به تیم مذاکره کننده ایران:برای بهرمندی از جریان اندیشکده ای کشور دکتر مهدی خراتیان را جهت تقویت تیم مذاکره خود به پاکستان ببرید.با این کار علاوه بر شخصیت شناسی چهرههای تیم مقابل، از منظری متفاوت از کلاسیک وزارت خارجه بتوان در مورد آینده تنگه ی همیشه تنگ هرمز پیشنهاد خلاقانه داشته باشیم.@din_hokmrani
۷۹۸
۱۶:۳۰
بازارسال شده از مرکز ملی فضای مجازی
۲
۱۹:۱۵
اطلس اندیشکده_های تعلیم_وتربیت.pdf
۱.۹۵ مگابایت
با حضور اندیشکده دین و حکمرانی @din_hokmrani
۴.۲K
۱۵:۲۵
بازارسال شده از خانه اندیشهورزان
۱. در حوزه فرهنگی: ایجاد سازوکارهای نهادین برای اتصال متخصصان به نیازمندان در حوزههای آموزش، بهداشت و خدمات اجتماعی، و ترویج فرهنگ صرفهجویی و اصلاح الگوی مصرف بهعنوان بخشی از جنگ اقتصادی.
۲. در حوزه اقتصادی: بازطراحی صنایع اساسی، کاهش وابستگی به زیرساختهای آسیبپذیر، و تبدیل فشارهای خارجی به فرصتی برای مدرنسازی صنایع و تقویت اقتصاد مقاومتی.
۳. در حوزه امنیتی: تدوین قوانین حاکمیتی و ایجاد رژیم امنیتی جدید برای مدیریت هوشمند تنگه هرمز و تثبیت بازدارندگی جامع.
۴. نهادینهسازی: تشکیل کارگروههای تخصصی در دستگاههای اجرایی برای تبدیل دستاوردها به قوانین، ساختارها و وضعیت پایدار حکمرانی.
#یادداشت#الهیات_جنگ#پرونده_مقاومت_ملی
۳۳
۱۹:۱۳
بازارسال شده از خانه اندیشهورزان
بازتعریف شاخصهای فتحاولین گام، گذار از سنجش مادی به ارزیابی تکلیفی است. به جای تمرکز انحصاری بر آمار تلفات، خسارات فیزیکی یا موشکها که جامعه را به یأس یا امیدهای کاذب دچار میکند، رسانه باید پیروزی را به «عمل به تکلیف الهی» و «حالات قلبی امت» پیوند بزند. فتوحات غیرمادی مانند رسوایی جهانی دشمن صهیونیستی یا تجدید بیعت آگاهانه مردم با رهبری، به عنوان «فتح مبین» بازنمایی شوند تا تابآوری اجتماعی افزایش یابد.
اصول عملیاتی روایت الهیچهار اصل کلیدی — روندنگری، واکاوی لایههای پنهان، امیدآفرینی و ایجاد سکینه — باید به پروتکلهای تولید محتوا تبدیل شوند. رسانه از گزارشگری مقطعی پرهیز کند و حوادث را به روند کلی پیشرفت جبهه حق و افول دشمن پیوند بزند، همانند پیوند قرآن میان شکست احد و پیروزی بدر. در بحرانها، تمرکز از خسارتهای ظاهری به دستاوردهای باطنی مانند تحول اجتماعی، افشای نفاق و تقویت روحیه شهادتطلبی منتقل شود. همچنین، با نمایش صلابت ارکان جامعه و تزریق آرامش (سکینه)، اضطراب جنگ مهار گردد.
نمادسازی و ساختار روایت مرحلهایمحسوسسازی معانی از طریق نمادهای عینی (مانند بیعت در خیابان) و جعل اصطلاحات گفتمانی (مانند نوشتن شعارهای هدفمند بر تسلیحات) ضروری است. همزمان، خرد کردن پیروزیها را به مراحل میانی و «شیرینسازی مکرر» آنها (مانند عقبنشینی ناو آمریکایی یا شکار جنگندههای اف-۳۵) برای حفظ انگیزه اجتماعی، با الگوبرداری از سیره پیامبر (ص) در فتح احزاب و خیبر پیش از مکه.
پیشنهادهای سیاستی چهارگانهدر بعد فرهنگی-اجتماعی، رسانه ملی باید از تمرکز صرف بر تجهیزات نظامی به نمایش تحول قلوب، صلابت مادران شهدا، حضور پرشور نوجوانان و موج فزاینده گرایش جهانی به مکتب اهلبیت (ع) به دلیل ایستادگی در برابر استکبار بپردازد. در حوزه سیاسی، پیوست رسانهای بر تثبیت تصویر ایران به عنوان کشوری مقتدر، عزتمند و صلحطلب، همراه با تحلیل انزوای دشمن و آغاز اضمحلال ساختار نظام جهانی متمرکز شود. در بخش نظامی، برتری موشکهای ارزانقیمت، پهپادها و اراده رزمندگان مجاهد بر ناوهای غولپیکر به عنوان استاندارد جدید قدرت ترویج گردد. و در عرصه اقتصادی، فروپاشی هژمونی دلار، اهرم راهبردی تنگه هرمز و تبدیل خسارتهای جنگ به فرصت جهش تولید و خودکفایی صنعتی برجسته شود. این الگو، رسانه را به ابزاری تحولآفرین در جنگ شناختی تبدیل کرده و دست ولایت را برای اتخاذ تصمیمات راهبردی باز میگذارد.
#رصد #یادداشت#رسانه#پرونده_مقاومت_ملی
۴۳
۱۸:۰۸
بازارسال شده از خانه اندیشهورزان
یک. حضور با توجه به ساحت جهانی
دو. حضور با توجه به ساحت خانوادگی
سه. حضور با توجه به ساحت فردی: پاک شدن همه گناهان
«لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَ أَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا» – سوره فتح آیه ١٨
#رصد #یادداشت#تشییع_امام_شهید#پرونده_مقاومت_ملی
۳۳
۳:۰۵
بازارسال شده از خانه اندیشهورزان
در قدرشناسی از رستاخیز مردم ایران در تشییع رهبر شهید
یادداشت | حسین علیزاده: در برخی یادداشتها تشییع دلکش و باشکوه برادران عراقیمان را بر سر خودمان میزنند؛ در حالی که حال و هوای عزا و حماسه در خروج پیکر از جمکران، کمتر از تصاویر نجف و کربلا نبود، بلکه از جهاتی، مسیر جمکران تا حرم شکوه و جلال بالاتری هم داشت.
مضامین بی نظیر در نماز بر رهبر توسط آیت الله جوادی خوانده شد که مستقلاً باید فقره فقره شرحش داد. یک شرح عملی آن فقرات در هنگام خروج کاروان از مسجد جمکران رقم خورد، حلقهای از طلاب و فضلای جوان پروانهوار گرد پیکر زعیمِ شیعه میچرخیدند تا پیوند معارف قرآنی و حق طلبی عزت مندانه را به چشم آورند.
دقیق بخواهیم بگوییم تشییع رهبر شهید در ایران از صبح دهم رمضان شروع شد سپس یک دهه اقامه عزای در محرم و بعد آمادگی برای دو روز وداع دسته دسته مردم از سراسر ایران تا برسد به یک روز حرکت دادن پیکرها در بین جمعیت این از مدت تشییع.
مردم در سراسر این خاک پاک، نه فقط در تهران و نه حتی فقط در مراکز استان بلکه چون خون جاری در رگهای بدن در کوچکترین شهرها و روستاها جوشیدند تا ماجرا رسید به ایام وداع در مصلی تهران. هجرت با دلها به سوی خدا از سراسر ایران شروع شد. میزبانان خوب حق میزبانی را ادا کردند و سنگ تمام گذاشتند؛ آن هم نه فقط در قالب موکبهای بزرگ، بلکه با همان لقمهلقمههای کوچک این از وسعت تشییع.
برنامه مصلی تهران با آن پرچمهای سرخ خونخواهی، روحی تازه در کالبد جامعه دمید و شعر و شعار انتقام نشان داد که رگ غیرت این ملت همچنان جوشان است. سوالی که کسی به آن نپرداخت این است که چه کسی به این مردم گفت در وداع و تشییع با پرچم های سرخ رنگ در سراسر ایران حاضر شوند؟ و این خود برای حقیقتی بنام سالار بودن مردم کافی است.
در بعد فرهنگی شعرهای فوقالعاده حماسی و قوی از مداحان و شاعران در اوج وداع، قبل و بعد از اقامه نماز در ایران مشهود بود. این حد از ادبیات حماسی و آیینی کجا جز ایران به این سطح از رشد، بالندگی و مغز سیاسی رسیده بود؟ این عمقِ نوحههایی چون باید برخواست مستفاد از مضامین قرآنی، در همین بسترِ مردمی همهگیر شد، اما هنوز به چرایی فراگیری این اشعار و سروده ها نپرداختیم.
در بُعد اجتماعی نیز، ترتیبات صحنه تشییع به نحوی طراحی شده بود که زنان و کودکان در کنار کاروان پیکرها اشک میریختند؛ اشکی موثر که تنها ضامن «تربیت حُبّی» برای امتداد این مسیر است. فرزندی که در این هیاهوی حماسه، دست در دست مادرش گریست و بیرقِ ولی را دید، سرباز بلکه سردار فردای این نهضت خواهد بود.
دُرّ کمیابی که حجاب عادت اجازه نمیدهد به درستی بیان شود، خانواده محوری در سراسر فرآیند پشتیبانی و قوامبخشی به این یومالله بود. اگر عموم مردها روز تشییع در میدان آمدند، بانوان از روزها قبلتر، تدارکهای عظیم و بیمانندی در اسکان و اطعام دیده بودند. تنها در یک نمونه که مطلع هستم، در یک گروه مربوط به یکی از محلههای قم، بیش از هزار و صد بانو در کمتر از چند روز خانههای خود را مهیای زائر کرده بودند. این همان «بیعت خانواده محور» است که یک عمر رهبری با دقت در جامعه دینی به آن ارج و قرب داده بود و حالا اینچنین در روز حادثه تجلی میکرد. این از عمق تشییع.
مردم عراق حسرت داشتن کسانی چون حضرت امام و خلف صالحش را دارند. در عراق کجا امکان چنین درکی از فقیه مجاهد مدبر بعنوان ستون حاکمیت وجود داشته است که حالا بخواهند در فراقش حقش را ادا کنند؟ تشییع در ایران تجلی کلام امام خمینی بود که «الاسلام هو الحکومه». مرجعیت در بین شیعیان عراق، جایگاهی محترمی دارد، اما در مناسبات اداره کشور جایگاه بعنوان عمود خیمه را ندارد. پیوند دولت، کارگزاران شهری، نیروهای انتظامی، کادر درمان و... در ایام حمله دشمن به کرات مشاهده شد. این نهاد سازی و شکل قانونی، داشتههای بزرگی است: همان نمود آرزوی محقَق انبیاء.
برای توصیفِ امیدآفرین، باید هر دو نیمه لیوان را دید و فریاد زد. یقین دارم اگر حواسمان نباشد حتی در ضمیر خودمان صرفا بخش خالی تشییع را مرور کنیم روح رهبر شهیدمان آزرده میشود چه برسد که بخش کمالِ محقق نشده ی این حماسه تاریخی تهران و قم را در اذهان تثبیت کنیم.
چرا به این «یوم الله» که بُروزِ ایمان در قالب عمل صالح تشییعِ ولی فقیه و بیعت با ولی فقیه جوان بعنوان مظهر حکومت دینی در منظر جهانیان بود، افتخار نکنیم؟ اگر ما این عظمت را فریاد نزنیم، در بهرمندی از برکات وجودی این اجتماع ولایی بهره کمتری میبریم.
#رصد #یادداشت#تشییع_امام_شهید#پرونده_مقاومت_ملی
خانه اندیشهورزان را در بله | ایتا | تلگرام | ایکس دنبال کنید!
#رصد #یادداشت#تشییع_امام_شهید#پرونده_مقاومت_ملی
۴۷
۱۶:۴۳
مسأله ناترازی بنزین، انتخاب از بین «سه طرح بنزینی» نیست؛ مسأله اصلی، کیفیت حکمرانی و اجرا است
حسین علیزاده
با شناختی که از عملکرد اجرایی دولت در این دو سال داریم، ورود عجولانه به اصلاح ناترازی بنزین میتواند پرهزینهتر از تعویق آن باشد.قبل از انتخاب طرح بنزینی و تعیین قیمت هر سهمیه، باید نسخه اجرای طرح نوشته شود: نقشه ذینفعان، تفکیک شهر و روستا، بررسی مشاغل و واحدهای تولیدی، سناریوی هر استان، تقسیم کار روشن در دولت، اجماع بر یک روایت واحد، برنامه گفتوگو و اقناع عمومی، سازوکار شنیدن اعتراضها و تیم مستقلی که پیش از وقوع بحران امکان هشدار مستقیم به تصمیمگیر داشته باشد.
برای جلوگیری از یک اجرای ضعیف، کشور صرفاً به مشاوره اندیشکدههای تخصصی انرژی نیاز ندارد؛ بلکه بیش از آن نیازمند اجراپژوهان قوی، ناظران مستقل و گروههایی است که با شناخت سازوکار حکمرانی و ظرفیت واقعی دولت، نقاط شکست تصمیم را پیش از اجرا ببینند.حتی در صورتمسئله نیز ابهام دادهای جدی است. اظهارات متفاوت درباره مصرف واقعی، نحوه توزیع سوخت در جایگاهها و منشأ قاچاق، نشان میدهد هنوز تصویر دادهای کاملاً شفافی وجود ندارد. در یک گزارش رسمی در جلسه ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز، حجم قاچاق روزانه سوخت بین ۲۰ تا ۳۰ میلیون لیتر اعلام شده و در گزارشهای بعدی نیز ارقامی در همین حدود مطرح شده است. وقتی درباره ابعاد یکی از مهمترین اجزای صورتمسئله چنین حجم بزرگی مطرح است، حکمرانی دادهمحور باید مقدم بر هر مداخله بزرگ قیمتی باشد.
تجربه سال ۱۳۸۶ هم نشان داد یک تصمیم بنزینی خیلی زود از وزارت نفت خارج میشود و با دهها ذینفع و وضعیت متفاوت روبهرو میشود: وانتبارها، تاکسیها و مسافربرها اینترنتی، کشاورزان و دامداران، صیادان و قایقداران، معلمان روستایی، پزشکان مناطق دور، کارگران کارخانههای خارج شهر، آموزشگاههای رانندگی، آمبولانسها، و توزیعکنندگان محصولات کشاورزی.یک مسأله مغفول این دولت فراموشی روستا است نمیتوان همه کشور را در دو یا سه دسته خلاصه کرد و سهمیه روستاها را مساوی شهرها دید. عدالت «مساوات» نیست؛ مرکز و حاشیه، نوع شغل، میزان دسترسی به حملونقل عمومی تعیینکنندهاند. نمیتوان نیاز یک روستایی را که برای درمان، کار یا خرید باید دهها کیلومتر طی کند با شهروندی برخوردار از مترو و حملونقل عمومی یکسان دید.با تجربه زیسته مدیران عالی در تهران برای تمام ایران نسخه متناسب طراحی و اجرا خطا است. سیستان و بلوچستان با فاصلههای طولانی و ضعف حملونقل عمومی، هرمزگان و بوشهر با قایق، لنج و صیادی، گیلان با ناوگان صیادی، خراسان رضوی با پیوند شهر و روستا و واحدهای تولیدی و اصفهان با رفتوآمد کارگران به صنایع خارج شهر، مسئلههای متفاوتی دارند. تعیین سهمیه مساوی برای مناطق محروم و شهرهای دارای امکانات با دسترسی به حمل و نقل عمومی اجرای عدالت نیست.
اما در این دولت یک خطر دیگر نیز جدی است: شتاب در تصمیم و چنددستگی در داخل دولت. یک طرح ملی نباید به نام یک وزارتخانه، معاونت یا حلقه خاص تمام شود. وقتی روال تصمیم به طور طبیعی طی نشود، نظرخواهی صورت نگیرد، هنگام اجرا هر دستگاه بخشی از بار را بر دوش دیگری میاندازد، همکاری ناقص میشود، خلأهای اجرایی که بخشی از آن بالاتر گفته شد شکل میگیرد و در نهایت نارضایتی مردم متوجه کل حاکمیت خواهد شد.مردم میان وزارتخانهها و دستگاهها تفکیک قائل نیستند؛ حاکمیت را یکپارچه میبینند. شکست یک طرح ملی فقط شکست یک طرح یا حتی یک دولت نیست؛ میتواند اعتماد عمومی را کاهش دهد و دست حاکمیت را برای اصلاحات ضروری بعدی ببندد.وقایع تلخ دیماه ۱۴۰۴ ضعف دولت در گفتوگو با مردم و اقناع جامعه را نشان داد. اطلاعرسانی و اقناع رسانهای باید بخشی از خودِ طرح باشد، نه پیوستی که چند روز مانده به اجرا به آن فکر شود. دولت باید پیش از اجرا روایت روشنی از صورتمسئله و راهحل خود داشته باشد، درباره سازوکارهای جبران توضیح دهد و با یک صدای واحد با مردم سخن بگوید.هنوز هم درباره حذف یارانه کالاهای اساسی، روایت دولت میان «کمبود ارز»، «ضرورت حرکت به سمت سیاستهای اقتصاد آزاد» و «قرائت عدالتخواهانه رئیسجمهور از مبارزه با رانت و بهبود وضعیت اقشار ضعیف» در نوسان است. همین چندگانگی در روایت موجب بیاعتمادی مردم میشود.
در مسأله بنزین، خطر فقط انتخاب طرح غلط نیست؛ بهترین طرح نیز با اجرای بد، هزینهای بزرگتر از خود ناترازی ایجاد کند؛ تا جایی که آرزوی بازگشت به وضعیت پیش از اصلاح را داشته باشیم.@din_hokmrani
با شناختی که از عملکرد اجرایی دولت در این دو سال داریم، ورود عجولانه به اصلاح ناترازی بنزین میتواند پرهزینهتر از تعویق آن باشد.قبل از انتخاب طرح بنزینی و تعیین قیمت هر سهمیه، باید نسخه اجرای طرح نوشته شود: نقشه ذینفعان، تفکیک شهر و روستا، بررسی مشاغل و واحدهای تولیدی، سناریوی هر استان، تقسیم کار روشن در دولت، اجماع بر یک روایت واحد، برنامه گفتوگو و اقناع عمومی، سازوکار شنیدن اعتراضها و تیم مستقلی که پیش از وقوع بحران امکان هشدار مستقیم به تصمیمگیر داشته باشد.
برای جلوگیری از یک اجرای ضعیف، کشور صرفاً به مشاوره اندیشکدههای تخصصی انرژی نیاز ندارد؛ بلکه بیش از آن نیازمند اجراپژوهان قوی، ناظران مستقل و گروههایی است که با شناخت سازوکار حکمرانی و ظرفیت واقعی دولت، نقاط شکست تصمیم را پیش از اجرا ببینند.حتی در صورتمسئله نیز ابهام دادهای جدی است. اظهارات متفاوت درباره مصرف واقعی، نحوه توزیع سوخت در جایگاهها و منشأ قاچاق، نشان میدهد هنوز تصویر دادهای کاملاً شفافی وجود ندارد. در یک گزارش رسمی در جلسه ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز، حجم قاچاق روزانه سوخت بین ۲۰ تا ۳۰ میلیون لیتر اعلام شده و در گزارشهای بعدی نیز ارقامی در همین حدود مطرح شده است. وقتی درباره ابعاد یکی از مهمترین اجزای صورتمسئله چنین حجم بزرگی مطرح است، حکمرانی دادهمحور باید مقدم بر هر مداخله بزرگ قیمتی باشد.
تجربه سال ۱۳۸۶ هم نشان داد یک تصمیم بنزینی خیلی زود از وزارت نفت خارج میشود و با دهها ذینفع و وضعیت متفاوت روبهرو میشود: وانتبارها، تاکسیها و مسافربرها اینترنتی، کشاورزان و دامداران، صیادان و قایقداران، معلمان روستایی، پزشکان مناطق دور، کارگران کارخانههای خارج شهر، آموزشگاههای رانندگی، آمبولانسها، و توزیعکنندگان محصولات کشاورزی.یک مسأله مغفول این دولت فراموشی روستا است نمیتوان همه کشور را در دو یا سه دسته خلاصه کرد و سهمیه روستاها را مساوی شهرها دید. عدالت «مساوات» نیست؛ مرکز و حاشیه، نوع شغل، میزان دسترسی به حملونقل عمومی تعیینکنندهاند. نمیتوان نیاز یک روستایی را که برای درمان، کار یا خرید باید دهها کیلومتر طی کند با شهروندی برخوردار از مترو و حملونقل عمومی یکسان دید.با تجربه زیسته مدیران عالی در تهران برای تمام ایران نسخه متناسب طراحی و اجرا خطا است. سیستان و بلوچستان با فاصلههای طولانی و ضعف حملونقل عمومی، هرمزگان و بوشهر با قایق، لنج و صیادی، گیلان با ناوگان صیادی، خراسان رضوی با پیوند شهر و روستا و واحدهای تولیدی و اصفهان با رفتوآمد کارگران به صنایع خارج شهر، مسئلههای متفاوتی دارند. تعیین سهمیه مساوی برای مناطق محروم و شهرهای دارای امکانات با دسترسی به حمل و نقل عمومی اجرای عدالت نیست.
اما در این دولت یک خطر دیگر نیز جدی است: شتاب در تصمیم و چنددستگی در داخل دولت. یک طرح ملی نباید به نام یک وزارتخانه، معاونت یا حلقه خاص تمام شود. وقتی روال تصمیم به طور طبیعی طی نشود، نظرخواهی صورت نگیرد، هنگام اجرا هر دستگاه بخشی از بار را بر دوش دیگری میاندازد، همکاری ناقص میشود، خلأهای اجرایی که بخشی از آن بالاتر گفته شد شکل میگیرد و در نهایت نارضایتی مردم متوجه کل حاکمیت خواهد شد.مردم میان وزارتخانهها و دستگاهها تفکیک قائل نیستند؛ حاکمیت را یکپارچه میبینند. شکست یک طرح ملی فقط شکست یک طرح یا حتی یک دولت نیست؛ میتواند اعتماد عمومی را کاهش دهد و دست حاکمیت را برای اصلاحات ضروری بعدی ببندد.وقایع تلخ دیماه ۱۴۰۴ ضعف دولت در گفتوگو با مردم و اقناع جامعه را نشان داد. اطلاعرسانی و اقناع رسانهای باید بخشی از خودِ طرح باشد، نه پیوستی که چند روز مانده به اجرا به آن فکر شود. دولت باید پیش از اجرا روایت روشنی از صورتمسئله و راهحل خود داشته باشد، درباره سازوکارهای جبران توضیح دهد و با یک صدای واحد با مردم سخن بگوید.هنوز هم درباره حذف یارانه کالاهای اساسی، روایت دولت میان «کمبود ارز»، «ضرورت حرکت به سمت سیاستهای اقتصاد آزاد» و «قرائت عدالتخواهانه رئیسجمهور از مبارزه با رانت و بهبود وضعیت اقشار ضعیف» در نوسان است. همین چندگانگی در روایت موجب بیاعتمادی مردم میشود.
در مسأله بنزین، خطر فقط انتخاب طرح غلط نیست؛ بهترین طرح نیز با اجرای بد، هزینهای بزرگتر از خود ناترازی ایجاد کند؛ تا جایی که آرزوی بازگشت به وضعیت پیش از اصلاح را داشته باشیم.@din_hokmrani
۱.۹K
۵:۱۰
فراموشی نگاه عالمانه به عدالت در توزیع مساوی بنزین به هر کد ملی
حسین علیزادهیکی از خطاهای رایج در سیاستگذاری بنزین در مجلس و دولت، یکی دانستن «مساوات» با «عدالت» است. در حالی که در نظریههای عدالت، برابر بودن مقدار دریافت، لزوماً به معنای عادلانه بودن نتیجه نیست و در برخی شرایط میتواند به بازتولید نابرابری منجر شود.در فلسفه اخلاق و سیاست، سه رویکرد مهم درباره عدالت مطرح است. عدالت توزیعی به چگونگی تخصیص منصفانه منابع عمومی میپردازد و صرفاً به مقدار برابر محدود نمیشود. عدالت مبتنی بر فرصت برابر تأکید میکند که وظیفه حکومت فقط تقسیم منابع نیست، بلکه باید موانع دسترسی نابرابر افراد به فرصتهای زندگی را کاهش دهد. و در رویکرد قابلیتها، معیار عدالت توانایی واقعی افراد برای برخورداری از یک زندگی شایسته و امکان انتخاب است، نه صرفاً میزان منابعی که دریافت میکنند.(میتوان برای تفصیل به کتاب های آمارتیا سن رجوع کرد)این تفاوت نظری در سیاستهای توزیع انرژی اهمیت جدی دارد. اگر عدالت را فقط در «تقسیم برابر» خلاصه کنیم، ممکن است به این نتیجه برسیم که چون منابع انرژی متعلق به همه مردم است، سهمیه بنزین باید به شکل مساوی به هر کد ملی اختصاص یابد. اما سؤال بنیادیتر این است: آیا همه افراد با دریافت سهم برابر، واقعاً از امکان برابر برای زندگی، دسترسی و انتخاب برخوردار میشوند؟مسئله طرح توزیع سهمیه بنزین بر اساس کد ملی دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود. اینکه به فردی که خودرو ندارد سهمیه بنزین تعلق بگیرد، در ظاهر اقدامی برابر است؛ اما عدالت را نمیتوان فقط در لحظه توزیع اولیه سنجید.فردی در یک روستا یا منطقه کمبرخوردار ممکن است خودرو نداشته باشد، اما این به معنای بینیازی او از حملونقل نیست. او برای مراجعه به پزشک، خرید، آموزش، انجام امور اداری یا رساندن محصول کشاورزی، ممکن است هزینه حملونقل بسیار بیشتری نسبت به فردی در یک شهر برخوردار از زیرساختهای عمومی پرداخت کند.بنابراین اختصاص سهمیه بنزین به نام فرد، بدون توجه به شرایط واقعی زندگی او، ممکن است به جای کاهش نابرابری، آن را تشدید کند. مسئله اصلی این فرد کمبود سهمیه بنزین نیست؛ مسئله اصلی ضعف زیرساخت و هزینه بالای دسترسی به خدمات است.یک شهروند در تهران که از مترو، اتوبوس و شبکه حملونقل عمومی بهرهمند است، حتی بدون دریافت مستقیم سهمیه، گزینههای بیشتری برای جابهجایی دارد. اما فردی در یک روستا که برای ابتداییترین خدمات باید دهها کیلومتر مسیر طی کند، هزینه نبود زیرساخت عمومی را شخصاً پرداخت میکند.اینجاست که مفهوم عدالت جبرانی یا تبعیض مثبت معنا پیدا میکند. عدالت گاهی اقتضا میکند برای مناطقی که به دلیل شرایط جغرافیایی، اقتصادی یا ضعف تاریخی زیرساختها در موقعیت نامساعدتری قرار دارند، حمایت بیشتری در نظر گرفته شود. این امتیاز ناعادلانه نیست؛ بلکه تلاشی برای ایجاد فرصت واقعی برابر است.همانگونه که ساخت راه، بیمارستان، مدرسه یا حملونقل عمومی بیشتر در مناطق محروم، تبعیض ناروا محسوب نمیشود، توجه بیشتر به نیاز این مناطق در سیاست انرژی نیز بخشی از اجرای عدالت است.سیاستگذار باید پیش از اجرای هر اصلاح یارانهای یک سؤال اساسی را پاسخ دهد: اگر قرار است سیاستی با عنوان اصلاح یا عدالت اجرا شود، فشار ناشی از آن دقیقاً بر چه کسانی وارد خواهد شد؟عدالت فقط به نقطه آغاز سیاست مربوط نیست؛ بلکه به پیامد واقعی و فشار پس از توزیع نیز مربوط است. ممکن است دو نفر سهمیه برابر دریافت کنند، اما اثر یک سیاست بر زندگی آنها یکسان نباشد. افزایش هزینه حملونقل برای فردی که چندین گزینه جایگزین دارد، با افزایش همان هزینه برای خانوادهای که تنها راه دسترسی او به خدمات ضروری خودرو است و هیچ حمل و نقل عمومی نیست(*ولو آن خودرو متعلق به دیگران باشد مانند سرویس مدرسه بچه های روستایی*) فشار مشابهی ایجاد نمیکند.بنابراین مسئله اصلی در توزیع بنزین به هر کد ملی این نیست که همه افراد سهمی از منابع عمومی دریافت کنند؛ مسئله این است که آیا این شیوه توزیع، نابرابری واقعی در دسترسی را میبیند یا فقط یک برابری عددی ایجاد میکند.در اصلاح نظام بنزینی، سؤال اصلی نباید فقط این باشد که «سهمیه بنزین فرد بدون خودرو را به او رساندیم»، بلکه باید پرسید:پس از اجرای این سیاست، چه کسی امکان انتخاب بیشتری دارد و چه کسی هزینه بیشتری برای دسترسی به حداقلهای زندگی پرداخت میکند؟@din_hokmrani
۱.۸K
۴:۱۳
معرفی کتاب "چرا ایالات متحده از ایران شکست خورد؟"
اثر تازه منتشر شده سفیر سابق ژاپن در ایران و عمان
حسین علیزاده| مدیر اندیشکده دین و حکمرانی
میتسوگو سایتو، دیپلمات باسابقه ژاپنی و سفیر پیشین این کشور در ایران، در کتاب تازه خود با عنوان «چرا ایالات متحده از ایران شکست خورد؟» کوشیده است از زاویهای متفاوت به رویارویی ایران و آمریکا نگاه کند.تصویر مرکزی کتاب ساده اما گویاست: آمریکا پوکر بازی میکند و ایران شطرنج.از نگاه سایتو، دونالد ترامپ سیاست را با منطق یک معاملهگر و بازیکن پوکر پیش میبرد؛ بالا بردن ناگهانی خواستهها، غافلگیر کردن طرف مقابل، بلوف و تلاش برای رسیدن به نتیجه در زمانی کوتاه. ایران اما با منطق دیگری وارد میدان میشود؛ حرکاتش را مرحلهبهمرحله میسنجد، برای یک بازی طولانی آماده است و الزاماً به دنبال تعیین تکلیف سریع منازعه نیست. سایتو این تفاوت را تقابل «پوکرِ کوتاهمدت» با «شطرنجِ فرسایشی» میبیند.به همین دلیل، آنچه در نگاه نخست نقطهضعف ایران به نظر میرسد، میتواند در یک منازعه طولانی به مزیت تبدیل شود. ایران لازم نیست در قدرت نظامی متعارف با آمریکا برابری کند؛ کافی است زمین و قواعد بازی را تغییر دهد. این همان چیزی است که نویسنده از آن با عنوان «راهبرد نامتقارن» یاد میکند؛ استفاده از ابزارهایی که هزینه ادامه رویارویی را برای قدرت بزرگتر افزایش میدهد و اجازه نمیدهد برتری نظامی بهسادگی به یک پیروزی سیاسی تبدیل شود.در این تحلیل، زمان خود یک ابزار قدرت است. آمریکا برای موفقیت به نتیجهای نسبتاً سریع نیاز دارد، در حالی که ایران برای یک رقابت طولانی و فرسایشی آمادهتر است. به تعبیر سایتو، تفاوت اصلی را باید در همین دو منطق جستوجو کرد: یکی میخواهد با فشار و غافلگیری بازی را زود تمام کند و دیگری تلاش میکند با محاسبه حرکتهای بعدی، زمان را نیز وارد معادله قدرت کند.شاید مهمترین نکته کتاب همین باشد: قدرت فقط تعداد جنگندهها، موشکها و حجم اقتصاد نیست؛ توانایی انتخاب زمین بازی، استفاده از زمان و وادار کردن حریف به بازی در زمینی که برای آن آماده نیست نیز بخشی از قدرت است.از این منظر، عنوان تحریکآمیز «چرا ایالات متحده از ایران شکست خورد؟» بیش از آنکه به معنای شکست نظامی آمریکا باشد، ناظر به ناکامی قدرت برتر در تحمیل یک پیروزی سریع و مطابق قواعد خودش است؛ خوانشی که میتواند برای فهم بخشی از رفتار ایران در مواجهه طولانیمدت با آمریکا نیز قابل تأمل باشد.با نگاه به نظرات تحلیل گران خارجی اثرگذاری مردم مبعوث و جان فدا در پیروزی تاریخی ایران، از نگاه ناظران بین المللی مشخص تر میشود و امتداد این حضور موثر تا پیروزی نهایی ضرورت بیشتری دارد.
میتسوگو سایتو، سفیر پیشین ژاپن در ایران، تنها دیپلمات ژاپنی با سابقه خدمت در سفارتهای ژاپن در هر دو کشور ایران و اسرائیل معرفی شده است. تجربهای کمنظیر که به روایت و تحلیل او از مناسبات قدرت در خاورمیانه اهمیت ویژهای میدهد.@din_hokmrani
اثر تازه منتشر شده سفیر سابق ژاپن در ایران و عمان
میتسوگو سایتو، دیپلمات باسابقه ژاپنی و سفیر پیشین این کشور در ایران، در کتاب تازه خود با عنوان «چرا ایالات متحده از ایران شکست خورد؟» کوشیده است از زاویهای متفاوت به رویارویی ایران و آمریکا نگاه کند.تصویر مرکزی کتاب ساده اما گویاست: آمریکا پوکر بازی میکند و ایران شطرنج.از نگاه سایتو، دونالد ترامپ سیاست را با منطق یک معاملهگر و بازیکن پوکر پیش میبرد؛ بالا بردن ناگهانی خواستهها، غافلگیر کردن طرف مقابل، بلوف و تلاش برای رسیدن به نتیجه در زمانی کوتاه. ایران اما با منطق دیگری وارد میدان میشود؛ حرکاتش را مرحلهبهمرحله میسنجد، برای یک بازی طولانی آماده است و الزاماً به دنبال تعیین تکلیف سریع منازعه نیست. سایتو این تفاوت را تقابل «پوکرِ کوتاهمدت» با «شطرنجِ فرسایشی» میبیند.به همین دلیل، آنچه در نگاه نخست نقطهضعف ایران به نظر میرسد، میتواند در یک منازعه طولانی به مزیت تبدیل شود. ایران لازم نیست در قدرت نظامی متعارف با آمریکا برابری کند؛ کافی است زمین و قواعد بازی را تغییر دهد. این همان چیزی است که نویسنده از آن با عنوان «راهبرد نامتقارن» یاد میکند؛ استفاده از ابزارهایی که هزینه ادامه رویارویی را برای قدرت بزرگتر افزایش میدهد و اجازه نمیدهد برتری نظامی بهسادگی به یک پیروزی سیاسی تبدیل شود.در این تحلیل، زمان خود یک ابزار قدرت است. آمریکا برای موفقیت به نتیجهای نسبتاً سریع نیاز دارد، در حالی که ایران برای یک رقابت طولانی و فرسایشی آمادهتر است. به تعبیر سایتو، تفاوت اصلی را باید در همین دو منطق جستوجو کرد: یکی میخواهد با فشار و غافلگیری بازی را زود تمام کند و دیگری تلاش میکند با محاسبه حرکتهای بعدی، زمان را نیز وارد معادله قدرت کند.شاید مهمترین نکته کتاب همین باشد: قدرت فقط تعداد جنگندهها، موشکها و حجم اقتصاد نیست؛ توانایی انتخاب زمین بازی، استفاده از زمان و وادار کردن حریف به بازی در زمینی که برای آن آماده نیست نیز بخشی از قدرت است.از این منظر، عنوان تحریکآمیز «چرا ایالات متحده از ایران شکست خورد؟» بیش از آنکه به معنای شکست نظامی آمریکا باشد، ناظر به ناکامی قدرت برتر در تحمیل یک پیروزی سریع و مطابق قواعد خودش است؛ خوانشی که میتواند برای فهم بخشی از رفتار ایران در مواجهه طولانیمدت با آمریکا نیز قابل تأمل باشد.با نگاه به نظرات تحلیل گران خارجی اثرگذاری مردم مبعوث و جان فدا در پیروزی تاریخی ایران، از نگاه ناظران بین المللی مشخص تر میشود و امتداد این حضور موثر تا پیروزی نهایی ضرورت بیشتری دارد.
میتسوگو سایتو، سفیر پیشین ژاپن در ایران، تنها دیپلمات ژاپنی با سابقه خدمت در سفارتهای ژاپن در هر دو کشور ایران و اسرائیل معرفی شده است. تجربهای کمنظیر که به روایت و تحلیل او از مناسبات قدرت در خاورمیانه اهمیت ویژهای میدهد.@din_hokmrani
۵۵
۸:۲۶