#اشاره
پیمان مکه یعنی پیروزی نزدیک ایران در یکی ازمهمترین اهداف جنگیش: فروپاشی اعتماد امنیتی به آمریکا، که مقدمه اخراج نظامی آمریکا ازمنطقه ماست و این اخراج، مقدمه اخراج سیاسی آمریکا، مقدمه امکان نابودی اسرائیل و نهایتا مقدمه اخراج فرهنگی آمریکا خواهد بود.
پیروزی همینقدر نزدیک است اگر بر مسیری که خدا میخواهد پافشاری کنیم.إن تنصروا الله ینصرکم
مجتبی عرب
@esharat_57
پیروزی همینقدر نزدیک است اگر بر مسیری که خدا میخواهد پافشاری کنیم.إن تنصروا الله ینصرکم
۴۷۰
۱۰:۳۹
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
۸۹۴
۱۰:۲۲
#گفتار
مسئله اساسی پروژه ملی گرایی پهلوی چه بود؟!
ایدهها بدون بدنه اجتماعی، به نتیجه نمیرسند.
سجاد صفار هرندی
@esharat_57
۵۴۶
۷:۱۵
پیش از جنگ دوازده روزه که امریکا و رژیم صهیونیستی در حال لشکرکشی به خلیج فارس و منطقه بودند، حسین مرعشی و رفقا در تیم رسانهای دولت و حزب کارگزاران تبلیغ میکردند دولت در حال مذاکره با امریکا برای جذب سرمایهگذاری ۲۵۰۰ میلیارد دلاری است! روزنامه حزب کارگزاران سازندگی هم اعلام میکرد، کوشنر داماد یهودی ترامپ «معمار ساکت مذاکرات» در پی «توافق دیپلماتیک با ایران» و زمینهسازی برای سرمایهگذاری اقتصادی در ایران است. مرعشی و فیاض زاهد و تیم رسانهای دولت و اتاق بازرگانی و کارگزاران سازندگی و... با شور و شعف از به نتیجه رسیدن «عنقریب» مذاکرات و باز شدن درهای رحمت آمریکا به اقتصاد ایران و زیر و رو شدن «زندگی ایرانیان» داد سخن میراندند، گویی کوشنر چک سفید امضای ترامپ را بهطور شخصی به آنها تحویل داده است.
اما یک مشکل کوچک این وسط وجود داشت:این رویا فروشیها در حالی بود که اساسا ترامپ با ایده «بازگرداندن سرمایهها» به داخل آمریکا و مخالفت با «سرمایهگذاری خارجی» به کاخ سفید برگشته بود و تعرفهگذاری بر محصولات خارجی و فشار بر اقتصاد حتی کشورهای متحد و دوست از کانادا گرفته تا اروپا را برای بالا بردن نرخ اشتغال داخلی در آمریکا دنبال میکرد.
مذاکرات البته ثمره داد و آمریکا با پرندههای B2 سرمایههایش را به ایران گسیل کرد. بیش از هزار نفر از هموطنانمان در اثر ریزش رحمتهای آمریکایی طی دوازده روز، زندگی دیگری را آغاز کردند.طنز آمیزتر اینکه جنگ دوازده روزه و حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به میز مذاکرات هم نتوانست خاطر این خوابزدگان را پریشان کند و دوباره بعد از جنگ دوازده روزه با پیش کشیدن مساله مذاکره و دعوت از آمریکا برای سرمایهگذاری در ایران «رویا فروشی» را شروع کردند. این بار بهطور دقیق زمانیکه ایران به واسطه عمانی مذاکرات خبر داده بود که قصد دارد امتیاز بزرگی بدهد و با غنیسازی نمایشی موافقت کرده است، مجدد آمریکا حسننیت خود را با ارسال دهها تاماهاوک به بیت رهبری و مدرسه شجره طیبه میناب و سالن ورزشی لامرد در نهم اسفند نشان داد.
هزینه رویافروشی مرعشی ها را رهبری و پاسداران و مردم مظلوم ایران با مجاهدت و جانبازی خود دادند، اما امروز باز هم شبیه فضای پس از جنگ دوازده روزه مرعشی و رفقای خواب زدهاش به میدان آمدهاند و با دوگانهسازی میان زندگی و شهادت برای ما از تمنای زندگی خوب ایرانیان سخن میگویند. گویی نه خانی آمده نه خانی رفته است.
این جماعت حتی فراموش کردهاند که بعد از تفاهمنامه اسلامآباد با خوشحالی در روزنامه حزبیشان از ایجاد «صندوق سرمایهگذاری ۳۰۰میلیارد دلاری برای بازسازی ایران» و «آزاد سازی اموال ایران» تیتر میزدند ولی امروز رئیس کل بانک مرکزیشان میگوید «حتی یک دلار آزاد نشده است» و هنوز متوجه نشدهاند اگر نبود مجاهدت و پایمردی پاسداران این خاکوبوم بر حفظ تنگه هرمز و فشار اقتصادی به آمریکا، مهاجمان مجبور نبودند حتی سر میز مذاکره نشسته و امتیازات حداقلی بدهند. امتیازاتی که هر کس سر سوزنی از ماهیت رژیم آمریکا باخبر باشد میداند هیچگاه محقق نخواهد شد.
در نهایت پافشاری ایران بر اجرای بند «آزادی رفتوآمد در تنگه هرمز ذیل ترتیبات ایرانی» خروج ترامپ را رقم زد و نشان داد تا چه اندازه مذاکره و تفاهم برای این جانیان اصالت دارد؛ که البته تجربه برجام و تعهدات قبل از آن هم چنین تجربههایی را رقم زده بود، ولی هیهات از عبرت ناگیرندگان... البته ناگفته پیداست پشت این فانتزیها و رویافروشیها که با دو جنگ اخیر نیز تکان نخورده، صرفا نادانی نیست؛ بلکه بهطور قطع با یک اقتصاد سیاسی قوی حمایت میشود و شاید مهمترین سوال اقتصادی امروز، فهم اقتصاد سیاسی این فانتزیها و توهمات است.
#زندگی#مردم#مقاومت#مهدیار
۳۴۰
۷:۰۵
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
بازارسال شده از نگاشت | Negasht
«ساخت تَمَدُن، در عصر تَوَرُم»
یازدهمین قسمت از فصل دوم «نگاشت»
گفتوگو با دکتر #مصطفی_زالیعضو هیأت علمی دانشکده فلسفه دانشگاه تهران
آیا با وجود مشکلات اقتصادی و ضعفهای حکمرانی، هنوز میتوان از «آینده تمدنی ایران» صحبت کرد؟ در این گفتوگو از مسئله هویت و جایگاه ایران در نظم جدید جهانی گفتیم؛ نظمی که در آن منابع، قدرت و نفوذ، محل رقابت بازیگران بزرگ است. همچنین به این پرسش پرداختیم که آیا منازعات منطقهای را میتوان با قراردادهای اقتصادی و نفتی حل کرد، یا با مواجههای عمیقتر و تمدنی روبهرو هستیم؟
و در نهایت به این موضوع پرداختیم که ایرانِ امروز، چقدر ظرفیت ساختن آیندهای تمدنی را دارد؟
گفتوگوی کامل ما با ایشان در آپارات و یوتیوب:aparat.com/v/onp1d3qyoutu.be/sXuhf-lmsbs
مشتاق شنیدن نظرات شما هستیم:
@TVSharif_admin
@TVSharif
و در نهایت به این موضوع پرداختیم که ایرانِ امروز، چقدر ظرفیت ساختن آیندهای تمدنی را دارد؟
۲۲
۶:۳۰
#اشاره
مسئله هستهای، موشکی و... نیست. تنها انقلاب مردمی موفق در خاورمیانه، باید سرانجام بتواند جایگاه بهینهی خود را برای مستقل بودن، رشدیافته بودن و الهامبخش بودن در میانه تلاطمهای جهانی و منطقهای باز کند تا آرام بگیرد. جایی بر فراز چرخه "بدیم بره" یا "بزن بریم".
امیر راقب
@esharat_57
۲۵۷
۹:۵۸
#گفتار
گاهی برای تغییر یک کشور، لازم نیست همه حرکت کنند؛ کافی است عدهای پیشقدم شوند...
از نگاه رهبر انقلاب، اگر جوانان پای کار ساختن ایران بیایند، عزم و اراده ملی شکل میگیرد و مسیر تحول هموار میشود.
محسن دنیوی / رویداد محیا
@esharat_57
۵۵۳
۸:۱۹
نانجیبیِ دهندریدههایِ پروژهبگیرِ فضای مجازی در انتساب برخی عدمالفتحها به رهبر انقلاب اسلامی، زمینه پرداخت عمیقتر و به دور از سیاستزدگی را به فلسفه صدور تعبیر حکیمانه و مورد غفلت «علیالاصول» فراهم کرد. عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد.
پیرامون تفاهمنامه، در چارچوب فکری درون نظام دستکم سه نگاه وجود دارد. نگاه نخست، جنگ تحمیلی سوم را مرحلهای از یک مواجهۀ وجودی میداند و صرفا به دفع یک تهاجم نظامی نمیاندیشد. دشمن با حملۀ مستقیم به ایران پروندۀ تازهای گشوده و نمیتوان پیش از تعیین تکلیف آن به مسائل پیش از جنگ بازگشت. کنارگذاشتن انتقام و خونخواهی در این نگاه، حمله به ایران، شهادت ولی جامعه و ریختهشدن خون مردم را به واقعهای قابل معامله و بایگانی تبدیل میکند. اگر تجاوز بتواند با چند دور مذاکره در مناسبات گذشته هضم شود، چه چیز مانع تکرار آن خواهد بود؟
دفاع مقدس سوم، فراتر از بروز اعجابآمیز قدرت نظامی ایران، محاسبه دشمن از الگوی رفتاری جمهوری اسلامی را نیز بههم ریخت. دشمن با ایرانی مواجه شد که واکنشش در الگوهای پیشبینیشده جای نمیگرفت. بازگشت به شرایط پیش از جنگ، بدون وضع معادلات جدید در منطقه، در واقع محاسبهپذیر شدن دوباره الگوی رفتاری ماست.
نگاه دوم تفاهمنامه را نقطه پایان جنگ اخیر میدانست: ایران جنگید و نشان داد که در برابر تجاوز تسلیم نمیشود و اکنون مسئله اصلی جلوگیری از تکرار جنگ است. در این تلقی، جنگ فینفسه چنان نامطلوب است که باید از هر سیاستی که مستلزم احتمال رویارویی مجدد است اجتناب شود. قائلین به این رویکرد پایان یا حداقل توقف بلندمدت تنش میان جمهوری اسلامی و آمریکا را شدنی دانسته و به همین دلیل پیرامون پرونده خونخواهی، حکمرانی بر تنگه و یا... توصیه به صبر راهبردی نموده و یا موضوع را از اساس قلب معنا میکنند. یا حتی گمان میکند میتوان رابطه ایران و آمریکا را به قبل از 9 اسفند برگرداند و تجارت با آمریکا را نه امری معمول بلکه پسندیده میشمارد.صاحبان نگاه دوم را نمیتوان به راحتی اهل تسلیم نامید! ایشان در زمان تجاوز برای دفاع آمادهاند؛ ولی برداشت متفاوتی از منشأ جنگ دارند! این تلقی، جنگ را تا حد زیادی نتیجۀ سطح تنش و رفتار دو طرف میبیند و گمان میکند اگر ایران بخشی از خواستهها یا ابزارهای خود را کنار بگذارد، انگیزۀ طرف مقابل برای حمله نیز کاهش خواهد یافت. اگر مسئلۀ دشمن صرفاً برخی رفتارها و تصمیمهای ایران بود، شاید میشد با تغییر آنها به نقطهای پایدار رسید؛ اما اگر نزاع بر سر قدرت، استقلال و اصل موجودیت جمهوری اسلامی باشد، هیچ سطحی از اعطای امتیاز دشمن را متوقف نمیکند؛ فقط موضوع مطالبۀ بعدی او را تغییر میدهد.
صاحب این منطق با آغاز تجاوزی دیگر انگشت اتهام را به سوی داخل میگیرد که تندروها کاری کردند تا ایران بهاندازۀ کافی انعطاف نشان نداده و یا دست به تنشزایی زده است. به عبارت دیگر، حساسیتهای متجاوز رسمیت یافته و ما مکلف به تنظیم رفتار خود میشویم. در چنین وضعی، تهدید به جنگ بخشی از کار را انجام میدهد و هرچه پرهیز از تنش معیار مسلطتری شود، تهدید به جنگ نیز قدرت بیشتری پیدا میکند. آنچه ظاهرا تنشزدایی است، ما را محاسبهپذیرتر کرده و اراده متجاوز بر تکرار تجاوز را تقویت میکند.
در این میان، نگاه سومی متولد شده که خود را ذیل نگاه نخست تعریف میکند. در این نگاه، تصمیمی مانند مذاکره، آتشبس یا تأخیر در برخی اقدامات، نه عدول از آن اصول، بلکه راهی برای پیگیری آنها در شرایط موجود دانسته شده است. وضع میدان، توان نیروها، شرایط منطقه و زمان لازم برای بازسازی میتواند توقف موقت را به فرصتی برای ادامۀ همان مسیر تبدیل کند. این نسبت هیچ تصمیمی را از نقد مصون نمیکند. ممکن است برآورد وضعیت نادرست باشد، فرصت ایجادشده بیش از ایران به کار دشمن بیاید یا تصمیمی برای حفظ توان، بخشی از موقعیت بهدستآمده را از میان ببرد. حتی ممکن است تدبیری موقت، بهمرور از غایت نخستین خود فاصله بگیرد و به تغییر در اصل نگاه منتهی شود.
از این منظر، ملاحظه واقعیت بخشی معتبر و ضروری از پیگیری همان اصولاند. تدبیر در مقام اجرا نباید در مقابل نگاه نخست قرار بگیرد. وظیفۀ آن یافتن بهترین امکان برای تحقق اصول در شرایط موجود است. اعتبار این تدبیر نیز با انطباق آن با واقعیت میدان، حفظ جهت اصلی و نتایجش سنجیده میشود. پرسش تعیینکننده این است که آیا تفاهم و مذاکره همچنان وسیله است یا خود به مقصود تبدیل شدهاند؟ پاسخ به این پرسش، مرز نگاه دوم و سوم را روشن میکند.
#انتقام#عقلانیت#دادمان
۲۸۳
۱۸:۴۸