لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل حج‌خوانی و حج‌دانیح
۵۰۶ عضو

حج‌خوانی و حج‌دانی

وصف العیش نصف العیش. حج‌نوشته‌ها را می‌خوانیم به امید روز ملاقات با کعبه
هرگونه کپی و استفاده به یک دعای ظهور محضر شماundefined با کمال میل.
فرمایشی بود، z_davar@
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۱۲ تیر
حج‌خوانی و حج‌دانی
مسیرهای حج برای ایرانی ها چهار گزینه بود که بسته به اجازه دولت، اطلاعات امنیتی راه و شهر مبدا انتخاب می شد: ✓راه اول مسیر دریایی از بنادر جنوب ایران به جده: یعنی افراد از بندر بصره یا لنگه یا عباس یا بوشهر و...با کشتی به سمت دریای عمان و اقیانوس هند، یمن، دریای سرخ و نهایتا بندر جده می رفتند. حالا این راه خوب بود؟ کشتی ها اغلب مال شرکت های انگلیسی بودند و خدمه، هندی و عرب و خارجی. کشتی های آن موقع و ایرانی کشتی ندیده، باعث دریازدگی، تهوع، غذا نخوردن،طوفان و وحشت می شد. در راه قرنطینه هایی بود که زائر را معطل معاینه و ضدعفونی می کردند. به این شکل که زوار را بدون لباس و دسته جمعی از برابر پزشک رد می کردند. گاهی چند روز نگهشان می‌داشتند که ممکن بود ایام حج را از دست بدهند. مسئله طهارت و غسل و محرم نامحرمی در کشتی شلوغ و باوجود خدمه و گاهی مسافران نامسلمان،روان فرسا بود. زوار این مسیر باید در جحفه محرم می‌شدند. خاطره ظهیرالملک:« نجاست است که از اهل کشتی می بارد، الان در حال احرامند. چه احرامی که بدون ساتر و فوطه و همین طور کشف العورة غسل می نمایند، چه غسلی! ظرف نجس، آب نجس، محل ناپاک!» بعد دو روز که در کشتی نبودند، مدتهاااااا. اینو بفرستیم به وسواسی ها! #جعفریان
حجاج ایرانی از چهار مسیر به حج می رفتند:✓راه دوم: جبلراه جبل یا نجد از عراق به مکه می رسید و همان راهی است که امام حسین از آن به کربلا رسیدند.بعدها به خاطر تلاش های زبیده همسر هارون در تعمیر راه و کندن چاه برای حجاج، گاهی راه زبیده هم نامیده می شد.در دوره ی صفوی کمتر و دوره قاجار بیشتر استفاده می شد.آیا راه خوبی بود؟#جعفریان

۲۵۳

۵:۱۴

thumbnail
جبل شبیه صحرایی بوده که دورش دیوار کشیده اند‌ . برای همین به قول دختر فرهاد میرزا پر از خارمغیلان و شن زار است و جز خاک ، زمین و آسمان چیزی دیده نمی شود.حکومت این منطقه آل رشید بودند که بعدها سعودی ها از بین بردندشان.گاهی همین آل رشید که حافظان امنیت راه بودند، به کاروان حجاج حمله می کرد و گاهی قبایل بدوی!برای همین شیخ فضل الله نوری سال ۱۳۲۰ که خودش از این راه رفت، فتوای حرمت حج از راه جبل را داد و به علما هم نامه نوشت.
نجم الملک برای ما درباره روش تامین امنیت امیر جبل نوشته که او شخصی را به نجف می فرستاد تا حجاج را به سلامت عبور دهد. بعد از هر نفر شتر سوار۱۵ تومان می گرفت.قرار بود از پیاده ها پول نگیرند. اما « در هر منزلی جمعی از پیادگان را می طلبید و حکم می داد چند نفر از اعراب اشد کفرا و نفاقا، با چماق های قوی بر سر هر نفر می ریختند و آن مظلوم را بی محابا آنقدر می زدند که گاه می مرد! و آنچه ممکن بود از درهم و دینار وصول می کردند و حاجی جواد حمله دار، پسر حاجی عابد، تبعه دولت ایران در زیر چماق ، این سال شهید شد.»
خلاصه از حدود ۱۳۱۶ راه از سمت ایران مسدود اعلام شد. بعد امیر جبل کلی مذاکره کرد و راه را باز کرد که تازه شیخ فضل الله نوری در سال اول باز شدن از آن راه به حج رفت که خوب شده بود و باز فتوای تحریم داد.غیر از غارتگری ها، گاهی دزدها مصالحه می کردند و امیر الحاج و حافظان از حاجی ها برای دزدها پول می گرفتند.این باعث بدبینی حجاج به این افراد می شد:گرچه دزدان لعین محض شرند ساربانان از حرامی بدترند
ساربان بدتر ز دزدان در طریقباز میر حاج زین هر دو فریق!حاجی پیاده که بدبخت بود؛ تازه حاجی سواره را گاهی اجازه نمی دادند برای نماز پیاده شود . گاهی حاجی خوابش می برد و از روی شتر می افتاد و در راه می ماند یا می مرد.لذا تعدادی از علمای آن دوران حکم کردند اگر کسی فقط همین راه را برای حج داشته باشد، مستطیع از نظر طریقی یا سربی نخواهد بود.
برای شادی روح شهدای حجو سلامتی و شادی روح حافظان واقعی حجاج صلواتی بفرستیم.
#جعفریان
undefined۴

۲۶۸

۵:۳۷

thumbnail
حالا که من دارم اینها را می نویسم وداع با رهبر شهید شروع شده،مردی که با توحید، با قرآن، با حسینی بودن، با حرکت به سوی صاحب الزمان،به ما عزت داد.حتی در فاجعه منا هم که حرف و حدیث زیاد است، عزت ایرانی باعث شد همه شهدا به کشور برگردند و این در حالی بود که خیلی از شهدای بقیه کشورها بی نام و نشان دفن شدند،چون عربستان فکر نمی کرد ملزم است به آنها جواب پس بدهد.حالا که من اینها را برای شما می نویسم، ما با مردی خداحافظی می کنیم که سیاستش، توحید بود.مردی که از بی عرضگی و ظلم شاهان در حق ایرانی ها حرص می خورد.مردی که ما را دوست داشت و از ما مراقبت می کرد.ای فرزند ابراهیم ای فرزند ابراهیمدلمان برایت تنگ می شود.
undefined۱۳

۴۴۱

۵:۵۳

۱۹ تیر
حج‌خوانی و حج‌دانی
حجاج ایرانی از چهار مسیر به حج می رفتند: ✓راه دوم: جبل راه جبل یا نجد از عراق به مکه می رسید و همان راهی است که امام حسین از آن به کربلا رسیدند. بعدها به خاطر تلاش های زبیده همسر هارون در تعمیر راه و کندن چاه برای حجاج، گاهی راه زبیده هم نامیده می شد. در دوره ی صفوی کمتر و دوره قاجار بیشتر استفاده می شد. آیا راه خوبی بود؟ #جعفریان
✓راه سومراه رایج در عصر صفوی و قاجار، راه شام بود.یعنی مسیر به این شکل می‌ شد:عراق، حاشیه فرات، حلب، شام،مدینه، مکه‌.زائر ایرانی اغلب در دمشق به کاروان شام که بزرگترین کاروان حج بود، می پیوست.آب و هوا و غذا در این راه بهتر بود ولی در عوض طولانی تر می شد.جنبه مثبت دیگر آن زیارت حضرت زینب بود. حتی برخی در میانه راه به بیروت و قاهره هم سری می زدند.به علاوه چون جمعیت زیادی (حدود پنجاه هزار نفر درسال۱۲۶۳) داشت، پاشای عثمانی به نوعی امیرالحاج حساب می شد و امنیت خوبی داشت.
از حدود ۱۳۲۶ قمری از دمشق تا مدینه ، قطار کشیده شده بود. هزینه این خط آهن را مسلمانان کشورهای مختلف به خصوص هند اهدا کرده بودند که متأسفانه در جریان اختلاف بین اعراب حجاز و عثمانی، تخریب شد.#جعفریان
undefined۱

۳۱۸

۷:۰۷

۱ مرداد
حج‌خوانی و حج‌دانی
✓راه سوم راه رایج در عصر صفوی و قاجار، راه شام بود. یعنی مسیر به این شکل می‌ شد: عراق، حاشیه فرات، حلب، شام،مدینه، مکه‌. زائر ایرانی اغلب در دمشق به کاروان شام که بزرگترین کاروان حج بود، می پیوست. آب و هوا و غذا در این راه بهتر بود ولی در عوض طولانی تر می شد. جنبه مثبت دیگر آن زیارت حضرت زینب بود. حتی برخی در میانه راه به بیروت و قاهره هم سری می زدند. به علاوه چون جمعیت زیادی (حدود پنجاه هزار نفر درسال۱۲۶۳) داشت، پاشای عثمانی به نوعی امیرالحاج حساب می شد و امنیت خوبی داشت. از حدود ۱۳۲۶ قمری از دمشق تا مدینه ، قطار کشیده شده بود. هزینه این خط آهن را مسلمانان کشورهای مختلف به خصوص هند اهدا کرده بودند که متأسفانه در جریان اختلاف بین اعراب حجاز و عثمانی، تخریب شد. #جعفریان
راه چهارمراه انزلی ـ اسلامبول به جده یا ینبعبخشی از این مسیر با راه آهن و بخشی با کشتی بود. در واقع حاجی می توانست از اسلامبول مستقیما با کشتی به دریای سرخ و بندر ینبع و جده برود یا از مسیر مصر و قاهره به مدینه برود.برخی حاجیان در بازگشت به زیارت شام و #بیت_المقدس هم می رفتند.این راه چه طور بود؟گزارشی در سال۱۳۰۲ چنین نوشته:«هشتصد نفر از راه شام آمد که پنجاه نفر از تشنگی و باد سام مرده بودندو قریب یکصد نفر هم از راه جبل به دزدی و لباس تبدیل آمدند و یک هزار و دویست نفر از راه بوشهر و بندرعباس و بغداد آمده و از جده وارد شده و یک هزار و کسری هم از راه اسلامبول آمدند.»میرزا داود هم در خاطرات خود نوشته:« آمدن به مکه از این راه موجب ثواب که نخواهد بود قطعا موجب عقاب است. چون هم خوف بر اتلاف مال و هم خوف تلف جان و هم از دست رفتن وظایف و عبادات یومیه فرضیه و عدم تحصیل و تمکن طهارت همه را تا اینجا دارد تا بعد از این چه شود. به خصوص بر زنها که حرام است قطعا.»
حالا به نظرتان آن سالها سخت تر بود یا این ایام؟#جعفریان

۳۰۲

۱۲:۱۱

۲۱ مرداد
بازارسال شده از به حج
thumbnail
اینها را بچه کشیده بودو من در مدینه همه چیز را همینقدر سبز و لیمویی می دیدم،هیبت رسول مرا نمی گرفت،ای عقل تو کودکی!برو بازی کن!و من حتی عقل هم نبودم.فقط یادم بود که «محمد مثل گل بود.»در مدینه دلم می رقصید،گرم بودم، گرم از نزدیک شدن به آن خورشید سلسله دوستان خدا، دوست ترین دوست خدا،من یک قدم تا خدا فاصله داشتم،ما به فلک می رویم....قافله سالار ما فخر جهان ، مصطفی است.
دست هایم را به رسول می دادم و می دانستم او به گرمی خدا تکیه داده،مدینه، غربت داشت و زمختی دستان مردهایی که دستشان را از علی قایم کرده بودند و به گونه های لطیف زهرایش، خراشیده بودند ، دلت را خش می انداخت.مدینه دهان ها را می بویید و چشم ها را به دنبال اشک می کاوید« مبادا گفته باشی دوستت دارم.»ولی مدینه صدای خنده بچه هایی را که رسول را به گردو به خودش فروخته بودند، هم داشت؛
ماه مدینه بیعت در آب با زنها را هم دیده بود،دیده بود که مردها با زن ها مهربان‌تر شده بودند،دخترها از پدرها نمی ترسیدند،برده های یک لاقبا گردن هایشان افراشته شده بود و سینه ی نحیف شان، ستبر می شد،حالا هزار سال گذشته،هزااااار و بیشترو سینه نحیف غزه ای ها با تو ستبر است ای محمد،روی دیوارها می نویسند لن ترکع امة قائدها محمد .عزیزانشان را که تشییع می کنند می گویند فداک یا محمد.محمدمحمدمحمدما را زنده کن ، هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق.پ.ناز حج ام هرچه نمانده، دلتنگی برای زیارت شما مانده، خوش به حال زایران شما ،خوش به حال زایران مجتبای خدا در بقیع.

۶

۱۵:۳۶

بازارسال شده از به حج
thumbnail
سهم ما از بقیع،از زانو زدن پای مزار چهار امام از لمس کردن با احتیاط تربت پاک امام حسن(ع)اشک ریختن و زمزمه با اوهمین بود.ومگرهمینکمبود؟
اگر دنیا به کامم بود، الان باید حرم بودم.

۲۲

۱۵:۴۰

۲۳ مرداد
بازارسال شده از عقل و زندگي
thumbnail
امام صادق می فرمایند که ابراهیم خلیل در دورانی که هنوز فرزندی نداشت،گاهی با خدا مناجات میکرد و نگرانی خود را از اینکه از دنیا برود و خانواده اش سرپرستی نداشته باشند، بیان می کرد.خداوند به او وحی کرد: ای ابراهیم آیا جانشینی برای بعد از خودت، بهتر از من میخواهی؟ و ابراهیم خیالش راحت شد.
با این حال خدا بعدتر اسماعیل را به او داد،با یک عالمه ابتلا و امتحان سخت.از امر به دوری فرزند تا ذبح او.و این امتحان ها قرار بود مقدمه بعثت پیامبر، حج و ظهور در آخرالزمان باشد
#ابراهیم#عابدینی

۵

۱۰:۴۱

حج‌خوانی و حج‌دانی
undefined امام صادق می فرمایند که ابراهیم خلیل در دورانی که هنوز فرزندی نداشت،گاهی با خدا مناجات میکرد و نگرانی خود را از اینکه از دنیا برود و خانواده اش سرپرستی نداشته باشند، بیان می کرد. خداوند به او وحی کرد: ای ابراهیم آیا جانشینی برای بعد از خودت، بهتر از من میخواهی؟ و ابراهیم خیالش راحت شد. با این حال خدا بعدتر اسماعیل را به او داد، با یک عالمه ابتلا و امتحان سخت. از امر به دوری فرزند تا ذبح او. و این امتحان ها قرار بود مقدمه بعثت پیامبر، حج و ظهور در آخرالزمان باشد #ابراهیم #عابدینی
سه نکته عجیب اینجاست:ـ فکر کردن به خدا به عنوان مبدأ و معبود، رایج است . ولی چه طور او را جانشین بعد از خود بدانیم؟ به او بسپاریم و رها کنیم؟ـ هرکس نعمت گذاشته، با ابتلاش گذاشته . لذا دعای ما برای نعمتها خودش باعث ورود ما به پیچ های جدیدتر میشه.ـ البته که طی شدن صحیح ابتلا با رشد و نعمتهای جدید همراهه.خدایا چی بگیم؟
undefined۷

۲۵۲

۱۰:۴۵

۳۰ مرداد
thumbnail
خدا در عطا بخیل نیست. ولی عالم ، دقیق است و میان اجزایش، ارتباطات پیچیده ای برقرار است.برای همین نمی شود مهره ها را بی قاعده جابه جا کرد. ما در دعا این را در نظر نمی‌گیریم ولی نبی می داند. برای همین صبر می کند.در احادیث آمده که ساره دخترخاله ابراهیم و نوه ی لاحج نبی بود. او ثروتش را در راه رسالت ابراهیم به او بخشید و خودش به او پیشنهاد ازدواج با هاجر و دعا برای فرزنددارشدن را داد تا نبوت و کمالات او بی وارث نماند.اما وقتی اسماعیل متولد شد، ساره اندوهگین شد. او بدخلقی و بی صبری نکرد .ولی حضرت ابراهیم از این وضعیت نگران شد و از خدا راهنمایی خواست.خدا فرمود هاجر و اسماعیل را به حرم امن من،اولین مکانی که برای عبادت خلق کردم،مکه ببر.ابراهیم گریست و هاجر و اسماعیل.مثل محمد رسول ما در سوگ فرزندش که گفت من بشر هستم.چشم میگرید و قلب سوگوار است.اما چیزی نمی گوییم که خدا را خشمگین سازد.ابراهیم در راه بازگشت در ذی طوی دعا کرد:رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ
پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه ای بی کشت و زرع نزد خانه محترمت سکونت دادم؛ پروردگارا! برای اینکه نماز را بر پا دارند؛ پس دل های گروهی از مردم را به سوی آنان علاقمند و متمایل کن، و آنان را از انواع محصولات و میوه ها روزی بخش، باشد که سپاس گزاری کنند.
و آنقدر به استجابت مطمئن بود که از خدا می خواست کاش شاکر بشوند.در کجا؟ در جایی بدون قابلیت کشاورزی!هدف اصلی؟ اقامه نماز، نه رفع تنهایی خانواده اش.ابراهیم یادش بود آتش را خدا سرد کرد، چرا باید شک می کرد؟
undefined۳
undefined۲

۱۲۶

۱۳:۵۷