کوه باشی، سیل یا باران چه فرقی میکند؟سرو باشی، باد یا طوفان چه فرقی میکند؟
مرزها سهم زمینند و تو اهل آسمانآسمان شام با ایران چه فرقی میکند؟
مرز ما عشق است هر جا اوست آنجا خاک ماستسامرا، غزه، حلب، تهران! چه فرقی میکند؟
قفل باید بشکند، باید قفس را بشکنیمحصر «الزهرا» و «آبادان» چه فرقی میکند؟
هر که را صبح شهادت نیست، شام مرگ هستبی شهادت مرگ با خسران چه فرقی میکند؟
شعله در شعله تن ققنوس میسوزد ولیلحظۀ آغاز با پایان چه فرقی میکند؟
سیدمحمدمهدی شفیعی | مجموعه شعر «مرز ما عشق است» | انتشارات شهرستان ادب#دوره_اول_آفتابگردانها
@Aftabgardan_ha
مرزها سهم زمینند و تو اهل آسمانآسمان شام با ایران چه فرقی میکند؟
مرز ما عشق است هر جا اوست آنجا خاک ماستسامرا، غزه، حلب، تهران! چه فرقی میکند؟
قفل باید بشکند، باید قفس را بشکنیمحصر «الزهرا» و «آبادان» چه فرقی میکند؟
هر که را صبح شهادت نیست، شام مرگ هستبی شهادت مرگ با خسران چه فرقی میکند؟
شعله در شعله تن ققنوس میسوزد ولیلحظۀ آغاز با پایان چه فرقی میکند؟
سیدمحمدمهدی شفیعی | مجموعه شعر «مرز ما عشق است» | انتشارات شهرستان ادب#دوره_اول_آفتابگردانها
@Aftabgardan_ha
۷۸۸
۱۱:۲۰
ماجرای علاقه حاج قاسم به یک شعر؛ فیلم منتشرنشده از شعرخوانی سردار
#مرور گفتگوی خبرگزاری مهر با سیدمحمدمهدی شفیعی
mehrnews.com/x36Sh8@Aftabgardan_ha
#مرور گفتگوی خبرگزاری مهر با سیدمحمدمهدی شفیعی
mehrnews.com/x36Sh8@Aftabgardan_ha
۸۰۲
۱۱:۴۶
شبها که زخم استخوانت میزند بیرونجیغ از زوایای جهانت میزند بیرون
بغضی که در عمق گلویت قایمش کردیبا گریههای ناگهانت میزند بیرون
انگار قلبت رفته باشد زیر دندانتخون قطره قطره از دهانت میزند بیرون
با درد خود باید کنار آمد، گریزی نیستهرچند ذرّه ذرّه جانت میزند بیرون
آخر چه باید کرد با رنجی که آهستهمثل بخار استکانت میزند بیرون
اصرار داری بی تفاوت بگذری امابرف از میان گیسوانت میزند بیرون
#ماهجبین_نظری#دوره_دوازدهم_آفتابگردانها
@Aftabgardan_ha
بغضی که در عمق گلویت قایمش کردیبا گریههای ناگهانت میزند بیرون
انگار قلبت رفته باشد زیر دندانتخون قطره قطره از دهانت میزند بیرون
با درد خود باید کنار آمد، گریزی نیستهرچند ذرّه ذرّه جانت میزند بیرون
آخر چه باید کرد با رنجی که آهستهمثل بخار استکانت میزند بیرون
اصرار داری بی تفاوت بگذری امابرف از میان گیسوانت میزند بیرون
#ماهجبین_نظری#دوره_دوازدهم_آفتابگردانها
@Aftabgardan_ha
۵۰۶
۱۷:۵۲
آپارات شهرستان ادب را دنبال کنید:https://www.aparat.com/v/ppct8m6
@Aftabgardan_ha
۸۰۸
۶:۳۶
بازارسال شده از شهرستان ادب
شمشیر انتقام خشایارشاه!
ای ینگه! ای تجمع دونان!هان با توام تفالهی یونان!پس ماندهی جنازهی اسکندر!در جستجوی قدمت و تاریخآویخته به دامن خاکستر...
کفتار یانک، زوزهکشان، دست و پا زنانبر جانش اوفتاده هراس پلنگ و شیرماخولیا زدهدیدهست در کرانهی آفاق، ماه راحس کرده است بیخ رگِ گردنشمشیر انتقام خشایارشاه را...
ای ینگهی رسیده به پایان!تاریختکرار میشوداز شرقِ پارسهخورشید زخم خوردهی خونخواهبیدار میشود
این موج انتقاماز بحر تا به نهراز تنگه تا یمناز نیل تا فراتگویی سپاه پرسپولیس است
تاوان انفجار ۹ اسفند؛تاوان شعلههای شب ساردیسویرانههای اکروپولیس است....
رضا شیبانی۱۷ مهر ۱۴۰۵
#شهرستان_ادب@ShahrestanAdab
۳۵
۶:۴۷
بازارسال شده از شهرستان ادب
به بهانه ۲۰ مهر، روز بزرگداشت حافظ امام شهید سیدعلی حسینی خامنهای
«نمیشود باور کرد کسی مانند حافظ شصت، هفتاد سال عمر کند، اقلا پنجاه سال شعر بگوید و فقط به قدر همین دیوانی که از او بر جا مانده است، شعر گفته باشد. آیا این قابل باور است؟! میشود قبول کرد که حافظ با آن طبع شعر والای خود، پنجاه سال شعر بگوید و فقط توانسته باشد پانصد غزل ارائه دهد؟! قابل باور نیست! میخواهم این طور بگویم که حافظ اقلا ده برابر آنچه که از او باقی مانده، شعر گفته؛ اما نه برابرش را دور ریخته است! چنین بوده که حافظ، حافظ شده است؛ کمااینکه اگر برخی از شعرای مکثار گذشته هم بدین نحو به تصفیهی شعر خود میپرداختند، حداقل حافظ دوم یا شاعر بلند مرتبهای میشدند. به عنوان مثال، غزلهای خوب و درجهی یک صائب تبریزی، معلوم نیست خیلی به غزل حافظ باج بدهد؛ اما در شعرهای بدش گم شده است! یا مثلا حزین لاهیجی، اگر از چند هزار غزل خود، پانصد غزل ناب و درجهی یک برمیگزید و ارائه میکرد، معلوم نبود شعرش با شعر حافظ، آن قدری که الان تفاوت دارد، تفاوت میداشت. مقصود این است که هر کس شعر بد خود را پاره کرد و دور ریخت و حتی در بایگانی ذهن، نگه نداشت، او برده است!»
بیانات در دیدار جمعی از شعرا، به مناسبت سالروز میلاد امام حسن ۱۳۷۵/۱۱/۰۶
#رهبر_شهید#حافظ
@ShahrestanAdab
«نمیشود باور کرد کسی مانند حافظ شصت، هفتاد سال عمر کند، اقلا پنجاه سال شعر بگوید و فقط به قدر همین دیوانی که از او بر جا مانده است، شعر گفته باشد. آیا این قابل باور است؟! میشود قبول کرد که حافظ با آن طبع شعر والای خود، پنجاه سال شعر بگوید و فقط توانسته باشد پانصد غزل ارائه دهد؟! قابل باور نیست! میخواهم این طور بگویم که حافظ اقلا ده برابر آنچه که از او باقی مانده، شعر گفته؛ اما نه برابرش را دور ریخته است! چنین بوده که حافظ، حافظ شده است؛ کمااینکه اگر برخی از شعرای مکثار گذشته هم بدین نحو به تصفیهی شعر خود میپرداختند، حداقل حافظ دوم یا شاعر بلند مرتبهای میشدند. به عنوان مثال، غزلهای خوب و درجهی یک صائب تبریزی، معلوم نیست خیلی به غزل حافظ باج بدهد؛ اما در شعرهای بدش گم شده است! یا مثلا حزین لاهیجی، اگر از چند هزار غزل خود، پانصد غزل ناب و درجهی یک برمیگزید و ارائه میکرد، معلوم نبود شعرش با شعر حافظ، آن قدری که الان تفاوت دارد، تفاوت میداشت. مقصود این است که هر کس شعر بد خود را پاره کرد و دور ریخت و حتی در بایگانی ذهن، نگه نداشت، او برده است!»
بیانات در دیدار جمعی از شعرا، به مناسبت سالروز میلاد امام حسن ۱۳۷۵/۱۱/۰۶
#رهبر_شهید#حافظ
@ShahrestanAdab
۵۳
۱۲:۳۰
بازارسال شده از مدرسهٔ شعر نکته
🟩 چراغ راه (دوره اول)
🟦 بررسی دقایق و ظرایف شعر اساتید شعر معاصر
🟨 در این دوره که بهصورت ویژه برای آموزش سطح متوسط و حرفهایِ شاعران و مخاطبین حرفهای شعر طراحی شده، هنرمندیها و ظرایف اساتید شعر معاصر، با توجه به مجموعه اشعار منتشرشدهٔ ایشان و بهصورت کارگاهی بررسی میشود
لینک ثبت نام:https://ketabresan.net/event/cheragh
۷۶
۷:۳۱
بازارسال شده از امین
ای کاش فراغتی فراهم میشداز وسعت دردهای تو کم میشداین بارِ مصیبتی که بر شانۀ توستایوب اگر داشت قدش خم میشد
۲۶
۸:۵۰