوده تو کشتی گیریو...گفتم می دونستید که علاوه بر کشتیگیری، زورخونه هم میرفته و حسابی قدرتش زیاد بوده؟نمیدونستن ورزش باستانی هم کار میکرده.
undefinedبعد از این حرفا رفتم سراغ داستان «خودم کولش میگیرم.»این داستان قدرت بدنی و زور اقا ابراهیم رو نشون میده.موقع داستان تا حالا همه کلاسا اروم بودن مگه اینکه بخوام جوابی رو بهم بدن. مثل فیلم
اصولا کلماتی رو که احساس کنم معنیش رو نمیدونن یا کلماتی که روی قدرت ایران و ایرانی تاکید دارهازشون میپرسم یعنی چی.
undefinedبعد داستان رفتیم سراغ بازی جدولهمون بازی ای که برای کلاس چهارمم برده بودم.خییییییلییییی دوست داشتن.برای هر سوال یک گروه چهار نفره رو اوردم پای تخته و تونستیم تو فرصت کوتاهی ۴ردیف جدول رو حل کنیم.
undefinedپایان کلاسیکی از دوستای خوبم چند روز پیش پک کامل قهرمان من رو بهم امانت دادن که به بچه ها امانت بدم برای مطالعه.امروز اخر کلاس گفتم یه سری کتاب اوردم برای امانت دادن به شماها.یه عالمه ریختن سر میزم.۵کتاب رو امانت دادمو قرار شد سه شنبه بیارن بهم تحویل بدن که باز بدم گروه بعدی
undefinedو نمیدونید چققققدر ذوق میکنم بچه ها اروم اروم دارن با کتاب آشنا میشن

#ید_واحده #تنور_جهاد_تبیین_را_داغ_کنیم #مادران_میدان

@madaranemeidanاینجا کمی روایت بخوانیم..بلهhttps://ble.ir/morabiyarhodaایتاhttp://eitaa.ir/morabiyarhoda
روایتهای خود را برای انتشار در کانال بفرستید.@nazmahdavi

۱۸:۴۳

بازارسال شده از اخبار زن و خانواده
thumbnail
من یه دختر نوجوونم..undefined🥰
به من اعتماد داشته باشید!
undefined
تیزر فرهنگی جدید "من یه دخترم"تقدیم به تمام دختران عزیز سرزمینم ایرانundefinedundefinedروز دختر مبارک undefined🥳
undefinedتهیه کننده: محمد جواد معصومیundefinedکارگردان: احمد ذوالفقاریundefinedبر اساس طرحی از گروه هداundefinedundefinedمجری طرح: سفیر فیلم(سازمان سینمایی سوره)

۱۷:۰۵

thumbnail
اگر معلم یا مربی دختران نوجوان هستی ...undefinedاگر از شروع کلاس و مواجه شدن با دانش آموز ها هراس داری...undefinedاگر دوست داری روش های بدیع و خلاقانه برای کلاست به کار ببری...undefinedاگر دوست داری نکات کلاس داری رو بهتر یاد بگیری...
این کانال مخصوص شماست، اینجا قراره روایت های مربی های دیگه رو بخونیم و از هم یاد بگیریم undefined
مربی یار هداundefinedهمراه دختران آفتاب
https://eitaa.com/joinchat/3578397991C26853be6be

۱۹:۵۵

مربی یار هدا
undefined اگر معلم یا مربی دختران نوجوان هستی ... undefinedاگر از شروع کلاس و مواجه شدن با دانش آموز ها هراس داری... undefinedاگر دوست داری روش های بدیع و خلاقانه برای کلاست به کار ببری... undefinedاگر دوست داری نکات کلاس داری رو بهتر یاد بگیری... این کانال مخصوص شماست، اینجا قراره روایت های مربی های دیگه رو بخونیم و از هم یاد بگیریم undefined مربی یار هداundefined همراه دختران آفتاب https://eitaa.com/joinchat/3578397991C26853be6be
سلام علیکمکانال جدید مربی‌یار هدا رو از دست ندید undefined

۱۹:۵۵