شرح زیارت جامعه کبیره ج 368
۲
۱۶:۱۶
---
---
---
---
---
---
---
---
---
---
۲
۱۶:۱۶
ومین بحث، مسئله عمومیت قدرت و اختیار انسان است. با توجه به آنچه عرض شد، معلوم میشود که قدرت الهی به هر چیز ممکنی تعلق میگیرد. زیرا موجودات در یک تقسیمبندی کلامی و فلسفی، یا واجب هستند یا ممکن. اگر واجب باشد، نیازی به علت ندارد و اگر ممکن باشد، ممکنالوجود است؛ یعنی حقیقتی است که نسبتش به وجود و عدم، یکسان است. برخلاف حقیقت واجبالوجود که نسبت به وجود، یکسان نیست؛ حقیقتی است که باید باشد و فرض عدم در آن معنا ندارد.
---
نیاز ممکنالوجود به علت و مرجح
️ زمانی که حقیقت ممکنالوجود نسبت به وجود و عدم مساوی شد، برای ترجیح یکی از این دو بر دیگری، نیاز به مرجح دارد. یعنی اگر قرار باشد که وجود پیدا کند، حتماً باید یک پایه علّی در کار باشد و مرجحی، وجود آن را بر عدم ترجیح دهد. بنابراین هر ممکنالوجودی در موجود شدن خود، نیازمند علت و مرجح است و این همان جایی است که قدرت الهی، به عنوان علت موجده، ظهور مییابد و هر ممکنی را که امکان وجود داشته باشد، به فیض وجود متصف میکند.
---
۲
۱۶:۱۶
کانال استاد مهندسی رحمت الله علیه
مقدمه
️ رحمان رحیم، الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. در زیارت جامعه کبیره از زبان امام هادی (سلام الله علیه)، در مقام زیارت ذوات مقدسه معصومین (علیهم السلام)، از جمله اوصافی که حضرت در معرفی ائمه (علیهم السلام) بیان فرمود، ضمن شهادتهایی که زائر در هنگام زیارت ادا میکند، این است که شهادت میدهم خدای متعال شما را به قدرت خود برگزید. ---
مرور مباحث پیشین درباره قدرت
️ در بحثهای گذشته، نکاتی در ارتباط با مسئله اِتباع و اینکه قدرت به چه معنا است، خدمت شما ارائه شد. همچنین تعریف قدرت از دو دیدگاه کلامی و فلسفی بررسی گردید و بالاخره این مطلب روشن شد که قدرت از صفات ذاتیه حق تعالی است و مختص ذات اقدس الهی میباشد. ---
طرح مسئله جدید: عمومیت قدرت پروردگار
️ از جمله نکاتی که به مناسبت، شایسته است در اینجا به آن اشاره شود، بحث عمومیت قدرت پروردگار است؛ یعنی اینکه قدرت الهی بر چه اموری تعلق میگیرد. در پاسخ به این سؤال، لازم است ابتدا به تقسیمبندی اولیه امور بپردازیم. ---
تقسیمبندی امور به ممکن و غیرممکن (محال)
️ ما میتوانیم همه امور را در یک تقسیم اولیه به دو قسم ممکن و غیرممکن (یعنی محال) تقسیم کنیم. سپس غیرممکن و محال را نیز به دو قسم محال ذاتی و محال عادی تفکیک مینماییم. ---
تعریف محال ذاتی
️ بعضی از مفاهیم هستند که در تحقق وجودی، امکان وجود پیدا کردن را ندارند. اینها را محالات ذاتی میگویند؛ یعنی ذاتاً امکان اینکه وجود پیدا بکنند، چنین امکانی وجود ندارد. مانند اجتماع نقیضین که محال است چیزی در زمان واحد و مکان واحد، هم باشد و هم نباشد. برای مثال، شما قلمی را در دست خود تصور کنید؛ امکان ندارد که این قلم هماکنون در دست شما هم باشد و هم نباشد. چنین امری وجود پیدا نمیکند. این نوع امور را محالات ذاتی مینامند، یعنی ذاتاً غیرممکن است که وجود پیدا کنند. ---
تعریف محال عادی
️ محال عادی، چیزی است که ذاتاً امکان وجودی دارد، اما از نظر عادت و روال معمولی که ما با آن آشنا هستیم، تحقق آن نیازمند ابزار، وسایل، گذشت زمان و امثال اینها است. البته امکان دارد که بدون طی آن مراحل، از جهت ابزار ظاهری و گذشت زمان، تحقق پیدا کند. به عنوان مثال، اگر چوبی بخواهد تبدیل به اژدها شود، در گذر زمان باید دگرگونیها و تحولات مختلفی را پشت سر بگذارد و در مسیر حرکت هستی قرار گیرد تا تبدیل به یک موجود زنده و اژدها شود که ممکن است قرنها طول بکشد. اما اگر از فرمول دیگری استفاده شود که بدون آن ابزار، وسایل و گذشت قرنها، با یک اراده، آن چوب تبدیل به اژدها گردد، این امکان وجودی به حسب ذات دارد، هرچند به حسب عادت غیرممکن باشد، ولی در واقع غیرممکن نیست. این نوع را محال عادی میگویند. ---
پاسخ به این سؤال که قدرت الهی به چه اموری تعلق میگیرد
️ اکنون که روشن شد بعضی از امور به ذات ممکن هستند، بعضی ذاتاً محال و امکان وجودی ندارند، و بعضی ممکناند اما تحقق آنها در یک آن، به حسب عادت ممکن نیست، پاسخ به این سؤال که قدرت الهی به چه اموری تعلق میگیرد، روشن میشود. آنچه که ذاتاً امکان وجود دارد، در قلمرو قدرت الهی قرار میگیرد؛ یعنی امکان وجودی دارد و خدای متعال به او وجود میبخشد، هرچند که محال عادی باشد. اما محال ذاتی، امکان وجود ندارد. ---
نسبت محال ذاتی با قدرت نامحدود الهی
️ معنای اینکه گفته میشود محال ذاتی امکان وجود ندارد، این نیست که -العیاذ بالله- قدرت حق محدود است؛ بلکه قدرت حق نامحدود است. اما این امر، به لحاظ ذات خود، ناشدنی است. ضعف و محدودیت در قدرت قادر و فاعل نیست، بلکه به لحاظ ضعف و عدم پذیرش و عدم امکان وجودی در ناحیه مَقْدور (چیزی که قرار است موجود شود) است، نه در ناحیه فاعل. این کار، ناشدنی است و این فعل، فعل ناشدنی میباشد. ---
نمونه روایی از امیرالمؤمنین (علیه السلام)
️ شخصی از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه الصلاة و السلام) پرسید: آیا پروردگار تو قادر است که عالم را با همین بزرگی، بدون اینکه کوچک شود، داخل تخممرغ کند به همین کوچکی و بدون اینکه بزرگ شود؟ آیا این امکان دارد؟ آیا میتواند این کار را انجام دهد؟ حضرت فرمودند که نسبت عجز و ناتوانی به خداوند داده نمیشود، اما آنچه که تو سؤال میکنی، ناشدنی است. به بیان دیگر، «إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»؛ خداوند بر هر چیزی قادر است، ولی محالات ذاتی در واقع «لاشَیء» و باطل هستند، بنابراین نمیتوانند متعلق قدرت واقع شوند. ---
نتیجهگیری: عمومیت قدرت الهی بر هر چیز ممکن
️ پس قدرت پروردگار بر هر چیزی که امکان وجود دارد، عمومیت دارد و بر هر چیزی قادر است، اما محالات ذاتی به لحاظ عدم امکان وجودی، هیچگاه نمیتوانند لباس وجود را بر تن کنند. ---
بررسی قدرت الهی و اختیار انسان
️ س
۲
۱۶:۱۸
کانال استاد مهندسی رحمت الله علیه
مقدمه
️ رحمان رحیم، الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. در زیارت جامعه کبیره از زبان امام هادی (سلام الله علیه)، در مقام زیارت ذوات مقدسه معصومین (علیهم السلام)، از جمله اوصافی که حضرت در معرفی ائمه (علیهم السلام) بیان فرمود، ضمن شهادتهایی که زائر در هنگام زیارت ادا میکند، این است که شهادت میدهم خدای متعال شما را به قدرت خود برگزید. ---
مرور مباحث پیشین درباره قدرت
️ در بحثهای گذشته، نکاتی در ارتباط با مسئله اِتباع و اینکه قدرت به چه معنا است، خدمت شما ارائه شد. همچنین تعریف قدرت از دو دیدگاه کلامی و فلسفی بررسی گردید و بالاخره این مطلب روشن شد که قدرت از صفات ذاتیه حق تعالی است و مختص ذات اقدس الهی میباشد. ---
طرح مسئله جدید: عمومیت قدرت پروردگار
️ از جمله نکاتی که به مناسبت، شایسته است در اینجا به آن اشاره شود، بحث عمومیت قدرت پروردگار است؛ یعنی اینکه قدرت الهی بر چه اموری تعلق میگیرد. در پاسخ به این سؤال، لازم است ابتدا به تقسیمبندی اولیه امور بپردازیم. ---
تقسیمبندی امور به ممکن و غیرممکن (محال)
️ ما میتوانیم همه امور را در یک تقسیم اولیه به دو قسم ممکن و غیرممکن (یعنی محال) تقسیم کنیم. سپس غیرممکن و محال را نیز به دو قسم محال ذاتی و محال عادی تفکیک مینماییم. ---
تعریف محال ذاتی
️ بعضی از مفاهیم هستند که در تحقق وجودی، امکان وجود پیدا کردن را ندارند. اینها را محالات ذاتی میگویند؛ یعنی ذاتاً امکان اینکه وجود پیدا بکنند، چنین امکانی وجود ندارد. مانند اجتماع نقیضین که محال است چیزی در زمان واحد و مکان واحد، هم باشد و هم نباشد. برای مثال، شما قلمی را در دست خود تصور کنید؛ امکان ندارد که این قلم هماکنون در دست شما هم باشد و هم نباشد. چنین امری وجود پیدا نمیکند. این نوع امور را محالات ذاتی مینامند، یعنی ذاتاً غیرممکن است که وجود پیدا کنند. ---
تعریف محال عادی
️ محال عادی، چیزی است که ذاتاً امکان وجودی دارد، اما از نظر عادت و روال معمولی که ما با آن آشنا هستیم، تحقق آن نیازمند ابزار، وسایل، گذشت زمان و امثال اینها است. البته امکان دارد که بدون طی آن مراحل، از جهت ابزار ظاهری و گذشت زمان، تحقق پیدا کند. به عنوان مثال، اگر چوبی بخواهد تبدیل به اژدها شود، در گذر زمان باید دگرگونیها و تحولات مختلفی را پشت سر بگذارد و در مسیر حرکت هستی قرار گیرد تا تبدیل به یک موجود زنده و اژدها شود که ممکن است قرنها طول بکشد. اما اگر از فرمول دیگری استفاده شود که بدون آن ابزار، وسایل و گذشت قرنها، با یک اراده، آن چوب تبدیل به اژدها گردد، این امکان وجودی به حسب ذات دارد، هرچند به حسب عادت غیرممکن باشد، ولی در واقع غیرممکن نیست. این نوع را محال عادی میگویند. ---
پاسخ به این سؤال که قدرت الهی به چه اموری تعلق میگیرد
️ اکنون که روشن شد بعضی از امور به ذات ممکن هستند، بعضی ذاتاً محال و امکان وجودی ندارند، و بعضی ممکناند اما تحقق آنها در یک آن، به حسب عادت ممکن نیست، پاسخ به این سؤال که قدرت الهی به چه اموری تعلق میگیرد، روشن میشود. آنچه که ذاتاً امکان وجود دارد، در قلمرو قدرت الهی قرار میگیرد؛ یعنی امکان وجودی دارد و خدای متعال به او وجود میبخشد، هرچند که محال عادی باشد. اما محال ذاتی، امکان وجود ندارد. ---
نسبت محال ذاتی با قدرت نامحدود الهی
️ معنای اینکه گفته میشود محال ذاتی امکان وجود ندارد، این نیست که -العیاذ بالله- قدرت حق محدود است؛ بلکه قدرت حق نامحدود است. اما این امر، به لحاظ ذات خود، ناشدنی است. ضعف و محدودیت در قدرت قادر و فاعل نیست، بلکه به لحاظ ضعف و عدم پذیرش و عدم امکان وجودی در ناحیه مَقْدور (چیزی که قرار است موجود شود) است، نه در ناحیه فاعل. این کار، ناشدنی است و این فعل، فعل ناشدنی میباشد. ---
نمونه روایی از امیرالمؤمنین (علیه السلام)
️ شخصی از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه الصلاة و السلام) پرسید: آیا پروردگار تو قادر است که عالم را با همین بزرگی، بدون اینکه کوچک شود، داخل تخممرغ کند به همین کوچکی و بدون اینکه بزرگ شود؟ آیا این امکان دارد؟ آیا میتواند این کار را انجام دهد؟ حضرت فرمودند که نسبت عجز و ناتوانی به خداوند داده نمیشود، اما آنچه که تو سؤال میکنی، ناشدنی است. به بیان دیگر، «إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»؛ خداوند بر هر چیزی قادر است، ولی محالات ذاتی در واقع «لاشَیء» و باطل هستند، بنابراین نمیتوانند متعلق قدرت واقع شوند. ---
نتیجهگیری: عمومیت قدرت الهی بر هر چیز ممکن
️ پس قدرت پروردگار بر هر چیزی که امکان وجود دارد، عمومیت دارد و بر هر چیزی قادر است، اما محالات ذاتی به لحاظ عدم امکان وجودی، هیچگاه نمیتوانند لباس وجود را بر تن کنند. ---
بررسی قدرت الهی و اختیار انسان
️ س
به کارهای ما وابسته نیست. بنابراین کارهای ما نمیتوانند موجودی مستقل و بیارتباط با خدای متعال در نظام هستی باشند. ما نمیتوانیم وجودی پیدا کنیم که با واجبالوجود ارتباطی نداشته باشد.
برهان بر عمومیت قدرت الهی و امتناع استقلال افعال انسان
️ برهان بر عمومیت و اطلاق قدرت واجبالوجود اجازه نمیدهد که ما کارهای خود را ممتاز و جدای از قدرت الهی بدانیم. مگر میشود چیزی در نظام هستی تحقق پیدا کند بدون اینکه مرتبط با قدرت خدا باشد و بدون اینکه مرتبط با اراده الهی باشد؟ امکان ندارد. هستیبخشی به هر موجودی اختصاص به خدای متعال دارد و این فعلی که از ما سر میزند و این کاری که ما انجام میدهیم، بالاخره یک موجودیت پیدا میکند. این موجودیت از کجا میآید؟ اگر ما که خودمان در وجودمان هیچ گونه استقلالی نداریم و عین ربط به خدای متعال هستیم، چگونه میتوانیم فعلی را انجام دهیم و به آن هستی و وجود ببخشیم، بدون اینکه آن فعل منسوب به خدای متعال باشد؟ این امر محال است.
۲
۱۶:۱۸
کانال استاد مهندسی رحمت الله علیه
ومین بحث، مسئله عمومیت قدرت و اختیار انسان است. با توجه به آنچه عرض شد، معلوم میشود که قدرت الهی به هر چیز ممکنی تعلق میگیرد. زیرا موجودات در یک تقسیمبندی کلامی و فلسفی، یا واجب هستند یا ممکن. اگر واجب باشد، نیازی به علت ندارد و اگر ممکن باشد، ممکنالوجود است؛ یعنی حقیقتی است که نسبتش به وجود و عدم، یکسان است. برخلاف حقیقت واجبالوجود که نسبت به وجود، یکسان نیست؛ حقیقتی است که باید باشد و فرض عدم در آن معنا ندارد. ---
نیاز ممکنالوجود به علت و مرجح
️ زمانی که حقیقت ممکنالوجود نسبت به وجود و عدم مساوی شد، برای ترجیح یکی از این دو بر دیگری، نیاز به مرجح دارد. یعنی اگر قرار باشد که وجود پیدا کند، حتماً باید یک پایه علّی در کار باشد و مرجحی، وجود آن را بر عدم ترجیح دهد. بنابراین هر ممکنالوجودی در موجود شدن خود، نیازمند علت و مرجح است و این همان جایی است که قدرت الهی، به عنوان علت موجده، ظهور مییابد و هر ممکنی را که امکان وجود داشته باشد، به فیض وجود متصف میکند.
۲
۱۶:۱۹
شرح زیارت جامعه کبیره ج 367
.
.
۱
۱۶:۲۶
۱
۱۶:۲۷
درت الهی برگزیده شدند که وجود و حقیقت آنها نشانه عظمت و قدرت لایزال الهی است و همچنین مظهر قدرت مطلقه حق تعالی میباشند.
تأیید از بیانات امیرالمؤمنین: ملکوت قدرت
️ تأیید بر این مطلب، بیانی است که امیرالمؤمنین (علیه السلام) در خطبه ۹۱ نهج البلاغه فرمود: «وَ أَرَانَا مَلَکُوتَ الْقُدْرَةِ». مسلم است که «أَرَانَا» یعنی به ما نشان داد و «مشاهده» در اینجا به معنای تحقق به باطن قدرت حق است. یعنی ما وجودمان به گونهای است که ملکوت قدرت الهی در ما تحقق پیدا کرده و ما مظهر قدرت مطلقه حق هستیم.
تأیید دیگر: تجلی خدا در کتاب تکوینی و تدوینی
️ در بیان دیگری در خطبه ۱۴۷ نهج البلاغه، حضرت فرمود: «فَتَجَلَّی لَهُمْ سُبْحَانَهُ فِی کِتَابٍ». تجلی حق در قرآن کریم به این معناست که خدای متعال در کتاب تجلی پیدا کرد و در واقع اراده و قدرت حق دانسته شده است؛ یعنی خداوند دارد قدرت خود را نشان میدهد؛ هم در کتاب تدوینی (قرآن) و هم در کتاب تکوینی (نظام عالم هستی). در هر دو کتاب، خدای متعال قدرت خود را به نمایش میگذارد و از آنجایی که امام و قرآن دارای یک حقیقت واحد هستند، این تجلی قدرت در وجود امام نیز به تمام معنا تحقق یافته است.
۱
۱۶:۲۷
کانال استاد مهندسی رحمت الله علیه
درت الهی برگزیده شدند که وجود و حقیقت آنها نشانه عظمت و قدرت لایزال الهی است و همچنین مظهر قدرت مطلقه حق تعالی میباشند.
تأیید از بیانات امیرالمؤمنین: ملکوت قدرت
️ تأیید بر این مطلب، بیانی است که امیرالمؤمنین (علیه السلام) در خطبه ۹۱ نهج البلاغه فرمود: «وَ أَرَانَا مَلَکُوتَ الْقُدْرَةِ». مسلم است که «أَرَانَا» یعنی به ما نشان داد و «مشاهده» در اینجا به معنای تحقق به باطن قدرت حق است. یعنی ما وجودمان به گونهای است که ملکوت قدرت الهی در ما تحقق پیدا کرده و ما مظهر قدرت مطلقه حق هستیم.
تأیید دیگر: تجلی خدا در کتاب تکوینی و تدوینی
️ در بیان دیگری در خطبه ۱۴۷ نهج البلاغه، حضرت فرمود: «فَتَجَلَّی لَهُمْ سُبْحَانَهُ فِی کِتَابٍ». تجلی حق در قرآن کریم به این معناست که خدای متعال در کتاب تجلی پیدا کرد و در واقع اراده و قدرت حق دانسته شده است؛ یعنی خداوند دارد قدرت خود را نشان میدهد؛ هم در کتاب تدوینی (قرآن) و هم در کتاب تکوینی (نظام عالم هستی). در هر دو کتاب، خدای متعال قدرت خود را به نمایش میگذارد و از آنجایی که امام و قرآن دارای یک حقیقت واحد هستند، این تجلی قدرت در وجود امام نیز به تمام معنا تحقق یافته است.
۲
۱۶:۳۰