بازارسال شده از نهیب
کلید مکفارلینخط کودتا چگونه دنبال میشود؟
کسانی که تفاهمنامه و خروجی یکسالهٔ اخیر را بهعنوان «روایت فتح» تفسیر میکنند، باید به یک احتمال جدی و نگرانکننده نیز بیندیشند: آیا ممکن نیست این مذاکرات، نه صرفاً پایان یک بحران، بلکه مبنایی برای آغاز نوعی رابطهٔ جدید با آمریکا باشد؟ رابطهای که نشانههای اولیهاش در دیدار و دستدادنِ ونس با قالیباف ظاهر شد و اکنون برخی مفاد تفاهمنامه، میتواند بهمثابه زیرساخت و کلید ورود به همان مسیر عمل کند.
جنجالهای رسانهای درباره «پیروزی ایران»، «عقبنشینی دشمن» یا حتی «مخالفت نتانیاهو» را نباید سادهدلانه و بیتحلیل پذیرفت. چهبسا بخشی از این صحنهآراییها برای گمراهکردن مردم از واقعیت اصلی باشد؛ واقعیتی که در آن، نه فقط یک توافق محدود، بلکه چرخشی بنیادین در نسبت ایران و آمریکا در حال شکلگیری است.
مقالهٔ ظریف در «فارن افرز» در فضای آن روزها عجیب، بیموقع و حتی مضحک به نظر میرسید؛ آن هم از سوی کسی که تا حد زیادی طردشده تلقی میشد. اما آیا این کار صرفاً یک خطای محاسباتی بود، یا پیامی برای نیروهای داخلی دوستدار غرب و طرفهای آمریکایی آنان؟ آیا باید آن مقاله را نوعی علامتدهی دانست؟ علامتدهی به اینکه مستقل از جاروجنجالهای ظاهری، مسیری به سمت گشودنِ باب رابطه با آمریکا در حرکت است؟
پیام اصلی آن مقاله این بود: آنچه در ظاهر بهعنوان نبرد، مقاومت، تنش و درگیری دیده میشود، در باطن میتواند به کلید روابط ایران و آمریکا تبدیل شود؛ کلیدی که یکبار مکفارلین (در جنگ هشتساله) آن را به تهران آورد و رد شد؛ اما اینبار در صورتی بسیار زیباتر و قابلقبولتر ظاهر شده است: نبردی جهادی و مقدس که در نهایت، خود به دروازهٔ رابطه تبدیل میشود.
چهبسا مسیر درست از نگاه برخی تصمیمگیران، نه اخراج آمریکا، بلکه تنظیم رابطه با آمریکا و ادغام تدریجی در تمدن نوین تعریف شده باشد؛ مسیری در ظاهر با ادبیات مقاومت و پیروزی، اما در باطن به سمت عادیسازی، سازش و بازتعریف جایگاه ایران در نظم غربی.
رهبریِ جدید در همان مسیر کلان عزت، استقلال، مقاومت، بیاعتمادی به آمریکا و پاسداری از حقیقت انقلاب اسلامی قرار دارد. اما خطر در همینجاست که ممکن است رهبری در یک مسیر باشد و برخی ساختارها، نهادها، افراد و شبکههای تصمیمسازِ درون نظام، مسیر دیگری را طی کنند؛ مسیری که با مصلحتسنجیهای مبهم، گزارشهای ناقص، تصمیمسازیهای پنهان، فشارهای موقعیتی و نسبتدادن نتایج مبهم به رهبری، عملاً فاصلهای خطرناک میان خط رهبری و روند واقعی ادارهٔ کشور ایجاد کند.
متن کامل این یادداشت در رسانههای عمومی منتشر شده است.
۱
۵:۳۸
بازارسال شده از سیمافکر
۱۵
۱۴:۰۳
بازارسال شده از نهیب
داغ همهٔ اعصار؛ داغی بی تسلّیٰما را گمان نبود که بیاو بمانیم...
شهید سید مرتضی آوینی
ما را این گمان نبود هرگز، که بی او بمانیم. آخر او آیتی بود که «ثقلین» را در وجود خود معنا میکرد، همهٔ «ما تَرَک رسول الله» را؛ و ما میدانستیم که زمین و زمان میگردند تا انسانهایی چون او، هر هزار سال یکی، پای به دنیا گذارند... حق است اگر با رفتنشان زمین از رفتن بازمانَد،آسمان نیز... دریاها طغیان کنند و بارانِ خون از آسمان ببارد و مؤمنین از شدتِ ماتم دقمرگ شوند؛ و اگر نبود آن حجّت غایب، تو بدان، بی تردید که همان میشد.
ما را این گمان نبود که بعد از او بمانیم، اما او رفت و زمین ماند و ما نیز بر زمین؛ در این پهنهٔ بیمنتهایی که عقل راه به جایی نمیبرد. دریاها و زمین و آسمان و ماه و خورشید برجای ماندند تا مقصود خمینی محقق شود؛ آنسان که بعد از رحلتِ آخرین فرستادهٔ خدا نیز دور فلک برجای ماند تا حقیقت وجود او را در جهان تحقق بخشد. آخر انسانهایی چون او که یک فرد نیستند، یک امتاند و یک تاریخ.
کورانِ روزِ حشر در اینجا نیز کورند که «مَن کانَ فی هذِه اَعمی فَهُوَ فِی ٱلآخِرَةِ اَعمی» و نمیبینند. آنان از کجا بدانند که کدام امر عظیم واقعشدهاست؟ نه آنگاه که امام آمد و نه امروز که رفتهاست. اگرنه، این ولیِ خدا برای آنان حجّتی میشد تا صدقِ قصصِ انبیا را باور کنند و چون سَحَرهٔ فرعون در برابر این انقلاب به سجده درآیند که «اٰمَنّا بِرَبِّ مُوسی و هٰرُون».
داغهای همهٔ تاریخ را ما به یکباره دیدهایم... یک بار دیگر این علیست که بهشهادترسیدهاست، یک بار دیگر این فاطمه است و حسن است و حسین است که ما را داغدار کردهاند، یک بار دیگر این مهدیست که در حجاب غیبت رفتهاست...
امام به ما آموخت که «انتظار» در مبارزه است و این بزرگترین پیام او بود. و پس از او اگر باز هم امیدی ما را زنده میدارد، همین است که برای ظهور آخرین حجّت حق مبارزه کنیم.
امام رفت و زمین ماند و ما نیز بر زمین ماندیم. با داغِ جراحتی سخت بر دل، و باری سنگین بر دوش. امام رفت تا بارِ تکلیف ما بر گُردهٔ عقل و اختیارمان بار شود و همانسان که سنت لایتغَیِّر خلقت بودهاست، چرخهٔ بلیات ما را نیز به میدان کشد و آزموده شویم و این آیتِ ربّانی درست درآید که «لَنَبلُوَنَّکُم حَتّی نَعلَمَ المُجاهِدینَ مِنکُم وَالصّابِرین».
اکنون این ماییم و امانت او...
۱
۱۳:۵۸
بازارسال شده از نهیب
داغهای همهٔ تاریخ را ما به یکباره دیدهایم... یک بار دیگر این علیست که بهشهادترسیدهاست، یک بار دیگر این فاطمه است و حسن است و حسین است که ما را داغدار کردهاند، یک بار دیگر این مهدیست که در حجاب غیبت رفتهاست...
امام رفت و زمین ماند و ما نیز بر زمین ماندیم. با داغِ جراحتی سخت بر دل، و باری سنگین بر دوش. امام رفت تا بارِ تکلیف ما بر گُردهٔ عقل و اختیارمان بار شود و همانسان که سنت لایتغَیِّر خلقت بودهاست، چرخهٔ بلیات ما را نیز به میدان کشد و آزموده شویم و این آیتِ ربّانی درست درآید که «لَنَبلُوَنَّکُم حَتّی نَعلَمَ المُجاهِدینَ مِنکُم وَالصّابِرین».
۴
۵:۳۲
بازارسال شده از نهیب
هرچقدر که جنگ امکان مشارکت تعیینکنندۀ مردم در سیاست را فراهم کرده بود، امروز با برگشتن سیاست به پشت درهای بسته، دست مردم از تصمیمات اساسی و سرنوشتساز کشور کوتاه شده؛ و هرقدر دست مردم از تصمیمات اساسی کوتاه شده، دست دشمنان ایران برای فشار بر سیاستمداران ایرانی بلندتر شده است.
اگر تا دیروز، دشمنان ایران، همه مردم را در جنگ در مقابل خود میدیدند، امروز که سیاست به پشت درهای بسته خزیده، تنها دستگاه دیپلماسی و سیاستمداران ما را در مقابل خود میبینند و از همین روست که بیپرواتر سخن میگویند و بیشتر امید دارند که تهدیدهایشان کارگر افتد.
آن بخش از سیاستمداران ما هم که هنوز به مذاکره و توافق با آمریکا دل خوش دارند، باید بدانند که اگر در مذاکره راهی برای عقبنشاندن دشمن وجود داشته باشد، جز با آرایشِ جنگی کشور در همه عرصهها و حساسیت غیورانه و سرسختیِ مردم در پیگیری خطوط قرمزشان ممکن نمیشود.
۱۶
۱۰:۳۴
بازارسال شده از نهیب
چگونه گمان میکنند با عبور از این مسائل بسیار کلیدی، میتوان سایه جنگ را دور کرد؟ همانطور که برجام نتوانست تحریمها را بردارد، این تجربۀ دوم دوستان هم بههیچوجه نمیتواند سایه جنگ را دور کند. و حتّی آن را به نحو موقت و برای مدتهای محدود متوقف کند! مگر آنکه به صورت مداوم با هر حمله یا تهدید آنها، «باجی» را پیشکش کنیم و این رشته تا تسلیم کامل کشور به آمریکا و تبدیل از یک کشور قدرتمند و پیشرو در علوم و فنون و مستقل به «گاوشیری آمریکا» ادامه خواهد داشت.
حال سؤال اصلی را تکرار میکنم: چگونه میتوان جنگ را متوقف کرد و سایه آن را دورتر کرد؟ جواب روشن و البته دقیق و حسابشده این است: فقط با آمادگی همهجانبه برای دفاع مؤثر و فرامرزی و منطقهای و فرامنطقهای میتوانیم جنگ را متوقف کنیم و از تکرار آن در آینده نزدیک جلوگیری نماییم.
۸
۴:۳۹
بازارسال شده از نهیب
جانفدایان خود را برای جنگ سرنوشت آماده کردهاندصرفهجویی که جانفدا نمیخواهد!
رئیسجمهور کشورمان در رزمایش جانفدای ایران، در پاسخ به این سؤال که جانفدایان چگونه میتوانند به دولت کمک کنند، گفت: «فقط صرفهجویی کنند؛ در مصرف بنزین، گاز و برق». پیش از آن هم دیگرانی از جانفدایان خواسته بودند مصرف خودرو و سفر را کنار بگذارند و خرج زندگیشان را نصف کنند تا دولت بتواند جلوی دشمن زبان باز کند.
صرفهجویی قطعاً لازم است و بهویژه در روزهای فشارِ محاصره و تهدید جنگ، وظیفهای ملی است. اما آیا در این شرایط سرنوشتساز، دولت کار دیگری با مردمش ندارد؟ آیا از میلیونها مردمی که از پس این همه شب در سختترین شرایط به خیابانها آمدند و خود را جانفدای ایران میدانند، نمیتوان انتظار کارهای بزرگتری داشت؟
مگر نمیگویند اگر جنگ ادامه پیدا کند، اقتصاد کشور فرومیپاشد؟ مگر نگران ضربهخوردن زیرساختهایمان نیستند؟ مگر نمیگویند در بنزین و برق و گاز ناترازی داریم؟ آیا امروز بهترین فرصت نیست که با مشارکت مردم و طرح پروژههای بزرگ ملی، کمبودهایمان را نه صرفاً با صرفهجویی، که با یک جهش ملی در تولید جبران کنیم؟ مگر آمریکا امروز ما را به حمله، شورش و ناامنی تهدید نمیکند؟ مگر ما کم جوانان و نخبگانِ باانگیزهای داریم که حاضرند آموزشهای روزِ نظامی ببینند و خود را برای مقاومت در سراسر کشور آماده کنند؟ مگر دشمن جز با مقاومتِ ملیِ ایرانیان از این معرکه عقب مینشیند؟ صرفهجویی که جانفدا نمیخواهد! مردم ایران آماده کارهای بزرگ هستند؛ آماده جانفشانی برای مقاومت در برابر دشمن، مقابله با کودتا و ساختن آینده ایران.
جانفدایان میدانند ایران در چه لحظات سرنوشتسازی ایستاده و با تمام وجود آمدهاند تا در این صحنه، نقشی بر عهده بگیرند و اثری بگذارند. مگر یادمان رفته تجربه بسیج و جهاد سازندگی را. مگر نه این است که ایران در آن سالها با دستان خالیِ بسیجیان ایستاد و با دستان خالی جهادگران آباد شد. و مگر نه اینکه ما امروز با خیزشی چهبسا بزرگتر از انقلاب اسلامی ۵۷ روبهرو هستیم؟ صرفهجویی لازم است؛ اما از مردمی که حاضرند جان خود را فدای ایران کنند، باید کارهای بزرگ خواست و برایشان میدانهای بزرگ ساخت.
۱
۱۸:۳۲