عوامل موثر در افت تحصیلی دانش آموزان ، کدامند؟ سیستم آموزشی: در کنار تمام ضعف های مترتب به سیستم آموزشی ، اصلی ترین نکته و اصلی ترین مشکل ؛ سیاست زدگی ارکان سیستم آموزشی از صدر تا ذیل است. با تغییر موازنه قدرت بین احزاب سیاسی و جایگزینی سیاسیون با دیدگاه مختلف، متاسفانه نظام آموزشی دستخوش تغییرات زیرساختی می شود. بعنوان مثال ، در زمان معاونت سرکار خانم نجفی ( مولف کتب فارسی) در معاونت ابتدایی وزارت آموزش و پرورش ، برنامه ای برای ارتقاء سواد خواندن و نوشتن دانش آموزان دبستان تدوین و برای اجرا ابلاغ شد. در سال های تصدی ایشان بر معاونت آموزش ابتدایی ، این طرح با ایجاد کتابخانه های هدفمند در تمام کلاس های درس دبستان های سراسر کشور ، با قوت پیگیری شد ولی با تغییر حزب حاکم و جابجایی ایشان، کل برنامه توسط معاون جدید آموزش ابتدایی به حاشیه رانده شد.این روند در تمام سطوح مدیریتی کشور با نسبت های مختلف وجود دارد ولی در این گفتار صرفا از دید نظام آموزشی به آن می پردازیم.نکته دیگر ، بروکراسی اداری و تلاش بالانشبنان برای گزارش سازی جهت تثبیت موقعیت خود هستند.بعنوان مثال ، پس از سال ها فعالیت در مدارس مختلف ، در مناسبت هایب مثل دهه فجر ، هفته دفاع مقدس و ... ابلاغ ارسالی به مدارس مشتمل بر برگزاری و تهیه عکس و ارسال گزارش است و عملا مناطق و مدارس صرفا درگیر ارسال گزارشات صوری و پر آوازه کردن نام مدرسه خود در منطقه و استان و ... هستند.همچنین عدم نظارت اصولی و مستمر و جایگزینی روابط به جای ضوابط در پیگیری و اعمال قانون ها ، موجب آشفتگی و گسست شدید بین مدارس و مناطق و استان ها شده تا جایی که علی رغم وجود برنامه درسی ملی و الزام وزارتخانه بر اجرای آن ، شاهد آنیم که در برخی مدارس ، برخی دروس از برنامه درسی حذف شده و موارد دیگر جایگزین آن ها می شود و در نهایت تعجب می بینیم که تخلف با رابطه و ... نادیده گرفته می شود خصوصا با درصد بسیار بالا در مدارس غیر دولتی.عدم نظارت دقیق بر فرآیند جذب و آموزش معلمین نیز از آسیب های دیگری است که سیستم آموزشی بر نظام آموزشی تحمیل می کند. وقتی در آزمون های استخدامی، ۷۰٪ امتیاز به دروس عمومی و ۳۰٪ به دروس تخصصی اختصاص داده می شود، به نظر شما چه کسانی از فیلتر عبور می کنند؟ تاسف بارتر اینکه پس از جذب و طی مراحل گزینش و استخدام و اعزام عزیزان به مدارس ، در کمال تعجب شاهد آنیم که تعداد زیادی از جذب شدگان بدلیل عدم تخصص در زمینه هایی مانند : روش تدریس ، کلاس داری ، روانشناسی کودک و ... پس از شش ماه نظام آموزشی را رها کرده و به شغل قبلی خود باز می گردند.از آسیب های دیگر سیستم آموزشی به نظام آموزشی ، عدم پیگیری حقوق مناسب و متناسب برای جایگاه معلمی است که متاسفانه همه به آن اذعان دارند ولی مشخص نیست بالاخره چه کسی باید آن را برطرف کند!!! امروز دیدم که آقای حاجی بابایی (که زمانی وزیر بودند و بعد هم در کمیسیون آموزش مجلس و جایگاه نایب رئیسی مجلس اشتغال داشته و دارند ) در گفتگو با خبرنگاری اعلام کردند که متوجه حقوق اندک معلمین هستیم( ۱۸ میلیونی) و اینکه چه تبعاتی به دنبال دارد. اینکه بعد از ۴۶ سال متوجه این موضوع هستند، جای بسی شعف است ولی بیشتر مشعوف خواهیم شد اگر بدانیم چه کسی مسئول بر طرف کردن آن است و چه زمانی.به جاست این نکته را نیز یادآور شوم که دیروز فیش حقوقی نیروی خدماتی محترم یکی از بانک ها منتشر شد با مبلغ ۵۱ میلیون تومان و ابن حد از اختلاف، قطعا در کوتاه مدت هم باعث آسیب است چه رسد به بلند مدت .ادامه دارد......
۱۵۱
۱۸:۲۶
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
بزرگترین توهینی که به کودکان می شود، انکار رنجی است که آن ها بدلایل مختلف در عصر حاضر متحمل می شوند.ممکن است بگویید با این همه رفاه ، مگر رنجی هم می ماند؟توجه داشته باشید که رفاهیات اگر نتواند برای آن ها ذهن آرام بسازد، پشیزی ارزش ندارد. شاید در لحظه لذتی را ببرند ولی پس از آن لحظه، دچار استرسند به دلایل مختلف.همه ما تلاش می کنیم انواع هزینه را برای رفاه آن ها داشته باشیم ولی آیا رفاهی که ایجاد می کنیم، آرامش را هم در پی دارد؟مدرسه ای نام نویسی می کنیم با هزینه های مختلف با هدف رفاه فرزندمان ولی نهایتا می بینیم که هر روز و به هنگام برگشت از همان مدرسه ی پر تمتراق، با خود استرس را به ارمغان می آورد برای خود و همه اعضای خانواده!!!در مدرسه ای نامش را می نویسیم و بعد که به دلایل مختلف نتیجه نمی گیرد، آماج نصایح و سرکوفت های ما میشود که با هزار زور و التماس و هزینه ، در بهترین مدرسه ، ثبت نام شده ای !! آنوقت قدر نمی دانی؟ ببین فلانی را!!! حقت بود که به فلان مدرسه بروی تا قدر بدانی و ...
کفش یا لباسی را با قیمت بالا می خریم برای رفاه و لذت او، اما به محض آسیب دیدن حین بازی و خصوصا در روزهای اولیه، شدیدترین استرس ها را متحمل می شود برای توجیه و پاسخگویی به والدین.
معلمی به عنوان مثال فرض کنید با بهترین شیوه ها تدریس می کند و وقتی دانش آموز، از فهم نکته ای به هر دلیلی عاجز می شود، انواع منت را سر او گذاشته و سر کوفت ها می زند. مانند: حیف من !! حق شما معلمی بی سواد بود ، شرعا در برابر زحمات من بدهکارید ، حلال نمی کنم ، من از جانم گذشتم و شما قدر نمی دانید و مواردی از این قبیل.
از دید فرزندانمان ، زندگی پر است از رفاهیاتی که سراسر استرس است و والدین دائم در حال معامله با فرزندان هستند. یعنی پدر و مادر کاری را می کنند و انتظار دارند ما فرزندان نیز در قبال آن کاری را برایشان انجام دهیم.پس بیایید به جای معامله ، به آن ها این نکته را تفهیم کنیم که تمام تلاش ما فراهم نمودن رفاهیات برای کسب آرامش است. اما آن ها فارغ از دریافت رفاهیات یا محرومیت از تمام یا بخشی از آن ، بعنوان یک انسان، متناسب با سن و جایگاه خود؛ مسئولیت فردی و اجتماعی دارند. از سوی دیگر به جا و مناسب و متناسب برایشان هزینه کنیم.
به راستی اگر کودکان اجازه انتخاب داشتند ، چه چیزی را انتخاب می کردند؟!!آیا واقعا انتخابشان همسو با انتخاب ما بود؟اصلا آیا انتخابشان ما بودیم؟!!!!
کفش یا لباسی را با قیمت بالا می خریم برای رفاه و لذت او، اما به محض آسیب دیدن حین بازی و خصوصا در روزهای اولیه، شدیدترین استرس ها را متحمل می شود برای توجیه و پاسخگویی به والدین.
معلمی به عنوان مثال فرض کنید با بهترین شیوه ها تدریس می کند و وقتی دانش آموز، از فهم نکته ای به هر دلیلی عاجز می شود، انواع منت را سر او گذاشته و سر کوفت ها می زند. مانند: حیف من !! حق شما معلمی بی سواد بود ، شرعا در برابر زحمات من بدهکارید ، حلال نمی کنم ، من از جانم گذشتم و شما قدر نمی دانید و مواردی از این قبیل.
از دید فرزندانمان ، زندگی پر است از رفاهیاتی که سراسر استرس است و والدین دائم در حال معامله با فرزندان هستند. یعنی پدر و مادر کاری را می کنند و انتظار دارند ما فرزندان نیز در قبال آن کاری را برایشان انجام دهیم.پس بیایید به جای معامله ، به آن ها این نکته را تفهیم کنیم که تمام تلاش ما فراهم نمودن رفاهیات برای کسب آرامش است. اما آن ها فارغ از دریافت رفاهیات یا محرومیت از تمام یا بخشی از آن ، بعنوان یک انسان، متناسب با سن و جایگاه خود؛ مسئولیت فردی و اجتماعی دارند. از سوی دیگر به جا و مناسب و متناسب برایشان هزینه کنیم.
به راستی اگر کودکان اجازه انتخاب داشتند ، چه چیزی را انتخاب می کردند؟!!آیا واقعا انتخابشان همسو با انتخاب ما بود؟اصلا آیا انتخابشان ما بودیم؟!!!!
۱۱۷
۱۶:۳۴
به این تصویر خوب بنگریددرختی را می بینید که در ارتفاع ۱ متر و ۶۰ سانتی از سطح زمین و در یک پیاده رو ، باعث مسدود شدن مسیر تردد افرادی شده که قد آن ها بلند تر از ۱۵۵ سانتی متر است.فردی آمده و احتمالا با هدف خیر و برای جلوگیری از آسیب به افراد قد بلند ، قسمتی از شاخه قطور را ( فقط از یک طرف) با رنگ قرمز علامت زده که در تصویر ، دور آن را با رنگ زرد مشخص نموده ام و با توجه به کیفیت رنگ، پیداست که این هنر برای مدت ها قبل است.داریم مدیرانی را که به جای رفع ریشه ای مشکلات و احتمالا با نیت خیر ( فعلا در مورد افراد بی خرد یا مغرض و بیمار یا کم توان ذهنی که همه را چون خود احمق می پندارند ، صحبتی نمی کنیم)، به جای تفکر و حل ریشه ای معضل، صرفا به رنگ کردن و علامت گذاری بسنده می کنند و توقع تقدیر و تشکر و کف و سوت و هورا هم دارند.مدیری که به جای رفع اساسی مشکل( یعنی خودش) ، دیگران را مشکل می داند و می پندارد با جابجایی بقیه به حل معضل کمک می کند غافل از اینکه مشکل اصلی ، تفکر خود اوست. حال اگر در انتخاب افراد جدید هم ( بخوانید سهوا) خطا کند که دیگر نور علی نور می شود و بعد هم با دروغ و فرافکنی ، اینگونه القا می کند که تمام تلاشش را برای حل معضل کرده و این دیگران هستند که قدرت درک ندارند.
برای شعور افراد احترام قائل باشیم حتی اگر خود از آن بی بهره ایم
برای شعور افراد احترام قائل باشیم حتی اگر خود از آن بی بهره ایم
۱۰۳
۱۷:۰۵
۷۸
۱۸:۴۶
۸۴
۱۸:۴۶
عامل دیگری که باید بسیار صریح مورد ارزیابی قرار گیرد، سیاست زدگی و رفتارهای منفعلانه در وزارت آموزش و پرورش است.ابتدا به این نکته توجه کنیم که دانش آموزان عمدتا ۱۴ سال از بهترین سال های عمر خود را تحت سیاست های این وزارتخانه سپری می نمایند و اصطلاحا تحت تعلیم و تربیت هستند.( دو سال پیش دبستانی، ۶ سال ابتدایی و ۶ سال متوسطه)با این مقدمه ، هم نظر خواهیم شد که چنین وزارتخانه ای باید فارغ از سیاست زدگی و صرفا با نگاه علمی و فرا جناحی باید بصورت کلان به مقوله آموزش نگریسته و با در نظر گرفتن تمام جوانب و با استفاده از تمام ظرفیت های سخت افزاری و نرم افزاری برای ارتقای علمی و رفتاری نسل های بعدی تصمیم سازی نموده و سپس با همه امکانات، اقدام به اجرا ، بازرسی و اصلاح نماید.حال ببینیم آیا این رفتار در سیستم آموزشی ما صورت می پذیرد؟با تغییر تفکر و جناح سیاسی در رأس وزارتخانه، تمام سطوح دستخوش تغییر می گردند. پس از تغییر نفرات ، نوبت به تغییر برنامه ها می رسد. پس از تغییر برنامه ها ، نوبت به تغییر مجریان می رسد و ناظران نیز جایگزین می شوند. این پروسه چند سال طول می کشد و درست زمانی که موج ها فروکش کرده و افراد تازه می فهمند کجای کار هستند و چه باید بکنند، باز یک تغییر جناح در رأس وزارتخانه رخ می دهد( انتخاب ریاست جمهوری جدید و وزیر جدید) و این سیکل معیوب مجدد از ابتدا شروع به فعالیت می نماید.از همین روست که در بزنگاه های حساس آموزش مانند کرونا ، آلودگی هوا، بحران انرژی، سرما، جنگ و ... همه در مورد نحوه فعالیت این وزارتخانه نظر می دهند چه مطلع و چه غیر مطلع!!!دو هفته پیش ،تمام فعالیت های بانک های دولتی با یک حمله سایبری ، تعطیل گردید و کماکان تا امروز هم ادامه دارد. در روزهای نخست این حمله سایبری ، شما به هر یک از شعبه ها که مراجعه می کردید با خیل کارمندانی مواجه می شدید که هیچ خدماتی نمی توانستند ارائه بدهند ولی جالب اینجا بود که تمام شعبات این بانک ها باز بودند و در تمام شعبات، چراغ ها ، کولرهای گازی و سیستم های رایانه ای روشن و فعال بودند!!!حال سوال این جاست:چرا مدارسی که به لحاظ مصرف انرژی در مرتبه پایین تری هستند ، برای کنترل بحران انرژی با نظر نهادهای مختلف!!! تعطیل می شوند اما شعباتی که حداقل یک هفته قادر به ارائه هیچ خدمتی به مشتریان نبودند، نه تنها دور کار نشدند بلکه شیفت بندی هم نشدند آن هم درست زمانی که همه اذعان داریم که با بحران برق مواجهیم؟!!!!متاسفانه سیاست زدگی و انفعال مدیران ذیربط باعث شده تا در حوزه آموزش، همه اظهار نظر نمایند بدون آنکه میزان و دامنه تاثیرگذاری آسیب های( کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت) تصمیمات اخذ شده یا بهتر بگوییم تحمیلی ، در نظر گرفته شود.از این نمونه تصمیمات فراوانند. در هفته های اخیر در شوراهای استانی آموزش و پرورش ، کارگروه هابی تشکیل و شروع به فعالیت کردند با عنوان « پروژه مهر». کاش شفاف سازی می شد که اهداف این کار گروه چیست؟آیا برای ارائه آموزش با کیفیت در شرایط بحرانی هم تصمیم سازی میشود؟ یا فقط قرار است مدارس در بازگشایی اول مهر ، برنامه های جشن و هفته دفاع مقدس را پیاده نموده و گزارش دهی نمایند؟آیا در پروژه مهر، برای ترمیم محتوای آموزشی خسته کننده و کند هم فکری خواهد شد یا خیر؟آیا کتاب ها طبق نیازهای عصری و نسلی ، از حالت سنتی به حالت الکترونیکی و جذاب تر تغییر خواهند کرد؟و بسیاری سوالات از این دست.ادامه دارد....
۱۱۵
۱۹:۱۸
۷۲
۱۹:۱۲