عکس پروفایل دانشجوی مشروطید

دانشجوی مشروطی

۵۵۳ عضو
undefined نمایندگان مجلس مطالبات عمومی را بر نیازها و منافع جناحی و گروهی و منطقه‌ای ترجیح دهند / اعلام مواضع مقتدرانه در برابر زیاده‌خواهی‌های مستکبران از الزامات ایفای نقش در تراز ملت مبعوث شده است

undefined برای ایفای نقشی در تراز ملّت مبعوث شده، مقدمات و الزامات گوناگونی نیز مورد نیاز است که در این مجال مختصر، صرفاً برادران و خواهران گرامی را به مطالعه‌ی دقیق و جدّی تفاصیل فرمایشات قائد عظیم‌الشأن شهید اعلی‌الله‌مقامه‌الشریف در دیدارهای سالیانه‌ی نمایندگان مجلس شورای اسلامی بخصوص سالهای اخیر که واجد ارزش تجربی و عملیّاتی مهمی است، توصیه مینمایم.

undefinedطبیعی است که رعایت تقوای فردی در تضمین مراعات آن رهنمودها و انجام صحیح وظایف خطیر در برهه‌‌ی حسّاس فعلی، نقش اساسی دارد و تشخیص صحیح اولویت‌ها، آرای مبتنی بر مطالعات و مشورتهای عمیق کارشناسی، زیست‌ مردمی و ارتباط گسترده با مردم، فسادستیزی همه‌جانبه، ترجیح منافع ملّی و مطالبات عمومی بر نیازها و منافع جناحی و گروهی و منطقه‌ای، توجه به دیپلماسی پارلمانی، شجاعت و اعلام مواضع شفاف و مقتدرانه در برابر زیاده‌خواهی‌های مستکبران، و توجه هوشمندانه و انقلابی به موقعیت تازه‌ی ایران در منطقه و جهان در زمره‌ی این الزامات است.

undefined<img style=" />undefined بخشی از پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی به‌مناسبت سالروز افتتاح اولین دوره مجلس شورای اسلامی و آغاز سومین سال فعالیت مجلس دوازدهم
| ۷/خرداد/۱۴۰۵

undefined @rahbar_enghelab_ir

۷۶

۱۵:۳۳

خداوکیلی انسان خجالت میکشد از این حرفها و تذکرات روشن و دقیق و عدم توجه برخی سیاسیون و خواص و نمایندگان...!!!!

۹۵

۱۵:۳۵

undefinedخنثی‌سازی نسخه‌های رهبریundefined
undefinedطبیعی است پدری که فرزند خود را گرفتار اسراف و ولخرجی ببیند، او را توصیه به صرفه‌جویی و پس‌اندازی کند؛ این توصیه به معنای دعوت به بُخل نبوده و برای رهانیدن فرزند خود از افراط در مصرف می‌باشد؛ حال تصور کنید که در این شرایط، نفری پیدا شود که پیوسته از زشتی‌های بخل صحبت کرده و بگوید: «بله؛ باید صرفه‌جویی کرد ولی نباید بخیل بود!» به نظرتان آیا اقدام چنین شخصی عاقلانه است؟! و آیا در جهت مصالح آن پدر و فرزند می‌باشد؟! پاسخ روشن است.
undefinedرهبر جامعه اسلامی به عنوان کسی که رشد و تربیت جامعه را وظیفه خود می‌داند و از افق بالا و کلانی به مسائل می‌نگرد، توصیه‌هایی را بر حسب ضرورت‌های پیش‌آمده در هر برهه از زمان بیان می‌کنند تا تمایلات جامعه را به تعادل رسانده و آن را از افراط و تفریط برحذر بدارند؛ به عنوان مثال در دورانی که «بی‌تفاوتی» بر جامعه حاکم شود و مسئولان نیز خود را پاسخگوی مردم ندانند، رهبر جامعه علاوه بر تشویق مردم به نظارت بر مسئولان، کارگزاران را نیز دعوت به پاسخگویی می‌کنند.
undefinedاین که رهبر شهید انقلاب سال۱۳۸۳ را به عنوان سال «پاسخگویی مسئولان به مردم» نامگذاری کرده بودند نیز در این چارچوب قابل تحلیل است؛ حال تصور کنید در آن شرایط، افرادی پیدا شوند که مدام از حُسن‌ظن به دیگران، اعتماد به مسئولان، پرهیز از دخالت و... سخن برانند؛ اگرچه سخنان این افراد روی کاغذ درست می‌باشد ولی روی زمین، بی‌نهایت مضر و خسارت‌بار است؛ چرا که نسخه‌های رهبری برای آن وضعیت را خنثی کرده و مانع تعدیل نیروهای مختلف در جامعه خواهد شد؛ این انحراف در موارد دیگری نیز مشاهده شده است که نمونه‌هایی از آن در ادامه می‌آید:
undefinedرهبر جامعه به دلیل شرایط حساس کشور، همگان را چندین و چند بار توصیه به وحدت و انسجام می‌کنند و حتی از طرح «اختلافات موجه» نیز پرهیز می‌دهند؛ سوگمندانه عده‌ای برای خنثی‌سازی دستورات رهبری و توجیه اقدامات خویش چنین واکنشی از خود نشان می‌دهند: «بله؛ ولی وحدت نباید چماق شود!» گویی رهبری فراموش کرده‌اند که این توصیه را هم در پیام‌های خود بگنجانند!
undefinedرهبر جامعه مشاهده می‌کنند که «کار نمایشی» در حال غلبه بر «کار واقعی» بوده و عده‌ای سر بر آورده‌اند که تلاش دارند با داد و بیداد، خود را عنصری فعال و انقلابی معرفی کنند؛ لذا می‌فرمایند: «نطق‌های میان‌دستورِ پر شورِ همراه با اعتراض و عصبانیت، نشانه انقلابی بودن نیست!» واکنش یک عده به این سخن چنین است: «بله؛ ولی داد و بیداد هم لازم است و شهید مدرس با فریادهای خود جلوی رضاخان ایستاده بود!»
undefinedرهبر جامعه از ترکیب راه‌یافتگان به مجلس مطلع بوده و در میان آنان، افرادی را مشاهده می‌کنند که به جز بلاگری و فعالیت مجازی، کارنامه دیگری ندارند؛ لذا در پیام آغاز به کار مجلس می‌فرمایند:«از مسابقات بی‌فایده رسانه‌ای و مجادلات مضر سیاسی بپرهيزيد» برای فرار از عمل به این نسخه چنین می‌گویند: «بله؛ ولی باید از ابزار رسانه برای مبارزه با استکبار داخلی(!) استفاده کرد!»
undefinedمدیر عقال
undefined@eghaal

۵۵

۷:۳۶

undefinedتله اطلاع رسانی مذاکرات

اطلاع‌رسانی مذاکرات، خودش ماجرایی شده است . از یک طرف، بله؛ اطلاع‌رسانی می‌تواند بهتر باشد. شفاف‌تر. دقیق‌تر. به‌موقع‌تر. اما از طرف دیگر، انگار عده‌ای فقط منتظرند از هر سکوتی، یک خیانت بسازند.
undefinedبه نظرم بقایی به عنوان سخنگوی وزارت خارجه دقیق گفت: "برای پاسخ به تویئت های ترامپ بیکار نیستیم." از موضع بالا و هوشمندانه. اما چرا؟
undefinedیکی از اسناد نهادهای امنیتی آمریکا نکته قابل تاملی دارد. می‌گوید رسانه‌های متصل به ما باید دو کار را همزمان انجام دهند.
undefinedاول، غرق کردن مخاطب در جزئیات .
undefinedدوم، راه انداختن جنگ تردید.
undefinedچرا جزئیات؟ چون وقتی خبر ریز و درشت و ضدونقیض زیاد شد، دیگر راه تکذیب بسته می‌شود. هر ساعت یک خبر.
هر روز یک روایت. هر لحظه یک منبع مطلع . شما وارد گردابی می‌شوید که هرچه بیشتر در آن بمانید، بیشتر فرو می‌روید. انبوه اخبار ریز و درشت و جزئیات متناقض، عملاً یک کوچه بن‌بست رسانه‌ای می‌سازد.
undefinedجنگ تردید چیست؟
یعنی آن‌قدر اخبار راست و دروغ در هم آمیخته شود که مخاطب نه بتواند آن را کاملا رد کند و نه بپذیرد. نتیجه این وضعیت، «خستگی شناختی» است؛ یعنی مخاطب به‌تدریج تمرکز و توان صحت‌سنجی خود را از دست می‌دهد و نسبت به منبع خبر و صدق و کذب آن دچار بی‌حسی و بی‌تفاوتی می‌شود. در چنین شرایطی، هرکس بیشتر خبر بدهد و آخرین خبر را منتشر کند، باورپذیرتر به نظر می‌رسد.
undefinedاصلاً نیاز هم نیست این نسخه‌ها را به اسناد امنیتی دشمن مستند کنیم؛ در عمل دقیقاً همین اتفاق در اتاق جنگ دشمن می افتد. کافی است رفتار ترامپ را رصد کنید. جنگ را به توئیتر برده و در شبکه اجتماعی می خواهند جمع کند. گوشی را برمی‌دارد، به فاکس‌نیوز زنگ می‌زند، یک روایت می‌سازد و فضای رسانه را منفجر می‌کند.
حالا اگر مسئول ایرانی بخواهد لحظه‌به‌لحظه جواب بدهد چه می‌شود؟ عملاً وارد زمین او شده است. اگر سکوت کند، متهم به پنهان‌کاری می‌شود. اگر مدام پاسخ بدهد، بخشی از طراحی و محاسباتش را لو داده است.
undefinedاین یعنی یک تله رسانه‌ای.
البته این حرف‌ها به معنای نفی اطلاع‌رسانی نیست. مردم باید در جریان باشند. مسئولان باید صریح و صادقانه حرف بزنند.
اما فرق است بین اطلاع‌رسانی و افتادن در بازی روانی دشمن.
undefinedمسئله مهم‌تر اما چیز دیگری است؛ برای بعضی‌ها اصلاً مهم نیست چه گفته شود. مسئله، بی‌اعتمادی است. هر توضیحی داده شود، دوباره از دل همان توضیح، یک سوءظن تازه بیرون می‌آید.
undefinedحس ظن به مسوولین کشور را تمرین کنیم. فراموش نکنیم رهبری انقلاب هر نقد ومطالبه ای ولو موجه را که تفرقه افکن باشد را خطا دانستند. یکی از راه‌های نقد سازنده، مطالبه‌گری از درون اعتماد به مسئولان کشور است؛ مسئولانی که این روزها، با هر سلیقه و عقیده‌ای، در میدان مبارزه‌اند؛ چه در میدان نظامی، چه در مذاکرات و چه در جنگ رسانه‌ای...
@mahdian_mohsen

۸۴

۷:۴۷

سه نکته درباره عقب نشینی ترامپ
undefinedبه نظرتان آمریکا از ضربه خوردن اسراییل نگران بود یا از تعطیل شدن مسیر مذاکرات؟ خود اسراییل که از این جنگ استقبال میکرد، پس مساله انسداد راه مذاکرات بود. خوب چرا اصل مذاکرات میتواند اهرم فشار بر آمریکا باشد؟ چراییش بر میگردد به وضعیتی که آمریکا درش گیر کرده. ایران گلوی آمریکا را محکم گرفته و رها نمیکند. زد و خوردهای چند روز پیش ایران و آمریکا را دیدید؟ این همان دست و پا زدن کسی است که ایران گلویش را فشرده است. اصل مذاکره الان برای ایران تبدیل به یک ابزار جنگ شده، برای همین میتواند با آن معامله کند. مثلا از خودتان پرسیده اید چرا ایران در مذاکرات پیش شرط قرار داده؟ پیش شرط یعنی چه؟ یعنی طرف باید برای اصل مذاکره هم چیزی به شما بدهد. آمریکا محتاج مذاکره است برای رهایی از این باتلاق و ایران این نکته را فهمیده. و اتفاقات دیروز این نکته مهم را برای دنیا بر ملا کرد و این میدانید یعنی چی؟ یعنی مخابره پیام شکست آمریکا به کل دنیا
undefinedنکته دوم اینکه پیام اعمال زور توسط ایران را چه کسانی صادر کردند؟ همه. عراقچی، قالیباف و سپاه و همه ، این یعنی چی؟ یعنی ایران هیچ اختلالی در تصمیم گیری ندارد، بر خلاف آنچه برخی اینترنشنالهای ریشو ترویج میکردند، در این سطح هیچ اختلافی که بخواهند بر ملایش کنند، در میان نیست، یک پارچه هم پشت حزب الله و کل جبهه مقاومتند، بنای بر کرنش هم ندارند. این ها همه روایتی که متاسفانه برخی به اسم دلسوزی در کشور منتشر میکنند را خراب میکند. کاش متوجه بودند.
undefinedنکته سوم اصل آمادگی اسراییل برای حمله به بیروت است. چرا اسراییل تصمیم به حمله گرفت، او که میدانست پیش شرط مذاکرات آتش بسی است که پذیرفته بود. او که میدانست دفعه قبل هم ابتدای آتش بس هنگام تصمیمش برای حمله به بیروت ، لانچرهای ایران آماده شلیک شدند. حمله به بیروت چرا؟ دلیلش ضرباتی است که در میدان از حزب الله خورده اند. یعنی چی؟ پیام حزب الله در ماجرای قلعه شقیف را خواندید؟ آنجا اعلام کردند رژیم به دلیل مخابره مداوم پیام های خسارت و تلفات مجبور است برای خودش پیروزی مخابره کند و دروغ میگوید، پهپادهای جدید حزب الله هم خسارت میزند و تلفات میگیرد و هم فیلم ضربه را منتشر میکند و این قصه هم میدان را و هم فشار روانی داخل اسراییل را به نفع حزب الله کرده. رژیم مجبور است پیام پیروزی منتشر کند، از سوی دیگر بنا دارد فشار داخلی برای خلع سلاح حزب الله و یا جنگ داخلی را به مدد غربگرایان لبنان با این حملات، تحمیل کند. این شد که ایران قلاده نتانیاهو را که در دست آمریکا بود کشید. برخی دوستان متوجه نبرد نامتقارن حزب الله نیستند، متوجه اتاق عملیات مشترکش با سپاه قدس نیستند، متوجه سبک تصمیم گیری ایران هم نیستند. این اندیشه همان است که بابت جنگ غزه سید حسن را هم شماتت میکرد که چرا تمام عیار نمیجنگد، این ها همانها هستند که بعد شهادت سید حسن هم همه جا پخش میکردند که کار حزب الله تمام شد و بعد از آن با ورود مقتدر حزب الله در جنگ رمضان به روی خودشان هم نیاوردند که تا پیش از این داشتند ماجرا را اسراییلی روایت میکنند.
@ali_mahdiyan

۸۷

۱۰:۲۷

علاوه بر اینکه همه دوران رهبری،رهبر شهید پا به پای ایشان در متن مسائل بودیم ،توفیق داشتم برای تالیف دو کتاب #مو_به_مو و "روش تحلیل سیاسی آیت الله خامنه ای " کل محتوای ۴٧ ساله ایشان را دوبار مطالعه کنم.
آن‌چه از این مقدمه می خواهم نتیجه بگیرم:در ایران،جهان،خانواده امام...هیچ کس را به اندازه رهبر شهید ندیدم که عاشق و غرق در امام باشد و در توصیف او سخن گفته باشد و خود را در مقابل او کوچک بدانند. تعابیری مانند"امام استثنایی " یا" یگانه دوران"یا" در نزدیکی های عصمت"یا" جامع الابعاد" یا"جامع الاطراف" فقط نمونه هایی از توصیف امام از سوی ایشان می باشد.١۴ خرداد گرامی باد@dr_ganji

۷۹

۱۱:۱۲

1_27399602465.mp3

۰۱:۰۷:۳۱-۱۵.۴۶ مگابایت

۴۶

۷:۴۳

ادراک پزشکیان از فهم عمومی در کشور
از حدود یکماه پیش پزشکیان چند بار بر گفتن واقعیت ها و حقایق پسا جنگ به مردم تاکید کرده اند.تاکید داشته اند که مشکلات هم گفته شود و نهایتا در آخرین بیان مشابه ،صدا و سیما را متهم به سوگیری علیه دولت کردند.ایشان را مریض سیاسی نمی دانم و البته نوع وردی مشورت ها مهم است.گویی اتفاقاتی افتاده که ایشان گمان می کند مردم نمی دانند و باید بدانند.
آسیب های مولود جنگ به صورت طبیعی دو نوع است.١- حوزه نظامی ٢-حوزه عمومی.عمده خسارات حوزه عمومی نظیر فولاد، پتروشیمی، پل، منازل، کشتی تجاری و دانشگاه و مدارس توسط رسانه ها بازتاب داده شده است و البته عرصه نظامی در همه جای دنیا جنبه اعلانی ندارد.
پس مساله ای که ذهن پزشکیان را درگیر کرده است چیست؟ مساله سوم تاثیرات جنگ در زندگی مردم و اداره پسا جنگ کشور است.احتمالا پزشکیان دوست دارد این تنگناها را مردم بدانند تا هم اداره کشور هنرمندانه جلوه کند و هم دولت بی عرضه جلوه نکند.
امام خميني می فرمودند:از یک طرف گفتن حقایق به مردم و سوی دیگر نیفتادن سوژه‌ای به دست دشمنان کار آسانی نیست" بنابراین ممکن است رئیس جمهور از صدا و سیما یا رسانه ها توقع داشته باشد که بگویند دولت مثلا در فروش نفت در تنگناست یا در واردات فلان کالا در سختی است یا ورودی دلار تنزل یافته است.واقعا اگر این باشد توقع مناسبی نیست و باعث راست آزمایی دشمن از اقدامات خودش خواهد شد.اگر معتقد است که نباید به خاطر تنگناها تصویری بی عرضه از دولت ارائه شود ،توقع بی ربطی نیست و البته نقدهای جدی جز رشد قیمت‌ها نیز به دولت نمی شود.
البته همه می دانند رشد قیمت‌ها از جنگ هم متاثر است اما عوامل دیگری هم دارد که در بیان معاون اول رئیس جمهور هم چند بار آمده است.از سوی دیگر رسالت رسانه نقد است و ٨٠ درصد حاکمیت قوه مجریه است.سیما نیز اگر مطالبه گری نکند حرف کسانی که مدعی هستند مردم سراغ رسانه های خارجی می رود محقق شده است. بنابراین تا آنجا که ممکن است باید علل مشکلات چند وجهی بیان شود.البته طبیعی است که اطلاعات درون حاکمیت بعضا نباید جنبه عمومی یابد و امنیت روانی جامعه را مخدوش کند.مثلا فرض کنید در محاصره دریایی ورود روغن نباتی سخت است.آیا رئیس جمهور توقع دارد این موضوع در سیما گفته شود؟ راه میانه، نقد با درک و لحاظ تنگناهای شرایط جنگی است.این ملاحظه ورود انصاف به نقد را ممکن می کند.@DR_GANJi

۳۸

۲۲:۰۳

براندازها،موسادچی ها و #موساد_اینترنشنال خیلی بی سوژه بودند .تازه یک سوژه جدید پیدا کردند و صدها پست برایش تولید کردند .چون اتاق فکر هم یکی است ،منطق و استدلال ها هم کپی است.
می گویند:دیدید رهبر و فرماندهان و مراکز اقتصادی و نظامی را زدند اما به جایی حمله نکردند اما تا اسراییل به ضاحیه حمله کرد پاسخ دادند.پس اینها خارجی و عرب برایشان مهم است.
حتی قدرت فکر کردن هم ندارند.١-وقتی رهبر و فرماندهان ما را که زدند، کمتر از دو ساعت پاسخ دادیم و ۴٠ روز آتش مان خاموش نشد.چطور باید جواب می دادیم؟٢-حزب الله به خون خواهی رهبر ما و در کمک به ایران وارد جنگ شد و حدود۴ هزار شهید داد.مردم لبنان چرا مانند شما به او اعتراض نمی کنند که ایران به شما چه؟٣-علت حمله ما نقض توافق آتش بس است.فرق نمی کند که نقض در خلیج فارس باشد یا لبنان در هر دو صورت پاسخ دادیم.۴-ما بر خلاف شما به اخلاق پایبندیم.انکه به کمکمان آمد ،تنها نمی گذاریم.شما از ترامپ کمک خواستید و به کمکتان آمد .وقتی نتوانست غلطي بکند، بهش فحش دادید که جمهوری اسلامی را تثبیت کردی.فرق سربازان موساد با سربازان ایران این است!@dr_ganji

۲۴

۱۵:۵۲

undefinedچرا ایران زد؟ چه نتیجه ای گرفت؟
undefinedاینکه ایران از حزب‌الله حمایت می‌کند، حرف تازه‌ای نیست. پیش از این هم حمایت می‌کرد. همزمان با مذاکرات، آتش‌بس لبنان را جلو برد، به گفته سردار قاآنی اتاق عملیات مشترک داشت، کمک‌های تسلیحاتی و اطلاعاتی هم انجام می‌شد.undefinedپس سؤال اصلی چیز دیگری است. چرا ایران دقیقاً در این مقطع وارد میدان شد؟ معمولاً پاسخ می‌دهند: «عمق استراتژیک».این پاسخ درست است. اگر اسرائیل بتواند حزب‌الله را از میدان خارج کند، طبیعتاً دستش برای فشار بر ایران بازتر می‌شود. از منظر بازدارندگی نیز منطقی است که تهدید را در همان نقطه متوقف کرد.اما این توضیح کافی نیست. سؤال همچنان پابرجاست: چرا همین حالا؟پاسخ اینجاست که عملیات ایران نه یک اقدام پیشدستانه، بلکه مثل همیشه یک اقدام دفاعی برای شکستن یک نقشه بزرگ‌تر بود.undefinedایران در واقع اسرائیل را نزد؛ بازی آمریکا را به هم زد. چرا؟ ماجرا از این قرار بود که آمریکا در حال پیشبرد یک مدل خاص از فشار بود؛ مدلی که می‌توان آن را «جنگ زیرآستانه‌ای» نامید.جنگ زیرآستانه‌ای یعنی چه؟ یعنی من هزینه ایجاد می‌کنم، اما اسمش را جنگ نمی‌گذارم. من می‌زنم، اما تو حق نداری پاسخ بدهی. در این مدل، طرف مقابل هر روز هزینه می‌دهد اما هنوز در وضعیت مذاکره باقی مانده است.هم جنگ هست، هم نیست. آمریکا دقیقاً به چنین وضعیتی نیاز داشت. زمان در محاصره دریایی و فشارهای اقتصادی به ضرر او می‌گذشت. ایران هم حاضر نبود در مذاکرات تسلیم واشنگتن شود. بنابراین باید هزینه «توافق نکردن» برای ایران افزایش پیدا می‌کرد.حمله به ضاحیه را باید در همین چارچوب فهمید. شبیه آنچه در یک هفته گذشته امریکائی ها در تنگه هرمز انجام دادند. زدن بیروت و لبنان در عمل، شکستن توافقات و ترتیباتی بود که پیش از آن شکل گرفته بود؛ شکستن آتش‌بس و تغییر قواعد بازی.اگر ایران پاسخ نمی‌داد، این مدل تثبیت می‌شد.undefinedآمریکایی ها در میدان جنگ و توافق نتوانستند ایران را تسلیم کنند. طرح فریب را روی جنگ زیرآستانه ای بردند. اما موشک های ایران این نقشه را هم زدند. پیام ساده بود: ضاحیه خارج از میدان نیست. بیروت زیرآستانه نیست. زدن یک قایق زیرآستانه نیست.اگر بزنید، بیشتر می‌خورید. ایران در واقع آستانه را جابه‌جا کرد و طرح فریب آمریکایی ها فروپاشید.@mahdian_mohsen

۱۷

۲۰:۵۵