پاکوبان و جان برکف
آیت الله خامنهای خطبه را اینطور شروع کرد: «یا رسول الله از شما معذرت میخواهم که طاغوتیان هرساله مراسم امشب را در کنار تو برپا میکردند، در حالیکه نه به تو ایمان داشتند و نه به جدّت حسین (ع)»و این نخستین بار بود که مراسم خطبهخوانی شب عاشورا در صحن عتیق امام رضا(ع)، بعد از سالها متفاوت برگزار میشد،بدون نام بردن از شاه.آن روز در ۱۹ آذر ۱۳۵۷، مصادف با تاسوعای حسینی، مردم از صبح ریخته بودند توی خیابانها، شعار مرگ بر شاه سر داده بودند و فریاد کشیده بودند که :«این شاه آمریکایی اعدام باید گردد»پا کوبیده بودند بر زمین و رفته بودند سراغ مجسمههای شاه در میدان تقیآباد و بیمارستان شهناز و بیمارستان شهرضا و هنرستان رضاشاه، همه مجسمهها را یکی یکی به پایین کشیده بودند و حتی عکسهای شاه را پاره کرده بودند. دیگر تا شب مردم تمام حرفهایشان را در عمل نشان دادند و وقتش بود همه چیز را یکسره کنند. آیت الله خامنهای که خطبه را خواند و نام از امام خمینی (ره) آورد مردم مطمئن شدند که تمام تلاشها و خون دادنها و مقاومتها دارد به ثمر مینشیند، با پایان خطبه،جمعیت زیادی گرد آقا حلقه زدند تا ایشان بدون هیچ آسیبی صحنه را ترک کنند. بعد هم همان جا ماندند، پا بر زمین زدند و شعار دادند تا گاردیها هم چنان فرصت نکنند سمت آقا بروند.این پاکوبی تا حدود ۱۲ شب طول کشید و بعد مردم کمکم متفرق شدند.
ما هنوز هم در مقابل هر که جان شما را تهدید کند پاکوبان و جان بر کف ایستادهایم. فرق ندارد سال ۱۳۵۷ باشد یا همین لحظه.
به قلم فهمیه فرشتیان#اناعلیالعهد
@havalighalam
@mashhadname
روایت بچه محل های امام رضا علیهالسلام
شما هم راوی باشید
آیت الله خامنهای خطبه را اینطور شروع کرد: «یا رسول الله از شما معذرت میخواهم که طاغوتیان هرساله مراسم امشب را در کنار تو برپا میکردند، در حالیکه نه به تو ایمان داشتند و نه به جدّت حسین (ع)»و این نخستین بار بود که مراسم خطبهخوانی شب عاشورا در صحن عتیق امام رضا(ع)، بعد از سالها متفاوت برگزار میشد،بدون نام بردن از شاه.آن روز در ۱۹ آذر ۱۳۵۷، مصادف با تاسوعای حسینی، مردم از صبح ریخته بودند توی خیابانها، شعار مرگ بر شاه سر داده بودند و فریاد کشیده بودند که :«این شاه آمریکایی اعدام باید گردد»پا کوبیده بودند بر زمین و رفته بودند سراغ مجسمههای شاه در میدان تقیآباد و بیمارستان شهناز و بیمارستان شهرضا و هنرستان رضاشاه، همه مجسمهها را یکی یکی به پایین کشیده بودند و حتی عکسهای شاه را پاره کرده بودند. دیگر تا شب مردم تمام حرفهایشان را در عمل نشان دادند و وقتش بود همه چیز را یکسره کنند. آیت الله خامنهای که خطبه را خواند و نام از امام خمینی (ره) آورد مردم مطمئن شدند که تمام تلاشها و خون دادنها و مقاومتها دارد به ثمر مینشیند، با پایان خطبه،جمعیت زیادی گرد آقا حلقه زدند تا ایشان بدون هیچ آسیبی صحنه را ترک کنند. بعد هم همان جا ماندند، پا بر زمین زدند و شعار دادند تا گاردیها هم چنان فرصت نکنند سمت آقا بروند.این پاکوبی تا حدود ۱۲ شب طول کشید و بعد مردم کمکم متفرق شدند.
ما هنوز هم در مقابل هر که جان شما را تهدید کند پاکوبان و جان بر کف ایستادهایم. فرق ندارد سال ۱۳۵۷ باشد یا همین لحظه.
به قلم فهمیه فرشتیان#اناعلیالعهد
@havalighalam
۲۶۵
۴:۵۵
سالگرد قیام خونین گوهرشاد گرامی باد

۲۲۵
۹:۲۵
۲۱ تیرماه سالگرد قیام خونین گوهرشاد گرامی باد
قیام مسجد گوهرشاد به روایت شاهدان عینی:
قدرت رضاشاه و همفکرانش که تثبیت شد برنامههای فرهنگی استعمار علیه هویت دینی و ملی ایران تبدیل به قانون و لازمالاجرا شد. علما و مردم نیز به اشکال مختلف بهدنبال مبارزه با سیاستهای ضددینی بودند. رضاشاه که قبل از پادشاهی تنها سابقۀ نظامی داشت، در پاسخ به خواست عمومی جامعه، مردم متحصن در مسجد گوهرشاد را با مسلسل به گلوله بست. صدای رگبار مسلسلها و اللهاکبر مردم در همۀ محلات مشهد شنیده شد.
کافی است پای صحبت کهنسالان مشهدی بنشینید، هنوز هم صدای کامیونهای حمل پیکرشهدا را میشنوند، هنوز هم از بزرگترهایشان به یاد دارند که کشته و مجروح را با هم در گودال خشتمالها دفن کردند. هنوز هم روستاییان را میبینند که با بیل و کلنگشان راهی مشهد شدند تا در جنگ مسجد یا جنگ جهاد شرکت کنند؛ اگرچه آن روز نتوانستند ظلم را از بین ببرند؛ اما به تعبیر شهیدنواب صفوی: «در باطن صبر کرده، در درگاه خدا نیمهشبها گریستند و آرزوى انتقام کردند و به انتظار آن روز نشستند…»
و این چنین شد که کشتار مظلومانۀ مردم در مسجد گوهرشاد و تبعید و زندان علما در شهرهای مختلف پایان کار نبود، بلکه آغازی برای مبارزه منفی با سیاست کشف حجاب بود. آن سالها عموم خانمها یا خانهنشین شدند و یا بهناچار همراه با کسی از خانه بیرون میآمدند؛ اما همه هوای همدیگر را داشتند که مبادا چادری روی زمین جا بماند. حتی برخی از کارمندان حکومت هم در این مبارزه همراه مردم بودند و وجدانشان اجازه نمیداد که به حجاب زنان مسلمان تعرض کنند. برخی از کار کناره گرفتند و برخی چادرهای پاره را میخریدند تا به بالادستیشان نشان دهند که مثلاً کارشان را بهدرستی انجام دادهاند و چادرها را از سر زنان برداشتهاند. کوچهها پر بود از وحشت و اضطراب، چه حرمتهایی که شکسته نشد، آرزوی زیارت حرم به دل خیلیها ماند. همۀ این کشتارها و زندانها به بهانۀ پیشرفت و ترقی بود؛ پیشرفتی که صنعت و دانشش از تهران و یک یا دو شهر بزرگ، آن هم به صورت محدود و گلخانهای، فراتر نرفته بود؛ اما مظاهر ضددینیاش با فشار حکومت به دورافتادهترین روستاها ایران هم رسیده بود…
@mashhadname
روایت بچه محل های امام رضا علیهالسلام
شما هم راوی باشید
قدرت رضاشاه و همفکرانش که تثبیت شد برنامههای فرهنگی استعمار علیه هویت دینی و ملی ایران تبدیل به قانون و لازمالاجرا شد. علما و مردم نیز به اشکال مختلف بهدنبال مبارزه با سیاستهای ضددینی بودند. رضاشاه که قبل از پادشاهی تنها سابقۀ نظامی داشت، در پاسخ به خواست عمومی جامعه، مردم متحصن در مسجد گوهرشاد را با مسلسل به گلوله بست. صدای رگبار مسلسلها و اللهاکبر مردم در همۀ محلات مشهد شنیده شد.
کافی است پای صحبت کهنسالان مشهدی بنشینید، هنوز هم صدای کامیونهای حمل پیکرشهدا را میشنوند، هنوز هم از بزرگترهایشان به یاد دارند که کشته و مجروح را با هم در گودال خشتمالها دفن کردند. هنوز هم روستاییان را میبینند که با بیل و کلنگشان راهی مشهد شدند تا در جنگ مسجد یا جنگ جهاد شرکت کنند؛ اگرچه آن روز نتوانستند ظلم را از بین ببرند؛ اما به تعبیر شهیدنواب صفوی: «در باطن صبر کرده، در درگاه خدا نیمهشبها گریستند و آرزوى انتقام کردند و به انتظار آن روز نشستند…»
و این چنین شد که کشتار مظلومانۀ مردم در مسجد گوهرشاد و تبعید و زندان علما در شهرهای مختلف پایان کار نبود، بلکه آغازی برای مبارزه منفی با سیاست کشف حجاب بود. آن سالها عموم خانمها یا خانهنشین شدند و یا بهناچار همراه با کسی از خانه بیرون میآمدند؛ اما همه هوای همدیگر را داشتند که مبادا چادری روی زمین جا بماند. حتی برخی از کارمندان حکومت هم در این مبارزه همراه مردم بودند و وجدانشان اجازه نمیداد که به حجاب زنان مسلمان تعرض کنند. برخی از کار کناره گرفتند و برخی چادرهای پاره را میخریدند تا به بالادستیشان نشان دهند که مثلاً کارشان را بهدرستی انجام دادهاند و چادرها را از سر زنان برداشتهاند. کوچهها پر بود از وحشت و اضطراب، چه حرمتهایی که شکسته نشد، آرزوی زیارت حرم به دل خیلیها ماند. همۀ این کشتارها و زندانها به بهانۀ پیشرفت و ترقی بود؛ پیشرفتی که صنعت و دانشش از تهران و یک یا دو شهر بزرگ، آن هم به صورت محدود و گلخانهای، فراتر نرفته بود؛ اما مظاهر ضددینیاش با فشار حکومت به دورافتادهترین روستاها ایران هم رسیده بود…
۴۱۸
۹:۲۷
سال گذشته با کمک شما، ۳۰۰۰ پرس آبدوغ خیار بین زائران امام رضا علیه السلام توزیع کردیم.
امسال نیز این فرصت فراهم است.
مهرتان را به این شماره کارت واریز نمایید:۶۲۱۹-۸۶۱۹-۷۲۸۵-۹۶۱۴نوید ضیایی
امسال نیز این فرصت فراهم است.
مهرتان را به این شماره کارت واریز نمایید:۶۲۱۹-۸۶۱۹-۷۲۸۵-۹۶۱۴نوید ضیایی
۲۱۱
۱۵:۴۹
بازارسال شده از گروه فرهنگی شهیدالقدس - فلسطین
با توجه به اتفاقات سوریه و ترک اجباری بعضی از شیعیان این منطقه و مهاجرت ایشان به لبنان و ایران ، به استحضار عزیزان می رساند برای اسکان، تغذیه و دارو و موارد ضروری ایشان نیاز به مساعدت و کمک های مالی می باشد.
۲
۱۷:۳۴
بازارسال شده از گروه دیدگاه نویسندگان جریان
نشست تاک (تفکر و آگاهی با کتاب) اولین جلسه حول محور کتاب
خانهای برای همه
قرار نیست روز اول مهر فقط بچه هامون برن سراغ درس. خودمون هم میخوایم بریم کلاس زندگی.
تو اولین جلسه از سلسله نشستهای تاکمیخوایم با بانویی آشنا بشیم و درباره سبک زندگیش حرف بزنیم که بدون تحصیلات دانشگاهی چند تا کتاب نقد کرده، بدون شاغل بودن، چندین کسب وکار رو حمایت کرده، بدون...
بقیه شو بیا تو جلسه تاک ببین و بشنو. یا اگر کتاب رو خوندی درباره درسها و برداشتهایی که ازش داشتی برامون بگو.
سه شنبه اول مهرماه
ساعت ۱۶ تا ۱۸
مکان: خانه گوهرشاد(آدرس در پوستر)
برای ثبت نام و اطلاعات بیشتر به این آیدی در ایتا پیام دهید.
@MPoostchyan
جریان، تربیت نویسنده جریان ساز 
@jaryanihaa
در جریان باشید.
بقیه شو بیا تو جلسه تاک ببین و بشنو. یا اگر کتاب رو خوندی درباره درسها و برداشتهایی که ازش داشتی برامون بگو.
@MPoostchyan
۸
۴:۱۲
بازارسال شده از حسینیه هنر مشهد
۳
۵:۲۲
بازارسال شده از جشنواره مردمی فیلم عمار
۱
۱۴:۴۰
بازارسال شده از ..:: ایرانیوم ::...
۴
۱۰:۵۳