سیستم حکمرانی چندحزبی اسرائیل، یک جمهوری دموکراتیک پارلمانی تحت سلطهٔ چند بلوک عمده (در ابتدا ماپای، چپ میانه، و بعداً لیکود راستگرا) میباشد. با این حال دهها حزب از جمله گروههای مذهبی، اقلیت عرب و گروههای خاص در این رژیم هویت پیدا کردهاند. در طول تاریخ اسرائیل، چشمانداز حزبی در هر دهه بهطور چشمگیری تغییر کرده است: تسلط ماپای که پس از استقلال رژیم رخ داد، از سال ۱۹۷۷ کاهش یافت؛ لیکود به عنوان حزب پیشرو در جناح راست ظهور کرد؛ احزاب میانهرو (کادیما، یش عتید، آبی-سفید) ظهور و سقوط کردند؛ و ائتلافها بر سر مسائل اقتصادی و امنیتی دچار شکاف شدند.پارلمان اسرائیل کْنِسِت نام دارد که دارای ۱۲۰ کرسی است و اعضای آن بر اساس نظام تناسبی حزبی انتخاب میشوند.رئیسجمهور یک مقام تشریفاتی کشور است که توسط کنست به مدت ۷ سال انتخاب میشود و قدرت اجرایی زیادی ندارد.دولت قدرتمندترین نهاد سیاسی اسرائیل است. رئیسجمهور معمولا رهبر حزب دارای بیشترین شانس برای تشکیل ائتلاف اکثریت (حداقل ۶۱ کرسی) را مامور تشکیل کابینه میکند. نخستوزیر در راس اجرایی دولت قرار دارد.
#دیدهبان#شناخت#احزاب_سیاسی@didehbansut
۵۸۰
۱۱:۵۳
دیدهبان | Didehban
از چپ میانه تا راست افراطی (بخش اول) سیستم حکمرانی چندحزبی اسرائیل، یک جمهوری دموکراتیک پارلمانی تحت سلطهٔ چند بلوک عمده (در ابتدا ماپای، چپ میانه، و بعداً لیکود راستگرا) میباشد. با این حال دهها حزب از جمله گروههای مذهبی، اقلیت عرب و گروههای خاص در این رژیم هویت پیدا کردهاند. در طول تاریخ اسرائیل، چشمانداز حزبی در هر دهه بهطور چشمگیری تغییر کرده است: تسلط ماپای که پس از استقلال رژیم رخ داد، از سال ۱۹۷۷ کاهش یافت؛ لیکود به عنوان حزب پیشرو در جناح راست ظهور کرد؛ احزاب میانهرو (کادیما، یش عتید، آبی-سفید) ظهور و سقوط کردند؛ و ائتلافها بر سر مسائل اقتصادی و امنیتی دچار شکاف شدند. پارلمان اسرائیل کْنِسِت نام دارد که دارای ۱۲۰ کرسی است و اعضای آن بر اساس نظام تناسبی حزبی انتخاب میشوند. رئیسجمهور یک مقام تشریفاتی کشور است که توسط کنست به مدت ۷ سال انتخاب میشود و قدرت اجرایی زیادی ندارد. دولت قدرتمندترین نهاد سیاسی اسرائیل است. رئیسجمهور معمولا رهبر حزب دارای بیشترین شانس برای تشکیل ائتلاف اکثریت (حداقل ۶۱ کرسی) را مامور تشکیل کابینه میکند. نخستوزیر در راس اجرایی دولت قرار دارد. #دیدهبان #شناخت #احزاب_سیاسی @didehbansut
این حزب به عنوان حزب صهیونیست-سوسیالیست و چپ میانه، از ۱۹۴۸ مسلط بر رژیم بود و توسط دیوید بنگوریون با ادغام چندین گروه صهیونیست-کارگری تأسیس شد. در سال ۱۹۶۸ منحل شد و با ادغام چند گروه چپ دیگر، حزب کارگر را تشکیل داد.ایدئولوژی: سوسیال دموکراسی، دولت رفاه، عملگرایی.خطمشی اولیه: اقتصاد دولتی، جذب گستردهٔ مهاجران، سکولاریسم (اگرچه در ائتلاف حاکم با صهیونیستهای مذهبی متحد بود).حامیان: عمدتاً کیبوتصنشینهای اشکنازی، اعضای اتحادیههای کارگری (هیستادروت)، کارگران شهری؛ صهیونیستهای سکولار و مذهبی معتدل. جناحها: تندروها (حامیان رویکرد امنیتی-نظامی مانند بنگوریون) و میانهروها (حامیان دیپلماسی مانند موشه شارت) و در سالهای بعد، نزاع قدرت میان نسل قدیم (اشکول و مایر) و نسل جوان (دایان و پرز) بود که به انشعاب حزب «رافی» در ۱۹۶۵ انجامید.”رابطه با غیر یهودیان: رسماً از یک دولت یهودی حمایت میکرد (تأکید بر هویت یهودی اسرائیل) اما در مورد حقوق اقلیتها نیز عملگرا بود (بحثهای دولت همه شهروندانش در برابر دولت-ملت). بسیاری از رهبران ماپای در ابتدا از اعطای نمایندگی برابر به اعراب ناراحت بودند.نکات تاریخی: دولتهای اسرائیل در سالهای ابتدایی تحت رهبری بنگوریون، موشه شارت و لوی اشکول از این حزب تشکیل شد. پس از تشکیل «حزب کارگر» در سال ۱۹۶۸، مایر و پرز (از چهرههای سابق ماپای) این مسیر را ادامه دادند تا اینکه در سال ۱۹۷۷ قدرت را از دست داد و به اپوزیسیون رفت.اقدامات کلیدی: تأسیس نهادهای ملی، پروژههای مهاجرت (قانون بازگشت، ۱۹۵۰)، سیاستهای ملیسازی.
#دیدهبان#شناخت#احزاب_سیاسی@didehbansut
۵۷۲
۱۸:۱۳
دیدهبان | Didehban
از چپ میانه تا راست افراطی (بخش دوم)
حزب ماپای: این حزب به عنوان حزب صهیونیست-سوسیالیست و چپ میانه، از ۱۹۴۸ مسلط بر رژیم بود و توسط دیوید بنگوریون با ادغام چندین گروه صهیونیست-کارگری تأسیس شد. در سال ۱۹۶۸ منحل شد و با ادغام چند گروه چپ دیگر، حزب کارگر را تشکیل داد. ایدئولوژی: سوسیال دموکراسی، دولت رفاه، عملگرایی. خطمشی اولیه: اقتصاد دولتی، جذب گستردهٔ مهاجران، سکولاریسم (اگرچه در ائتلاف حاکم با صهیونیستهای مذهبی متحد بود). حامیان: عمدتاً کیبوتصنشینهای اشکنازی، اعضای اتحادیههای کارگری (هیستادروت)، کارگران شهری؛ صهیونیستهای سکولار و مذهبی معتدل. جناحها: تندروها (حامیان رویکرد امنیتی-نظامی مانند بنگوریون) و میانهروها (حامیان دیپلماسی مانند موشه شارت) و در سالهای بعد، نزاع قدرت میان نسل قدیم (اشکول و مایر) و نسل جوان (دایان و پرز) بود که به انشعاب حزب «رافی» در ۱۹۶۵ انجامید.” رابطه با غیر یهودیان: رسماً از یک دولت یهودی حمایت میکرد (تأکید بر هویت یهودی اسرائیل) اما در مورد حقوق اقلیتها نیز عملگرا بود (بحثهای دولت همه شهروندانش در برابر دولت-ملت). بسیاری از رهبران ماپای در ابتدا از اعطای نمایندگی برابر به اعراب ناراحت بودند. نکات تاریخی: دولتهای اسرائیل در سالهای ابتدایی تحت رهبری بنگوریون، موشه شارت و لوی اشکول از این حزب تشکیل شد. پس از تشکیل «حزب کارگر» در سال ۱۹۶۸، مایر و پرز (از چهرههای سابق ماپای) این مسیر را ادامه دادند تا اینکه در سال ۱۹۷۷ قدرت را از دست داد و به اپوزیسیون رفت. اقدامات کلیدی: تأسیس نهادهای ملی، پروژههای مهاجرت (قانون بازگشت، ۱۹۵۰)، سیاستهای ملیسازی. #دیدهبان #شناخت #احزاب_سیاسی @didehbansut
حروت، تأسیسشده در سال ۱۹۴۸ توسط مناخیم بگین از دل گروه شبهنظامی «ایرگون»،با عناصر لیبرالیسم اقتصادی و مدافع اسرائیل بزرگ (بدون امتیازدهی سرزمینی) بود. لیکود، به معنای یکپارچگی، در سال ۱۹۷۳ از ادغام حروت + حزب لیبرالها + گروهی از احزاب دیگر تشکیل شد.
ایدئولوژی: محافظهکاری ملی، اقتصاد لیبرال، خطمشی امنیتی قوی؛ مخالف دولت فلسطینی، حفظ هویت ملی یهودی همراه رویکرد نظامی سختگیرانه.
حامیان: یهودیان مزراحی (به ویژه مهاجران شمال آفریقا و خاورمیانه که احساس میکردند توسط ماپای از حقوقشان محروم شدهاند)، جوانان ملیگرای سکولار (بیتار)، و بعداً طبقهٔ متوسط اشکنازی در حال رشد. صهیونیستهای مذهبی نیز تا حدی با آن همسو بودند (گوش ایمونیم، جنبشی برای توسعه شهرکسازی در کرانه باختری در مراحل بعدی).
جناحها: فوقملیگرا (حروت اصلی)، لیبرالهای بازار آزاد، ملیگرایان سکولار.
رابطه با غیر یهودیان: از لحاظ تاریخی محتاط؛ عموماً اسرائیل را در درجه اول به عنوان دولت-ملت یهودی میبیند؛ از نظر تاریخی نسبت به دادن امتیاز برای صلح بدبین بوده است. با این حال لیکود مدرن تحت رهبری نتانیاهو مواضع مختلفی در قبال حقوق اقلیت عرب دارد (جذب عملگرایانه آرا، اگرچه ائتلاف اغلب از دادن امتیاز خودداری میکند).
دشمنان/رقبا: حزب کارگر، چپها؛ فتح/فلسطینیها؛ برخی جریانهای سکولار که با امتیازات متحدان حریدی لیکود مخالفاند.
نکات تاریخی: پیروزی تاریخی در انتخابات ۱۹۷۷: پایان سه دهه هژمونی چپها؛ معاهده صلح با مصر ۱۹۷۹؛ مخالفت با توافقات اسلو؛ عقبنشینی از غزه در ۲۰۰۵: بوسیلهٔ آریل شارون (رهبر وقت لیکود) اما با مخالفت شدید درونحزبی (به رهبری نتانیاهو) مواجه شد. در نتیجه، شارون از لیکود جدا شد و حزب «کادیما» را تأسیس کرد.
#دیدهبان#شناخت#احزاب_سیاسی@didehbansut
۶۰۷
۷:۱۴
#دیدهبان#اولین_گزارش#مسیر_تحلیل@didehbansut
۴۴۱
۸:۴۵
دلایل علمی این برتری و اعتبار عبارتند از:
یکی از بزرگترین خطاهای نظرسنجی این است که وقتی انسانها میدانند مورد پرسش قرار گرفتهاند، رفتار یا پاسخ خود را تغییر میدهند. اما در استخراج داده از شبکههای اجتماعی، ما «رفتار طبیعی» افراد را در محیط بومی خودشان ثبت میکنیم. دادهها کاملا غیرمداخلهجویانه جمعآوری میشوند.
در آمار کلاسیک، ما با یک نمونه کوچک تلاش میکنیم رفتار کل جامعه را حدس بزنیم که همیشه با خطای نمونهگیری همراه است. در کلاندادهها، حجم نمونه به قدری بزرگ است (مثلا صدها هزار یا میلیونها رکورد) که عملا نمونه به کل میل میکند. این امر واریانس خطا را به شدت کاهش داده و دقت تعمیمپذیری را بالا میبرد.
در تحلیلهای انسانی، خستگی، جهتگیری سیاسی یا سلیقه پژوهشگر در کدگذاری دادهها تاثیر میگذارد. اما مدلهای هوش مصنوعی (LLMs)، دادهها را با یک منطقِ ریاضیِ ثابت و بدون سوگیریهای احساسی پردازش میکنند. اگر یک مجموعه داده را هزار بار به مدل بدهید، با رویکردی سیستماتیک و یکپارچه آن را تحلیل میکند که باعث افزایش «پایایی» (Reliability) تحقیق میشود.
#دیدهبان#اولین_گزارش#مسیر_تحلیل@didehbansut
۳۲۳
۱۳:۲۷
در دنیای پیچیدهی امروز، روشهای سنتی نظرسنجی پاسخگوی حجم عظیم و پویای تعاملات انسانی نیستند. روشی که امروزه برای تحلیل کلاندادههای اجتماعی استفاده میشود، ترکیبی پیشرفته از «علوم اجتماعی محاسباتی» و «هوش مصنوعی» است.
این متدولوژی علمی، مبتنی بر پردازش زبان طبیعی (NLP) و شبکهای از مدلهای زبانی بزرگ (LLMs) است. در این روش، به جای پرسش مستقیم از افراد، رفتارها، نظرات و دغدغههای واقعی آنها در بسترهای اجتماعی به صورت غیرمداخلهجویانه جمعآوری و با معماریهای پیچیدهی چندمدلی تحلیل میشود تا الگوهای پنهان و بینشهای عمیق (Insights) استخراج گردند.
امروزه غولهای فناوری، موسسات معتبر تحقیقات اجتماعی، اندیشکدهها و آژانسهای سیاستگذاری کلان در سراسر جهان از این معماری استفاده میکنند.
. سرعت بینظیر در پردازش میلیونها داده. کشف ترندهای نوظهور. پیشبینی رفتارهای جمعی . و از همه مهمتر حذف کامل سوگیریهای انسانی (Human Bias) در فرآیند تحلیل.
#دیدهبان#اولین_گزارش#مسیر_تحلیل@didehbansut
۳۲۶
۱۵:۵۷
دیدهبان | Didehban
از چپ میانه تا راست افراطی (بخش سوم)
حزب حروت/لیکود (صهیونیست راستگرا): حروت، تأسیسشده در سال ۱۹۴۸ توسط مناخیم بگین از دل گروه شبهنظامی «ایرگون»،با عناصر لیبرالیسم اقتصادی و مدافع اسرائیل بزرگ (بدون امتیازدهی سرزمینی) بود. لیکود، به معنای یکپارچگی، در سال ۱۹۷۳ از ادغام حروت + حزب لیبرالها + گروهی از احزاب دیگر تشکیل شد. ایدئولوژی: محافظهکاری ملی، اقتصاد لیبرال، خطمشی امنیتی قوی؛ مخالف دولت فلسطینی، حفظ هویت ملی یهودی همراه رویکرد نظامی سختگیرانه. حامیان: یهودیان مزراحی (به ویژه مهاجران شمال آفریقا و خاورمیانه که احساس میکردند توسط ماپای از حقوقشان محروم شدهاند)، جوانان ملیگرای سکولار (بیتار)، و بعداً طبقهٔ متوسط اشکنازی در حال رشد. صهیونیستهای مذهبی نیز تا حدی با آن همسو بودند (گوش ایمونیم، جنبشی برای توسعه شهرکسازی در کرانه باختری در مراحل بعدی). جناحها: فوقملیگرا (حروت اصلی)، لیبرالهای بازار آزاد، ملیگرایان سکولار. رابطه با غیر یهودیان: از لحاظ تاریخی محتاط؛ عموماً اسرائیل را در درجه اول به عنوان دولت-ملت یهودی میبیند؛ از نظر تاریخی نسبت به دادن امتیاز برای صلح بدبین بوده است. با این حال لیکود مدرن تحت رهبری نتانیاهو مواضع مختلفی در قبال حقوق اقلیت عرب دارد (جذب عملگرایانه آرا، اگرچه ائتلاف اغلب از دادن امتیاز خودداری میکند). دشمنان/رقبا: حزب کارگر، چپها؛ فتح/فلسطینیها؛ برخی جریانهای سکولار که با امتیازات متحدان حریدی لیکود مخالفاند. نکات تاریخی: پیروزی تاریخی در انتخابات ۱۹۷۷: پایان سه دهه هژمونی چپها؛ معاهده صلح با مصر ۱۹۷۹؛ مخالفت با توافقات اسلو؛ عقبنشینی از غزه در ۲۰۰۵: بوسیلهٔ آریل شارون (رهبر وقت لیکود) اما با مخالفت شدید درونحزبی (به رهبری نتانیاهو) مواجه شد. در نتیجه، شارون از لیکود جدا شد و حزب «کادیما» را تأسیس کرد. #دیدهبان #شناخت #احزاب_سیاسی @didehbansut
سال ۱۹۹۲ در آستانهٔ انتخابات از ائتلاف و سپس ادغام سه حزب تشکیل شد: «ماپام» (چپ سوسیالیست)، «راتس» (جنبش حقوق مدنی به رهبری شولامیت آلونی) و «شینویی» (لیبرال سکولار). مرتس در دههٔ ۱۹۹۰ میلادی دوران طلایی خود را سپری کرد و به عنوان متحد کلیدی حزب کارگر در دولتهای اسحاق رابین و ایهود باراک، و همچنین از حامیان اصلی سیاسی توافقات اسلو بود.
ایدئولوژی: مرتس نماینده سنتی و کلاسیکِ جریان «چپ صهیونیسم» محسوب میشود. از نظر سیاسی، اصلیترین حامی راهکار دو کشوری، پایان دادن به شهرکسازیها و مذاکره با فلسطینیان است. از نظر اجتماعی و اقتصادی، حامی سرسخت سکولاریسم (جدایی کامل دین از سیاست)، حقوق بشر، محیط زیست، حقوق LGBTQ و سیاستهای سوسیالدموکراتیک است.
حامیان: آرای این حزب عمدتاً از سوی طبقه متوسط و مرفه سکولار، روشنفکران، بخشی از رأیدهندگان عرب اسرائیلی چپگرا، دانشگاهیان و ساکنان مناطق شهری لیبرال مانند تلآویو و کیبوتصهای چپگرا تأمین میشود.
نکات تاریخی: با چرخش کلی جامعه اسرائیل به سمت احزاب راست و راست افراطی در دو دهه گذشته، پایگاه رأی مرتس به شدت افت کرد. این افول تا جایی پیش رفت که در انتخابات ۲۰۲۲ این حزب برای اولین بار در تاریخ خود نتوانست از حدنصاب انتخاباتی عبور کند و از ورود به کنست بازماند. به دنبال این شکست تاریخی مرتس، در سال ۲۰۲۴ ، یائیر گولان (رهبر حزب کارگر) و رهبران مرتس رسماً برای تشکیل یک حزب/ائتلاف جدید به نام «دموکراتها» (The Democrats) به توافق رسیدند و ادغام شدند. (بلوک انتخاباتی چپ)
#دیدهبان#شناخت#احزاب_سیاسی@didehbansut
۳۴۷
۱۷:۳۵
در روشهای نوین «علوم اجتماعی محاسباتی»، دو بازوی قدرتمند هوش مصنوعی یعنی NLP و LLM نقش اصلی را ایفا میکنند.
زبان انسان پر از استعاره، کنایه، لحن و پیچیدگی است. روشهای سنتی کامپیوتری تنها میتوانستند کلمات کلیدی را بشمارند؛ اما NLP به ماشین یاد میدهد که ساختار، معنا و احساس (Sentiment) نهفته در متن را درک کند. وقتی یک کاربر در شبکههای اجتماعی متنی انتقادی یا حمایتی مینویسد، الگوریتمهای NLP میتوانند بار معنایی و احساسی آن را با دقت بالایی استخراج کنند.
مدلهای زبانی بزرگ (مانند معماریهای ترانسفورمر که پایه مدلهای پیشرفته امروزی هستند)، شبکههای عصبی عظیمیاند که با میلیاردها پارامتر آموزش دیدهاند. این مدلها صرفا کلمات را نمیخوانند، بلکه «بافتار و زمینه» (Context) را میفهمند.
تلفیق این دو در تحلیل افکار عمومی:
وقتی دهها هزار پیام اجتماعی جمعآوری میشود، شبکهای از LLM ها به عنوان تحلیلگر وارد عمل میشوند. آنها میتوانند با استفاده از NLP، مفاهیم پراکنده را دستهبندی کنند، ترندهای اصلی را تشخیص دهند و از دل دادههای متنی بدون ساختار، خروجیهای ساختاریافته و منطقی استخراج کنند.
#دیدهبان#اولین_گزارش#مسیر_تحلیل@didehbansut
۴۰۴
۷:۴۵
دیدهبان | Didehban
از چپ میانه تا راست افراطی (بخش چهارم)
حزب مِرِتس: سال ۱۹۹۲ در آستانهٔ انتخابات از ائتلاف و سپس ادغام سه حزب تشکیل شد: «ماپام» (چپ سوسیالیست)، «راتس» (جنبش حقوق مدنی به رهبری شولامیت آلونی) و «شینویی» (لیبرال سکولار). مرتس در دههٔ ۱۹۹۰ میلادی دوران طلایی خود را سپری کرد و به عنوان متحد کلیدی حزب کارگر در دولتهای اسحاق رابین و ایهود باراک، و همچنین از حامیان اصلی سیاسی توافقات اسلو بود. ایدئولوژی: مرتس نماینده سنتی و کلاسیکِ جریان «چپ صهیونیسم» محسوب میشود. از نظر سیاسی، اصلیترین حامی راهکار دو کشوری، پایان دادن به شهرکسازیها و مذاکره با فلسطینیان است. از نظر اجتماعی و اقتصادی، حامی سرسخت سکولاریسم (جدایی کامل دین از سیاست)، حقوق بشر، محیط زیست، حقوق LGBTQ و سیاستهای سوسیالدموکراتیک است. حامیان: آرای این حزب عمدتاً از سوی طبقه متوسط و مرفه سکولار، روشنفکران، بخشی از رأیدهندگان عرب اسرائیلی چپگرا، دانشگاهیان و ساکنان مناطق شهری لیبرال مانند تلآویو و کیبوتصهای چپگرا تأمین میشود. نکات تاریخی: با چرخش کلی جامعه اسرائیل به سمت احزاب راست و راست افراطی در دو دهه گذشته، پایگاه رأی مرتس به شدت افت کرد. این افول تا جایی پیش رفت که در انتخابات ۲۰۲۲ این حزب برای اولین بار در تاریخ خود نتوانست از حدنصاب انتخاباتی عبور کند و از ورود به کنست بازماند. به دنبال این شکست تاریخی مرتس، در سال ۲۰۲۴ ، یائیر گولان (رهبر حزب کارگر) و رهبران مرتس رسماً برای تشکیل یک حزب/ائتلاف جدید به نام «دموکراتها» (The Democrats) به توافق رسیدند و ادغام شدند. (بلوک انتخاباتی چپ)
دموکراتها: این ائتلاف نتیجهٔ توافق و ادغام دو حزب تاریخی و اصلی جناح چپ اسرائیل، یعنی «حزب کارگر» و «حزب مرتس» است. هدف اصلی از تشکیل «دموکراتها»، جلوگیری از نابودی کامل جریان «چپ صهیونیسم»، تجمیع آرای پراکندهٔ این طیف و ایجاد یک جبههٔ واحد و قدرتمندتر برای رقابت با احزاب راستگرا بود. آنها از مخالفان سرسخت دولت بنیامین نتانیاهو و ائتلاف راستگرای او هستند. #دیدهبان #شناخت #احزاب_سیاسی @didehbansut
حزب شاس در سال ۱۹۸۴ با هدایت مذهبی خاخام عُووَدیا یوسف (و حمایت اولیه خاخام اشکنازی، العازار شاخ) تأسیس شد.
ایدئولوژی: رفع تبعیض علیه یهودیان شرقیتبار (سفاردی/مزراحی) نسبت به یهودیان غربیتبار (اشکنازی)، محافظهکاری اجتماعی، رفاه برای فقرا (فقرزدایی برای مزراحیها).
خطمشی: تقویت نقش قانون مذهبی (هلاخا) در دولت، کمکهزینههای آموزشی، عدالت اجتماعی (ترکیبی از رفاه مبتنی بر کار، سیاستهای رفاهی و محافظهکاری دینی).
حامیان: فوقارتدوکسها و سنتگرایان سفاردی/مزراحی، به همراه بسیاری از سکولارهای مزراحی کمدرآمد در سالهای اولیه. پایگاه اصلی شاس در مناطق فقیرنشین و شرقیتبار.
جناحها: پس از مرگ خاخام یوسف در سال ۲۰۱۳، رقابت شدیدی بین الی یشای و آریه درعی شکل گرفت که در نهایت با پیروزی و تسلط کامل آریه درعی (رهبر فعلی حزب) به پایان رسید.
رابطه با غیر یهودیان: در دهههای اخیر به شدت به راستگرایان و ملیگرایان نزدیک شده است. در گذشته (زمان خاخام یوسف)، رویکرد آنها صرفاً «ملیگرایانه افراطی» نبود. خاخام یوسف فتوای معروفی داشت که بر اساس اصل «پیکواخ نفش» (حفظ جان انسان)، واگذاری زمین در ازای صلح واقعی برای جلوگیری از خونریزی را مجاز میدانست. با این حال، امروز عملاً مخالف واگذاری زمین هستند.
دشمنان/رقبا: چپ سکولار و گاهی اوقات حتی جناحهای ارتدوکس اشکنازی (به دلیل تنشهای اجتماعی-قومی). آنها در سال ۱۹۹۲ به ائتلاف اسحاق رابین (حزب کارگر) و در ۱۹۹۹ به ائتلاف ایهود باراک (حزب کارگر) پیوستند، هرچند متحد سنتی آنها در سالهای اخیر ائتلاف راستگرای لیکود (نتانیاهو) بوده است.
نکات تاریخی: در سیاستهای ائتلافی دهههای ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۰ بسیار مهم بود. بعدها با توافق دوم اسلو مخالفت کرد.
#دیدهبان#شناخت#احزاب_سیاسی@didehbansut
۴۹۷
۱۶:۰۵
gozaresh2.pdf
۷۲۱.۴۷ کیلوبایت
@didehbansut
۳۹۸
۱۸:۵۲