بخشی از متن مقاله «عدالت اجتماعی و توسعه پایدار در کشورهای مسلمان» نوشتهٔ مشتاق خان
نمیتوان این احتمال را رد کرد که نظام اعتقادی مشترک و شاید حتی برخی ویژگیهای مشابه در نحوه سازماندهی دین، در تعیین مسیرهای توسعه این کشورها نقش داشته باشند. در عصر معاصرِ آنچه که «برخورد تمدنها» نامیده میشود، این احتمال به شکلگیری نوعی اجماع در غرب کمک کرده است که براساس آن از کشورهای مسلمان خواسته میشود مجموعهای از اصلاحات را اجرا کنند؛ اصلاحطلبان داخلی این کشورها نیز، بر پایه قرائتی خاص از تاریخ غرب و تجربه توسعه آن، خواهان اصلاحات مشابهی هستند.
استدلال این مقاله آن است که برخی از رایجترین اصلاحات حکمرانی که در چارچوب این بحث مطرح شدهاند، ممکن است برای توسعه کشورهای مسلمان بسیار نامناسب باشند. مهمتر آنکه این کشورها ممکن است فرصت اجرای اصلاحاتی را از دست بدهند که با اتکا بر تاریخها و فرهنگهای مشترک خودشان بتواند مسیر رشد اقتصادی و عملکرد آنها در زمینه رفاه و عدالت اجتماعی را بهطور واقعی بهبود دهد.
@industrial_policy
نمیتوان این احتمال را رد کرد که نظام اعتقادی مشترک و شاید حتی برخی ویژگیهای مشابه در نحوه سازماندهی دین، در تعیین مسیرهای توسعه این کشورها نقش داشته باشند. در عصر معاصرِ آنچه که «برخورد تمدنها» نامیده میشود، این احتمال به شکلگیری نوعی اجماع در غرب کمک کرده است که براساس آن از کشورهای مسلمان خواسته میشود مجموعهای از اصلاحات را اجرا کنند؛ اصلاحطلبان داخلی این کشورها نیز، بر پایه قرائتی خاص از تاریخ غرب و تجربه توسعه آن، خواهان اصلاحات مشابهی هستند.
استدلال این مقاله آن است که برخی از رایجترین اصلاحات حکمرانی که در چارچوب این بحث مطرح شدهاند، ممکن است برای توسعه کشورهای مسلمان بسیار نامناسب باشند. مهمتر آنکه این کشورها ممکن است فرصت اجرای اصلاحاتی را از دست بدهند که با اتکا بر تاریخها و فرهنگهای مشترک خودشان بتواند مسیر رشد اقتصادی و عملکرد آنها در زمینه رفاه و عدالت اجتماعی را بهطور واقعی بهبود دهد.
@industrial_policy
۱۱۶
۱۷:۳۱
بازارسال شده از خانه اندیشهورزان
#رصد#یادداشت#پیشرفت
۲
۱۵:۰۱
سیاست صنعتی - برزین جعفرتاش
Sustainable_development_in_Muslim_countries.pdf
بخشی از متن مقاله «عدالت اجتماعی و توسعه پایدار در کشورهای مسلمان» نوشتهٔ مشتاق خان
از منظر تجربه توسعه سریع شرق آسیا، به نظر نمیرسد ویژگی ذاتیای در فرهنگ یا تاریخ اسلامی وجود داشته باشد که بسیج این جوامع برای توسعه شتابان و حتی دستیابی سریع به عدالت اجتماعی را ناممکن سازد. با این همه، کشورهای مسلمان احتمالاً در تلاش برای ایجاد دولتهایی که بتوانند توسعه همراه با عدالت اجتماعی را تسریع کنند، با برخی چالشهای مشترک مواجهاند؛ اما این چالشها همانهایی نیستند که اجماع جریان اصلی توسعه شناسایی کرده است. همچنین بعید است مشکلات زیربنایی این کشورها از طریق رویکردهایی حل شوند که اجماع بینالمللی درباره اولویتهای اصلاحی کشورهای درحالتوسعه، بهویژه کشورهای مسلمان، توصیه میکند.
@industrial_policy
از منظر تجربه توسعه سریع شرق آسیا، به نظر نمیرسد ویژگی ذاتیای در فرهنگ یا تاریخ اسلامی وجود داشته باشد که بسیج این جوامع برای توسعه شتابان و حتی دستیابی سریع به عدالت اجتماعی را ناممکن سازد. با این همه، کشورهای مسلمان احتمالاً در تلاش برای ایجاد دولتهایی که بتوانند توسعه همراه با عدالت اجتماعی را تسریع کنند، با برخی چالشهای مشترک مواجهاند؛ اما این چالشها همانهایی نیستند که اجماع جریان اصلی توسعه شناسایی کرده است. همچنین بعید است مشکلات زیربنایی این کشورها از طریق رویکردهایی حل شوند که اجماع بینالمللی درباره اولویتهای اصلاحی کشورهای درحالتوسعه، بهویژه کشورهای مسلمان، توصیه میکند.
@industrial_policy
۱۱۲
۱۹:۳۹
بخشی از متن مقاله «عدالت اجتماعی و توسعه پایدار در کشورهای مسلمان» نوشتهٔ مشتاق خان
مشکل دوم که در برخی کشورهای مسلمان بهطور فزایندهای پدیدار شده، نوعی شکاف طبقاتی میان دولت و سرمایهداران نوظهور از یک سو و رهبران و مبلغان دینی از سوی دیگر است. به دلیل موقعیتهای حرفهای و منافع اقتصادی متفاوت دو طرف، این شکاف طبقاتی اغلب در قالب منازعهای ایدئولوژیک میان اسلام و غرب ظهور و بروز پیدا میکند.
در مصر، الجزایر و بهطور فزاینده در سایر کشورهای مسلمان، مبلغان برخاسته از طبقاتی که از منافع رشد اقتصادی محروم ماندهاند، بر عرصه دینی مسلط شده و نقدهای جدی از تحول سرمایهداری ارائه کردهاند. اما برنامههای اجتماعی و اقتصادی موعودگرایانه آنان اغلب فضای اندکی برای مصالحههای رفاهگرایانه باقی گذاشته است. ق*طبیشدن ناخواسته میان نخبگان دولتی و تجاری که با «غربگرایی» شناخته میشوند و یک اپوزیسیون دینی بومی و موعودگرا، به مانعی جدی در مسیر ایجاد دولتهای توسعهگرای منسجم در بسیاری از کشورها تبدیل شده است*. این مشکل نیز حلناشدنی نیست، اما بعید است راهبردهایی که تحلیلهای جریان اصلی پیشنهاد میکنند کمکی به حل آن کنند.
دیدگاهی بسیار رایج در کشورهای غربی - که روزبهروز در میان اصلاحطلبان کشورهای مسلمان نیز گسترش مییابد - این است که اگر قرار باشد این کشورها به پیشرفت اقتصادی و سیاسی دست یابند، به نوعی «اصلاح دینی اسلامی» نیاز دارند.
@industrial_policy
مشکل دوم که در برخی کشورهای مسلمان بهطور فزایندهای پدیدار شده، نوعی شکاف طبقاتی میان دولت و سرمایهداران نوظهور از یک سو و رهبران و مبلغان دینی از سوی دیگر است. به دلیل موقعیتهای حرفهای و منافع اقتصادی متفاوت دو طرف، این شکاف طبقاتی اغلب در قالب منازعهای ایدئولوژیک میان اسلام و غرب ظهور و بروز پیدا میکند.
در مصر، الجزایر و بهطور فزاینده در سایر کشورهای مسلمان، مبلغان برخاسته از طبقاتی که از منافع رشد اقتصادی محروم ماندهاند، بر عرصه دینی مسلط شده و نقدهای جدی از تحول سرمایهداری ارائه کردهاند. اما برنامههای اجتماعی و اقتصادی موعودگرایانه آنان اغلب فضای اندکی برای مصالحههای رفاهگرایانه باقی گذاشته است. ق*طبیشدن ناخواسته میان نخبگان دولتی و تجاری که با «غربگرایی» شناخته میشوند و یک اپوزیسیون دینی بومی و موعودگرا، به مانعی جدی در مسیر ایجاد دولتهای توسعهگرای منسجم در بسیاری از کشورها تبدیل شده است*. این مشکل نیز حلناشدنی نیست، اما بعید است راهبردهایی که تحلیلهای جریان اصلی پیشنهاد میکنند کمکی به حل آن کنند.
دیدگاهی بسیار رایج در کشورهای غربی - که روزبهروز در میان اصلاحطلبان کشورهای مسلمان نیز گسترش مییابد - این است که اگر قرار باشد این کشورها به پیشرفت اقتصادی و سیاسی دست یابند، به نوعی «اصلاح دینی اسلامی» نیاز دارند.
@industrial_policy
۱۳۷
۲۰:۰۲
بخشی از متن مقاله «عدالت اجتماعی و توسعه پایدار در کشورهای مسلمان» نوشتهٔ مشتاق خان
دیدگاهی بسیار رایج در کشورهای غربی - که روزبهروز در میان اصلاحطلبان کشورهای مسلمان نیز گسترش مییابد - این است که اگر قرار باشد این کشورها به پیشرفت اقتصادی و سیاسی دست یابند، به نوعی «اصلاح دینی اسلامی» نیاز دارند. هیچجا این دیدگاه به اندازه گزارش توسعه انسانی عربی ۲۰۰۴ که توسط گروه گستردهای از دانشمندان علوم اجتماعی مستقل عرب نوشته شده است، با صراحت مطرح نمیشود (UNDP 2005). نویسندگان این گزارش به دلایل آشکار سیاسی ترجیح میدهند بهجای «اصلاح دینی» از اصطلاح «نوزایی عربی » استفاده کنند، اما روشن است که آنچه پیشنهاد میکنند اصلاحی فراگیر در زمینه حقوق سیاسی است تا آنچه «کمبود آزادی و حکمرانی» در جهان عرب و اسلام میخوانند برطرف شود.
نویسندگان بخش مهمی از پشتوانه تحلیلی خود را از آثار آمارتیا سن (۱۹۹۹) میگیرند که توسعه را دستیابی به آزادی تعریف میکند. اما در عین حال به اجماع گفتمانی گستردهتری متکی هستند که بر اساس، توسعه اقتصادی غرب از طریق حذف تدریجی «قیدوبندهای» محدودکننده خلاقیت انسانی، آزادی رفتوآمد، آزادی عقیده و مانند آن تحقق یافت و در نتیجه، سرمایهداری بازار آزاد امکان ظهور پیدا کرد. این تصور که توسعه با حذف قیدوبندها «آزاد» میشود، فقط در میان مورخان اقتصادی نئوکلاسیک وجود ندارد. نویسندگان مارکسیستی مانند داب (۱۹۴۶) و سوئیزی (۱۹۵۰) نیز چنین دیدگاهی داشتند و اختلاف آنها عمدتاً بر سر سازوکارهایی بود که طی گذار به سرمایهداری این قیدوبندها را از میان برداشتند.
بخش مهمی از این قرائت تاریخی آن است که اصلاح دینی در کشورهای مختلف اروپایی نقشی اساسی در مدرنسازی اقتصادی غرب ایفا کرد. دین مجموعهای از محدودیتهای اعتقادی ایجاد کرده بود و قدرت اجتماعی و اقتصادی نهادهایی مانند کلیسا را مشروعیت میبخشید؛ نهادهایی که ابتکار فردی را محدود و بازتخصیص منابع را دشوار میکردند.
@industrial_policy
دیدگاهی بسیار رایج در کشورهای غربی - که روزبهروز در میان اصلاحطلبان کشورهای مسلمان نیز گسترش مییابد - این است که اگر قرار باشد این کشورها به پیشرفت اقتصادی و سیاسی دست یابند، به نوعی «اصلاح دینی اسلامی» نیاز دارند. هیچجا این دیدگاه به اندازه گزارش توسعه انسانی عربی ۲۰۰۴ که توسط گروه گستردهای از دانشمندان علوم اجتماعی مستقل عرب نوشته شده است، با صراحت مطرح نمیشود (UNDP 2005). نویسندگان این گزارش به دلایل آشکار سیاسی ترجیح میدهند بهجای «اصلاح دینی» از اصطلاح «نوزایی عربی » استفاده کنند، اما روشن است که آنچه پیشنهاد میکنند اصلاحی فراگیر در زمینه حقوق سیاسی است تا آنچه «کمبود آزادی و حکمرانی» در جهان عرب و اسلام میخوانند برطرف شود.
نویسندگان بخش مهمی از پشتوانه تحلیلی خود را از آثار آمارتیا سن (۱۹۹۹) میگیرند که توسعه را دستیابی به آزادی تعریف میکند. اما در عین حال به اجماع گفتمانی گستردهتری متکی هستند که بر اساس، توسعه اقتصادی غرب از طریق حذف تدریجی «قیدوبندهای» محدودکننده خلاقیت انسانی، آزادی رفتوآمد، آزادی عقیده و مانند آن تحقق یافت و در نتیجه، سرمایهداری بازار آزاد امکان ظهور پیدا کرد. این تصور که توسعه با حذف قیدوبندها «آزاد» میشود، فقط در میان مورخان اقتصادی نئوکلاسیک وجود ندارد. نویسندگان مارکسیستی مانند داب (۱۹۴۶) و سوئیزی (۱۹۵۰) نیز چنین دیدگاهی داشتند و اختلاف آنها عمدتاً بر سر سازوکارهایی بود که طی گذار به سرمایهداری این قیدوبندها را از میان برداشتند.
بخش مهمی از این قرائت تاریخی آن است که اصلاح دینی در کشورهای مختلف اروپایی نقشی اساسی در مدرنسازی اقتصادی غرب ایفا کرد. دین مجموعهای از محدودیتهای اعتقادی ایجاد کرده بود و قدرت اجتماعی و اقتصادی نهادهایی مانند کلیسا را مشروعیت میبخشید؛ نهادهایی که ابتکار فردی را محدود و بازتخصیص منابع را دشوار میکردند.
@industrial_policy
۹۷
۱۸:۴۲
مصاحبه دکتر محمد یگانه. Tape 4 - Side 2.m4a
۱۰:۰۰-۲.۴۲ مگابایت
«یکی داستانست پر آب چشم!»
دکتر محمد یگانه از آشفتگی حکمرانی در سالهای آخر حکومت پهلوی میگوید:
- پروژههای عجیب و بدون اولویت مانند پارک ۷۰۰ میلیون دلاری (معادل ۶.۵ میلیارد امروز)، کتابخانه ۴۵۰ میلیون دلاری (معادل ۳.۵ میلیارد امروز) در حالی که وزیر آموزش پرورش فریاد میزد که اگر امسال برف بیاید سقف این تعداد مدرسه روی سر بچهها خراب میشود.
- قرض دادن به ترکیه ۱.۶ میلیارد دلار، پاکستان ۳۵۰ میلیون دلار در حالی که بودجه دولت ایران یک سوم کسری داشت!
- فساد درباریان و بنیاد پهلوی و اطرافیان شاه هم که به جای خود.
@industrial_policy
دکتر محمد یگانه از آشفتگی حکمرانی در سالهای آخر حکومت پهلوی میگوید:
- پروژههای عجیب و بدون اولویت مانند پارک ۷۰۰ میلیون دلاری (معادل ۶.۵ میلیارد امروز)، کتابخانه ۴۵۰ میلیون دلاری (معادل ۳.۵ میلیارد امروز) در حالی که وزیر آموزش پرورش فریاد میزد که اگر امسال برف بیاید سقف این تعداد مدرسه روی سر بچهها خراب میشود.
- قرض دادن به ترکیه ۱.۶ میلیارد دلار، پاکستان ۳۵۰ میلیون دلار در حالی که بودجه دولت ایران یک سوم کسری داشت!
- فساد درباریان و بنیاد پهلوی و اطرافیان شاه هم که به جای خود.
@industrial_policy
۱۲۰
۵:۲۳
بازارسال شده از محمدرضا جلائیپور
https://t.me/fazeli_mohammad/5153
@jalaeipour
۱
۱۲:۱۷
نرخ ارز و توسعه به زبان ساده
برزین جعفرتاش
دلیل افزایش نرخ ارز افزایش کسری تراز پرداختها یا به زبان ساده کاهش درآمد ارزی (مثل کاهش قیمت یا فروش نفت) یا افزایش هزینههای ارزی (مثل افزایش واردات) است.
دلیل افزایش تورم هم افزایش کسری بودجه یا به زبان ساده کاهش درآمد دولت (مثلا کاهش درآمد مالیاتی) یا افزایش هزینهها (مانند افزایش حقوق کارمندان یا کمک به صندوقهای بازنشستگی) است (البته که عوامل و سازوکارهای متعدد و پیچیدهتری در افزایش نرخ ارز و تورم موثر هستند ولی برای رساندن پیام این متن، توضیح در همین حدود کفایت میکند).
در نتیجه برای کنترل نرخ ارز یا تورم، مهمترین عامل تعیین کننده کاهش هزینهها (ارزی یا ریالی) یا افزایش درآمدهای (ارزی یا ریالی) ملی است. از این منظر هرگونه ادعا درباره مطلوبیت واردات خودرو یا گوشی بایستی با این ملاحظه مطرح شود که در شرایط تنگنای ارزی هرگونه مخارج غیرضروری باعث افزایش نرخ ارز میشود و برعکس آن هرگونه صرفهجویی میتواند به کنترل نرخ ارز کمک کند.
از همین جهت است که از ابتدای تشدید تحریمها و بعد محاصره، تاکید داشتیم که اولویت اصلی کشور در مواجهه با فشار خارجی بایستی تحدید واردات و تشویق جایگزینی واردات و تولید داخل باشد. چرا که این راهبرد واکنش سریع به کاهش درآمدهای ارزی نشان میدهد و میتواند در کنترل نرخ ارز، ایجاد ثبات اقتصادی و اشتغالزایی موثر باشد.
این رویکرد در صحبتهای مهندس صفیاصفیا، رییس سازمان برنامه دهه چهل به گونهای دیگر مطرح شده است که (نقل به مضمون) «برای نیل به اهداف عالی اقتصادی و مصرف بیشتر در آینده، بایستی امروز کمتر مصرف کرده و بیشتر سرمایهگذاری کنیم».
این ایده در یکی از اولین متنهای توسعه اقتصادی نوشته شده در قرن هفدهم در انگلستان نیز به نوعی دیگر بیان شده است: هر کشوری که بیش از درآمد خود از خارج خرید کند بدبخت خواهد شد.
پس در این شرایط، بایستی از هرگونه محدودیت وارداتی و تشویق صادرات استقبال کرد و از طرف دیگر نسبت آثار واردات غیرضروری بر نرخ ارز نگران بود.
@industrial_policy
برزین جعفرتاش
دلیل افزایش نرخ ارز افزایش کسری تراز پرداختها یا به زبان ساده کاهش درآمد ارزی (مثل کاهش قیمت یا فروش نفت) یا افزایش هزینههای ارزی (مثل افزایش واردات) است.
دلیل افزایش تورم هم افزایش کسری بودجه یا به زبان ساده کاهش درآمد دولت (مثلا کاهش درآمد مالیاتی) یا افزایش هزینهها (مانند افزایش حقوق کارمندان یا کمک به صندوقهای بازنشستگی) است (البته که عوامل و سازوکارهای متعدد و پیچیدهتری در افزایش نرخ ارز و تورم موثر هستند ولی برای رساندن پیام این متن، توضیح در همین حدود کفایت میکند).
در نتیجه برای کنترل نرخ ارز یا تورم، مهمترین عامل تعیین کننده کاهش هزینهها (ارزی یا ریالی) یا افزایش درآمدهای (ارزی یا ریالی) ملی است. از این منظر هرگونه ادعا درباره مطلوبیت واردات خودرو یا گوشی بایستی با این ملاحظه مطرح شود که در شرایط تنگنای ارزی هرگونه مخارج غیرضروری باعث افزایش نرخ ارز میشود و برعکس آن هرگونه صرفهجویی میتواند به کنترل نرخ ارز کمک کند.
از همین جهت است که از ابتدای تشدید تحریمها و بعد محاصره، تاکید داشتیم که اولویت اصلی کشور در مواجهه با فشار خارجی بایستی تحدید واردات و تشویق جایگزینی واردات و تولید داخل باشد. چرا که این راهبرد واکنش سریع به کاهش درآمدهای ارزی نشان میدهد و میتواند در کنترل نرخ ارز، ایجاد ثبات اقتصادی و اشتغالزایی موثر باشد.
این رویکرد در صحبتهای مهندس صفیاصفیا، رییس سازمان برنامه دهه چهل به گونهای دیگر مطرح شده است که (نقل به مضمون) «برای نیل به اهداف عالی اقتصادی و مصرف بیشتر در آینده، بایستی امروز کمتر مصرف کرده و بیشتر سرمایهگذاری کنیم».
این ایده در یکی از اولین متنهای توسعه اقتصادی نوشته شده در قرن هفدهم در انگلستان نیز به نوعی دیگر بیان شده است: هر کشوری که بیش از درآمد خود از خارج خرید کند بدبخت خواهد شد.
پس در این شرایط، بایستی از هرگونه محدودیت وارداتی و تشویق صادرات استقبال کرد و از طرف دیگر نسبت آثار واردات غیرضروری بر نرخ ارز نگران بود.
@industrial_policy
۷۱
۸:۱۱
سیاست صنعتی - برزین جعفرتاش
«یکی داستانست پر آب چشم!» دکتر محمد یگانه از آشفتگی حکمرانی در سالهای آخر حکومت پهلوی میگوید: - پروژههای عجیب و بدون اولویت مانند پارک ۷۰۰ میلیون دلاری (معادل ۶.۵ میلیارد امروز)، کتابخانه ۴۵۰ میلیون دلاری (معادل ۳.۵ میلیارد امروز) در حالی که وزیر آموزش پرورش فریاد میزد که اگر امسال برف بیاید سقف این تعداد مدرسه روی سر بچهها خراب میشود. - قرض دادن به ترکیه ۱.۶ میلیارد دلار، پاکستان ۳۵۰ میلیون دلار در حالی که بودجه دولت ایران یک سوم کسری داشت! - فساد درباریان و بنیاد پهلوی و اطرافیان شاه هم که به جای خود. @industrial_policy
هزینه 700 میلیون دلاری ایجاد پارک پردیسان قبل انقلاب معادل 6.5 میلیارد دلار امروز است! برآورد هزینه کتابخانه تهران هم به پول امروز 3.5 میلیارد دلار میشود! همه این خرجهای مضحک در حالی که بودجه دولت یک سوم کسری داشت!
فروپاشی همچین حکومتی طبیعی بود.
جالبه که در بعد از انقلاب، حتی در اوج درآمدهای نفتی، کمتر پروژه نامرتبطی مانند اینها در کشور انجام شد و بخشی از تابآوری اقتصاد کشور در مقابل چند دهه تحریم و فشار خارجی نتیجه همین عقلانیت حکمرانی بوده است.
فروپاشی همچین حکومتی طبیعی بود.
جالبه که در بعد از انقلاب، حتی در اوج درآمدهای نفتی، کمتر پروژه نامرتبطی مانند اینها در کشور انجام شد و بخشی از تابآوری اقتصاد کشور در مقابل چند دهه تحریم و فشار خارجی نتیجه همین عقلانیت حکمرانی بوده است.
۶۷
۱۱:۰۹
تنها حامی تولید ملی
«جهش تولید اهمّیّت دارد چون اگر واقعاً تولید را بتوانید جهش بدهید، همهی شاخصهای اقتصادی مهمّ کشور تغییر پیدا میکند، تحوّل پیدا میکند؛ تولید این جوری است؛ یعنی اشتغال پایدار به وجود میآید، بیکاری کاهش پیدا میکند، صادرات رونق پیدا میکند، درآمد ارزی برای کشور فراهم میشود، نرخ تورّم کاهش پیدا میکند؛
علاوهی بر اینها استقلال اقتصادی در کشور به وجود میآید و این موجب عزّت ملّی است -کشورها با استقلال اقتصادی، با تواناییهای اقتصاد داخلیشان افتخار میکنند و سربلند میشوند- عزّت و امنیّت ملّی را تأمین میکند، اعتماد به نفْس ملّی را بالا میبرد و اقتصاد کشور را در مقابل تکانههایی که از بیرون تحمیل میشود یا در داخل به وجود میآید حراست میکند و حفظ میکند، که البتّه در سیاست اقتصاد مقاومتی که اعلان شد، همهی اینها در نظر گرفته شده و گفته شده.»۱۴۰۰/۱۱/۱۰بیانات رهبر شهید در دیدار تولیدکنندگان و فعالان اقتصادی@industrial_policy
«جهش تولید اهمّیّت دارد چون اگر واقعاً تولید را بتوانید جهش بدهید، همهی شاخصهای اقتصادی مهمّ کشور تغییر پیدا میکند، تحوّل پیدا میکند؛ تولید این جوری است؛ یعنی اشتغال پایدار به وجود میآید، بیکاری کاهش پیدا میکند، صادرات رونق پیدا میکند، درآمد ارزی برای کشور فراهم میشود، نرخ تورّم کاهش پیدا میکند؛
علاوهی بر اینها استقلال اقتصادی در کشور به وجود میآید و این موجب عزّت ملّی است -کشورها با استقلال اقتصادی، با تواناییهای اقتصاد داخلیشان افتخار میکنند و سربلند میشوند- عزّت و امنیّت ملّی را تأمین میکند، اعتماد به نفْس ملّی را بالا میبرد و اقتصاد کشور را در مقابل تکانههایی که از بیرون تحمیل میشود یا در داخل به وجود میآید حراست میکند و حفظ میکند، که البتّه در سیاست اقتصاد مقاومتی که اعلان شد، همهی اینها در نظر گرفته شده و گفته شده.»۱۴۰۰/۱۱/۱۰بیانات رهبر شهید در دیدار تولیدکنندگان و فعالان اقتصادی@industrial_policy
۳۸
۱۶:۲۵