بازارسال شده از أخٌفيالله
مهمترین یافته، یک هواپیمای جاسوسی RE-3A نیروی هوایی سلطنتی عربستان است که بهشدت آسیب دیده؛ سکان افقی دم آن از بین رفته و نشت سوخت نیز قابل مشاهده است.
احتمالاً این هواپیما در همان حملات ایران در مارس ۲۰۲۶ هدف قرار گرفته که یک فروند E-3G نیروی هوایی آمریکا و یک هواپیمای سوخترسان KC-135R را منهدم کرد.
احتمالاً این هواپیما در همان حملات ایران در مارس ۲۰۲۶ هدف قرار گرفته که یک فروند E-3G نیروی هوایی آمریکا و یک هواپیمای سوخترسان KC-135R را منهدم کرد.
۱
۱۵:۴۵
بازارسال شده از أخٌفيالله
مدیرعامل آرامکو، امین ناصر، هشدار داده است که ذخایر جهانی نفت به سطحی «بهطرز نگرانکنندهای پایین» رسیدهاند.
به گفته ناصر، از آغاز جنگ با ایران حدود ۳ میلیارد بشکه نفت از چرخه تولید خارج شده است. او تأکید کرد که آزادسازی نفت از ذخایر راهحلی موقت است و بازسازی این ذخایر ممکن است تا دو سال زمان ببرد.
منبع: پولیتیکو
به گفته ناصر، از آغاز جنگ با ایران حدود ۳ میلیارد بشکه نفت از چرخه تولید خارج شده است. او تأکید کرد که آزادسازی نفت از ذخایر راهحلی موقت است و بازسازی این ذخایر ممکن است تا دو سال زمان ببرد.
منبع: پولیتیکو
۱
۱۶:۲۲
بازارسال شده از روزنامه فرهیختگان
۱
۴:۰۵
پایان تاریخ و واپسین انسان
فوکویاما تو این کلیپ یه بخشیش به کتاب مشهورش اشاره میکنه و اینکه انگار اون کتاب کاستیهایی داشته.البته این اولین اذعانش به این موضوع نیست. یه مصاحبه انجام داده با شبکهی بیبیسی و در بخشی از گفتههای خود عنوان کرده که «من فکر نمیکنم جهت تاریخ هنوز هم به سمت لیبرال دموکراسی باشد. دموکراسی بسیار شکننده است و آنچه من در این ۲۵ سال به آن رسیدهام این است که ایجاد نهادهای دموکراتیک بسیار دشوار است بهخصوص حکومتهای دموکراتیکی که بتوانند بدون فساد اداری و مالی به مردم خدمات بدهند؛ اینگونه نظامها در دنیا بسیار نادر هستند ...»
رهبر شهید هم در سال ۹۷ با فاصله کمی بهش اشاره کردند: «نهفقط اقتدار معنوی و قدرت نرم خود آمریکا رو به افول است بلکه حتّی لیبرالدموکراسی را هم که پایهی اساسی تمدّن غرب است، اینها بیآبرو کردند، دارند بیآبرو میکنند. چندین سال قبل از این یک جامعهشناس مطرح دنیا گفت وضعیّت کنونی آمریکا منتهاالیه تکامل تاریخی بشر است و بشر دیگر از این بالاتر نمیتواند برود. همان آدم امروز حرفش را پس گرفته، میگوید «نه» و آرزو میکند چیزهای دیگری را. حالا صریحاً ممکن است نگوید من اشتباه کردم امّا حرفهای دیگری را دارد میزند، درست نقطهی مقابل آن حرفی که آن روز زده بود. خب این وضع آمریکا است»
فوکویاما تو این کلیپ یه بخشیش به کتاب مشهورش اشاره میکنه و اینکه انگار اون کتاب کاستیهایی داشته.البته این اولین اذعانش به این موضوع نیست. یه مصاحبه انجام داده با شبکهی بیبیسی و در بخشی از گفتههای خود عنوان کرده که «من فکر نمیکنم جهت تاریخ هنوز هم به سمت لیبرال دموکراسی باشد. دموکراسی بسیار شکننده است و آنچه من در این ۲۵ سال به آن رسیدهام این است که ایجاد نهادهای دموکراتیک بسیار دشوار است بهخصوص حکومتهای دموکراتیکی که بتوانند بدون فساد اداری و مالی به مردم خدمات بدهند؛ اینگونه نظامها در دنیا بسیار نادر هستند ...»
رهبر شهید هم در سال ۹۷ با فاصله کمی بهش اشاره کردند: «نهفقط اقتدار معنوی و قدرت نرم خود آمریکا رو به افول است بلکه حتّی لیبرالدموکراسی را هم که پایهی اساسی تمدّن غرب است، اینها بیآبرو کردند، دارند بیآبرو میکنند. چندین سال قبل از این یک جامعهشناس مطرح دنیا گفت وضعیّت کنونی آمریکا منتهاالیه تکامل تاریخی بشر است و بشر دیگر از این بالاتر نمیتواند برود. همان آدم امروز حرفش را پس گرفته، میگوید «نه» و آرزو میکند چیزهای دیگری را. حالا صریحاً ممکن است نگوید من اشتباه کردم امّا حرفهای دیگری را دارد میزند، درست نقطهی مقابل آن حرفی که آن روز زده بود. خب این وضع آمریکا است»
۶۸
۱۶:۵۴
بازارسال شده از خبرگزاری دانشجو
واشنگتنپست نوشت:
۱
۱۵:۰۹
بازارسال شده از أخٌفيالله
۱
۱۸:۵۷
بازارسال شده از تابناک
مدیرعامل شرکت سعودی آرامکو:
۱
۲۱:۱۵
«امکان رفتن به جبهه نداشتم و پسری هم نداشتم تا به جبهه بفرستم، اما دیدم میتوانم با دو میل بافتنی برای سربازان وطنم دستکش ببافم.»
️ دستکشهای «ننه عصمت» که امروز در ۸۶ سالگی به رحمت خدا رفت و پیکر مبارکش فردا به خاک سپرده میشود نماد زیبا و قدرتمندی برای مقاومت و استقامت ملی در جنگهای تحمیلی علیه ایران بود. زن ایرانیِ یزدیِ بیادعا، تحصیلنکرده و کمدرآمدی که عاملیت و مشارکت الهامبخشی در دفاع میهنی ۸ ساله و میدانهای مقاومت ملی داشت. میگفت «خودم زن بودم و امکان رفتن به جبهه نداشتم و پسری هم نداشتم تا به جبهه بفرستم، اما دیدم میتوانم با دو میل بافتنی برای سربازان وطنم دستکش ببافم.» زنان دبگری را هم برای همین کار بسیج کرد و خودش هم اینقدر در همه این سالها برای مدافعان وطن و مرزبانان با دستهای مهربانش دستکش بافت که دستش پر از تاول و چشمانش ضعیف شد. امنیت و بالندگی ایران مدیون عاملیت و ایثار و مشارکت ننهعصمتها است. روحش شاد و یادش زنده.
از محمدرضاجلایی پور@jalaeipour
از محمدرضاجلایی پور@jalaeipour
۸
۲:۴۶
بازارسال شده از محمدرضا جلائیپور
خلاصهٔ بخش زیادی از صحبتهایتان این بود که ایران به اندازهٔ کافی تلاش برای ندادن «بهانه» به آمریکا نکرد. فرض کنیم که این همه تلاش ایران در این سه دهه و همین دو سال گذشته با همین هدف و تداوم تجاوزگریهای استعمارگرانهٔ آمریکا را نادیده بگیریم و ارزیابی شما را بپذیریم. مگر اساسا ترامپ نیازی به «بهانه» برای خروج از تفاهم داشته است؟ مگر برای خروج از برجام و ۱۳ نهاد و تفاهم مهم بینالمللی و نقض پیمان با کانادا و فرانسه و ۱۵ کشور دیگر بهانهای داشت؟ آیا واضح نیست که مبنای ترامپ صرفا «منافع»ش بوده و هر جا، از جمله در امضای همین تفاهمنامهٔ اسلامآباد، ناکام شد به خاطر این نبود که «بیشتر نمیخواست» یا «بهانه نداشت»، بلکه «بیشتر نمیتوانست». ترامپ نشان داده است که حتی «بیبهانه» و به عریانترین و بیشرمانهترین شکل اهل جنایت و قلدری و استعمارگری و نقض عهد است، مگر اینکه «نخواهد یا نتواند». تاکید شما بر اینکه «به هر قیمت» باید مانع جنگ شد، تعبیر سنجشگرانهای نیست، چراکه اگر «واگذاری اهرمهای قدرت ملی» (مثلا قدرت موشکی ایران یا تنگهٔ هرمز) از جملهٔ این قیمتها برای «بهانه ندادن» باشد، ناخواسته میتواند زمینهساز پیشروی متجاوزان با هدف گرفتن سایر اهرمها و لیبیسازی ایران شود که نمیتواند مورد تایید شما باشد.
نه فقط گزارش رسمی نمایندهٔ ایران در سازمان ملل که بیش از ۱۰۰ مصداق نقض آشکار تفاهمنامه توسط آمریکا (ذیل ۴۲ عنوان) از روز اول امضا را مستند کرده است، بلکه حتی بسیاری از کارشناسان برجستهٔ آمریکایی و ساکن آمریکا، از جمله استفن والت و جان مرشایمر و جفری سکس و ولی نصر و تریتا پارسی و رابرت مالی، تصریح کردهاند که آمریکا اولین نقضکنندهٔ تفاهم بود و ترامپ گرچه با ملاحظاتی مجبور به امضای تفاهمنامه شد، تحت فشار شدید لابی اسرائیل و تحقیر دموکراتها به تدریج از پایبندی به تفاهمنامه فاصله گرفت. ما حتی تعدادی شهید عزیز ایرانی در همین دورهٔ اجرای تفاهمنامه داریم. ترامپ اگر میخواست در تفاهم بماند حتی بعد از آن شلیکها (یک مورد نقض توسط ایران بعد از دهها نقض توسط آمریکا) هم فرصت اجابت پیشنهاد ایران برای بازگشت به تفاهم اسلامآباد یا تفاهم ۷ مادهای را داشت و نه گفت. همین شواهد عریان نشان میدهد حتی بدون آن شلیکها هم ترامپ در مسیر نقض تفاهم و گرفتن اهرمهای ایران ادامه میداد. این نقد شما نقد واردی است که رئيس جمهور/رئيس شعام باید در جریان تصمیم به شلیک به سه کشتی توسط نیروهای مسلح ایران در پاسخ به نقضهای قبلی آمریکا قرار میگرفت یا حتی شاید کارشناسانی واکنشهای موثر دیگری در آن زمان را مرجح بدانند، اما از منظر منافع ملی ایران نباید نقضهای مکرر قبلی تفاهمنامه توسط آمریکا را انکار یا سفیدشویی و عملا قربانینکوهی کرد. ادامه در فرستهٔ بعد
۱
۱۲:۱۳
بازارسال شده از محمدرضا جلائیپور
ادامه از فرستهٔ قبل
انگارهٔ خطای «اگر مردم راضی باشند، کسی نگاه چپ به ایران نمیکند»:
به زبانها و با مثالهای مختلف گفتید که اگر شهروندان ایران راضی و حامی نظام باشند، هیچ کس جرات ندارد به ایران نگاه چپ کند. قطعا انسجام و همبستگی اجتماعی و رضایت شهروندان یکی از چهارپایهٔ مهم قدرت ملی است، اما تنها پایه و کافی نیست. جمهوری اسلامی ایران در سال ۵۹، تعدادی از کشورهای مورد تجاوزقرارگرفته در جنگهای جهانی و دولت اوکراین در سال ۲۰۱۴ مورد حمایت اکثریت شهروندانشان بودند، اما مورد تجاوز قرار گرفتند. حتما باید تلاش و تشویق و تمهید کرد که رضایت عمومی شهروندان افزایش یابد و جمعیتی که برای حفاظت از ایران در خیابانها و سایر عرصهها کنشگری میکنند فراگیرتر شوند، اما ساختن این انگاره که افزایش محبوبیت نظام سیاسی برای دفاع از کشور در برابر متجاوز کافی است اشتباه است. این انگاره ریشه در نظریهٔ «امنیت مبتنی بر صلح دموکراتیک» دارد که سالها است منقرض و ابطال شده است. انسجام اجتماعی ضروری است، اما بدون سهپایهٔ دیگر قدرت ملی - توان نظامی و اقتصادی و دیپلماتیک – لزوما نمیتواند مانع جنگ و تجاوز و استعمارگری شود، به خصوص در جغرافیای ایران و غرب آسیای پس از نسلکشی. برای تقویت همبستگی و انسجام اجتماعی هم آزادی زندانیان سیاسی مطلوب است اما کافی نیست. حتی مهمتر، کاهش انواع نابرابری و تمرکز دولت بر مراقبت از محرومترین شهروندان (مثلا با افزایش مبلغ کالابرگ و ضمانت تامین دارو و امنیت غذایی برای همه) است که در کلام شما مورد تاکید نبود.
برای پایان پایدارِ جنگ و محاصره، تقویت بازدارندگی ترکیبی و ناامیدسازی متجاوز از نتیجهبخشیِ محاصره (کاهش اثر محاصره با ستاد توانای جنگ اقتصادی) و ناامیدسازی از نتیجهبخشیِ حملهٔ نظامی، ضروری است. طراحی و زمینهسازی و بازیسازی فعالتر ایران برای باز کردن گرههای ورود قفلشکنِ چین به صحنه و کاشتنِ بذرهای امنیت جمعیِ منطقهای بدون حضور آمریکا (بدیلی برای پیمان ابراهیم) هم اگر ممکن شود میتواند کارساز شود. اما در همین زمینهٔ انسجام اجتماعی، علاوه بر دعوت حکمرانان به فعال نکردن گسلهای اجتماعی و ارسال پالسهای افقساز به شهروندان که به درستی مورد تاکید شما بود، آیا خود نیروهای سیاسی هم نباید نقش مسئولانهای ایفا کنند؟ آیا صحبتهایی از جنس دیشب که عملا و بدون شواهد کافی ایران را مقصر مینامد این انسجام اجتماعی را بیشتر میکند یا کمتر؟ پالس «انسجامِ نیروهای سیاسی در دفاع میهنی در برابر متجاوز و محاصرهگر» میدهد یا پالس شکاف؟
انگارهٔ خطای «۶۷ ای بودن صحنه»:
چند بار به جام زهر و ترکمنچای اشاره کردید، ولی صحنه اصلا ۶۷ ای نیست. در سال ۶۷ پیشنهاد صلحی روی میز ایران بود که ایران را به رسمیت میشناخت و پذیرشش اهرمهای ایران برای پیشگیری از جنگهای بعدی یا دفاع از منافع حیاتیاش را نمیگرفت. امروز پیمان صلح عزتمندانهای روی میز ایران نیست. ترامپ امروز آشکارا میگوید یا همه چیزت را بده یا نابودت میکنم. اگر به برکت مقاومتِ نظامی و دیپلماتیک و اقتصادی و اجتماعی ایران، از نتیجهبخشی محاصره یا تجاوز یا «دیپلماسی اجبار» ناامید شود، شاید دوباره مثل امضای تفاهمنامهٔ اسلامآباد پای میز بیاید. تا آن لحظه همهٔ مولفههای قدرت ملی ایران را باید تقویت کرد و این انگارهٔ خطا را برجسته نکرد که گویی پیشنهاد صلح عزتمندانهای روی میز ایران است و ماییم که نمیپذیریم یا ماییم که مقصر و بهانهتراش برای تجاوز و محاصرهایم. هر موقع به آن نقطه رسیدیم - که دیر مباد - دیگر امضایش نه نوشیدنِ جام زهر، که نوشیدنِ شهد شیرینِ به رسمیتشناسیِ استقلال راهبردی ایران و لوازم بقا و امنیت ایران است؛ شهدی که نوشیدنش اقتضای توسعه و عدالت و آزادی و مردمسالاری در ایران است.@jalaeipour
به زبانها و با مثالهای مختلف گفتید که اگر شهروندان ایران راضی و حامی نظام باشند، هیچ کس جرات ندارد به ایران نگاه چپ کند. قطعا انسجام و همبستگی اجتماعی و رضایت شهروندان یکی از چهارپایهٔ مهم قدرت ملی است، اما تنها پایه و کافی نیست. جمهوری اسلامی ایران در سال ۵۹، تعدادی از کشورهای مورد تجاوزقرارگرفته در جنگهای جهانی و دولت اوکراین در سال ۲۰۱۴ مورد حمایت اکثریت شهروندانشان بودند، اما مورد تجاوز قرار گرفتند. حتما باید تلاش و تشویق و تمهید کرد که رضایت عمومی شهروندان افزایش یابد و جمعیتی که برای حفاظت از ایران در خیابانها و سایر عرصهها کنشگری میکنند فراگیرتر شوند، اما ساختن این انگاره که افزایش محبوبیت نظام سیاسی برای دفاع از کشور در برابر متجاوز کافی است اشتباه است. این انگاره ریشه در نظریهٔ «امنیت مبتنی بر صلح دموکراتیک» دارد که سالها است منقرض و ابطال شده است. انسجام اجتماعی ضروری است، اما بدون سهپایهٔ دیگر قدرت ملی - توان نظامی و اقتصادی و دیپلماتیک – لزوما نمیتواند مانع جنگ و تجاوز و استعمارگری شود، به خصوص در جغرافیای ایران و غرب آسیای پس از نسلکشی. برای تقویت همبستگی و انسجام اجتماعی هم آزادی زندانیان سیاسی مطلوب است اما کافی نیست. حتی مهمتر، کاهش انواع نابرابری و تمرکز دولت بر مراقبت از محرومترین شهروندان (مثلا با افزایش مبلغ کالابرگ و ضمانت تامین دارو و امنیت غذایی برای همه) است که در کلام شما مورد تاکید نبود.
برای پایان پایدارِ جنگ و محاصره، تقویت بازدارندگی ترکیبی و ناامیدسازی متجاوز از نتیجهبخشیِ محاصره (کاهش اثر محاصره با ستاد توانای جنگ اقتصادی) و ناامیدسازی از نتیجهبخشیِ حملهٔ نظامی، ضروری است. طراحی و زمینهسازی و بازیسازی فعالتر ایران برای باز کردن گرههای ورود قفلشکنِ چین به صحنه و کاشتنِ بذرهای امنیت جمعیِ منطقهای بدون حضور آمریکا (بدیلی برای پیمان ابراهیم) هم اگر ممکن شود میتواند کارساز شود. اما در همین زمینهٔ انسجام اجتماعی، علاوه بر دعوت حکمرانان به فعال نکردن گسلهای اجتماعی و ارسال پالسهای افقساز به شهروندان که به درستی مورد تاکید شما بود، آیا خود نیروهای سیاسی هم نباید نقش مسئولانهای ایفا کنند؟ آیا صحبتهایی از جنس دیشب که عملا و بدون شواهد کافی ایران را مقصر مینامد این انسجام اجتماعی را بیشتر میکند یا کمتر؟ پالس «انسجامِ نیروهای سیاسی در دفاع میهنی در برابر متجاوز و محاصرهگر» میدهد یا پالس شکاف؟
چند بار به جام زهر و ترکمنچای اشاره کردید، ولی صحنه اصلا ۶۷ ای نیست. در سال ۶۷ پیشنهاد صلحی روی میز ایران بود که ایران را به رسمیت میشناخت و پذیرشش اهرمهای ایران برای پیشگیری از جنگهای بعدی یا دفاع از منافع حیاتیاش را نمیگرفت. امروز پیمان صلح عزتمندانهای روی میز ایران نیست. ترامپ امروز آشکارا میگوید یا همه چیزت را بده یا نابودت میکنم. اگر به برکت مقاومتِ نظامی و دیپلماتیک و اقتصادی و اجتماعی ایران، از نتیجهبخشی محاصره یا تجاوز یا «دیپلماسی اجبار» ناامید شود، شاید دوباره مثل امضای تفاهمنامهٔ اسلامآباد پای میز بیاید. تا آن لحظه همهٔ مولفههای قدرت ملی ایران را باید تقویت کرد و این انگارهٔ خطا را برجسته نکرد که گویی پیشنهاد صلح عزتمندانهای روی میز ایران است و ماییم که نمیپذیریم یا ماییم که مقصر و بهانهتراش برای تجاوز و محاصرهایم. هر موقع به آن نقطه رسیدیم - که دیر مباد - دیگر امضایش نه نوشیدنِ جام زهر، که نوشیدنِ شهد شیرینِ به رسمیتشناسیِ استقلال راهبردی ایران و لوازم بقا و امنیت ایران است؛ شهدی که نوشیدنش اقتضای توسعه و عدالت و آزادی و مردمسالاری در ایران است.@jalaeipour
۱
۱۲:۱۳