طبیب جان
כ״ב قسمت بیستودوم: «نفوذ یهود؛ از سقیفه تا شبهای خاموش مدینه» اون شب، نسیم خنک از بین نخلای مدینه میگذشت و خاک نرم کوچهها زیر قدمها صدا میداد. اما تو اون خونه ساده، همه نفسها در سینه حبس شده بود.
پیامبر (ص)، با پیشونی تبدار و صدای آرومی که مثل نسیم بود، فرمود: «بیارین… قلم و دواتو بیارین…» چشمها به هم نگاه کردن، همه میدونستن الان وقت وصیت آخره. ولی یه دفعه، عمر وسط جمع گفت: > پیامبر حالش خوب نیست و هذیان میگه، «حسبنا کتاب الله!» قرآن خدا کافی هست و نیاز به وصیت پیامبر نداریم! یه جمله بود، اما مثل پتک، مسیر حق رو شکست و کودتای داخلی علیه اسلام شروع شد. خورشید هنوز طلوع نکرده بود که مدینه پر شد از خبر: «تو سقیفه جلسه گذاشتن!» سقیفه، شلوغترین جای مدینه بود. انصار و مهاجرین، با چشمهای بیدار و صداهای پرهیجان، دور هم جمع شدن، اما اهلبیت (ع)، دعوت نبودن. همه به هم نگاه میکردن. ابوبکر آروم حرف میزد، عمر با اخم گوشه لب نگاه میکرد، و اونجا بود که خلافت، از مسیر علی (ع) منحرف شد…
شب، چادر سیاهشو روی مدینه پهن کرد. علی (ع)، با ذوالفقار بسته شده به کمر، و زهرا (س) با چادری که گوشهاش خاکی بود، دوتایی از خونه زدن بیرون.
زهرا (س) کنار در خونهها میایستاد و با صدای بغضدار ولی محکم میگفت: > «یادتون نیست بابام روز غدیر دست علی رو بالا برد؟ یادتون نیست گفت بعد از من علی رهبر شماست؟» ولی درا بسته بود. یکی از پشت در گفت: «ببخشید، امشب خستهایم، فردا صحبت میکنیم…» ولی اون «فردا» هیچوقت نیومد.
همون روزا، یه مرد کوتاهقد، با عبای خاکی و نگاه مرموز وارد مدینه شد… یه یهودی که تازه مسلمون شده بود. اسمش کعب الاحبار بود. کعب، تورات تحریفشده رو از حفظ بود. یه گوشه مسجد مینشست، تسبیح میچرخوند و قصه میگفت و روایتهای تحریف شده ش رو به پیامبر نسبت میداد. مثلا میگفت: «اختلاف امتی رحمته!» یعنی امت من اختلاف داشته باشن، خوبه. یا میگفت : «اصحابی کالنجوم!» صحابه مثل ستاره هستن و باهاشون راه رو گم نمیکنید
مردم هم میگفتن: «وای چه حرف قشنگی!»، غافل از اینکه اینا یه سم آروم و بیصدا بود… یهودیها قبلاً امتحان خودشونو پس داده بودن:
تو غزوه بدر خبرچینی و فتنه.
تو جنگ احد شایعهپراکنی.
تو خندق هم که همپیمان با احزاب شدن ولی وقتی علی (ع) در قلعه خیبر رو کند و مثل پر بلند کرد (سال ۷ هجری)، فهمیدن زورشون به اسلام نمیرسه. پس رفتن سراغ نفوذ نرم… یه مسیحی تازهمسلمون، تمیم داری، هم با کعب نشست و گفت: > «یه روزی قبله میره بیتالمقدس…» وهب و کعب و تمیم و عبدالله سلام و خیلی از یهودیا کارشون شده بود روایت سازی یعنی همون جنگ نرم. یه گوشه مسجد مینشستن و تو گوش مردم قصه میگفتن. روایت میساختن. یه وقتایی میگفتن: «بچهها! تو تورات اومده وارث زمین فرزندان اسحاق هستن!» یه وقتایی میگفت: «مکه و مدینه یه روز از مرکزیت میفتن!» و کمکم مردم سادهدل، این حرفا رو باور میکردن. یه روز عمر، با کعب نشست و به سعید بن مسیب گفت: «اگر رفتی بیتالمقدس، عمره حساب کن.» بازم یه جمله ساده، اما پشتش یه نقشه بزرگ بود یه نقشه برای بردن مرکزیت بنی اسماعیل و مرکزیت دادن به بنی اسرائیل یه نفوذ نرم، مثل یه مار بیصدا. سیاست «جردوا القرآن» (یعنی فقط قرآن، حدیث لازم نیست) و ممنوعیت حدیث، مسیر روایتسازی رو برای یهودیا باز کرد. کلید کعبه تو دست خاندان بنیشیبه موند و بیتالمقدس، تو دست یهود
اما علی (ع)، هر شب، ذوالفقار رو میذاشت کنار بستر. به سقف خیره میشد و با صدای آروم میگفت: > «و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین.»
(سوره قصص، آیه ۵) علی (ع) میدونست یه روز میاد یه روزی که این تاریکی میشکنه یه روزی که عدالت اهلبیت (ع) برمیگرده ولی اون روز، هنوز نیومده بود… یهودیها نفوذ کردن، روایت ساختن، مسیر تاریخو عوض کردن، اما یه چیزو یادشون رفت: اسم علی (ع)، صدای اذون، و خون حسین (ع)، هیچوقت خاموش نمیشه.
[سید روحالله حسینی] #تاریخ_یهود #یهود_شناسی
کانال رسمی طبیب جان
@javaher_alhayat
.قسمت ۲۲ تاریخ یهود
https://ble.ir/javaher_alhayat/-7639222958854190670/1752244363840مرتبط با شهادت حضرت ختمی مرتبتمحمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم
ماجرای کودتای اهل سقیفه با کمک یهودعلیه نبوت پیامبر اکرم و خاندان ایشان.
https://ble.ir/javaher_alhayat/-7639222958854190670/1752244363840مرتبط با شهادت حضرت ختمی مرتبتمحمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم
ماجرای کودتای اهل سقیفه با کمک یهودعلیه نبوت پیامبر اکرم و خاندان ایشان.
۴۱
۱۰:۲۸
.
این روزها فصل انجیر سیاه هست
از این نسخه غافل نباشید
انجیر سیاه خواص دارویی بسیاری دارد
@Javaher_alhayat
۳۰
۱۵:۴۱
.استاد این دوره هوش مصنوعی، خانم کرباسی هستند که چندسال سابقه تدریس دارند. این تصاویر یکی از کلاسهای هوش مصنوعی #حضوری ایشان در تهران است
@Javaher_alhayat
۲۳
۱۵:۴۴
طبیب جان
دوره تخصصی آموزش کاربردی هوش مصنوعی ویژه بانوان
مدت زمان دوره: ۴ جلسه ۲ ساعته
محل و نحوه برگزاری: به صورت برخط در محیط گوگل میت
تجهیزات مورد نیاز: یک گوشی یا لپ تاپِ متصل به اینترنت
پیش نیاز: آشنایی اولیه کار با موبایل یا لپ تاپ
هزینه دوره: ۹٠٠ هزار تومان
مدرس: سرکار خانم زهرا کرباسی فارغ التحصیل مهندسی کامپیوتر و مدرس برنامه نویسی و هوش مصنوعی در مراکز و موسسات آموزشی و مدارس سمپاد(تیزهوشان) تهران
زمان برگزاری
ویژه دختران نوجوان ۱۳ تا ۱۸ سال
️ظرفیت ۳٠ نفر
️ تاریخ جلسات: ۲۴ و ۲۵ و ۳۱ مردادماه و ۱ شهریورماه ساعت ۸ الی ۱٠ صبح
ویژه بانوان بالای ۱۸ سال
️ظرفیت ۳٠ نفر
️ تاریخ جلسات: ۲۴ و ۲۵ و ۳۱ مردادماه و ۱ شهریورماه ساعت ۱۱ الی ۱۳
ظرفیت محدود | همین الان ثبت نام کنید
@Poshtiban_Amozeshgah آموزشگاه جواهر
@Amoozesh_Javaher
○●▬▬▬▬▬▬▬▬○●
.با توجه به درخواست های مکرر دوستان
ثبت نام آقایان برای کلاس هوش مصنوعی شروع شد!
آیدی ثبت نام :@Poshtiban_Amozeshgah
توجه: کلاس خواهران (نوجوانان) فقط چند نفر مانده تا ظرفیت تکمیل شود
اولین کلاس خواهران (بزرگسالان) تکمیل شد. کلاس دوم در حال ثبت نام
.
۲۵
۱۵:۴۵
1_5108351376.mp3
۱۲:۵۸-۵.۹۴ مگابایت
دیدم همه جا بر در و دیوار حریمتجایی ننوشته ست گنه کار نیاید...
شهادت انیس النفوس مولا علی ابن موسی الرضا علیه السلام تسلیت باد
۲۷
۱۷:۲۰