24540.mp3
۱۲:۴۵-۱۱.۶۸ مگابایت
از قصائد قدیمی است. بسیار مودبانه، سختترین روضهها را اینجا آورده است.
شطری از ترجمان شوق محرم...
@konnash
۱۲۰
۲۲:۳۳
۱۱۴
۱۰:۴۱
کنّاش||حمیدرضا میررکنی
|وحدت ساحات در ترازوی توحید| [گزارش مکتوب جلسهای که هفته گذشته به همت هسته بینالملل بسیج دانشجویی دانشگاه علامه طباطبائی(ره) برگزار شد.] 
۱۰۷
۱۰:۴۱
مطالبات و فریادهای مردم مبعوث باید چنین آرایشی را مطالبه کند.
@konnash
۱۰۸
۱۷:۱۳
یکی از کنیههایی که در دوران معاصر به حضرت اباعبدالله الحسین(ع) نسبت داده شده است کنیه «ابوالأحرار» است. آنقدری که این قلم دنبال کرده است، این کنیه در متون متقدم و احادیث منقول از معصومین(ع) سابقه نداشته است. اما در دوران معاصر با طرح مفهوم حریت(آزادگی) و بازخوانی نهضت عاشورا در پرتو مقوله آزادی و آزادگی، این کنیه بهکار رفته و کم و بیش هم در اشعار و نوحهها جایگیر شده است.
اسمها حاصل کشفی از ذات امورند و این کشف همواره در نسبتی با ذات آن چیز رخ میدهد. از همین رو است که اسماء حق(جله و علاه) هم توقیفی نیستند و میشود که کسی خدا را به اسمی با زبانی دیگر فراخوان کند. آدمی در نسبتی با حق قرار میگیرد که حاصل نسبتش میشود به بیان آوردن کلمه «آه»؛ که فرمود آه کشیدن هم حتی فراخوان اسمی از اسماء الهی است. پس اسم نهادن بر چیز حاصل کشفی است که در نسبت یافتن با ذات آن چیز رخ میدهد. ما در دوران معاصر نسبتی تازه با سیدالشهدا(ع) یافتهایم و کنیهای برای او قرار دادهایم که پیش از این نبوده؛ وقتی خواستههایم صدایش کنیم گفتهایم «یا اباالأحرار». گویی خود را آزادشدگانی یافتهایم، آزادمردانی یافتهایم و در این آزادی خواستهایم به او تکیه کنیم. خواستهایم که در آزاد بودن هم، در قید او باشیم؛ لذا او را ابالاحرار یافتهایم.
این یافت یکسره حاصل روایت ما از ماجرای کربلا و نهضت عاشورا نیست؛ مسئله فقط یک مفهوم پردازی در ساحت اندیشه سیاسی نبوده است که حالا ما به ازایش را در شخصیت تاریخی-سیاسی حسین بن علی(ع) پیدا کرده باشد. آزادی و تجربه آزادی در عمیقترین مراودات ما با حسین(ع) حاضر و ظاهر است. این مطلب را باید در نسبت وثیقی میان محبت و آزادی جست.
ما در آن لحظات که با حسین بن علی(ع) آشناییم، در آن لحظه که از غمش گریانیم، یا در آن وقت که از تصور آناتی که بر او و فرزندانش گذشته است، پریشانیم، در آن دم که از دوری حرمش دلتنگیم، در همه این آنات و لحظات به معنای دقیق و شامل کلمه «آزاد»یم. نه فقط از مسائل روزمره، نه فقط از خواهشهای پست دنیوی، حتی گاهی از شهوتهای عالی معنوی و در یک از «خود» آزادیم.
هر که غمت را خرید، عشرت عالم فروختبا خبران غمت بی خبر از عالمند
کار محبت، آزاد کردن است و ظهور محبت آزاد بودن. این سرّی است که بیان امام صادق(ع) آن را فاش میکند؛ آنجا که فرمود: «إِنَّ اَلْعُبَّادَ ثَلاَثَةٌ قَوْمٌ عَبَدُوا اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَوْفاً فَتِلْكَ عِبَادَةُ اَلْعَبِيدِ وَ قَوْمٌ عَبَدُوا اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَی طَلَبَ اَلثَّوَابِ فَتِلْكَ عِبَادَةُ اَلْأُجَرَاءِ وَ قَوْمٌ عَبَدُوا اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ حُبّاً لَهُ فَتِلْكَ عِبَادَةُ اَلْأَحْرَارِ وَ هِيَ أَفْضَلُ اَلْعِبَادَةِ.»(الکافی . ج۲ : ص۸۴)
یعنی؛ عابدان سه دستهاند: جماعتی خدای را عبادت کنند از ترس دوزخ که این عبادت، عبادت بردگان است، جماعت دیگری خدای را عبادت کنند برای کسب ثواب و این عبادت، عبادت مزدوران و مزدبگیران است. و جماعتی خدای را عبادت کنند، از سر محبت و دوستداری او، که این عبادت عبادت «آزادگان» است و این بالاترین عبادت کردن است.
اینجا تناظری برقرار شده است میان ترس و بردگی، طلب ثواب و مزدوری، و نیز میان محبت و آزادگی. بسیار زیبا و ظریف است که حضرت صادق(ع) اهل محبت را «احرار» نامیده است.
آن چیست که میتواند آدمی را از ترس رها کند؟ آن چیست که میتواند آدمی را از طمع به بهشت و ثواب اخروی رها سازد؟ آن محبت است. آن که در قید محبت است، دیگر قیود را کنار میزند و تن به دیگر قیود هم نمیدهد؛ لاجرم آزاده است. وقتی میان آزادی و محبت چنین مناسبتی است، جز مولای ما اباعبدالله الحسین(ع) چه کسی شایسته است که أبالأحرار نام بگیرد؟
محبّت شیوه شیوای حسین بن علی(ع) است؛ پس لاجرم آزادی هم طرز بودن محبین او در این عالم است و قاعده شریفه «من از آن روز که در بند توام آزادم» از حضور حضرت اباعبدالله(ع) امکان تحقق یافته و در وعاع نفس محبین او مصداق و تعیین بیرونی پیدا کرده است.
اگر تمام انبیا و کتب الهی و شرایع آسمانی آمدهاند تا آدمی را از «خود»(أنا) رها کنند و او را به وادی به مخلصین(بی-خودها) بکشانند، این حسین بن علی(ع) تمام این مقصود را به نظر توجهی و با چشاندن محبتی در نفوس محقق میفرماید. این معنای عامّ وراثت امام حسین(ع) نسبت به تمامی انبیاء است؛ و سر اجمالی «وارث» بودن حضرت همین است. اگر تمام سعادت، ورود به وادی مخلصین باشد، محبت حضرت حسین(ع) سررشته تمام کمالات این وادی است. اینجا سر بیان دیگری از حضرت صادق(ع) بر ما فاش میشود؛ آنجا که فرمود:« مَنْ أَرَادَ اَللَّهُ بِهِ اَلْخَيْرَ قَذَفَ فِي قَلْبِهِ حُبَّ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ حُبَّ زِيَارَتِهِ» (کامل الزیارات. ج۱ : ص۱۴۲)
۱۱۸
۲۲:۰۳
کنّاش||حمیدرضا میررکنی
|دوست داشتن، آزادی است| [تاملی در کنیه ابالاحرار منسوب به سیدالشهدا(ع)] یکی از کنیههایی که در دوران معاصر به حضرت اباعبدالله الحسین(ع) نسبت داده شده است کنیه «ابوالأحرار» است. آنقدری که این قلم دنبال کرده است، این کنیه در متون متقدم و احادیث منقول از معصومین(ع) سابقه نداشته است. اما در دوران معاصر با طرح مفهوم حریت(آزادگی) و بازخوانی نهضت عاشورا در پرتو مقوله آزادی و آزادگی، این کنیه بهکار رفته و کم و بیش هم در اشعار و نوحهها جایگیر شده است. اسمها حاصل کشفی از ذات امورند و این کشف همواره در نسبتی با ذات آن چیز رخ میدهد. از همین رو است که اسماء حق(جله و علاه) هم توقیفی نیستند و میشود که کسی خدا را به اسمی با زبانی دیگر فراخوان کند. آدمی در نسبتی با حق قرار میگیرد که حاصل نسبتش میشود به بیان آوردن کلمه «آه»؛ که فرمود آه کشیدن هم حتی فراخوان اسمی از اسماء الهی است. پس اسم نهادن بر چیز حاصل کشفی است که در نسبت یافتن با ذات آن چیز رخ میدهد. ما در دوران معاصر نسبتی تازه با سیدالشهدا(ع) یافتهایم و کنیهای برای او قرار دادهایم که پیش از این نبوده؛ وقتی خواستههایم صدایش کنیم گفتهایم «یا اباالأحرار». گویی خود را آزادشدگانی یافتهایم، آزادمردانی یافتهایم و در این آزادی خواستهایم به او تکیه کنیم. خواستهایم که در آزاد بودن هم، در قید او باشیم؛ لذا او را ابالاحرار یافتهایم. این یافت یکسره حاصل روایت ما از ماجرای کربلا و نهضت عاشورا نیست؛ مسئله فقط یک مفهوم پردازی در ساحت اندیشه سیاسی نبوده است که حالا ما به ازایش را در شخصیت تاریخی-سیاسی حسین بن علی(ع) پیدا کرده باشد. آزادی و تجربه آزادی در عمیقترین مراودات ما با حسین(ع) حاضر و ظاهر است. این مطلب را باید در نسبت وثیقی میان محبت و آزادی جست. ما در آن لحظات که با حسین بن علی(ع) آشناییم، در آن لحظه که از غمش گریانیم، یا در آن وقت که از تصور آناتی که بر او و فرزندانش گذشته است، پریشانیم، در آن دم که از دوری حرمش دلتنگیم، در همه این آنات و لحظات به معنای دقیق و شامل کلمه «آزاد»یم. نه فقط از مسائل روزمره، نه فقط از خواهشهای پست دنیوی، حتی گاهی از شهوتهای عالی معنوی و در یک از «خود» آزادیم. هر که غمت را خرید، عشرت عالم فروخت با خبران غمت بی خبر از عالمند کار محبت، آزاد کردن است و ظهور محبت آزاد بودن. این سرّی است که بیان امام صادق(ع) آن را فاش میکند؛ آنجا که فرمود: «إِنَّ اَلْعُبَّادَ ثَلاَثَةٌ قَوْمٌ عَبَدُوا اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَوْفاً فَتِلْكَ عِبَادَةُ اَلْعَبِيدِ وَ قَوْمٌ عَبَدُوا اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَی طَلَبَ اَلثَّوَابِ فَتِلْكَ عِبَادَةُ اَلْأُجَرَاءِ وَ قَوْمٌ عَبَدُوا اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ حُبّاً لَهُ فَتِلْكَ عِبَادَةُ اَلْأَحْرَارِ وَ هِيَ أَفْضَلُ اَلْعِبَادَةِ.»(الکافی . ج۲ : ص۸۴) یعنی؛ عابدان سه دستهاند: جماعتی خدای را عبادت کنند از ترس دوزخ که این عبادت، عبادت بردگان است، جماعت دیگری خدای را عبادت کنند برای کسب ثواب و این عبادت، عبادت مزدوران و مزدبگیران است. و جماعتی خدای را عبادت کنند، از سر محبت و دوستداری او، که این عبادت عبادت «آزادگان» است و این بالاترین عبادت کردن است. اینجا تناظری برقرار شده است میان ترس و بردگی، طلب ثواب و مزدوری، و نیز میان محبت و آزادگی. بسیار زیبا و ظریف است که حضرت صادق(ع) اهل محبت را «احرار» نامیده است. آن چیست که میتواند آدمی را از ترس رها کند؟ آن چیست که میتواند آدمی را از طمع به بهشت و ثواب اخروی رها سازد؟ آن محبت است. آن که در قید محبت است، دیگر قیود را کنار میزند و تن به دیگر قیود هم نمیدهد؛ لاجرم آزاده است. وقتی میان آزادی و محبت چنین مناسبتی است، جز مولای ما اباعبدالله الحسین(ع) چه کسی شایسته است که أبالأحرار نام بگیرد؟ محبّت شیوه شیوای حسین بن علی(ع) است؛ پس لاجرم آزادی هم طرز بودن محبین او در این عالم است و قاعده شریفه «من از آن روز که در بند توام آزادم» از حضور حضرت اباعبدالله(ع) امکان تحقق یافته و در وعاع نفس محبین او مصداق و تعیین بیرونی پیدا کرده است. اگر تمام انبیا و کتب الهی و شرایع آسمانی آمدهاند تا آدمی را از «خود»(أنا) رها کنند و او را به وادی به مخلصین(بی-خودها) بکشانند، این حسین بن علی(ع) تمام این مقصود را به نظر توجهی و با چشاندن محبتی در نفوس محقق میفرماید. این معنای عامّ وراثت امام حسین(ع) نسبت به تمامی انبیاء است؛ و سر اجمالی «وارث» بودن حضرت همین است. اگر تمام سعادت، ورود به وادی مخلصین باشد، محبت حضرت حسین(ع) سررشته تمام کمالات این وادی است. اینجا سر بیان دیگری از حضرت صادق(ع) بر ما فاش میشود؛ آنجا که فرمود:« مَنْ أَرَادَ اَللَّهُ بِهِ اَلْخَيْرَ قَذَفَ فِي قَلْبِهِ حُبَّ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ حُبَّ زِيَارَتِهِ» (کامل الزیارات. ج۱ : ص۱۴۲)
خلاصه آنکه راه آزادی حسین بن علی(ع) و مدارج حریتی که مؤمن باید سپری کند، همان مدارج محبت حضرت اباعبدالله(ع) است.
|پایان|
|پایان|
۱۴۹
۲۲:۰۳
بازارسال شده از نشر بینالملل
#دوره#کتابالجهاد#متنخوانی
صوتهای جلسات #دوره متنخوانی کتابالجهاد، روزهای زوج در کانال #نشر_بینالملل بارگذاری میشوند.
جلسه صفر
جلسه اول
جلسه دوم
جلسه سوم
جلسه چهارم
جلسه پنجم
جلسه ششم
جلسه هفتم
جلسه هشتم
جلسه نهم
سوالهای مربوط به جلسات را به آیدی آقای میررکنی، ارائهدهنده دوره، @hmirrokni ارسال نمایید.
سفارش کتاب
http://nashrebeynolmelal.ir
021-88912057
۱
۱۲:۴۴
اینکه تصمیم ما در برابر نقض فاحش و مکرر آتشبس از سوی دشمن چیست، هر چند پیوست و بدن نظامی هم دارد اما اولا و بالذات یک مسئله و تصمیم سیاسی است. فی نفسه جزو اسرار نظامی نیست که کسی توضیحش ندهد. شعام و دیگر دستگاهها و مقامات مکلفاند به مرّ بند پایانی بیانیه شعام(مورخ ۱۹ فروردین ۱۴۰۵) عمل کنند. ما هم مکلفیم مسئولین ذیربط را از باب امر به معروف، به انجام تکالیفشان امر کنیم. بند پایانی بیانیه این است:
«اگر تسلیم دشمن در میدان تبدیل به دستاورد قاطع سیاسی در مذاکرات شد با هم این پیروزی عظیم تاریخی را جشن خواهیم گرفت وگرنه در میدان دوشادوش هم تا رسیدن به همه خواسته های ملت ایران خواهیم جنگید.»
امروز خواسته ملت ایران ادب کردن ناقضان آتشبس، از لبنان تا تنگه ، در میدان نبرد نظامی است.
@konnash
۱۴۹
۲۱:۳۱
۵۸
۱۴:۲۸
تا اینجا آنچه که کارساز بوده، جنگ سخت بوده؛ اگر تهدید به جنگ سخت کارساز است، بخاطر کارساز بودن خود جنگ سخت است. از طرف دیگر مسلم است که این عقبنشینی تصمیم الی الابد آنان نیست. وضع لبنان و تنگه هم اینطور نمیتواند بماند و باید وارد گام دیگری شد. گامی «کارساز»؛ از جنس جنگ سخت.
برای نصرت اسلام و مسلمین و محکم شدن دلهای مسئولین و نظامیان غیورمان دعا کنیم.
۱۹
۲۱:۴۹