لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل به وقت میدانب
۱۳۳ عضو

به وقت میدان

مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲۸ تیر
بازارسال شده از خانه اندیشه‌ورزان
thumbnail
undefined حماسی‌ترین نبرد پس از جنگ جهانی دوم
undefined آلوهن میزراهی، تحلیل‌گر اسرائیلی:undefined هیچ نیروی نظامی در تاریخ، با چنین سطحی از دقت و اثربخشی به نیروهای آمریکایی ضربه نزده است.
undefined آمریکایی‌ها حتی نمی‌دانند درگیر شدن با یک ارتش واقعی به چه معناست. و آن‌ها در حال نابودی‌اند (کاش فقط می‌دانستیم تاکنون چند سرباز آمریکایی دچار فروپاشی روانی شده‌اند).
undefined تمام مواضع در غرب آسیا شناسایی شده، تمام پایگاه‌ها هدف قرار گرفته و تمام تأسیسات تحت رصد هستند. ایران همچون یک ابرقدرت مدرن، با روحیه یک ارتش مقدس و بومی اسلامی می‌جنگد. چه صحنه حیرت‌انگیزی.
undefined و آن‌ها هنوز تنها از بخش کوچکی از توانمندی‌های خود استفاده می‌کنند. نردبان تشدید تنش هنوز پله‌های بسیار بسیار زیادی برای بالا رفتن دارد. ما در حال تماشای باشکوه‌ترین و حماسی‌ترین نبرد از زمان غلبه ارتش سرخ بر نازی‌ها در جنگ جهانی دوم هستیم.
#رصد #یادداشت#نظامی#پرونده_مقاومت_ملی
undefined خانه اندیشه‌ورزان را در بله | ایتا | روبیکا | تلگرام | ایکس دنبال کنید!

۱

۶:۲۹

بازارسال شده از خانه اندیشه‌ورزان
thumbnail
undefined شکاف عقلانیت راهبردی و اختلال در محاسبات ملی
undefined خلاصه یادداشت | محمدرضا اخضریان کاشانی: در بزنگاه‌های حساس تاریخ، به‌ویژه پس از نبردهای فرسایشی، گاه فاصله‌ای معنادار میان دیدگاه نخبگان تصمیم‌گیر و بخش‌هایی از بدنه اجتماعی پدیدار می‌شود. هر دو سو با دغدغه حفظ منافع ملی، استقلال و هویت جمعی هم‌راستا هستند، اما به نتایج متضادی در انتخاب راهبرد — ادامه مقاومت یا حرکت به سوی تعامل — می‌رسند. این ناهماهنگی را می‌توان «شکاف عقلانیت راهبردی» نامید؛ پدیده‌ای که در آن، از یک واقعیت واحد، دو نظام محاسباتی متفاوت بیرون می‌آید.
undefined این شکاف ریشه در چند عامل عمیق دارد. نخست، عدم تقارن اطلاعاتی است. مسئولان و فرماندهان به لایه‌های محرمانه‌ای از واقعیت دسترسی دارند: ارزیابی دقیق توان نیروهای خودی و رقیب، عمق خسارات، ظرفیت بازسازی، وضعیت اقتصادی، تاب‌آوری زیرساخت‌ها و مواضع قدرت‌های خارجی. این اطلاعات برای افکار عمومی در دسترس نیست و نقطه شروع محاسبات را متفاوت می‌سازد.
undefined دوم، شکاف ادراکی است. انسان‌ها اطلاعات را از فیلتر باورها، تجربیات پیشین و چارچوب‌های هویتی خود عبور می‌دهند. آنچه برای تصمیم‌گیران نشانه ضرورت تغییر سیاست است، برای دیگران می‌تواند دلیلی برای تشدید فشار و ایستادگی تلقی شود. سوم، *تفاوت نقش‌ها؛ نخبگان بار مسئولیت چندبعدی — امنیت، اقتصاد، انسجام اجتماعی و مشروعیت — را بر دوش می‌کشند، در حالی که شهروندان عادی آزادانه‌تر بر جنبه‌های احساسی و ارزشی تمرکز می‌کنند.

undefined چهارم،
اختلاف افق زمانی* است. مسئولان ناگزیر به محاسبه پیامدهای میان‌مدت و بلندمدت هستند، اما افکار عمومی بیشتر تحت تأثیر احساسات فوری، عدالت‌خواهی و انتقام کوتاه‌مدت قرار می‌گیرد. افزون بر این، تکثر عقلانیت‌ها (ابزاری در برابر ارزشی و هویتی) و شکاف روایت غالب جامعه، بر عمق این فاصله می‌افزاید. اگر روایت‌های رسمی سال‌ها بر مقاومت مطلق و بی‌اعتمادی تأکید کرده باشند، هر تغییر سیاستی به‌سختی اقناع‌پذیر خواهد بود.

undefined در نهایت، شکاف اعتماد شناختی — تفاوت در برآورد ظرفیت‌ها و تهدیدها — این چرخه را کامل می‌کند. مدیریت این شکاف نیازمند فراتر رفتن از انتشار اطلاعات خام است؛ باید روایت مشترکی بازسازی شود، زبان گفتگوی ملی شکل گیرد و اعتماد شناختی میان حاکمیت و جامعه تقویت گردد. بدون این همگرایی، شکاف عقلانیت راهبردی به تدریج به شکاف اجتماعی و نهادی تبدیل شده و قدرت انسجام ملی در برابر چالش‌های آینده را تضعیف خواهد کرد.
undefined مدیریت چنین شکافی فراتر از انتشار ساده اطلاعات است. نیازمند بازسازی روایت مشترک، ایجاد زبان واحد و اقناع شناختی میان نخبگان و جامعه است. بدون این تلاش، اختلافات می‌تواند به شکاف‌های اجتماعی و نهادی تبدیل شود و ظرفیت اجماع ملی را در بحران‌های آینده تضعیف کند. در دنیای پیچیده امروز، همگرایی نظام محاسباتی بازیگران مختلف، پیش‌شرط موفقیت راهبردی هر جامعه‌ای است.
undefined مطالعه متن کامل یادداشت
#رصد #یادداشت#پرونده_مقاومت_ملی
undefined خانه اندیشه‌ورزان را در بله | ایتا | روبیکا | تلگرام | ایکس دنبال کنید!

۱

۱۱:۲۱

۳۰ تیر
بازارسال شده از راهبرد ایرانی
thumbnail
نیروهای مسلح یمن: محاصره دریایی عربستان آغاز شده است.@rahbord_irani

۱

۸:۳۷

۳۱ تیر
بازارسال شده از راهبرد ایرانی
thumbnail
گزارش وال استریت ژورنال:
با وجود ماه‌ها حملات ایالات متحده و اسرائیل، ایران نشان داده است که همچنان از قدرت و توان موشکی بالایی برخوردار است.
حمله موشکی اخیر به یک پایگاه هوایی آمریکا در اردن که منجر به کشته شدن سه نظامی آمریکایی شد، نشان می‌دهد که تهران دسترسی به پایگاه‌های موشکی زیرزمینی خود را دوباره برقرار کرده و همچنان به شلیک موشک‌های بالستیک پیشرفته، از جمله «خیبرشکن»، ادامه می‌دهد.
تحلیلگران نظامی می‌گویند ایران پایگاه‌های آسیب‌دیده را ترمیم کرده، بخش قابل‌توجهی از ذخایر موشکی خود را حفظ نموده و توانایی‌اش را برای به چالش کشیدن سامانه‌های پدافند هوایی آمریکا ارتقا داده است.
در حالی که مقامات آمریکایی می‌گویند توانمندی‌های موشکی ایران به شدت تضعیف شده است، اما حملات اخیر نشان می‌دهد که این تهدید همچنان جدی و قابل‌ملاحظه باقی مانده است.
@rahbord_irani

۳

۱۰:۰۹

۳ مرداد
بازارسال شده از مرکز دیپلماسی اقتصادی
undefined سقوط تهران؛ کابوس مشترک مسکو و پکن

undefined️ تحلیل راهبردی | دکتر نیروانا مهرآیین، پژوهشگر مرکز دیپلماسی اقتصادی اندیشکده تین شیا در تحلیلی می‌نویسد:
جنگ «شیر غران» را نباید صرفاً یک تقابل نظامی میان ایران، اسرائیل و آمریکا دانست؛ این جنگ در واقع آغاز مرحله‌ای تازه از بازآرایی سیاسی قدرت در آسیا بود. آنچه در خلیج فارس رخ داد، تنها به امنیت خاورمیانه محدود نماند، بلکه معادلات قدرت را از مسکو و پکن تا سئول و تایپه تحت تأثیر قرار داد. برای نخستین‌بار پس از جنگ اوکراین، شرق آسیا به‌طور جدی دریافت که آینده آن ممکن است نه در دریای چین، بلکه در تنگه هرمز تعیین شود.

undefined روسیه در این جنگ از ایران حمایت کرد، اما نه از موضع ایدئولوژیک یا صرفاً اتحاد سیاسی؛ بلکه از زاویه منافع کلان ژئوپلیتیکی. مسکو به‌خوبی می‌داند که ایران یکی از آخرین ستون‌های نفوذ ضدغربی در غرب آسیاست. سقوط یا تضعیف شدید تهران، به معنای گسترش مستقیم نفوذ آمریکا در قفقاز، آسیای مرکزی و حتی مرزهای جنوبی روسیه خواهد بود. به همین دلیل، کرملین ترجیح می‌دهد ایران ضعیف شود اما فرو نپاشد؛ فرسوده بماند اما از محور غرب جدا نشود.
undefined از سوی دیگر، جنگ ایران فرصتی طلایی برای روسیه ایجاد کرد تا تمرکز آمریکا از اوکراین منحرف شود. هرچه واشنگتن بیشتر در خاورمیانه درگیر گردد، فشار عملیاتی و اقتصادی بر روسیه کاهش می‌یابد. در واقع، مسکو از جنگ ایران نه فقط برای حفظ تهران، بلکه برای مدیریت توازن جهانی علیه آمریکا بهره برد.
undefined چین نیز این جنگ را صرفاً از منظر انرژی دنبال نکرد. پکن با دقت رفتار آمریکا، اسرائیل و ایران را مطالعه کرد، زیرا آنچه در هرمز رخ داد می‌تواند الگویی برای آینده تایوان باشد. چین مشاهده کرد که چگونه یک قدرت منطقه‌ای، حتی بدون برتری کامل نظامی، قادر است با تهدید مسیرهای انرژی و تجارت جهانی، اقتصاد بین‌المللی را دچار بحران کند. این همان نقطه‌ای است که هرمز را به تایوان متصل می‌کند: سیاست کنترل گلوگاه‌های جهانی.
undefined برای پکن، پیام جنگ روشن بود؛ در عصر جدید، قدرت فقط به ناو هواپیمابر و جنگنده وابسته نیست، بلکه توانایی ایجاد اختلال در اقتصاد جهانی خود به یک ابزار ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. همان‌طور که ایران از هرمز به‌عنوان اهرم فشار استفاده کرد، چین نیز می‌تواند در آینده از تنگه تایوان و دریای جنوبی چین به‌عنوان ابزار مهار غرب بهره ببرد.
undefined در سطح سیاسی، جنگ «شیر غران» نشان داد که جهان وارد دوره‌ای از ائتلاف‌های انعطاف‌پذیر ضدغربی شده است. روسیه، چین، ایران و حتی کره شمالی شاید یک بلوک رسمی تشکیل نداده باشند، اما همگی در یک هدف مشترک قرار دارند: کاهش نفوذ جهانی آمریکا و پایان تدریجی نظم تک‌قطبی.
undefined این جنگ همچنین یک تحول مهم را آشکار کرد؛ اینکه غرب دیگر قادر نیست صرفاً با فشار نظامی، ساختارهای سیاسی رقیب را فروبپاشد. بقای نظام ایران، با وجود حجم عظیم حملات، برای بسیاری از دولت‌های آسیایی یک پیام سیاسی مهم داشت: اگر کشوری بتواند ساختار قدرت خود را امنیتی، ایدئولوژیک و چندلایه کند، حتی شدیدترین فشارهای خارجی نیز الزاماً منجر به تغییر رژیم نخواهد شد.
undefined در نهایت، جنگ ایران بیش از آنکه یک بحران خاورمیانه‌ای باشد، بخشی از نبرد بزرگ بر سر آینده نظم جهانی است. اکنون هرمز و تایوان دو جبهه از یک رقابت واحد هستند؛ رقابتی که در آن روسیه و چین می‌کوشند جهان پساآمریکایی را شکل دهند و ایران به یکی از مهم‌ترین میدان‌های این تحول تبدیل شده است.

undefined مرکز دیپلماسی اقتصادی

| تلگرام | | بله | | آپارات | اینستاگرام |

۱

۵:۱۹

۴ مرداد
بازارسال شده از راهبرد ایرانی
thumbnail
فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران ایران:
رفع محاصره ۱۱ ساله یمن، مطالبه‌ای به حق و انسانی برای مردم مظلوم این کشور است.
انتظار می‌رود دولت عربستان از تجربه رفتارهای غیرعاقلانه و پرهزینه آمریکا عبرت بگیرد و به محاصره کشوری مسلمان با جمعیتی بیش از ۳۸ میلیون نفر پایان دهد.
توقع مسلمانان جهان از عربستان، که خود را خادم حرمین شریفین می‌داند، آن است که به جای ادامه جنگ و فشار علیه یک ملت مسلمان و مظلوم، توان و امکانات خود را در مسیر حمایت از مردم فلسطین و مقابله با جنایات رژیم صهیونیستی به کار گیرد.
تلاش برای نجات غزه مظلوم، مایه افتخار است، نه ادامه محاصره ملت مظلوم یمن.
@rahbord_irani

۱

۱:۴۲

بازارسال شده از راهبرد ایرانی
thumbnail
فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران ایران:
رفع محاصره ۱۱ ساله یمن، مطالبه‌ای به حق و انسانی برای مردم مظلوم این کشور است.
انتظار می‌رود دولت عربستان از تجربه رفتارهای غیرعاقلانه و پرهزینه آمریکا عبرت بگیرد و به محاصره کشوری مسلمان با جمعیتی بیش از ۳۸ میلیون نفر پایان دهد.
توقع مسلمانان جهان از عربستان، که خود را خادم حرمین شریفین می‌داند، آن است که به جای ادامه جنگ و فشار علیه یک ملت مسلمان و مظلوم، توان و امکانات خود را در مسیر حمایت از مردم فلسطین و مقابله با جنایات رژیم صهیونیستی به کار گیرد.
تلاش برای نجات غزه مظلوم، مایه افتخار است، نه ادامه محاصره ملت مظلوم یمن.
@rahbord_irani

۱

۱:۴۲

بازارسال شده از همراهان پورمحمدی
پایان یک دوره؛ جنگ ایران چگونه معادلات نظامی آمریکا در خاورمیانه را دگرگون کرد؟
پنج ماه پس از جنگی که ترامپ آن را "چند هفته‌ای" پیش‌بینی کرده بود، نه تنها پایان آن به چشم نمی‌خورد، بلکه هزینه‌های سرسام‌آور مالی و تلفات سنگین، واشنگتن را با واقعیتی تلخ مواجه ساخته است: "پایان یک دوره" از سلطه‌ی بی‌چون‌وچرای نظامی در خلیج فارس. حملات دقیق و بی‌امان ایران، پایگاه‌ها، تجهیزات و ذخایر راهبردی آمریکا را هدف قرار داده و تحلیلگران را به این نتیجه رسانده که استراتژی بلندمدت ایالات متحده در منطقه با چالشی بی‌سابقه روبرو است.
۱. هزینه‌ای که کاخ سفید پیش‌بینی نمی‌کرد
آمار پنتاگون نشان می‌دهد که این درگیری تاکنون ۳۷.۵ میلیارد دلار هزینه برای آمریکا داشته است. در اقدامی بی‌سابقه، مجلس نمایندگان با وجود مخالفت شدید دموکرات‌ها، بسته‌ی نظامی ۱.۱۵ تریلیون دلاری را برای تأمین مالی جنگ تصویب کرده است. این ارقام در حالی است که خسارت‌های وارده به زیرساخت‌ها، تنها هزینه‌ی قابل‌رؤیت این بحران محسوب می‌شود.
۲. فروریختن پناهگاه‌های امن آمریکا
گزارش‌ها حاکی از آن است که حداقل ۱۹ پایگاه نظامی آمریکا در سراسر خاورمیانه، از کویت و عربستان گرفته تا اردن و بحرین، زیر رگبار حملات موشکی و پهپادی ایران قرار گرفته‌اند. نیویورک تایمز به نقل از مقامات نظامی نوشته که برخی از این پایگاه‌ها مانند "کمپ بورینگ" در کویت، به دلیل تخریب اماکن حیاتی مانند غذاخوری، پادگان‌ها و گاراژها، "تقریباً غیرقابل سکونت" شده‌اند. کارشناسان تأکید می‌کنند که این حملات فراتر از خسارت فیزیکی، یک "شوک روانی" به کار گرفته‌اند و این پیام را صادر کرده‌اند که پناهگاه‌های امنِ پیشین، دیگر امن نیستند.
۳. خون‌بهای ۱۸ سرباز و زخم‌های پنهان
جنگ تاکنون جان ۱۸ سرباز آمریکایی را گرفته است و منابع خبری از زخمی شدن ده‌ها نیروی دیگر در آخرین موج حملات خبر می‌دهند. پنتاگون به پنهان‌کاری اطلاعاتی درباره‌ی تلفات متهم شده است؛ موضوعی که به گفته‌ی کارشناسان، پرسش‌های جدی را در افکار عمومی درباره‌ی "دلیل ادامه‌ی این جنگ" ایجاد کرده است.
۴. بحران مهمات؛ گنجینه‌ای که تهی می‌شود
شاید هشداردهنده‌ترین بخش این یادداشت، وضعیت اسفبار ذخایر تسلیحاتی آمریکا باشد. تحلیلگران ارشد دفاعی اذعان دارند که ارتش آمریکا با سرعتی بالاتر از توان تولید، مهمات راهبردی خود را "مصرف" کرده است. نیمی از رهگیرهای دفاع هوایی و یک‌سوم موشک‌های دوربرد مانند تاماهاوک به اتمام رسیده است. در مقابل، ایران علیرغم ادعای آمریکا مبنی بر انهدام ۱۰ هزار هدف، هنوز حدود ۷۰ درصد از ذخایر موشکی خود را حفظ کرده است. جایگزینی تسلیحات مصرف‌شده امریکا، ۵ تا ۶ سال زمان نیاز دارد که این شکاف، "پنجره‌ی آسیب‌پذیری" خطرناکی برای واشنگتن در برابر تهدیدات دیگر، به ویژه در غرب اقیانوس آرام و رقابت با چین، ایجاد کرده است.
۵. بازتعریف توازن قوا در منطقه
بر خلاف تصور اولیه، ایران توانسته با تکیه بر تسلیحات دقیق، از نزدیکی جغرافیایی به پایگاه‌های آمریکا بهره‌برداری کند و معادله‌ی "برتری هوایی" را بر هم بزند. تحلیلگران شورای روابط خارجی معتقدند که این درگیری، آینده‌ی حضور نظامی آمریکا در شبه‌جزیره را تحت‌الشعاع قرار داده و حتی ممکن است کشورهای عربی حوزه‌ی خلیج فارس را به تجدید نظر در میزبانی از این پایگاه‌ها وادار کند.
بنابراین جنگ ایران، به کارت‌های بازی واشنگتن در سراسر جهان آسیب زده است. کاهش توانمندی‌های آمریکا به معنای کاهش توان این کشور در یاری‌رسانی به متحدانش مانند اوکراین است و از سوی دیگر، این واقعیت را دوباره به یاد سیاستمداران کاخ سفید می‌آورد که "برتری نظامی صرف، همیشه به معنای پیروزی استراتژیک نیست"؛ درسی که آمریکا پیش‌تر به سختی در افغانستان و عراق آموخته بود و اکنون در خلیج فارس، مشغول یادگیری مجدد آن است. آنچه مسلم است، استراتژی خاورمیانه‌ی آمریکا وارد فاز جدیدی شده است؛ فازی که در آن هزینه‌ها، تلفات و پیچیدگی‌ها، بیش از هر زمان دیگری استراتژیست‌های پنتاگون را به چالش کشیده است.
منبع: برگرفته از تحلیل آلیسون شیائو و گزارش‌های مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی (CSIS)، پنتاگون و نیویورک تایمز.*
پیوستن به کانال «همراهان پورمحمدی» undefinedundefined https://ble.ir/H_pourmahammadiundefined https://h-pourmohammadi.ir

۱

۱۰:۰۵

۵ مرداد
بازارسال شده از خانه اندیشه‌ورزان
thumbnail
undefined ایران و قوانین جدید قدرت جهانیشکل‌گیری و فروپاشی سلطه آمریکا
undefined گزارش مقاله | فارن افیرز: این مقاله بررسی می‌کند که جنگ اخیر ایران و آمریکا در خلیج فارس، نشانه پایان نظمی است که پس از جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ شکل گرفت. نویسنده معتقد است همان‌گونه که پیروزی قاطع آمریکا بر عراق در سال ۱۹۹۱ آغازگر دوران تک‌قطبی و هژمونی واشنگتن بود، جنگ اخیر با ایران نشان می‌دهد آن دوران به پایان رسیده و جهان وارد مرحله‌ای شده که در آن قدرت‌های کوچک‌تر نیز می‌توانند هزینه‌های سنگینی بر قدرت‌های بزرگ تحمیل کنند.
جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ نقطه آغاز هژمونی آمریکاundefined نویسنده توضیح می‌دهد که پیروزی سریع آمریکا بر ارتش عراق، که پیش از جنگ یکی از قدرتمندترین ارتش‌های منطقه محسوب می‌شد، این تصور را در جهان ایجاد کرد که آمریکا توانایی شکست هر رقیبی را با هزینه‌ای اندک دارد. همین تصویر، پایه نظم پس از جنگ سرد را شکل داد؛ نظمی که بر برتری نظامی آمریکا، امنیت تجارت جهانی و گسترش جهانی‌سازی استوار بود.
چهار فرض اساسی نظم جهانی پس از جنگ سرداین فرض‌ها عبارت بودند از: آمریکا می‌تواند به‌آسانی نتایج نظامی را تحمیل کند؛ در هر سطحی از تنش دست برتر را دارد؛ امنیت مسیرهای تجارت جهانی را تضمین می‌کند؛ و مقاومت در برابر قدرت آمریکا بی‌فایده است. این باورها باعث شد کشورها هزینه‌های دفاعی خود را کاهش دهند، تجارت جهانی گسترش یابد و سرمایه‌گذاران ریسک‌های ژئوپلیتیکی را ناچیز تلقی کنند.
جهانی‌سازی که قدرت آمریکا را تقویت کرد، زمینه تضعیف آن را نیز فراهم ساختundefined نویسنده استدلال می‌کند که گسترش فناوری‌های تجاری مانند نیمه‌هادی‌ها، حسگرها، هوش مصنوعی، سامانه‌های ناوبری و ارتباطات، باعث شد فناوری‌های پیشرفته نظامی از انحصار قدرت‌های بزرگ خارج شوند. امروز گروه‌ها و دولت‌های کوچک نیز می‌توانند با استفاده از تجهیزات ارزان‌قیمت، توانمندی‌هایی در اختیار داشته باشند که در دهه ۱۹۹۰ فقط در اختیار ارتش آمریکا بود.
جنگ ایران نماد «انقلاب دوم در جنگ دقیق»undefined برخلاف جنگ ۱۹۹۱ که نماد آن بمب‌های هدایت‌شونده آمریکایی بود، نماد جنگ امروز پهپادهای ارزان‌قیمت، موشک‌های کروز و سامانه‌های متحرکی است که با قطعات تجاری ساخته می‌شوند. نویسنده با اشاره به پهپادهای شاهد تأکید می‌کند که ایران بدون برخورداری از فناوری پیچیده، توانسته با تجهیزات کم‌هزینه، دارایی‌های بسیار گران‌قیمت آمریکا و متحدانش را تهدید کند.
ایران: به چالش کشیدن آمریکا بدون شکست نظامیاز نگاه نویسنده، هدف ایران نابودی نیروی دریایی آمریکا نبود، بلکه ایجاد این تصور بود که واشنگتن دیگر قادر به تضمین امنیت کامل تنگه هرمز نیست. افزایش هزینه بیمه نفتکش‌ها، کاهش تردد کشتی‌ها و ایجاد نااطمینانی در بازار انرژی نشان داد که حتی بدون بستن کامل تنگه هرمز نیز می‌توان تجارت جهانی را مختل کرد.
قدرت امروز بر پایه اختلال‌آفرینی بنا شده، نه تخریبنویسنده معتقد است قدرت‌های کوچک با استفاده از پهپادها، موشک‌های دقیق و موقعیت جغرافیایی خود می‌توانند هزینه‌هایی ایجاد کنند که از توان قدرت‌های بزرگ برای حذف این تهدیدها بیشتر باشد. بنابراین، دیگر برتری نظامی به‌تنهایی به معنای کنترل نتایج سیاسی نیست.
الگویی که می‌تواند در شرق آسیا نیز تکرار شودمقاله هشدار می‌دهد که همان‌گونه که ایران از موقعیت تنگه هرمز استفاده کرد، تایوان نیز می‌تواند با بهره‌گیری از پهپادها و موشک‌های ارزان، مسیرهای دریایی و بنادر اصلی چین را ناامن کند. در چنین شرایطی، حتی بدون نابودی گسترده کشتی‌ها، افزایش ریسک و هزینه حمل‌ونقل می‌تواند اقتصاد چین و تجارت جهانی را با بحران روبه‌رو کند.

undefined در نهایت نویسنده نتیجه می‌گیرد که جنگ ایران، همان نقشی را برای پایان نظم تک‌قطبی آمریکا ایفا می‌کند که جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ برای آغاز آن ایفا کرد. اگر جنگ ۱۹۹۱ جهان را متقاعد کرد که آمریکا قدرتی شکست‌ناپذیر است، جنگ ایران نشان داد که حتی قدرت‌های ضعیف‌تر نیز با اتکا به فناوری‌های ارزان، پهپادها و کنترل گلوگاه‌های راهبردی می‌توانند هژمونی آمریکا را به چالش بکشند. مقاله در پایان تأکید می‌کند که در این نظم جدید، آنچه اهمیت دارد نه صرفاً قدرت تخریب، بلکه توانایی ایجاد اختلال در زنجیره‌های تأمین، مسیرهای تجارت جهانی و محاسبات اقتصادی رقباست؛ تغییری که به باور نویسنده، قواعد قدرت جهانی را دگرگون خواهد کرد.
#رصد #یادداشت#پرونده_مقاومت_ملی
undefined خانه اندیشه‌ورزان را در بله | ایتا | روبیکا | تلگرام | ایکس دنبال کنید!

۱

۱۱:۰۴

۱۶ مرداد
بازارسال شده از راهبرد ایرانی
گزارش روزنامه فایننشال تایمز:
بر اساس یادداشتی که اخیراً از سوی بانک جی‌پی مورگان منتشر شده، مشخص شده است که اقدامات ایران برای رسمی‌سازی و قانونی کردن «هزینه‌های خدمات ترانزیتی» در تنگه هرمز، ممکن است در نهایت خلاف قوانین بین‌المللی نباشد.
به عنوان نمونه، کشورهایی مانند دانمارک و سوئد نیز برای عبور کشتی‌ها از تنگه‌های دانمارک هزینه دریافت می‌کنند؛ چرا که این مبالغ از نظر حقوقی «هزینه‌های خدماتِ کاملاً مشروع» تعریف می‌شوند، نه باج یا عوارض راهزنی! این هزینه‌ها برای تمامی شناورهای حامل نفت، مواد شیمیایی یا گاز کاملاً اجباری است.
ترکیه نیز سازوکار مشابهی را برای دریافت هزینه‌های خدمات در تنگه‌های خود (بسفر و داردانل) اجرا می‌کند.
در واقع، با توجه به اینکه ایران و عمان در حال چکش‌کاری و نهایی کردن یک توافق‌نامه مشترک هستند، آن‌ها پرونده حقوقی کاملاً قابل‌دفاعی در پیشگاه قوانین بین‌المللی دارند؛ چرا که در حقوق بین‌الملل، «هزینه‌های خدمات» نه برای حقِ عبور ساده، بلکه در ازای خدمات مشخصِ ارائه‌شده (مانند راهنمایی کشتی‌ها، ایمنی یا تضمین امنیت) اخذ می‌شوند.
از سوی دیگر، هماهنگی ایران با عمان (کشوری که مالکیت مشترک این آبراهه را در اختیار دارد) مشروعیت این اقدام را دوچندان می‌کند، زیرا یک کشور دیگر در خاورمیانه نیز حق آن‌ها را به رسمیت شناخته است.
آیا کشورها می‌توانند برای دسترسی به آب‌های سرزمینی خود هزینه دریافت کنند؟این اقدام ممکن است در نگاه اول با مفهوم «عبور بی‌ضرر» (Innocent Passage) در تضاد باشد؛ مفهومی که بر اساس آن، کشتی‌های همه کشورها حق دارند بدون مزاحمت از دریای سرزمینی یک کشور عبور کنند.
اما این قاعده متعلق به کنوانسیون سازمان ملل متحد در مورد حقوق دریاها (UNCLOS) است.
نکته کلیدی اینجاست: با وجود اینکه ۱۷۲ کشور این کنوانسیون را تصویب کرده‌اند، نه ایالات متحده و نه ایران هیچ‌کدام عضو آن نیستند و آن را تصویب نکرده‌اند!
@rahbord_irani

۱

۱:۳۷