لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل کبری آسوپارک
۳۰۹ عضو

کبری آسوپار

کبری آسوپار؛ روزنامه‌نگاردبیر سیاسی روزنامه فرهیختگان
کانال تلگرامhttps://telegram.me/asoupar
کانال ایتاhttps://eitaa.com/kobra_asoupar
صفحه‌ی اینستاگرامhttps://www.instagram.com/kobra.asoupar
صفحه‌ی توییترhttps://x.com/asoupar
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲۴ تیر
thumbnail
undefined۹
undefined۱

۵۲۲

۲۰:۰۸

thumbnail
undefined۹
undefined۱

۵۲۳

۲۰:۰۸

۲ مرداد
undefinedدروغ می‌گویید! جنگ دائم می‌خواهیدبخش اول
undefinedنسبت‌دادن جنگ‌طلبی به اصلاح‌طلبان، با آن ادبیات سانتی‌مانتال در فضای سیاسی، شاید موضع نادری باشد؛ اما اگر جنگ‌طلبی را نه‌فقط به معنای دمیدن مستقیم بر آتش جنگ، بلکه به معنای هر عملی ببینیم که در نهایت منجر به بیشترشدن آتش جنگ شود، دو بیانیه اخیر اصلاح‌طلبان (بیانیه حزب اتحاد ملت و بیانیه ۲۶۸ تن از فعالان سیاسی) را می‌توان مواضعی جنگ‌طلبانه دانست. چه آنکه، آنچه آنان صلح و مسیر دیپلماسی و «نه به جنگ» می‌نامند، سرانجامی عکس می‌آفریند و با گستاخی بیشتر متجاوز، جنگ را بیشتر شعله‌ور می‌کند.
undefinedاز سویی دیگر، این دو بیانیه یک روح کلی حاکم دارد که تقریباً در همه سطور آن جاری و ساری است و بند‌های مختلف بر محور همین روح کلی نگاشته شده است و آن اینکه، ایران مقصر است و باید رفتارش را تغییر دهد. همه سطر‌های این دو بیانیه خطاب به مسئولان ایران است و در یک کلام گفته‌اند جنگ و میدان را نمی‌خواهیم و صلح می‌خواهیم؛ اما آیا این ایران بود که جنگ را به تهران و خلیج‌فارس و شرق و غرب ایران رساند؟ ایران کدام رفتار را باید تغییر دهد تا بمب و موشک‌ها بر سرش نریزد و مجبور نشود برای دفاع از خود، به دیگری حمله کند؟  undefinedخطاب به مسئول ایرانی می‌گویند «روی‌آوردن به روش‌های میدانی پرهزینه و تهدیدزا ریسک نابودی اصل توافق و واردشدن مجدد کشور به عرصه جنگ تمام‌عیار را افزایش می‌دهد.» اما نمی‌گویند که ایران به بند‌های تفاهم‌نامه وفادار بود و جنگ دوباره شعله‌ور شد. دفاع ایران از موجودیت خود را «اقدام ناامن‌ساز» می‌نامند و بستن تنگه هرمز در قبال نقض تفاهم‌نامه را «اسراف در مصرف ظرفیت بازدارنده و امنیت‌ساز تنگه هرمز». ایران را دعوت به حفاظت از دستاورد تفاهم‌نامه می‌کنند؛ درحالی‌که طرف مقابل در حال موشک‌پراکنی است و پایان تفاهم‌نامه را اعلام کرده، ایران چه کند؟
undefinedاین مقصرسازی ایران از سوی جریان اصلاح‌طلبان البته اول بار نیست؛ آن‌ها در برابر آمریکا همیشه قائل به حل مناقشات فی‌مابین از طریق تغییر رفتار ایران هستند و برای‌آنکه این موضع غرب‌گرایانه را پوشش مستندی بپوشانند، به تسخیر سفارت آمریکا در تهران اشاره کرده و آن را به‌عنوان نقطه آغاز چالش‌ها و دلیل قطع ارتباط سیاسی آمریکا و ایران معرفی می‌کنند، درحالی‌که اولاً تسخیر سفارت نه یک کنش که خود واکنشی به اقدامات ضدایرانی آمریکا بود؛ ثانیاً حتی همان اقدامات ضدایرانی دولت آمریکا هم نقطه شروع ماجرا نبود و ماجرا به ۲۸ مرداد ۳۲ و کودتا علیه دولت مصدق برمی‌گشت که ۲۵ سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی رخ داده بود.
undefinedاگر همه تاریخ را هم منکر شویم، دو جنگ ۱۲ روزه و رمضان که پیش روی ماست؛ هر دو در میانه مذاکرات رخ دادند؛ دیگر ایران باید چه کند تا وقتی هدف موشک آمریکایی و اسرائیلی قرار گرفت، از سوی اصلاح‌طلبان متهم نشود که خودش مقصر بوده که مورد تجاوز قرار گرفته است! undefinedو اما نکته بعد؛ چرا گفتن از صلح می‌تواند آتش جنگ را شعله‌ور کند؟ موضوع خیلی ساده است، صلح با التماس و عقب‌نشینی به دست نمی‌آید، خصوصاً اگر کسی دنبال صلح پایدار و عزتمندانه باشد؛ صلح با جنگیدن به دست می‌آید و تثبیت می‌شود؛ در ادبیات سیاسی و نظامی به آن می‌گویند بازدارندگی.
ادامه در بخش دوم
۳۱ تیر ۴۰۵روزنامه فرهیختگانhttps://ble.ir/kobra_asoopar
undefined۹

۴۴۲

۱۱:۲۵

undefinedدروغ می‌گویید! جنگ دائم می‌خواهیدبخش دوم
undefinedتجاوز نظامی، ترور و موشک و بمب ریختن در مناطق شهری وقتی رخ می‌دهد، یعنی کشور متجاوز پیش‌ از این، همه خط قرمز‌های اخلاقی و انسانی و حقوقی را لگدمال کرده و بعد دکمه شلیک را فشرده است. در چنین شرایطی پافشاری کشور مورد تجاوز بر صلح یک‌طرفه، نه به‌عنوان حسن‌نیت، بلکه به‌عنوان «خلأ قدرت» و «ضعف» تعبیر می‌شود و به‌ سادگی و از چند مسیر مشخص می‌تواند آتش جنگ را شعله‌ورتر کند:
اول، ایجاد توهم بی‌هزینه بودن تجاوز: ایران در چهارچوب دو جنگ نظامی و عملیات‌های متعدد ترور علیه مقامات خود هدف تجاوز قرار گرفته است. طبیعی است که اگر متجاوز ببیند ایران به‌جای تحمیل هزینه، تنها به بیانیه و درخواست صلح متوسل می‌شود، به این محاسبه می‌رسد که «ادامه تجاوز هزینه‌ای ندارد.» این امر، طمع برای کسب دستاورد‌های بیشتر را تحریک می‌کند. در منطق یک متجاوز، مقاومت‌نکردن، یعنی قرار نیست من برای جنگ‌افروزی و تروریسمی که پیاده کرده‌ام، هزینه‌ای بدهم، پس چرا پیشروی بیشتری در این مسیر نداشته باشم؟ طبعاً نمی‌شود ایران و آمریکا را مستثنی از این منطق جنگی دانست.
دوم، فروپاشی بازدارندگی از درون: بازدارندگی فقط نظامی نیست، روانی هم است. وقتی دولتی سیاست صلح یک‌طرفه را در اوج تهاجم پیشه می‌کند، این پیام به نیرو‌های خودی، متحدان و همچنین دشمن مخابره می‌شود: «ما توان یا اراده دفاع از خود را نداریم.» نه آنکه ما خیلی صلح‌طلب و اخلاقی هستیم. در چنین شرایطی چنانچه نمونه‌های خارجی آن را دیده‌ایم، روحیه اجتماعی مردم و روحیه مقاومت نیرو‌ها فرومی‌ریزد و در نتیجه مسیر تجاوز گشوده‌تر می‌شود. دشمن متجاوز هم این پیام را دریافت می‌کند که ایران ضعیفی که التماس صلح می‌کند، باید برای همیشه از صحنه محو شود تا حتی جرقه تهدیدی هم برای آینده نباشد.
سوم، بی‌ارزش شدن اراده‌های دیپلماتیک: صلح پایدار بر سر میز مذاکره و از موضعی نسبتاً برابر به دست می‌آید. کشوری که در میدان نبرد غایب است، در مذاکرات هم وزنه‌ای ندارد. پافشاری بر صلح یک‌طرفه، عملاً همه برگ‌های برنده را از دست خود خارج می‌کند. دشمن دلیلی برای توقف نخواهد داشت، چون می‌تواند هم جنگ را ببرد و هم صلح را دیکته کند. پس شعله جنگ را تا رسیدن به نقطه فروپاشی کامل قربانی ادامه می‌دهد.
undefinedطیف رادیکال اصلاح‌طلب ضمن تقدیس تفاهم‌نامه، می‌گوید که ادامه مسیر را باید با دیپلماسی رفت، نه میدان؛ در واقع می‌خواهند نادیده بگیرند که اگر میدان نبود، کسی ایران را پای میز مذاکره حساب نمی‌کرد. قدرت موشک‌های ایران بود که میز مذاکره را ساخت وگرنه دو بار بدون موشک، مذاکره کردیم؛ یکی به جنگ ۱۲ روزه رسید و دیگری به جنگ رمضان. فهرست ترور‌ها هم بماند!
undefinedخوب دانستن تفاهم‌نامه توسط اصلاح‌طلبان هم فضیلتی برای این تفاهم‌نامه نیست؛ در پنج دهه گذشته اصلاح‌طلبان هیچ‌گاه با هیچ تفاهمی مخالف نبوده‌اند؛ تفاهم‌نامه دوست می‌دارند!
undefinedدر یک جنگ موجودیتی که هدف دشمن براندازی کامل، تجزیه کشور و فروپاشی سیاسی و نظامی و برهم‌زدن تمامیت ارضی ایران است، شعار صلح یک‌طرفه به «تسلیم بی‌قیدوشرط» تعبیر می‌شود. طبیعی است که چنین شعار‌هایی نه‌تنها جنگ را متوقف نمی‌کند، بلکه به آمریکا و اسرائیل این اطمینان را می‌دهد که می‌توانند بدون مواجهه با مقاومت، و بدون پرداخت حداقل هزینه‌های تجاوز، به اهداف سیاسی و نظامی خود دست یابند. «شمشیر کشیدن برای صلح» یک تناقض نیست، بلکه یک ضرورت است. جایی که گفت‌وگو به پایان رسیده و گلوله‌ها حرف می‌زنند، تنها زبانی که دولت متجاوز می‌فهمد، تحمیل هزینه‌ای فراتر از محاسبه و تحمل اوست. بدون این هزینه فراخوان صلح، نه یک فضیلت اخلاقی که یک خودکشی جمعی و سوخت‌ریزی برای ماشین جنگی متجاوز و رقم‌زدن جنگی دائم است. می‌بینید؛ جنگ‌طلبانه نامیدن موضع این اصلاح‌طلبان بی‌راه نیست.
۳۱ تیر ۴۰۵روزنامه فرهیختگانhttps://ble.ir/kobra_asoopar
undefined۱۵

۵۰۰

۱۱:۲۶

۵ مرداد
undefinedدو نکته درباره یک بند پیام رهبری
undefined«*جمهوری اسلامی ایران* نیز در راستای خطّ‌مشی رهبر معظّم و شهید انقلاب امام سیّدعلی خامنه‌ای رضوان‌الله‌تعالی‌‌علیه دفاع از این مجاهدان مظلوم و مقتدر را سیاست راهبردی خود تعیین کرده، و حفظ تمامیّت ارضی لبنان و رفع کامل و بدون قید و شرط تجاوز رژیم صهیونیستی را به‌عنوان شرط اوّل تفاهم‌نامه‌ی پایان جنگ تحمیلی با امریکای متجاوز قرار داده است.»
undefinedاین بخش از پیام دیشب رهبری، در پاسخ به نامه رزمندگان حزب‌الله لبنان، دربردارنده‌ی دو نکته‌ی قابل تأمّل است که به‌ دلیل آنکه جریان غالب در فضای مجازی حزب‌اللهی‌ها، آن را مخالف نظر خود می‌داند، به‌احتمال‌زیاد از دسترس افکار عمومی حامیان نظام دور خواهد ماند:
undefinedنخست آنکه این فراز از پیام، تفاهم‌نامه را به‌صراحت به جمهوری اسلامی ایران منتسب می‌کند و آن را صرفاً متنی که توسّط رئیس‌جمهور امضا شده باشد، معرّفی نمی‌کند. این در حالی است که تاکنون جریانی خاص در داخل کشور تبلیغ می‌کرد که از منظر آقامجتبی، تفاهم‌نامه نه توافقی میان ایران و آمریکا، بلکه صرفاً سندی امضا شده میان رؤسای جمهور دو کشور بوده است.
undefinedدوّم آنکه پیش‌تر محمدباقر قالیباف به عنوان رییس تیم مذاکره‌کننده، بند نخست تفاهم‌نامه ایران و امریکا را نشانه‌ای از اهتمام جمهوری اسلامی ایران، به‌ویژه تیم مذاکره‌کننده، به موضوع وحدت ساحات و به‌طور مشخص مسئله‌ی لبنان قلمداد می‌کرد؛ تحلیلی که منتقدان به دلیل بدعهدی اسراییل و آمریکا از پذیرش آن امتناع می‌کردند. حال رهبرانقلاب همان موضع را بیان کرده‌اند.
پی‌نوشت: این چند سطر در مورد بدعهدی امریکا، بی اعتمادی مطلق به شیطان بزرگ و تعهدپذیر نبودن صهیونیست‌ها نیست، آنچنان که نقد و بررسی همه‌ی بندهای تفاهم‌نامه هم نیست، آنچنان که پیرامون بدی و خوبی آتش‌بس، تفاهم‌نامه، ادامه‌ی جنگ، مذاکره زیر آتش و ... هم نیست.
۵ مرداد ۴۰۵https://ble.ir/kobra_asoopar
undefined۱۰

۶۰۲

۱۱:۵۴

۲۵ مرداد
بازارسال شده از روزنامه فرهیختگان
thumbnail
undefined وقاحت فرانسوی‌ها پس از دستگیری دو دیپلمات متخلف این کشور در ایران
کبری آسوپار، دبیر گروه سیاست روزنامه فرهیختگان: undefined وزیر خارجه فرانسه درباره دستگیری دو جاسوس فرانسوی می‌گوید «این دو کارمند داشتند مسئولیت اجرای برنامه‌های ما در حمایت از جامعه مدنی و هنرمندان و دانشمندان را انجام می‌دادند» اما چه کسی گفته سفارت فرانسه در ایران چنین وظیفه‌ای درباره شهروندان ایرانی دارد؟!
undefined سفارت فرانسه درحالی این ادعا را کرده است که در یک سال گذشته ده‌ها تن از دانشمندان حوزه‌های مختلف در کشور ترور شده‌‌اند و باوجود اینکه فرانسه بصورت مستقیم در جنگ شرکت نداشته اما به‌طور غیرمستقیم به متجاوزان کمک کرده است.
undefined گزارش مرتبط فرهیختگان: undefined کیف فرانسویundefined ردپای فرانسه در یک پروژه شوم ضدایرانی
undefined FarhikhteganOnline.irundefined @FarhikhteganOnline

۱۲

۱۲:۵۵

۲۸ مرداد
undefinedبلای بی اعتمادی(بخش اول یادداشت)
undefinedسردار یدالله جوانی، معاون سیاسی سپاه پاسداران تکذیبیه‌ای نوشته برای ویدئویی از یکی از تجمعات شبانه که به او نسبتی دروغ داده‌اند. دروغی در حد صحبت علیه رهبر انقلاب، بی‌آنکه سندی بر این ادعا باشد. حاضران هم شعار مرگ بر ضد ولایت‌فقیه داده‌اند و کسی هم نپرسیده آیا سردار جوانی واقعاً چنین حرفی زده است؟ چرا برخی ذهن‌ها برای آنکه باور کنند معاون سیاسی سپاه پاسداران می‌تواند علیه رهبر انقلاب موضع بگیرد، تا این حد آماده است؟
undefinedبعد از ایام پایانی ماه صفر و برگزاری مراسم عزاداری شهادت امام رضا علیه‌السلام، تکذیبیه و توضیحی منتشر شد تا از آستان قدس در برابر ادعای «ممانعت خادمان حرم امام رضا علیه‌السلام از سر دادن شعار مرگ بر آمریکا» دفاع کند. چرا برخی اذهان برای پذیرش چنین خبر عجیبی، بی‌آنکه کمی شک کنند، آماده است و حتی برخی واکنش‌های تند و توهین‌آمیز نسبت به خادمان حرم رضوی در فضای مجازی مشاهده می‌شود؟
undefinedاز این‌ دست مثال‌ها می‌توان به تعداد بالا نوشت و بعد تعجب کرد که چطور برخی در جریان انقلابی، با این دست دروغ‌ها یا سوءبرداشت‌ها به‌سرعت همراه می‌شوند و واکنش‌های تند هم نشان می‌دهند. چرا یک ذهن انقلابی و حزب‌اللهی برای پذیرش دروغ، آن هم در مورد چهره‌ها و نیرو‌های انقلابی باید تا این حد آمادگی داشته باشد؟ چرا اگر کل ماجرا را رد نمی‌کند، حداقل با کمی شک و تردید به آن نگاه نمی‌کند و همان اول حکم بر صدق هر ادعایی می‌دهد؟
undefinedریشه اعتماد در جامعه هدف قرار گرفته شد؛ همه‌اش هم کار اینترنشنال و بی‌بی‌سی و منوتو و پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی خارجی و با انگیزه براندازی نظام نبود. توده‌های انقلابی را آن‌ها بی‌اعتماد نکردند، چه آنکه گوش و چشم حزب‌اللهی‌ها به آن‌ها نبود و برای نفوذ به ذهن‌های آنان، مسیر‌های دیگری باید طراحی می‌شد. پیام‌رسان‌های داخلی، تریبون‌های انقلابی، چهره‌های موجه و حزب‌اللهی؛ و همگی با انگیزه دفاع از نظام و رهبری و ایران. اما مگر خود رهبری -چه رهبر شهید و چه رهبر جدید- هزارباره از وحدت نگفته بودند و نمی‌گویند؟ پس چطور می‌شود با انگیزه دفاع از ولی‌فقیه، یکی از اصلی‌ترین اوامر خود ولی‌فقیه را زیر پا له کرد؟ به نظر می‌رسد به قول قدیمی‌ها یک جای کار می‌لنگد! 
undefinedبا کمی دقت، طراحی دشمن روشن است.  اگر برای بی‌اعتماد کردن توده‌های خاکستری یا اصلاح‌طلب نسبت به مسئولان و مردم، رسانه‌های فارسی‌زبان غربی را تأسیس کردند و پروژه‌های عملیات روانی سرویس‌های امنیتی را از طریق این شبه‌رسانه‌ها یا حتی برخی رسانه‌های اصلاح‌طلب داخلی پیش بردند، برای توده‌های حامی نظام، مسیر بی‌اعتمادسازی را بر مبنای مفاهیمی چون تنها ماندن رهبر، خیانت مسئولان و بی‌سود بودن بسیاری از ساختار‌های نظام از کانال تریبون‌های مدافع نظام و پیام‌رسان‌های داخلی پیش بردند. نامش هم دفاع از جمهوری اسلامی ایران است و همین پوشش باعث جذب انقلابی‌ها می‌شود، بی‌آنکه توجه شود در پوشش دفاع از نظام، ریشه نظام زده می‌شود.
undefinedآیا قرار است همان ایجاد بی‌اعتمادی به ساختار‌های نظام و مسئولان را که در جریان فتنه‌ای مثل وقایع سال ۸۸، اصلاح‌طلبان پیش بردند، جریان انقلابی هم حالا به‌نحوی دیگر و با محتوایی دیگر پیش ببرد؟
روزنامه فرهیختگان ۲۷ مرداد ۴۰۵
ادامه در بخش دومhttps://ble.ir/kobra_asoopar
undefined۱۱

۴۰۶

۴:۵۵

undefinedبلای بی اعتمادی(بخش دوم یادداشت)
undefinedاین شرح به معنای آن نیست که تریبون‌داران و فعالان رسانه‌ای انقلابی و توده‌های انقلابیِ به خطا رفته، در انقلابی‌گری خود یا دفاعشان از نظام صادق نیستند. از قضا آن‌ها در صف اول دفاع از ایران ایستاده‌اند و به یقین اولین گروهی هستند که صادقانه و آگاهانه حاضرند در این مسیر از جان خود هم بگذرند. دلیل این مدعا هم تجربه جان‌فشانی‌های آن‌ها برای ایران در همه دهه‌های گذشته و در همه جنگ‌های تحمیلی و فتنه‌های گذشته بر ایران است، اما نکته در خطایی ناخواسته است؛ در ندیدن و غفلت از طراحی دشمن است. وگرنه که اول و آخر حرف، همان دیالوگ فیلم «چ» است که پس از اعتراضات اصغر وصالی به مصطفای چمران و فریاد جهاد و مبارزه و مقاومت وصالی، چمران خطاب به او گفت خوش به حال خمینی که سربازانی چون شما دارد. ما هم به تقلید از مصطفای چمران دلخوشیم که بنویسیم خوش به حال خامنه‌ای‌ها که سربازانی چون شما دارند.
undefinedاما نباید از طراحی دشمن هم غفلت کرد. در دورانی که خبری از صلح نیست و هر لحظه جنگ می‌تواند شعله‌ور شود و اقتصاد به‌مثابه یک ابزار در دست هر دو طرف است، تاب‌آوری به یکی از اصلی‌ترین گزاره‌ها تبدیل شده و هرچه وحدت، اعتماد متقابل و یک‌صدایی یک جامعه بیشتر باشد، یقیناً تاب‌آوری بیشتری خواهد داشت.
undefinedاگر مردمی به یکدیگر یا به مسئولان خود اعتماد نکنند و زمینه باور هر دروغی درباره آنان را در ذهن داشته باشند، چگونه مقابل تأثیرات جنگ تاب خواهند آورد؟  یعنی لازم است قصه پیرمردی که وقت مرگ چوب دست فرزندانش داد که بشکنند تا ببینند چوب‌های تک شکسته شده، اما وقتی دسته‌ای چوب با هم باشند، شکسته نمی‌شوند را برای هزارمین بار از دوران کودکی‌مان مرور کنیم؟ 
undefinedبرگردیم به جنگ ۱۲ روزه، حمله موشکی به شعام، تلاش‌های موفق و ناموفق برای ترور مسئولان، تهدید تلفنی مسئولان برای ترک ایران و...؛ همه این‌ها برای رقم زدن فروپاشی ساختار نظام بود که البته موفق نشدند.  در جنگ رمضان ترور‌ها ادامه یافت، اما خط تخریب هم پیش رفت که اگر با موشک نتوانستند مثلاً شعام را به عنوان یکی از اصلی‌ترین نهاد‌های اداره‌کننده کشور در دوران جنگ از بین ببرند، حالا با تخریب و تهمت آن را بی‌اعتبار کنند. بی‌اعتمادی یعنی همین بی‌اعتبار کردن، یعنی یا خود شخص را ترور می‌کنند یا اگر نشد، شخصیتش را؛ و این‌گونه پروژه فروپاشی درونی را به خیال خود پیش ببرند. حال کمی به خود نگاه کنیم. ما کجای این پروژه ایستاده‌ایم؟ در برابر آن یا جزئی از آن؟
undefinedباید چه کرد؟ آیا باب انتقاد را ببندیم و فقط تحسین و تقدیر کنیم، حتی کاستی‌ها و بدعملی‌ها و بی‌عملی‌ها را؟ چنین روشی که روشن است نمی‌تواند درست باشد. پس چه باید کرد؟ می‌شود انتقاد کرد، اما دوقطبی نیافرید؛ انتقاد کرد، اما بر طبل دشمنی نکوبید؛ انتقاد کرد، اما حامیان موضوع مورد نقد را خائن ننامید؛ می‌توان برای هر موضوعی دعوای حق و باطل راه نینداخت و تکفیر نکرد و می‌توان مصداق تئوری «هر کس با ما نیست، علیه ماست» نشد. مرز بین نصیحت و تهمت، دشمنی و دلسوزی و اقدام ملی یا عملکرد جناحی را رعایت کنیم.
undefinedیک بار دیگر اتفاقات رخ داده در یک سال اخیر را مرور کنیم. دیگر چه اتفاقی باید بیفتد تا بدانیم باید دست‌به‌دست هم دهیم به مهر - گرچه با اختلاف‌نظر- تا مقابل دشمن بایستیم؛ اگر جنگ می‌شد، اختلافات را کنار می‌گذاشتیم؟ که شد؛ اگر مقاماتمان را ترور می‌کردند؟ که کردند؛ اگر رهبرمان را... دیگر چه باید بشود که بدانیم «لازم است تک‌تک جان‌فدایانی که دلشان برای اسلام و انقلاب یا استقلال و سربلندی ایران می‌تپد، از این پس بیش‌ از پیش، برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و به‌ هم‌ پیوسته ملت، اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجه و حتی موجه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً، مظهر انسجام و یکپارچگی ملت باشند، ان‌شاءالله.»
undefinedوحدت در این مقام صرفاً یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه راهبرد حفظ کشور است در زمانی که دشمن فروپاشی را از طریق تلاش برای ایجاد تفرقه داخلی و تجزیه اجتماعی و اختلافات سیاسی می‌خواهد پیش ببرد. وحدت و اعتماد به یکدیگر سپر دفاعی ماست و چشم‌پوشی از اختلافات حتی موجه و عدم ایجاد دوقطبی بخشی از مبارزه ما در برابر دشمن است. آیا می‌خواهیم این سپر را زمین بیندازیم؟
۲۷ مرداد ۴۰۵روزنامه فرهیختگان
https://ble.ir/kobra_asoopar
undefined۱۳

۴۱۴

۴:۵۶

۲ شهریور
thumbnail
undefinedیادبود جمهوری اسلامی برای سربازان ارتش شاه!
undefinedاین تصویر یادبودی است که سال ۸۹، جمهوری اسلامی برای سه عضو ارتش شاهنشاهی -پهلوی اول- ساخت؛ کنار پل آهنی ارس، مرز ایران و آذربایجان. سه نفری که سوم شهریور ۱۳۲۰ مقابل حمله شوروی (متفقین) به ایران مقاومت کردند و جان خود را در این مسیر دادند.
undefinedرسانه‌های حامی جمهوری اسلامی هم بارها درباره جانفشانی این سه نفر نوشته‌اند و از آنها به مانند اسطوره‌های وطن‌دوستی نام برده‌اند و در ادبیات خود آنان را شهید نامیده‌اند.
undefinedنه جمهوری اسلامی و نه حامیان آن هیچ‌گاه نگفتند حمله متفقین به ایران، حمله به پهلوی بوده و نه حمله به ایران؛ و نگفتند نظامیانی که در این حمله مقابل دشمن مقاومت کردند، چون عضو ارتش پهلوی بوده‌اند، پس مرگ آنها مهم نیست و مردم عادی را که نکشته‌اند! حتی مقامات ارشد جمهوری اسلامی هنگام سفر به آن منطقه، در این یادبود حاضر شده و به این سه مرزبان ادای احترام کرده‌اند.
undefinedوطن‌دوستی به شعار نیست؛ پهلوی و پهلوی‌دوستان می‌تواند هزارباره شعار وطن‌دوستی بدهند، اما در عمل کشور را تقدیم دشمن کنند و وطن‌فروش باشند و فراری؛ وطن‌دوستی یک عمل است، نه یک شعار.https://ble.ir/kobra_asoopar
undefined۲۱
undefined۳
undefined۱
undefined۱

۵۳۹

۱۱:۴۱

۱۴ شهریور
undefinedبه نظرم به پیشنهادات حسن روحانی فکر کنیم؛ حق دارد خب، او هیچ گاه نه مسئول مذاکرات بوده، نه بر کرسی ریاست‌جمهوری نشسته یا مقام اجرایی داشته و نه هیچ وقت در جایگاه امنیتی بوده؛ کمی فرصت بدهیم بتواند حداقل یک‌بار ایده‌هایش را پیاده کند، شاید مشکلات حل شد!
https://ble.ir/kobra_asoopar
undefined۱۰
undefined۶

۱۴۲

۱۳:۱۶