لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل مرتضی نظری م
۳۴۹ عضو

مرتضی نظری

آموزش خوب، حق بچه‌های ایرانهمرتضی نظری، یادگیرندهعضو خانواده بزرگ آموزش‌ و پرورش
ارتباط با من@mnazari_edu
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲۱ تیر
undefinedنشست را از موضوعیت می‌اندازد. ۶. عکاسی و تصویربرداری از لحظه اعطای کیف‌های صنایع دستی، هدیه و لوح به استاد میهمان هم در نوع خود قابل تأمل بود. نباید فراموش کنیم شما کارگاه برگزار کردید نه مراسم نکوداشت. هدیه و تقدیر از استاد سخنران و مدعو، کار بسیار پسندیده و شایسته ای است ولی معنا و مفهومِ عکس يادگاري معاون دانشگاه و رئیس دانشگاه استان تهران را در حال اهدای لوح و هدیه قابل فهم نیست. شما به عنوان مدیر اجرایی در یک نشست آموزشی، هیچ وظیفه ای جز گوش دادن و آموختن و نهایتا تشکر از استاد ندارید. باید به این بدعت لوث و نخ نمایِ ژست گرفتن مدیران اجرایی در نشست‌ها و همایش‌ها پایان داد.مدیران اجرایی، حکم داور مسابقه را دارند نه بازیکن. شما فقط باید بر اجرای درست قانون نظارت کنید و موانع حرکت را از سر راه بردارید.تسهیلگر باشید نه گیرنده عکس یادگاری. ۷. یکی از کارهای بسیار خوب برپاکنندگان این نشست، اقدام دکتر سید رسول حسینی، دکتر ابولفضل بختیاری و خانم دکتر صیدی رئیس دانشکده علوم تربیتی در تهیه و اهدای جدیدترین ویراست کتاب "ارزشیابی آموزشی تألیف دکتر عباس بازرگان" به شرکت کنندگان بود. بخصوص که آقای دکتر بازرگان در حین آموزش، استناداتی هم به برخی صفحات کتاب اهدا شده داشتند و مراجعه زنده به کتاب برای شرکت کنندگان‌، میسر بود. ۸. دکتر بازرگان در حین تدریس ده دوازده بار نام دو سه نفر از شاگردان قدیمشان که در جلسه حاضر بودند را به زبان آوردند که از نظر عدالت آموزشی و تسهیمِ برابر نگاه و توجه مربی به همه فراگیران برای من جای سوال گذاشت. توجه نابرابر با چند دانشجوی سابق در کنار دیگرانی که آنها هم مشتاقانه برای استفاده از مباحث شرکت کرده بودند حس خوبی نمی داد. گاهی تعصب بیش از حد برخی اساتید روی دانشجویان خودشان به محدودیت و سوگیری شناختی تبدیل می‌شود. دکتر بازرگان در این نشست گفت مجله آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان را دیده‌اند اما نام دکتر مسعود کبیری در آن نبوده پس فایده ای ندارد! این سخن از ایشان عجیب بود چون علیرغم تلاش‌های دکتر کبیری در حوزه تیمز و پرلز، اما اگر از خودش هم بپرسیم قطعاً مدعی نیست که همه دانشِ آموزش ابتدایی در جیب اوست که اگر نامش در یک مجله نباشد، مجله از اعتبار ساقط شود. ۹. از محاسن قابل توجه این کارگاه این بود که دکتر بازرگان در جایگاه یک مربی چیره و دلسوز، همه شرکت کنندگان را به مشارکت در بحث وا می‌داشت. اما وقتی از شرکت کنندگان سوال می‌پرسید، به افراد، مجالِ پاسخ کامل نمی‌داد و پاسخِ پرسشی که خودشان پرسیده بودند را قطع می کردند و وارد بحث خودش می‌شد و اغلب مباحث اساتید شرکت کننده‌، ناقص و ناتمام ماند. ۱۰. در این جلسه خبر بسیار خوبی را آقای دکتر حسینی اعلام کرد که قرار است با همت دکتر بازرگان، دکترای رشته مطالعات آموزش ابتدایی راه‌اندازی شود.
undefinedنکته پایانیاین نقدها و تحسین‌ها در کنار هم برای حمایت از تداوم اقداماتی مشابه نشست ارزشمند گروه آموزش ابتدايي دانشگاه فرهنگیان تهران است. به خصوص از دو دوست و استاد خوش نام آقایان دکتر سید رسول حسینی و دکتر ابوالفضل بختیاری که دغدغه تربیت معلم دارند و در طراحی و تدارک این نشست زحمات بسیار کشیدند، به سهم خودم قدردانی می‌کنم. این رویداد، در برهوت فعلی دانشگاه فرهنگیان که محافظه‌کاری و بی رمقیِ گسترده جز در مواردی اندک، بدنه علمی و اداری دانشگاه و گروههای آموزشی، فرهنگی و پژوهشی را فراگرفته، شایان تقدیر است.و اینکه مدیران ارشد برای حضور در یک نشست علمی، وقت می گذارند، در نوع خود مبارک و ارزشمند است.امیدوارم این تلاش کوچک اما قابل تحسین، در تمام بخش های دانشگاه فرهنگیان فراگیر شود تا موتور تفکر، خرد، گفتگو و نقد روشن شود و دانشگاه فرهنگیان از این خمودگیِ چندین ساله به تدریج خارج شود.
undefined شبکه‌های اجتماعی مرتضی نظری
https://rubika.ir/mortezanazari_edu
https://ble.ir/MortezaNazari_edu
https://eitaa.com/mortezanazari_edu
undefined۱۲

۹۱۱

۱۴:۴۴

۲۲ تیر
thumbnail
*undefinedاگر در اینستاگرام حضور دارید، نشانی من اینجاستundefined https://www.instagram.com/mortezanazari_edu
undefined۱

۲۶۶

۱۵:۴۷

۲۴ تیر
thumbnail
جنوب، قلب ایرانه
undefined۱۰

۲۷۷

۶:۳۵

۲۷ تیر
مرتضی نظری
undefined آفرینشِ گفتمانی برازنده نام ایران undefined مرتضی نظری در آغاز، میشد در عمق و هسته شکل‌گیری هر دو جریان اصولگرایی و اصلاح طلبی رگه‌هایی از تلاش برای اعتلای ایران، دوست داشتن وطن و خدمت صادقانه به مردم را دید اما رفته رفته و به تدریج، موريانه فرصت‌طلبی به هر دو جریان رخنه کرد و آنها را از اصالت انداخت و به انحراف کشاند. اما مهمتر از رخنه فرصت‌طلبان، غیرفعال شدن جریان خودانتقادی و نقددرونی بود که هر دو جریان را از چشم مردم ایران انداخت. تا جایی که امروز شاهدیم به دلیل شکل گیری قبیله‌های فرصت‌طلب ذیل نام جریان اصولگرایی و اصلاح طلبی، دیگر اقبال چندانی به هر دوطرف نیست. تعطیلیِ جريان مستمر نقد درونی به فساد و بی‌اعتباریِ هر گفتمانی انجامید که از ابتدا به قصد اصلاح و خدمت شکل گرفته بود. به نظر می رسد فرهنگیان بیش از سایر اصناف جامعه، به هر دو گفتمان و جریان، بی‌اعتماد شده باشند. علیرغم وجود چهره‌های سلامت و اصیل در هر دو طیف، اما برآیند نظر مخاطبان این است که جذابیت و کارکرد گذشته‌شان را از دست داده‌اند. مردم به ویژه معلمان که عموماً سازمان رأی هر دو جریان فرض شده‌اند، ارزیابی دقیقی از کارنامه هر دو طرف دارند. وضعیت جدید کشور به ویژه در موضوع آموزش و فرهنگ، به گفتمانی اصیل حول محور پیشرفت، و ساختن آموزش و پرورشی شايسته و برازنده نام ایران نیاز دارد. گفتمانی که در پیشگاه مردم ایران، فاقد سوپیشینه‌ پشتِ نام "تدیّن و انقلابی‌گری" یا "تحول و روشنفکری" باشد. #ایران #گفتمان_اصیل #آموزشِ_خوب_حق_بچه‌های_ایرانه ‌ undefined شبکه‌های اجتماعی ما https://rubika.ir/mortezanazari_edu https://ble.ir/MortezaNazari_edu https://eitaa.com/mortezanazari_edu https://t.me/MortezaNazari_Edu https://www.instagram.com/mortezanazari_edu
undefined عبور از این دو قبیله پرآسیب
و تربیت مدیرانِ برازنده نام ایران

undefined مرتضی نظری

در یادداشتِ "آفرینشِ گفتمانِ برازنده نام ایران" از ضرورت عبور از دوگانه‌ی پرهزینه و کم خاصیتِ اصلاح‌طلب و اصولگرا و آثار مخرب تشکیل باندها تحت لوای این دو جریان نوشتم. اکنون به شاخص متناسب برای انتخاب و انتصاب مدیرانِ برازنده نام ایران می‌پردازم.عنوان این شاخص، "شاخصِ پایبندی به پیشرفت ایران" است.معیاری برای ارزیابی مدیران و جریانات فعال در جایگاه‌ها و موضوعات خرد و کلان ایران. اصلاح‌طلب یا اصولگرا بودن مدیران در شرایط جدید ایران، فاقد ارزش ذاتی است. آنچه وجود یک مدیر را ارزشمند می‌سازد، توانِ حل مسأله، مهارت رهبری و غنی‌سازیِ ظرفیت درونی افراد و شکوفاندن دانش ضمنی و نهفته‌ی سرمایه انسانی سازمان است.اعتماد جامعه ایران به هر دو طیف تبخیر شده. اگر دل در گروی پیشرفت ایران دارید، با اطمینان از دوگانه‌های کاذب اصولگرا و اصلاح طلب عبور کنید و روی ایران و پیشرفت همه‌جانبه‌اش متمرکز شوید. این شاخص، یک موضوع کلیِ غیرقابل اندازه‌گیری نیست.undefinedشاخص پایبندی به پیشرفت ایران یعنی؛undefinedارجحیت خیر و منفعت عمومیِ سرزمین ایران بر منافع جریانی یا قبیله‌ای مدیران،undefinedشفافیت در عملکرد و پاسخگویی عمومی به عنوان ارزش مورد تأکید،undefinedآینده‌نگریِ راهبردی ۵ تا ۱۰ سالهundefinedسوابق، خدمات و اقدامات اجراییِ قابل اندازه‌گیری به نفع خیر عمومی و پیشرفت محلی و ملی ایرانundefinedاحراز گذشته و حال سیاسی و اجرایی مدیران که چقدر در خدمت رشد منافع شخصی و خانوادگی بوده و چقدر برای خدمات عمومی و جانشین‌پروری درست بوده؟ایران جدید، به مدیرانی برازنده نام و شکوه فرهنگی ایران نیاز دارد و بخش بزرگی از این مسؤلیت ملی، بر دوش آموزش و پرورش است.
#ایران
undefined شبکه‌های اجتماعی ما
روبیکا |بله |ایتا | تلگرام | [اینستاگرام](https://www.instagram.com/mortezanazari_ed
)*
undefined۱۰

۷۹۲

۱۷:۰۶

۳ مرداد
thumbnail
undefinedمدارس ما و رویداد نیما تکیدو
undefined رضا شجیع، مدرس دانشگاه
آنچه در رویداد نیما تکیدو در ایران‌مال رخ داد، فقط یک ازدحام ساده نبود؛ تصویری فشرده از شکاف میان شهرت دیجیتال و آمادگی مدیریتی در جهان واقعی بود. طبق ویدئوها و گزارش‌های منتشرشده، استقبال گسترده هواداران باعث اختلال در برنامه و شکل‌گیری شرایطی شد که کنترل جمعیت را دشوار کرد. درباره میزان آسیب‌دیدگی نیز روایت‌های مختلفی منتشر شده و همه جزئیات هنوز تأیید رسمی نشده‌اند. مسئله اصلی این بود که ظاهراً میزبان، قدرت بسیج یک چهره متولد شبکه‌های اجتماعی را با معیارهای قدیمی سنجیده بود. نسل زد و آلفا، رابطه‌ای متفاوت با چهره محبوب خود دارند. برای آن‌ها اینفلوئنسر صرفاً یک فرد مشهور نیست؛ شخصیتی آشنا، روزمره و نزدیک است که ساعت‌ها در تلفن همراهشان حضور داشته است. همین احساس نزدیکی، مرز میان تماشاچی و مشارکت‌کننده را از بین می‌برد و میل به نزدیک‌شدن، عکس‌گرفتن و ثبت لحظه را تشدید می‌کند. در چنین رویدادی، ظرفیت سالن فقط یکی از متغیرهاست. مسیر حرکت مهمان، فاصله ایمن، ورودی‌های مرحله‌ای، ثبت‌نام واقعی، موانع فیزیکی، تعداد نیروهای آموزش‌دیده، خروج اضطراری و سناریوی توقف برنامه باید از پیش طراحی شود. وقتی رویداد اطلاع رسانی عمومی می‌شود و هم‌زمان از یکی از شلوغ‌ترین دورهمی‌های تابستان سخن گفته می‌شود، ازدحام دیگر یک اتفاق غیرمنتظره نیست؛ یک ریسک قابل پیش‌بینی است. اما مهم‌ترین نشانه این رویداد، شگفت‌زدگی همگانی بود: برگزارکننده از جمعیت، رسانه‌ها از نفوذ چهره و جامعه از قدرت فرهنگی نسلی غافلگیر شدند که مدت‌هاست جهان مرجع خود را بیرون از رسانه‌های سنتی ساخته است. درس مدیریتی روشن است: نسل جدید را نمی‌توان با داده‌های قدیمی مدیریت کرد. پیش از برگزاری هر رویداد، باید جامعه هواداری را شناخت، نه فقط ظرفیت مکان را⁩.
undefined شبکه‌های اجتماعی ما
روبیکا |بله |ایتا | تلگرام | [اینستاگرام](https://www.instagram.com/mortezanazari_ed
)*
undefined۱

۲۸۱

۱۷:۰۱

مرتضی نظری
undefined undefinedمدارس ما و رویداد نیما تکیدو undefined رضا شجیع، مدرس دانشگاه آنچه در رویداد نیما تکیدو در ایران‌مال رخ داد، فقط یک ازدحام ساده نبود؛ تصویری فشرده از شکاف میان شهرت دیجیتال و آمادگی مدیریتی در جهان واقعی بود. طبق ویدئوها و گزارش‌های منتشرشده، استقبال گسترده هواداران باعث اختلال در برنامه و شکل‌گیری شرایطی شد که کنترل جمعیت را دشوار کرد. درباره میزان آسیب‌دیدگی نیز روایت‌های مختلفی منتشر شده و همه جزئیات هنوز تأیید رسمی نشده‌اند. مسئله اصلی این بود که ظاهراً میزبان، قدرت بسیج یک چهره متولد شبکه‌های اجتماعی را با معیارهای قدیمی سنجیده بود. نسل زد و آلفا، رابطه‌ای متفاوت با چهره محبوب خود دارند. برای آن‌ها اینفلوئنسر صرفاً یک فرد مشهور نیست؛ شخصیتی آشنا، روزمره و نزدیک است که ساعت‌ها در تلفن همراهشان حضور داشته است. همین احساس نزدیکی، مرز میان تماشاچی و مشارکت‌کننده را از بین می‌برد و میل به نزدیک‌شدن، عکس‌گرفتن و ثبت لحظه را تشدید می‌کند. در چنین رویدادی، ظرفیت سالن فقط یکی از متغیرهاست. مسیر حرکت مهمان، فاصله ایمن، ورودی‌های مرحله‌ای، ثبت‌نام واقعی، موانع فیزیکی، تعداد نیروهای آموزش‌دیده، خروج اضطراری و سناریوی توقف برنامه باید از پیش طراحی شود. وقتی رویداد اطلاع رسانی عمومی می‌شود و هم‌زمان از یکی از شلوغ‌ترین دورهمی‌های تابستان سخن گفته می‌شود، ازدحام دیگر یک اتفاق غیرمنتظره نیست؛ یک ریسک قابل پیش‌بینی است. اما مهم‌ترین نشانه این رویداد، شگفت‌زدگی همگانی بود: برگزارکننده از جمعیت، رسانه‌ها از نفوذ چهره و جامعه از قدرت فرهنگی نسلی غافلگیر شدند که مدت‌هاست جهان مرجع خود را بیرون از رسانه‌های سنتی ساخته است. درس مدیریتی روشن است: نسل جدید را نمی‌توان با داده‌های قدیمی مدیریت کرد. پیش از برگزاری هر رویداد، باید جامعه هواداری را شناخت، نه فقط ظرفیت مکان را⁩. undefined شبکه‌های اجتماعی ما روبیکا |بله |ایتا | تلگرام | [اینستاگرام](https://www.instagram.com/mortezanazari_ed)*
undefined اگر به عنوان معلم و مدیر از اتفاقات امروز ایرانمال و استقبال ۵۰ هزارنفری نسل زدی ها از نیما رضایی، معروف به نیما تکیدو، یوتیوبر معروف خبر ندارید، اینجا را بخوانیدundefined*https://kalanshahr.ir/62479

undefined شبکه‌های اجتماعی ما
روبیکا |بله |ایتا | تلگرام | اینستاگرام*
undefined۴

۴۱۱

۱۷:۰۸

۴ مرداد
undefined تجربه‌نگاری _۱۴

چرا جامعه به قاضی امتحان اعتماد ندارد؟

undefined مصطفی مبشر
معلم و پژوهشگر توسعه انسانی، کرمان
«سال‌هاست معلم پشت میز تصحیح نشسته و جامعه فقط عدد نهایی را دیده است؛ امسال برای اولین بار بخشی از جامعه دارد دست‌های معلم را هنگام قضاوت می‌بیند.»
امتحان نهایی یکی از حساس‌ترین لحظه‌های زندگی آموزشی یک دانش‌آموز است. برای دانش‌آموز، یک نمره ممکن است فقط یک عدد نباشد؛ می‌تواند روی انتخاب رشته، مسیر دانشگاه، اعتماد به نفس و حتی نگاه خانواده به آینده او اثر بگذارد. به همین دلیل طبیعی است که خانواده‌ها نسبت به نتیجه امتحان حساس باشند و درباره نمره فرزندشان سؤال داشته باشند.
اما در سوی دیگر این ماجرا، سال‌هاست فردی نشسته که کمتر دیده شده است؛ معلمی که پشت میز تصحیح، با ده‌ها و گاهی صدها پاسخ روبه‌رو می‌شود و باید بر اساس معیارهای مشخص، درباره میزان یادگیری یک انسان تصمیم بگیرد.
مصحح امتحان، در واقع یکی از قاضیان خاموش نظام آموزشی است؛ قاضی‌ای که نه لباس قضا دارد، نه جایگاه پررنگ اجتماعی، اما تصمیم او می‌تواند برای دانش‌آموز مهم باشد.با این حال، رابطه جامعه با این «قاضی امتحان» همیشه رابطه‌ای همراه با اعتماد نبوده است.undefinedسال‌هاست هر زمان صحبت از امتحان و نمره به میان می‌آید، بخشی از نگاه‌ها به سمت معلم برمی‌گردد. اگر دانش‌آموزی نمره خوبی نگیرد، گاهی اولین جمله این است: «مصحح سخت گرفته است.» اگر نمره‌ها پایین باشد، گفته می‌شود: «معلم‌ها همکاری نکرده‌اند.» اگر دانش‌آموزی احساس کند حقش ضایع شده، انگشت اتهام خیلی سریع به سمت کسی می‌رود که برگه را تصحیح کرده است.اتهام‌هایی مانند سخت‌گیری بی‌دلیل، کم کردن نمره، سلیقه‌ای عمل کردن، بی‌دقتی در تصحیح و حتی جانبداری، سال‌ها همراه بسیاری از معلمان بوده است.البته باید پذیرفت که هیچ انسانی معصوم از خطا نیست. ممکن است یک مصحح هم اشتباه کند؛ ممکن است برداشت‌ها متفاوت باشد و ممکن است در برخی موارد نیاز به بررسی دوباره وجود داشته باشد. اما مسئله اینجاست که گاهی یک خطای احتمالی، به یک قضاوت عمومی درباره یک جامعه بزرگ از معلمان تبدیل شده است.کمتر کسی دیده است که یک معلم برای یک پاسخ تشریحی چند دقیقه مکث کند؛ راهنمای تصحیح را دوباره بخواند؛ بین دادن نیم نمره یا ندادن آن تصمیم بگیرد؛ یا در پایان روز، بعد از ساعت‌ها نگاه کردن به پاسخ‌ها، همچنان تلاش کند عدالت را رعایت کند.امسال اتفاق جالبی در فضای مجازی رخ داد. تعدادی از معلمان و مصححان امتحانات نهایی، بخشی از روند تصحیح را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشتند. آنها برگه‌های بدون نام را نشان دادند، درباره شیوه نمره‌دهی توضیح دادند و جامعه را برای چند لحظه پشت میز تصحیح نشاندند.این اتفاق را می‌توان یک حرکت ساده برای دفاع از خود دانست، اما شاید معنای عمیق‌تری هم داشته باشد: تلاش برای بازسازی اعتماد.وقتی مردم می‌بینند که یک برگه سفید، پاسخی ناقص یا نوشته‌ای که ارتباطی با سؤال ندارد، چگونه باید نمره دریافت کند، نگاهشان به موضوع تغییر می‌کند. شاید متوجه شوند که هر نمره پایین الزاماً نتیجه بی‌مهری معلم نیست؛ گاهی نتیجه فاصله‌ای است که میان انتظار ما و واقعیت یادگیری وجود دارد.undefinedاین تصاویر یک پیام مهم دارند: قبل از قضاوت درباره نمره، باید فرایند تولید آن نمره را هم دید.جامعه معمولاً نتیجه‌ها را می‌بیند، اما زحمت‌های پشت نتیجه‌ها پنهان می‌ماند. ما نمره را می‌بینیم، اما ساعت‌های نشستن مصحح پشت سیستم یا برگه‌ها را نمی‌بینیم. ما اعتراض خانواده را می‌شنویم، اما تردید و مسئولیتی را که معلم هنگام ثبت هر نمره احساس می‌کند، کمتر می‌بینیم.البته این شفافیت باید همراه با احترام باشد. هدف از نشان دادن برگه‌ها نباید سرزنش دانش‌آموز باشد؛ زیرا هر پاسخ ضعیف، قبل از آنکه نشانه ضعف یک فرد باشد، می‌تواند نشانه یک مسئله بزرگ‌تر در مسیر آموزش، یادگیری، انگیزه و حمایت آموزشی باشد.اما نشان دادن واقعیت تصحیح، می‌تواند یک فرصت باشد؛ فرصتی برای اینکه گفت‌وگوی ما درباره آموزش از سطح گلایه‌های احساسی بالاتر برود و به سمت شناخت دقیق‌تر حرکت کند.شاید مشکل اصلی این نیست که چرا یک دانش‌آموز نمره پایین گرفته است. سؤال مهم‌تر این است که چرا در جامعه‌ای که معلم یکی از مهم‌ترین نقش‌ها را در ساختن آینده دارد، اعتماد به این نقش تا این اندازه آسیب دیده است.undefined️معلم، قاضی امتحان است؛ اما قاضی‌ای که خودش هم سال‌هاست در معرض قضاوت قرار دارد.
undefined شبکه‌های اجتماعی ماروبیکا |بله |ایتا | تلگرام | اینستاگرام*
undefined۴

۳۱۰

۱۲:۱۱

۵ مرداد
undefined نقدنگاشت - ۱۵

طبقه متوسط در سراشیبی فقر*

undefinedبابک کاظمی
دکتری سیاستگذاری عمومی
نویسنده، معلم، استان گیلان

طبقه متوسط همواره ستون اصلی ثبات اجتماعی و موتور محرک توسعه در هر کشوری بوده است این طبقه با نقش آفرینی در تولید اشتغال آموزش و سرمایه انسانی زمینه رشد اقتصادی و پیشرفت اجتماعی را فراهم می کند هر اندازه طبقه متوسط قدرتمندتر باشد امید به آینده افزایش می یابد و جامعه با آرامش بیشتری مسیر توسعه را طی می کند اما تضعیف این طبقه تنها یک مسئله اقتصادی نیست بلکه پیامدهای گسترده اجتماعی فرهنگی و حتی سیاسی به همراه دارد.
در سال های اخیر قدرت خرید طبقه متوسط به طور مستمر کاهش یافته است بسیاری از خانواده هایی که زمانی برای خرید خانه بهتر سرمایه گذاری یا ارتقای کیفیت زندگی برنامه داشتند امروز تمام توان خود را صرف حفظ حداقل های زندگی می کنند آنها هنوز شاید همان خانه یا همان خودرو را داشته باشند اما دیگر توان نوسازی تعویض یا حتی نگهداری مناسب از دارایی های خود را ندارند آنچه امروز در اختیار دارند حاصل درآمدهای گذشته است نه توان اقتصادی امروز.
فقیرشدگی طبقه متوسط همیشه به معنای نداشتن غذا یا سرپناه نیست بلکه به معنای از دست رفتن تدریجی کیفیت زندگی است وقتی خانواده ای هزینه درمان آموزش فرزندان سفر یا فعالیت های فرهنگی را از برنامه زندگی خود حذف می کند در حقیقت بخشی از رفاه خود را از دست داده است این نوع فقر آرام و تدریجی شاید در ظاهر دیده نشود اما آثار آن در زندگی روزمره مردم کاملا آشکار است.
یکی از مهم ترین پیامدهای این وضعیت کاهش امید اجتماعی است زمانی که مردم احساس کنند تلاش بیشتر به بهبود زندگی منجر نمی شود انگیزه برای کار سرمایه گذاری و برنامه ریزی نیز کاهش پیدا می کند در چنین شرایطی ازدواج دیرتر انجام می شود فرزندآوری کاهش می یابد و مهاجرت نیروهای متخصص افزایش پیدا می کند این روند در نهایت سرمایه انسانی کشور را با تهدید جدی روبه رو می سازد

طبقه متوسط بیش از هر گروه دیگری به ثبات اقتصادی نیاز دارد زیرا نه از دارایی های بزرگ برای حفظ ارزش سرمایه خود برخوردار است و نه مشمول حمایت های مستقیم معیشتی می شود به همین دلیل تورم مزمن کاهش ارزش پول ملی و نااطمینانی نسبت به آینده بیشترین فشار را بر این قشر وارد می کند
undefined️از نگاه سیاستگذاری عمومی تضعیف طبقه متوسط هشداری جدی برای آینده کشور است زیرا این طبقه مهم ترین پشتوانه قانون گرایی مشارکت اجتماعی و توسعه پایدار به شمار می رود کوچک شدن آن به افزایش شکاف اجتماعی کاهش سرمایه اجتماعی و تضعیف اعتماد عمومی منجر خواهد شد
undefinedتجربه کشورهای موفق نشان داده است که توسعه پایدار بدون وجود طبقه متوسط توانمند امکان پذیر نیست رشد اقتصادی زمانی ارزشمند است که مردم آثار آن را در زندگی خود احساس کنند افزایش درآمد واقعی امنیت شغلی امکان پس انداز و امید به آینده مهم ترین نشانه های قدرت این طبقه هستند.
بازسازی طبقه متوسط نیازمند سیاست هایی پایدار مانند مهار تورم ایجاد ثبات اقتصادی حمایت از تولید افزایش بهره وری مبارزه با فساد و فراهم کردن فضای قابل پیش بینی برای فعالیت های اقتصادی است آنچه امروز بیش از کاهش درآمد طبقه متوسط را فرسوده کرده کاهش اعتماد به آینده است
حفظ طبقه متوسط به معنای حفظ امید سرمایه انسانی امنیت اجتماعی و مسیر توسعه کشور است اگر این طبقه توان برنامه ریزی برای آینده را از دست بدهد جامعه نیز بخش مهمی از ظرفیت پیشرفت و نوآوری خود را از دست خواهد داد.

undefined شبکه‌های اجتماعی ما
روبیکا |بله |ایتا | تلگرام | اینستاگرام*
undefined۶

۳۱۰

۱۹:۴۹

۱۶ مرداد
undefined نقدنگاشت- ۱۶
مسؤل بحران عقب‌ماندگی آموزشی بچه‌ها، مدیریت آموزشی است نه جنگ!

جنگ، آموزش و تولیدِ نابرابری؛ چرا دانش‌آموزان ایرانی عقب می‌مانند؟
undefinedجنگ فقط ویرانیِ فیزیکی نیست؛ جنگ، نظم اجتماعی را از ریشه مختل می‌کند و یکی از نخستین قربانیان این اختلال، آموزش و پرورش است. در ایران، هر بار که شرایط جنگی، ناامنی، یا بحران‌های ناشی از آن شدت می‌گیرد، آموزش از یک حق عمومی به یک امر فرعی و ناپایدار تبدیل می‌شود. نتیجه‌ی این وضعیت، چیزی جز ضعف تحصیلی گسترده‌ی دانش‌آموزان نیست؛ ضعفی که نه حاصل کم‌کاری فردی، بلکه محصول مستقیم بی‌ثباتی ساختاری است. در ظاهر، آموزش آنلاین و آموزش غیرحضوری قرار است راه‌حل باشند؛ اما در عمل، این شیوه‌ها بیشتر به مُسکنی موقت شبیه‌اند تا یک سیاست آموزشی مؤثر. اینترنت ضعیف، نبود زیرساخت مناسب، نابرابری در دسترسی به گوشی، لپ‌تاپ و فضای آرامِ یادگیری، باعث می‌شود آموزش مجازی برای بخش بزرگی از دانش‌آموزان عملاً کارایی نداشته باشد. در چنین شرایطی، مسئولیت شکست آموزشی نباید بر دوش دانش‌آموز یا خانواده گذاشته شود؛ مشکل اصلی در نبود برنامه‌ریزی دقیق و ناتوانی ساختاری آموزش و پرورش است. undefinedتعطیلات اجباریِ ناشی از جنگ یا بحران، اگرچه در ظاهر برای حفظ امنیت ضروری‌اند، اما وقتی به‌جای یک برنامه‌ی جبرانی و هدفمند، فقط به تعلیق آموزش منجر می‌شوند، عملاً فاصله‌ی یادگیری را بیشتر می‌کنند. دانش‌آموزی که چند هفته یا چند ماه از فضای آموزشی دور می‌ماند، به‌ویژه در پایه‌های حساس تحصیلی، به‌سادگی نمی‌تواند این خلأ را جبران کند. این مسئله در تابستان، زمانی که معمولاً انتظار می‌رود آموزش‌های جبرانی یا کلاس‌های ترمیمی برگزار شود، بیشتر خودش را نشان می‌دهد؛ اما در عمل، بسیاری از این برنامه‌ها یا وجود ندارند یا صوری و بی‌اثرند. undefinedاز این‌رو، تعیین تکلیف امتحانات پایان سال به یک مسئله‌ی پیچیده و حتی سیاسی تبدیل می‌شود. اگر امتحان برگزار شود، بسیاری از دانش‌آموزان به‌دلیل افت آموزشی واقعی، متضرر می‌شوند. اگر برگزار نشود، ارزشیابی تحصیلی بی‌اعتبار می‌شود و نظام آموزشی بیشتر به سمت بی‌نظمی می‌رود. این تناقض نشان می‌دهد که بحران آموزشیِ ناشی از جنگ، فقط یک مشکل مقطعی نیست، بلکه نشانه‌ی ضعف عمیق در سیاست‌گذاری آموزشی است؛ ضعفی که سال‌هاست زیر عنوان‌هایی مثل «شرایط خاص» یا «مدیریت بحران» پنهان شده است. undefinedواقعیت این است که جنگ، نابرابری آموزشی را تشدید می‌کند. دانش‌آموزان خانواده‌های برخوردار، با امکانات بهتر، کلاس خصوصی و دسترسی پایدارتر به اینترنت، بخشی از عقب‌ماندگی را جبران می‌کنند؛ اما دانش‌آموزان مناطق محروم، حاشیه‌ای و کم‌برخوردار، بیشترین ضربه را می‌خورند. این یعنی جنگ، به‌جای آن‌که به‌طور برابر بر همه اثر بگذارد، شکاف طبقاتی را در آموزش بازتولید می‌کند. undefinedاگر آموزش و پرورش در برابر این وضعیت فقط به تعطیلی، آزمون‌گیری صوری یا تکیه بر آموزش آنلاینِ بی‌زیرساخت بسنده کند، باید پذیرفت که بحران اصلی نه فقط جنگ، بلکه ضعف مدیریت آموزشی است. دفاع از حق آموزش در شرایط بحرانی، نیازمند برنامه‌ای عادلانه، جبرانی و واقع‌بینانه است؛ وگرنه نسل دانش‌آموزانی که امروز درگیر اختلال آموزشی‌اند، فردا با ضعف مهارتی، افت اجتماعی و نابرابری بیشتر وارد جامعه خواهند شد. م.مبشر
نویسنده و معلم، کرمان

undefined شبکه‌های اجتماعی ما
روبیکا |بله |ایتا | تلگرام | اینستاگرام*
undefined۹
undefined۳
undefined۱

۴۲۲

۵:۴۶

۲۰ مرداد
thumbnail
undefinedشوق دیدار بعد از ۳۲ سال؛
از جنوب تهران تا نیاوران به وقت ایران

undefined مرتضی نظری

undefinedیکی از اثرگذارترین شخصیت‌های زندگی‌‌ من، معلم ادبیات فارسی سال اول دبیرستان است.من در دبيرستان صنیعی‌فر منطقه‌ ۱۵ تهران درس خواند‌ه‌ام. اعتبار مدرسه صنیعی‌فر تا همین حالا به کادر آموزشی و مدیریتی مدرسه است.معلم ادبیات فارسی ما همان کسی بود که من را به رشته علوم انسانی به خواندن و به نوشتن و به #ایران متمایل کرد. او تنها معلمی بود که در سن دانش‌آموزی و اوج حال و هوای نوجوانی چند بار در کلاس و در جمع همکلاسی‌هایم، من را بابت پرسش‌ها و کنجکاوی‌هایی که داشتم، تشویق کرد. تمام هفته، شوق رسيدن زنگ ادبیات و دیدن و شنیدنش را که معلمی متمایز بود، داشتم تا باز از او و سبک متفاوت تدریس و ارتباطش با بچه ها با تمام وجود یاد بگیرم و بعد از زنگ آخر صبر کنم تا وقتی می‌خواهد از مدرسه راهی خانه شود، دقایقی وقتش را بگیرم و پرسش‌های تلنبار شده‌ام از هفته قبل را با او در میان بگذارم و البته شخصیت وزین و درآمیخته با مهربانی او که گوش می‌داد و پاسخ‌هایش عطش بیشتر پرسیدن و کنجکاوی را در من زنده می‌کرد.اثر و مهر معلمی‌اش در ذهن و ضمیر من از سال ۱۳۷۳ آنچنان عمیق و الهام‌بخش بود که تا حالا هیچ‌گاه فراموش که هرگز! حتی کم‌رنگ هم نشده.undefinedعصر گرم تابستان تهران، مرداد ۱۴۰۵، قرار است با تمام وجود به نشست خانه کتاب دِبای نیاوران شرکت کنم که مجله بخارا و آقای علی دهباشی و یارانش برای پرداختن به کتاب معلمِ ۳۲ سال پیش من برپا کرده بود. آن معلم کسی نیست جز آقای دکتر محمود فتوحی. دیدار "آقا فتوحی" معلم مدرسه دیروز و استاد برجسته امروز دانشگاه فردوسی مشهد، شورانگیزترین تجربه معنوی است که می توانست در چهل و هفتمین سال عمر تجربه شود.آقای کوروش هم با من آمده بود. دوست داشتم از دیدن جذبه شخصیت اثرگذار "آقا فتوحی" معلم محبوبم که بارها نام و اثرش را از من شنیده بود، محروم نماند. شخصیت‌های این چنین تعالی‌بخش برای فرهنگ ایران خیلی نادرند.undefined کتاب "چیستی ایران" اثر محققانه، دقیق و برآمده از تلاش چندین ساله استاد است که از سوی انتشارات سخن به مخاطبان ایران‌دوست عرضه شده.کتاب فاخر و ارزشمند چیستی ایران دلالت دیگری بر افتخار من به معلم اصیل دیروز و استاد امروز دانشگاه بود. و اتفاقاً در بخش‌های متعددی از کتاب به پیشینه خِرَد پرداخته‌اند که به دلیل تمرکز دو سال اخیرم روی موضوع خرد و آموزش و پرورشِ خردورزانه، مطالعه ریشه و مفهوم خرد از کتاب چیستی ایران بسیار قابل تأمل بود. undefinedتهیه و خواندن کتاب را حتما به علاقمندان فرهنگ، تاریخ، ادبیات و مطالعات ایران پیشنهاد می‌کنم.undefinedدر میان سخنرانان این نشست دو دانشجوی قدیم آقای دکتر فتوحی سخنانی در باب روشمندی و ارزشمندیِ کتاب گفتند. من در وقت پرسش و پاسخ، از آقای دهباشی مدیر نشست اجازه صحبتی کوتاه خواستم. ایستادم و جمع حاضر را مطلع کردم که "امروز فقط دانشجویان آقای دکتر فتوحی از دانشگاه فردوسی مشهد اینجا نیستند، دانش‌آموز ۳۲ سال پیش ایشان از دبيرستان صنیعی‌فر هم با عشق اینجا حضور دارد." undefinedگزارش تصویری نشست undefinedمعلمان، به شرط بهره‌مندی از اصالت، خردورزی و تخصص در کنار وطن‌دوستی و تلاش برای مفیدبودن، اثرگذارترین نقش را در زندگی دانش‌آموزان خود دارند که اثر وجودی‌شان حتی بعد از سه دهه فراموش نمی‌شود. undefined گزارش تصویریundefinedhttps://www.instagram.com/mortezanazari_edu#ایران#چیستی_ایران#محمود_فتوحی#معلم #کتاب #یادگیری#مرتضی_نظری
undefined شبکه‌های اجتماعی ما
روبیکا |بله |ایتا | تلگرام | [اینستاگرام](https://www.instagram.com/mortezanazari_ed
)*
undefined۱۳
undefined۴

۱۵۷

۷:۴۷