بازارسال شده از جشنواره مردمی فیلم عمار
ویژه نامه پاسداشت علیرضا دبیر.pdf
۳.۳۱ مگابایت
#ویژه_نامه | ویژه نامه پاسداشت علیرضا دبیر در شانزدهمین جشنواره مردمی فیلم عمار
#شانزدهمین_جشنواره_مردمی_فیلم_عمار
جشنواره مردمی فیلم عمار
@AmmarFest
#شانزدهمین_جشنواره_مردمی_فیلم_عمار
۵
۵:۵۳

پاکت هدیه
ولادت با سعادت امام سجاد (ع) مبارک
بازارسال شده از انتفاضه کلمات
#ویژه
«خروج از فراموشی»؛ مستندی درباره حادثه معدنجو طبس
#بزودی
انجمن اسلامی عدالتخواه دانشگاه حکیم سبزواریhttps://eitaa.com/tunel_bad
#بزودی
انجمن اسلامی عدالتخواه دانشگاه حکیم سبزواریhttps://eitaa.com/tunel_bad
۱۲
۷:۱۸
فاطمه خانم:« ترامپ بِتِن به خادْما، با هِمی وردنه خُرد و خِمیرش مِنِم»
[ گراف ۵۷
۲۵۶
۱۱:۴۳
بازارسال شده از مرکز ایده و متن آفاق
هنرِ دیدنِ جنگ؛ امیر سعادتی.pdf
۱.۰۴ مگابایت
نسخه موبایلی
۳
۶:۳۱
بازارسال شده از برداشت شخصی
بدیهیه که شفافیت موضوع خیلی مهم و از حقوق اساسی همه مردمه. حتما هم باید مطالبه عمومی همیشگی باشه.
اما کسانی که مطالبه شفافیت میکنناولا؛ باید معنی، شئون و محل درست مطالبه شفافیت رو بفهمنو ثانیا؛ این رو هم بدونن که گاهی اوقات و بعضی جاها، اولین کسی که از اصرار به شفافیت -تو مصادیق اشتباه- ضرر میکنه، خودشون هستن.
بعضی وقتا، افراد دچار توهمات و سوء تفاهمهایی میشن و نجابت و سکوت یه عده رو، برای دیگران به عنوان مصداق عدم شفافیت و عدم صداقت جا میزنن.
خلاصه که بقیه هم خیلی حرفا تو دلشون دارن -البته حرف حساب، نه حرف رو هوا و غلط غولوط- و از قضا محروم از زبانی برای گفتن و قلمی برای نوشتن، نیستن؛ اما ترجیح میدن بنا به دلایلی سکوت کنن و بجای تشدید حواشی، وقت با ارزششونو صرف کار کردن بکنن.
پینوشت: از طرف یک «سلام سربدار»ی که صدای شفافیت و عدالتش گوش همه رو کَر کرده و صدایِ چَکش گوش بعضیا رو...
و من الله توفیق...
@BardashteShakhsi
اما کسانی که مطالبه شفافیت میکنناولا؛ باید معنی، شئون و محل درست مطالبه شفافیت رو بفهمنو ثانیا؛ این رو هم بدونن که گاهی اوقات و بعضی جاها، اولین کسی که از اصرار به شفافیت -تو مصادیق اشتباه- ضرر میکنه، خودشون هستن.
بعضی وقتا، افراد دچار توهمات و سوء تفاهمهایی میشن و نجابت و سکوت یه عده رو، برای دیگران به عنوان مصداق عدم شفافیت و عدم صداقت جا میزنن.
خلاصه که بقیه هم خیلی حرفا تو دلشون دارن -البته حرف حساب، نه حرف رو هوا و غلط غولوط- و از قضا محروم از زبانی برای گفتن و قلمی برای نوشتن، نیستن؛ اما ترجیح میدن بنا به دلایلی سکوت کنن و بجای تشدید حواشی، وقت با ارزششونو صرف کار کردن بکنن.
پینوشت: از طرف یک «سلام سربدار»ی که صدای شفافیت و عدالتش گوش همه رو کَر کرده و صدایِ چَکش گوش بعضیا رو...
و من الله توفیق...
@BardashteShakhsi
۱
۱۲:۱۸
بازارسال شده از نُت خام / مهدی براتی
حسینیه هنر؛ دِینی که خیلیها یادشون رفته
من خودم رو مدیون حسینیه هنر میدونم؛ نه فقط من، خیلیها مدیون حسینیه هنر سبزوار و آدمهایی هستن که اون مجموعه رو ساختن و پایش ایستادن. حتی بعضی از همونهایی که امروز پشت حسینیه حرف میزنن هم به نوعی مدیونشن؛ یا خودشون نمیدونن، یا میدونن و ترجیح میدن نبیننش.
راستش اذیتم میکنه وقتی میبینم کسی که از روزهای اول تا همین دیروز توی اون مجموعه کار کرده، حالا اینطور دربارهاش حرف میزنه. از شفافیت میگه، ولی واکنشهای منفی کانالش بستهست. از رانت انتقاد میکنه، در حالی که خودش سالها از همون فضا بهره برده و حالا اشتباهات و سوءبرداشتها رو به اسم افشاگری منتشر میکنه.
قطعا من از همه ماجرا خبر ندارم، ولی به اندازهای که شنیدم و دیدم، میدونم بخش زیادی از حرفهایی که زده میشه واقعیت نداره. ترجیح داده بودم وارد حاشیه نشم، اما انگار هرچی بعضیها سکوت ببینن، جلوتر میان؛ انگار فکر میکنن کسی خبر نداره پشت سر بقیه چی گفته شده.
این نوشته هم برای دفاع از حقه؛ نه حق شخصی خودم، چون من مدتهاست از این ماجرا عبور کردم. حرفم دفاع از حق حسینیه هنره؛ مجموعهای که این روزها بهش بیانصافی و تهمت میشه.
من نه حقوقبگیر حسینیهام، نه الان ارتباط کاری باهاش دارم. مدتهاست دفتر شخصی خودم رو راه انداختم و تو این مدت فقط یک پروژه مشترک باهاشون داشتم.
حسینیه هنر از همون روز اول، هم توی مواضعش شفاف بود، هم توی مدل کار و هزینههاش. به خیلیها فرصت داد؛ به آدمهایی که شاید اگر حسینیه هنر نبود، اصلاً معلوم نبود امروز کجا بودن و چه مسیری رو میرفتن. خود من هم یکی از همون آدمهام.
توی اتفاقات و واکنشهای اجتماعی هم همیشه جزو اولینهایی بودن که وسط میدان اومدن. هر کسی اینو قبول نداره، بیاد تا براش نمونه و مصداق بفرستم. واقعیت اینه که خیلی از مجموعههایی که امروز فقط سر و صداشون شهر رو پر کرده، به گرد پای حسینیه هنر هم نمیرسن.
بعضیها هم اشتباه یا از روی غرض، «سلام سربدار» رو به حسینیه هنر ربط میدن؛ در حالی که حداقل دو تا از سردبیرهاش سالها بود اصلاً سبزوار زندگی نمیکردن و نه ارتباط کاری مستقیمی وجود داشت، نه بودجه مشترکی.
حسینیه هنر فقط به گردن چند نفر حق نداره؛ به گردن خود شهر حق داره. بدون منت هم کارش رو ادامه داده. وگرنه چند نفر توی این شهر، خیرالنسا صدخروی رو میشناختن؟ یا شهید الداغی انقدر شناخته میشد که حتی رهبر انقلاب ازش اسم ببرن؟
این متن نه برای کنایه زدنه، نه تسویهحساب شخصی. اتفاقاً نویسنده اون متن کسیه که من باهاش همکاری داشتم و توی کار ازش بدی ندیدم؛ هرچند حرفهایی که پشت سرم زده، بماند...
اما چون توی فضای عمومی به حسینیه هنر تهمت زده شد، ترجیح دادم من هم توی فضای عمومی حرفم رو بزنم.
اینها چیزهایی نیست که صرفاً شنیده باشم؛ حرفهاییست که با یقین میگم. به عنوان کسی که مدتی توی حسینیه هنر کار کرده و امروز هیچ وابستگیای بهش نداره.
اینجا نُت خامه. بدون ادیت و سانسور@notekham
" />
من خودم رو مدیون حسینیه هنر میدونم؛ نه فقط من، خیلیها مدیون حسینیه هنر سبزوار و آدمهایی هستن که اون مجموعه رو ساختن و پایش ایستادن. حتی بعضی از همونهایی که امروز پشت حسینیه حرف میزنن هم به نوعی مدیونشن؛ یا خودشون نمیدونن، یا میدونن و ترجیح میدن نبیننش.
راستش اذیتم میکنه وقتی میبینم کسی که از روزهای اول تا همین دیروز توی اون مجموعه کار کرده، حالا اینطور دربارهاش حرف میزنه. از شفافیت میگه، ولی واکنشهای منفی کانالش بستهست. از رانت انتقاد میکنه، در حالی که خودش سالها از همون فضا بهره برده و حالا اشتباهات و سوءبرداشتها رو به اسم افشاگری منتشر میکنه.
قطعا من از همه ماجرا خبر ندارم، ولی به اندازهای که شنیدم و دیدم، میدونم بخش زیادی از حرفهایی که زده میشه واقعیت نداره. ترجیح داده بودم وارد حاشیه نشم، اما انگار هرچی بعضیها سکوت ببینن، جلوتر میان؛ انگار فکر میکنن کسی خبر نداره پشت سر بقیه چی گفته شده.
این نوشته هم برای دفاع از حقه؛ نه حق شخصی خودم، چون من مدتهاست از این ماجرا عبور کردم. حرفم دفاع از حق حسینیه هنره؛ مجموعهای که این روزها بهش بیانصافی و تهمت میشه.
من نه حقوقبگیر حسینیهام، نه الان ارتباط کاری باهاش دارم. مدتهاست دفتر شخصی خودم رو راه انداختم و تو این مدت فقط یک پروژه مشترک باهاشون داشتم.
حسینیه هنر از همون روز اول، هم توی مواضعش شفاف بود، هم توی مدل کار و هزینههاش. به خیلیها فرصت داد؛ به آدمهایی که شاید اگر حسینیه هنر نبود، اصلاً معلوم نبود امروز کجا بودن و چه مسیری رو میرفتن. خود من هم یکی از همون آدمهام.
توی اتفاقات و واکنشهای اجتماعی هم همیشه جزو اولینهایی بودن که وسط میدان اومدن. هر کسی اینو قبول نداره، بیاد تا براش نمونه و مصداق بفرستم. واقعیت اینه که خیلی از مجموعههایی که امروز فقط سر و صداشون شهر رو پر کرده، به گرد پای حسینیه هنر هم نمیرسن.
بعضیها هم اشتباه یا از روی غرض، «سلام سربدار» رو به حسینیه هنر ربط میدن؛ در حالی که حداقل دو تا از سردبیرهاش سالها بود اصلاً سبزوار زندگی نمیکردن و نه ارتباط کاری مستقیمی وجود داشت، نه بودجه مشترکی.
حسینیه هنر فقط به گردن چند نفر حق نداره؛ به گردن خود شهر حق داره. بدون منت هم کارش رو ادامه داده. وگرنه چند نفر توی این شهر، خیرالنسا صدخروی رو میشناختن؟ یا شهید الداغی انقدر شناخته میشد که حتی رهبر انقلاب ازش اسم ببرن؟
این متن نه برای کنایه زدنه، نه تسویهحساب شخصی. اتفاقاً نویسنده اون متن کسیه که من باهاش همکاری داشتم و توی کار ازش بدی ندیدم؛ هرچند حرفهایی که پشت سرم زده، بماند...
اما چون توی فضای عمومی به حسینیه هنر تهمت زده شد، ترجیح دادم من هم توی فضای عمومی حرفم رو بزنم.
اینها چیزهایی نیست که صرفاً شنیده باشم؛ حرفهاییست که با یقین میگم. به عنوان کسی که مدتی توی حسینیه هنر کار کرده و امروز هیچ وابستگیای بهش نداره.
اینجا نُت خامه. بدون ادیت و سانسور@notekham
۱
۱۹:۳۳
بازارسال شده از سیدمجتبی طبسی
وطن فقط به معنی کشور و سرزمین نیست؛ وطن جاییه که به آدم اعتبار میده، بزرگش میکنه و فرصت در اختیارش میزاره.اگر به جایی رسیدیم و برای خودمون کسی شدیم، خیال ورمون نداره؛ چون بدون وطن ما هیچی نبودیم! وطن پرست نیستیم، لااقل وطن فروش هم نباشیم!
۱
۵:۱۴
بازارسال شده از سیدمجتبی طبسی
چند کلامی من باب حسینیه هنر سبزوار..
حسینیه هنر سبزوار هر چی بوده، هست و انشاءالله خواهد بود، جز خیر و برکت برای سبزوار و سبزواری نداشته.تو این سالها به جرئت مجموعه ای به پویایی، فعالی و انعطاف حسینه هنر سبزوار وجود نداشته و نداره ((حداقل در سطح سبزوار که بنظرم قابل گسترش به سطوح بالاتر هست))مجموعه ای که به تنهایی بار سازمان تبلیغات، اداره فرهنگ و ارشاد و همه مجموعه های فرهنگی شهر رو به دوش کشیده اما کمتر اسمی از اون شنیده میشه.از دل وظایف تعیین شده برای حسینیه هنر سبزوار که بگذریم (که حقا به خوبی انجام شده و دفتر سبزوار جز تاپ ترین دفاتر کشوره)، متوجه می شیم این مجموعه منشا خیر و برکات زیادی برای اسلام، ایران و انقلاب هم بوده. فعالیت هایی مثل ستاد پشتیبانی جبهه مقاومت، ستاد مردمی رهبر شهیدم و چندین ستاد و مجموعه که حسینیه هنر سبزوار به طور مستقیم یا غیر مستقیم تو شکل گیری و فعالیت اون ها نقش داشته، پروژه های بسیار بزرگ و پر زحمتی بودن که مایه خیر و برکت تو فضای شهر، استان و حتی کشور شدن. این وسط نیروهای زیادی هم به عنوان نخبه توسط حسینیه هنر کشف، تربیت و تقدیم جامعه شدن که امروز خیلی هاشون در سطوح کلان حرف ها برای گفتن دارن. افرادی مثل خود من (که کم ترین این افرادم) باید تا عمر دارن خودشون رو مدیون حسینیه هنر بدونن و به نوعی اونو وطن خودشون حساب کنن. چرا وطن؟ ادامه این مطلب رو تو پست بالایی که دیشب منتشر کردم نوشتم... :
حسینیه هنر سبزوار هر چی بوده، هست و انشاءالله خواهد بود، جز خیر و برکت برای سبزوار و سبزواری نداشته.تو این سالها به جرئت مجموعه ای به پویایی، فعالی و انعطاف حسینه هنر سبزوار وجود نداشته و نداره ((حداقل در سطح سبزوار که بنظرم قابل گسترش به سطوح بالاتر هست))مجموعه ای که به تنهایی بار سازمان تبلیغات، اداره فرهنگ و ارشاد و همه مجموعه های فرهنگی شهر رو به دوش کشیده اما کمتر اسمی از اون شنیده میشه.از دل وظایف تعیین شده برای حسینیه هنر سبزوار که بگذریم (که حقا به خوبی انجام شده و دفتر سبزوار جز تاپ ترین دفاتر کشوره)، متوجه می شیم این مجموعه منشا خیر و برکات زیادی برای اسلام، ایران و انقلاب هم بوده. فعالیت هایی مثل ستاد پشتیبانی جبهه مقاومت، ستاد مردمی رهبر شهیدم و چندین ستاد و مجموعه که حسینیه هنر سبزوار به طور مستقیم یا غیر مستقیم تو شکل گیری و فعالیت اون ها نقش داشته، پروژه های بسیار بزرگ و پر زحمتی بودن که مایه خیر و برکت تو فضای شهر، استان و حتی کشور شدن. این وسط نیروهای زیادی هم به عنوان نخبه توسط حسینیه هنر کشف، تربیت و تقدیم جامعه شدن که امروز خیلی هاشون در سطوح کلان حرف ها برای گفتن دارن. افرادی مثل خود من (که کم ترین این افرادم) باید تا عمر دارن خودشون رو مدیون حسینیه هنر بدونن و به نوعی اونو وطن خودشون حساب کنن. چرا وطن؟ ادامه این مطلب رو تو پست بالایی که دیشب منتشر کردم نوشتم... :
۱
۵:۱۴