عکس پروفایل اشاراتا

اشارات

۱.۹ هزار عضو
thumbnail
undefined نباید گریه کرد.
undefined فرشاد مهدی‌پور
مرحوم استاد محمدعلی بهمنی (که حدود ۲ سال پیش از دستش دادیم)، در ساعات اولیه رحلت حضرت روح‌الله سروده مشهوری دارد که‌بندی از آن این بیت است: ما به جسم شهدا گریه نکردیم، مگر/ می‌توانیم به جان شهدا گریه کنیمو حالا ما در برابر رهبر شهیدمان چه باید بگوییم؟ رهبری که هنوز با او وداع نکرده و تنِ زیر موشک‌باران دشمن به خون آغشته‌اش را به خاک نسپرده‌ایم؛ و نمی‌دانیم جنگ چه روزی با ظفر کامل، ان‌شاالله به پایان خواهد رسید تا برای او یک دلِ سیر گریه کنیم؟ما بر او و بدن مجروح و زخم‌دارش می‌خواهیم گریه کنیم یا بر خود؟ و اصلاً وقتی به تعبیر بهمنی هنوز به جسم شهیدمان نگریسته‌ایم، چرا باید به روح او بگرییم؟روح رهبر شهید، میراث تابناک و بی‌نظیری است از حکمرانی درخشان او که چهار جلوه بی‌همتا و توامان داشت:• مرجع تقلید، عالم دینی و فقیه دوراندیش؛• استراتژیستِ برجسته حوزه نظامی و استعمارستیزی با فهمی جامع از نظامات بین‌الملل؛• استاد تمام تاریخ و ادب و فرهنگ ایران و اسلام و جهان؛• و چهارم مدیرِ مدبرِ سیاست‌گذار، با تجربه حدود نیم‌قرن اداره کشوری مانند ایران؛و حتماً حق این است که در فقدان چنین گوهری اندوهناک باشیم اما نه بر جسم او، بلکه بر روح پرفتوح او؛ داشته و دارایی‌هایی فراتر از خاطرات موجود از شخص و مشرب و اخلاق او، بلکه تجربه حاکمیتی‌ای که با صد‌ها هزار سند و گزاره و سیاست برای ما و آیندگان باقی مانده است. این سیاست‌ها در میدان عمل دو صورت یافته‌اند:۱. برخی به تمامی یا به شکلی مناسب محقق شده‌اند که جلواتش را در حوزه نظامی، مناسک مذهبی، توان دانشی-دانشگاهی، حدوث جبهه مقاومت و بسیاری از امور دیگر می‌توان دید؛۲. و مواردی که در چرخنده‌های مقاومت‌های دشمنانه یا سیاسی(ندانم)کاری‌های دیوانی، گیر کرده و به میزانی حداقلی تحقق یافته‌اند و هنوز باید برای تحقق و تکامل آن‌ها کوشید، نظیر افق‌گشایی‌های دوراندیشانه‌ای درباب تمدن نوین اسلامی، به فارسی سخن گفتن طالبان علم در جهان، گسترش اخلاق عمومی و عدالت اجتماعی و...ما اگر مجالی داریم در میانه جنگی که هنوز به صلح و ثبات نیانجامیده و می‌خواهیم سیاه‌پوش شهید ایران باشیم، باید برای از دست رفتن چنین موهبتی اندوه‌ناک باشیم و البته بنا به رهنمود همان رهبر شهید: «ما گرچه در عزا هستیم اما عزای ما به معنی ماتم گرفتن و افسرده شدن و یک گوشه نشستن نیست. عزای ما جنسش از جنس عزای سیدالشهدا علیه‌السلام است. زنده و زنده کننده است. عزاداریم اما این عزا ما را به حرکت و پیشرفت و شوق بیشتر به کار وادار می‌کند. من می‌خواهم این پیام را در دل و جان خودمان به معنای واقعی کلمه نفوذ بدهیم. احساس کنیم عزاداری ما هم باید ما را به پیش ببرد»، باید به پیش برویم.از رهبر شهید چند هزار پیام و سخنرانی منتشر شده وجود دارد که در برابر آن چیزهایی که در اختیار عموم قرار نگرفته نظیر دروس خارج، دیدارهای خارجی، جلسات کارشناسی و... احتمالا کمتر از نیمی آن‌هاست؛ چنین میراث متنوعی از داده و اطلاعات و تحلیل که نمایشی خردمندانه از یک سیاستمدار ایرانی است، در تاریخ معاصر حتما مشابهی ندارد. ادبیات و مفاهیمی که از دو ویژگی برخودارند: اولا بسیاری از آنها تازه‌اند و ابداعی و ثانیا یکپارچگی نظری آنها تقریبا حفظ شده و یک خط سیر مشخص و نظم مفهومی روشنِ حیرت‌آوری را تداعی می‌کند.پس باید برخاست...
#رهبر_شهید#میراث#مهدی‌پورundefined @esharat_57
undefined۱۹

۱.۱K

۱۲:۳۵

thumbnail
undefinedمهم ترین پیام سفر ترامپ به پکن چه بود؟
undefined مهدی افرازundefined کانال نویسنده؛ @afrazmahdi
مونت باتن، افسر نیروی دریایی بریتانیا و آخرین نائب السلطنه در هند به ماهتما‌ گاندی می گوید؛ اگر ما همین الان اینجا را ترک کنیم، آشوب همه جا را فراخواهد گرفت و گاندی پاسخ می دهد؛ بله! اما این آشوب مال خودمان خواهد بود.
جهان طی دو قرن گذشته در سایه سلاطین لیبرال خود، ابتدا بریتانیا و سپس ایالات متحده زیسته است. دو قدرت که از طریق ایجاد و حفظ یک اقتصاد جهانی، مراقبت از مسیرهای تجارت‌ و خطوط دریایی، ایفای نقش وام دهنده نهایی، نگهداری از ذخایر ارزی، غلبه در سرمایه گذاری خارجی و باز نگه داشتن خود، نظم موجود را حفظ کرده اند.
ما هنوز به جهانی می اندیشیم که در آن یک قدرت نوپدید به نام چین در تلاش برای برهم زدن این وضع دویست ساله یا در نظم غربی ادغام شود و آخرين امیدها برای تغییر وضعیت جهانی بر باد رود و یا خود را بیرون از آن تعریف کرده و محور جهان ضدآمریکایی شود. در حالیکه پکن راه سومی را برگزیده؛ ورود به نظم غربی و تلاش‌ برای بازسازی مجدد آن اما اینبار حول مؤلفه های قدرت خود.
در سفر ترامپ و هیأت امریکایی‌ به پکن و دیدار با رهبران و مقامات چینی هیچ بارقه جدیدی برای خلق یک دنیای جدید بر اساس نظام ارزشی متفاوت دیده نمی شود. در گفتگوها حول جنگ ایران، هیچ گفتار انسانی، حق مدارانه، خیرخواهانه و عدالت طلبانه ای مخابره نشده و حتی هیچ پرسش و پاسخی پیرامون چراییِ کشتار ده ها دانش آموز معصوم مینابی هم رد و بدل نشده است. موضوع منازعه ایران برای آمریکا و چین، ایران نیست، خودشان است.
اگر نظم جدیدی به محوریت چین و جابجایی قدرت به شرق پدید بیاید، مفهوم این جابجایی ورود ما به جهان ضدآمریکایی نیست، حداکثر ما درحال قدم گذاشتن به جهان پساامریکایی هستیم.
جهان در شیب تند تغییرات قرار گرفته و دو سرنوشت در انتظار آن است؛اول؛ شکل گیری نظم دوقطبی به محوریت امریکا‌ و چیندوم؛ شکل گیری بی نظمی چند قطبی به محوریت امریکا، چین و مقاومت
نظم دوقطبی چین - آمریکا به جهت غیرانسانی، بیگانگی با حقیقت، شرپایه و ناعادلانه بودن، هیچ نظمی را دربلندمدت برای بشر به ارمغان نخواهد آورد. ظاهرش‌ نظم جدیدی است که در زیر پوسته اش شدیدترین بی نظمی سامان خواهد گرفت.
بی نظمی چند قطبی که یک ضلع آن مقاومت باشد، چارچوب های شکل دهنده به عاقبت عالم را آنقدر جابجا می نماید که نهایتا در نقطه ثبات و تعادل نهایی مستقر شود. آشوبی که متعلق به خودمان باشد نهایتاً آرام خواهد گرفت و این فلسفه وجودی مقاومت بوده و خواهد بود.
آن هایی که در نسخه های خود لازمه آشوب ناک نشدن خلیج فارس، پس از خروج آمریکا را ورود چین و روسیه به آن می بینند، از مسیر تاریخی که تاکنون طی کرده ایم و مسئولیتی که در قبال آینده داریم، درک سالمی ندارند. تنها مسیری که تمامی هزینه ها و خسارت های جنگ جاری را برای ما به دستاورد تبدیل می نماید، جایگزینی خلأ قدرت نظامی و سپس سیاسی و سپس اقتصادی آمریکا در خلیج فارس با قدرت مقاومت است، حتّی اگر به قیمت دورانی پرآشوب در مرزهای جنوبی باشد. واقع بینانه ترین قرائت از هم سرنوشتی با همسایگان جنوبی نیز همین است و لازمه قطعی آن تبدیل محور مقاومت به بلوک مقاومت است. بلوکی که هم شرق و هم غرب، اگر میخواهند منفعتی از خلیج فارس داشته باشند، می باید تابع قواعد و چارچوب های آن باشند و این مهم ترین پیامی است که از سفر ترامپ به چین باید به ما منتقل شده باشد.
#ترامپ#چین #افرازundefined @esharat_57
undefined۱۰

۱.۱K

۷:۴۴

#اشاره
undefined تجمعات مردمی و انرژی درونی جانفدا به کدام جهت سوق داده شود؟ کدام‌یک به نفع و مناسب ایران امروز است؟
"مطالبه‌گری" یا "یاری‌گری"؟ رو به دولت یا رو به خود؟دهه ۹۰ یا دهه ۶۰ ؟سیاسی یا اجتماعی؟
اگر می‌توانید هر دو را در هم ضرب کنید، بسم‌الله. با این وجود باید مردم را برای "یاری‌گری" و حمایت از یکدیگر آماده کنیم. برای صرفه‌جویی جدی در انرژی؛ خرید از فروشگاه‌ها و کسب‌وکارهای کوچک و محلی به‌جای فروشگاه‌های بزرگ؛ تشکیل گروه‌های جهادی محله‌محور و جبران کمبودهای آنی؛ رفع نیازهای فوری از کسانی که شغل خود را از دست داده‌اند؛ برای صبوری جمعی در بحران‌هایی که رفع آن از جانب دولت نیاز به زمان دارد.و...
undefinedوحید یامین‌پورundefined @esharat_57
undefined۱۵

۸۲۱

۱۹:۳۵

thumbnail
undefined نوجوان، بازی و آینده زیست اجتماعی انسان آیا جهان در حال تبدیل شدن به یک #بازی بزرگ است؟
undefinedمحسن دنیویundefined کانال نویسنده؛ @degaresh
این روزها بعید است واژه‌هایی مانند «گیمیفیکیشن» یا «بازی‌وارسازی» را نشنیده باشید؛ مفاهیمی که از اتاق‌های طراحی محصول و علوم رفتاری به کلاس درس، محیط کار، شبکه‌های اجتماعی و حتی روابط خانوادگی راه پیدا کرده‌اند. مدیران امیدوارند با بازی‌وارسازی بهره‌وری را افزایش دهند، معلمان به دنبال افزایش مشارکت دانش‌آموزان هستند و طراحان پلتفرم‌ها تلاش می‌کنند کاربران را درگیرتر نگه دارند. به نظر می‌رسد با یک موج فراگیر مواجه‌ایم: تبدیل فعالیت‌های جدی زندگی به تجربه‌هایی شبیه بازی.
بازی البته پدیده‌ای جدید نیست. شواهد باستان‌شناسی نشان می‌دهد که بازی از عناصر مشترک تقریباً همه تمدن‌های انسانی بوده است. اما تفاوت امروز در جایگاه بازی است: اگر زمانی بازی بخشی از زندگی بود، اکنون زندگی در حال بازی‌گونه شدن است.این تغییر فقط یک تحول فرهنگی ساده نیست؛ بلکه نشانه‌ای از دگرگونی در نحوه تجربه انسان از کار، هویت و معناست.
در جهان مدرن، نوعی دوگانه شکل گرفت: کار در برابر بازی، وظیفه در برابر لذت. اما در دهه‌های اخیر، این مرزها در حال فروپاشی‌اند. کار باید سرگرم‌کننده باشد، آموزش باید بازی‌محور شود و حتی مراقبت از سلامت نیز با اپلیکیشن‌هایی همراه شده که کاربران را با امتیاز و نشان تشویق می‌کنند. پرسش مهم اینجاست: آیا این تحول صرفاً بهبود تجربه انسانی است یا نشانه ورود به مرحله‌ای تازه از مدیریت و هدایت رفتار؟
فیلم «Ready Player One» تصویری اغراق‌شده اما قابل تأمل از جهانی ارائه می‌دهد که در آن مرز واقعیت و بازی از میان رفته است. جذابیت اصلی چنین جهان‌هایی امکان بازسازی هویت است: فرد می‌تواند در فضای بازی کسی باشد که در جهان واقعی نیست. این آزادی‌هویتی، یکی از دلایل قدرت بالای بازی‌ها در جذب کاربران است؛ زیرا محدودیت‌های زیستی، اجتماعی یا اقتصادی در آن کم‌رنگ‌تر می‌شوند.
اما همین ویژگی، پرسشی بنیادین ایجاد می‌کند: وقتی هویت بازی‌گونه پررنگ‌تر از هویت واقعی شود چه اتفاقی می‌افتد؟ پلتفرم‌هایی مانند «Second Life» سال‌ها پیش نمونه‌هایی اولیه از «زندگی دوم» ارائه کردند، اما امروز برای بسیاری از نوجوانان، زندگی دیجیتال دیگر زندگی دوم نیست؛ بلکه گاهی تجربه‌ای اصلی‌تر و معنادارتر تلقی می‌شود.
در چنین فضایی، کودکان و نوجوانان به بازیگران اصلی تبدیل می‌شوند. آنان از طریق بازی، یاد می‌گیرند، تعامل می‌کنند و حتی ارزش‌های اجتماعی را تجربه می‌کنند. رفتارها به امتیاز تبدیل می‌شوند، پیشرفت به شکل مراحل طراحی می‌شود و انگیزش از طریق پاداش‌های فوری تقویت می‌شود. این مدل، اگرچه می‌تواند ابزار آموزشی قدرتمندی باشد، اما همزمان نوعی الگوی زیستی جدید نیز خلق می‌کند: زندگی به‌مثابه گیم‌پلی.
تحقیقات روان‌شناختی نشان می‌دهد نوجوانی دوره‌ای است که سیستم‌های پاداش مغز حساسیت بالایی دارند. شاید همین ویژگی باعث شود نوجوانی که در تمرکز طولانی بر فعالیت‌های سنتی مشکل دارد، بتواند ساعت‌ها در محیط بازی یا حتی تماشای استریم بازی باقی بماند. آیا این صرفاً نشانه تغییر سبک یادگیری است یا نشانه بازطراحی توجه انسان توسط فناوری؟
این مسئله الزاماً به معنای خوب یا بد بودن بازی‌وارسازی نیست؛ بلکه نشان می‌دهد بازی صرفاً سرگرمی نیست، بلکه فناوری اجتماعی قدرتمندی است. با این حال، منتقدان هشدار می‌دهند که غرق شدن بیش از حد در تجربه‌های بازی‌گونه می‌تواند فاصله‌ای میان فرد و خودآگاهی ایجاد کند؛ حالتی نیمه‌خلسه‌وار که در آن زمان، بدن و حتی اهداف بلندمدت به حاشیه می‌روند.
بنابراین پرسش اصلی این است: آیا بازی‌وارسازی باید به همه عرصه‌های زندگی تعمیم یابد؟ اگر هر رفتار به امتیاز تبدیل شود، آیا معنای تجربه انسانی تقلیل پیدا نمی‌کند؟ شاید چالش اصلی عصر ما یافتن تعادل میان دو نیاز باشد: از یک سو جذابیت، انگیزش و یادگیری از طریق بازی، و از سوی دیگر حفظ عمق، معنا و تعهدی که خارج از منطق بازی شکل می‌گیرد.
شاید پاسخ، نه در حذف بازی، بلکه در بازاندیشی نسبت میان بازی و زندگی باشد: بازی به‌عنوان ابزار، نه جایگزین معنا.
مطالعه متن کامل یادداشت (https://omidtt.ir/2026/05/10)
#بازی_وار‌_سازی#خودآگاهی#دنیویundefined @esharat_57
undefined۴

۹۴۵

۷:۵۵

thumbnail
undefined پیروز جنگ
undefinedشهاب اسفندیاری undefinedکانال نویسنده؛ @Shahab_Esf
دیوید هرست، سردبیر پایگاه خبری «میدل ایست آی» در قطر که قبلا حدود سه دهه خبرنگار روزنامه ایندیپندنت در خاورمیانه بوده، در یادداشت مفصلی با عنوان «ایران در جنگ پیروز شد. ترامپ و نتانیاهو اکنون باید حساب پس بدهند» به تحلیل جنگ اخیر پرداخته است. تحلیل او بر چند محور استوار است:
۱. شکست راهبردی آمریکا و اسرائیلاو معتقد است صرف نظر از نتیجه مذاکرات کنونی، آمریکا ششمین شکست خود در ۲۵ سال اخیر در خاورمیانه را متحمل شده است. ایران برگ‌های برنده‌ای از جمله تنگه هرمز، توان بازدارندگی موشک‌ها و پهپادها، و تهدید بستن باب‌المندب را در اختیار دارد، در حالی که ترامپ هیچ برگ برنده‌ای ندارد.
۲. فریب ترامپ توسط نتانیاهوترامپ بر اساس اطلاعات نادرستی که موساد (به ریاست دیوید بارنیا) ساخته بود به ایران حمله کرد، نه اطلاعات سرویس‌های اطلاعاتی خودش.نتانیاهو ترامپ را قانع کرد که حکومت ایران پس از وقایع ژانویه ۲۰۲۵ (دی ماه ۱۴۰۴) چنان ضعیف است که با ترور رهبری، حداکثر چند روز دوام می‌آورد.هرست می‌نویسد: «نتانیاهو که آرزوی تمام عمرش را در آستانه تحقق می‌دید، سخت‌تر از هر کسی اصرار داشت که فقط یک هل نهایی لازم است. اکنون او بزرگترین بازنده است.»
۳. نظم جدید منطقه‌ای و شکست ائتلاف آمریکا-اسرائیل-اماراتسه دولت آمریکا (دولت اول ترامپ، بایدن و دولت فعلی ترامپ) به دنبال عادی‌سازی روابط اعراب با اسرائیل و تثبیت هژمونی اسرائیل در منطقه بودند. تنها متعهد واقعی این طرح، محمد بن زاید (حاکم امارات) بود. با پیروزی ایران، ائتلاف جدیدی شکل گرفته: عربستان، پاکستان، ترکیه، قطر و عمان (به نظر می‌رسد کویت نیز به سمت پاکستان متمایل شود).
۴. ظهور قدرت‌های جدید میانجیدر اوج جنگ، کشورهای عربی دریافتند چتر نظامی آمریکا نمی‌تواند از آنها محافظت کند، بنابراین به ترکیه و پاکستان روی آوردند. فرمانده ارتش پاکستان، عاصم منیر، ناگهان به یک بازیگر کلیدی تبدیل شد. واکنش امارات به نقش‌آفرینی پاکستان جالب توجه بود: درخواست بازپرداخت فوری ۲ میلیارد دلار وام! اما عربستان به پاکستان پول داد تا بدهی را بپردازد. قطر نیز بدون غافلگیری به عنوان میانجی ظاهر شد و ترامپ در پست‌های خود از مقامات قطری نام برد.
۵. تأثیر پیروزی ایران بر جنبش‌های مقاومتحزب الله که پس از ترور رهبرانش تضعیف شده بود، با نسل جدیدی از جنگجویان و سلاح جدید (پهپادهای FPV) بسیار مؤثرتر از دولت لبنان از این کشور دفاع می‌کند. هرست می‌نویسد: «پیروزی ایران پیام قدرتمندی به جهان عرب دارد: با اراده کافی و تحمل درد بالا، قدرت‌های متوسط خاورمیانه می‌توانند در برابر سلطه استعماری آمریکا و اسرائیل مقاومت کرده و پیروز شوند.»
۶. تغییر موازنه جهانی و شکست تاریخی آمریکانویسنده اشاره می‌کند که دیدن ترامپ در حال تملق گویی خطاب به شی جین پینگ (در حالی که رئیس‌جمهور چین به صراحت آمریکا را در مورد تایوان تهدید می‌کرد) برای بسیاری دردناک بود.فرانسیس فوکویاما به درستی گفته است که اکنون نوبت آمریکاست که به عنوان یک حکومت سرکش (rogue state) در نظر گرفته شود و چین صدای ثبات و مرکز موافقت‌نامه‌های بین‌المللی آینده است. چین تنها قدرت بزرگی است که در ۲۵ سال گذشته جنگی نکرده است.
۷. پیش‌بینی آینده و سرنوشت نتانیاهو و ترامپنتانیاهو پس از آتش‌بس، حملات به لبنان و غزه را با شدت بیشتر از سر می‌گیرد تا شکست در ایران را پنهان کند، اما با این کار قبر سیاسی خودش را خواهد کند. ترامپ نیز محاصره کوبا را تشدید خواهد کرد تا توجه‌ها را از شکست منحرف کند.نویسنده یک هشدار هم برای حاکمان امارات دارد: «اگر من حاکم ابوظبی بودم، دیگر نمی‌پرسیدم چه زمانی حکومت ایران تغییر می‌کند. می‌پرسیدم: من تا کی می‌توانم در قدرت بمانم؟».
#جنگ#پیروزی#اسفندیاری
undefined @esharat_57
undefined۲

۸۰۶

۶:۵۹

thumbnail
undefined مقتل شهید، مزار اوست
undefinedسید حسین شهرستانیundefinedکانال نویسنده: @parvayenaghd
چه بهتر و درست‌تر از آنکه مزار امام شهید، مشهد و منزل و مقتلش در تهران باشد. او در اینجا مبارزه کرد، با مردم سخن گفت، خندید و گریست، عبادت کرد، حسین حسین گفت و به سینه زد و همینجا ایستاد تا منزل و محل خدمتش، مشهد و مقتلش باشد.مردم نیز نزدیک به سه ماه است اینجا را به زیارتگاه نوظهور و پرشور تهران، این پایتخت مقاومت تبدیل کرده‌اند.
خود حادثه و جریان عواطف عمومی تعیین کننده آن است که هیچ کجا برای دفن رهبر شهیدمان بهتر از مقتل او در قلب پایتخت ایران اسلامی و عاصمه مقاومت اسلامی نیست.
در سنت دینی و ملی ما نیز، اصولا مقتل شهیدان، مزار ایشان بوده است. مزاری که خود یادگار رخداد قدسی شهادت است و همواره در متن ضرب‌آهنگ روزمرگی، چراغ تذکر به لحظه رخداد مقدس را روشن نگاه می‌دارد.
تهران، اینک داستانی و رازی دارد همچون کربلا و و نجف و قم. این داستان و این راز موهبت خدا و تقدیر تاریخ برای تهران است.چرا باید پیکر شهید را برداریم و به جای دیگر که خاطره رخداد شهادتش را در برندارد ببریم؟
چنانچه شهیدانی که در جبهه ها به شهادت رسیدند را به شهر و دیار خود می‌بریم و این بهترین انتخاب است، حاج قاسم بهترین مزارش، همان گلزار شهدای کرمان است تا چراغی برای شهرش باشد، شهری که در آن بالیده است. او هم می‌توانست در زینبیه یا کربلا و نجف دفن شود اما کرمان مزار درست حاج قاسم است.
رهبر شهیدمان هم اگر رسماً وصیت نکرده‌اند که جایی در قم یا مشهد دفن شوند، بهتر است در نقطه شهادت سرخ و پرافتخارش دفن شود تا همگان در همیشه تاریخ بدانند او کجا بود و تا آخر ماند و چه‌سان شهید شد.
شهید را از شهر بیرون نکنیم. مرکز شهر تهران، قلب پایتخت، در وسط معرکه حیات و سیاست و اقتصاد و فرهنگ، یکطرف خیابان جمهوری، یکطرف خیابان انقلاب، در گرماگرم زندگی‌مان، رهبر شهیدمان را نگاه داریم که او به این جغرافیا، روحی تازه بخشیده و خواهد بخشید.
همین امروز آنجا، خیابان کشوردوست، زیارتگاهی شده است‌. اگر می‌خواهید این زیارتگاه، سالیان بعد صرفا موزه‌ای سرد و رسمی نشود، شهید را از میان زائرانش بیرون نبرید.
مزار شهید، مقتل اوست. این تقدیر تاریخ و سنت سلف صالح و مظهر اراده لایزال الهی و کانون سرخ تجدید خاطره مقدس و حیات‌بخش شهادت سیدعلی حسینی خامنه‌ای است.مردی بی‌‌همتا با حیات و مرگی بی‌مثال که تهران، کربلای اوست. تهرانی که دیگر تهران قبل نخواهد بود. اگر چراغ مزار شهید بزرگش در قلب شهر روشن بماند.
والسلام علیه یوم ولد و یوم یموت و یوم یبعث حیا
#شهید#مزار#سیدحسین_شهرستانی
undefined @esharat_57
undefined۲۱

۶۹۱

۱۰:۰۶

thumbnail
undefined درباره سازندگی پس از جنگ
چگونه ایده‌هایی که در میدان شکست خوردند، مدعی اداره جامعه می‌شوند؟
undefined مجید بذرافکنundefined شبکه یک سیما
#استعمار #سازندگی#تاریخundefined @esharat_57
undefined۱

۱.۴K

۱۰:۴۵

thumbnail
undefined هفت نکته مهم در پیام‌های آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای از اسفندماه ۱۴۰۴ تا امروز ...
undefinedمحسن دنیویundefined کانال نویسنده؛ @degaresh
در پیام‌های رهبر عزیز انقلاب اسلامی ایران از اسفندماه ۱۴۰۴ تا امروز(۷ خرداد ماه ۱۴۰۵) مجموعه مفاهیم و گزاره‌هایی بوده که بارها تکرار شده و مورد تاکید قرار گرفته است که توجه به آنها راهگشاست و ما را با چارچوب اراده و نگاه رهبر جوان انقلاب هم‌گرا می‌کند!
اولین مورد مفهوم ملت مبعوث است. ملتی که به خواست الهی مبعوث شده و خون رهبر شهید در این حادثه عظیم، نقش موثری داشته است. یکی از دغدغه‌های اصلی آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای در این روزهایی که از آغاز مسئولیت رهبری ایشان می‌گذرد، نقش‌آفرینی جدی این مردم در صحنه‌های متنوع بوده است. امتداد این بعثت و حضور جدی مردم برای ایشان دغدغه‌ای مهم و تعیین‌کننده است.
دومین مورد توجه به نقش معنویت و اتصال به درگاه الهی برای پیشبرد امور است. در پیامی نبوده است که ایشان به این مهم توجه نداده باشند. رهبر انقلاب به شیوه رهبر شهید، همه امور را به این حقیقت والا و سنن الهی ارجاع داده و مهم‌ترین و اولویت‌دارترین امور را در رشد معنوی فکری ملتها اعم مردم ایران، همسایگان ایران و تمام ملتهای آزاده جهان می‌دانند.
سومین مورد دغدغه‌های معیشتی و اقتصادی مردم و حل مسائل کشور بوده است. این بخش بارها مورد تاکید قرار گرفته و تکرار آن نشان از عزم رهبری به پیگیری جدی این مقوله از مسئولین کشور دارد.
چهارمین مورد توجه به آینده روشن و ضرورت امید به آینده و پیشرفت کشور است. آینده و پیشرفت از کلمات پرکاربرد رهبر جوان در چندین پیام ایشان از اسفندماه تاکنون بوده است. تکرار عبارت آینده روشن در کلام رهبری جالب توجه و تامل است و اینکه ایشان مرتب به وضع جدید ایران در دوران پساجنگ اشاره داشته و از همگان می‌خواهند که در مقیاس تحولی تمدنی وقایع را تحلیل و دنبال کنند.
پنجمین مورد بدون شک وحدت و انسجام ملی است. وحدتی که بین ملت و دولت و حاکمیت شکل گرفته و‌ وحدتی که بین قوا و دستگاه‌های اجرایی کشور و نیروهای نظامی وجود دارد. همبستگی مردم اعم از آحاد ملت و نخبگان آنها در خیابان با نیروهای مسلح در میدان و تلاش مسئولان در اداره کشور به نحوی است که ایشان به ضرورت شکر این نعمت چند بار توجه داده و بر آن تاکید کرده‌اند.
ششمین مورد ضرورت مرور و با اندیشی در بیانات رهبر شهید است. در موضوعات مختلف، رهبری به مرور و دقت در ظرایف فکر و بیان امام شهید آیت‌الله سید علی خامنه‌ای ارجاع داده و این مسیر را راه کارگشا در مواجهه با مسائل کشور و خلق آینده روشن برای ایران و منطقه و عرصه بین‌الملل می‌دانند!
هفتمین مورد تذکر ظریف و دلسوزانه و چندباره به مسئولین کشور برای کار مضاعف و تلاش بیشتر در خدمت به ملت باعظمت ایران و آماده شدن برای وضع جدید ایران بوده است. مسئولینی که هر چند مجاهدانه در عرصه مختلف نظامی و سیاسی و اقتصادی تلاش کرده‌اند؛ اما هنوز برخی از آنها این موقعیت جدید و بعثت عظیم که در پساجنگ بیش از اکنون اثرات آن نمایان خواهد شد را درک نکرده و هنوز در این افق جدید فکر نمی‌کنند. مسئولینی که در قوا و دستگاه‌های مختلف هنوز به اهمیت خلق تصویری ملموس از آینده روشن ایران به عنوان ضروری‌ترین و موثرترین اقدام پیش‌رو توجه کافی نداشته و امید و پیشرفت کشور، اصلی‌ترین کلیدواژه‌های هر روزه در فکر و سخن و اقدامات آنها نیست...
#رهبر#پیام#محسن_دنیویundefined @esharat_57
undefined۵

۵۵۸

۱۲:۳۳

thumbnail
undefined مذاکره با امریکا؛ از ایدئولوژی تا استراتژی از استراتژی تا تاکتیک
undefinedحمزه وطن‌فداundefinedکانال نویسنده؛ @bazgasht_be_khishtan
مذاکرات ایران با اروپا، امریکا و سازمان ملل تاریخچه ای به درازای عمر انقلاب دارد اما آیا این مذاکرات در برهه‌ها و دولت‌های گوناگون معناهای یکسانی داشته است یا اینکه سیری طی شده و این معنا دوره به دوره تغییر کرده است؟
در نگاهی ساده مذاکره، مذاکره است چه فرقی دارد؟اما در نگاهی عمیق تر و تاریخی تر به نظر میرسد ذات قویم و اصیل انقلاب توانسته است مذاکره با غرب، که در دهه هفتاد و در دوران جناب خاتمی به سان یک #ایدئولوژی دنبال می‌شد را به مرور به تراز یک #استراتژی در دوران جناب روحانی فروکاسته و اکنون نیز در دوران اخیر آن را در حد یک #تاکتیک میان تاکتیک های گوناگون عرصه نبرد تنزل دهد.
یا اینکه مذاکره با امریکا در دولت موقت یا دولت اصلاحات که ذیل پارادایم #تسلیم به غرب تعریف می‌شد را به مذاکره ذیل چارچوب #منفعت و #چاره‌جویی در دولت تدبیر و امید بدل ساخته و اکنون مذاکره را ذیل گفتمان عمومی #مقاومت جایابی کند.
اینکه اکنون اصل مذاکره مصلحت است یا مفسده، خدمت است یا خیانت، وجیه است یا بی وجه موضوعی قابل بررسی است و شاید با مطلوبیت های نگاه خالص انقلابی فاصله داشته باشد اما اینکه در سیر مذاکرات در دولت‌های پس از انقلاب، امروز، اولا ذیل گفتمان مقاومت و ثانیا صرفا در تراز یک تاکتیک نبرد در کنار سایر تاکتیک‌ها دارد دنبال می‌شود، نه به عنوان یک ایده آل یا حتی یک استراتژی، پیروزی بزرگی است در مسیر دولت سازی انقلاب و زمینه‌ی مهمی است برای رفتار انقلابی‌تر دولت‌های بعد و البته محصول زحمات ۴۷ ساله رهبران و نخبگان انقلابی و همراهی توده‌ی مردم که باید مورد توجه قرار گیرد.
#مذاکره#مقاومت#وطن_فداundefined @esharat_57
undefined۸
undefined۴
undefined۳
undefined۱

۶۳۳

۷:۱۳

اشارات
undefined undefined مذاکره با امریکا؛ از ایدئولوژی تا استراتژی از استراتژی تا تاکتیک undefinedحمزه وطن‌فدا undefinedکانال نویسنده؛ @bazgasht_be_khishtan مذاکرات ایران با اروپا، امریکا و سازمان ملل تاریخچه ای به درازای عمر انقلاب دارد اما آیا این مذاکرات در برهه‌ها و دولت‌های گوناگون معناهای یکسانی داشته است یا اینکه سیری طی شده و این معنا دوره به دوره تغییر کرده است؟ در نگاهی ساده مذاکره، مذاکره است چه فرقی دارد؟ اما در نگاهی عمیق تر و تاریخی تر به نظر میرسد ذات قویم و اصیل انقلاب توانسته است مذاکره با غرب، که در دهه هفتاد و در دوران جناب خاتمی به سان یک #ایدئولوژی دنبال می‌شد را به مرور به تراز یک #استراتژی در دوران جناب روحانی فروکاسته و اکنون نیز در دوران اخیر آن را در حد یک #تاکتیک میان تاکتیک های گوناگون عرصه نبرد تنزل دهد. یا اینکه مذاکره با امریکا در دولت موقت یا دولت اصلاحات که ذیل پارادایم #تسلیم به غرب تعریف می‌شد را به مذاکره ذیل چارچوب #منفعت و #چاره‌جویی در دولت تدبیر و امید بدل ساخته و اکنون مذاکره را ذیل گفتمان عمومی #مقاومت جایابی کند. اینکه اکنون اصل مذاکره مصلحت است یا مفسده، خدمت است یا خیانت، وجیه است یا بی وجه موضوعی قابل بررسی است و شاید با مطلوبیت های نگاه خالص انقلابی فاصله داشته باشد اما اینکه در سیر مذاکرات در دولت‌های پس از انقلاب، امروز، اولا ذیل گفتمان مقاومت و ثانیا صرفا در تراز یک تاکتیک نبرد در کنار سایر تاکتیک‌ها دارد دنبال می‌شود، نه به عنوان یک ایده آل یا حتی یک استراتژی، پیروزی بزرگی است در مسیر دولت سازی انقلاب و زمینه‌ی مهمی است برای رفتار انقلابی‌تر دولت‌های بعد و البته محصول زحمات ۴۷ ساله رهبران و نخبگان انقلابی و همراهی توده‌ی مردم که باید مورد توجه قرار گیرد. #مذاکره #مقاومت #وطن_فدا undefined @esharat_57
undefined پاسخ #استاد_طاهر_زاده به متن حجت‌الاسلام دکتر وطن‌فدا
undefined با سلام. بنده خدا را شکر می‌کنم که این چنین دقیق یادداشت خود را تحت عنوان «مذاکره با امریکا؛ از ایدئولوژی تا استراتژی از استراتژی تا تاکتیک» با مخاطبان در میان گذاشته‌اید. بسیار نکات دقیقی را به میان آورده‌اید . توجه به تاریخی که نه تاریخ آمریکا می‌باشد بلکه تاریخی است که با ایران آغاز شده، بسیار مهم است و اینجاست که ما به هر دلیلی وارد تاریخی شده‌ایم که حتی با این معنا از مذاکره حرف دیگری داریم غیر از حرف‌هایی که تاکنون تحت عنوان مذاکره در بین ما و آمریکا یا در بین ملل دیگر با همدیگر پیش می‌آمده . ای کاش رفقای عزیز ما در این مورد بسیار بیندیشند.تصور این‌که هنوز از نظر دیپلماسی در تاریخِ جنگ قبل از رمضان قرار داریم، نوعی غفلت از تاریخی می‌باشد که با نفی ابرقدرتی آمریکا آغاز شده و لذا نباید تصور شود این نوع مذاکرات که بعد از جنگ رمضان در میان است از جنس مذاکرات قبلی می‌باشد، در حالی‌که «دولت و ملتِ» ایران در تاریخ دیگری قرار گرفته است و اگر گمان می‌کنیم از موضع ضعف وارد مذاکره شده‌ایم به جهت آن است که هنوز خود را در تاریخ گذشته احساس می‌کنیم، غافل از این‌که حضوری بسیار بزرگ در نسبت ایران با آمریکا در دل «ملت و دولتِ» ایران پیش آمده و «ملت و دولت» در این حضورِ بزرگ حاضرند و پیام‌های رهبر عزیز انقلاب حکایت از این حضور دارد که به آیندۀ درخشانی که پیش روی ما می‌باشد تذکر می‌دهند موفق باشید.
undefined @esharat_57
undefined۳۱
undefined۱۴

۷۶۶

۲۱:۴۷