https://rubika.ir/mortezanazari_edu
https://ble.ir/MortezaNazari_edu
https://eitaa.com/mortezanazari_edu
۹۱۱
۱۴:۴۴
*
اگر در اینستاگرام حضور دارید، نشانی من اینجاست
https://www.instagram.com/mortezanazari_edu
۲۶۶
۱۵:۴۷
جنوب، قلب ایرانه
۲۷۷
۶:۳۵
مرتضی نظری
آفرینشِ گفتمانی برازنده نام ایران
مرتضی نظری در آغاز، میشد در عمق و هسته شکلگیری هر دو جریان اصولگرایی و اصلاح طلبی رگههایی از تلاش برای اعتلای ایران، دوست داشتن وطن و خدمت صادقانه به مردم را دید اما رفته رفته و به تدریج، موريانه فرصتطلبی به هر دو جریان رخنه کرد و آنها را از اصالت انداخت و به انحراف کشاند. اما مهمتر از رخنه فرصتطلبان، غیرفعال شدن جریان خودانتقادی و نقددرونی بود که هر دو جریان را از چشم مردم ایران انداخت. تا جایی که امروز شاهدیم به دلیل شکل گیری قبیلههای فرصتطلب ذیل نام جریان اصولگرایی و اصلاح طلبی، دیگر اقبال چندانی به هر دوطرف نیست. تعطیلیِ جريان مستمر نقد درونی به فساد و بیاعتباریِ هر گفتمانی انجامید که از ابتدا به قصد اصلاح و خدمت شکل گرفته بود. به نظر می رسد فرهنگیان بیش از سایر اصناف جامعه، به هر دو گفتمان و جریان، بیاعتماد شده باشند. علیرغم وجود چهرههای سلامت و اصیل در هر دو طیف، اما برآیند نظر مخاطبان این است که جذابیت و کارکرد گذشتهشان را از دست دادهاند. مردم به ویژه معلمان که عموماً سازمان رأی هر دو جریان فرض شدهاند، ارزیابی دقیقی از کارنامه هر دو طرف دارند. وضعیت جدید کشور به ویژه در موضوع آموزش و فرهنگ، به گفتمانی اصیل حول محور پیشرفت، و ساختن آموزش و پرورشی شايسته و برازنده نام ایران نیاز دارد. گفتمانی که در پیشگاه مردم ایران، فاقد سوپیشینه پشتِ نام "تدیّن و انقلابیگری" یا "تحول و روشنفکری" باشد. #ایران #گفتمان_اصیل #آموزشِ_خوب_حق_بچههای_ایرانه
شبکههای اجتماعی ما https://rubika.ir/mortezanazari_edu https://ble.ir/MortezaNazari_edu https://eitaa.com/mortezanazari_edu https://t.me/MortezaNazari_Edu https://www.instagram.com/mortezanazari_edu
و تربیت مدیرانِ برازنده نام ایران
در یادداشتِ "آفرینشِ گفتمانِ برازنده نام ایران" از ضرورت عبور از دوگانهی پرهزینه و کم خاصیتِ اصلاحطلب و اصولگرا و آثار مخرب تشکیل باندها تحت لوای این دو جریان نوشتم. اکنون به شاخص متناسب برای انتخاب و انتصاب مدیرانِ برازنده نام ایران میپردازم.عنوان این شاخص، "شاخصِ پایبندی به پیشرفت ایران" است.معیاری برای ارزیابی مدیران و جریانات فعال در جایگاهها و موضوعات خرد و کلان ایران. اصلاحطلب یا اصولگرا بودن مدیران در شرایط جدید ایران، فاقد ارزش ذاتی است. آنچه وجود یک مدیر را ارزشمند میسازد، توانِ حل مسأله، مهارت رهبری و غنیسازیِ ظرفیت درونی افراد و شکوفاندن دانش ضمنی و نهفتهی سرمایه انسانی سازمان است.اعتماد جامعه ایران به هر دو طیف تبخیر شده. اگر دل در گروی پیشرفت ایران دارید، با اطمینان از دوگانههای کاذب اصولگرا و اصلاح طلب عبور کنید و روی ایران و پیشرفت همهجانبهاش متمرکز شوید. این شاخص، یک موضوع کلیِ غیرقابل اندازهگیری نیست.
#ایران
روبیکا |بله |ایتا | تلگرام | [اینستاگرام](https://www.instagram.com/mortezanazari_ed)*
۷۹۲
۱۷:۰۶
آنچه در رویداد نیما تکیدو در ایرانمال رخ داد، فقط یک ازدحام ساده نبود؛ تصویری فشرده از شکاف میان شهرت دیجیتال و آمادگی مدیریتی در جهان واقعی بود. طبق ویدئوها و گزارشهای منتشرشده، استقبال گسترده هواداران باعث اختلال در برنامه و شکلگیری شرایطی شد که کنترل جمعیت را دشوار کرد. درباره میزان آسیبدیدگی نیز روایتهای مختلفی منتشر شده و همه جزئیات هنوز تأیید رسمی نشدهاند. مسئله اصلی این بود که ظاهراً میزبان، قدرت بسیج یک چهره متولد شبکههای اجتماعی را با معیارهای قدیمی سنجیده بود. نسل زد و آلفا، رابطهای متفاوت با چهره محبوب خود دارند. برای آنها اینفلوئنسر صرفاً یک فرد مشهور نیست؛ شخصیتی آشنا، روزمره و نزدیک است که ساعتها در تلفن همراهشان حضور داشته است. همین احساس نزدیکی، مرز میان تماشاچی و مشارکتکننده را از بین میبرد و میل به نزدیکشدن، عکسگرفتن و ثبت لحظه را تشدید میکند. در چنین رویدادی، ظرفیت سالن فقط یکی از متغیرهاست. مسیر حرکت مهمان، فاصله ایمن، ورودیهای مرحلهای، ثبتنام واقعی، موانع فیزیکی، تعداد نیروهای آموزشدیده، خروج اضطراری و سناریوی توقف برنامه باید از پیش طراحی شود. وقتی رویداد اطلاع رسانی عمومی میشود و همزمان از یکی از شلوغترین دورهمیهای تابستان سخن گفته میشود، ازدحام دیگر یک اتفاق غیرمنتظره نیست؛ یک ریسک قابل پیشبینی است. اما مهمترین نشانه این رویداد، شگفتزدگی همگانی بود: برگزارکننده از جمعیت، رسانهها از نفوذ چهره و جامعه از قدرت فرهنگی نسلی غافلگیر شدند که مدتهاست جهان مرجع خود را بیرون از رسانههای سنتی ساخته است. درس مدیریتی روشن است: نسل جدید را نمیتوان با دادههای قدیمی مدیریت کرد. پیش از برگزاری هر رویداد، باید جامعه هواداری را شناخت، نه فقط ظرفیت مکان را.
روبیکا |بله |ایتا | تلگرام | [اینستاگرام](https://www.instagram.com/mortezanazari_ed)*
۲۸۱
۱۷:۰۱
مرتضی نظری
مدارس ما و رویداد نیما تکیدو
رضا شجیع، مدرس دانشگاه آنچه در رویداد نیما تکیدو در ایرانمال رخ داد، فقط یک ازدحام ساده نبود؛ تصویری فشرده از شکاف میان شهرت دیجیتال و آمادگی مدیریتی در جهان واقعی بود. طبق ویدئوها و گزارشهای منتشرشده، استقبال گسترده هواداران باعث اختلال در برنامه و شکلگیری شرایطی شد که کنترل جمعیت را دشوار کرد. درباره میزان آسیبدیدگی نیز روایتهای مختلفی منتشر شده و همه جزئیات هنوز تأیید رسمی نشدهاند. مسئله اصلی این بود که ظاهراً میزبان، قدرت بسیج یک چهره متولد شبکههای اجتماعی را با معیارهای قدیمی سنجیده بود. نسل زد و آلفا، رابطهای متفاوت با چهره محبوب خود دارند. برای آنها اینفلوئنسر صرفاً یک فرد مشهور نیست؛ شخصیتی آشنا، روزمره و نزدیک است که ساعتها در تلفن همراهشان حضور داشته است. همین احساس نزدیکی، مرز میان تماشاچی و مشارکتکننده را از بین میبرد و میل به نزدیکشدن، عکسگرفتن و ثبت لحظه را تشدید میکند. در چنین رویدادی، ظرفیت سالن فقط یکی از متغیرهاست. مسیر حرکت مهمان، فاصله ایمن، ورودیهای مرحلهای، ثبتنام واقعی، موانع فیزیکی، تعداد نیروهای آموزشدیده، خروج اضطراری و سناریوی توقف برنامه باید از پیش طراحی شود. وقتی رویداد اطلاع رسانی عمومی میشود و همزمان از یکی از شلوغترین دورهمیهای تابستان سخن گفته میشود، ازدحام دیگر یک اتفاق غیرمنتظره نیست؛ یک ریسک قابل پیشبینی است. اما مهمترین نشانه این رویداد، شگفتزدگی همگانی بود: برگزارکننده از جمعیت، رسانهها از نفوذ چهره و جامعه از قدرت فرهنگی نسلی غافلگیر شدند که مدتهاست جهان مرجع خود را بیرون از رسانههای سنتی ساخته است. درس مدیریتی روشن است: نسل جدید را نمیتوان با دادههای قدیمی مدیریت کرد. پیش از برگزاری هر رویداد، باید جامعه هواداری را شناخت، نه فقط ظرفیت مکان را.
شبکههای اجتماعی ما روبیکا |بله |ایتا | تلگرام | [اینستاگرام](https://www.instagram.com/mortezanazari_ed)*
۴۱۱
۱۷:۰۸
چرا جامعه به قاضی امتحان اعتماد ندارد؟
«سالهاست معلم پشت میز تصحیح نشسته و جامعه فقط عدد نهایی را دیده است؛ امسال برای اولین بار بخشی از جامعه دارد دستهای معلم را هنگام قضاوت میبیند.»
امتحان نهایی یکی از حساسترین لحظههای زندگی آموزشی یک دانشآموز است. برای دانشآموز، یک نمره ممکن است فقط یک عدد نباشد؛ میتواند روی انتخاب رشته، مسیر دانشگاه، اعتماد به نفس و حتی نگاه خانواده به آینده او اثر بگذارد. به همین دلیل طبیعی است که خانوادهها نسبت به نتیجه امتحان حساس باشند و درباره نمره فرزندشان سؤال داشته باشند.
اما در سوی دیگر این ماجرا، سالهاست فردی نشسته که کمتر دیده شده است؛ معلمی که پشت میز تصحیح، با دهها و گاهی صدها پاسخ روبهرو میشود و باید بر اساس معیارهای مشخص، درباره میزان یادگیری یک انسان تصمیم بگیرد.
مصحح امتحان، در واقع یکی از قاضیان خاموش نظام آموزشی است؛ قاضیای که نه لباس قضا دارد، نه جایگاه پررنگ اجتماعی، اما تصمیم او میتواند برای دانشآموز مهم باشد.با این حال، رابطه جامعه با این «قاضی امتحان» همیشه رابطهای همراه با اعتماد نبوده است.
۳۱۰
۱۲:۱۱
طبقه متوسط در سراشیبی فقر*
دکتری سیاستگذاری عمومی
نویسنده، معلم، استان گیلان
طبقه متوسط همواره ستون اصلی ثبات اجتماعی و موتور محرک توسعه در هر کشوری بوده است این طبقه با نقش آفرینی در تولید اشتغال آموزش و سرمایه انسانی زمینه رشد اقتصادی و پیشرفت اجتماعی را فراهم می کند هر اندازه طبقه متوسط قدرتمندتر باشد امید به آینده افزایش می یابد و جامعه با آرامش بیشتری مسیر توسعه را طی می کند اما تضعیف این طبقه تنها یک مسئله اقتصادی نیست بلکه پیامدهای گسترده اجتماعی فرهنگی و حتی سیاسی به همراه دارد.
در سال های اخیر قدرت خرید طبقه متوسط به طور مستمر کاهش یافته است بسیاری از خانواده هایی که زمانی برای خرید خانه بهتر سرمایه گذاری یا ارتقای کیفیت زندگی برنامه داشتند امروز تمام توان خود را صرف حفظ حداقل های زندگی می کنند آنها هنوز شاید همان خانه یا همان خودرو را داشته باشند اما دیگر توان نوسازی تعویض یا حتی نگهداری مناسب از دارایی های خود را ندارند آنچه امروز در اختیار دارند حاصل درآمدهای گذشته است نه توان اقتصادی امروز.
فقیرشدگی طبقه متوسط همیشه به معنای نداشتن غذا یا سرپناه نیست بلکه به معنای از دست رفتن تدریجی کیفیت زندگی است وقتی خانواده ای هزینه درمان آموزش فرزندان سفر یا فعالیت های فرهنگی را از برنامه زندگی خود حذف می کند در حقیقت بخشی از رفاه خود را از دست داده است این نوع فقر آرام و تدریجی شاید در ظاهر دیده نشود اما آثار آن در زندگی روزمره مردم کاملا آشکار است.
یکی از مهم ترین پیامدهای این وضعیت کاهش امید اجتماعی است زمانی که مردم احساس کنند تلاش بیشتر به بهبود زندگی منجر نمی شود انگیزه برای کار سرمایه گذاری و برنامه ریزی نیز کاهش پیدا می کند در چنین شرایطی ازدواج دیرتر انجام می شود فرزندآوری کاهش می یابد و مهاجرت نیروهای متخصص افزایش پیدا می کند این روند در نهایت سرمایه انسانی کشور را با تهدید جدی روبه رو می سازد
طبقه متوسط بیش از هر گروه دیگری به ثبات اقتصادی نیاز دارد زیرا نه از دارایی های بزرگ برای حفظ ارزش سرمایه خود برخوردار است و نه مشمول حمایت های مستقیم معیشتی می شود به همین دلیل تورم مزمن کاهش ارزش پول ملی و نااطمینانی نسبت به آینده بیشترین فشار را بر این قشر وارد می کند
بازسازی طبقه متوسط نیازمند سیاست هایی پایدار مانند مهار تورم ایجاد ثبات اقتصادی حمایت از تولید افزایش بهره وری مبارزه با فساد و فراهم کردن فضای قابل پیش بینی برای فعالیت های اقتصادی است آنچه امروز بیش از کاهش درآمد طبقه متوسط را فرسوده کرده کاهش اعتماد به آینده است
حفظ طبقه متوسط به معنای حفظ امید سرمایه انسانی امنیت اجتماعی و مسیر توسعه کشور است اگر این طبقه توان برنامه ریزی برای آینده را از دست بدهد جامعه نیز بخش مهمی از ظرفیت پیشرفت و نوآوری خود را از دست خواهد داد.
۳۱۰
۱۹:۴۹
مسؤل بحران عقبماندگی آموزشی بچهها، مدیریت آموزشی است نه جنگ!
جنگ، آموزش و تولیدِ نابرابری؛ چرا دانشآموزان ایرانی عقب میمانند؟
نویسنده و معلم، کرمان
۴۲۲
۵:۴۶
از جنوب تهران تا نیاوران به وقت ایران
روبیکا |بله |ایتا | تلگرام | [اینستاگرام](https://www.instagram.com/mortezanazari_ed)*
۱۵۷
۷:۴۷